خطابه
چو با یاران ز گورستان گذر کرد
بگفت آن رفتگان را پندِ پُر درد
اَلا ای ساکنان در ترس و وحشت
به دورانی بلند، از حیثِ مُدَّت
مُقَرَّر در مکانِ خالی از کس
به گورِ تارِ پُر از خاک و از خَس
اَلا ای اهلِ خاک و اهلِ غُربَت
اَلا ای اهلِ تنهایی و وحشت
شما پیش اید و ما آینده در پِی
که این رَه را کُنَد هر آدمی، طِی
و امّا گویم از دنیا هم اکنون
که تا گردید از گفتم دگرگون
به خانْمانْتان دگر کس گشته ساکن
بدنْتان مُنقَلِب در خاکِ موهِن
زنانْتان با دگر کس گشته همسر
تلاشیده بدنهاتان سراسر
تمامِ مالهاتان گشته تقسیم
شما ماندید بی مال و زر و سیم
و این بود از خبرها در میانْمان
شما گویید اکنون رازِ پنهان
که خوشتر توشه، تقوای الهی است
شود هرچه به جز آن، باطل و نیست
سرودهی محمد امین امیدی در 18 خرداد 1405. برگرفته از حکمت 130 نهجالبلاغه و شرح آیتالله مکارم شیرازی بر آن.
مطلبی دیگر از این انتشارات
خویش و بیگانه
مطلبی دیگر از این انتشارات
تمرکز
مطلبی دیگر از این انتشارات
یادآوری