نه دیوونه‌ای، نه خیالباف! (نیروی واقعیِ اون صدایی که می‌افته به دلت)

اون زمزمهٔ کوچیک ته ذهنت رو می‌شناسی؟ همون حسی که وقتی می‌خوای یه تصمیم بزرگ بگیری یا با یه آدم جدید آشنا میشی، یهو پیداش میشه. یه چیزی مثل یه هشدار آروم یا یه چراغ سبز بی‌صدا. ماها یاد گرفتیم همیشه دنبال دلیل و منطق بگردیم. مغزمون داد میزنه: «مدرک بیار!» اما یه چیزی ته دلمون آروم میگه: «فقط حسش کن» و معمولاً نبرد رو به اون صدای بلندتر می‌بازیم. بعدش، وقتی همه چیز خراب شد، به خودمون میگیم: «آخ! می‌دونستما... به دلم افتاده بود.»

اعتماد به حس درونی
اعتماد به حس درونی

اما واقعاً این حس چیه؟

توهم ساده‌ست یا یه قطب‌نمای پنهان که تو وجودمون کار گذاشتن؟ چرا گاهی انقدر دقیق و درسته، حتی وقتی هیچ دلیل منطقی‌ای پشتش نیست؟ مهم‌تر از اون، چطوری میشه صداش رو از بین هزارتا فکر و ترس و نگرانی دیگه تشخیص داد و بهش اعتماد کرد؟

این صدا، صادق‌ترین مشاوریه که تو زندگیت داری، به شرطی که بلد باشی بهش گوش بدی. توی مطلب اصلی، دقیقاً همین قفل رو باز کردم و گفتم این حس از کجا میاد و چطور میشه قوی‌ترش کرد.

جزئیات کامل و ادامه این مطلب رو می‌تونی پایین همین پست تو باکس CTA بزنی رو لینک و بخونی 👇