تحلیل تحولات اخیر پیرامون رضا پهلوی و پیامدهای آن

در روز گذشته، یاسمین پهلوی، همسر رضا پهلوی، با انتشار پیامی در قالب استوری اینستاگرامی اعلام کرد که رضا پهلوی در روزهای آینده از فعالیت‌های مرتبط با اپوزیسیون و جریان سلطنت‌طلبی کناره‌گیری خواهد کرد. این اعلام موضع، بازتاب‌های گسترده‌ای در فضای سیاسی و اجتماعی ایران و خارج از کشور داشته و از چند منظر قابل بررسی است:

۱. کاهش اعتماد عمومی به رضا پهلوی و اطرافیانش

پس از درگیری‌های دوازده‌روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی، موضع‌گیری رضا پهلوی در حمایت از اسرائیل و بی‌توجهی به جنایات جنگی و کودک‌کشی این رژیم، موجب خشم و بی‌اعتمادی گسترده در میان مردم ایران شد. تناقض آشکار میان شعارهای پیشین او درباره آزادی، مردم‌سالاری و عدالت با حمایت از رژیمی متجاوز، این پرسش را در ذهن افکار عمومی ایجاد کرد که آیا هدف اصلی او بازگشت به قدرت است یا خدمت به مردم؟ بسیاری بر این باورند که گرایش او به اسرائیل نه از سر دغدغه ملی، بلکه برای تحقق آرزوی دیرینه سلطنت‌طلبی‌اش بوده است.

۲. فقدان سابقه مدیریتی و صلاحیت سیاسی

رضا پهلوی طی سال‌های اخیر عمدتاً از طریق شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های ماهواره‌ای به ایراد سخنرانی و صدور بیانیه پرداخته، اما هیچ‌گونه سابقه اجرایی یا مدیریتی در عرصه سیاسی ندارد. عملکرد او بیشتر معطوف به ایجاد تفرقه، تحریک اختلافات جناحی و تاریخی، و تضعیف انسجام ملی بوده است. همچنین، دارایی‌های گسترده و خانه‌های مجلل او در اروپا و آمریکای شمالی، بدون شفافیت مالی، موجب طرح پرسش‌هایی جدی درباره منبع تأمین این ثروت‌ها شده است. برخی منابع ادعا می‌کنند که خاندان پهلوی هنگام خروج از ایران، مبلغی بالغ بر ۴۰ میلیون دلار را از کشور خارج کرده و در بانک‌های سوئیس نگهداری کرده‌اند. این فقدان شفافیت مالی و نبود سابقه مدیریتی، موجب بی‌اعتمادی نخبگان و اقشار آگاه جامعه نسبت به او شده است.

۳. افکار و رفتارهای حامیان افراطی و غیرموجه

در همایش اخیر مونیخ که توسط رضا پهلوی و هوادارانش برگزار شد، با حضور حدود ۲۵۰ نفر، شاهد حضور افرادی با گرایش‌های تجزیه‌طلبانه، ضد دینی و افراطی بودیم. برخی شرکت‌کنندگان با نمایش پرچم‌های اسرائیل، آمریکا، انگلیس و حتی ساواک، نمادهایی از سرکوب و جنایت را به نمایش گذاشتند. همچنین، اظهارات برخی افراد مبنی بر وابستگی مذهبی به اشخاص یا عضویت در گروه‌های خاص اجتماعی، نشان‌دهنده تنوع افکار غیرهمسو با فرهنگ و ارزش‌های ملی بود. این رویداد، تصویری نگران‌کننده از ترکیب حامیان رضا پهلوی ارائه داد و موجب شد بسیاری از مردم نسبت به اهداف واقعی این جریان دچار تردید شوند و از رضا پهلوی بی اعتماد شوند.

۴. ناکامی در مقابله با وحدت ملی مردم با جمهوری اسلامی ایران

رضا پهلوی و همراهانش طی سال‌های گذشته تلاش‌های متعددی برای ایجاد نارضایتی عمومی و فروپاشی ساختار جمهوری اسلامی ایران داشته‌اند؛ از حوادث سال ۱۳۹۶ تا اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و وقایع سال ۱۴۰۱. با این حال، هیچ‌یک از این تلاش‌ها به نتیجه نرسید و وحدت ملی، عزت ایرانی و انسجام جامعه انقلابی مانع تحقق اهداف آنان شد. حملات رژیم صهیونیستی به ایران نیز نتوانست زمینه‌ساز فروپاشی داخلی شود، بلکه موجب تقویت همبستگی ملی و تضعیف ارتباطات اپوزیسیون با قدرت‌های خارجی گردید. در نهایت، این تحولات به افول جریان سلطنت‌طلب و کاهش نفوذ رضا پهلوی در عرصه سیاسی منجر شد.

رضا پهلوی دیگر راهی بجز کناره گیری ندارد، دیگر نه مردم به آن اعتماد دارند و نه خود طرفدارانش، رضا پهلوی به اجبار باید از صحنه اپوزیسیونی برود و همیشه در حسرت سلطنت طلبی بماند، کسی که برای کشتار ملت ایران خوشحال است که می تواند با کشتار مردم شاه شود و فساد اش را در ایران پیاده کند، مردم نمی خواهند، مردم آگاه هستند و پای ارزش های این انقلاب و پای خاک ایران می مانند.

شاهین نجفی، حمید فرخ نژاد، علیرضا نوری زاده، پوریا زراعتی و هزاران دار و دسته رضا پهلوی و طرفداران سلطنت طلب اپوزيسيون باید به فکر کاری دیگر باشند تا بتوانند پول خودشان و حقوق خودشان را از یک جای دیگر بگیرن تا تو غربت نفس بکشند، آخر و عاقبت وطنفروشی و عقل ناقص این می شود، به کسی اعتماد و تکیه کردند که حرفش را یک کودک پنج ساله حساب نمی کند، دست بردارید سیرک پهلوی.