الحمدالله رب العالمین
جنگ رسانهای اینترنشنال صهیونی علیه ملت ایران، چرا و به چه دلیل آگاهی در رسانه مهم است؟ هدف چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم
نقش رسانههای صهیونیستی در تحریک اغتشاشات و تهدید امنیت ملی ایران، مقدمه در دنیای امروز، رسانهها یکی از قدرتمندترین ابزارهای تأثیرگذار بر افکار عمومی و سیاستهای کشورها هستند. این قدرت، بهویژه در دسترسی به جمعیت جوان و فعال، میتواند به یک سلاح دوگانه تبدیل شود:
یا به عنوان یک ابزار اطلاعرسانی و آگاهیبخشی، یا به عنوان یک ابزار تحریک، تبلیغاتی و تضعیف امنیت ملی. در این متن، به بررسی نقش رسانههای صهیونیستی، بهویژه شبکه اینترنشنال، در تحریک اعتراضات و اغتشاشات در ایران پرداخته میشود. این شبکه، با استفاده از تکنیکهای جنگ نرم، تلاش میکند تا جامعه ایرانی را به التهاب کشاند و به سمت نابودی نظام جمهوری اسلامی هدایت کند.
بخش اول:
نابودی ایران؛ هدف اصلی جنگ نرم تحریک جامعه به اغتشاشات وحشیانه شبکه اینترنشنال، بهعنوان یکی از رسانههای صهیونیستی، از ابتدا اعتراضات بازاریان در شهر تهران به عنوان یک فرصت استراتژیک دیده است. این شبکه، با پوشش خبری مداوم و گاه غیرواقعی، جامعه ایرانی را به التهاب کشاند. این التهاب، در نهایت منجر به اغتشاشات وحشیانه در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ شد. اینترنشنال، با پخش شعارهای اعتراضی، تعقیر صدای مردم در شعار دهی، و تحریک فضای اینترنتی، جامعه را به سمت اغتشاشات گسترده هدایت کرد. این اغتشاشات، در نهایت با حضور اغتشاشگران به دستور رضا پهلوی و تحت حمایت رژیم صهیونیستی، به آشوب تبدیل شد. این آشوب، نه تنها خیابانها و اموال مردم را به آتش کشید، بلکه جان انسانهای بیگناه را هم به خطر انداخت. اما سوال اصلی این است: هدف اصلی این اعتراضات چیست؟
پاسخ واضح است: نابودی ایران.
منابع مالی اینترنشنال و نقش موساد اینترنشنال، بهطور کامل از منابع مالی رژیم صهیونیستی (موساد) تامین میشود. این شبکه، با هدف تحریک جامعه ایرانی، تمامی منابع خود را به سمت اغتشاش و اعتراضات هدایت میکند. این تحریک، بهطور مستقیم با هدف نابودی نظام جمهوری اسلامی و برگرداندن حکومت پهلوی به قدرت است. هدف اصلی این جنگ نرم، کسب منافع ملی و صنعتی ایران است. این منافع شامل منابع طبیعی، نفت، گاز، فناوری هستهای و نیروی انسانی ماهر ایران است. با نابودی نظام جمهوری اسلامی، این منابع بهراحتی در اختیار دشمنان قرار میگیرد. این روند، در سال ۱۴۰۱ نیز تکرار شد، اما با فراخوان گسترشیافته پهلوی و حمایت اینترنشنال، به یک آشوب بزرگ تبدیل شد و در آخر بی نتیجه ماند، اما در این باره، یک سوال مهم وجود دارد؟
لیدر واقعی این اغتشاشات کیست؟ و بودجه این اغتشاشات از کجا تامین میشود؟ جواب واضح است: رضا پهلوی نیست،اینترنشنال نیست، بلکه رژیم صهیونیستی است. هدف اصلی این رژیم، نابودی حکومت ایران و برگرداندن حکومت پهلوی به قدرت است. این حکومت، در دوران ۱۳۰۴ تا ۱۳۵۷، منافع ملی ایران را بهخوبی به دشمنان واگذار کرده بود.
بخش دوم: تحلیل رویکرد رسانهای بینالمللی در قبال تحولات ایران
رسانههای بینالمللی، به ویژه شبکه اینترنشنال، همواره با ارائه تعابیر خاص از رویدادهای داخلی ایران، سعی در تاثیرگذاری بر افکار عمومی داشتهاند. درِ اخیر، شاهد افزایش چشمگیر چنین رویکردی بودهایم که در آن، اغتشاشات پراکنده به عنوان یک انقلاب ملی و گسترده به رهبری خاندان پهلوی معرفی میشوند.
شبکه اینترنشنال و تحلیلگران وابسته به آن، معتقدند این دور از تحولات آخرین زره شکنی خواهد بود و پهلوی، قدرت را در ایران به دست خواهد گرفت. این کانال، با انتشار اخبار گزینشی و گاه غیرواقعی، تلاش دارد فضایی از هرج و مرج و بیثباتی را در کشور ایجاد کند. از جمله این اخبار، ادعای کشته شدن تعداد قابل توجهی از شهروندان، بروز ناآرامیهای گسترده در شهرهای بزرگ، عزل نمادهای نظام جمهوری اسلامی و جایگزینی آنها با نمادهای دوران پیشین، تجمعهای میلیونی با فراخوان پهلوی، فرار مسئولان دولتی، و سردرگمی نیروهای مسلح عنوان شدهاند.
هدف نهایی این رویکرد، تضعیف انسجام ملی و ایجاد شکاف در جامعه ایران است، نه صرفاً سرنگونی حکومت. چرا که تضعیف اعتماد عمومی به نظام و نهادهای کشور، میتواند منجر به انزوای ملت از حمایت از منافع ملی و خانهزدایی از ارزشهای بومی و فرهنگی شود و زمینه را برای نفوذ عوامل خارجی فراهم آورد.
بخش سوم: تحلیل خبری و ابعاد پنهان در روایتپردازی اینترنشنال پیرامون تهدیدات ترامپ علیه ایران
رویدادهای اخیر در ایران، به ویژه اغتشاشات در دی ماه، آشکارا توجه رسانههای بینالمللی را به خود جلب کرد. کانال اینترنشنال، منوتو، بی بی سی، ایران فردا و غیره به عنوان یکی از رسانههای فعال در این حوزه، پس از پوشش خبری این اعتراضات، به سرعت محور توجه خود را به سمت تهدیدات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، علیه ایران معطوف نمود. این تغییر ناگهانی در تمرکز خبری، همراه با نحوه ارائه و تحلیل مطالب، سوالات مهمی را در خصوص اهداف و انگیزههای پشت این کنش رسانهای مطرح میکند.
بخش چهارم: پیشینه روابط ایران و آمریکا در دوران ترامپ: چشماندازی به تشدید تنشها
دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ شاهد تشدید بیسابقه تنشها بین ایران و آمریکا بود. خروج آمریکا از توافق هستهای برجام در سال ۲۰۱۸، اعمال تحریمهای سنگین اقتصادی علیه ایران، و تهدیدات مکرر ترامپ به حمله نظامی به ایران، از جمله وقایع مهم این دوره به شمار میروند.
ترامپ با اتخاذ رویکرد «فشار حداکثری» علیه ایران، سعی در تحت فشار قرار دادن این کشور و وادار کردن آن به پذیرش خواستههای آمریکا داشت. این سیاست، علاوه بر آسیب رساندن به اقتصاد ایران، به طور چشمگیری سطح تنشها در منطقه را افزایش داد.
بخش پنجم: روایت اینترنشنال از تهدیدات ترامپ: بازنمایی اغراقآمیز و هدفمند
پس از پوشش خبری اغتشاشات دی ماه، اینترنشنال به طور گسترده به بازتاب و تحلیل تهدیدات ترامپ علیه ایران پرداخت. این رسانه، با برجسته کردن سخنان ترامپ در مورد احتمال وقوع جنگ تمامعیار با ایران، سعی در ایجاد تصویری ترسناک و ملموس از این تهدید داشت.
نحوه ارائه این اخبار، اغلب با استفاده از تکنیکهای بازنمایی اغراقآمیز و ایجاد حس فوریت همراه بود. برای مثال، اینترنشنال به طور مکرر از عباراتی مانند "جنگ قریبالوقوع"، "حمله تمامعیار"، و "تهدید هستهای" استفاده میکرد تا احساس ترس و نگرانی را در بین مخاطبان تقویت کند.
علاوه بر این، اینترنشنال اغلب به گزارشهای غیرموثق و تحلیلهای جانبدارانه تکیه میکرد تا ادعای خود را مبنی بر خطر قریبالوقوع جنگ با ایران توجیه کند. این رسانه همچنین به طور هدفمندی از اظهارات و اقدامات افرادی که از جنگ با ایران حمایت میکردند، برای تقویت این ایده استفاده میکرد.
بخش ششم: دوگانهسازی رسانهای اینترنشنال: ابزاری برای تداوم تنشها
نحوه ارائه مطالب توسط اینترنشنال، به وضوح نشاندهنده الگوی دوگانهسازی رسانهای است. این الگوی رسانهای، به معنای ارائه یک تصویر ناقص و یکجانبه از واقعیت، و برجسته کردن برخی جنبهها در حالی که سایر جنبهها نادیده گرفته میشوند، است.
در مورد تهدیدات ترامپ علیه ایران، اینترنشنال با تمرکز صرف بر این تهدیدات و نادیده گرفتن سایر عوامل موثر در روابط ایران و آمریکا، یک تصویر انحرافی از واقعیت ارائه میدهد. این رسانه، با ایجاد تصویری از ایران به عنوان یک قربانیِ تهدیدات ترامپ، سعی در جلب حمایت افکار عمومی بینالمللی برای این کشور دارد.
در عین حال، اینترنشنال به طور کامل به نقش و دخالت آمریکا در منطقه و حمایت از رژیم صهیونیستی را نادیده میگیرد. این امر، باعث میشود تا مخاطبان نتوانند درک جامعی از پیچیدگیهای روابط ایران و آمریکا به دست آورند.
بخش هفتم: تحلیل انتقادی: بررسی انگیزههای پنهان اینترنشنال
سؤالی که مطرح میشود این است که چرا اینترنشنال به طور خاص بر تهدیدات ترامپ علیه ایران تمرکز کرده است؟ پاسخ به این سوال، نیازمند بررسی دقیق انگیزههای پنهان پشت این رویکرد رسانهای است.
به نظر میرسد که انگیزههای متعددی در این زمینه نقش داشته باشند. نخست، اینترنشنال به عنوان یک رسانه تحت حمایت مالی دولت صهیونیستی و غربی، منافع این کشورها را دنبال میکند. این کشورها، همواره روابط سردی با ایران داشتهاند و از تشدید تنشها بین ایران و آمریکا استقبال میکنند.
دوم، اینترنشنال سعی در ایجاد تصویری منفی از ایران در افکار عمومی بینالمللی دارد. با برجسته کردن ادعاهای مربوط به نقض حقوق بشر در ایران، و انتشار اخبار نادرست و جانبدارانه، این رسانه سعی در تضعیف جایگاه ایران در عرصه بینالمللی دارد.
سوم، اینترنشنال تلاش دارد تا با تشدید تنشها در منطقه، زمینه را برای مداخله نظامی آمریکا در منطقه فراهم کند. این رسانه، با ایجاد ترس و نگرانی در افکار عمومی، سعی در توجیه اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران دارد.
نتیجهگیری: خطر دوگانهسازی رسانهای و نقش آن در تشدید تنشها
روایتپردازی اینترنشنال پیرامون تهدیدات ترامپ علیه ایران، نمونهای بارز از دوگانهسازی رسانهای است. این رسانه، با ارائه یک تصویر ناقص و یکجانبه از واقعیت، سعی در تشدید تنشها در منطقه و پیشبرد اهداف خاص خود دارد.
در دنیای امروز، که جنگ اطلاعاتی به بخشی جداییناپذیر از روابط بینالمللی تبدیل شده است، دقت و هوشیاری در تحلیل اخبار و اطلاعات بسیار مهم است. مخاطبان باید با نگاه انتقادی به مطالب منتشر شده در رسانهها نگاه کنند و سعی در کسب اطلاعات از منابع متنوع و معتبر داشته باشند.
در نهایت، لازم به ذکر است که اینترنشنال و رسانههای مشابه، با هدف قرار دادن مخاطبان ناآگاه و بیخبر، سعی در دستکاری افکار عمومی و تاثیرگذاری بر سیاستهای بینالمللی دارند. مقابله با این رویکرد، نیازمند افزایش سطح آگاهی عمومی و توسعه سواد رسانهای است.
این متن، با در نظر گرفتن ابعاد روانی و امنیتی این جنگ رسانهای، بر اهمیت هوشیاری و بصیرت در مواجهه با اخبار و تحلیلهای منتشر شده تاکید میکند. تقویت انسجام ملی، تقویت اعتماد عمومی به نهادهای کشور، و رفع نیازهای اقتصادی و اجتماعی مردم، گامهای اساسی در مقابله با این توطئهها به شمار میروند.
مطلبی دیگر از این انتشارات
بحران فرهنگی و اجتماعی در ایران؛ از فضای مجازی تا جنگ نرم رسانهای
مطلبی دیگر از این انتشارات
فیلترینگ در ایران؛ از مرگ اینترنت آزاد تا بازار میلیاردی فیلترشکنها
مطلبی دیگر از این انتشارات
تحلیل تحولات اخیر پیرامون رضا پهلوی و پیامدهای آن