حقیقت طلبی در روز های بحران (تحلیل مستند و حقوق‌محور درباره رخداد‌های ۱۸ و ۱۹ دی ماه)

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

اینجانب به عنوان یک شهروند عادی، با تأکید بر حفظ دستاوردهای ملی، امروز در برابر شما قرار می‌گیرم تا تحلیل مستند، مستدل و رسانه‌ای خود را دربارهٔ رخدادهای اخیر کشور (رویدادهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه و بازتاب‌های بین‌المللی و داخلی آن) عرضه کنم. این متن نه صرفا دفاع کورکورانه از نهادهاست و نه پذیرش بی‌چون‌وچرای روایت‌های معاند؛ بلکه دعوتی است به شفافیت داده‌محور، مطالبهٔ مسئولیت‌پذیری و بازسازی اعتماد عمومی با زبان حقوقی، آماری و تاریخی.

چرا این متن لازم است؟

امروز کشور ما در یک نقطهٔ تاریخی حساس ایستاده است؛ جایی که روایت‌ها به‌شدت قطبی شده و شکاف اطلاعاتی، اهرم‌های فشار خارجی و به‌کارگیری رسانه‌ای موضوعات انسانی، پیچیدگی تشخیص حقیقت را دوچندان کرده است.

در چنین وضعیتی، هر شهروند متعهد به انقلاب اسلامی وظیفه دارد بین «ادعا» و «اثبات» تمایز قائل شود؛ و همین انگیزهٔ نگارش این متن است:

بازخوانی اسناد، سنجش آمارها، و ارائهٔ راهکارهایی عملی برای احقاق حقیقت و جلوگیری از بهره‌برداری سیاسی از حوادث انسانی.

بخش اول: خلاصهٔ وضعیتِ ادعاها و شکاف اطلاعاتی

در پی رویدادهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، رسانه‌های مختلف خارج‌نشین و برخی گروه‌های اپوزیسیون ارقام و روایت‌هایی را منتشر کردند که به‌سرعت در سطح بین‌المللی بازتاب یافت.

از جمله ادعای کشته‌شدن «حداقل ۱۲ هزار نفر» که توسط برخی منابع خارج‌نشین گزارش شد، تا ادعاهای گسترده‌تر که ارقام بسیار بالاتری را مطرح کرده‌اند. هم‌زمان، نهادهای رسمی کشور این ارقام را تکذیب کرده و خود مسئولین رسمی نیز ارقام دیگری را اعلام یا از بررسی بیشتر سخن گفته‌اند؛ یعنی «تناقض روایت‌ها» به‌وضوح وجود دارد.

همین شکاف اطلاعاتی باعث شده دستگاه‌های حقوقی، رسانه‌ها و افکار عمومی با عدم قطعیت بزرگ مواجه شوند؛ و در غیاب اطلاعات شفاف و مستند، هر روایت سازمان‌یافته می‌تواند به‌سرعت نقش «راوی اصلی» را در فضای عمومی به‌دست آورد، امری که هم منافع ملی و هم منافع انسانی را در معرض ریسک قرار می‌دهد.

بخش دوم: بررسیِ ادعاها بر پایهٔ منابع موجود

۱. ادعاهای رسانه‌های خارج‌نشین:

برخی رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور مجموعه‌ای از اسناد، تصاویر و اظهارات را منتشر کردند که مدعی کشته‌شدن ده‌ها هزار نفر در جریان روزهای اوجِ بحران‌ هستند؛ از جمله گزارش‌هایی که ارقام ۱۲ هزار، ۲۰ هزار و حتی بیش از ۳۶ هزار را گزارش کردند. این گزارش‌ها در رسانهٔ بین‌المللی بازتاب‌های چشمگیری یافت و به جدل اطلاعاتی دامن زد.

۲. اظهارات و گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی و حقوق بشری:

سازمان‌هایی مانند عفو بین‌الملل و گزارش‌هایی که از سوی گزارشگران ویژهٔ سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری منتشر شده‌اند از «افزایش چشمگیر تلفات در تاریخ معاصر ایران» سخن گفته‌اند و برخی از این مراجع، دورهٔ ژانویهٔ ۲۰۲۶ را یکی از مرگ‌بارترین دوره‌ها از منظر سرکوب گزارش کرده‌اند. این نهادها به‌ویژه به رفتار نیروهای امنیتی، استفاده از آتش مستقیم در برابر غیرنظامیان و محدودیت دسترسی پزشکی اشاره کرده‌اند.

۳. اظهارات رسمی داخلی:

برخی مقامات رسمی شمار اولیهٔ تأییدشده‌ای را گزارش کرده‌اند، از جمله اظهاراتی که از سوی منابع دولتی یا مقامات ناشناس داخلی رقم‌های پایین‌تری نسبت به ادعاهای خارج‌نشین ارائه می‌دهند و در برخی موارد اعلام شده که «هزاران کشته تأیید شده‌اند». انتشار این نوع ارقام نیز به پیچیدگی مسئله افزوده است.

نتیجه‌گیری این بخش تحلیلی:

«تناقض و پراکندگی آمار» موضوع اصلی است.

از منظر استراتژیک، تولید و ترویجِ روایت‌هایی مانند «کشته‌سازیِ گسترده» می‌تواند اهداف متعددی را دنبال کند که ضروری است هر کدام موردِ تحلیل قرار گیرد:

تضعیف پیوند بین نسل جوان و نظام مقدس جمهوری اسلامی: تمرکز بر نمادسازی (مثلاً برجسته‌سازی نام افراد نمادین) و ارائهٔ روایت‌هایی که حس ظلم‌دیدگی عمومی را تشدید می‌کند، می‌تواند میل جوانان به نفی مشروعیت ساختار حکومتی را تقویت نماید. این هدف راهبردی اگر با شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های جهانی هم‌زمان شود، اثرگذاری آن‌را دوچندان می‌کند.

ایجاد بحرانِ بین‌المللی و فشار خارجی:

گزارش‌های پرآب‌وعاطفه و با ارقام بالا به‌سرعت می‌تواند جامعهٔ بین‌المللی را وارد مسأله نماید، تحریم‌ها و فشارهای سیاسی را تداوم ببخشد و در سطح میدانی، به فشار بر نهادهای داخلی برای تضعیف ارکان امنیتی و مدیریتی منجر شود.

کسب مشروعیت اخلاقی برای اقدام خارجی علیه کشور:

روایت‌های تراژیک انسانی می‌تواند پوشش اخلاقی لازم برای مداخلهٔ سیاسی یا اقتصادی خارجی را فراهم آورد؛ این در حالی است که بررسی دقیق دلایل و اسنادِ مرتبط ضرورت دارد تا از سوءاستفاده جناح‌های خارجی جلوگیری شود.

بخش سوم: نقد ارقام و نیاز به شواهدِ مستند

ادعاهای عددی بزرگ (مثلاً ۱۲ هزار یا ارقام بعدتر) به‌خودی خود نیازمندِ بررسی چندلایه‌اند:

منبع ارقام:

چه نهادی، با چه روش جمع‌آوری داده و چه استانداردهای تایید؟ منبع داده باید اعلام شود و روش‌شناسیِ آن قابل بازبینی باشد.

تطبیق داده‌ها با شواهد میدانی:

چه تصاویر، چه گواهی‌های پزشکی، فهرست فوتی‌ها و ثبت‌های رسمی پزشکی قانونی موجود است؟ انتشار فهرست نام‌ها و تطبیق آن‌ها با مدارک هویتی یک الزامِ حقوقی و انسانی است.

تضاد روایت‌ها و پیامدهای آن:

وقتی چند روایت متضاد هم‌زمان در سطح داخلی و خارجی منتشر می‌شود، اعتماد عمومی کاهش می‌یابد و شائبهٔ سیاسی‌کاری به‌وجود می‌آید.

بر همین اساس، خواست ابتدایی عقلانی هر شهروند منصف این است: «اطلاعات مستدل و روش‌شناسی قابل‌بررسی و انتشار فهرست‌های مستند» تا از هر نوع سوءاستفادهٔ رسانه‌ای جلوگیری شود.

بخش چهارم: مقایسهٔ تاریخی برای استقرار منظر نسبی

برای آنکه عمق ادراک نسبت به اندازهٔ خسارات و رفتار رسانه‌ای روشن شود، لازم است دو مقایسهٔ تاریخی کوتاه مطرح شود:

عملیات رمضان (۱۳۶۱ / ۱۹۸۲):

یکی از عملیات بزرگ زمینی جنگ ایران و عراق که تلفات قابل‌توجهی در پی داشت.

منابع نظامی و تاریخی دربارهٔ ماهیت جنگی، مدت درگیری و تعداد تقریباً ده‌ها هزار نفر تلفات در طرفین سخن گفته‌اند. این عملیات در یک جنگ تمام‌عیار رخ داد که با پویایی‌های نظامی متفاوتی نسبت به ناآرامی‌های شهری قابل قیاس است.

عملیات مرصاد: عملیاتی نظامی در پایان دوران جنگ که با خصیصه‌های نظامی متفاوت و تعداد شهدا و مجروحان مشخصی گزارش شده است. بازخوانی این موارد کمک می‌کند تفاوت بین تلفات جنگی و تلفاتِ اغتشاشات شهری بهتر درک شود.

این مقایسه‌ها نشان می‌دهد که استدلال «مقایسهٔ رویداد دو روزهٔ داخلی با عملیاتِ جنگی ۱۷ روزه» باید با ملاحظات نوعی و کیفی همراه باشد؛ اما نکتهٔ اصلی در این است که هر گونه ادعای عددی بزرگ باید در چارچوب یک منطق مستدل و تاریخی بررسی شود.

بخش پنجم: پیامدهای سیاسی و اجتماعی ادامه سکوت یا روایت یک‌طرفه

اگر وضعیت به‌همین‌گونه ادامه یابد یعنی تداوم انتشار روایت‌های متناقض و فقدان شفافیت رسمی، پیامدهای زیر قابلِ انتظار است:

تشدید بی‌اعتمادی عمومی نسبت به نهادهای رسمی که ممکن است ظرفیت مشروعیت آن‌ها را کاهش دهد؛

فضای ملتهب رسانه‌ای و بین‌المللی که کشور را در معرض فشارهای تازه و عملیات روانی گسترده قرار می‌دهد؛

خطر انتقال منازعات داخلی به سطح بین‌المللی و استفادهٔ آن از طرف بازیگران خارجی برای اعمال تحریم یا فشارِ سیاسی.

در نتیجه، برای کسانی که واقعیات ملی و مصالح مردم برایشان اولویت دارد، ادامه وضعیت فعلی قابل‌تحمل نیست.

بخش ششم: راهکارهای حقوقی، رسانه‌ای و سیاسی

۱. تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب مستقل و چندجانبه:

شامل نمایندگان دستگاه‌های قضایی، پزشکی‌قانونی، نهادهای حقوق بشری داخلی، دانشگاهیان مستقل و نمایندگان بین‌المللی مورد قبول؛ کمیته‌ای که روش‌شناسی جمع‌آوری داده، دسترسی به مراکز درمانی و دفاتر ثبت مدارک و انتشار فهرست‌های مستند را ضمانت کند. انتشار نتایج این کمیته باید سریع و شفاف انجام شود تا خلا اطلاعاتی پر شود.

۲. شفاف‌سازی رسمی آمارها با ارائهٔ متدولوژی:

هر نهاد رسمی که آماری اعلام می‌کند باید روش جمع‌آوری و معیارهای تایید خود را به‌صورت مستند اعلام کند؛ این کار از هرگونه سوءتفاهم یا بهره‌برداری سیاسی جلوگیری خواهد نمود.

۳. مبارزهٔ هوشمندانه با عملیات روانی دشمن:

طراحی یک کارزار رسانه‌ای شفاف، مستند و مبتنی بر داده که روایت رسمی منسجم و مستدل را به جامعهٔ داخلی و افکار عمومی بین‌المللی ارائه دهد؛ این کار باید با همکاری رسانه‌های مستقل و نهادهای تحقیقاتی صورت گیرد.

۴. آموزش رسانه‌ای و اطلاعاتی عمومی:

سرمایه‌گذاری بر سواد رسانه‌ای شهروندان برای افزایش توان تشخیص منابع معتبر از منابع مغرض؛ این اقدام بلندمدت، بهترین ضریب ایمنی جامعه در برابر روایت‌سازی سازمان‌یافته است.

نتیجه‌گیری:

دعوتی به عقلانیت انقلابی و مطالبهٔ شفافیت:

من به‌عنوان یک فرد انقلابی و شهروند عادی که به استدال و منطقی باور دارد، صریح می گویم:

ما باید از هرگونه بهره‌برداری سیاسی از تراژدی‌های انسانی جلوگیری کنیم؛ هم کسانی که «واقعه را کوچک‌نمایی» می‌کنند و هم کسانی که «ادعاهای اثبات‌نشده» را ابزاری برای تضعیف کشور می‌سازند، باید پاسخگو شوند.

مطالبهٔ ما «حقیقت مستند، شفاف و قابل بررسی» است؛ نه روایت بی‌اساس جناحی و نه پنهان‌کاری رسمی. شفافیت، تنها راه احیای اعتماد عمومی و تقویت ثبات ملی است.

دولتمردان از همهٔ نخبگان، اهالی رسانه، دستگاه‌های رسمی و گروه‌های حقوق بشری باید درخواست کنند که در این مسیر عقلانی و انسانی همراه شوند: اجازه ندهیم از خون و رنج مردم ما بازی سیاسی ساخته شود؛ حقیقت مستند را بخواهیم، و با زبان مدرک و استدلال، کشور را از این مرحله خطیر عبور دهیم.

والسلام علی من اتبع الهدی