متفاوت هستم ، شاعری ایرانی با نگاهی ویژه ؛ بینشی انسانی اهل شعر و واژه ، جمله را میکاوم گاه صاف و آبی ؛ گاه هم بارانی جنس من از هجرت ،ره سپردن کارم عاشق تغییرات ؛ریشه ای ، بنیانی
روزگار
ای روزگار شود خانه ات خراب
زیبا به صورت و معنای تو حباب
مانند طبل تهی پر صدا ولی
بی مغز و مایه و همخانه با سراب
چون ماری و همه را می گزی به نیش
زهرت کشنده و عشقت پر از عذاب
کار تو زادن و کشتن و دفن ما
دلهای ما به تو سرگرم و بوده خواب
فرجام لطف تو تا گور بردن است
در لحظه های تو جاریست اضطراب
بیدار میشویم و دگر نیست فرصتی
افسوسمان گذر عمر با شتاب
مطلبی دیگر از این انتشارات
عشق عزیز ای گوهر تابناک
مطلبی دیگر از این انتشارات
احمد یزدانی
مطلبی دیگر از این انتشارات
سفر