متفاوت هستم ، شاعری ایرانی با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانی اهل شعر و واژه ، جمله را میکاوم گاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانی جنس من از هجرت ،ره سپردن کارم عاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانی
بانوان
https://t.me/ahmadyazdany

بنام خدا
بانوانند که آورده پدید
خیرِ بسیار چنان برف سفید
مادران ، خسته نباشید شما
هرکدامید چنان یک خورشید
آسیه زن و مخالف با ظلم
شخص فرعون از او می ترسید
دیو نابخردی و بدعهدی
با نگاه چپ او می پیچید
حاجر است زن و از او اسماعیل
به جهان آمدو و بر خود بالید
اوّلین سعی صفا تا مروه
آب زمزم شد و عالم نوشید
رفت شیطان که خرابی بکند
نتوانست و بر خود لرزید
بت شکن حضرت ابراهیمش
طرد با هروله فرمود چو دید
اوّلین زن که به معبد رفته است
مریم است ، باکره ی بی تردید
عزّت و پاکی دامن ایشان
با سخاوت به همه می بخشید
از خدیجه شده اسلام غنی
بذل عشقی که پیمبر می دید
کامل است در ره ایمان و عمل
معرفت میوه ز باغش می چید
اوّلین است که تاریخ نوشت
از سمیّه ، به ره ایده شهید
افتخار همه است آن بانو
چون عسل مردیِ او می چسبید
تاج بر فرق جهان فاطمه است
به پدر مادر و بر شوی امید
بعد پیغمبر اسلام ایشان
دیگر از زندگیش خیر ندید
و سرانجام بگویم زینب
دخت مولاست، چنان کوه حدید
اسم و آوازه ی او عالمگیر
نزد او ظلم بخود میلرزید
قدر خود را تو بدان ای بانو
مادری ، بارقه ی عشق شدید
تو نباشی که جهان نیست عزیز
عالم و هرچه در آن می خوابید.
مطلبی دیگر از این انتشارات
در کرات دیگر چه خبر؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
احمد یزدانی
مطلبی دیگر از این انتشارات
برای انعکاس حق نزن آئینه را یارب