خلوتی نمایشگاه کتاب (قسمت دوم)

نمایشگاه کتاب امسال با تمام خوبی‌ها و انتقادهایی که داشتیم و نگفتیم، به پایان رسید و اکنون که این بخش را می‌نویسم، آمار فروش و هزینه‌های دولتی و تخمین استقبال از غرفه‌های نمایشگاه هم به صفحه گزارش و جراید آمده‌اند و مثل هر سال خیلی زود به فراموشی خواهند رفت... حالتی که به آن عادت کرده‌ایم؛ لطفا راهی برای فرار از این عادت همگانی معرفی کنید!

امیدوارم گزاره‌های مورد بحث در نوشتار پیشین را به دست فراموشی نسپرده باشید. هرچند برای حفظ پیوستگی متن سه گزاره پایانی یعنی 3 و 4 و 6 ، که دغدغه و انگیزه اصلی این نوشتار بود را یادآوری خواهم کرد:

گزاره 3: نمایشگاه، محل ارایه و نمایش کتاب است و آمار خرید و فروش، معیار خوبی برای استقبال اهالی کتاب نیست.

گزاره4: خلوت شدن نمایشگاه کتاب در قیاس با سال‌های پیش، به علت دوره پساکروناست و بسیاری افراد، بازدید مجازی یا همان نمایشگاه مجازی کتاب را ترجیح می‌دهند.

گزاره 6: به طور کلی با نسلی مواجهیم که دیگر کتاب نمی‌خواند و در بهترین شرایط کتاب صوتی یا پادکست می‌گوشد (درستش همین است:)!اهل گوشیدن اید یا خواندن؟

خب اگر خاطر مبارک‌تان باشد، سه زاویه برای بررسی و کاوش در این سه گزاره پیشنهاد شدند و ابتدا بر روی آخرین نکته متمرکز شدیم: ریزش جمعیت حاشیه نمایشگاه و بازدیدکنندگان غیرتهرانی که مسئله روشن و ساده‌ای بود و بسیاری از اهالی فرهنگ و حوزه نشر و عوامل اجرایی نمایشگاه بر درستی آن شواهد و نکات قابل ملاحظه‌ای گفته‌اند.

اما دو گزینه دیگر: تعریف استاندارد نمایشگاه و نیز تغییر نسل و شتاب‌گرایی. برای احترام به ویژگی این نسل و زمانه شتاب‌زده، هر دو مورد را در یک متن خلاصه و کوتاه تبیین خواهم کرد.

وقتی سخن از تعریف استاندارد به میان می‌آید باید به سراغ جستجویی برای مقایسه بهتر برویم و در این زمانه، چه چیزی بهتر از جناب هوش مصنوعی:

لینک عکس
لینک عکس

نمایشگاه‌های کتاب در سراسر جهان، به طور کلی، رویدادهایی تجاری و فرهنگی هستند که در آن ناشران، کتاب‌فروشان، نویسندگان و سایر فعالان صنعت نشر در یک مکان گرد هم می‌آیند تا جدیدترین آثار را به نمایش بگذارند، با مخاطبان تعامل کنند و فرصت‌هایی برای تبادل نظر و تجارت ایجاد کنند. این نمایشگاه‌ها معمولاً شامل نمایشگاه‌های کتاب، نشست‌های تخصصی، کارگاه‌ها و سمینارهای فرهنگی هستند.

البته این را هم گفت که در برخی از آن‌ها همچون نمایشگاه کتاب فرانکفورت، لانچ بوک و فروشگاه در نمایشگاه کتاب دایر می‌باشد و در بعضی از آن‌ها نیز فروش عمومی- غیر از ناشران و کتاب‌فروشی‌ها- در نظر گرفته می‌شود.

بنابراین نمی‌توان گفت که یک تعریف استاندارد ما را ملزم می‌کند که به هیچ وجه، فروشی برای عموم افراد جامعه در نمایشگاه کتاب انجام نشود. اما من می‌خواهم این تعریف استاندارد را با توجه به موضوع دوم یعنی تغییر نسل و شرایط زمانی کمی دست‌کاری کنم.

اگر بپذیریم که در یک مسابقه سرعتِ: کمترین زمان؛ بیشترین بازدید، گیر افتاده‌ایم؛ برای دیده شدن و هر جلب توجه و بازدیدی باید به الگوریتم این مسابقه احترام بگذاریم. این احترام یعنی من شرایط اولیه را می‌دانم. راه‌های بدست آوردن نتیجه بهینه را بلدم و پرش‌ها و میان‌برها را به موقع و مناسب به کار خواهم بست.

آن‌چه بدیهی به نظر می‌رسد این است که اگر دلیلی برای خواندن کتاب به صورت چاپی برای یک فرد وجود نداشته باشد بنابراین حضور افرادی مانند او که تنها به محتوای صوتی توجه می‌کنند، بی‌معناست؛ هرچند نمی‌توان گفت که تمامی افرادی که از پادکست‌ها و یا کتاب صوتی استفاده می‌کنند اصلا کتاب چاپی نمی‌خوانند و یا علاقه‌ای به حضور در نمایشگاه نیز ندارند...

اما بهرحال رشد کتاب‌های صوتی و نیز خلاصه‌های صوتی کتاب‌ها، نیاز به خرید کتابی با قیمت گزاف را تاحدی، برطرف نموده و این عدم علاقه می‌تواند کاهش تعداد بازدیدکنندگان را به همراه داشته باشد.

حال اگر قرار است به تناسب تغییر نسل و شتاب بازدیدکنندگان، تغییری در تعریف نمایشگاه کتاب حاصل شود، به نظرتان این تغییر از چه جنسی خواهد بود؟

اگر خوب به حاشیه‌های نمایشگاه کتاب و سالن نیم‌طبقه واقع در شبستان دقت کرده باشید، در این سال‌ها حضور افرادی متخصص در زمینه‌های گوناگون برای برقراری نشست هم‌اندیشی در مورد موضوع‌های تخصصی حوزه نشر و کتاب بسیار بیش از قبل شده است. برای نمونه می‌توانم به حضور جالب توجه تنی چند از اساتید فبک (برنامه فلسفه برای کودکان) برای رونمایی از یک کتاب در زمینه ادبیات کهن فارسی و ورود آن به عنوان محرک کلاس فبک، اشاره کنم که در پایان آن گفت‌وگوی سه نفره اساتید، برای پرسش و پاسخ و نقد و نظر در مورد کتاب و محتوای آن نیز زمانی اختصاص یافته بود.


چه می‌خواهم بگویم: این‌که اگر به دنبال جذب نسل جوان و تربیت کتاب‌خوان‌هایی با انگیزه هستیم و یا دغدغه فروش و نشر منابع کتابی داریم، باید به این تغییر ذائقه احترام بگذاریم، یکی از این راه‌ها و تغییر زمینه‌ای در نمایشگاه کتاب می‌تواند این باشد که نمایشگاه به ایده جذب نشست‌های کتاب‌خوانی در این یک هفته بیندیشد و یا راهکاری برای ایجاد استارتاپ‌های کتابی و یا نمایشگاه‌هایی ویژه برای کتاب‌های صوتی و پادکست‌ها جهت ترغیب خوانندگان به امر مطالعه در کنار سالن‌های اصلی در نظر گرفته شود...

تصور کنید مشتاقان امر مطالعه و کتاب بدانند که در مدت یک هفته برپایی کتاب قرار است در سالن‌های مختلف نمایشگاه و یا غرفه‌های معروف و در حاشیه فروش کتاب، چند امکان هم‌زمان برای دورهمی و بحث و تبادل نظر هم‌چون

حضور در یک استارتاپ جدید

و یا محفل پرسش و پاسخ کتابی

و یا عضوگیری گوینده‌های خوش صدا و خوش خوان جهت ایجاد پادکست و... وجود دارد؛


شرایطی که کم و بیش در گوشه و کنار جمع‌های فرهنگی و نیز نمایشگاه کتاب فراهم است و به خوبی می‌تواند ایده نمایشگاه را به یک ایده این‌زمانی و همراه با نسل نواندیش تبدیل کند.

به امید رویش و افزایش چنین ایده‌هایی؛ اما فراموش نکنیم که نمایشگاه کتاب تهران، بزرگ‌ترین رویداد کتابی کشور است که هر ساله برپا می‌شود و برای برپایی آن هزینه‌های بسیاری چه به لحاظ انسانی و مالی صرف می‌شود. پس بهتر است که آن را به بهترین و کاراترین شکل ممکن بهینه‌سازی کنیم تا مشتاقان بسیاری را به این دورهمی فرهنگی و تبادل نظر فراخوانده و از حالت جزیره‌ای کنونی آن خارج شود.

آناکاوانه را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

آدرس سایت:

https://Anacavaneh.ir