<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات انتشارات سیب</title>
        <link>https://virgool.io/Appel-Sib/feed</link>
        <description>تو این انتشارات شما میتونید کلی مطلب های زیبا بخونید و حس خوبی پیدا کنید...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 19:42:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/p2oq1hzucann/vbnnog.png</url>
            <title>انتشارات سیب</title>
            <link>https://virgool.io/Appel-Sib</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اعصاب خورد کن ترین پیام های بازرگانی</title>
                <link>https://virgool.io/Appel-Sib/%D8%A7%D8%B9%D8%B5%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-lsecf319qrmx</link>
                <description>سلام به همهتا حالا دقت به پیام بازرگانی های تلویزون کردید؟!البته این چه سوالی مگه میشه با این همه پیام بازرگانی که نشون میدن کسی دقت نکرده باشه!بیاید یک نگاه کلی به پیام بازرگانی های تلویزون بندازیم.به نظر شما یک پیام بازرگانی خوب چه چیز هایی رو باید رعایت کنه؟به نظر من که باید این چند نکته زیر رو رعایت کنه:1- خیلی خلاقانه خوبی های محصول خودش رو بگه.(البته نه این چیز هایی که الان تو تلویزون پخش میشه:)2- به شعور مخاطب احترام بزاره.(که خیلی از پیام بازرگانی این کار رو نمیکنن)3- کوتاه باشه و خیلی طولانی نباشه.که وقتی وسط سریالی که نشونش میدن آدم غصه اش بگیره .4- کار های اضافه و بی دلیل انجام نده.5- خیلی تکرارش نکنن که سردرد بشه برامون.(این نکته واقعا خیلی مهمه)6- این 5 نکته بالا رو رعایت کنه.(صرفا جهت یاد آوری :) از نظر من که این 5 قانون رو رعایت کنه حداقل از یک پیام بازرگانی اعصاب خوردگی خارج میشه.عکس وحشتناک... حالا الان میخوام عکس چند تا از پیام بازرگانی های رو مخی رو بزارم. که فکر کنم خیلی جالب باشه!اولین پیام بازرگانی:متاسفانه عکس با کیفیت پیدا نکردم...واقعا به نظرم باید یکی از رومخی ترین پیام بازرگانی های  قرن  شناخته بشه:)دومین پیام بازرگانی: چرا باید سایتا اسم خودشون رو  بزنن زیر عکس...واقعا به نظر شما تبلیغ یک نوشابه این قدر ادا و اصول داره واقعا من دیگه نمیدونم باید چی بگم...سومین پیام بازرگانی:مستربین؟! اونم برای یک ماکارونی!من خبر دارم که مستربین بعد دیدن این تبلیغ داشته خودکشی میکرده که اطرافیان جلوشو گرفتن :)بعد گفته اگه باز خوب تبلیغ میکردن من این کارو نمیکردم، اینا آبروی منو بردن من از اینا شکایت میکنم :)این دو خط بالایی یکم لوس شد فکر کنم.اما اشکال نداره...چهارمین پیام بازرگانی:اینم تا حدودی بی کیفیت:(باور کنید اگر من یک درصد ممکن بود این کفش روبخرم الان 100 درصد مطمئنم که خرید این کفش اشتباه...لطفا اگه تو پیام بازرگانی هاتون میخواید بازیگر بیارید در انتخاب بازیگر دقت کنید آخه بهنوش بختیاری؟! من که دیگه حرفی ندارم...فکر کنم متن بالا باید جزو قانون ها قرار میگرفت...پنجمین پیام بازرگانی:این که هیچی... من فکر کنم این باید در اولین پیام بازرگانی جدول قرار میگرفت و میتونه جاش با عالیس عوض بشه عالیس بیاد دوم...من واقعا راجع به این پیام بازرگانی نمیدونم چی بگم چون دیگه خودتون میدونید این چی بود..ششمین پیام بازرگانی:سینی های ورکادهتو این پیام بازرگانی طوری برخود کردن که انگار تنها مشکل این خانواده نداشتن سینی که با اومدن این سینی ها مشکلات زندگیشون حل شد و تمام...این پیام بازرگانی قانون 1 و 2 و 6 و خیلی راحت نقص کرده واقعا....بدون هیچ مشکلی و خیلی راحت...هفتمین پیام بازرگانی:اینم که هیچی...من فکر کنم در رابطه با این پیام بازرگانی هم اشتباه کردم و باید میاوردمش اوایل پست چون واقعا این پیام بازرگانی هم خیلی خیلی داغون میدونید چرا الان بهتون میگم:تو این پیام بازرگانی یک دوقلو نشون میدن که به یخچال دوقلو خونشون خیلی علاقه داره حالا من از شما میپرسم کی به یخچال پر علاقه نداره...یعنی این پیام بازرگانی با این تبلیغ، مشتری های زیادی رو از دست داد و به اصطلاح خودشو منفی کرد.انگار صدا سیما فقط به فکر درآمد خودشه و این واقعا ناراحت کنندست...خوب من توی این پست 7 تا از پیام بازرگانی های بد تلویزون رو گفتم و حالا قرار توی پست بعد 7 تا از پیام بازرگانی های قابل قبول تلویزون(البته فکر کنم خیلی سخت همچین چیزی پیدا بشه اما من سعی خودم رو میکنم:) رو بگم پس منتظر باشید....اما درکل تلویزون تو بحث تبلیغات داره خیلی ضعیف عمل میکنه.که البته با یکم نظارت درست میشه.(الکی:)حالا که حرف از تبلیغات شده من هم یه تبلیغ ریز برم :)این پست نازنین رو بخونید چون واقعا زیبا بود... https://vrgl.ir/r2jUQ این پست طولانی شد و امیدوارم تا انتها متن رو بخونید...اگرم چیزی به نظرتون از قلم افتاد بود(هم در قسمت قوانین پیام بازرگانی ها و هم درقسمت پیام بازرگانی های بد)خوشحال میشم تو قسمت نظر ها با من به اشتراک بزارید...و در رابط با پیام بازرگانی های خوب اگه نظری دارید بگید که در پست بعدی اون ها رو برسی کنم و اگه این کارو بکنید خیلی خوشحال میشم.ممنون که تا آخر این متن همراهم بودید...پایانشاید از این مطلب هم خوشتون بیاد... https://vrgl.ir/pPT07 </description>
                <category>انتشارات سیب</category>
                <author>سیب</author>
                <pubDate>Fri, 09 Apr 2021 13:04:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کانال سوئز و باگ سرور لایو</title>
                <link>https://virgool.io/Appel-Sib/%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D9%88%D8%A6%D8%B2-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DA%AF-%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%88-ufivfqmia8i4</link>
                <description>در دنیای توسعه نرم افزار شاید چیزی ترسناک تر از باگ در سرور لایو نباشه. ترسناک هست چون ما نمیبینمشون ولی اونا وجود دارن و اون ها زمانی خودشون رو نشون میدن که اصلا انتظارشو نداریم. بعضی وقت ها حتی نمیتونیم این باگ ها رو توی محیط تست یا توسعه شبیه سازی کنیم، و در این شرایط که باگی در محیط لایو به خودشو نوشن داده، هر ثانیه مهمه و متاسفانه افرادی که بتونن کمک کنن کم و این باگ ها همیشه کسب و کار ما و مشتری های ما رو تهدید میکنن. این دقیقا اتفاقی بود که برای کشتی اور گیون در کانال سوئز افتاد - باگ سرور لایو.در این مدت هر وقت تصویر ماشین مکنده کوچیک کنار کشتی غول پیکر چند صد متری رو تو شبکه های اجتماعی دیدم یاد خودم و تیمم افتادم که جمعه بعد از ظهر داریم با سرور لایو یکی از مشتریامون سر و کله میزنیم که مشکلش رو حل کنیم. البته مسلما این دفعه خطا از سمت ما نبود و کسی هم از فضا تا حالا خطای ما رو ندیده.خلاصه من سعی کردم به این اتفاق از دید یک برنامه نویس نگاه کنم. نه برای اینکه چجوری جلوی این اتفاق ها رو بگیریم بلکه بیشتر درباره اینکه هنگام وقوع این اتفاق ها چیکار بکنیم.1- هیچ اهمیتی نداره اگه نرم افزار، سرویس یا وب سایت شما در طی 150 سال گذشته بدون مشکل کار کرده، اینو بدونید که همیشه یک باگ وجود داره. پس همیشه چیزی برای بهتر کردن هست.پس سعی کنید کد ها، راه حل ها و متد های خودتون رو ریفکتور کنید. کلید موفقیت زیاد ریفکتور کردن است. در غیر اینصورت ریفکتور کردن منجر به تولید باگ های بیشتر میشه جای بهبود برنامه. ریفکتور کردن باید در پوست و خون و فرهنگ تیم شما باشه.2- این رو باور کنید که قدم های کوچک شما در حل مشکل به وجود آمده با ارزش هستند. سعی کنید افکار منفی رو از خودتون دور کنید و توجهی نکنید که الان تیم ها دیگه چه فکری میکنند. تمرکز خودتون رو روی تخصصتون بذارید. اگه مشکل شما اندازه اون کشتی غول پیکر و شما اندازه اون مکنده زرد  رنگ کوچیک هستید، باید روی مشکل تمرکز کنید و ادامه بدید. بعدا میشه به این فکر کرد که به مدیرتون چی بگید یا بقیه چجوری میخوان شما رو قضاوت کنند.3- مشکل رو سریع حل کن ولی یادت نره که بعدا بهترش کنی. بعضی وقت ها کد هایی که در شرایط خاص می نویسیم رو فراموش میکنیم چون کار میکنن و ترجیح میدیم ریسک نکنیم. ولی مطمئن باشید هر کدی که در این شرایط نوشته میشه باید بازخوانی و بازنویسی بشه، ترجیحا توسط یک برنامه نویسه دیگه. 4- یا تا یک ساعت دیگه این مشکل رو حل کن یا هیچ وقت - همچین چیزی معنی نداره. ما اینو خیلی وقت ها میشنویم - یا الان درست بشه یا به درد نمیخوره. یا تا اخر هفته آماده باشه یا دیگه کاربردی نداره - این غیر مفید ترین مشوقیه که می تونه تو این شرایط وجود داشته باشه. یک باگ در سرور لایو شما وجود داره. شما تمام تلاشتون رو میکنید که مشکل رو رفع کنید. اگر نتونستید تا یک ساعته دیگه مشکل رو رفع کنید، متوقف نمیشید. بلکه ادامه میدید. چون نمیتونید دست نگه دارید. مشکل باید رفع بشه. اگر غیر از این بود اون کشتی هنوز اونجا گیر کرده بود. پس همه تمرکزتون رو بذارید روی رفع مشکل.5- هیچ وقت باگ رو دست کم نگیرید.معمولا برنامه نویس ها، فیچر ها رو بر اساس پیچیدگیشون اولویت بندی میکنن ولی کاربر ها بر اساس نیازشون که اینها لزوما منطبق بر هم نیستند. پس اهمیتی نداره باگ چیه و کجاست، ساده است یا پیچیده. همه تلاش خودتون رو بکنید، به کاربر های خودتون متعهد باشید حتی اگه فقط چند کاربر دارید. ممکنه در کمتر از 150 سال، یک روز بعد از ظهر 369 کشتی منتظر این باشن که شما باگ سیستم تون رو رفع کنید فقط چون شما اونو جدی نگرفتید. این رو بدونید لحظه ای که شما فکر میکنید کسی از این فیچر برنامه استفاده نمیکنه، همون لحظه یه باگ سرور لایو به وجود میارید.نسخه اصلی متن https://karvan-jafi.medium.com/suez-canal-softwares-production-server-bugs-1525ac8b336b</description>
                <category>انتشارات سیب</category>
                <author>کاروان جافی</author>
                <pubDate>Fri, 09 Apr 2021 12:05:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب نبرد هنرمند</title>
                <link>https://virgool.io/Appel-Sib/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-vziar3c1krop</link>
                <description>کتاب &quot;نبرد هنرمند: موانع را در هم بشکنید و در نبرد خلاقیت درون پیروز شوید&quot; همین‌گونه که از اسم آن مشخص است، کتابی در زمینه مبارزه با مقاومت درون، تفکر و خلاقیت هنری می­‌باشد. نویسنده کتاب استیون پرسفیلد است. متن این کتاب بسیار روان است و دارای سه فصل است که، هرکدام از تعداد زیادی بخش چند صفحه‌­ای تشکیل شده­ است. به نظر من اولین فصل این کتاب بهترین و جذاب‌ترین فصل است. در این فصل از مقاومت­‌هایی گفته می‌­شود که در درون ما وجود دارند و به هنگام شروع هرکاری مانع از انجام آن کار می­‌شوند. این مقاومت‌ها تنها به شروع کار ختم نمی‌­شوند و ممکن است کاری را شروع کنیم، ولی در ادامه آن را رها کنیم. پرسفیلد در این باره مثال­‌های زیادی می‌­زند. مثال­‌هایی که با شنیدن آن می­‌توانیم به راحتی آن را درک کنیم. صحبت درباره این مقاومت­‌ها باعث می‌­شود ما دلیل کارهایی را که شروع نمی­‌کنیم و به تعویق می­‌اندازیم و یا حتی پس از شروع، رها می­‌کنیم را متوجه شویم. آگاه شدن از این مقاومت‌­ها باعث می‌­شود هنگامی که دوباره با آن­ها رو به رو می­‌شویم بتوایم آن­ها را تشخیص دهیم. شناسایی این مقاومت­‌ها منجر به شروع کاری می­‌شود که به آن علاقه داریم.در فصل دوم یک مرحله پیش می‌­رود و درمورد حرفه­‌ای عمل کردن صحبت می‌­کند. تخصص به تنهایی نمی‌­تواند عامل موفقیت در هنر باشد. برای موفقیت لازم است که رفتارهای ما نیز حرفه‌­ای باشد. یک هنرمند موفق، هنرمندی است که بتواند در تعامل با دیگران و همچنین در تعامل با خودش اخلاق حرفه­‌ای را رعایت کند. برخوردهای به اصطلاح آماتورانه می‌­تواند مسیر را برای یک هنرمند به شدت سخت و پیچیده کند. در این فصل پرسفیلد به بیان اختلاف­‌های بین یک هنرمند آماتور و حرفه‌­ای در موضوعات مختلف می‌­پردازد.در فصل سوم درمورد الهام و نیروهای ماورایی صحبت شده است. به نظر این فصل بیشتر برای قوت قلب دادن به هنرمند و داشتن یک حس پشتیبان و همراه همیشگی آورده شده است. سعی بر این شده که هنرمند و یا کسی که کاری را آغاز می­‌کند، دل­گرم نگه دارد. امید و انگیزه بیشتر، و متوسل شدن به همراهان غیبی می­‌تواند در پیش­‌برد هدف نهایی کمک کننده باشد.برای بیشتر آشنا شدن با کتاب، به نوشته‌های پشت کتاب توجه کنید.&quot; آیا· به فکر نوشتن بزرگترین رمان سال هستید؟· افسوس می‌­خورید که چرا نقاشی، شعر یا فیلنامه‌­تان را به پایان نمی‌­رسانید؟· می­‌خواهید کسب و کار یا بنگاه خیریه‌­ای راه بیندازید؟· آرزو می‌کنید همین امروز بتوانید رژیم بگیرید یا ورزش را آغاز کنید؟· امیدوارید روزی بتوانید در یک مسابقه‌­ی دو مارتون شرکت کنید؟اگر به هر یک از این پرسش­‌ها پاسخ مثبت می­‌دهید پس چیزی که نیاز دارید این است: نبرد هنرمنداستیون پرسفیلد، نویسنده­‌ی رمان­‌های پر فروش، در این آزمون تاثیرگذار عمیق درباره موانع درونی موفقیت به خوانندگان نشان می­‌دهد چگونه موانع درونی خلاقیت را شناسایی کنند و آن­ها را شکست بدهند. نبرد هنرمند تلنگری الهام بخش، جهت‌­دار و سرگرم کننده­‌ای است که تمام هنرمندان بالقوه، خیالبافان و کارآفرین­‌ها را به جنب و جوش وا می­‌دارد&quot;AlirezaEFY.ir</description>
                <category>انتشارات سیب</category>
                <author>AliRezaEFY.ir</author>
                <pubDate>Thu, 08 Apr 2021 17:42:17 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>