<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات انیمه و مانگا</title>
        <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/feed</link>
        <description>مطالبی در مورد انیمه و مانگا</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 20:34:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/vpdcsxm0vluo/xjfvdm.png</url>
            <title>انیمه و مانگا</title>
            <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تست درمورد ناروتو</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%88-ljdjeeirynpq</link>
                <description>سلام الان میخوام یک تست بذارم در مورد انیمه ناروتو و بعد از این تست بگید تست های بیشتری بذارم یا نهاگه دوست دارید به سوالات تست جوا بدید به این شکل عمل کنید1_بله2_خیرو همینجوری ادامه بدید تا سوالات تمام بشود و بگم سوال ها به گونه ای است که باید با بله یا خیر جواب بدید و اگر دوست دارید به سوالات جواب بدید در قسمت نظرات به شیوه ای که گفتم جواب بدید و بعد من میگم چند درصد درست جواب دادیدسوالات را شروع میکنم ولی قبلش بگم سوالات برای کسانی که انیمه ناروتو را دیدند اسان هستسوال1:ایا ناروتو در تیم 7 بود؟سوال2:ایا تکنیک اصلی ناروتو چیدوری است؟سوال3:ایا مادارا برادر ساسکه است؟سوال4:ایا ساکورا به معنی شکوفه های بهاری است؟سوال5:ایا شخصیت ساسکه در ابتدا قرار نبود ساخته شود؟سوال6:ایا ایتاچی میتوانست مادارا را بکشد؟سوال7:ایا ساتوشی کن خالق مانگای ناروتو هست؟سوال8:ایا ایتاچی کامل ترین نینجا هست؟سوال9:ایا ایتاچی میتوانست مادارا را بکشد؟سوال10:ایا ساسکه ساکورا را دوست داشت؟تست تمام شد و امیدوارم لذت برده باشید</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>لولوش لامپروژ</author>
                <pubDate>Wed, 23 Dec 2020 16:20:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پانزده عنوان برتر برای آشنایی با دنیای انیمه ژاپنی</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/anime-m2x6cbgu5q6x</link>
                <description>آیا به انیمه علاقمند شده‌اید و به دنبال تقطه شروعی مناسب برای خودتان هستید؟از آن‌جایی که امروزه، بخاطر وجود سایت‌های استریم زیادی مانند نتفلیکس (Netflix)، هولو (Hulu)، آمازون پرایم ویدیو (Amazon Prime Video) و غیره، انیمه‌های دوبله و زیرنویس دار زیادی در حال پخش هستند هستند، شهرت صنعت انیمه در سطح بین‌ا‌لمللی درحال افزایش چشمگیری است.مردم زیادی از سراسر جهان بخاطر دلایل مختلفی مانند یاد گرفتن زبان ژاپنی و یا صرفا سرگرمی، به تماشای انیمه می‌پردازند اما باید بدانید دنیای انیمه واقعا جهان هیجان انگیزی است و وارد شدن به آن واقعا شگفت انگیز است.برای کسانی که تا کنون انیمه ندیده‌اند و یا تنها در دوران کودکی‌شان انیمه‌های خانوادگی مانند پوکمون (Pokemon)، دورامون (Doraemon) و سیلورمون (Sailor Moon) را دیده‌اند، انتخاب یک انیمه برای دیدن، اندکی دشوار است.در اینجا من چند تا از بهترین انیمه‌هایی که برای مبتدیان مناسب است را انتخاب کردم که هم در میان طرفداران ژاپنی و هم در میان طرفداران بین‌المللی بسیار مشهور و محبوب هستند.One Punch Manانیمه‌ی One Punch Man (با نام ژاپنی ワンパンマン) در میان طرفداران بین‌المللی، جزو یکی از محبوب‌ترین انیمه‌ها به شمار می‌رود. این انیمه اکشن کمدی، بر اساس مانگایی با همین نام ساخته شده است که از سال 2009 در حال انتشار بوده و بیش از بیست جلد مانگا دارد.شخصیت اصلی یک ابرقهرمان به نام سایتاما (Saitama) است که ظاهر باحالی ندارد اما تنها با یک مشت می‌تواند هرکسی را شکست دهد‌. ضدقهرمان و هیولا هرچقدر هم قوی باشد، تنها یک مشت او، آن‌ها را تماما شکست می‌دهد. بخش خنده‌دار ماجرا این است که او این قدرت را تنها با انجام دادن تمریناتی دشوار و سخت‌کوشی به دست آورده است.نه تنها سایتاما بلکه شخصیت‌های جالب و منحصر به فرد دیگر از جمله شاگردش، گنوس (Genos) و متخصص هنرهای رزمی، بنگ (Bang) نیز در این انیمه حضور دارند. شما می‌توانید با دیدن این برنامه از یک انیمه ژاپنی با عصاره‌ی ابرقهرمانان آمریکایی، لذت ببرید.ناروتو (Naruto)انیمه‌ مشهور ناروتو ( با نام ژاپنی ナルト)، با تم نینجایش، به عنوان یکی از برترین انیمه‌های تمام اعصار در سراسر جهان شناخته می‌شود و برای مبتدی‌ها بسیار انتخاب مناسبی است. داستان ناروتو در اصل به عنوان مانگا در سال 1999 معرفی شد و آخرین جلد مانگا یعنی جلد هفتاد و دوم در سال 2014 منتشر شد.مجموعه انیمه ناروتو نیز در اواخر سال 2017 پایان یافت، که شامل اولین سری ناروتو (NARUTO, ナルト) و ناروتو شیپودن ( NARUTO: Shippuden, ナルト- 疾風伝) می‌شود.داستان این انیمه بسیار ساده و شفاف است، چرا که شخصیت اصلی داستان، ناروتو، با نینجاهای دیگری از جمله دوستانش، معلمانش، و مخالفانش بزرگ می‌شود. در طول انیمه شما شاهد نبردهایی چشمگیر با تکنیک‌های نینجاها خواهید بود.اسم تو (Your Name)اگر می‌خواهید از یک داستان کامل در یک قسمت و در زمانی کوتاه و محدود لذت ببرید، ما به شما دیدن انیمه‌های سینمایی را توصیه می‌کنیم. یکی از مشهورترین انیمه‌های سینمایی در قرن بیست و یکم، انیمه‌ی اسم تو (君の名は) است که در سال 2016 اکران شد.این سینمایی دراما فانتزی، که توسط کارگردان مشهور انیمه ماکوتو شینکای (Makoto Shinkai) کارگردانی شده است، در بیش از صد کشور و منطقه در جهان پخش شد. در این انیمه دو شخصیت اصلی وجود دارد: تاکی تاچیبانا (Taki Tachibana) که در کلانشهر توکیو زندگی می‌کند و میتسوها میامیزو (Mitsuga Miyamizu) که زندگی روستایی دارد.یک روز، این دو شخصیت متوجه می‌شوند که بدن‌هایشان مکررا و اتفاقی جا به جا می‌شود. هرچه بیشتر می‌گذرد تاکی و میتسوها از این اتفاق عجیب بیشتر و بیشتر گیج و کلافه می‌شوند. به علاوه داستان جذاب، سبک هنری زیبای انیمه که اثر ماکوتو شینکای (Makoto Shinkai) است، باعث می‌شود انیمه اسم تو ارزش دیدن داشته باشد.حمله به تایتان (Attack on Titan)انییمه‌ی حمله به تایتان (با نام ژاپنی 進撃の巨人)، به عنوان یک انیمه فانتزی، تاریک و اکشن شناخته می‌شود که طرفداران انیمه در سراسر جهان از زمان پخش اولین فصلش با بیست و پنج قسمت، شیفته‌ داستان آن شده‌اند.داستان غیر عادی این انیمه که درمورد حمله‌ی تایتان‌ها به انسان‌ها بود و سبک هنری خیره کننده‌اش، بینندگان را متحیر ساخت. داستان تاریک این انیمه پر از رمز و راز است، و شما را تشنه‌ی فهمیدن دلیل حمله‌ی تایتان‌ها به مردم و منشاء وجودشان می‌کند.شهرت بین‌المللی انیمه‌ حمله به تایتان، تا بخشی بخاطر شخصیت‌های منحصر به فردش از جمله ارن ایگار (Eren Yeager)، میکاسا آکرمن (Mikasa Ackerman) و اعضای دیگر تیم اکتشافات که با این موجودات عظیم‌الجثه‌ی عجیب می‌جنگند، می‌باشد. آنطور که اعلام شده است، به زودی فصل چهارم این انیمه، که بخش آخر داستان است، نیز پخش خواهد شد.Cowboy Bebopبه عنوان یکی از مشهورترین انیمه‌هایی که در سراسر جهان محبوب و شناخته شده‌ است، شما نباید دیدن انیمه Cowboy Bebop (با نام ژاپنی カウボーイビバップ) را از دست دهید. دیدن این انیمه اکشن، علمی-تخیلی که تنها یک فصل و بیست و شش قسمت دارد، بسیار راحت است و اصلا زمان‌بر نیست.داستان این انیمه در فضا و در سال 2071 رخ می‌دهد، جایی که جست‌وجوگرانی از جمله اسپایک اسپایگل (Spike Spiegel) و جت بلک (Jet Black) به دنبال مبارزه علیه مجرمان هستند. این انیمه تلفیقی از ژانرهای مختلف از جمله اکشن، تعلیق، کمدی، سایبرپانک و چندین ژانر دیگر است. همچنین آهنگ‌های پس زمینه این انیمه نیز بسیار متنوع است و شامل ژانرهای جاز، بلوز، راک و غیره می‌شد.Dragon Ballبسیاری از طرفداران معتقد هستند که انیمه اکشن و افسانه‌ای Dragon Ball (با نام ژاپنی ドラゴンボール) مناسب‌ترین انیمه برای شروع است. مانگای Dragon Ball اثر اکیرا توریاما (Akira Toriyama) که در مجله هفتگی‌ شونن جامپ (شونن یا Shounen‌به ژانری‌گفته می‌شود که مختص پسران است) منتشر می‌شد، در ابتدا اصلا محبوب نبود اما از اواخر دهه هشتاد میلادی به بعد، انیمه‌ی اقتباسی این مانگا به شهرت زیادی رسید.این انیمه مشهور در سطح جهان، به چندین بخش با عناوین مختلفی تقسیم شده است: بخش Dragon Ball، بخش Dragon Ball Z، بخش Dragon Ball Super، و غیره. بخش دوم Dragon Ball Z محبوب‌ترین بخش این انیمه در سراسر جهان است و داستانِ ایام بزرگسالی گوکو (Goku)‌ را به تصویر می‌کشد. گوکو و شخصیت‌های منحصر‌ به فرد زیاد دیگری با تکنیک‌هایشان مانند تکنیک کامه‌هامه‌ها (Kamehameha)، تن به نبردهای سهمگینی می‌دهند.Pokémonانیمه‌ی پوکمون که در ژاپن با نام Pocket Monsters (با نام ژاپنی ポケットモンスター) شناخته می‌شود‌‌، اکنون جزو یکی از مشهورترین انیمه‌ها در میان بزرگسالان و کودکان در سراسر جهان به شمار می‌رود. پوکمون از سال 1996 که اولین بازی ویدیویی پوکمون عرضه شد، در ژاپن محبوبیت زیادی به دست آورد و باعث ساخت یک اقتباس انیمه‌ای در سال 1997 شد.ساتوشی (Satoshi)، پسر جوانی است که به همراه پیکاچوی (Pikachu) دوست داشتنی و پوکمون‌های دیگرش، به سرتاسر جهان سفر می‌کند. شما نه تنها می‌توانید از مبارزات سهمگین و پرتنش داستان بلکه از داستان درام روابط بین انسان‌ها و پوکمون‌ها نیز لذت ببرید.Sword art Online | هنر های شمشیر زنی آنلاینمن عاشق این انمیه هستم حتما (به شدت) پیشنهاد میکنمانیمه‌ی Sword Art Online (با نام ژاپنی ソードアート・オンライン) که به اختصار SAO خوانده می‌شود، یکی از نمادهای انیمه‌های مدرن ژاپنی است. این انیمه ماجراجویی و علمی-تخیلی بر اساس یک مجموعه رمان نوجوان با همین نام اثر رکی کاواهارا (Reki Kawahara) ساخته شده است.انیمه Sword Art Online شامل سه فصل اصلی است و شما باید با دیدن بخش اول که شامل 14 قسمت است، تماشای این مجموعه انیمه را آغاز کنید.داستان انیمه در سال 2022 رخ می‌دهد، زمانی که یک بازی پیشرفته واقعیت افزوده به نام Sword Art Online ساخته شده است و تمامی ده هزار بازیکن از جمله شخصیت اصلی، کیریتو (Kirito)، وارد بازی می‌شوند. هرچند، بازیکنان به زودز متوجه می‌شوند که خروج از بازی و بازگشت به دنیای واقعی غیر ممکن است و اگر شخصیتی در دنیای MMORPG بازی بمیرد، در دنیای واقعی نیز خواهد مرد.One Pieceتنها دلیلی که طرفداران انیمه توصیه نمی‌کنند که با دیدن انیمه One Piece (با نام ژاپنی ワンピース) شروع کنید، این است که این انیمه بسیار طولانی است، و البته این مساله برای ان دسته از طرفدارانی که امیدوارند این انیمه تا ابد پخش شود یک نقطه قوت است.انیمه One Piece‌ بر اساس مانگایی با همین نام ساخته شده است (که تا ماه آوریل 2020) 96 جلد از آن منتشر شده و بسیاری از طرفدارن از آن به عنوان بهترین مجموعه انیمه و مانگا در سراسر جهان و در تمام طول تاریخ یاد می‌کنند. داستان این مجموعه درمورد دزدان دریایی است و ماجراجویی‌های شخصیت اصلی، به نام مانکی‌ دی.لافی (Monkey D. Lufft) و خدمه‌ی کشتی‌اش را نمایش می‌دهد. او سرتاسر جهان‌ را به دنبال یک گنج تمام عیار به نام “One Piece” می‌پیماید و با دشمنان قدرتمند زیادی نیز مبارزه می‌کند.در دنیای One Piece، میوه‌هایی شیطانی وجود دارد که قدرت‌های فرابشری به کسی که ان‌ها را می‌خورد عطا می‌کند اما قدرت شنا کردن را از آن‌ها می‌گیرد. به علاوه سکانس‌های مبارزه، این انیمه نمایانگر درام انسانی که همان روابط قوی بین دوستان و خانواده است نیز می‌باشد و گذشته تاریک و مشکلات اجتماعی شخصیت‌ها در دنیای واقعی را نیز به تصویر‌ می‌کشد.Princess Monokeاستودیوی جیبلی (Ghibli) یکی از مشهورترین برندهای انیمیشن‌سازی در سراسر جهان است، و یکی از گزینه‌های مناسب برای مبتدیان، دیدن یک انیمه سینمایی استودیو جیبلی با کارگردانی هایائو میازاکی (Hayao Miyazaki) است. این انیمه ساخته شده در سال 1997 که شاهزاداه مونوکه (با نام ژاپنیもののけ姫) نام دارد، جزو یکی از مشهورترین انیمه‌ها در سراسر جهان است.داستان این انیمه در اواخر دوره‌ی موروماچی (Muromachi) در ژاپن (بین سال‌های 1336 تا 1573) رخ می‌دهد و ژانر فانتزی تاریخی دارد. شخصیت اصلی این انیمه آشیتاکا (Ashitaka) که آخرین شاهزاده‌ی قبیله‌ی رو به افول امیشی (Emishi) است، با شاهدخت مونوکه، به نام سان (San) که به همراه گرگ‌ها زندگی می‌کند، ملاقات می‌کند. اگرچه طبیعت و جامعه انسانی باهمدیگر کنار نمی‌آیند، با این وجود آشیتاکا اصرار دارد که او و سان می‌توانند درکنار هم و در توازن زندگی کنند.Demon Slayer: Kimetsu no Yaibaمجموعه‌ی Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba (با نام ژاپنی 鬼滅の刃) یکی از مشهورترین مانگاها و انیمه‌های چند سال اخیر به شمار می‌رود. مجموعه مانگای اصلی در سال 2015 برای اولین بار در مجله هفتگی شونن جامپ منتشر شد و در سال 2020 اتمام یافت. فصل اول انیمه‌ی اقتباس شده از این مجموعه در سال 2019 و در بیست و شش قسمت پخش شد. همچنین فیلم سینمایی دنباله‌ی این مجموعه با نام Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba the Movie: Mugen Tran (با نام ژاپنی 劇場版 鬼滅の刃 無限列車編) نیز همین ماه اکران شد.داستان این انیمه در یک ژاپن خیالی و در اویل قرن بیستم میلادی رخ می‌دهد، جایی که انسان‌ها و دیوها در یک جامعه مشترک درحال زندگی با یکدیگرند. داستان اکشن ماجراجویی انیمه درمورد شکارچیان دیوی مانند شخصیت اصلی، کامادو تانجیرو (Kamado Tanjiro) است که در قامت سامورایی به شکار دیوها می‌پردازند. این انیمه در عین حال داستان دراماتیک و غم‌انگیز هر دوی انسان‌ها و دیو‌هایی که زمانی انسان بودند را در کنار سکانس‌های مبارزه هیجان انگیز انیمه، نمایش می‌دهد.Yuri On Iceمجموعه‌ی Yuri On Ice (با نام ژاپنی ユーリ!!! on ICE) که به عنوان یک انیمه‌‌ی دوازده قسمتی در سال 2016 پخش شد، یکی از معدود انیمه‌هایی است که اقتباس مانگا به شمار نمی‌رود. این انیمه‌ی ورزشی بر روی اسکی ‌روی یخ تمرکز دارد.انیمه‌ی Yuri On Ice نه تنها طرفداران انیمه، بلکه علاقمندان به مسابقات پاتیناژ را نیز جذب و شیفته‌ی خود کرده است. رقص‌های روی یخ درون این انیمه، توسط یک رقاص پاتیناژ حرفه‌ای ژاپنی تنطیم شده‌اند.داستان انیمه حول شخصیت اصلی، یوری کاتسوکی (Yuri Katsuki) بیست و سه ساله که پاتیناژکار است و رقیب روسی پاتیناژکار پانزده ساله‌ی روسی‌اش، یوری پلیسچکی (Yuri Plistesly)، رخ می‌دهد. در طول داستان این دو در تلاشند که جایزه بزرگ Prix اسکی‌ نمایشی روی یخ را از آن خود کنند و صد البته شما شاهد درام‌های زندگی این دو شخصیت نیز خواهید بود. قرار بود که اقتباس سینمایی این انیمه با نام Yuri!!! on Ice the Movie: Ice Adolscence (با نام ژاپنی ユーリ!!! on ICE 劇場版:ICE ADOLESCENCE) در سال 2019 اکران شود اما فصل اکران این انیمه عقب افتاد.Erasedمجموعه‌ی Erased (با نام ژاپنی 僕だけがいない街) در اصل به عنوان یک مانگا در نه جلد و بین سال‌های 2012 تا 2016 منتشر شد که از این مجموعه یک انیمه‌ی دوازده قسمتی در سال 2016 اقتباس نیز شد. این انیمه متناسب با سلیقه‌ی آن دسته از بینندگانی است که به داستان‌های مصور و رمان رازآلود و معمایی علاقمند هستند.داستان این انیمه در یک توکیوی خیالی در ژاپن رخ می‌دهد. شخصیت اصلی انیمه، ساتورو فوجینوما (Satoru Fujinuma) است که یک نویسنده‌ی مانگای نه چندان موفق بیست و نه ساله است. ساتورو یک توانایی‌ خارق‌العاده نیز به اسم “Revival” دارد که برخلاف میلش او را در زمان، به گذشته و آینده می‌برد. داستان انیمه درمورد تلاش‌های او برای جلوگیری از رخ دادن اتفاقاتی است که بخاطر Revival برایش پیش می‌آیند.My Hero Academiaمجموعه‌ی My Hero Academia (با نام ژاپنی 僕のヒーローアカデミア) یک مجموعه انیمه‌ی ابرقهرمانی شناخته شده است که برگرفته از یکی از مشهورترین مانگاهای درحال انتشار در زمان حاضر است. مجموعه مانگای این انیمه از سال 2014 تا کنون از مجله‌ی هفتگی شونن جامپ درحال انتشار است.این انیمه از کمیک‌های آمریکایی مانند مارول الهام گرفته و در عین حال این دنیای ابرقهرمانی را با پلات داستانی معمول مانگای ژاپنی تلفیق کرده است. درون دنیا این انیمه ابرقهرمانان زیادی با قدرت‌هایی ماورایی که به آن‌ها Quirk گفته می‌شود وجود دارد که به آن‌ها قدرت مبارزه علیه ضدقهرمانان را می‌دهد.انیمه‌ی My Hero Academia داستان یک پسر جوان به نام ایزوکو میدوریا (Izuku Midoriya) است که در ابتدای داستان هیچ Quirk و قدرتی ندارد. شما می‌توانید از دیدن داستان بزرگ شدن میدوریا و دیگر ابرقهرمانان لذت ببرید.Parasyteمجموعه‌ی Parasyte (با نام ژاپنی 寄生獣) مناسب آن دسته از افرادی است که به دنبال یک انیمه نامتعارف و عجیب و غریب می‌گردند. شهرت این انیمه به مانگای مشهورش بازمی‌گردد که از سال 1988 تا 1995 درحال انتشار بود. اقتباس انیمه‌ی این مجموعه مانگا که به نام Parasyte -the maxim (با نام ژاپنی 寄生獣 セイの格率) شناخته می‌شود، در بیست و چهار قسمت و بین سال‌های 2014 تا 2015 پخش شد.در این انیمه‌ علمی-تخیلی تریلر، موحوداتی انگل‌ کرم‌مانند به زمین می‌آیند و در مغز انسان‌ها لانه‌گزینی می‌کنند. افرادی که میزبان این انگل‌ها می‌شوند، از کنترل خارج شده و توانایی کشتن سایرین را به دست می‌آورند. شخصیت اصلی انیمه، شینیچی ایزومی (Shinichi Izumi) که یک دانش‌آموز 17 ساله‌ی دبیرستانی است، مورد حمله‌ی یکی از این انگل‌ها قرار می‌گیرد اما به آن اجازه‌ی زندگی در مغزش را نمی‌دهد و این انگل در عوض به دست راستش حمله می‌کند.این انیمه تضاد بین انسان‌های احساساتی و این انگل‌‌های منطقی‌ را به تصویر می‌کشد.انیمه‌های خوب همیشه شما را به دیدن انیمه‌های بیشتر تشویق می‌کند. علاوه بر انیمه‌هایی که در این لیست به مبتدیان پیشنهاد داده شد، بی‌شمار انیمه‌ی دیگر نیز برای دیدن وجود دارد. در بین این سیل عظیم از انیمه، انیمه‌های سینمایی ساخته‌ی استودی جیبیلی، و انیمه‌هایی که به کارگردانی ماکوتو شینکای (Makoto Shinkai)‌ ساخته شده‌اند، مانند اسم تو و آب و هوا با تو (Weathering with You) بسیار شناخته شده و محبوب هستند.شما همچنین می‌توانید با یک جست و جوی ساده انیمه‌های دیگری نیز متناسب‌ با سلیقه خودتان پیدا کنید.در آخر بهتون بگم ممنون که تا به اینجا همراه من بودید و از نظر من انیمه دیدن ارتباط مستقیم با روح انسان دارد و میتواند لحظات شاد ، غمگین و هیجان زیادی را وارد زندگی شما کند | دوست دار شما : negaradمنبع ❤ با عشق Japan Web Magazine</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>(نقطه)</author>
                <pubDate>Sun, 06 Dec 2020 14:19:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی انیمه Mirai of the Future</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-mirai-of-the-future-nrc5svmowwls</link>
                <description>مامورو هوسودا یکی از کارگردانان مطرح کشور ژاپن است. این کارگردان ژاپنی به  عقیده افراد زیادی یکی از کاندید های جایگزین شدن کارگردان بزرگی چون  میازاکی است. کارگردانی که نام او با نام انیمیشن ژاپن تقریبا یکی است.  هوسودا شاید بعد از میازاکی نفر دومی باشد که با آثار ساخته خود توانسته  است نام انیمیشن ژاپن را در سطح جهان بار دیگر مطرح کند. تازه ترین اثر او  یعنی انیمه میرای از آینده انیمیشنی است که در سال 2018 به اکران عمومی در  آمده است. این اثر که در همان ابتدای روزهای اکران خود توانست نظر منتقدان  را به خود جلب کند امسال به عنوان نماینده کشور ژاپن در اسکار حضور دارد.  نماینده ای که خیلی ها دوست دارند تا برنده اسکار شود.هوسودا  کارگردانی کاملا محتوا نگر و در عین حال دغدغه مند است. عمده آثار او نیز  تحت تاثیر همین نگرش او به جامعه کشور ژاپن دارای مفاهیم و نشان دهنده  دغدغه های بسیار این کارگردان هستند. اگر بخواهیم درباره انیمه میرای صحبت  کنیم شاید ابتدا بهتر باشد تا نگاهی به سه اثر گذشته او بیاندازیم. میرای و  داستان آن حاصل داستان پردازی است که هوسودای در سه اثر قبلی خود به آن ها  پرداخته است. شاید بهتر باشد بگویم که هوسوا در واقع یک چهار گانه را خلق  کرده است. چهارگانه ای که نشانی از ذهنیت و دغدغه های هوسودا یعنی خانواده  در جامعه ژاپن است.هوسودا  در اولین اثر از چهار گانه خود یعنی جنگ های تابستانه به مفهوم خاندان و  خانواده می پردازد. داستان این اثر درباره جمع شدن اعضای یک خاندان ژاپنی  است که قرار است جلوی خرابکاری و تهدیدات یک برنامه مخرب اینترنتی را  بگیرند. در این اثر هوسودا عمده نگاه مخاطب را به خاندان و فلسفه وجودی آن  معطوف می کند. جنگ های تابستانه نشان دهنده این است که هر کدام از ما انسان  ها متعلق به یک ریشه هستیم، ریشه ای که در معنای امروزی با نام خاندان  معنا پیدا می کند. خاندان جنگ های تابستانه که متشکل از یک مادربزرگ،  عموها، خاله ها، عروس ها، داماد ها و نوه ها است. بازتابی از روابط درونی و  بیرونی که هر کدام از خاندان ها می توانند با اعضای خود و حتی نفرات بیرون  از خاندان داشته باشند. تشبیه جذابی که هوسودا با دقت آن را در چهارگانه  خود تکرار می کند و آن تشبیه خانواده به یک درخت است. خاندانی که در جنگ  های تابستانه نشان داده می شود همان ریشه های درخت است که در خاک فرو رفته و  نشان دهنده اصل و نصب هر یک از ماست.ادامه این مطلب می‌تونید تو وبلاگ من (ambahamir.blog.ir) بخونید.</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>امیر محمد بهامیر</author>
                <pubDate>Fri, 04 Dec 2020 12:17:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی انیمه a silent voice</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-a-silent-voice-my41fviuujdy</link>
                <description>انیمه  آوای خاموش و نام تو دو اثر محصول سینمای انیمیشن کشور ژاپن هستند که در  سال 2016 به نمایش در آمدند. دو اثری که توانستند نظرات بسیاری از منتقدان و  مخاطبان را به خود جلب کنند و حتی جوایز بسیاری را نیز کسب کنند. که به  نوبه خود موفقیت بسیاری برای سینمای انیمیشنی ژاپن است که معمولا در سطح  جهانی زیاد دیده نمی شود.انیمه  آوای خاموش اثری دراماتیک و عاطفی است که داستانش پیرامون زندگی دختری  ناشنوا می گذرد که به علت نقصی که دارد مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.  این اثر اقتباسی از روی مانگایی به همین نام که نوشته خانوم یوشیتوکی  اوریما است و توسط خانوم ریکو یوشیدا فیلمنامه آن بازنویسی شده است. خانم  یوشیدا نویسنده اثر که فردی شناخته شده در صنعت انیمه کشور ژاپن است از دهه  90 میلادی در بسیاری از اثار ژاپنی تجربه دستیاری و نویسندگی را دارد. از  اثاری که ایشان به طور مستقیم مسئولیت نوشتن فیلم نامه آن ها را بر عهده  داشته است می توان به فیلم the cat retarns ، d gray man movie و kenshin  movie اشاره کرد. کارگردان انیمه آوای خاموش نیز خانوم نائکو یامادا است که  جزو معدود کارگردان های زن صنعت انیمیشن ژاپن می باشد و آثاری همچون سری  k!on و سری tamako market را در کارنامه خود دارد. با نگاهی به عوامل  سازنده انیمه آوای خاموش به خصوص کارگردان، نویسنده و خالق اثر می توانیم  بفهمیم که این اثر توسط سه خانوم ساخته شده است که این خود در صنعتی که  کاملا مردانه است و توسط مردان ژاپنی گردانده می شود باعث شگفتی است. صنعت  انیمه ژاپن به صورت عمده توسط مردان کنترل می شود و بیشتر کارگردان های  ژاپنی را مردان تشکیل می دهد. زنان در این صنعت به خصوص در کارگردانی  اقلیتی را تشکیل می دهند که شاید عمده فعالیت آن ها تنها محدود به دستیاری  یا دستیاری ارشد در اثار انیمیشنی ختم شود. سهم کارگردانان زن در سال 2016  در بین کارگردانان ژاپنی تنها 8 درصد است و تعداد این افراد کمتر 15 نفر که  نشان دهنده سلطه مردان بر این صنعت است. با نگاهی به عناوین ساخته شده  توسط زنان در ژاپن هم می توان فهمید که این سلطه تا به چه اندازه قوی است  به طوری که در سال 2016 تنها 16 اثر توسط زنان ساخته شده اند. از  کارگردانان مهم زن که در این صنعت مردانه توانسته اند خوش بدرخشند شاید  تنها بتوان به دو نفر یعنی chiaki kon با 7 اثر و atsuko ishizuka با 5 اثر  اشاره کرد.ادامه این مطلب می‌تونید تو وبلاگ من (ambahamir.blog.ir) بخونید.</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>امیر محمد بهامیر</author>
                <pubDate>Fri, 04 Dec 2020 12:17:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی انیمه Grave of the Fireflies</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-grave-of-the-fireflies-zspdmomeilag</link>
                <description>مدفن کرم های شب تابایسائو  تاکاهاتا نامی آشنا در صنعت انیمه ژاپن و همچنین در کشور ما ایران است.  هایدی و آن شرلی نام دو مجموعه انیمیشنی هستند که در سال های دور از  تلویزیون ایران پخش شدند و نسل های زیادی از کودکان با آن ها خاطره دارند.  تاکاهاتا به همین خاطر در ایران از معروفیت بیشتری برخوردار است زیرا  کارگردان این دو مجموعه محبوب است. ایسائو تاکاهاتا یکی از سه موسس استودیو  جیبلی است که تمامی دوست داران انیمیشن های ژاپنی این استودیو را به خوبی  می شناسند. استودیویی که با نام میازاکی و تاکاهاتا در هم تنیده شده و آثار  بزرگی را به جهان معرفی کرده است. تاکاهاتا و میازاکی بعد از جدا شدن از  استودیو توهی استودویی جدید را تاسیس کردند که بعد ها جیبلی نام گرفت و  انیمه مدفن کرم های شب تاب اولین اثری بود که تاکاهاتا برای این استودیو  ساخت. اثری جهانی که علارغم انیمیشن بودنش به هیچ عنوان برای کودکان ساخته  نشده است. اثری غمناک و دردناک درباره یکی از بزرگترین فجایع جهان یعنی جنگ  جهانی دوم.انیمه  مدفن کرم های شب تاب اثری ضد جنگ درباره وقایع اتفاق افتاده بعد از جنگ  جهانی دوم برای مردم ژاپن است. زمانی که درباره جنگ در سینما صحبت می کنیم  باید با دو مفهوم ژانر جنگ و ضد جنگ آشناییت داشته باشیم. جهان معاصر دو  جنگ جهانی اول و دوم را تجربه کرده است. سینما نیز با توجه به اهمیت این دو  واقعه و جنگ های دیگری که در اقصا نقاط جهان رخ می دهد همیشه درباره جنگ  اثار زیادی را تولید کرده است. سینمای ژانر جنگ بعد از جنگ جهانی اول و تا  سالهای بعد از جنگ جهانی دوم به وجود امده است. جایی که سینما با تاثیر از  این دو جنگ دست به تولید آثاری در خصوص رشادت های سربازان در نبردها، تشویق  مردم برای پیوستن به جنگ، تبلیغات سیاسی از طریق فیلم و غیره زد. آثاری که  عمدتا جنگ را بزرگ و هیجان انگیز به نمایش در می آورند و عمدتا آمریکایی  ها و هالیوود در ساخت این آثار دست داشتند. بعد از پایان این دو واقعه و  شروع جنگ ویتنام و شکست آمریکا در این نبرد سینما راهی متفاوت را این بار  در برخورد با جنگ در پیش گرفت. این بار به جای ستایش جنگ به نکوهش آن  پرداخت و شروع به نمایش آثار مخرب جنگ بر روی مردم و سربازان، رنج و درد  حاصل از جنگ و ویرانی هایی که جنگ برجای خواهد گذاشت کرد. در این دوران در  تضاد با ژانر جنگ ژانری به وجود آمد که آن را ژانر ضد جنگ نامیدند. انیمه  مدفن کرم های شب تاب دقیقا در همین ژانر ساخته شده است و قرار است آن روی  زشت جنگ را به نمایش بگذارد.عمده  اثار انیمیشنی شاخص جهان در ژانر ضد جنگ توسط ژاپنی ها ساخته شده است و  صنعت انیمیشن غرب با توجه به ذات سرگرمی خود تقریبا وارد تولید آثاری در  ژانر ضد جنگ نشده است. اثاری همچون bare foot gen 1983 ، grave of the  fireflies 1988 ، the wind rises 2013 و in this corner of the world 2016  آثاری هستند که در ژانر ضد جنگ ساخته شده اند. از بین این آثار انیمه های  مدفن کرم های شب تاب و ژنرال پابرهنه می توانند اثار خاصی باشند زیرا که  جنگ را برخلاف آثار ضد جنگ دیگر نه از دید بزرگسالان بلکه از دید کودکان  روایت می کنند. روایتی که نشان می دهد تا به چه اندازه جنگ می تواند بزرگ  غمناک و درد آور باشد. انیمه مدفن کرم های شب تاب داستانی اقتباسی از رمان  مشهور ژاپنی با همین نام است. این رمان توسط اکییوکی نوساکا در سال 1967  نوشته شده است. نوساکا که خود جنگ جهانی دوم را در بچگی تجربه کرده است و  پدر و خواهر خود را نیز در این جنگ از دست داده است درباره هدف خود از  نوشتن این داستان این گونه می گوید:&quot;من  این کتاب را ننوشتم تا درباره جنگ روایتی کنم یا راوی تاریخ باشم. من این  کتاب را نوشتم چون می توانستم برادر بهتری برای خواهر کوچکم باشم اما  نبودم.&quot;ادامه این مطلب می‌تونید تو وبلاگ من (ambahamir.blog.ir) بخونید.</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>امیر محمد بهامیر</author>
                <pubDate>Fri, 04 Dec 2020 12:17:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انیمه چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-wj6xhhaip4sd</link>
                <description>انیمه،  واژه‌ای که بسیاری از ما در جایی از آن شنیده و ممکن است در فکر فرو رفته  باشیم که چه چیزی است. این واژه، بیان‌گر هنری جذاب، متفاوت و عمیق است که  کمتر امثال آن را دیده و تجربه کرده‌اید. انیمه، در ریشه لغوی خود در اصل  همان کوتاه شده Animation (پویانمایی یا انیمیشن) است و در ژاپن  پویانمایی‌های تلویزیونی (چه ژاپنی و چه از دیگر کشورها) انیمه‌ نامیده  می‌شوند؛ گرچه معنای این لغت در دیگر فرهنگ‌ها کاملاً متفاوت است. در دیگر  فرهنگ‌ها، انیمیشن‌ها و پویانمایی‌های ژاپنی را با کلمه انیمه خطاب  می‌کنند. می‌توان گفت در اصل لغت انیمه اشاره به پویانمایی‌های ساخته شده  توسط کشور ژاپن دارد و نامی است برای خطاب آن‌ها و جداسازی‌شان از دیگر  پویانمایی‌ها. زمانی که از کلمه انیمه استفاده می‌شود، منظور سبک خاصی از  پویانمایی و طراحی انیمیشن است که کاملاً مختص به ژاپن است و هیچ کشوری حتی  سعی در ساختن آن نداشته. ریشه  ساخت انیمه به سال ۱۹۱۷ باز می‌گردد و در آن سال اولین انیمه‌ها و  پویانمایی‌هایی از این دسته به نمایش درآمدند؛ این هنر تا به الان ادامه  داشته و آثاری فوق‌العاده جذاب و متفاوت را در خود جای داده است. هر ساله  ما شاهد پیشرفت و به نمایش درآمدن آثاری کاملاً متفاوت و جذاب در زمینه  انیمه هستیم که هر کدام نهایت سعی خود را می‌کنند تا پیشرفتی حاصل کرده و  جذابیت بیشتری داشته باشند. از ویژگی‌های بارز یک انیمه (چه انیمه‌های جدید  و چه انیمه‌های قدیمی از این ویژگی‌ها برخوردار است و گذشت زمان تاثیری در  عوض شدن آن‌ها نداشته و نخواهد داشت) می‌توان به یک مکانسیم کاملاً متفاوت  داستان‌گویی و ارائه داستان، گرافیک و طراحی‌هایی کاملاً ویژه و مناسب  خود، شخصیت‌پردازی ایده‌ال و مثال‌نزدنی (!) و نیز ایده‌ها و تکنیک‌های  گرافیکی کاملاً مجزا و جذاب اشاره کرد. داستان‌سرایی و ارائه یک داستان  کامل، جذاب، درگیرکننده و به یادماندنی از پایه‌های انیمه است و در بیشتر  آن‌ها چنین چیزی رعایت شده و به خوبی دیده می‌شود. در ساخت انیمه، کمتر بر  روی انیمیشن‌های حرکت و راه رفتن کار می‌شود و بیشتر تمرکز سازنده‌ها بر  روی افکت‌های دوربین و زاویه‌های دید آن است. در اصل این یکی از دلایل  متفاوت بودن طراحی انیمه‌ها است که بیشتر سازنده‌ها به خوبی بر روی آن کار  کرده‌اند. همچنین عنصر رنگ‌پردازی نیز در انیمه‌ها بسیار حائز اهمیت است و  سازنده در بیشتر مواقع سعی می‌کند اثرش دارای رنگ پردازی‌های کاملاً زنده و  پویا باشد که عناوین ویژه‌ای نیز در این امر به چشم می‌خورند که در آینده  به معرفی آنان خواهیم پرداخت.ادامه این مطلب می‌تونید تو وبلاگ من (ambahamir.blog.ir) بخونید.</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>امیر محمد بهامیر</author>
                <pubDate>Fri, 04 Dec 2020 12:16:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای  جنگ  بزرگ با بابای کانکی به کمک نیاز دارم!</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%86%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-rxjkllbckfln</link>
                <description> کینچیوا(سلام )خوبید؟ خب از عنوان معلومه دیگه! من باز گیر کردم! مای هیرو آکادمی انیمه مورد علاقه ام هستش و یوکی و آیاتو توش رفتن! حالا! من میخواهم شخصیت  های جدید وارد داستان کنم! و اونها می تونن شما باشن یا یک شخصیت دیگر که شما دوست دارید وارد داستان بشه و توی جنگ کمک یوکی و آیاتو کنه!یا کمک بابای کانکی کنه! هر جور که شما دوست دارین! ممنون میشم و اینکه توی نظرات بهم بگید! و تا آخر فردا صبح ساعت 12 وقت دارید من دنیای حقیقت را هم منتشر می کنم ولی ... توی جنگ ازتون کمک میخواهم!شما بایداسم شخصیت تون رو بنویسید:جنسیت  شخصیت تون رو بنویسید:رنگ موهاش:اخلاقش خوب اش:اخلاق بدش اش:نقطعه قوت:نقطعه ضعف:وسایلی که باهاش می جنگین:خوناشام هستید یا انسان یا ابر انسان یا شیطان؟و مهم تر از همه خوب یا بد هستین؟ممنون میشیم جواب بدین چون دوست داشتم شما هم وارد داستان بشید یا اگرم دوست ندارید میتوانید شخصیت بگین وارد داستان کنم! و اگر انتقاد و پیشنهاد یا نظرات دیگه ی هم دارید لطفا بهم بگید!هیولاهه:&quot;خودم وارد داستان میشیم می خوردمتون!&quot;دختر مو سفیده:&quot;حالا خوب بشم یا بد؟&quot;پسر مو قهویی:&quot;حالا از چی استفاده کنم؟&quot;هیولاهه:&quot;اصلا می فهمین من اینجام می خواهم بخورمتون؟&quot;دختر مو سفیده:&quot;مامان یک دقیقه صبر کن بعدش میام نهار!&quot;هیولاهه:&quot;به نظرت من شبیه مامانت هستم؟&quot;پسر مو قهویی:&quot;اه خب دو دقیقه صبر کن چیزی نمیشه دارم فکر می کنم توی دنیای حقیقت چه شکلی باشم!&quot;دختر مو سفیده:&quot;منم دارم فکر میکنم بد باشم یا خوب!&quot;هیولاهه:&quot;-_- عجب مثلا من مجرم فراری هستم و یک هیولام و آمدم بخورمتون ! اون وقت میگید مامان؟ اگه انتظار مامان ازم دارید پس مامان تون میشم!&quot; و هیولاهه پیشبند می بنده و پن کیک درست میکنه!حواستون باشه همچنین اتفاقی براتون نیفته! چون اون وقت دیگه ....... داستانی دارید برای خودتون:)ممنون که می گوید و سایونارا مینا(خداحافظ دوستان!)</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>Naghmeh.Ilbeigi</author>
                <pubDate>Mon, 30 Nov 2020 10:07:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیای عجیب 13 (مای هیرو آکادمی ادامه..)</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-13-%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-grynji2aet4p</link>
                <description>همون موقع آیزوا سنسی در رو محکم باز کرد:&quot;تو دردسر افتادیم! زندان تبهکارا درش باز شده (زندانی که تبهکار ها رو برای دستگیری می برن اونجا تا بمون تا ابد !) و تمام تبهکارا ریختن توی شهر ! باید سریعا شما ها رو به یک جای امن ببریم! سریع دنبالم بیاین!&quot; همه شوکه شدن ولی همون  موقع آیدا تنیا(مبصر یا نماینده کلاس) گفت:&quot;بچها وقتی برای تلف کردن نداریم سریع حرکت کنید!&quot;همه به حرفش گوش کردن و دنبال آیزوا سنسی راه افتادیم به بیرون یک نگاهی انداختم...... بیرون خیلی وحشتناک بود یهو چیزی مثل گلوله آتشین به طرفم آمد ! ولی بعدش با دیواری یخی متوقف شد به کنارم نگاه کردم تودوروکی بود! تودورکی گفت:&quot;بعید میدانم کوسه ات به درد دفاع بخوره میتونی کنار من باشی تا آسیب نبینی !&quot; سرم رو تکان دادم و رفت کنارش بعدش باهم شروع به دویدن کردیم به تودوروکی گفتم:&quot; نمیشه اینطوری پیش بریم!ما نیاز به نقشه داریم!&quot; تودوروکی همون طور که داشت پلی یخی درست میکرد برای رد شدن از جا های خراب گفت:&quot;نقشه از کجا بیاریم؟&quot; بهش گفتم:&quot;من یک نقشه دارم  به میدوریا  و باکوگو هم نیاز دارم!گوش ات رو بیار..!&quot;  و بعدش نقشه رو به  میدوریا و باکوگو هم گفتیم و خودتون شاهد واکنش هاشون باشید!....واکنش باکوگو...باکوگو:&quot;ها؟&quot;من:&quot;حالت خوبه باکوگو؟&quot;باکوگو:&quot;آها!&quot;واکنش میدوریا.....میدوریا:&quot;گند می زنم بعدش من جرئت دوباره کار کردن با باکوگو رو ندارم!&quot;من:&quot;هر کاری میخواهی برات انجام می دهم فقط لطفا!&quot;میدوریا:&quot;اه ..... باشه-_-!&quot;پس اوکی شد!........................قهرمان کش:&quot;باید اول برم سراغ اون عینکی هنوز داغ کشتن اش در دلم مونده!&quot;(در فصل دو آیدا و میدوریا و تودوروکی با قهرمان کش می جنگن و قهرمان کش میخواسته آیدا تینیا را به دلیلی که باید ببینید بکشه!)یارو عضلانیه(توی فصل 3 میدرویا باهاش میجنگه ولی اسمش یادم نیست اسمش رو کذاشتم یارو عضلانیه!):&quot;منم دلم میخواهد با اون پسر مو سبز بجنگم این دفعه بدون بازی اون خیلی قویه!&quot; هایساکای:&quot;دوستان بهتره با نقشه پیش بریم  بدون نقشه فرقی با شیگاراکی نداریم من یک نقشه دارم!&quot;و نقشه رو بهشون میگه!(هایساکای در فصل 4 با میدوریا میجنگه!)تبهکار جنتل مند(در فصل 4 میدوریا باهاش میجنگه!):&quot;من میخواهم افتخار جنگ دوباره با میدوریا را داشته باشم!&quot; هایساکای :&quot;من  برم وسایلش رو آماده کنم !&quot;یارو عضلاینه:&quot;اون چیه؟&quot; بعد انفجار بزرگی رخ می دهد و باعث میشه ما از چشم دشمنان غیب بشیم! حالا که این همه کوسه جلومونه و ما بعضی هاش رو می شناسیم بهتره که باهاشون در نیفتیم پس ما ضد حمله می کنیم نه حمله ! بعدش نوبت میدرویا بود که توجه جلب کند! آلمایت:&quot;ایزوا اونها معرکه هستن!&quot;آیزوا:&quot;بس کن آلمایت اونها دارن برامون وقت میخرن بهتره ما دانش آموزان را خارج کنیم!&quot;المایت:&quot;باشه من الان کمک تون...!&quot;آیزوا:&quot;تو خودت رو نگه داری برای همه مون بسه!&quot;المایت:&quot;ای بابا!&quot;میدوریا :&quot;دارم سعی می کنم مثل چراغ قوه عمل کنم ولی افنجار داره کم میشه!&quot;باکوگو :&quot;خودم ردیفش می کنم نفله!&quot;توردوکی:&quot;پس عجله کن اینطوری نمی تونیم جلوشون رو بگیریم!&quot;باکوگو:&quot;شینههههههههههههههه!(بمیررررررررررررر!)&quot;بوممممممممممممممممممبیشتر تبهکارا دنبال میدرویا راه می افتند و توردوکی یواشکی یخ شون میزنه منم  با شمشیر سفید نصف شون میکنم! خیلی تبهکارا   بودن و من درست می گفتم نمیشه تکی با هر کدامشون جنگید! ولی ما خیلی از تبهکار ها را گیر انداختیم!ولی تبهکارای باهوشی مثل تبهکار جنتل مند،یارو عضلانیه،قهرمان کش وهیساکای  غیب می شوند! بعدش صدای جیرو میاد:&quot;ما هم کمک می کنیم!&quot;سرو:&quot;ما میتونیم نقشه تون رو افزایش بدیم!&quot;بعد دیدم که همه هستن!و قرار شد باکوگو،میدوریا،آیدا،اوراراکا،کامیناری،مینتا حواس تبهکار ها را پرت کنند!من(یوکی)،تودوروکی،آیاتو،جیرو،کریشیما،سرو،آشیدو،توکویامی تبهکار ها را گیر می اندازیم!بعدشم کسایی که موندن یارورزو ، هاکاگوره ، شوجی وساتو تهبکار ها را به پلیس و قهرمان ها می دهند!قهرمان های حرفه ای هم به همین دسته ها تقسیم می شوند و جنگ  بین قهرمان ها و تبهکار شروع می شود!وقتی دیدم یکی از توپ ها مینتا به تبهکاری چسبیده سریع از وسط نصف اش کردم! همون موقع صدای خرچی شنیدم به پشتم نگاه کردم....یک تهبکار میخوساته با چاغو بهم حمله کنه ولی حمله اش توسط یخ دفع شده یعنی تودوروکی نجاتم داده! گفتم :&quot;مرسی تودوروکی!&quot; تودروکی گفت:&quot;قابلی نداشت!&quot; و به جنگ ادامه دادیم....(الان باید جنگ رو ادامه اش رو توی ذهن تون تصور کنید!)بعد 3 ساعت ،جنگ تمام شد ....تودوروکی:&quot;آفرین یوکی بدون نقشه ی تو هرگز برنده نمی شدیم!&quot;لبخندی تحویلش دادم:&quot;اگر همکاری بقیه نبود این نقشه به هیچ دردی نمی خورد!&quot;و همه فریادی از شادی سر دادن ! ما جنگ را برده بودیم! بعدش دختر حبابی(قهرمان حرفه ای  در فصل 4) می گوید:&quot;مشکلی داریم!&quot; آیزوا:&quot;چه مشکلی دختر حبابی؟&quot;دختر حبابی:&quot;پاک کننده ی بزرگ(اسم قهرمانی آیزوا سنسی) چند نومو فرار کردند تبهکار های هم مثل جنتل مند،یارو عضلانیه،قهرمان کش وهیساکای و لیگ تهبکارانی که توی اردو بازداشت شدن توی لیست اسامی دستیگر شده الان نیستن!&quot;آیزوا:&quot;اونها جزو باهوش ترین تبهکار ها هستن و به سختی دستگیر شدن!&quot;میدوریا( حرف زدن های تند اش یا همون (ور ور هاش) شروع می شود!):&quot;حتما یک هدفی داشتن یا می دونستن که نقشه ی ما اینه ولی باگروگان گرفتن ما میتونستن قهرمان ها رو تسلیم کنن اما چرا کسی رو گروگان نگرفتن؟ چرا به جای پناه آوردن؟ که دوباره با لیگ تبهکاران برخیزن؟اما هایساکای و قهرمان کش از لیگ تبهکارا بدشون میاد! و چرا باید برن اونجا؟ فکر کنم سردسته شون های ساکای  است! های ساکای خوب نقشه میکشه و زود عملی اش میکنه! ما حتما توی دردسر می افتیم! ولی قضیه گروگان هم یک حرفیه! معمولا کسانی که برامون عزیز هستن رو می دزدن! ولی احتمال دزدین دخترا خیلی بیشتره...!&quot; یکی دونه زدم توی سر میدوریا و گفتم:&quot;خیلی پر حرفی!&quot; میدوریا دستش رو گذاشت جلوی دهنش یعنی نمی دونسته داره  بلند بلند حرف میزنه و ما می شنویم! عجبا!همون موقع باکوگو گفت:&quot;دکو گفتی احتمال دخترا خیل یبیشتره و حق با توئه چون ممکنه برامون عزیز باشن ولی برای من دخترا فرقی با پسرا....&quot; بعد نگاهی به من کرد و گفت:&quot;دخترا خیلی بیشتر از پسرا ارزش دارن! پس بهتره به حرف تو نفله گوش بدیم و بیشتر مواظب دخترا باشیم! بخصوص که تعداد شون کمه!&quot; و بقیه هم با حرفش موافقت کردند ولی من اصلا ! میدونین چرا؟ چون باکوگو،تودوروکی،میدوریا،آیاتو و کامیناری سر اینکه کدامشون کنار من باشه و ازم محافظت کنه دعوا کردن! در نتیجه خیلی رفت روی مخ من و.......داد زدم:&quot;ساکتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت!&quot; پسرا درجا ساکت شدن! آخیش !!داد زدم :&quot;خودم انتخاب می کنم با کی باشم!&quot;بعدش همه گیج شدن که الان با کی هستی؟ هر کی یک نظری می داد و از یکی دفاع می کرد تا اینکه من قدم اول را برداشتم و با اعصبانیت داد زدم:&quot;کسی که من انتخاب می کنم ازم محافظت کنه کسی نیست جز.........&quot; همه گوش شون ده برابر بزرگ تر شد تا بشنون! با داد ادامه دادم:&quot;کسی نیست................................................................................................ جز....................................................................................... خودم!&quot; درسته شکه شدین چرا خودم رو انتخاب کردم؟ خب حوصله دعوا معوا نداشتم! بعدشم خودم از همه شون بهتر از خودم مراقبت می کنم گرچه می دونم شاید نتیجه ی خوبی نگیرم! ولی بالاخره همه قبول کردند......راه افتادیم تا اینکه  لباسم به یک میخ روی دیوار گیر کرد سعی کردم کاری کنم جلب توجه نکنه و جلب توجه نکردم ! البته میخه رو نمی دیدم چون بقیه لباسم رفته بود پشت دیوار خرابه بعدش به وضوع دیدم لباسم داره خورد میشه... یهو های سا کای از پشت دیوار آمد بیرون:&quot;خب خب ببینید اینجا کی رو داریم!&quot;  آیزوا سنسی خیلی جلو بود و ما را نمی دید! فقط باکوگو تودوروکی بودن !تودوروکی داد زد:&quot;یوکی!&quot;و از خودش شعله آتش داد بیرون!باکوگو داد زد:&quot;نههههههههههه یوکی!&quot;داد زدم:&quot;تاس کنه!&quot;(کمک!)ولی بقیه خیلی دور شده بودند فقط باکوگو  تودروکی بودند!اما آن دوتا هم تا آمدند به خودشون بجنبد قهرمان کش و یارو عضلانیه آمدند جلو حد اقل برای شکست هر نفر شون 10 تا آدم لازمه! و آنها باکوگو و تودروکی رو زخمی کردند که نتوانند  منو نجات بدن! و بعدش های سا کای، قهرمان کش و یارو عضلانیه منو بردن پیش بقیه!  توی راه  دستای منو گرفته بودن ولی فریاد باکوگو و توردوکی شنیده می شد!دیگه بدتر از این وجود نداشت!چرا شایدم وجود داشت اینکه منو اینجا بکشن! اون وقت واقعا می مردم!******************************از زبان ایاتو****************************************************صدای شندیخ می شد ولش کن بیشتر باید نگران دنیای حقیقت باشم ولی اگه یوکی بفهمه چی ؟ بزار  یکم با یوکی حرف بزنم شاید حالم خوب شه اون همیشه یک چیز انرژی بخش داره! گفتم:&quot;یوکی...!&quot; دیدم نیست! به میدوریا گفتم:&quot;تو یوکی رو ندیدی؟&quot; میدوریا گفت:&quot;چرا همین چند دقیقه پیش پشت ما بودند....&quot;دوتای به پشتم مون نگاه کردیم هیچکش نبود!میدوریا گفت:&quot;باکوگو و تودورکی هم نیست!&quot;آیدا:&quot; ایاتو و میدوریا سریع حرکت کنید!&quot;گفتم:&quot;آخه یوکی و جوجه فکلی(باکوگو) و تودوروکی غیب شدند! تازه صدای  ریزی هم می آمد از پشت!&quot;میدوریا:&quot;خودشون بودن! بهشون حمله کردن هدف شون یوکی بوده!چون هم اون نقشه رو کشیده هم خیلی قوی و مهم تر از همه برای خیلی هامون عزیزه و دختره!&quot;به ایدا گفتم:&quot;تو برو به آیزوا سنسی اطلاع بده ما  داریم میریم و از چند قهرمان هم بخوا که بیان اونجا! باشه؟&quot;ایدا:&quot;اما....... واتاشی(من)....!&quot;گفتم:&quot;می خواهی کمک مون کنی؟ تنها جوری که می تونی کمک مون کنی همینجوریه!&quot; آیدا موافق کرد و من بال هام رو دراوردم و به سمت پشت حرکت کردم میدوریا هم با پوشش فراگیر  بهم رسیدوقتی رسیدیم تودروکی و باکوگو رو زخمیو خونی خیلی داغون دیدم کمک شون کردیم  وقتی داشتم تودروکی رو بلند میکردم با ناله گفت:&quot; اونها یوکی رو...!&quot; و بعد بیهوش شد!  گفتم:&quot;چیکارش کردن کشتن  اش ؟ بردنش؟ شکنجه اش کردن؟ غیب اش کردن؟ چیکارش کردن؟&quot;  ولی سعی کردم جوری رفتار کنم که نفهمن یوکی رو دوست دارم!بعدش باکوگو با ناله حرف تودروکی رو ادامه:&quot;دزدیدند اش .......!&quot; و اونم روی کول میدوریا بیهوش شد! میدرویا گفت:&quot;معلومه خیل قوی بودن! بهتره ببریمشون درمانگاه و بعدش وقتی حالشون خوب شد بریم دنبال شون شاید بدونن کجا رفتن!&quot; موافقت کردم و تودوروکی رو کول کردم  نصف راه رو نرفته بودیم که چندتا قهرمان آمدند کمک یکی از اونها اندرو(سخت بنیاد چدر تودروکی قهرمان شماره 2) گفت:&quot;چه بلای سر تودروکی آوردین؟&quot; گفتم:&quot;ما بلای سرش نیاروردیم اونها می خواستند یوکی یکی از دختر های محبوب لاس رو به دزدن اونها هم آمدند جلوشون رو بگیرن ولی تبهکار ها خیلی قوی بودن!&quot;اندرو همون طوری که تودروکی رو از روی کولم بر می داشت گفت:&quot;مگه جنگ تمام نشد؟&quot; گفتم:&quot;چرا ولی تبهکارای حرفه ی مثل قهرمان کش، های سا کای و... فرار کردن و نقشه کشیدن! &quot; اندرو زیر لب گفت:&quot;امان از دست این بچه ها!&quot; و توردوکی رو برد  قهرمان شماره 10 نهنگ قاتل هم باکوگو رو برد! و ما هم همراه شون تا بیمارستان رفتیم....******************از زبان یوکی******************************************************************** وقتی نگاهی به دور ورم انداختم دیدم که دستام به دیوار زنجیر شده! همه جام هم خونی و زخمی بود و اصلا حال نداشتم ولی باید فرار کنم! گفتم:&quot;شمشیر سفید..&quot; آمد توی دستم و بعد غیب شد و خون سرفه کردم معلوم بود چیزی بهم زدن  که منو ضعیف کنه در حدی کنه کم ترین درجه ی شمشیرم رو هم نتوانم احضار کنم و ازش استفاده کنم! فکر همه جا اش را کردن! حالا چیکار کنم؟ ناگهان صدای آمد:&quot;دلم نمی خواهد کمک تون کنم ولی....&quot; و آمد توی نور شیرو بود! گفت:&quot;دل نمی خواهد خودم زنجیر ات را باز کنم ترجیح می دهم اونها اینکار رو کنن! ولی  بهت میگم که تنها کاری که کنی اینکه جم نخوری چون این زنجیر ها از عصاره  وجودت تغذیه می کنند تا بتون زمان بیشتری تو رو نگه دارن و اگه تکون بخوری خون ات جا به جا میشه و زنجیر هاوسوسه مشین  که دیوانه وار عصاره وجودت رو بخون!&quot; و توی تاریکی غیب شد ... یعنی میشه یک نفر انقدر بد باشه؟  بعدش دیدم های سا کای به طرفم می دودبعدش نشست  تا زنجیر ها را  باز کند:&quot;با از اینجا ببرمت برای ادامه نقشه ام به تو نیاز دارم....&quot; و یهو روی زمین ولو شد مثل اینکه چیزی به سرش خورده پشت به بالا سرم نگاه کردم.... آیاتو بود! آیاتو گفت:&quot;گومن ناسا ئی که دیر کردم! گوشین پائی ناکو!&quot; (متاسفم که دیر کردم!نگران نباش!) نشست زمین که دست راستم رو باز کنه همون موقع باکوگو رسید و نشست زمین که دستم چپم رو باز کنه و گفت:&quot;بوکه(احمق) نگرانم کردی!&quot; انقدر بدنم و ذهنم  درد میکرد که حتی نمی توسنتم جواب شون رو بدم یا سرمو تکون بدم! بعد از اینکه زنجیر ها باز شد با ناله گفتم:&quot;خودم راه میرم!&quot; و بعدش خودم راه افتادم ولی دو قدم برنداشته بودم که افتادم زمین.... نه یک چیز نرم تر از زمین !  با بالای سرم نگاه کردم تودوروکی بود! تودروکی گفت:&quot;سومی ماسن (ببخشید) انقدر دیر آمدم و باعث زجر کشیدنت شدم!&quot;لبخندی زدم و گفتم:&quot;واتاشی وا گنکی دسو!(من خوبم!)&quot; و بعدش همه چی سیاه شد! احتمالا بیهوش شدم! ولی یک سوالی از شما دارم چرا وقتی بیهوش میشیم یا چشمامون رو می بندیم همه چی سیاه میشه؟ چرا قرمز نمیشه؟ چرا آبی نمیشه؟چرا سفید نمیشه؟ من این سوال از دنیای عجیب 5 دارم ازتون می پرسم و ج.اب نمی دهین بگین دیگه!(الان شما میرید تحقیق می کنید و دهان یوکی باز می مونه که {}({}جای اسم تونه !)چقدر خفنه! نه الان لازیم نیست توی نظرات بگین فقط یوکی:&quot;آهای خانم نویسنده چی داری میگی؟&quot;من:&quot;هرچی دوست دارم اگر زیاد بخواهی اینطوری کنی کاری می کنم توی داستان درس عبرت بگیری!&quot;یوکی:&quot;شما گلی شما عالی !من دیگه هیچی درباره سیاهی نمی گم میزارم خود خواننده ها تصور کنن!&quot;من:&quot;آفرین یوکی پس بریم سر داستان مون!&quot;)چشمام با چیزی خیس شد... چشمام رو باز کردم دیدم باکوگو داره گریه می کنه!(تصورش خیلی سخته!)گفتم:&quot;نمی دونستم گریه هم میکنی!&quot;باکوگو وقتی دید بهوش آمدم گفت:&quot; من اصلا گریه نمی کردم!حتما اشتباه دیدی!&quot;گفتم:&quot;چرا آقای باکوگو خودم دیدم داشتی گریه میکردی!&quot; باکوگو گفت:&quot;لعنتی!&quot; و بعدش همه آمدند و ایتاو برای همه قضیه رو گفت و همه حاضر شدن بهامون توی دنیای حقیقت بیان!</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>Naghmeh.Ilbeigi</author>
                <pubDate>Sun, 29 Nov 2020 13:43:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیای عجیب 12 (مای هیرو آکادمی )</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-12-%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C-o1ckrywa7jgp</link>
                <description>(کینچیوا دوستان بعد صد هزار سال دارم دنیای عجیب 12 رو می نویسم یک کف مرتب! خودمو کشتم تا نوشتم و فکر کنم به اندازه کافی با شخصیت های مای هیرو آکادمی آشنا شدید! به نظرم همون چهار نفر کافیه  بعدش  اسم هر کسی رو که گفتم عکس اش را هم میزارم!  و با طولانی کردن این قسمت جبران می کنم!بریم بعد صد سال برای شروع داستان! تازه ممکنه یکم ایاتو و باکوگو فحش بدن دیگه ببخشید! و قبل خوندن این قسمت به پست های قبلیم معرفی مای هیرو اکادمی سری بزنید !)چشمام رو یواش یواش باز کردم  توی تخت بودم یک چیز خیس هم روی پیشانی ام بود بهش دست زدم حوله خیس شده بود!یعنی من تب کردم؟! آخرین چیزی که یادم میاد کانکی داشت با گریه به طرفم می آمد  یویی هم غش کرده بود و آیاتو هم وضع خوبی نداشت مثل من و .... بعدش سیاهییییی خب به نفعم هست  دیگه به سیاه فحش ندم چون فقط دارم خودمو مسخره می کنم هرچی بیشتر میگم سیاه بیشتر سراغم میاد! ولش کن حالا من  روی تختم هستم و... کانکی رو دیدم البته روی پتو که روزی زمین قبلش نشسته بود پس انقدر منتظر من بود که خوابش برده بود! من چند روز بیهوش بودم؟ بلند شدم جوری که کانکی نفهمه!  با خودم گفتم یکم شیطنت بکنم بد نیست  یک فکری دارم.!.....-آخ سوختم آیییی-حقته آقا کانکی کسی که از مریض نگهداری میکنه نمی خوابه که! به افتخار این بی مسئولیت ات  روت اب جوش ریختم!کانکی چشم هاش رخشید  گفت:&quot;تو زنده ای ! زنده ای !&quot; و آمد که بپره بقلم که جا خالی دادم و کانکی خورد توی دیوار و له شد! انگشت اشاره ام را محکم توی هوا تکان دادم:&quot;با یک خانم محترم که قبلش هم بیهوش بوده هیچ وقت اینطوری رفتار نکن!&quot; کاکی با هزار بدبختی بلند شد و گفت:&quot;غلط کردم! تا من باشم دفعه بعدی از تو پرستاری نکنم!&quot; یقه اش را گرفتم و گفتم:&quot;تو کی پرستار شدی؟ تو حتی بلد نیستی  یک سوپ درست کنی! معلومه همین آب جوش رو یویی ریخته  و خودش حوله رو گذاشته بود روی پیشونی ام فقط تورو گذاشته بالا سرم که منتظر بمونی جنابالی هم که خوابت برده!&quot; کانکی داشت از خجالت ترس و ... می مرد! کانکی بلند گفت:&quot;این دهنم من بسته شما سخنرانی کن!&quot; و دستش را مثل زیپ جلوی دهنش کشید که من دیگه حرف نمی زنم!  یقه ی کانکی رو ول کردم کانکی هم ول شد روی زمین گفتم:&quot;بیا بریم بیرون کانکی خان!&quot; و   لباس کانکی رو گرفتم و کشان کشان به طرف در رفتم چقدر سنگینه اینطور که به نظر نمی رسید!  وقتی  رسیدیم جلوی در کانکی مثل سرباز ارتش  بلند شد وگفت:&quot;از اینجا به بعدش با خودم!&quot; پرسیدم:&quot;چرا؟&quot; کانکی  اب گلو یش را قوت داد و گفت:&quot;خب آخه آیاتو اگه منو توی این وضع ببینه می کشت ام و خودت هم که میدونی الان کلا انگیزه کشت من براش هزار برابر  شده!&quot;  و از در رفت بیرون! شونه ام را بالا انداختم و منم پشت سرش رفتم بیرون ...  یهو چیزی بهم خورد به پشتم  نگاه کردم آیاتو بود ایاتو با حالت خیلی جدی گفت:&quot;وقتی برای تلف کردن نداریم کانکی توضیحات رو که بده میریم !زیاد وقت نداریم وگرنه مجبوریم از اول تمام راه رو تی کنیم!&quot; سلام نظامی دادم و گفتم:&quot;روکای !(اطاعت!)&quot; به طرف کانکی نگاه کردم... خیلی تو حال خودش بود ... گفت:&quot;بعدش میرن توی سریال مای هیرو و بعدش سرزمین حقیقت اونجا همه راز ها که برملا میشه هیچی + اینکه اگر یک چیزی فکر میکردی و نمی دونستی حقیقت داره یا نه چه حقیقت داشته باشه و چه نداشته باشه اون رو می بینین ولی خیلی هاشون حقیقته سعی کن قبل رفتن به دنیای حقیقت ذهنت رو خالی کنی! تو هم همین طور آیاتو به اون موضوع فکر نکن!&quot; با خودم کمی فکر کردم یعنی چه چیزی بین آیاتو و کانکی بود که من ازش خبر نداشتم؟ ول اش کن منم زیاد فکر می کنم! بعدش آیاتو دست منو گرفت و کشان کشان من رو کشید که بریم! داد زدم:&quot;من گشنمه مثل تو نیستم که از هوا تغذیه کنم!&quot; آیاتو دستم را ول کرد و شترق خوردم زمین!سرم چنان درد گرفت که نگو! همنجوری که بودم دیدم ایاتو داره به سمت در میره ! یعنی چی توی سر آیاتو میگذره؟فهمیدم اگر به خودم نجنبم آیاتو خودش رفته مرحله بعدی  سریع بلند شدم دوتا آبنبات که روی میز بود را برداشم و چپاندم توی دهنم و سریع حرکت کردم وقتی به پشم نگاه کردم....با قیافه کانکی  روبرو  شدم که خیلی بی ریخت بود ! معلوم بود یک چیزی رو داره مخفی میکنه که روح منم ازش خبر نداره! سریع دویدم سمت آیاتو .... آیاتو خیلی توی حال خودش بود یک چیزی منو اذیت می کرد ولی نمی دونم چی!  ولی  هرچی بود مربوط به آیاتو بود! ایاتو سویی شرتی پوشیده بود و کلاه اش را انداخته بود روی صورتش و نمی ذاشت صورتش رو ببینم! برای اینکه از اون حس  حال بیایم بیرون و بتونم آیاتو را راضی کنم دو کلمه حرف بزنه گفتم :&quot;عجیبه!&quot; منتظر حرف آیاتو بودم که بگه نانی؟(چی؟) یا بگه چیششش و سرش رو بکنه اون ور  ولی هیچ کدامش اتفاق نیافتاد!بلند تر از دفعه قبل گفتم&quot;عجیبه!&quot; ولی باز آیاتو چیزی نگفت این دفعه هوار زدم:&quot;صدای منو میشنوی؟&quot; قیافه آیاتو داره میگه برو رد کارت!آیاتو کلاه اش را داد پائین:&quot;دست از سرم بردار تو نمی دونی قراره چه اتفاقی بیافته!&quot; و بعد کلاه اش را کشید روی صورتش و رفت! دویدم که بهش برسم و فهمیدم الان وقت این حرفا نیست!یعنی ایاتو چی اتفاقی براش افتاده؟ همه چی اون طور که میخواستم پیش نرفت! ولی همچنان هم سوالم رو دارم... بهتره حتی اگه جوابم نگیرم بپرسم که خالی شم-آیاتو-.....(به راه رفتن اش ادامه داد!)-امروز یکم عجیب بود وقتی بلند شدم یویی رو ندیدم!یهو آیاتو خشک اش زد! و سرش رو انداخت پائین! گفتم:&quot;خوبی؟&quot; آیاتو با صدای که انگار داره معذرت خواهی میکنه گفت:&quot;خوبم بریم.......&quot; چه عجب یک حرفی زد! گفتم:&quot;حالا باید کجا بریم؟&quot; آیاتو همین طور که سرش پائین بود راه افتاد! دنبالش دویدم حتما می پرسید چرا می دویدم؟ چون یک قدم آیاتو برابر با 15 قدم من بود! یعنی دو قدمش برابر با 30 قدم من 3 قدمش برابر45 قدم من 4 قدمش...ولش کن جا ماندم! رفتیم و رسیدیم به یک  گوال بزرگ! گفتم:&quot;باید بپریم توش؟&quot; آیاتو جوابم رو نداد و فقط عمل کرد! پرید توش !مگه من چاره دیگه ای هم داشتم؟ منم پرسیدم توش ... خیلی بزرگ بود هرچی بیشتر صبر میکردم ارتفاع اش بیشتر می شد در حدی که داشتم از ترس جیغ می کشیدم! حتی آیاتو رو هم نمی دیدم و نور بالای گدال هم به مرور زمان داشت ناپدید می شد! همون موقع همچی سیاه شد! من حرفی ندارم شما بگین من چی میخواهم بگم دیگه!بازم سیاه!همون موقع  صدای آمد:&quot;حالت خوبه؟&quot; چشمام رو باز کردم و با این صحنه روبرو شدم....یادم آمد من الان توی مای هیرو آکادمی هستم ولی درست حرف باکوگو رو نشنیدم گفتم:&quot;حالم خوبه؟ فکر کنم یکبار منو کشتی و بعدش منو زنده کرید بعدش میگی حالت خوبه؟ تازه اون طوری که من تو رو می شناسم همیشه از کلمه های مثل نفله دیونه تل لش ات رو تکون بده و.... استفاده میکنی چرا الان اینطوری  با من با انقدر احترام حرف میزنی؟&quot; (باکوگو هیچ وقت اینطوری حرف نمزنه وقتی مثل ما حرف میزنه نهایت ادب اش هست!) باکوگو روش رو بگردوند و گفت:&quot;زیادی گندتر از دهنت حرف میزنی!&quot; یاد سریال افتادم خیلی باکوگو روی مخم بود بلند شدم و گفتم:&quot;تو خودت فکر میکنی کی هستی؟&quot; باکوگو برگشت و گفت:&quot;زیادی بهت رو دادم!&quot; و با انفجار حمله کرد طرفم منم یک متر پرت شدم عقب! حالا سوال اصلی اینجا بود... کوسه ی من چیه؟ خب میدونم مسخره میاد ولی پرسیدم:&quot;کوسه ی من چیه باکوگو؟&quot; باکوگو داد زد:&quot;نفله ی  چیبی(فسقلی) چه داری میگی خودت میفهی؟ نمی دونی کوسه ات چیه اون وقت با من درافتادی؟ فکر کردی کی هستی؟ خودت کوسه تو نمی دونی انتظار داری من بدونم؟&quot; گفتم:&quot;اصلا تو منو از کجا پیدا کردی ؟ من کجام؟&quot; باکوگو دیگه داشت می ترکید:&quot;من چمدونم ! تو رو یک تبهکار گرفته بود و داشت غرق ات میکرد توی آب منم ترسوندم اش و فرار کرد همون بهتر که می ذاشتم غرق ات کنه!&quot;  پس بگو چرا لباسم یکم خیس بود! برگشتم و گفتم:&quot;تو چرا کمکم کردی؟&quot; باکوگو سرش رو کرد اون ور:&quot;چون چ چسبیده به را!&quot; و رفت !وا!  یک دقیقه وایسا! چرا من همه چیز رو یادمه؟ آیاتو کانکی یویی گوداله شیرو و .... چرا؟ چرا مثل دفعه های قبل مثل شخصیت ها نشدم؟ چرا؟ دیدم کسی بالای سرم آمد....خیلی شبیه آیاتو بود گفت:&quot;پاشو یوکی باید بریم!&quot; بلند شدم و دنبالش راه افتادم:&quot;آیاتو؟&quot; -چیششششش-واقعا خودت شدی آخ جون! -حالا هدف ات درگیری با باکوگو چی بود؟-داشتم ازش می پرسیدم کوسه ام چیه!-چیز دیگه ی هم هست؟-خب راستش همیشه توی سریال خیلی  از دستش حرصم می گرفت!-پس بسپر اش به من!-مگه تو   دعوای ی پسرونه هم میکنی؟-پس چی؟ تو جای که من زندگی میکردم دعوا بلد نبودی کارت ساخته بود! بعدشم من خدای اینکارام!-چی بگم والا!-_-بهش نگاه کردم ... داشت دنبال باکوگو راه می افتاد!-چرا  دنبال باکوگو  راه افتادیم؟-ببین تو دو روز تمام بیهوش بودی! -نانی؟(چی؟)-همین که گفتم! بعدشم من فهمیدم ما دانش آموز های اتقالی به کلاس 1Aهستیم ! تازه فهمیدم کوسه مون چیه!-شما دوتا چه جونوری هستین؟-مثل خودت ابر انسان!-نه با تو نیستم با اون چیبی(فسقلی) مو سفیده تو از کجا کوسه اینو میدونی ؟ و شما دانش آموزان انتقالی هستین؟ اسم منو-پس داشتی به حرفمون گوش میکردی!- باکا ی چیبی( احمق فسقلی) جواب منو بده!-چرا باید جواب تو رو بدم؟حالا میفهمم دعوای پسرونه چیه! اول با تیکه شروع میکنن بعدش  می افتن به جون هم! البته من دخترم و چیزی از این چیزا سر در نمیارم(چون واقعا دخترم نمی دونم دعوا های پسرونه چه جوری !) و تا همین جا همین قدر دستگیرم شد! به آیاتو و باکوگو نگاه کردم دیگه یواش یواش به سوی کتک کاری بودن ترجیح می دادم از اونجا برم! وقتی داشتم می دویدم به پشتم نگاه نکردم که انفجار بزرگی رخ داد و ... فقط رفتم دویدم سمتUA چون توی سریال دیده بودم چه طوری میرن UA(مدرسه ی قهرمانی در مای هیرو آکادمی که میدرویا میره توش!) پس اون دوتا رو ول کردم و دویدم سمت UA  توش از بیرون خیلی باحال تر بود! کسی گفت:&quot;میتونم کمک تون کنم؟&quot; گفتم:&quot;ممنون میشیم!&quot; و برگشتم...متعجب شدم!  فقط می دونستم نباید سوتی بدم!گفتم:&quot;لباس تون با بقیه فرق داره میشه بپرسم چرا؟&quot; میدوریا سرخ شد:&quot;آخه الان کلاس قهرمانی داشتیم! حالا میتونم کمکی بهتون بکنم؟&quot; گفتم:&quot;من دانش آموز انتقالی...&quot; میدوریا  سریع گفت:&quot;چه جالب من میدوریا ایزکو هستم بهمون گفتن دانش آموزان انتقالی رو راهنمایی کنیم به کلاس مون لطفا دنبال من بیا!&quot; و رفت منم دنبالش راه افتادم .... تا اینکه وقتی  میدوریا در کلاس را باز کرد با این صحنه روبرو  شدم...اون  یارو گفت:&quot;خیلی خوشحالم ..!&quot; مثل دیوانه ها بود! جیغ کشیدم!  یکی  زد تو سرم و گفت:&quot;جیغ نزن نفله اون خنگول هم همیشه اینطوریه!&quot; لازم نبود به پشتم نگاه کنم معلوم بود که باکوگو هست!  ایاتو پشت اش سرش گفت:&quot;حواست باشه چه غلطی میکنی جوجه فکلی!&quot;  -حواست باشه چی میگی گرگ سفید!-باشه جوجه فکلی!-به من نگو جوجه فلکی باکا!(احمق!)-تازه چه فحش های راحتی بلدی تازه کاری؟-ای.....-برو.....-........-.......-.....(خودتون توی ذهنتون بگین دیگه چی میگن من جرئت نوشتن اش را ندارم!)یکی از پشت سرم گفت:&quot;دعواتون تمام شد؟ گشمنه بریم نهار!&quot;من بدون اینکه پشتم رو نگاه کنم جوابشو دادم:&quot;نبابا حالا حالا ادامه داره...!&quot;گفت:&quot;شما دانش آموز انتقالی هستین؟&quot; برگشتم...گفتم:&quot;همون دیونه چند دقیقه پیش؟&quot;گفت:&quot;شاید چشمات اشتباه دیده من دیونه نیستم  فقط باکوگو روی هر کس اسم میزاره منو دیونه صدا میکنه!من کامیناری دنکی هستم! راستش وقتی الکسریته زیادی استفاده می کنم این شکلی میشم!&quot;گفتم:&quot;پس کوسه ات الکسریته است! منم یوکی هستم!&quot; و دستم را آوردم جلو اونم خوشحال شد و دست داد! بعد به میدرویا گفتم:&quot;اینجا معلم نداره؟&quot; میدوریا:&quot;ببین معلم مون...&quot; یهو چیز های شبیه باند دور آیاتو و باکوگو پیچید!صدای گفت:&quot;8 ثانیه بهتون فرصت دادم حرفاتون رو با دانش آموزان انتقالی بزنین درسته تقریبا نزدیک یک ساله پیش هم هستیم ولی من عوض نشدم!&quot; میدوریا:&quot;ایشون آیزوا سنسی(استاد ،معلم) هستن!&quot; گفتم:&quot;لباس های ما هم آماده هستن؟&quot; آیزوا سنسی گفت:&quot;دست راست رختکن دخترا سمت چپ رختکن پسرا!&quot; وقت و تلف نکردم و لباس هام مو پوشیدم...میدونم آسونا هنر شمشیر زنی آنلاینه ولی توی مای هیرو شبیه اون میشه! بعدش من توی گوش آیاتو گفتم:&quot;آخر نگفتی کوسه من چیه!&quot; بعدش سرخ شدم لباس آیاتو زیادی...شیطانی بود!آیاتو در گوشم گفت:&quot;نوع : Emitterتوضیحات :از چند بخش تشکیل می شه اول سفید بعد سبز بعد زرد بعد قرمز و دراخر هم مشکیدرجه قدرتشون هم به همین ترتیب زیاد می شهضعف : نمی تونید بیشتر از چند دقیقه تو حالت سیاه بمونید میمیریهر چی درجه قدرت شمشیری که می خواید بالا تر بره بعد از مدتی خون بالا میاوریبرتری : درحالت مشکی می تونید با هر کسی مبارزه کنی و پیروز شی!&quot;من دهنم باز موند :&quot;جان من؟&quot;چشماش رو چرخوند :&quot;جان تو!&quot;-حالا کوسه ی تو چیه؟-به تو چه!-لابد انقدر کوسه ات ضعفیه که کم میاری ! بخواطر همین نمیگی !-باشه حالا که مغرور شدی بهت می گم! ایاتو پوز خندی زد و ادامه داد:&quot;نوع مال من : transformationتوضیح : دندون های نیش بلند درمیارم - چشم هام قرمز می شه - دو تا شاخ کوچیک درمیارمضعفم: وقتی از حالت شیطانی ام در میام نیاز به خون داریم!قوتم : توانایی هیپنوتزم داریم و تقریبا هر کاری که یه شیطان بتونه انجام بده منم هم می تونم انجام بدم!&quot;داشتم مثل  چی گریه کردم یک دقیقه هم جلوی  آیاتو دوام نمیارم! آیاتو گفت:&quot;گریه نکن من تورو نمی کشم کسایی مثل باکوگو رو می کشم!&quot; بعدش آیزوا سنسی اعلام کرد که کلاسا تمام شده و می تونین برین به خوابگاه  هاتون! مگه خوابگاه مال فصل 3و4 نبود؟ شاید ما آمدیدم  فصل 5!  رفتم توی اتاقی که بهم دادن...(من عکس نذاشتم البته خودتون هر جوری دلتون می خواهد میتونین تصور کنید!)روی تخت دراز کشیدم چه جای باحالی! بلند شدم و رفتم سمت یخچالی کوچیکی که اونجا بود از توش  کاپ کیک برداشتم(حالا نمی دونم واقعا توی ژاپن کاپ کیک هست یانه!) و انقدر که گشنه ام بود یکجا همشو خوردم! بعدش صدای در آمد در رو باز کردم...گفت:&quot;تودورکی شوتو هستم میخواستم بگم که ما یک جای داریم که همه مون توش جمع میشیم و صحبت می کنیم اگر دلت خواست میتونی بیای!&quot; گفتم:&quot;حتما و ممنون که بهم گفتی!&quot; تودورکی گفت:&quot;چه پر انرژی!&quot; من لبخندی مصنوعی تحویلش دادم و در اتاق را بستم! حالا چی بپوشم؟ بالاخره بعد هزار زحمت و دو دل بودن لباسم رو انتخاب کردم!بعدش دیدم که...کامیناری گفت:&quot;یوهو خیلی خفن شدی !میای  یک دست ps4(بازی کامپیوتری!)بازی کنیم با شرط بندی؟ مثلا هر کی برد باید اتاق اون یکی رو جمع کنه؟&quot; گفتم:&quot;اتاقم در انتظارت است!&quot;کامیناری پوزخند زد:&quot;حالا میبینیم کی بازنده است!&quot; گفتم:&quot;خواهیم دید!&quot; همون لحظه ...آشیدو مینایکی گفت:&quot;مسابقه دارید با شرط بندی بدون داور؟ من آشیدو مینا داور تون میشم حرفم نباشه! تماشاچی ها سر جای خود!&quot; به آشیدو  گفتم:&quot;اما کسی اینجا نیست!&quot; بعدش یهو دیم همه اونجان! قشنگ ضایه شدم!مینتا گفت :&quot;من که میگم کامیناری میبره!&quot;جیرو گفت:&quot;اما من میگم یوکی میبره!&quot;کریشیما:&quot;منم دوست دارم کامیناری ببره اما ما نمی دونیم کوسه ی یوکی چیه و توی چی مهارت داره پس نمیشه دست کمش گرفت!&quot;باکوگو:&quot;همه تون خفه شین! یوکی میبره و وقتی میگم یوکی میبره  یعنی میبره! حتی حاضرم شرط بندی هم کنم!&quot; همه درجا دهن شون رو بستن! چون فهمیدند یکم دیگه روی مخ باکوگو برن کار شون تمامه! بازی رو شروع کردیم...حمله ،دفاع ،حمله ،جا خالی، امتیاز ،حمله، امتیاز منفی و ... تا اینکه یهو صدای آژیر خطر آمد همه در حالت آماده باش درآمدند!همون موقع آیزوا سنسی در رو محکم باز کرد:&quot;تو دردسر افتادیم! زندان تبهکارا درش باز شده (زندانی که تبهکار ها رو برای دستگیری می برن اونجا تا بمون تا ابد !) و تمام تبهکارا ریختن توی شهر ! باید سریعا شما ها رو به یک جای امن ببریم! سریع دنبالم بیاین!&quot;(سایونارا! امیدوارم از این پست خوب بوده باشه و اینکه ببخشید دیر شد! سعی کردم با طولانی کردنش جبران کنم!)</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>Naghmeh.Ilbeigi</author>
                <pubDate>Sun, 29 Nov 2020 13:42:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مای هیرو آکادمی &quot;معرفی تودورکی شوتو&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AA%D9%88-xyrdctonm1ks</link>
                <description>یو مینا!(سلام دوستان!)امروز با معرفی تودورکی شوتو(شخصیت مورد علاقه ی من) آمدم پیش تون و یک تحقیق هم درباره اش کردم و سایتی به نام فلاپسی پیدا کردم که تمام مشخصات همه شخصیت ها رو داره و من می خواهم ازش کمک بگیرم با اجازه!شوتو تودوروکی (Shoto Todoroki) دانش‌آموز کلاس 1-A در دبیرستان یو.ای. است که با پیشنهادات رسمی به این مدرسه ورود پیدا کرد. او برای تبدیل شدن به یک قهرمان حرفه‌ای تمرین می‌کند. شوتو یکی از شخصیت‌های اصلی مجموعه Boku no Hero Academia محسوب می‌شود و پسر یک قهرمان بزرگ به نام اندور است.پدر شوتو یعنی انجی تودوروکی همیشه زیر سایه آلمایت بود و با وجود رکورد تحسین برانگیزش در حل و فصل جرم‌ها به عنوان قهرمان شماره دو شناخته می‌شد. انجی نسبت به پیشی گرفتن از آلمایت نوعی وسواس پیدا کرده بود و به همین خاطر روی به ادغام کوسه آورده بود و قصد داشت با همسرش ری تودوروکی فرزندی را با یک کوسه قدرتمند به دنیا آورند که توانایی پیشی گرفتن از آلمایت را داشته باشد.هیچ یک از خواهر و برادران شوتو قادر نبودند با این امتیاز زندگی کنند و شوتو تبدیل به فردی بی‌نظیر شد. زمانی که او پنج سال داشت پدرش به خاطر کوسه‌ی نیمه-سرد نیمه-داغ در شوتو تمریناتی را به او داد اما با این حال این تمرینات به اندازه‌ی کافی طاقت‌فرسا بود که شوتو مجبور به گریه کردن و استفراغ شود. مادرش ری سعی می‌کرد از او دفاع کند اما انجی به حرف‌های ری گوش نمی‌داد و حتی جلوی چشمان شوتو به او صدمه می‌زد.پدر شوتو او را از تعامل با سایر خواهر و برادرانش بازداشته بود. در حالی که آن‌ها مشغول بازی کردن بودند شوتو باید تمرین می‌کرد و از همین رو از پدرش به خاطر سو استفاده از او و مادرش نفرت پیدا کرد.در دوران تاریک، ری همیشه شوتو را پشتیبانی می‌کرد. با وجود رنجی که مادرش متحمل می‌شد اما همچنان پسرش را تشویق می‌کرد تا یک قهرمان شود. با این حال پس از گذشت مدتی ری به خاطر خشونت‌های خانگی در هم شکست و حتی برایش دشوار بود که نیمه‌ی چپ شوتو نگاه کند چرا که یادآور انجی بود. یک روز که ری با مادرش تلفنی در مورد آسیب‌ها روحی صحبت می‌کرد، اشاره کرد که دیگر ثبات روانی برای پرورش دادن پسرش را ندارد. وقتی او شاهد حضور ناگهانی شوتو شد و نگاهش به سمت چپ او افتاد، آب جوش را به سمت صورت شوتو ریخت که باعث سوختن چشم چپ او شد. ری بلافاصله از کرده‌ی خودش پیشمان شد و با چشمانی گریان سعی کرد با قدرت‌های یخی خود او را درمان کند.مدتی بعد از این حادثه، شوتو از پدرش پرسید که مادرش کجاست و انجی به سردی پاسخ شد که به خاطر صدمه زدن به او به بیمارستان فرستاده شده است. شوتو به سرزنش انجی پرداخت و همه‌ی این اتفاقات را از چشم او می‌دانست.تربیت و پرورش تاریک شوتو باعث شد تا او روی هر کاری تمرکز کند غیر از چیزی که پدرش می‌خواهد. او به فردی سرد تبدیل شد و از جامعه فاصله گرفت. شوتو در امتحان ورودی یو.ای. شرکت کرد و آنجا با ایناسا یواراشی روبرو شد. ایناسا سعی کرد از شوتو در مورد پدرش سوال کند اما شوتو او را به کل نادیده گرفت. تلاش ایناسا برای دوست شدن با شوتو بی‌نتیجه بود.خانواده تودوروکیتوانایی‌هاتوانایی‌های کلی: شوتو در دوران کودکی توسط پدرش تمرین دیده است و یکی از دانش‌آموزان قدرتمند کلاس 1-A محسوب می‌شود. او در فستیوال ورزشی یو.ای. مقام دوم را به دست آورد. شوتو در ناحیه رانش زمین به راحتی و به تنهایی قادر به غلبه بر شروران بود. او در این فستیوال ورزشی آگاهی خود از مبارزه و بینش بالای خود را نشان داد.شوتو تودوروکی و ایزوکو میدوریا یک نبرد شگفت‌انگیز را با هم داشته‌اند. در انتهای این نبرد یک برخورد نهایی می‌توانست به تخریب استادیوم و حتی کشته شدن هر دوی آن‌ها منجر شود اما به لطف مداخله سمنتوس و میدنایت از وقوع این اتفاق جلوگیری شد. اگرچه کاتسوکی باکوگو در فستیوال ورزشی شوتو را شکست داد اما کاتسوکی به خوبی می‌دانست که شوتو در صورت بهره گرفتن از تمام قدرتش پیروز میدان می‌شود.پایداری بالا: تودوروکی مقاومت بسیار بالایی از خود نشان داده است و قادر به تحمل در مقابل چندین حمله از ایزوکو بوده است. مثل یک مشت که با ۵ درصد از قدرت کوسه یکی برای همه به شکم او وارد شد و برخورد این ضربه مشکل جدی برای تودوروکی ایجاد نکرد.تحمل بالا: شوتو در هنگام مجروح شدن در نبرد نیز از خود تحمل بالایی نشان داده است. مثل نبرد او با استین که او با وجود جراحت زیاد قادر به ادامه نبرد و حمایت از متحدانش بود.چابکی بالا: شوتو بسیار سریع، چابک و با عکس‌العمل سریع است. او در مسابقه موانع فستیوال ورزشی به واسطه همین قابلیت‌های خود در جایگاه اول قرار گرفت.هوش بالا: شوتو از هوش بسیار بالایی بهره می‌برد. او در هنگام حادثه USJ تشخیص داد که شروران به واسطه یک کوسه با افراد بالادستی خود در ارتباط هستند. او در بسیاری از موارد دیگر هوش خود را ثابت کرده و پیش‌بینی‌هایش درست از آب درآمده‌اند.کوسهکوسه تودوروکی نیمه-سرد نیمه-داغ است. این کوسه نیمه‌ی چپ بدن شوتو را حاوی قدرت‌های آتشی و نیمه‌ی راست بدن او را حاوی قدرت‌های یخی کرده است. اشکال این کوسه ناشی از تعادل دما در بدن است؛ استفاده مداوم از قدرت یخ می‌تواند شوتو را دچار یخ‌زدگی کند و سرعت و قدرت او را کاهش دهد. در طرف دیگر استفاده پیش از حد از نیمه آتشی می‌تواند بدن او را دچار برافروختگی و سوختگی کند، با این حال این ضعف در صورت استفاده صحیح از نیمه راست قابل مقابله است.همان طور که استین به آن اشاره کرده، یکی از ضعف‌های بزرگ شوتو وابستگی بالای او به قدرت ویرانگر کوسه‌اش است.دیگر کاستی این کوسه این است که شوتو به طور کامل قادر به کنترل آتش تولید شده نیست. همچنین گفتنی است که او به خاطر داشتن کینه از پدرش به مدت ده سال تنها از نیمه سرد بدنش استفاده کرده است و به همین خاطر او کنترل کمتری روی نیمه آتشین خود دارد.روز تولد:11ژانویه(دی)سن:15(اولین نمایش)16جنیست:مذکرکوسه:یخ و آتشمکان تولد:حوالی استان شیزوئوکاخانواده:انجی تودوروکی (پدر)ری تودوروکی (مادر) پیشه :دانش‌آموزوابسته بهدبیرستان یو.ای.اولین نمایشمانگا: فصل ۶انیمه: قسمت ۵خب فکر کنم فلاپسی چیزی برای گفتن نذاشت! پس بریم برای رابطه هاتودوروکی و میدوریا: دوستان خوبی هستن از فصل دو به بعد جنگ شون با قهرمان کش باهم خیلی خوب شدن!تودوروکی و باکوگو: چی بگم خودتون توی قسمت نظرات می فهمید !تودوروکی و  مامانش: -_- مامانش روی صورتش آب جوش ریخت و تودوروکی تعطیلات میره بیمارستان ملاقات اش کنه چون مادرش بخواطر کار های پدر روانی شد!تودوروکی و اندرو: تودوروکی از باباش متنفره بخواطر بچگی اش و اینها...تودوروکی و دابی: من شندیدم یکی از بردار هاشه ولی من باور نمی کنم! چون این چیز هنوز یک فرضیه ست!تودوروکی و یائروزو: توی فصل دو  آزمون  اصلی آخر ترم باهم گروه شدن(البته به انتخاب خودشون نبود!) که باید  با آیزوا سنسی میجنگیدن!تودوروکی و آیدا: در فصل دو آیدا می خواست قهرمان کش را بشکد ولی نزدیک بود جونش رو از دست بدهد تا اینکه ....تودوروکی و آلمایت: از آلمایت نه متنفره نه خوش اش میاد یک چیزی بین این دوتا!در کل تودورکی خونسرد   آرامش صبوری ریلکس و .... هستش و رابطه خواصی با بقیه نداردنظرات...تودوروکی از نظر میدوریا:خیلی بچگی درد کشیده و هدف اش  برای قهرمان شدن خیلی بزرگ تر از منه ولی من پا پیش نمی کشم!تودوروکی:میدوریا ... ام ... این حرفا توی فصل دو زدی الان یک چیزی بین فصل 4 و 5 هستیم به نظرت یکم حرفت قدیمی نیست؟میدوریا: ای وای یادم نبود ببخشید!تودوروکی: حالا میتونی جمله ات را دوباره بگی؟میدوریا:برات کتاب خریدمتودوروکی:ممنونباکوگو: میدوریا می کشمت باز کتاب منو برداشتی دفعه قبلی مگه ازت پس نگرفتم؟میدوریا:نه... نگرفتی...!باکوگو : پس می کشمت!میدوریا:کمکککک (باکوگو توی بخش تودوروکی هم ول نمیکنه!)تودوروکی زنگ میزنه به مدیر نزو: مدیر نزو:الو بله بفرماید؟تودوروکی: تودوروکی هستم دانش آموز تون میخواستم بگم یکی از همکلاسی هام داره یکی از هکلاسی هام رو میکشه میخواستم اطلاع بدم مراسم ختم رو آماده کنیدتودورکی از نظر باکوگو: تودوروکی...تودوروکی: بله...باکوگو:نفله دو تیکه ای !تودورکی :لابد الان می خواهی میدرویا را بکشی!باکوگو: آفرین قطب شمال و جنوب ....میدوریا گریه می کند: من چه گناهی دارم آخه کمککککتودوروکی از نظر یائوروزو: خیلی خوبه قدرت تصمیم گیرش بالا همیشه خودم رو باهاش مقایسه می کنم...تودوروکی:یائوروزو این حرف مال فصل 2  نیست؟ ما الان بین فصل 4و5 هستیم ها!یائوروزو: ای وای ببخشید حواسم نبود ! ولی از کجا میدونی؟میدوریا: من بهش نشون دادم تازه همه مسابقه ها رو به صورت فیلم دارم !من عاشق قسمتی هستم که باکوگو بیهوش میشه....باکوگو: دکو می کشمتتتمیدوریا:ای بابا دوباره! کمکککککک(خدایی چرا میدوریا و باکوگو اینجورین؟)تودوروکی از نظر آیدا : خیلی دوست خوبیه هم صحبته و جدید خیلی با هم خوب شدیم و من به عوان مبصر کلاس میخواهم بهش نمره بدم و ...تودورکی : خر پوفف خرپوفففآیدا:نظرم عوض شد ازش نمره کم می کنم!تودوروکی: کمککک(دارد خواب باکوگو و میدوریا را می بیند که باکوگو می خواهد میدرویا را بکشد و میدرویا  میگه کمکککک!) میدوریا :کمککککککباکوگو:می کشمتتتتآیدا هم بهشان اضافه می شودآیدا: نمره کم می کنممممم!تودوروکی از نظر اندرو(پدرش): (ببخشید نمیشه باهاش صحبت کنیم در آخر فصل 4 با یک نومو جنگید و  بعدش فصل 4 تمام شد دیگه ازش خبری ندارم!)تودوروکی از نظر دابی: چیشششششتودورکی :چیششششششششششششششششیگاراکی : نمی خواهی چیزی بگی؟دابی:چیششششششششش عمرا!میدوریا : کمکککککککباکوگو:می کشمتتتتآیدا:نمره کم می کنمممملت+شما :×_×در آخرتودوروکی: یک شعر ساختم گفتم براتون بخونم  لایی .. لالایی.. کمک ..کمک ...کمکم کنید... کمک   ... میکشمت .. هاها... لالا.. هاها.... کم می کنم  ... کم می کنم ..نمره  نمره نممممممره....تمام شد امیدورام باهام آشنا شده باشید و بگین نظر تون درباره ی من چیه و توی هر قسمت اگر چیزی از شخصیت های مای هیرو آکادمی بپرسین توی نظرات جوابتون رو می دهن! پس بپرسید و اینکه  نویسنده این پست گفت:خوب نوشتم بد بود یا خوب بود؟ منتظر لایک و نظرات تون هستم!</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>Naghmeh.Ilbeigi</author>
                <pubDate>Tue, 24 Nov 2020 12:18:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مای هیرو آکادمی &quot;معرفی آلمایت!&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-ieix4aofag7a</link>
                <description>ایشون &quot;آلمایت &quot;هستن البته اسم قهرمانی شونه اسمش توشی نوری هست و خیلی قویههههه البته با توجه با جنگی که با همه برای یکی  داشته آسیب جدی دیده وقتی انیمه  رو ببین متوجه حرفم میشین! و قهرمان مورد علاقه میدوریا ست و خیلی قویههه البته وقتی آلمایته وقتی توشی نوریه خیلی افتضاحه! و میگه که خودش رویاش این بوده مضحر صلح بشه و ستونی بریا تیکه مردم بشه و البته خیلی حقیقت های پنهانی داره مثلا ... نمیگم دیگه! تازه قهرمان شماره دو سخت بنیاد(پدر تودورکی که از متنفره) باهاش رقابت میکنه ولی هیچ وقت برنده نمیشه!تازه خیلی هم میخنده و به همین اش معروفه!رابطه آلمایت و میدرویا: چه جوری واقعا بنویسیم مثل معلم و دانش آموز یا جانشین و شاهرابطه آلمایت و سخت بنیاد:×_× توضیحی براش ندارم!رابطه آلمایت و شب چشم:خیلی خوب بود ولی بعد اون اتفاق بد شد ولی همچنان شب چشم از آلمایت خوش اش میاد و فیلم هاشو نگاه میکنه ولی آلمایت روش نمیشه توی چشم های شب چشم نگاه کنه!(براشون عکس پیدا نکردوم:( !)در جوانی اش با دکتری به نام ...(اسمش رو یادم نمی یاد !) همکاری میکرده و توی سینمایی اش میرن پیش اوناخلاق آلمایت:هاهاها خیلی زیادی معلمه بدیه! مثلا میره کمک کنه به همه بریا حرکت تمام کنده بعد آیزوا سنسی  میبینه دفتر چه تمام سوالات امتحان با جواب توی جیب اش هست ! ینعی خودش هیچی بلد نبوده!آلمایت از نظر میدرویا:بهرته محشره قهرمان شماره یکه منم میخواهم مثل اون بشم ....آلمایت یک کف گرگی میدرویا رو میزنه!آلمایت از نظر باکوگو:من از اون بهتر میشمآلمایت:تلاش ات رو بکن باکوگوی جوان ولی نمی تونی!باکوگو در حال مشت زدن به آلمایت که هیچ فایده ای نداره!آلمایت از نظر شب چشم:زیاید کل شقه به کمک احتیاج داره ولی نمی خواهد قبول کنه!آلمایت از نظر شیگاراکی تومورا: اون نیشخند الکی رو از صورت اش بر می دارم!آلمایت از نظر سخت بنیاد:.....(کلی فحش که نمی تونم بنویسم!)آلمایت از نظر همه برای یکی :فعلا ضیف اش کردم ولی یک روزی شکست اش میدهم!آلمایت از نظر دانش آموزان:معلم خوبی است بهمون تقلب می رساند!آلمایت از نظر شما:......(توی نظرات بنویسید!)**********ببخشید معرفی آلمایت کوتاه بود پایان آلمایت********** </description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>Naghmeh.Ilbeigi</author>
                <pubDate>Mon, 23 Nov 2020 11:18:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مای هیرو آکادمی &quot;طنز!&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%B7%D9%86%D8%B2-vin1bzo29u0h</link>
                <description>سلام  دوستان امروز با طنز مای هیرو آکادمی آمدم!آلمایت: میدوریا تو دوتا پا داری!میدرویا:جون من؟ من دوتا پا دارم؟ برو بابا من سه تا پا دارم!شما کدامید؟من جیرو همون مو آبیهراست میگه صدا هاشون هنوز توی گوشم است!چرا میدوریا نقش اصلیه واقعا؟باکوگو: الو هستی؟ناشناس:آماده ای؟باکوگو:معلومه بریم......باکوگو داشت با میدرویا حرف میزد برن توی عروسی ها بخونن!من اینطوری نیستم ولی مورد دارم زیادددددیعنی عاشق خونسردی تودورکی هستم یارو داره غرق میشه انقدر  آروم ! چه جوری؟باید برم ازش یاد بگیرم !قیافه منو مامانم وقتی نصف شب یادم می افتد فردا امتحان دارم!هرهرررررررررپایان..... البته مای هیرو آکادمی همچنان تمام نشده بازم دارم براتون.....! باید تا دنیای عجیب 12 منتظرر بمونین چون خودم همچنان دارم فکر می کنم چی بنویسم! سو می ماسن سومی ماسن (ببخشید ببخشید) سایونارا مینا! (خداحافظ دوستان!)</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>Naghmeh.Ilbeigi</author>
                <pubDate>Mon, 23 Nov 2020 11:18:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مای هیرو آکادمی &quot;معرفی باکوگو کاتسوکی&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D9%88%DA%AF%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D8%B3%D9%88%DA%A9%DB%8C-fgcva5k6d9uu</link>
                <description> اینک رسیدیم به باکوگو ....ایشون باکوگو کاتسوکی هستن و خیلی فحش می دهن ...... از نفله گرفته تا........ دیگه نمی خواهم بی ادبی کنم ولی یک جور های خیلی خفنه و در بچگی با میدوریا بوده و مسخره اش میکرده که کوسه نداره تا اینکه میدوریا در یو ای قبول میشه و باکوگو.........(من شندیدم باکوگو قرار بوده شخصیت آرومی داشته باشه -_- !)تازه من شندیم یک موقع ضربه خورده و این شکلی شده ! ولی دقیق نمی دونم رابطه هامیدوریا و باکوگو:  افتضاحههههه  وقتی باکوگو به میدوریا میرسه میخواهد تیکه تیکه اش کنه! فقط بعضی موقها رحم می کند.... و میدرویا به باکوگو میگه کاچانهرهررررررابطه باکوگو و کیریشیما: خیلی عالیهههه دوستان صمیمی هستن و ... خیلی باحالن!رابطه باکوگو اوراراکا: عادیه ولی من دیدم توی خیلی از عسکها با هم ازدواج می نمایند ولی من باور نمی نمایم چون اوراراکا میدوریا را خیلی دوست می نماید شما چی فکر می نماید؟(عکس داشت ولی بد بود نذاشتم...)رابطه باکوگو ایدا :  .....×_× چه بگم واقعا؟رابطه باکوگو و مامانش: عکس زیر را مشاهده کنید...باکوگو فقط از مامانش کتک میخوره باکوگو و تودورکی: در مسابقات ورزشی باهم در فینال افتادند و تودورکی (شخصیت مورد علاقه ی من در این انیمه) رو تحریک کرد! نمونه اش را می بینیم.. که باگوگو بهش نفله دو وجهی و دوتیکه یا قطب شمال جنوب هم میگه!  آلمایت و باکوگو: بزن بزن یالا بزن  توی یکی از قسمت ها باکوگو گفت از آلمایت بهتر میشه و میبرد اش!(آره جون خودش این همه آدم نتونستن شکست اش بدن اون وقت تو میخواهی اینطوری کنی؟) با بقیه هم همین شکلیه و  رابطه ی خواستی با بقیه نداردخبر فوری درباره باکوگو... اون عکس رو که میخواستم پیدا نمایدم!پیداش کردم دست و کف هوراااا کلی گشتممنظرات درباره باکوگو...(شاید باکوگو فحش بده ببخشیدددد!)باکوگو از نظر میدوریا:×_× خب .... ام.... باکوگو:بنال دیگه !میدوریا: بهش ثابت می کنم به درد نخور نیستم!باکوگو:کیریشما امروز نوبت من بود آشغال ها رو بزارم بیرون؟کیریشما:اره! چطور مگه؟باکوگو : هیچی همین طوری پرسیدممیدوریا :یک دقیقه وایسا... نههههباکوگو: آرههههه...یک ساعت  بعد ....تودورکی : باکوگو  تو میدوریا را ندیدی؟باکوگو : آشغال ها رو یک ساعت پیش گذاشتم دم در!تودورکی : خب چه ربطی به میدوریا داره؟باکوگو:واضح نیست؟ خب معلومه میدوریا هم جز آشغال هاست دیگه... امیدوارم توی آشغال دونی بهش خوش بگذره.....تودورکی:-_- باشه !(تودورکی چهر احت قبول کرد!)تودورکی: آیزوا سنسیآیزوا:بله؟ تودورکی؟تودورکی: میدرویا مرد شایدم نه ولی هر چی هست توی سطل زباله است ! چون باکوگو انداختش توی آشغالا..کیریشما:جون من؟ چه باحال!(کیریشیما این وسط چیکار می کرد؟) میدوریا از در وارد میشود با کلی زباله که از سر و کول اش می ریزد ...میدوریا:واتاشی غلط کردم!(من غلط کردم!)باکوگو از نظر کیریشما: دوست خوبیه خیلی باحاله با همه فرق داره و مردونگی اش رو که نگوباکوگو : انقدر زر نزن مگه قرار نبود برام کتاب .... رو بخری؟کیریشیما:آهان چرا ولی....باکوگو:ولی ....؟کیریشما:قرض اش دادم به میدوریا....(میدوریا این وسط چیکار می کند؟)باکوگو: من رفتم میدوریا را بکشم تو هم مراسم ختم رو آماده کن...میدوریا چرا این وسط همش کتک میخوره؟...چند دقیقه بعد....میدوریا: کمکککککککککککککککککککککککککباکوگو:هاهاها می کشمتتت!باکوگو از نظر اوراراکا: توی مسابقات ورزشی شکست اش می دهم و مثل دکو میشم!باکوگو: نفله خیلی وقته از اون موقع میگذره  تقریبا 2 فصل پیش!و  تو شکست خوردی باز زر زر میکنی؟اوراراکا: 8_8 چشم های اوراراکا چپ شد... باکوگو: پس به جای تو میدوریا را می کشم!میدوریا: کمکککککککککککککککککک(باکوگو تا میدوریا را نکشه بعدشم جنازه شو بخوره ول نمی کنه!)باکوگو از نظر آیدا: بچه ی خوبی نیست باید قانون رو رعایت کنه و من به عنوان مبصر کلاس...باکوگو: زر زیادی می زنی چهار چشم!ایدا: این کارت رو گزارش می کنم ... و .....باکوگو : برو بابا ایدا: پس...باکوگو: مرسی حرف ام رو شروع کردی پس میدوریا را می کشم!میدوریا : کمکککککککککککککک(به میدوریا چه!)باکوگو از نظر آلمایت: استعداد های داره که هنوز کشف نشده ولی خیلی مغرورهباکوگو : آلمایت چه زری زدی؟آلمایت: هاها باکوگوی جوانچه تو بخواهی  چه نخواهی نمی تونی منو بکشی!باکوگو: دنیمبتیمکبسیکمنبتسیبتسبنت(داره برای خودش رمزی صحبت می کنه...! البته خودم هم نفهمیدم چی نوشتم!)آلمایت: میشه ترجمه کنی؟باکوگو : باشه ترجمه می کنم ... حالا که  نمی تونم تو رو بکشم میدوریا را می کشم!میدوریا:....باکوگو: چی شده دیگه نمگی کمک ؟ نکنه از من میترسی؟میدوریا: من الان تقریبا هزار بار مردم چرا وقتی مردم از مردن دوباره ام بترسم!باکوگو : چون من میگممممممم....میدوریا: های های (باشه باشه) کمکککککککککککککککباکوگو از نظر مادرش: بچه بی تربیتی هزار بار هم کتک اش بزنم آدم نمیشه! و  با بهتر تربیت..باکوگو :مامان .. آخ (باکوگو هی کتک می خورد )مامان باکوگو: داشتم می گفتم...باکوگو: کمککککککککککککککککمیدرویا: آخیش دلم خنک شد!باکوگو ازنظر شما:....................................................(توی نظرات بنویسید جواب تون رو هم میده!)(خوب نوشته بودم؟ کامل بود؟ توی نظرات بنویسید!)باکوگو: کاری نداری....؟ من برم نفله کلی کار دارم!شما:..................................راستی یادم رفت یک عکس رو!مشخصات باکوگو******************************************************************پایان معرفی باکوگو کاتسوکی*****</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>Naghmeh.Ilbeigi</author>
                <pubDate>Mon, 23 Nov 2020 11:17:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مای هیرو آکادمی &quot;معرفی فصل اول&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-liioq5xofz13</link>
                <description>بخش اول معرفی فصل 1 انیمه!(توی پست های بعدی  شخصیت ها رو معرفی می کنم جوک میزارک سلام دوستان میدونم یک بار این انیمه رو معرفی کردم ولی الان میخواهم کامل تر اش را معرفی کنم با جزئیات حتی اخلاق و دوست های هر شخصیت رو هم میگم  چون انیمه مورد علاقه ام هست تازه  برای اون های که این انیمه رو دیدن جوک هم گذاشته ام منتظر باشین  و چون همش توی یک پست جا نمی شد  همه  رو یکجا منتشر می کنم که ببینین و کلا اینو داشته باشین که دنیا به جای میرسه که 80 % مردم جهان قدرت دارن مثل یخ انفجار سرعت و ... که بهش میگن کوسه و   جامع ابر انسانی درست میشه! ینعی مثل توی فیلما ابر قهرمان و تبهکار دارن.. و من هر قسمت رو هم دوبله هم زیر نویس می زارم چون بعضی ها شاید از دوبله اش خوش شون نیاد بعضی ها هم با دوبله راحت تر از زیر نویسن به انتخاب خودتونه!خب  بریم برای اوپینگ فصل اول : https://www.aparat.com/v/HZPfq/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%88%D9%BE%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%AF_%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_my_hero_academia  https://www.namasha.com/v/bvwNJNUW/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_boku_no_hero_academia_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_1_%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%DA%86%D8%B3%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D9%87 فصل 1 قسمت 1 با زیر نویس فارسی  https://www.aparat.com/v/15xR7/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%85%D9%86_%D9%81%D8%B5%D9%84_1_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_1_%D8%AF%D9%88%D8%A8%D9%84%D9%87_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C فصل1 قسمت1 دوبله فارسی  https://www.aparat.com/v/pgoX3/%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%86_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_2_%D9%81%D8%B5%D9%84_1_%D8%AF%D9%88%D8%A8%D9%84%D9%87_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C فصل 1 قسمت 2 دوبله فارسی https://www.namasha.com/v/sF1CysjZ/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_boku_no_hero_academia_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_2_%D8%A8%D8%A7_%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%A8_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C فصل 1 قسمت2  زیر نویس  https://www.aparat.com/v/PnJH5/%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%86_%D9%81%D8%B5%D9%84_1_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_3_%D8%AF%D9%88%D8%A8%D9%84%D9%87_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C فصل1 قسمت3 دوبله فارسی https://www.namasha.com/v/kFaj1y7U/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D9%81%D9%88%D9%82_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%85%D9%86_%D9%81%D8%B5%D9%84_%D8%A7%D9%88%D9%84_Boku_no_Hero_Academia_My_Hero_Academia_season_1_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_3_%D8%A8%D8%A7_%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C_ فصل1 قسمت 3 زیر نویس فارسی https://www.namasha.com/v/fSlP9MM6/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D9%81%D9%88%D9%82_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%85%D9%86_%D9%81%D8%B5%D9%84_%D8%A7%D9%88%D9%84_Boku_no_Hero_Academia_My_Hero_Academia_season_1_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_4_%D8%A8%D8%A7_%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C_ فصل اول قسمت4 زیر نویس فارسی https://www.aparat.com/v/1hE0X/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%85%D9%86_%D9%81%D8%B5%D9%84_1_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_4_%D8%AF%D9%88%D8%A8%D9%84%D9%87_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C فصل اول قسمت 4 دوبله فارسی https://www.aparat.com/v/iJksB/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%85%D9%86_%D9%81%D8%B5%D9%84_1_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_5_%D8%AF%D9%88%D8%A8%D9%84%D9%87_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C فصل اول  قسمت 5 دوبله فارسی https://www.namasha.com/v/vxqxhJwB/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D9%81%D9%88%D9%82_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%85%D9%86_%D9%81%D8%B5%D9%84_%D8%A7%D9%88%D9%84_Boku_no_Hero_Academia_My_Hero_Academia_season_1_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_5_%D8%A8%D8%A7_%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C_ فصل اول قسمت 5 زیر نویس فارسی https://www.namasha.com/v/mChUbCmh/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D9%81%D9%88%D9%82_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%85%D9%86_%D9%81%D8%B5%D9%84_%D8%A7%D9%88%D9%84_Boku_no_Hero_Academia_My_Hero_Academia_season_1_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_6_%D8%A8%D8%A7_%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C_ فصل اول قسمت 6  زیر نویس فارسیخب  بریم برای پوستر  فصل اولپوستر فصل 1میدوریا پسری است که در جامع ابر انسانی متولد شده (دنیا به جای میرسه که 80 % مردم جهان قدرت دارن مثل یخ انفجار سرعت و ... که بهش میگن کوسه و   جامع ابر انسانی درست میشه! ینعی مثل توی فیلما ابر قهرمان و تبهکار دارن..  البته توی قسمت بالا هم گفتم)قهرمان مورد علاقه اش آلمایته و می خواهد می خواهد مثل او بشه ولی کوسه ندارد! تا اینکه ....... لطفا نظر تون رو تیو نظرات بگین سومی ماسن(ببخشید) هزار سال پست نذاشتم!</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>Naghmeh.Ilbeigi</author>
                <pubDate>Mon, 23 Nov 2020 11:15:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتباس هالیوود از انیمه ها! پارت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-wcmmjfdesthb</link>
                <description>در پست قبل به فیلم های هالیوودی اشاره شد که از روی انیمه های موفق ساخته شدند. این پست ادامه پست قبل میباشد.Inception (سال ۲۰۱۰)انیمه: Paprika (سال ۲۰۰۶)در مورد این یکی بحث‌های زیادی بین طرفداران وجود دارد، هرچند عنوان شده که کریستوفر نولان در مصاحبه‌ای تصدیق کرده که در ساخت Inception (تلقین) از انیمه‌ی Paprika (پاپریکا) فانتزی رنگارنگ ساتوشی کُن الهام گرفته ولی این اظهارنظر هیچ‌گاه به شکل رسمی تایید نشده است. هر دو فیلم درباره‌ی فراگیر شدن و سوء‌استفاده از اختراعی است که امکان ورود به خواب دیگران را فراهم می‌کند و مخاطب را درگیر خواب‌هایی لایه لایه می‌کند. این ایده به صورت جزئی‌تر در فیلم Total Recall (یادآوری کامل) و رمان Ubik(یوبیک) اثر فیلیپ کی.دیک هم دیده شده است، اما با کنار هم قرار دادن فیلم‌های ساتوشی کُن و نولان شباهت‌های بیشتری بین‌شان به چشم می‌خورد. پاپریکا با بهره‌گیری هوشمندانه از خصوصیات انیمه در قالبی سوررئال اثر عمیق‌تری به نظر می‌رسد؛ به این معنا که پاپریکا به طور لذت‌بخشی در رویاها به عنوان سطحی از روح که هر چیزی در ناخودآگاهش قابل رخ دادن است غوطه‌ور می‌شود ولی تلقین برای راضی نگه داشتن مخاطبش بیشتر به سمت اکشن گرایش دارد. البته پاپریکا تا قبل از تلقین اثر مورد توجهی بود و حتی Wolfgang Petersonاعلام کرده بود قصد دارد تا اقتباس لایو-اکشنی از روی آن بسازد، ولی این نولان بود که با تلقین به مشهور شدن این ایده کمک کرد. در نهایت نولان با گفتن این‌که از ۱۰ سال قبل روی نوشتن فیلمنامه‌ی اینسپشن کار می‌کرده است به صورت تلویحی از کنار این موضوع می‌گذرد ولی دیدن بعضی سکانس‌های مشابه (مثل تصاویر این لینک) باعث می‌شود بیشتر به وجود ارتباط بین آن‌ها اذعان کنیم؛ شاید اینسپشن در یکی از خواب‌های سطح بالای پاپریکا رخ داده باشد.Black Swan (سال ۲۰۱۰)انیمه: Perfect Blue (سال ۱۹۹۷)دارن آرنوفسکی در فیلم Black Swan(قوی سیاه) به شکل غیررسمی از شاهکار دیگر ساتوشی کُن یعنی Perfect Blue (آبی کامل) ایده‌برداری کرد. قوی سیاه شامل بسیاری از جزئیات ساختاری آبی کامل مثل ابعاد روانشناختی و اختلالات رفتاری شخصیت اصلی و تشابه‌هایی مثل سکانس‌های صحبت کردن تصاویر روی دیوار، چیدمان اتاق خواب، رفلکس بعد شخصیتی در تصویر آیینه و درگیری با آن است. آرنوفسکی با قرار دادن این سکانس‌ها در فیلم قوی سیاه نشان می‌دهد که تا چه حد تحت تاثیر سینمای ساتوشی کُن است؛ او پیش از این برای ساخت سکانس جیغ در وان حمام فیلم Requiem For a Dream (مرثیه‌ای برای یک رویا) امتیاز استفاده و بازسازی سکانس مشابهی در آبی کامل را به قیمت ۵۹ هزار دلار خریداری کرده بود. طبیعی بود که آرنوفسکی این بار با وجود تایید شباهت‌ها بین دو اثر ایده گرفتن از آن را انکار کند تا برایش هزینه‌ای نداشته باشد.Looper (سال ۲۰۱۲)انیمه: Akira (سال ۱۹۸۸)یکی از تاثیرگذارترین و مورد احترام‌ترین انیمه‌های سینمایی تمام دوران‌ها Akira (آکیرا) ساخته‌ی کاتسوهیرو اوتومو است که نقطه‌ی عطفی در سبک سایبرپانک و نمایش سطح بالایی از قدرت‌های احساسی بود. فیلم Looper ساخته‌ی ریان جانسون تقلیدی زیرکانه همراه با استعارات سبک علمی-تخیلی شبیه به فیلم The Terminator(ترمیناتور) است. جوانی کارش کشتن آدم‌هایی است که باندهای تبهکاری از آینده می‌فرستند اما چه می‌شود اگر یکی از این آدم‌ها آینده‌ی خودش باشد. در کنار خصوصیت سفر در زمان، بچه‌ای به اسم سید با توانایی‌های فراروانی که او را به یک هیولا تبدیل می‌کند وجود دارد که بسیار شبیه به تتسو و قدرت آکیرا است. به نظر می رسد جانسون مشخصه‌هایی از آکیرا و همچنین فضاسازی مانگای دیگری اثر اوتومو به اسم Domuرا به فیلمش اضافه کرده است.Pacific Rim (سال ۲۰۱۳)انیمه: Neon Genesis Evangelion(سال ۱۹۹۵)اگر ژاپن یک سفیر فرهنگ عامه در سازمان ملل داشته باشد؛ بی‌شک ربات‌های غول‌پیکرش هستند. بعد از ظهور Astro Boyو Gigantorاین سبک با برداشت‌های سطح پایینی توسط استودیوهای غربی دنبال شد. به هر حال تاثیری که انیمیشن ژاپن در این سبک داشته به حدی بوده که غیرممکن است اثرگذاریش بر Pacific Rim (حاشیه اقیانوس آرام)اثر گیرمو دل تورو که در مورد مبارزات ربات‌های جنگجو در مقابل هیولاهای ناشناخته است را رد کرد. ایده‌ای که به بهترین شکل در سری انیمه‌ی Evangelion اجرا شده است؛ نوع کنترل و سبک مبارزات رباتیک و تاثیر روحی و روانی کنترل‌کننده که در فیلم هالیوودی با ایجاد یک همکاری دو نفره در هر ربات به غلظت آن افزوده شدن است. نکته‌ی جالب استفاده از لوکیشن و حتی اصطلاح ژاپنی معروف «کایجو» برای هیولاهایی است که از اعماق اقیانوس به سمت خشکی حمله می‌کنند تا به نحوی خواستگاه کلی این ژانر هم مورد اشاره قرار گرفته باشد. هرچند نویسنده و کارگردان اثر هالیوودی ادعا کرده‌اند که انیمه‌ی مورد اشاره را ندیده‌اند ولی شباهت‌های موجود بیشتر از این است که طبیعی به نظر برسند.Atlantis: The Lost Empire (سال ۲۰۰۱)انیمه: Nadia: The Secret of Blue Water(سال ۱۹۹۰)انیمیشن Atlantis: The Lost Empire که از آن  به عنوان اثری متفاوت و پیشرو در ساخته‌های استودیو دیزنی یاد می‌شود، در زمان اکران به خاطر سبک بصری متفاوت و نداشتن ترانه‌سرایی رایج در آثار دیزنی مورد انتقاد قرار گرفت. شاید دیزنی انتظار داشت این فیلم به اندازه‌ی انیمه‌ی سریالی Nadia: The Secret of Blue Waterمحصول ۱۹۹۰ مورد استقبال واقع شود. هرچند هر دو اثر با الهام از رمان «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» اثر ژول ورن ساخته شده‌اند اما شباهت‌های موجود در آن‌ها به قدری نزدیک به هم است که متوجه شویم دیزنی غیر از رمان نگاهی هم به اثر ژاپنی داشته است. در هر دو یک مخترع و دانشمند جوان و آماتور با روحیاتی خواستنی به دنبال پیدا کردن آتلانتیس است که سر راهش عاشق دختری متفاوت از بقیه می‌شود؛ به‌علاوه شباهت‌های ظاهری آن‌ها مثل عینک گرد بزرگ و استفاده از نقشه‌ها و تجهیزات علمی کاملاً مشهود است. قهرمان‌های زن داستان هم پرنسس‌های امپراطوریی هستند که برای نجات آن باید قدرت پنهان خود را آزاد کنند، که در شکل استفاده از گردن‌آویز کریستال آبی و پوشش شبیه به هم هستند. شباهت‌های ریز و درشتی هم در شخصیت‌های دیگر گروه و بعضی سکانس‌ها به چشم می‌خورد که نمی‌شود به سادگی از کنار آن عبور کرد (مثل عکس این لینک).(۲۰۱۴) Interstellarانیمه: Voices of a Distant Star(سال ۲۰۰۲)بعد از شباهت تلقین با انیمه‌ی پاپریکا باز هم ارتباط یکی دیگر از آثار نولان با یک انیمه به چشم می‌خورد. ممکن است حداقل یکی از برادران نولان یک اوتاکو باشد! نولان همچنان با این قضیه خیلی سربسته و محافظه‌کارانه برخورد می‌کند و در نهایت آن را ناخودآگاه می‌داند. هرچند فیلم Interstellar (بین‌ستاره‌ای)فیلم‌های بزرگ و جریان‌ساز زیادی را به عنوان بزرگتر بالای سر خود می‌بیند ولی شباهت یکی از ایده‌های اصلی آن با یک انیمه‌ی کوتاه ژاپنی از بقیه جالب‌تر است. Voices of a Distant Star (نجوای ستاره‌ای دوردست) عنوان انیمیشن کوتاه ۲۵ دقیقه‌ای ساخته‌ی ماکوتو شینکای کارگردان شناخته‌شده‌ی ژاپنی است؛ کسی که به خاطر ساخت انیمه‌های سینمایی با موضوع عاشق‌هایی که فاصله‌های مکانی و زمانی آن‌ها را از هم جدا می‌کند معروف است. شینکای که کارش را با ساخت انیمیشن‌های کوتاه شروع کرد در این اثر کوتاه به موضوعی پرداخته که در ادامه‌ی مسیرش بارها آن را سوژه‌ی آثارش کرده است. داستان زوج جوانی که به خاطر ماموریت فضایی یکی از آن‌ها، تماس تلفنی مخصوص بین‌سیاره‌ای هر بار به خاطر افزایش مسافت فضایی بین‌شان با تاخیر زمانی چندین‌ساله دریافت می‌شود و در انتها به نتیجه‌ی عاطفی غم‌انگیزی منتهی می‌شود. نولان این ایده را در فیلمش به صورت یک رابطه‌ی پدر و دختری بین کوپر و مورفی استفاده کرده است که در پیچ و خم داستانی فیلم به همان نتیجه‌ی درام غم‌انگیز شینکای می‌رسد.در پایان باید بدانیم که برعکس این موضوع یعنی ایده‌برداری انیمه‌ها از آثار موفق سینمای دنیا هم بارها دیده شده است؛ به طور کلی این موضوع در تمام بخش‌های هنر به چشم می‌خورد، نکته‌ی منفی ماجرا وقتی است که با وجود تمام مقایسه‌ها و اثبات شباهت‌ها این موضوع به راحتی انکار شود. اما این بحث شاید بهانه‌ای باشد برای اینکه بعد از این به سادگی از کنار دنیای خلاق تولیدات گرافیکی ژاپن عبور نکنیم.مطلب از: http://naghdefarsi.com/ </description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>introduction</author>
                <pubDate>Mon, 23 Nov 2020 05:06:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مانهوا</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%88%D8%A7-hvi1tcqj9len</link>
                <description>دفتر خاطرات ایاتوحدود یک سال از دیدن امی:هی ایاتوایاتو:ام مگه بهت نگفتم قبل از اومدن به اتاق من در بزنامی:خب ببخشید ولی چرا تو هیچ وقت در نمی زنیو دستش را با لا می اورد انگشت کوچکش را باز می کندامی:تو هیچ وقت در نمی زنی مثلا وقتی حمومو انگشتانش را یکی یکی همراه با مثال ها باز میکندوقتی خوابم وقتی دارم بسکت بال کار می کنمایاتو:هی هی صبر کن ببینم خوبه با خودم بسکت با ل بازی می کنی امی :هیچی نگو تو اصلا نمی تونی بسکت بال بازی کنی ایاتو بهش بر میخوره میخوار یه چیزی بگه که امی میگه:واسه این کارا نیومد اینجا اومدم بریم یه جای مهمکجاامی:مهم اینه که باید لباساتو عوض کنیایاتو:خودت میدونی کهامی:می دونم که هر وقت با توی اسکل میرم خرید لباسای عجق وجق بر می داریایاتو:اره تو خوبی که با کت شلوار میخوابیامی:الان با تی شرت میخوابمایاتو:اونم من مجبورت کر دم امی یه دست لباس روی پای ایاتو میندازه و میگه اینا رو بپوشو از ااتاق میره بیرون و میگه منتظرمایاتو همون موقع درو بازمیکنهو امی پاش لیز میخوره و میره توی بقلش ایاتو می بوسدش بیا پوشیدمامی:خیلی کیوت شدی حالا بیا بریم پس شونه به سر کوشامی میخنده و میگه اونم میادبعد باهم توی راه رو راه میرنکه یه دفعه نا خالصی ها پیدا شون میشهایاتو می خواد به جنگه که امی جولوشو میگیرهاسمشو عوض کرده اسمش اوریا می باشد میره پشت کگاره دستاشو روی شونه هاش میزاره و بغلش میکنه بعد با صدایی ترسناک میگهاگه بهت نگفتم لباساتو عوض کناوریا:چ چرا گفتی امی با جیغ و گریه می گوید:خوب چرا عوض نکردیمن اخرش با لباس عوض کردن شما میمی رمو نا گهان شخص دیگری از راه میرسدامی:میخوایم بریم مهمونی شما خجالت نمی کشید ایاتو:اینا کی هستنامی :اینا دوستای منن مثل تووای اورنا رنگ پوستت برگشته مگه من پاکش نکردماورنا:چرا نمی دونم چی شدامی دستش رو روی صورت اون میزاره و صورتش و بدنش به رنگ عادی بر میگرده امی روی اون یه طلسم میزاره و یه لباس زیبا تنش میکنه و مو هاش به برق میفتهخوشگل شدیاورنا:مرسیخوب ولش حاشو ندارم بریم که دیر شو دریچه ای با ز می کند و به تالار شخصی امی میروندخوانواده موکامی رو میبینند که روی صندلی نشست اندسلام ایاتو جونایاتو:این بی شعور ها اینجا چی کا می کنندامی نگاهی به ایاتو میکندایاتو:باشهدیگه کی اینجاست بگو غافل گیر نشماااااااخیلی ها قابل کفتن نیست یعنی به جز اینا اره خوانواده خودت عموتایاتو:عموم اون عوضیامی:به هر حال خیلی خوشگله نمی تونستم بزارم بمیرهکه ایشونمیاد جولو و امی رو بقل میکنه بهد از اون به ام لب میدهایاتو فکش با ز موند ایاتو:تغییر کردیشو:فقط تو تغیییر نمی کنی خب بچه ها برید اونجل همتوناون وسط همه از روی صندلی هاشون بلند میشن و به سوی وسط طالار میرن به جز سباستینامی:سباس چان چرا وایستادیسباستین:من یه خدمتکارم امی:من نباید وارد این جمع بشم ها دیونم کردی منم حفظ شدم می دونی که زورم از تو بیشتره یا میخوای بگم گرل اسکاتیف جان وارد شن باشه ادم از قیافت میفهمه می خوای چی بگی سیلشیل:می تونی بیایو شیل و امی هردو میزنند زیر خندهامی میگم شیل اذیت کردن سباستین خیلی حال میده هاسباستین به ارامی می گوید:من گه نمی فهمم اینا چشونهامی:خوبه میدونی من و زینیستو خیلی تمیز از 100 کیلومتری میتونیم صدا هارو بشنویم باز اینطوری می کنی از این بگذریم بیاین نوشیدنی بخوریمامی دست جوزو و میکائلا را می گیرد و میدود به سوی میز بقیه هم قدم زنان به نزدیک میز میرسندبچه ها  هر کدوم که اسمتون نوشته شده روش رو بخوریدهمه یه جام برمی دارند به جز اشون ایشون کین؟=سوبارو ساکاماکیامی:من دیگه دست جمعی یه هویی جشن نمی گیرمچرا نمی خوری سوبارو و میپرد روی پشتشسوبارو:علاقه ای بهش ندارمامی از روی شانه های سوبارو پایین می اید-جلوی سوبارو میرود و از پشتش یک جام پر از خونبیرون می اورد نا سلامتی من دوستتم اگه ندونم چی دوستداری-که دوست حساب نمی شمسوبارو جام را می گیرد و می نوشدو امی را بقل می کندبعد از اینکه ولش میکند دستش را میگیرد و جمع را تنها می گذارندو به سوی میز های غذا میوند از انجا که خارج می شوندامی:چرا اومدیم اینجاوای داره هنتای میشه بقیشو بعدا میگم</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>kanna</author>
                <pubDate>Thu, 19 Nov 2020 18:14:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتباس هالیوود از انیمه ها! پارت اول</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-pkpujqzwv2jo</link>
                <description>گاهی یک اثر هالیوودی موفق در واقع تحت تاثیر مستقیم انیمه‌های ژاپنی است. این ارتباط گاهی به صورت رسمی اعلام می‌شود ولی اغلب با انکار سازندگان رد می‌شود.دنیای انیمه‌ها با داشتن تکیه‌گاهی مثل انبوه مانگاها و نوول‌های ژاپنی، هرچند خود محفلی از تکرار ایده‌های مختلف در قالب‌های داستانی متنوع است ولی با داشتن محیطی پویا و بدون محدودیت برای شکوفایی تخیلات، همیشه شاهد بروز چارچوب‌های جدیدی در روایت‌های هنری تاثیرگذار بوده است که این تاثیر در آثار سینمای دنیا به‌خصوص هالیوود بیشتر احساس می‌شود. اگر شما هم از طرفداران این آثار ژاپنی باشید شاید حین دیدن بعضی از فیلم‌های امریکایی متوجه شباهت‌هایی در ایده‌ی اصلی داستان با انیمه‌ها و حال و هوای آن‌ها شده باشید، حتی ممکن است با یک کپی کامل مواجه شده باشید. در بهترین حالت فیلم‌ها اقتباسی هستند (مثل فیلم Edge of Tomorrow که از روی لایت نوول و مانگایی به اسم All You Need Is Kill ساخته شده است)، یا ممکن است سازنده در طول فیلم با ارجاعاتی به اثر اصلی به این موضوع اشاره کرده باشد، اما در حالت آخر هیچ ردی از چگونگی این ارتباط دیده نمی‌شود و سازنده‌ها هم زیر بار این قضیه نمی‌روند. در حالت کلی و کمی سختگیرانه می‌توان به این حرف پابلو پیکاسو استناد کرد که گفته است: «هنرمندان خوب کپی می‌کنند ولی هنرمندان خبره سرقت می‌کنند.» و در آخر با این نقل قول از ژان-لوک گدار با این موضوع کنار آمد: «موضوع این نیست که ایده‌ها را از کجا می‌آورید، بلکه اصل قضیه این است که آن‌ها را به کجا می‌برید.»با این مقدمه به معرفی چند مورد از فیلم‌هایی که از انیمه‌ها الهام گرفته‌اند می‌پردازیم.The Lion King (سال ۱۹۹۴)انیمه: Kimba the White Lion (سال ۱۹۶۵)اولین بارThe Lion King (سال ۱۹۹۴) اوساما تزوکا که به پدر مانگا معروف است مانگای Kimba the White Lion (کیمبا شیر سفید) را در سال ۱۹۵۰ طراحی کرد و بر اساس آن یک سریال انیمه در ۱۹۶۰ ساخته شد که در امریکا هم به نمایش درآمد. بعدها که والت دیزنی انیمیشن The Lion King (شیرشاه) را در سال ۱۹۹۴ اکران کرد بحث‌های فراوانی در مورد ایده‌برداریش از اثر ژاپنی شکل گرفت. هر دو اثر شخصیت‌ها، سکانس‌ها و ویژگی‌های مشابه زیادی داشتند. حتی متیو برودریک که صداپیشگی نقش بزرگسالی سیمبا را در شیرشاه بر عهده داشت اعلام کرد که ابتدا فکر می‌کرده در حال کار بر روی نسخه‌ی امریکایی کیمبا است. اما راجر آلرز کارگردان شیرشاه تاکید کرده تا اتمام ساخت فیلم با نمونه‌ی قدیمی‌تر آشنایی نداشته است، هرچند آلرز سابقه‌ی زندگی در توکیو و کار انیمیشن در آنجا را در دهه ۱۹۸۰ داشته است؛ یعنی همان زمان که تزوکا به والت دیزنی ژاپن معروف و سریال کیمبا هم از تلویزیون ژاپن بازپخش شده بود. با این‌حال راب مینکاف کارگردان دیگر شیرشاه هم اعلام کرد که نسخه‌ی ژاپنی را ندیده و برای داستانی که در حیات وحش افریقا رخ می‌دهد حضور این کاراکترها و خصوصیات طبیعی است. بعد از پخش شیرشاه شکایت و اعتراض‌های فراوانی از طرف مدعیان ژاپنی به وجود آمد ولی دیزنی هیچ‌گاه زیر بار نرفت و کل این قضیه را رد کرد. با دیدن تصاویری از مقایسه‌ی شباهت‌های بین این دو اثر از این لینک تصدیق خواهید کرد که وکلای دیزنی چقدر کارکشته هستند.The Matrix (سال ۱۹۹۹)انیمه: Ghost in the Shell (سال ۱۹۹۵)برخلاف بقیه‌ی فیلمسازانی که از بیان تاثیر گرفتنشان از آثار دیگر واهمه دارند، واچوفسکی‌ها از همان ابتدا با نشان دادن Ghost in the Shell (شبح در پوسته) به جوئل سیلور (تهیه‌کننده‌شان) گفتند: «ما قصد داریم آن‌را در یک لایو-اکشن پیاده‌سازی کنیم.» و واقعاً این کار را با ساخت The Matrix (ماتریکس) به بهترین نحو انجام دادند. از فرم نوارنوشته‌های دیجیتالی سبزرنگ تا وارد شدن به دنیای مجازی با متصل کردن پورت‌هایی به پشت گردن و حتی سبک مبارزات؛ اقتباس وفادار واچوفسکی‌ها از شبح‌های مامورو اوشی یک برداشت سینمایی جذاب از زبان انیمه به وجود آورد، اینکه فیلم‌های ماتریکس در دو قسمت بعدی تا حدودی از آن حال و هوا فاصله گرفت را می‌توان تا حدودی به دور شدن از همین پشتوانه ربط داد. به هر حال واچوفسکی‌ها کارشان را خوب انجام دادند و در سال ۲۰۰۳ هم با ساخت یک انیمه‌ی ویدئویی چندبخشی بر اساس ماتریکس به نام The Animatrix (انیماتریکس) به کمک انیماتورهای ژاپنی این عنوان را به ریشه‌های اصلی خود بازگرداندند. ماتریکس یک مثال خوب برای اقتباس از انیمه‌های ژاپنی است، با دیدن نسخه‌ی لایو-اکشن افتضاح هالیوود از شبح در پوسته محصول سال ۲۰۱۷ حتماً به این نتیجه خواهیم رسید.Van Helsing (سال ۲۰۰۴)انیمه: Vampire Hunter D (سال ۱۹۸۵)این‌بار شاهد برداشتی با شباهت ظاهری زیاد هستیم. در فیلم Van Helsing (ون هلسینگ) هیوجکمن نقش یک شکارچی خون‌آشام را دارد که از سوی واتیکان ماموریت می‌یابد تا کنت دراکولا را از بین ببرد. در نسخه‌ی اصلی دراکولای برام استوکر، آبراهام ون هلسینگ دانشمندی سالخورده است اما در اقتباس‌های جدیدتر به یک شکارچی خون‌آشام تبدیل می‌شود. این تغییر اولین بار در انیمه‌ی ژاپنی Vampire Hunter D (شکارچی خون‌آشام دی) شکل گرفت که با یک شکارچی نامیرای اورجینال در دنیایی آمیخته با استیم‌پانک، جادو و مسایل علمی تخیلی روبرو می‌شویم. نیمه خون‌آشامی به اسم D که بیشتر شبیه به یک کابوی با یک ردای مشکی بلند، کلاه بزرگ و موهای بلندی است که او را از تابش خورشید محافظت می‌کند و به شکار هیولاهای تاریکی شب می‌پردازد. این شمایل پرجذبه باعث شد که در آثار بعدی فیلمسازان به جای نمایش ون هلسینگ در نقش یک دانش‌پژوه سالخورده از او یک شکارچی خون‌آشام کاربلد با همین تیپ بسازند. شکارچی خون‌آشام دی یک سری داستان از Hideyuki Kikuchi است که از سال ۱۹۸۳ در حال انتشار است و بر اساس آن دو فیلم انیمه در سال ۱۹۸۵ و ۲۰۰۰ ساخته شده است. البته خود این ایده‌ی شکارچی خون‌آشامِ نیمه‌انسان نیمه‌خون‌آشام ابتدا در سری کمیک بلید دیده شده است.Avatar (سال ۲۰۰۹)انیمه: Princess Mononoke (سال ۱۹۹۷)وقتی اثری موفق می‌شود نگاه‌ها را به سوی خود جلب کند، به ویژه وقتی که نمایش پرزرق و برقی داشته باشد، خیلی‌ها تمایل دارند دلیل موفقیتش را ایده‌برداری از آثار مهم دیگر بدانند. این قضیه در مورد Avatar (آواتار) ساخته‌ی جیمز کامرون حتی قبل از اکران سینماییش وجود داشت. هرچند تاثیر انیمیشن‌های Ferngully (فرنگولی) و Pocahontas (پوکوهانتس) و روح فیلم Dances With Wolves (رقصنده با گرگ‌ها) در آن دیده می‌شود ولی ساخته‌ی جیمز کامرون بیش از همه از انیمه‌ی Princess Mononoke (پرنسس مونونوکه) اثر هایائو میازاکی الهام گرفته است. حضور موتیف‌های آشنای میازاکی مثل تخریب محیط زیست، روح جنگل و قهرمان زن سرسخت، در کنار مواردی مثل ورود یک غریبه به اجتماع وحشی و عاشق شدنش و در آخر جنگ با انسان‌هایی که به قصد معدن‌کاوی به طبیعت زنده حمله می‌کنند جای بحث بیشتر باقی نمی‌گذارد. درحالی با یک کپی‌کاری همه‌جانبه و پرزرق و برق مواجه هستیم که سازنده حرفی در این باره بیان نکرده است.مطلب از: http://naghdefarsi.com </description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>introduction</author>
                <pubDate>Wed, 18 Nov 2020 04:01:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیای عجیب11(عاشقان شیطانی)</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A811%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C-ouqkq7ghdtw6</link>
                <description>(یوکوسو(خوش آمدید) به دنیای عجیب 11 فقط قبل خوندن او برای اینگه سر درگم نشین سری به https://vrgl.ir/3lx3P بزنین!) آسانسور گفت:&quot;چند دقیقه وقت استراحت دارین!&quot; و  چند تا سوشی داد بیرون منو آیاتو هم شروع کردیم به خوردن سوشی این سوشیهبه آیاتو گفتم:&quot;دقت کردی؟&quot; آیاتو گفت:&quot;چیشش چی رو؟&quot;گفتم:&quot;تو سریال شوالیه خوناشام رو دیدی؟&quot;گفت:&quot;آره خیلی معرفه چطور مگه؟&quot;گفتم:&quot;خب ما تا دقایقی پیش توش بودیم یادته تو زرو بودی منم یوکی البته یوکی توی شوالیه خوناشام !&quot;گفت:&quot;راست میگی  یوکی چان !  پس ما توی سریال ها یا فیلم ها میریم و حافظه مون پاک میشه یا اینکه از سریال چند شخصیت حذف می شوند و ما جاش میایم !&quot;یهو سوشی  ها غیب شد... شیرو گفت:&quot;کینچیوا (سلام) خانم خوشگله!&quot; منو آیاتو دوباره دویدم دنبالش دویدیم و دویدیم  تا اینکه دوباره به  آسانسور رسیدیم!(یوکی به دستگاه میگه آسانسور)  آسانسور گفت:&quot;زمان تفریح تمام شده بیاید جلو و سوار من شوید!&quot; من شونه هایم رو بالا انداختم آیاتو دوباره خودش شد:&quot;چیششش!&quot; (اصلا موندم آیاتو کلمه بجز چیششش هم بلده؟)   بعدش  دوتایی رفتیم توی آسانسور و سیاه سیاه بازم سیاه اصلا باید اسم زمین را می گذاشتند سیاه!  شما هم از سیاه کلافه شدین؟ من شندیم بعضی ها فقط سیاه می  بینند بعضی ها چیز های هیبنوتیزمی ! من هم سیاه می بینم هم هیبنو تیزمی! اصلا قاتی پاتیه! نمی دونم چی میبینم اصلا رنگ سیاه به جز توی رنگ آمیزی به چه درد میخوره؟؟؟؟ به من بگو رنگ سیاه به چه دردی میخوره؟ وقتی این همه رنگ شاد و قشنگ  هست چرا سیاه باشه؟ یهو چیزی سرم را خیس کرد به بالا نگاه کردم داشت بارون می آمد! آیاتو هم نیست باز دفعه قبل حد اقل یک ثانیه دیدمش! به جلوم نگاه کردم عمارتی بزرگ جلو روم بود...... یادم نمیاد سریال چی بود! حتی الان اسمم هم یادم نمیاد! من اینجا چیکار میکنم؟ چرا اینجام؟ دقیقا چرا؟ همون موقع صدای دلینگ گوشی به معنای آمدن پیامک آمد  نگاه کردم فرستنده پیام:&quot;میساکی یوئی چینیچیئو(روز خوبی داشته باشی) و در عمارت بهت خوش بگذره! &quot; پس اسم من میساکیه! ظاهرم چی؟حافظه ای یوکی پاک شده و اینجا اسمش میساکی هست ولی ذهنیت قبلی شو داره باید شاد باشه و اینها ولی آیاتو رو یادش نمی آید پس توجه کنید ولی بچگی و اینها رو یادش میاد       پس باید برم توی این عمارت چه عجیب! رفتم جلو یکم با خودم فکر کردم دور از ادب نیست سرم و بندازم برم توش؟ زنگی چیزی نداره؟ پس چاره ای ندارم رفتم جلو و در رو باز کردم ... چه جای خفنی حال میده برای بازی! رفتم جلو بازم در ! در زدم جواب ندادن در زدم جواب ندان در زدن جواب ندادن! وا خب جواب بدین دیگه! پس چاره ای ندارم همینجا بازی میکنم همینجا  .....(چند ساعت بعد)  یهو صدای میاد :&quot;اینجا چیکار میکنی؟&quot;گفتم:&quot;ام من قرار بود برم توی این عمارت و هزار بار در  زدم ولی کسی جواب نداد! منم گفتم منتظر بمونم! و شما؟ من میساکی هستم.&quot;پسر مو یاسی  سرش رو کرد و اون و با عصبانیت گفت:&quot; همش تقصیر خودشونه جواب نمی دهن! منم سوبارو هستم و به نعفته از اینجا بری تا وقت داری! عجله کن! همین حالا! &quot; دست به سینه ایستادم:&quot;اصلا تو کی هستی که به من دستور می دهی؟ سوبارو خان؟ بعدشم از قبل هماهنگ شده که.....!&quot; سوبارو دیوار قصر را خراب می کند :&quot;باکا(احمق) تو هیچی نمی دونی !&quot; یهو قلبم خورد شد و بیهوش شدم همه چی توی سیاهی فرو رفت (اگه الان حافظه یوکی بود وقتی همه چی  سیاه می شد یک عالمه عصبانی می شد!)  وقتی همه بیدار شدم توی بقل سوبارو بودم گفتم:&quot;نانی؟(چی؟) تو به من کمک کردی تا دقیقای پیش که خیلی عصبانی بودی نه؟&quot;  سوبارو چشمام رو انداخت بالا:&quot;واکاری ماسن! (متوجه نمی شوم!)&quot;منم گفتم:&quot;خب معلومه متوجه نمیشی چون خودت رو به  اون راه زدی!&quot;بعدش سوبارو من رو به آرامی میزاره روی مبل یهو1 نفر ظاهر میشه!به اون نفر لبخند میزنم:&quot;سومی ماسن(ببخشید)!&quot;در گوش سوبارو میگیم :&quot;اون کی هست؟&quot; یکی گفت :&quot;لایتو هستم خانم خوشگله!&quot;(از قصد میگیم ولی خودش میگه هرزه!) یهو پرت میشیم  از مبل پایئن  بعد یهو 4 نفر دیگه هم ظاهر میشن داد میزنم:&quot;شما چه جونور های هستین؟&quot; سوبارو میگه:&quot;بهت گفتم تا وقت شو داشتی باید فرار میکردی!&quot; داد میزنم:&quot; تاس کنه!(کمک!)&quot; و بعدش به سمت در رفتم دویدم باز خوبه یکم  مبارزه بلدم ولی جلوی این جونور ها کم میارم!  همون موقع پسری مو  بنفش میگه:&quot;ترسیدی تدی هم ترسیده  بیا  که خون تو بخورم !&quot; پس خونشام هستن ! یهو دیدم چیزی به دستم خورد تنفگ بود سریع برشداتشم :&quot;اگه جلو جلو بیای ... می کشمتتتت.....!&quot; پسری مو قرمز میگه:&quot;چه خشن اونو بده به من و تفنگ رو از دستم می قاپد و پسر مو قرمز و پسر مو بنفش بهم نزدیک  و نزدیک تر میشن تا اینکه همه چی سیاه میشه وقتی چشمام رو باز می کنم اولین چیزی که می بینم سوبارو بود میگه:&quot;کیوت سوکته کدازائی!(مواظب خودت باش!)&quot; میگم :&quot;شما خوناشام هستین؟ هر  چی هم که باشین من باید خودمو به همه معرفی کنم لطفا منو ببر پیش..!&quot; که یهو همه شون ظاهر میشن وقت رو تلف نمی کنم میگم:&quot; واتاشی نو نامائه وا میساکی !(اسم من میساکی است!) هاجیمه ماشته(از ملاقات شما خوشوقتم!) &quot; باورم نمی شد به یک مشت خون خوار گفتم هاجیمه ماشته! اونها هم یکی یکی خودشون رو معرفی کردن...شو ریجیآیاتولایتوکاناتو سوبارو هم که می شناختم ریجی  گفت اگه سعی کنم فرار کنم میمریم! وقتی همه شون غیب شدم گرفتم خوابیدم و خواب ... سنسی رین رو دیدم! گفتم :&quot;شما؟&quot;گفت:&quot;پروانه ها خوشگلا مگه نه؟ سنسی رین هم همین طور فکر نمی کرد؟&quot;سنسی رین؟ سنسی رین؟ سنسی رین! همه  چی یادم آمد سریع گفتم:&quot;شما اینجا چیکار میکنین؟&quot; گفت:&quot;خب تو باید عجله کنی انها منو کشتند و من آمدم به تو خبر بدم سوبارو همون آیاتو پس سریع عجله کن و کاری کن از خونت بخوره بعد یادش میاد کیه و این مرحله تمام میشه!و به  تو به پنج دنیا سفر میکنی اما  وقتی  تو و آیاتو دارین با شیرو می جنگیدن میتونین به هر سریال یا فیلمی که دیدن فکر کنین و شبیه اش بشین و کار هاش رو انجام بدین! عجله کن که ممکنه پدر و مادر آیاتو و یویی رو بکشن!&quot; و غیب  شد گفتم:&quot;وایسا بازم سوال دارم وایسا !&quot;و از خواب پردیم سوبارو روش رو کرد اون ور گفت:&quot;حالت خوبه؟&quot; همون موقع یاد سریال عاشقان شیطانی افتادم نقطه ضعف سوبارو فهمیدیم  باید تحریک اش کنم !  بلند شدم و رفتم طرف  اش داد زدم:&quot;مامانت تو رو دوست نداشت!&quot; سوبارو افتاد و من من کرد:&quot;چرا...!&quot; داد زدم:&quot;هرگز دوست نداشت ازت متنفر بود! تو بدترین بچه ی دنیای باید همون اول خودت رو میکشتی و راحت می شدی! &quot; سوبارو عصبانی شد و داد زد:&quot;چی میگی ! &quot; و گردنم رو گاز گرفت! بعد یک مدت گفت:&quot;یوکی؟&quot; گفتم:&quot;آیاتو خودتی دیگه؟&quot; گفت :&quot;معلومه!&quot; و قرار شد دوتایی فرار کنیم و دویدم به سمت دروازه در تا جای که من پاهام جون نداشت و آیاتو بقلم کرد دویدم دویدم   ریجی بهمون حمله کرد و من زخمی شدم کاناتو هم یک مشعل آتیش طرف مون پرت کرد در واقع ما با همه شون درگیر شدیم تا اینکه..... همه چی سیاهههه شدددددد باز سیاه باز سیاه به درد لای جرز هم نمی خوره! و برگشتیم توی خونه؟  صدای گفت :&quot;من بهتون استراحت می دهم چون مرحله بعدی خیلی سخته الان شما توی خونه تون هستین!&quot; به این ور اون ور نگاه کردم آیاتو زخمی بود منم وضع خوبی نداشتم! ولی دیدم که کانکی داره میاد طرفم و گریه می کنه یویی هم غش کرده بود و همه چی توی دل سیاهی فرو رفت......(سومی ماسن(ببخشید) انقدر دیر شد) </description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>Naghmeh.Ilbeigi</author>
                <pubDate>Sun, 15 Nov 2020 12:39:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی انیمه&quot;عاشقان شیطانی&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C-ayjzyqrkfzyg</link>
                <description>(توجه توجه برای کسانی که سری مجموعه دنیای عجیب  رو میخونن حتما این پست رو بخونن چون قراره آیاتو و یوکی به اینجا سفر کنن!)کینچیوا دوستان!(سلام دوستان!) میخواهیم انیمه ای به نام عاشقان شیطانی معرفی کنم  داستان :داستان از یک روز بارانی  شروع می شود ،دختری به نام یویی قرار است توی عمارتی مدتی زندگی کند  ولی متوجه رفتار عجیب کسانی که در عمارت زندگی کردن و می فهمدد که .... همه آنجا خوناشام هستن ! حالا او چگونه میخواهد فرار کند؟ چه جوری ؟ حتی یکی از آنها گفته اگه سعی فرار کردن بکنه میمره ! پس یویی خیلی توی دردسر بزرگی افتاده! (من همه رو به ترتیب سن معرفی می کنم!)ایشون یویی شخصیت اصلی داستان هستن که  خوناشام ها میگن خیلی خونش خوشمزه است و میگن چیزی به نام عروس قربانی وجود داره! و او می خواهد از این چیزا سر در بیاورد ولی البته خیلی دختر ارام و ساکتی استقبل هر چیزی...اینها زنهای  خندان ساکامی  هستن اونی که موهاش زرده زن اول هست و دوتا بچه داره به نام : &quot;شو&quot; و &quot;ریجی&quot;اونی که موهاش بنفشه زن دوم هست و سه تا بچه داره به نام:&quot;آیاتو&quot;و&quot;لایتو&quot;و&quot;کاناتو&quot;اونی که موهاش سفیده زن سوم هست که فقط یک بچه داره به نام:&quot;سوبارو&quot;ایشون  پسر اول خاندان ساکامی هست  و از زن اول هست اسمش &quot;شو&quot; هستش و خیلی تو حال خودشه و همش هندزفری توی گوشش هست و همش می خوابه و کتاب کمیک میخونه و تا آنجای که من دیدم 2 بار خون یویی رو خورده ایشون پسر دوم  خندان ساکامی هست از زن اول اسمش &quot;ریجی&quot; هستش و خیلی اداب معاشرتی و خیلی خیلی جدیه و   مخ همه شونه اونم 3 یا 2 بار خون یویی رو خوردهایشون پسر سوم خندان ساکامی هست از زن دوم اسمش &quot;آیاتو&quot; هست و یک 100 باری از خون یویی خورده  و خیلی خیلی خفن است(البته از نظر من)  و یویی را پن کیک صدا میکنهایشون پسر چهارم خندان ساکامی هست و از زن دوم اسمش &quot;لایتو&quot; هست و اونم 90 باری از خون یویی خورده و  یویی رو هرزه خانم صدا میکنه(خیلی بی دلیل!)ایشون پسر پنجم خندان ساکامی هست و از زن دوم هست اسمش &quot;کاناتو&quot; هست و  اونم 80 بار از خون یویی خورده و یکم زیادی دیونه است و اون عروسکه که بقلشه اسمش&quot;تدی&quot; هست و خیلی دوست اش داره و خیلی علاقه داره یویی رو بکشه(چون دیونه است و دوبلورش دوبلور تودورکی شوتو است!)ایشون آخرین پسر خندان ساکامی هست از زن سوم از  خودش متنفره و مامانش زیاد دوستش نداشته  و روی زندگی الان خیلی تاثیر داشته(این شخصیت ها  از فصل دوم وارد داستان میشین)ایشون روکی هست که با آزوسا، یوما و کو نقشه ای دارن و اون جون همه شون رو نجات داده و یک شب یویی رو می دزدنایشنون آزوسا هست  خیلی دوست داره زخمی اش کنیدایشون یوما هست توی باغ اش گوجه و اینها میکاره و به سبزی جات خیلی علاقه داره(گرچه قیافه اش نمی خوره!)ایشون کو هستش خیلی خوشگله و در بچگی اش اتفاقاتی رخ دادهاوپینگ فصل اول عاشقان شیطانی: https://www.dalfak.com/w/08vv1/%D8%A7%D9%88%D9%BE%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C اوپینگ فصل دوم عاشقان شیطانی: https://www.aparat.com/v/aOXbV/%D8%A7%D9%88%D9%BE%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%AF_%D8%AF%D9%88%D9%85_%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86_%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C فصل 1 قسمت 1 با زیر نویس فارسی: https://www.namasha.com/v/emKl8itP/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86_%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%81%D8%B5%D9%84_%D8%A7%D9%88%D9%84_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D9%88%D9%84_diabolik_lovers_Ep1_%D8%A8%D8%A7_%D8%B2%DB%8C%D8%B1_%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C_ فصل1 قسمت2 زیر نویس فارسی: https://www.namasha.com/v/nyhKiP8I/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86_%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%81%D8%B5%D9%84_%D8%A7%D9%88%D9%84_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_%D8%AF%D9%88%D9%85_diabolik_lovers_EP2_%D8%A8%D8%A7_%D8%B2%DB%8C%D8%B1_%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C_ فصل 1 قسمت 3 با زیر نویس فارسی: https://www.namasha.com/v/S2gvytZT/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86_%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C_Diabolik_lovers_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_3_%D8%A8%D8%A7_%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%A8%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C%DA%A9 فصل2 قسمت 1 با زیر نویس فارسی: https://www.namasha.com/v/gGxrOrm8/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86_%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D9%88%D9%84_%D9%81%D8%B5%D9%84_%D8%AF%D9%88%D9%85_%D8%A8%D8%A7_%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C فصل2 قسمت 2 با زیر نویس فارسی: https://www.namasha.com/v/6B162sZq/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86_%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_%D8%AF%D9%88%D9%85_%D9%81%D8%B5%D9%84_%D8%AF%D9%88%D9%85_%D8%A8%D8%A7_%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C فصل 2 قسمت 3 با زیر نویس فارسی: https://www.namasha.com/v/RD6N9zQT/%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86_%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA_%D8%B3%D9%88%D9%85_%D9%81%D8%B5%D9%84_%D8%AF%D9%88%D9%85_%D8%A8%D8%A7_%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C امیدوارم پست مفیدی باشه و برین ببین (البته با بچها نبینین!) </description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>Naghmeh.Ilbeigi</author>
                <pubDate>Sat, 14 Nov 2020 12:46:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیای عجیب 10(شوالیه خوناشام)</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-10%D8%B4%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%85-fwcxx9yo5dcr</link>
                <description> (دوستان باید حتما پستhttps://vrgl.ir/zxZQj رو بخونین معرفی انیمه شوالیه خوناشامه ! برای اینکه سردگم نشین!) نور چشمام رو می زد آرام آرام چشمام رو باز کردم..... نانی؟(چی؟) روی تختم هستم؟ تا اونجای که یادم میاد توی اتاق کانکی بودم !  همون موقع یویی در رو باز کرد:&quot;پاشو لباس جنگی ات را بپوش بعدشم بیا یک چیزی بخور و برو جنگ!&quot;خیلی یهویی نیست؟  مثل اینکه ساعت 10 امتحان داشته باشی مامانت 5 صبح بیدارت کنه بگه یک چیزی بخور برو امتحان بده! به همون اندازه عجیبه! سری پریدیم توی رخت کن و لباسم رو عوض کردم بعد از اتاق آمدم بیرون کانکی آمد حرف بزنه که گفتم:&quot;عجله دارم باشه برای بعد !&quot;(بیچاره کانکی! مثل اینکه یوکی با خودش فکر کرده همین که پیش اش خوابیدم دیشب ،برای هفت تا آسمان بسه!) و سریع دو سه تا لقمه گذاشتم توی دهنم و از در رفتم بیرون ایاتو هم اونجا بود... گفت :&quot;صبحانه خوردی؟&quot; گفتم :&quot;دوتا لقمه!&quot; گفت:&quot;خوبه پس بزن بریم!&quot; خوبه؟ پس بزن بریم! آخه این چه جور جوابیه؟ به هر حال دنبالش راه افتادم و دویدم سریع تر و سریع تر تا جای که پاهام داشت ذوب می شد انگار هرچی بیشتر جلو می رفتیم پاهام توی دریاچه ای داغ که پاهام رو زود میکرد راه می رفتم تا جای رفتیم که دیگه همه چی خیلی خیلی تند شد و .... رسیدیم! ناگهان از میان ساختمان ها هیولایی بیرون آمد !  خیلی وحشتناک بود... آیاتو وقت را تلف نکرد و چند گلوله بهش شلیک کرد اما هیولا بلند اش کرد و به سمت دهناش برد یوکی راه برو یوکی راه برو جون هر کی دوست داری آیاتو رو نجات بده!شمشیرام را کشیدیم و داد زدم :&quot;ولش کن!&quot; و اون هیولا  را تیکه تیکه کردممم! چه جوری؟ ینعی همه هیولا ها این شکلی هستن؟ به ایاتو کمک کردم بلند شه گفت :&quot;حرفه ای تر از اون چیزی که به نظر میرسه هستی؟ و اینکه کانکی درباره هر مرحله گفت؟&quot; سرم به معنی نه تکان دادم پس  بگو اون موقع  میخواسته بگه نذاشتم!آیاتو آهی کشید:&quot;ما بعضی موقها که میریم توی دنیا دیگر یا شبیه بعضی از شخصیت ها میشیم یا به عنوان یک شخصیت توی اون داستان میریم!&quot;  چه خفنننننن چه باحاللللل  همون موقع صدای پا آمد ایاتو گفت:&quot;شیروست بریم دنبالش!&quot; و دوتایی به سمت مرد شنل پوش راه افتادیم !  دویدیم دویدم تا اینکه مرد برگشت...شیرو:&quot;گفته بودم خوشگلی  و یهو منو ایاتو به سمت حفره ای دایره شکل پرت شدیم!-کمککککک-یکی کمک کنه! شیرو خواهش می کنمممم!-ببخشید خانم خوشگله ولی نمیشه!و دوباره همه چی توی سیاهی فرو رفت ! دوباره دوباره متنفرم از رنگ سیاه !!! نمی دونم این رنگ سیاه از کجا درست شد ولی بدم میاد ! تا اینکه بلند شدم یهو با صحنه ای روبه رو شدم... کسی داشت می  رفت داد زدم:&quot;کی هستی؟&quot;میدونم زیاد آیاتو تغیر نکرده او برگشت:&quot;یوکی؟ خودتی؟&quot;گفتم:&quot;آیاتوووو؟؟؟؟؟ تو ایاتووووو؟؟ &quot;گفت :&quot;آره و تو....!&quot;به خودم توی آینده نگاه کردم.... بعدش به طرف ایاتو برگشتمگفتم:&quot;خب راستش منم عوض شدم!&quot; *******************************************یویی و کانکی********************************یویی:&quot;کانکی چیزی شده به چی فکر میکنی؟&quot;کانکی:&quot;خب راستش اگه یوکی و آیاتو عوض شده باش هیچی ولی ... بعد چند دقیقه حافظه شون پاک میشه !********************************************************************************(الان حافظه ای یوکی و آیاتو عوض شده! و مثل زرو و یوکی توی شوالیه خوناشام فکر می کنند)-وای زرو باید بریم سر کار مون الان کلاس شبانه میاد!و می دوم به سمت در چون هروز کلاس شبانه از اون در خارج میشه و دخترا میرن اونجا ..... میریم جلو می ایستم و میگیم:&quot;خیلی خب بچها برگردین! کلاسای روزانه اجازه ندارن اینجا بیان!به خوابگاهاتون برگردین!&quot;یکی از میان جمع میگه:&quot;اینو میگی چون می خواهی همه کلاس شبیا رو برای مگه نه کروس سان؟&quot;یکی دیگه ادامه حرفشو میگه:&quot;عادلانه نیست چون دختر مدیری!&quot;میریم عقب و میگیم :&quot;اصلا اینطور نیست!بعنوان یه محافظ ،من ....&quot; که همه میرن جلو من هل شون میدیم عقب همون موقع در باز میشه  باز نتونستم و به دخترا نگاه می کنم مثل چی صف کشیدن! ضایه شدم رفت میریم کنار و میگیم :&quot;بفرماید!&quot; آیدو سنپای از همه جلو تر میره و میگه:&quot;صبح بخیر دخملا، دخملا صداتون رو شنیدم!همه تون امروز جیگرو پر انرژی هستین!&quot; این آیدو هم از این کارا نکنه یک چیزی اش میشه ها ول کن داری مسئولیت منو بیشتر میکنی !یکی از میان جمع:&quot;آه آیدو سنپای!&quot;آیدو سنپای هم جواب میده :&quot;سلام!&quot;و همون موقع به یکی بنگ میکنه و طرف قش میکنه! همه میگن:&quot; به منم بنگ کن به منم بنگ کن !&quot; و منو توی راه هول می دهنو همون موقع کانامه سنپای دستش رو به طرفم دراز میکنه:&quot;حالت خوبه؟&quot; یاد اون خاطره می افتم  میگم :&quot;کانامه سنپای!&quot; کانامه سنپای:&quot;ممنون بابت زحمت های که میکشی !&quot;همون موقع می بینم گله از دخترا پشت سرم سریع میگیم:&quot;انجام وظیفه بود !&quot; و کانامه سنپای میگه:&quot;لطفا انقدر باهام رسمی نباش!بهم یخورده احساس غریبی دست میده!&quot;میگم:&quot;خب بخواطر اینکه شما جون منو نجات دادین!&quot; کانامه سنپای دستش رو روی سرم میزاره:&quot;دیگه خودتو نگران اون موضوع نکن!همه اینها برای گذشته ست!&quot; یهو زرو دست کانامه سنپای رو از روی  سرم بر می داره میگه:&quot;کلاس شروع شده،کوران سنپای!&quot; کانامه سنپای میگه:&quot;چه ترسناک!&quot; و بعد زرودستش رو مشت میکنه و با حالتی وحشتناک میگه :&quot;هی شما ها برگردین به خوابگاهاتون!&quot; چنان وحشت کردم که خدا میدونه اون دخترا که حتما شب کابوس می بینن! بعدش دخترا فرار میکنن زرو میگه:&quot;هروز  سرو صدا میکنن و هی کیا کیا کیا  راه میندازن...منم بهش مشت می زنم:&quot;تو هم دیر کردی پس انقدر پرو نشو!ناسملاتی ارشدیم،پس یخورده ملاحضه کن!&quot;زرو بهم بر میگردونه:&quot;یکی  میخواد اینو به خودت بگه! &quot; و بعدش دست از این کارا میکشه میگه :خیلی ساده ای!&quot; وبعدش....(یک سری اتفاقات دیگر) میریم توی رخت خواب پام به چیزی گیر میکنه شمشیر؟ شمشیر؟ این شمشیر منه! من اینجا چیکار میکنم چرا موهام قهوییه؟ پس آیاتو کجاست؟ یک دقیقه وایسا یادم آمد اگر من با سلاح خودم یادم آمده کیم باید با یک چیز که مال خود آیاتو باشد به یادش بیارم کیه ! فهمیدیم لباسش ! در رو باز کردم به سمت خوابگاه پسرا می دویدم هر چقدر نزدیک تر می شدم پاهام سرد تر و سرد تر می شد تا جای که سردی به بدنم رسید! موندم پسرا اینجا یخ نمی کنن؟ یهو در خودش باز شد آیاتو یا همون زرو بود گفت:&quot;اینجا چیکار میکنییی؟&quot; دستش رو گرفتم و به سمت اتاق اش راه افتادم در رو محکم باز کردم و در کمد لباس هاش رو باز کردم آیاتو گفت:&quot;چیکار میکنی با لباس های من چیکار داری؟!&quot; و بعدش لباس شو دراوردم گفتم بهش نگاه کن گفت:&quot;چیشش!&quot; داد زدم:&quot;آیاتو خودتی؟!&quot; گفت:&quot;آره خودمم !&quot; گفتم:&quot;فقط باید کلید این راه را پیدا کنیم و بعدش از این دنیا بیرون بریم!&quot; آیاتو :&quot;دقیقا چه جوری؟&quot; گفتم:&quot;مگه من دانای عظم هستم که بگم؟! خب باید بگردیم! شاید باید شمشیر من و لباس تو رو روی هم بزاریم!&quot; آیاتو:&quot;خب بیا امتحان کنیم!&quot; سریع رفتم و گشتم و گشتم تا  اینکه صدای از پشت سرم آمد!:&quot;خانم خوسگله دنبال این میگشتی؟ باید بیای از من بگیری اش !&quot; شیرو بود و قهقه شیطانی زد و رفت (خب الان 60 % بده!)  بعدشم دنبالش راه افتادم .. پس اش بده وقتی سر صدا زیاد شد آیاتو هم کم نیاورد و یک گلوله زد بهش شیرو زخمی شد اما مکث نکرد و به راه اش ادامه داد منو آیاتو پشت سرش دویدم هی دویدم تا اینکه لبه پرتگاه گیر افتاد ! حالا از یکی از خاصیت های شمشیرم استفاده کردم گفتم:&quot;هینتیو واتا !&quot; و شمشیر درخشان شد و به سمتمم آمد آیاتو هم گفت:&quot;ستاچیسا!&quot; و اونم لباسش درخشان شدو به شمشیر من چسبید بعد شیرو گفت:&quot;این مرحله رو خوب پشت سر گذاشتین ولی دفعه بعد بهتون رحم نمی کنم !&quot; و غیب شد .... منو آیاتو چشمام مون رو باز کردیم دوباره رفته بودیم مرحله ای اول ؟ رفتیم  همین طوری به سمت جلو رفتیم تا به یک جای شبیه آسانسور رسیدیم اون گفت:&quot;شما مرحله 1 رو تکمیل کردین ! و 150 امتیاز کسب کردین ! حالا آماده ای مرحله 2 باشید....(سایونارا دوستان شرمنده انقدر این پست طولانی شد منتظر نظرات انرژی بخش و لایک هاتون هستم!)</description>
                <category>انیمه و مانگا</category>
                <author>Naghmeh.Ilbeigi</author>
                <pubDate>Sat, 14 Nov 2020 08:56:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>