<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات رهیافت - Approach</title>
        <link>https://virgool.io/Approach/feed</link>
        <description>نگاهی نو به رهیافت های دنیای امروز</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:45:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/tcjddpdp2yn1/lfww41.png</url>
            <title>رهیافت - Approach</title>
            <link>https://virgool.io/Approach</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تکنیک «Pomodoro»: چگونه از شر امروز فردا کردن خلاص شویم!</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/pomodoro-nmahvslnq6uw</link>
                <description>عکس رو از اینجا برداشتم. من یه «امروز فردا کن» حرفه‌ای هستم! خیلی هم نیاز نیست براش دلیل و مدرک بیارم؛ نوشتن همین مطلب رو حداقل 6-7 باری عقب انداختم و راستش رو بگم، الان هم که بالاخره دارم می‌نویسمش واقعا کوه کندم! می‌تونم هزار و یک جور دلیل هم براش پیدا کنم؛ از وسواس کمالگرایی بگیر تا نامحدود دونستن زمان و محتاط‌کاری و فیلان و بیسار. ولی خب راه حل چیه؟ بالاخره یه تکنیک ساده و عملی پیدا کردم که تا اینجا روی من جواب داده و بهم کمک کرده وضع رو بهتر کنم :)قضیه از این قراره که وقتی مشغول انجام کاری می‌شیم که واقعا نمی‌خوایم انجامش بدیم، اون بخشی از مغز رو فعال می‌کنیم که به درد مربوطه و اون هم برای اینکه احساس درد رو متوقف کنه، سعی می‌کنه حواسمون رو به یه چیز دیگه پرت کنه و این می‌شه که نمی‌تونیم تمرکز کنیم و کم کم می‌ریم سراغ یه کار دیگه. اما پژوهشگرا کشف کردن اگه عزممون رو جزم کنیم و واقعا شروع به انجام اون کار بکنیم، خیلی زود اون حس ناراحت‌کننده‌ی عصبی از بین می‌ره. و اینجاست که تکنیک «Pomodoro» وارد میدون می‌شه :دی«پومودورو» رو آقای فرانچسکو سیریلو اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ اختراع کرده. به زبان ایتالیایی یعنی گوجه‌فرنگی، و دلیل این نام‌گذاری هم این بود که زمان‌سنجی که برای این تکنیک استفاده می‌کرد، شبیه گوجه فرنگی بوده. برای انجام پومودورو فقط به همین یه دونه تایمر نیاز دارید و روشش هم از این قراره:۱) زمان‌سنج رو برای ۲۵ دقیقه تنظیم کن و شروعش رو بزن.۲) روی کارت تمرکز محض کن و نذار هیچ چیز حواست رو پرت کنه.۳) لا به لاش هیچ وقفه‌ای ایجاد نکن.۴) بعد از اینکه زمانت تموم شد یه جایزه‌ی کوچیک به خودت بده. یه فنجون قهوه، یه وبگردی کوتاه، یه کش و قوس ساده یا هر استراحت ۵ تا ۱۰ دقیقه‌ای دیگه.۵) هر ۴-۵ پومودورو هم یک استراحت طولانی‌تر تا نیم ساعت به خودت بده.یه قدم اختیاری هم هست که آخر هر پومودورو یک تیک روی کاغذ بزن که این یکی رو هم با قدرت تا تهش رفتم??این تکنیک رو اولین بار تو دوره‌ی آنلاین coursera با عنوان Learning how to learn یاد گرفتم و بیش‌تر درباره‌ش سرچ کردم و تصمیم گرفتم امتحانش کنم و این هم سری تجربیات من:یک. اپ‌های مختلفی برای این تکنیک ساخته شده و با یه سرچ راحت می‌تونید پیداشون کنید ولی من یه اپ ویژه رو می‌خوام معرفی کنم که کاربردش از پومودورو هم فراتر می‌ره و هرکی استفاده کرده راضی بوده :دی Forest یک اپ برای کمک به متمرکز موندن روی کاراییه که می‌خوایم انجام بدیم. زمان مورد نظر رو مشخص می‌کنید و با زدن استارت، درخت خودتون رو می‌کارید و کم کم رشد می‌کنه تا زمان به پایان برسه. و خب برای من همین که در طول این مدت می‌بینم که درختم داره کم کم بزرگ می‌شه خودش کلی انگیزه می‌ده برای متمرکز موندن. کم کم می‌تونید سکه جمع کنید و درختای متنوع‌تری بخرید و باغ خوشگل‌تری درست کنید :) اگر هم وسط زمان مشخص شده نتونید خودتون رو نگه دارید یا به هر دلیلی برید سراغ کار دیگه‌ای، یه درخت خشکیده به باغتون اضافه می‌شه.دو. بیش‌تر که با این تکنیک کار کنید، زمان مورد نیاز برای هر کار دستتون میاد و موقع برنامه‌ریزی، برای تخمین زمان می‌تونید از واحد پومودورو استفاده کنید. من همیشه یه چالش بزرگ توی برنامه‌ریزی داشتم و اون هم تخمین زمان بود و واحد پومودورو واقعا کار رو برام راحت‌تر کرد. کاری که من می‌کنم اینه که تو برنامه‌ی روزانه‌م که به شکل To Do List می‌نویسم، زمان هرکدوم رو با پومودورو مشخص می‌کنم و آخر روز چک می‌کنم و جلوی هرکار می‌نویسم که چند پومودورو طول کشید و آیا کم‌تر از زمان پیش‌بینی شده بود یا بیش‌تر.سه. اهمیت جایزه‌ها رو دست کم نگیرید :) حتما بعد از هر پومودورو به خودتون جایزه بدین، هرچیزی که باعث تشویق ضمیر ناخودآگاهتون بشه که نتیجه‌ش می‌شه راحت و راحت‌تر تمرکز کردن.چهار. یکی از باگ‌هایی که من دارم اینه که زمان رو نامحدود می‌دونم و فکر می‌کنم همیشه وقت برای کارام هست. فایده‌ای که این تکنیک برام داشت، این بود که باعث می‌شد گذر زمان رو به خوبی حس کنم و الکی کارم رو کش ندم.پنج. خلاقیت به خرج بدید :) خودتون رو محدود به این چارچوب مشخص شده نکنید. اگر ۲۵ دقیقه براتون کمه یا زیاد، متناسب با خودتون تغییرش بدین. زمان استراحتا رو بالا پایین کنین ببینین چجوری و با چه فاصله و ترتیبی براتون بهتره. به جای اون تیک روی کاغذ، یه کار دیگه برای خودتون اختراع کنین. در نهایت این تکنیکا برای بالا بردن بازدهی شماست، جوری برای خودتون شخصی‌سازیشون کنید که بهترین عملکرد رو براتون داشته باشن.الان من هرکاری که می‌خوام انجام بدم و واقعا زورم بیاد و هی بخوام عقب بندازم، زود به پومودورو متوسل می‌شم و مثل یه فرشته‌ی نجات به دادم می‌رسه :دیشما هم اگه ترفند خاص خودتون رو دارید، اینجا بنویسید تا با هم از شر این عادت لعنتی خلاص بشیم :)درنهایت اگر دوست دارید بیش‌تر درباره‌ی پومودورو بدونید می‌تونید به لینک‌های زیر سری بزنید:چشم در چشم تنبلی: درباره‌ی تکنیک پومودورو و زنجیره عادت ساینفیلدProductivity 101: An Introduction to The Pomodoro TechniqueDo more and have fun with time management</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>فرشته نصیرپور</author>
                <pubDate>Sun, 27 Oct 2019 19:21:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب| رب گوجه تبرک و ایده‌ عالی مستدام!</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A8-%DA%AF%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DA%A9-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%85-ek4tpjn6nccl</link>
                <description>اگه ازتون بپرسن که کدوم یکی از تبلیغات بازرگانی صدا و سیما از قبل تو ذهنتون مونده، چی جواب میدین؟?من خودم یکی از تبلیغات رب گوجه فرنگی تبرک هست که فکر نکنم تا 120 سال دیگه هم یادم بره! اون تبلیغ به این شکل بود که یه آقایی می رفت طلا فروشی و این مکالمه به شکل شعر و موزیکال بین ایشون و آقای به ظاهر طلا فروش رد و بدل می شد:-میخوام برای همسرم یک کادوی خوب بخرم. سکه دارین؟-نه نداریم!-نیم‌شو چطور؟-نه نداریم!-رب‌شو چطور؟-رب‌شو داریم! تبرکه!-کادوش کنید-مبارکه!(ممنونم از همه ی کسایی که با ریتم خوندن‌!?)خب الان این چه ربطی داشت به معرفی کتاب؟!خب راستش موضوع اینه که بعضی از ایده ها خیلی خوب تو ذهن آدم میمونن. مثل همین ایده ی «تشبیه کردن رب سکه و رب گوجه برای تبلیغات». روزانه هر کدوم از ما، بسته به کارهای روزمره مون ممکنه ایده های زیادی بسازیم:ممکنه عضو یه تیم باشیم و بخوایم با یه ایده تغییری در رویه ی تیم یا سازمانمون ایجاد کنیم و نیاز داشته باشیم توجه رئیسمون رو به خودمون جلب کنیم.ممکنه یه معلم باشیم و بخوایم با یه ایده ی جالب یه مبحث ریاضی رو تو ذهن دانش آموزانمون موندگار کنیم.ممکنه مدیر باشیم و بخوایم ایده‌مون رو جوری بیان کنیم که همه کارمندا متوجهش بشن و در راستای عملی کردن اون بکوشنو یا شاید هم کاربر ویرگول باشیم و بخوایم یه پست معرفی کتاب بنویسیم که حسابی بترکونه?و هزاران احتمال دیگه...طرز بیان ایده خیلی مهمه. اگه بتونیم یه فرمولی پیدا کنیم که ایده خاممون رو جای ایکس بذاریم و به جاش یه ایده درخشان تحویل بگیریم عالی میشه! اما چجوری؟!اگه ایده مون رو خوب بیان کنیم باعث موفقیت میشه یا موفقیت باعث ساختن یه ایده خوب میشه؟دومی درسته!شش پارامتر برای ساختن یه ایده درخشان که سر واژه هاشون کلمه ی «موفقیت» رو میسازن! پس موفقیت باعث ساختن یه ایده موندگار میشه :)فرمول ساختن یه ایده درخشان خیلی ساده‌ست. کافیه که پارامتر های زیر رو داشته باشه:سادگیغیر منتظره بودنملموس بودنمعتبر بودناحساسی بودنداستانی بودناین شش پارامتر، پارامترهایی هستند که یه ایده خارق العاده رو میسازن. پارامترهایی که بعد از چندین سال تحقیق و بررسی بر روی ایده های ماندگار به دست اومدند. تحقیقاتی که توسط چیپ هیث و دن هیث در کتاب ایده عالی مستدام به زیبایی بررسی شدن.خب، حالا ببینیم که ایده تبلیغات رب گوجه فرنگی کدوم یکی از این پارامترها رو داره.ایده ی «تشابه ربع سکه و رب گوجه فرنگی» خیلی ساده و در عین حال خلاقانه ست و باعث میشه هر کسی اونو میشنوه متوجه بشه.خریدن رب گوجه فرنگی از طلا فروشی یکمی غیر منتظره س. اینطور نیست؟!همه ی آقایون مشکل خرید یه کادوی خوب برای همسرشون رو دارن و این مشکل برای همشون آشناست.بیان این تبلیغات از صدا و سیما باعث میشه که ببینندگان خیالشون راحت بشه که رب گوجه فرنگی تبرک استاندارد های لازم رو داره. این موضوع باعث میشه ایده اعتبار لازم رو کسب کنه.اینکه یه نفر رب گوجه رو از طلا فروشی بخره و به همسرش هدیه بده، باعث میشه ببینندگان این احساس رو داشته باشن که با خرید رب گوجه فرنگی تبرک میتونن همسرشون رو خوشحال کنند. چون این رب گوجه یه رب گوجه ی خاص و ارزشمنده!دیالوگ های بین طلا فروش و خریدار باعث میشه این تبلیغ به سمت داستانی شدن بره و چون شکل موزیکال داره تو ذهن یه نفر مثل من خیلی خوب باقی میمونه.خانم ها، آقایان!الان میتونیم چکش هامون رو برداریم و با کوبیدنش اعلام کنیم که ایده ی تشبیه رب گوجه فرنگی و رب سکه یه ایده موندگاره!بدین وسیله رای خودم را صادر می کنم!کتاب ایده عالی مستدام کتاب خارق العاده ایه که با بررسی صدها مثال و تمرین به شما کمک میکنه ایده های ماندگاری ارائه بدین. کتاب اصلا خسته کننده نیست و بسیار روونه.آخرش اونی که میخواستم نشد :|در پایان جا داره از آقای احمد سبحانی بخاطر معرفی این کتاب ارزشمند و از آقای دست انداز بابت هدیه چالش حال خوبتو با من تقسیم کن تشکر کنم. هردوی این عزیزان موجب شدند من هر روز چند صفحه این کتاب رو بخونم و حسابی کیف کنم!به سبک دیجی کالا نقاط قوت و ضعف این کتاب رو در پایان نوشته م اضافه می کنم:نقاط قوت:سادگی کتاب و استفاده نکردن از لغات تخصصیبیان مثال های ملموسقسمت هایی تحت عنوان کلینیک ایده که به شما کمک میکنه هر چی تو کتاب یاد گرفتین رو به صورت کاربردی ببینید.طراحی جذاب جلدپشتیبانی قوی! (راه ارتباطی با مترجمین و ناشر کتاب ذکر شده. همچنین یه باشگاه طرفداران هم برای این کتاب تاسیس شده!!)خلاصه کتاب، آخر کتاب اومده. پس هر وقت قسمتی از کتاب یادتون رفت میتونید برید و به اون بخش یه نگاه بندازید.جنس خوب کاغذنقاط ضعف:ترجمه نه چندان قویطراحی جلد( نردبون روی کتاب باعث شد روسریم نخ کش بشه!)قیمت بالا (من خریدم 36 هزار تومن ولی چاپ جدیدش 44 هزار تومنه!)</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>شیما صداقت</author>
                <pubDate>Fri, 02 Aug 2019 14:34:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تناقض های قشنگ</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B6-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%B4%D9%86%DA%AF-wf4bwd1knk1e</link>
                <description>دوستت دارم بچه، اینو بفهمنمی‌دونم چرا فکر می‌کنیم که احساس‌های ما یه جوره، احساس‌های بچه‌ها یه جور دیگه است. مثلا اگه توی اداره، یه سوتی بدیم و مدیر اداره سر ما داد بکشه، این در ما می ‌تونه احساس خشم و نفرت و سرخوردگی و تحقیر و … رو ایجاد کنه ولی اگه سر بچه‌مون داد بکشیم، باید احساس عشق و تعلق و دوست داشتن رو درش ایجاد کنه! این تناقض قشنگ نیست!؟چرا فکر میکنیم احساسات بچمون با ما فرق میکنه؟مثلا اگه ما توی خونه هر وقت اشتباه کنیم، همسرمون بیاد و بگه تا سه ساعت دیگه حق نداریم از اتاق‌‌خواب بیایم بیرون و باید به کار بدمون فکر کنیم! این احساس خشم و رها شدگی و واماندگی و خجالت و سرخوردگی و … در ما ایجاد می‌کنه و ما قطعا به این فکر می‌کنیم که این زندگی دیگه ارزشش رو نداره و باید طلاق بگیریم و اگر همین کار رو با بچه‌مون بکنیم ، باید در کمال آرامش و منطق، بشینه به کارهاش فکر کنه و در حالی که عشق‌ش نسبت به ما بیشتر شده، با کوله‌باری از فکرهای قشنگ بیاد پیش ما و از ما عذرخواهی کنه! این تناقض قشنگ نیست!؟چرا فکر میکنیم اگر بچمون ازمون نترسه ، نمیشه چیز یادش داد؟ما اگر عصبانی بشیم و بچه‌مون رو کتک بزنیم، این اشکال نداره ولی اگه بچه‌مون عصبانی بشه و خواهر یا برادر کوچیکش رو کتک بزنه، بچه‌ی بدیه! این تناقض قشنگ نیست!؟ما اگر به بچه‌مون دروغ بگیم که اگه گریه کنه، نون خشکی میاد می‌برتش، این دروغ نیست و یه راه حل بالغانه است برای تربیت فرزندمون اما اگه فرزندمون همه شکلا‌ت‌ها رو یواشکی بخوره ولی بگه که شکلاتا رو جوجو اومد خورد، یعنی فاجعه رخ داده! این تناقض قشنگ نیست!؟ما همیشه از معلم‌هایی که بیشتر درک‌مون می‌کردن و بیشتر هوامونو داشتن و هیچ وقت تحقیر وتنبیه‌مون نمی‌کردن، بیشتر چیز یاد می‌گرفتیم چون کنارشون احساس امنیت می‌کردیم اما فکر می‌کنیم که تا موقعی که بچه‌مون از ما نترسه، نمیشه چیز یادش داد!بچه‌ها هم مثل ما آدمن!بچه‌ها هم مثل ما آدمن! همون طور که ما توی رابطه، دوست داریم طلاق بگیریم وقتی احساس امنیت نداریم، وقتی به خواسته‌هامون توجه نمی‌شه، وقتی بهمون زور گفته می‌شه، وقتی فهمیده نمی‌شیم، وقتی همه‌اش یکی می‌خواد چیزایی رو بهمون یاد بده که خودش بلد نیست، بچه‌ها هم دوست دارن طلاق بگیرن اما این به این معناست که نباید خونه قانون داشته باشه؟ نه! به این معناست که بچه هرچی خواست باید در اختیارش باشه؟ نه! به این معناست که بچه رو نباید آموزش داد؟ نه! به این معناست که پدر و مادر هیچکاره‌ن؟ نه! به این معناست که پدر و مادر هیچ مسئولیتی ندارن؟ نه!پس به چه معناست!؟ بعدا می‌گیم ولی تا همین‌جاش یه پیشنهاد: بیایم از امشب، هر کاری خواستیم بکنیم با بچه‌مون، احساس خودمون رو چک کنیم و بعد اون کار رو انجام بدیم. با تابیس همراه باشید.</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>tabiss</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2019 23:27:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخاب نام مناسب برای کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-ttaulbo78kir</link>
                <description>من مسلم ابراهیمی هستم و همه من را به عنوان طراح فونت و بنیان‌گذار فونت‌ایران می‌شناسن اما از اونجا که سال‌های زیادی در بازار کار گرافیک و تبلیغات مشغول بودم. به موضوعات مرتبط با برندینگ و کارآفرینی علاقه‌مند هستم. امروز در حال مشاوره دادن به یکی از دوستان بودم که چطور یک نام مناسب برای کسب و کارش انتخاب کنه و  بهتر دیدم این موضوع را جایی مکتوب کنم.بنابراین ممکنه چیزهایی بعدا به ذهنم برسه و مطلب در آینده اصلاح بشه یا مورادی اضافه بشه. ۱- کوتاه بودن ناماگر نام کسب و کار یک کلمه‌ای باشه واقعا بهترینه. میشه لوگوتایپ‌ش را هرجایی از محصول نوشت بدون اینکه تبدیل به یه چیزِ درازِ زشت بشه!نام اگر مختصر و کوتاه باشه میشه برای زیرمجموعه‌ها پسوند و پیشوند اضافه کرد به نام اصلی. مثلا اگر اسنپ اسمش یک کلمه‌ای نبود چطور می‌تونست اسنپ فود / اسنپ کیو / اسنپ باکس و ... را نام گذاری کنه.یک کلمه‌ای بودن نام، امتیاز بزرگی هست ولی خیلی باید خوش‌شانس باشید که یک نام یک کلمه‌ای مونده باشه که شرایط بعدی که نام می‌بریم هم در اون رعایت شده باشه.۲- تصویری بودن ناممنظور از تصویری بودن اسم اینه که کلمه انتخاب شده اسم یه چیز واقعی باشه مثلا اپل (به زبان فارسی سیب) اسمی هست که تا دلتون بخواد از این مزیت بزرگ در نام گذاری استفاده کرده. الان اگر یکی بهتون پیشنهاد بده که برای انتخاب نام کسب و کارتون که مرتبط با تکنولوژی هست از اسم یک میوه استفاده کنید (مثلا هویج یا گلابی یا انگور) احتمالا نمی‌پذیرید ولی بهتره بدونید که یکی از عوام اصلی در برندینگ قوی اپل همین شکل ساده شده سیب هست که اپل بدون هیچ نوشته و توضیحی میذاره روی محصولاتش.تصویری بودن اسم کمک می‌کنه بهتر در ذهن بمونه. حتما زیاد مواجه شدید با نام‌های پیچیده‌ای که لازم می‌دونید بپرسید معنیش چیه؟ و مالک کسب و کار براتون توضیح میده که در فلان زبان از فلان جای تاریخ درآورده که این کلمه به معنی فلان صفت خوب هست!از بین کسب و کارهای ایرانی مثلا شیپور یک نمونه خوب از این نوع نامگذاری تصویری هست. در حالی که رقیب اصلی‌ش یعنی دیوار اسمی داره که نمیشه به راحتی شیپور تبدیل به تصویر بشه و در برندینگ استفاده بشه.۳- مرتبط بودن نام با موضوع کسب و کارمرتبط نبودن نام با اهداف و موضوع کسب و کار، خیلی وضع را بد می‌کنه. مثلا استارت‌آپ &quot;باسلام&quot; یک پلترفرم فروشگاهی برای محصولات محلی و خانگی هست. و حالا مسئله اینه که چه ارتباطی بین واژه ترکیبی باسلام با موضوع این کسب و کار وجود داره. با شنیدن واژه باسلام یاد نامه‌های اداری می‌افتم (با سلام و احترام خدمتِ ...)در مقابل استارت‌اپ &quot;مامان‌پز&quot; (که یک پلتفرم توزیع غذاهای خانگی هست) یک ارتباط واضح و نزدیک با موضوع کسب و کار داره.اینکه اسم‌ خیلی مستقیم به موضوع اشاره کنه هم البته باعث بی‌مزه شده ماجرا میشه. بنابراین ارتباط غیر مستقیم اما واضح بهترین هست.۴- خوش آهنگ بودن نام برندبعضی وقت‌ها چینش حروف در یک نام باعث ایجاد صدا و آهنگی در کلمه می‌شه که اسم را خیلی جذاب می‌کنه و باعث میشه همیشه یاد آدم بمونه. مثلا پونیشا که یک پلتفرم فریلنسینگ هست اسمش ارتباطی با خدماتی که میگه نداره و کلا بی معنی هست اما آهنگ بامزه‌ای داره و در ذهن می‌مونه. بامیلو که یک فروشگاه اینترنتی هست (بود) هم همین ویژگی را داره. بی معنی هست اما آهنگ خوبی داره.یک مثال خوب از خوش آهنگ بودن نام، جرینگ هست که خدمات مالی پرداخت ارائه می‌کنه. جرینگ هم واقعا یک صدا هست (صدای سکه) و هم به موضوع خدمات ربط داره. علاوه بر همه اینها به استعاره عامیانه جرینگی (پرداخت نقد درجا) هم ربط داره.۵- تلفظ آسان برای همه جامعه مشتریاندر کنار خوش آهنگ بودن، باید به این موضوع هم دقت کنیم که تلفظ اون کلمه برای همه راحت باشه و فَک و زبون مردم برای گفتنش قفل نشه! مثلا قونقا که یک سرویس تاکسی اینترنتی در تبریز هست هم آهنگ  داره و هم مرتبط به موضوع حمل و نقل هست اما گفتن این کلمه آذری برای فارسی زبان‌ها راحت نیست. این مشکل در رابطه با اسم‌های فارسی که از زبان انگلیسی گرفته میشه‌ هم وجود داره مثل دیدئو که یک وبسایت مربوط به اشتراک گذاری ویدئو هست و تلفظ‌ش آسون نیست.۶- استفاده از فعل‌ها، صفت‌ها و ضمایر پر استفاده دردسر ساز هستند. وقتی خواستید یک فعل، صفت یا ضمیر پر استفاده برای نامگذاری کسب و کار استفاده کنید کمی به استفاده از آن در متن و جمله هم فکر کنید.  مثلا &quot;انجام میدم&quot; نام یک وبسایت فریلنسینگ هست حالا هرجا بخواهی به این اشاره کنید که در این سایت کاری را انجام می‌دهید ترکیب کله چیز مبهم و عجیبی از آب در میاد.مثلا: در انجام می‌دم برات انجام میدم! /  یا مثلا: پیام دادم به انجام میدم!یا &quot;میبریم&quot; که یه پلتفرم تاکسی اینترنتی هست.  مثلا بخواهی بگی: با میبریم میریم! رستورانی با نام &quot;طبیعی باش&quot;  فروشگاهی با نام &quot;آن&quot;  و ... هرکدام از این اسم‌ها هنگام استفاده در جمله شخصیت اسم بودن‌شون از دست میره.۷- استفاده از پسوند‌ها و پیشوند‌هااستفاده از پسوند‌ها و پیشوند‌های با معنی و گاها بی معنی به کلمات باعث می‌شه که هم اون کلمه ساده خاص بشه و همه گاهی باعث خوش‌صدا شدن و با مزه شدن کلمه بشه. مثال‌های زیادی در این زمینه هست مثل: تخفیفان، بیدود، حملو، نزدیکا، مهربانه، اتاقکالبته یک مزیت بزرگ این نوع نامگذاری هم پیدا کردن یک نام دامنه ثبت نشده هست.در استفاده از پیشوند و پسوندهای معنی‌دار دقت کنید: مثلا پسوند‌های ها، ان، یها، ات، ون، ین  که برای جمع بستن کلمه استفاده می‌شه ممکنه دردسر بشه. در مثال‌های بالا مثلا اگر بجای تخفیفان، تخفیف‌ها بود خیلی جاها مشکل ایجاد می‌شد مثلا می‌خواستی بگی: این تخفیف‌ها را در &quot;تخفیف‌ها&quot; را ببینید!۸- محدود نبودن نام به مکاناگر در نامگذاری  کسب و کارتون از نام شهر یا کشور خاصی استفاده کنید این مشکل وجود داره که در صورت تمایل به توسعه جغرافیایی خدمات، همین نام مانع بزرگ باشه. مثلا شیراز تخفیف که برترین وبسایت تخفیف گروهی در شهر شیراز هست هیچ‌وقت نمی‌تونه با این نام در شهرهای دیگه فعالیت کنه در حالی که تخفیفان می‌تونه برای هر شهری از ایران خدمات تخفیف خرید گروهی ارائه کنه.۹- استفاده از نام یک برند موفقاین سبک نامگذاری هم خیلی مرسوم هست که از بخشی از نام یک کسب و کار موفقی استفاده کنیم تا به نام تجاری خودمون اعتبار بدیم. برای مثال پیشنهاد می‌کنم در گوگل کلمه دیجی را با کلمات دیگه ترکیب و جستجو کنید.دیجی خرید / دیجی طرح / دیجی تخفیف / دیجی چوب / دیجی موزیک / دیجی فیلم ...این روش نامگذاری فقط وقتی موثر خواهد بود که کاربران مطمئن بشن ارتباطی بین کسب و کار مورد نظر با برند موفق دیجی‌کالا وجود داره. وگرنه فقط یک حس تقلبی بودن و عدم صداقت را منتقل می‌کنه. خود دیجی‌کالا این کار را برای کسب و کارهای جدیدی که راه‌اندازی کرده استفاده کرده و به نظر می‌رسه نامگذاری موفقی هست. مثل دیجی استایل که نام فروشگاه آنلاین پوشاک هست و همه می‌دونیم که پوشاک و مُد ربطی به صنایع دیجیتال نداره اما نام، پیام اصلی خودش را به خوبی منتقل می‌کنه. پیام اینه که &quot;این فروشگاه آنلاین وابسته به موفق‌ترین برند فروش آنلاین در ایران هست.&quot; اگر مفهوم نام کسب و کار شما با کاری که انجام می‌دید منطبق نباشه همیشه این حس به مشتری منتقل می‌شه که شما صادق نیستید. استفاده از کلماتی مانند مرکزی، برتر، اول و ... در صورتی که شما واقعا یک شعبه مرکزی نباشید یا واقعا برتر و اول نباشید نامگذاری مناسبی نیست.مثلا &quot;اخبار رسمی&quot;  که یک سرویس کمپین رسانه‌ای و نشر رپورتاژ آگهی است نامی را انتخاب کرده  که به نظر می‌رسد باید منبع اخبار رسمی نهادهای ملی باشه.در کل استفاده از صفت‌ها در نامگذاری چندان مناسب نیست. ۱۰- نداشتن مشابه و تکراری نبودناین اصل هم انقدر بدیهی هست که نیازی به توضیح دادن نداره. اگر نام انتخابی خیلی شبیه یک برند مشهور باشه شما از همون ابتدا خودتون را در سایه یک رقیب قرار دادید.  گاهی هم نام مشابه موجود برند نیست و شما مطمئنید با کمی تبلیغات اون کسب و کار را پشت سر خواهید گذاشت. اما در این وضع هم باز لازمه به مشکلات احتمالی درباره ثبت نام تجاری، آزاد بودن نام دامنه و شبکه‌های اجتماعی فکر کنید تا بعداً این تشابه باعث دردسرتون نشه.بعضی وقت‌ها مشابه بودن آهنگ و حروف نام‌ها هم ممکنه باعث دردسر بشه مثلا فیدیبو (فروشگاه کتاب الکترونیک)  فیدلیو (راهنمای رستوران‌ها و کافه‌‌ها) و یا فیتیلیتو  (فروشگاه خدمات ورزشی)احتمال اینکه نامی پیدا کنید که همه مزایای بالا رو یکجا داشته باشه خیلی کم هست.پس تکلیف چیه؟ خب مهمترین قسمت کار شما در انتخاب نام همینه که ببینید کدام مزیت کمک بیشتری به شما در موفقیت کسب و کارتون می کنه و کلا کدام امتیاز وزن بیشتری داره. مثلا وقتی نام کوتاهِ خوش آهنگی استفاده کردید اما خیلی بی معنی و نامرتبط با موضوع کسب و کار شماست. بهتره بیخیال بشید و یک اسم ۲ کلمه‌ای مرتبط یا تصویری انتخاب کنید. مثل پیک یاب (خدمات حمل و نقل پیک موتوری) و یا بیمه بازار (خرید آنلاین بیمه) که نام‌های مناسبی هستن.گاهی هم برعکس میشه یک نام کوتاه، خوش آهنگ یا تصویری پیدا کرد که اگرچه بی ربط هست اما مزایایی که اشاره کردیم را داره.مثلا &quot;باما&quot; که یک وبسایت خرید و فروش خودرو هست اسمش ارتباطی به موضوع کسب و کارش نداره. تصویری هم نیست اما مزیت کوتاه بودن و سادگی را داره.یا مثلا &quot;جاباما&quot; از اون اسم‌هایی هست که گفتیم بیش از حد مستقیم به فعلِ کسب و کارش اشاره داره اما از اونجا که کوتاه هست و آهنگ خوبی داره انتخاب مناسبی هست و در ذهن می‌مونه.یا مثلا &quot;ترب&quot; که یک سرویس جستجوی کالا و مقایسه قیمت‌هاست اسمش هیچ ربطی به کارش نداره ولی خیلی تصویری هست.پس چرا خیلی از کسب و کارهای با نام‌ نامناسب موفق هستند؟نام خوب تضمین کننده موفقیت کسب و کار نیست. آنچه مهمه کیفیت محصول و خدمات هست و پس از اون وقت و هزینه‌ای که صرف برندینگ می‌کنید. ولی باید این اصل را در نظر داشته باشید که یک محصول با کیفیت با نام مناسب هزینه کمتری برای تبلیغات و برندینگ نیاز داره. اما وجود یک نام نامناسب باعث میشه برای موفق شدن مجبور بشید زمان و هزینه بیشتری صرف کنید.شما چه معیارهایی را می‌تونید به این لیست اضافه کنید؟ بنویسید تا مطلب را کامل‌تر کنیم.</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>مسلم ابراهیمی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jul 2019 19:58:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>می دونی &quot;عزت نفس&quot; با &quot;اعتماد به نفس&quot; چه فرقی داره ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-ip9rfpigfgzt</link>
                <description>همه ی ما بارها در مورد &quot; عزت نفس &quot; و &quot; اعتماد به نفس &quot; شنیده ایم اما شاید تا به حال واقعا فرقشون رو نمی دونستیم و به جای هم ازشون استفاده کردیم، بیایید یک بار برای همیشه تکلیفمون رو با این دوتا کلمه پرکاربرد روشن کنیم.پس تعریف های آکادمیک رو کنار می ذارم و بحث رو خودمونیش می کنم! عزت نفس چیه ؟به زبان ساده عزت نفس یعنی اینکه به طور کلی چه تصوری از خودمان داریم ؟ این تصویر ذهنی مثبته یا منفیه ؟ آیا چون زیبایی یا بچه فلان آدم مشهور هستی و پولداری یا اینکه چون از فلان دانشگاه مدرک گرفتی خودتو ارزشمند می دونی یا اینکه اگر همه اینا رو ازت بگیرن بازم احساس ارزشمندی می کنی؟تصویر ذهنی شما از خودتون چه شکلیه؟اگر شخصیت انسان رو به یه ساختمان تشبیه کنیم عزت نفس میشه فنداسیون این ساختمان و اگر کسی عزت نفس نداشته باشه هیچوقت نمی تونه توی زندگی احساس رضایت کنه. آدمایی که عزت نفس بالایی دارند هیچوقت عقده ای نمیشن به خاطر همینه که مثلا وقتی که یک ماشین گران قیمت می خرند هی پُز آن را نمی دهند و دائما از ویژگی هایش و اینکه چقدر خفن است در جمع صحبت نمی کنند چون خودشون از درون احساس ارزشمندی می کنند و نیازی نمی بیند صرفا به خاطر داشتن یک ماشین لاکچری خود را مطرح کنند.برعکس افرادی که عزت نفس پایینی دارند فوق العاده خطرناک و سمی اند و قاتل عزت نفس دیگران ! امام هادی (ع)  :  هر کس خودش در نظرش بی مقدار باشد، از شرّ او ایمن نباش!چون کسی که ارزشی برای خودش قائل نیست صد در صد برای بقیه هم ارزشی قائل نیست و احساس ارزشمندی را در دیگران را هم پایین می آورد، این افراد معمولا نسبت به دیگران بسیار انتقادگر هستند و تمایلی به رشد فردی ندارند و این احساس را اطرافیان خود نیز می کُشند.افرادی که عزت نفس بالایی دارند نیازی به تایید دیگران ندارند!یکی از عواملی که باعث کاهش عزت نفس میشه اینه که همیشه به دنبال راضی کردن دیگران باشیم؛ اگر شما برای انجام دادن کارهای خودتون همیشه نیازمند تایید دیگران هستید ممکن است دچار تله &quot; مهر طلبی &quot; باشید که می توانید به ترتیب در اینجا و اینجا در مورد این تله روانی و راه های درمانش بخونید.اعتماد به نفس چیه؟! به زبان ساده میشه اینکه شما در چه زمینه هایی خودتون رو قبول دارید!؟ مثلا شما می دونی که هر دفعه که غذا درست می کنی یا برنجش خمیر میشه یا خورشتش شور میشه یا ... ؛ چند دفعه دیگه هم درست می کنی اما خوشمزه نمیشه، پس طبیعتا شما در زمینه آشپزی دچار کمبود اعتماد به نفس میشید!جالبه بدونید اعتماد به نفس کودکان تا سن پنج سالگی به‌طور کامل شکل میگیره!  یه مثال دیگه بزنم ؟ فرض کنید از بچگی شما بلبل زبون و مجلس گرم کن بودید و با شیرین کاری هاتون از پدر و مادر گرفته تا عمه و خاله ... همه قربون صدقتون می رفتن بعد ها متوجه میشید اصلا شما یه استعداد ذاتی برای خنداندن بقیه دارید که بقیه ندارند، در نتیجه شما در زمینه استندآپ کمدی متوجه استعداد خودتون میشید و با هربار اجرا کردن و بازخورد مثبتی که می گیرید اعتماد به نفسی بیشتری برای اجرای استندآپ کمدی پیدا می کنید و این اعتماد به نفس در شخصیت کلی شما هم نمود پیدا می کنه و در کل فرد با اعتماد به نفسی به نظر می رسید! ( اما می رید عصر جدید و چهارتا  XXXX می گیرید: شوخی  :)وقتی عزت نفس و اعتماد نفس هر دو بالا باشند معجزه می کنند.   گری واینرچاک ( کارآفرین آمریکایی )  که توانست تنها در عرض 5 سال سرمایه کسب و کار خانوادگی شون را از 3 میلیون به 60 میلیون دلار افزایش بده!در واقع اعتماد به نفس به طور کلی ریشه در خودشناسی داره یعنی اینکه بدونیم نقاط قوت و ضعفمون چیه و چیزی که هستیم رو بپذیریم اما عزت نفس وابسته به انجام کار یا داشتن مهارتی خاص نیست و باید هر انسانی بدون در نظر گرفتن شغل و جایگاه اجتماعی و مسائل مادی آن را داشته باشد .حالا شما بگید:شما چه تصویری از خودتون دارید ؟ و توی چه کارایی خودتون رو قبول دارید؟ارادت :)</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>محمد حسین عراقی</author>
                <pubDate>Wed, 01 May 2019 22:27:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا رمزارزی جایگزین بیت‌کوین خواهد شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D8%AF-cftgcxeyeuan</link>
                <description>آیا رمزارزی جایگزین بیت‌کوین خواهد شد؟ فروشگاه‌های آنلاین هم حاضر به پذیرش بیت‌کوین شده‌اند. اما یک پرسش مهم و اساسی در اینجا به وجود می‌آید؛ آیا رمزارزی وجود خواهد داشت که جای بیت‌کوین را بگیرد؟ همان‌طور که می‌دانید، بیت‌کوین، نخستین و مهم‌ترین رمزارز بازار ارزهای دیجیتالی است و به همین خاطر، همه نگاه‌ها همواره معطوف به آن است. به نظر نمی‌رسد که رمز‌ارزی تازه بتواند جای بیت‌کوین را بگیرد. شما چه فکر می‌کنید؟ چنین چیزی شدنی است و اگر نه، چرا؟بیت‌کوین در مقابل آلت‌کوینبیت‌کوین مشهورترین رمزارز دنیاست. حتی کسانی که دقیقا نمی‌دانند رمزارزها به چه دردی می‌خورند نام آن را شنیده‌اند. بنابراین اگر قرار باشد به شرح و تعریف رمزارزها پرداخته شود، قطعا استفاده از بیت‌کوین کار را ساده‌تر می‌کند. اگر هم قرار باشد از رمزارزها به طور گسترده‌تر استفاده شود، قطعا استقبال از بیت‌کوین بیشتر از هم‌تایان دیگر خود خواهد بود. البته رمزارزهای دیگری هم در دنیا وجود دارند که بسیاری از اقتصاددانان، برنامه‌نویسان و سرمایه‌گذاران با آنها مشغول تجربه‌اندوزی و فعالیت هستند. رمزارزهای دیگر به جز بیت‌کوین که به آلت‌کوین معروف هستند با اهداف مختلفی ساخته می‌شوند. اما به نظر می‌رسد که رشد و شکوفایی بیت‌کوین از تمام آلت‌کوین‌ها موجود بیشتر باشد.رمزارزها در حال متحول کردن بانک‌ها و سبک‌های پرداخت قدیمی هستند. این ارزهای تازه‌وارد، با پیشتازی بیت‌کوین به سمت ایجاد تغییرات مختلف در حرکت هستند و ظاهرا رمزارز دیگری که بتواند به اندازه بیت‌کوین شهرت و اعتبار داشته باشد هنوز به بازار وارد نشده است.اتریوم و رقابت با بیت‌کوینکارشناسان معتقدند، تنها رمزارزی که می‌تواند به رقیبی جدی برای بیت‌کوین بدل شود، اتریوم است. این رمزارز در طی سال‌های آینده ارتقای جایگاه چشم‌گیری را تجربه کرده است. اتریوم که در سال ۲۰۱۳ به بازار آمد، در طی دو سال اخیر ارزشی بسیار بیشتر از گذشته پیدا کرده و ارزش آن حدود ۴۰ برابر شده است.اتریوم هم در بستری غیرمتمرکز مشغول به خدمات‌رسانی است. این بستر کلاه‌برداری، سانسور و حذف و کُند شدن معاملات را به حداقل می‌رساند. چنین مشخصاتی به اتریوم توانایی رقابت با بیت‌کوین می‌دهد. گفته می‌شود که گروه بزرگی از متخصصان در حال توسعه و ارتقای فناوری‌هایی هستند که اتریوم در بستر آنها مشغول به فعالیت است و به همین خاطر، امکان اینکه بتواند به رقیبی سرسخت و حتی جایگزینی برای بیت‌کوین بدل شود بسیار زیاد خواهد بود.استیبل‌کوین‌ها رقیبی جدید برای بیت‌کوینبا وجود همه این تفاسیر اما نوسانات و جا به جایی دائمی قیمت و ارزش بیت کوین به دغدغه بزرگی برای سرمایه گذاران تبدیل شده است. ورود استیبل‌کوین‌ها یا رمزارزهایی که ارزشِ ثابتی معادل با پول رایج کشورهای مختلف جهان دارند می‌تواند آینده بازارهای جهانی را دست‌خوش تغییر کند. در این زمینه ورود برخی استیبل‌کوین‌های آمریکایی و یا استیبل‌کوین‌هایی با ارزشی معادل فلزات گران‌بها همچون کونوس گلد (Counos Gold) می‌تواند در آینده‌ای نه چندان دور، رقیبی مهم برای بیت‌کوین به شمار بیاید.استفاده از رمزارزهای دیگر به جای بیت‌کوین یا مشهور شدن آنها به اندازه بیت‌کوین در آینده کاملا قابل‌ پیش‌بینی نیست. زیرا در به شهرت رسیدن یک پدیده تازه‌نفس، عوامل و عناصر زیادی دخالت دارند. برای مثال بازاریابی و تبلیغات یکی از مهم‌ترین ابزارهایی است که می‌توان به کمک آنها، باعث شکوفایی هر چه بیشتر یک پدیده شد و آن پدیده را به یک برند میان عموم بدل کرد. منظور از برند شدن رمزارزها هم ایجاد وجهه‌ای قابل‌اعتنا و معتبر برای رمز ارزهای تازه‌واردی به غیر از بیت‌کوین است.fa.counos.io ?</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>Counos Coins, رمز ارزی برای تبادلات مالی</author>
                <pubDate>Sat, 27 Apr 2019 10:23:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارآفرین بیست ساله ! یک دروغ بزرگ !</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-nqxwaaau4rvu</link>
                <description>یکی از چالش های پیش روی توسعه اکوسیستم استارتاپی ایران، تغییر نگرش جوانان برای دوری از درس، تخصص گرایی، فراگیری یک بخش از صنعت و بازار و توسعه توانایی های فردی با توجه به آن بوده است. همیشه در بحث ها، گردهمایی ها و سخنرانی ها بیان داشتم که نیاز به مدیران حرفه ای و متخصصین در کشور بیشتر از نیاز به کارآفرینی است. زیرا از یک سو سنی که برای یادگیری و توسعه تخصص بسیار مناسب است با توهم کارآفرینی از بین می رود و از سوی دیگر که از بین این جوانان اگر کارآفرینی موفق خروج پیدا کند، احتمال موفقیت (بهروه وری ) در کل جامعه و اکوسیستم بسیار پایین خواهد بود.متن زیر که ترجمه یک مقاله از (MIT Management Sloan School ) می باشد دو تن از محققان به بررسی تأثیر سن بر روی میزان موفقیت کارآفرینان در ایالات متحده امریکا و به خصوص دره سیلیکون پرداختند. این مقاله را در دو بخش جداگانه منتشر خواهد نمود که بخش اول را در ادامه خواهید خواهند: «ایده ­های خوب در هر سنی به وجود می آیند اما...نیاز به تجربه هست تا تبدیل به داستان موفقیت شوند. استیو جابز زمانی که به راه اندازی اپل کمک کرد تنها 21 سال سن داشت اما، یک مدیرعامل 43 ساله بود زمانی که این شرکت آی مک را ساخت.»حتما در مورد جوانان نابغه ای که در گوشه دفترشان در سیلیکون ولی نشست اند و محبوبیت بسیار زیادی به دست آوردند شنیده اید اما برای اینکه موفق ترین کارآفرینان را بیابید باید به چند دهه قبل بازگردید. بر اساس مقاله ای از پرفسور پیر آزولای (Pierre Azoulay ) و دانشجویی مقطع دکترای وی، دانیل کیم (ِDaniel Kim)، متوسط سن کارآفرینانی که یک شرکت را راه اندازی نموده اند و حداقل یک نفر را استخدام کرده­اند 42 سال بوده است.آزولای میگوید :&quot; اگر هیچ چیزی نمیدانستید و دو ایده یکسان داشتید، یک پیشنهاد از سمت یه فرد بسیار جوان و پیشنهاد دیگر از طرف یک فرد میانسال و تنها بین این دو گزینه می بایست یکی را انتخاب کنید، بهتر است پیشنهاد فرد میانسال را انتخاب کنید (اگر میخواهید میزان موفقیت را پیش بینی کنید).برای یافتن همبستگی میان سن و کارآفرینی، آزولای و شاگردش به دولت مراجعه کردند و به طور ویژه بر روی اطلاعات مدیریتی از پایگاه داده سنوس بارئو ( Census Bureau ) (که در طول مدت زمانی خاص جمع آوری شده) و اطلاعات برنامه K-1 که اطلاعات صاحبان کسب و کار و سرویس درآمد داخلی را داراست،  استفاده نمودند.این تیم نگاهی به اطلاعات حدود دو میلیون و هفتصد هزار نفر از افرادی که در طول سالهای 2007 تا 2014 داشتند که یک کسب و کار را راه اندازی کرده بودند و حداقل یک نفر را استخدام نموده بودند. در کنار بررسی میانگین سنی کارآفرینان، دریافتند که سرمایه­ گذارن جدیدی که بیشترین رشد را داشتند، میانگین سنی بنیانگذارانشان 45 سال بوده است.محققان اطلاعات را به سطح کارکنان های تک (tech)، کسب و کارهای با پشتوانه صندوق جسورانه و شرکت­های ثبت اختراع گسترش دادند. در تمامی ایالات متحده امریکا، میانگین سنی بنیانگذاران 42 ، 43 و 45 سال بوده است ( به ترتیب برای تقسیم بندی­های فوق). همچنین کیم و آزولای دریافتند که موفقیت کارآفرینان که یک کسب و کار را راه اندازی می­کنند 125 درصد بیشتر خواهد بود در صورتی قبلاً تجربه کار که در یک بخش خاص صنعت را داشته باشند. کیم می­گوید:&quot; در تئوری می­دانیم که با افزایش سن بسیار از مزایا انباشته خواهند شد.&quot; برای نمونه شما سرمایه انسانی زیادی از تجربیاتتان، همچنین منابع بیشتر مالی و روابط اجتماعی بیشتری با افزایش سن به دست می­آورید که همه این ها باعث افزایش شانس موفقیت شما به عنوان یک کارآفرین خواهد بود.«پایان قسمت اول»</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>ent.sadeghi</author>
                <pubDate>Tue, 23 Apr 2019 14:14:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمعه یادگیری 11: پنج نقطه قوت برتر خود را بشناسید!</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-11-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D9%82%D9%88%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-nf91dvdg8bnw</link>
                <description>اگر چند سال زودتر فهمیده بود...چند روز پیش با یکی از دوستانم در دانشگاه درباره هدف گذاری و برنامه ریزی در زندگی در حال گفت و گو بودم. بعد از گفتگو با او به این فکر افتادم که این هغته درباره استعدادهایمان بنویسم. اینکه چگونه همواره درحال سرکوبشان هستیم و چه راهی وجود دارد تا کشفشان کنیم. اول میخواهم کمی داستان دوستم را برایتان بگویم.دوستم به نوعی هنرمند است و با اینکه هم اکنون در رشته مهندسی صنایع در حال تحصیل است اما شغل و فعالیت های اصلی او بی ربط به این رشته و در حوزه های هنری است. از سال اول ورود به دانشگاه از علایق هنری و اراده او برای فعالیت در این حوزه باخبر بودم. از هنگام ورود به دانشگاه انگار همواره درگیر کشمکشی در درون خود برای ادامه دانشگاه بوده است. در این مواقع توصیه اکثر آدم ها از جمله خانواده و اساتید این است که تو این کشور مدرک و تحصیلات مهندسی خیلی باارزشه و پول تو این کاره. علایق و استعدادها سرکوب شده و تنها معیار موفقیت و شادی پول و تحصیلات عالی است. دوست من هم انبوهی از این توصیه ها را همواره دریافت کرده و با این امیدهای واهی به ادامه تحصیل پرداخته است. چند روز پیش در گفتگو با من به قولی دیگر به سیم آخر زد و از یک اشتباه برایم گفت. اینکه باید در رشته دیگری تحصیل می کرد و اینکه علاقه و حرفه اول و آخر او هنر است نه مهندسی. با توضیحاتی که درباره ماموریت و چشم انداز زندگی برایش دادم، ناگهان فهمید که ماموریت زندگیش چیست و تجلی این ماموریت تنها در حوزه هنر امکان پذیر است. اگر چند سال زودتر فهمیده بود ....این اتفاق برای خیلی از ما افتاده است. تحقیقات نشان داده است که استعدادهای هر فرد در بازه زمانی 3 تا 16 سالگی شکل می گیرد. اگر در این بازه زمانی استعدادهایمان را کشف نکنیم و آنها را بکار نگیریم، ظرفیت آنها در ذهنمان از بین می رود و رشد مجدد آنها بسیار سخت می شود. در نظام آموزشی ما در این بازه زمانی عمدتا کاری که انجام می شود یکسان سازی توانایی ها است نه کشف و پرورش استعداهای ذاتی. طبیعی است که خیلی از جوانان ایرانی در انتخاب رشته تحصیلی و حرفه شغلی خود به سمتی می روند که هیچ علاقه و استعدادی در آن ندارند. نتیجه آن بهره وری پایین، سطح پایین امید به زندگی، سطح پایین شادی و ده ها تاثیر منفی دیگر بر فرد و جامعه شده است.حالا چگونه می توانیم استعدادهایمان را خودمان کشف کنیم؟کلیفتون وارد می شود!در سال 1998، پدر روانشناسی نقاط قوت، پرفسور دونالد کلیفتون همراه با تام راث و گروهی از دانشمندان گالوپ پرسشنامه استعداد آنلاینی را طراحی و تولید کردند. سپس در سال 2001 مطالبی از این پرسشنامه را در کتاب «اکنون نقاط قوت خود را کشف کنید» منتشر کردند. در سال 2007، براساس پرسشنامه استعدایاب 1، راث و دیگر دانشمندان گالوپ ویرایش جدید این پرسشنامه، همراه با یک برنامه عملی راهنما، و یک وبسایت را تولید و نام آن را «مجموعه استعدادیاب کلیفتون: ویرایش دوم» گذاشتند. این ابزار جامع سنجش، ریشه در بیش از 40 سال فعالیت علمی دارد و تاکنون به میلیونها نفر در کشف و رشد استعدادهای ذاتی شان کمک نموده است.در این کتاب 34 نقطه قوت شناسایی شده در تحقیقات با توضیحات جامع همراه با مثال هایی از افراد دارای این نقاط قوت و ایده هایی برای عمل، مخصوص کسانی که نقطه قوت خاصی را دارند، آورده شده است.این کتاب در حوزه مدیریت  منابع انسانی نخستین تقسیم بندی جامع از تقاط قوت و فردی، اجتماعی و سازمانی افراد در جهان است. مخاطبین این کتاب تمام افرادی که به دنبال کشف و پرورش استعدادها و برتری ها و نقاط قوت خود هستند، می باشند. همچنین شاید بتوان ادعا کرد مطالعه این کتاب برای مدیران و افرادی که به نحوی در بخش های مختلف منابع انسانی سازمانها و شرکتها مشغول به فعالیت هستند یک ضرورت می باشد.در ادامه توضیحات مختصری درباره اهداف و محتوای کتاب خواهم داد.می توانیم هر چه می خواهیم بشویم؟تسلط و فائق آمدن بر نقاط ضعف به یکی از بخش های مهم ساختار فرهنگی ما تبدیل شده است. در تمام فرهنگ ها اکثریت قریب به اتفاق والدین (در ایالت متحده، 77 درصد از والدین) بیشترین زمان و توجه دانش آموزان را برای تقویت ضعیف ترین درس وی صرف می کنند. پدران و مادران و آموزگاران به جای آنکه وقت زیادی از زمان فرزندان را در حوزه های توانایی و توانمندی های برتر آنها صرف کنند برنقاط ضعف آنها تمرکز می کنند.این موضوع به جای آنکه ما را به سمت تحسین افرادی که بر توانایی های ذاتی خود سرمایه گذاری کرده اند هدایت کند، ما را به ستودن افرادی که به برخی از نقاظ ضعف طبیعی خود چیره شده اند رهنمون می سازد. در نتیجه، میلیون ها نفر این قهرمانان را به عنوان مظاهری از رویاها و الگوهای ملی در نظر می گیرند و چشم انداز خود را به سمت غلبه بر چالش های بزرگ تنظیم می کنند. متاسفانه این کار «پیمودن سخت ترین راه برای موفقیت است».اعتقاد به ضرب المثل «می توانید هر چه می خواهید بشوید.» باعث رشد ما نخواهد شد. مثلا مایکل جردن اسطوره ای که دارای توانایی فوق العاده ای در بسکتبال است هر اندازه هم تلاش کند نمی تواند در رشته گلف یا بیسبال قهرمان شود. کلید رشد انسان این است که خود را براساس آنچه که هست پرورش دهد.بنابراین، بازنگری ضرب المثل «می توانید به هرکس که می خواهید تبدیل شوید» ممکن است بصورت زیر درست تر باشد: «نمی توانید به هرکس که می خواهید تبدیل شوید؛ ولی می توانید در آنچه که هستید (توانایی ذاتی آن را دارا هستید) پیشرفت بسیاری کنید».تبدیل استعداد به توانمندیاستعدا همان توانمندی بالقوه و استفاده نشده است. در آزمون کلیفتون چیزی که سنجیده می شود استعدادها می باشد، اما هدف نهایی این است که توانمندی بوجود آورده شود. استعداد مولفه لازم و نه کافی برای توانمندی است. برای تبدیل استعداد به توانمندی یک مولفه دیگر نیز لازم می باشد: سرمایه گذاریتبدیل استعدادها به توانمندی های بالفعل مستلزم ممارست و سخت کوشی است. برای این تبدیل فرمول ساده زیر را در نظر بگیرید:استعداد (روش طبیعی فکر، احساس یا رفتار) * سرمایه گذاری (زمانی که برای تمرین، پرورش مهارت ها و افزایش دانش صرف می شود) = توانمندی (توانایی بوجود آوردن مستمر عملکرد مطلوب یا تقریبا بی نقص)توانمندی متاثر از دو عامل استعداد و سرمایه گذاری است. اگر استعدادی داشته باشیم اما هیچ سرمایه گذاری برای پیشرفت آن نکنیم یا روی استعدادی که بصورت ذاتی نداشته ایم سرمایه گذاری زیادی انجام دهیم، عملا توانمندی خاصی در ما بوجود نمی آید. اتفاق مشابه در نظام آموزشی ما زیاد اتفاق می افتد. اگر فردی در درس ریاضی نمره پایینی داشته باشد، به زور تمرین و تکلیف زیاد ممکن است نمره بهتری بگیرد اما هرگز در درس ریاضی توانمند نشده و نمی تواند از مفاهیم آن در ایجاد عملکرد مطلوب در زندگی و شغل خود استفاده کند.ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است!اگر کمتر از 16 سال سن دارید بهترین زمان است تا  کتاب 5 نقطه قوت برتر خود را بشناسید را خریداری کرده و استعدادهای خود را کشف کنید تا بتوانید در رشد تحصیلی و شغلی خود سرمایه گذاری هدفمند برای اجاد توانمندی در خود داشته باشید. اگر بیشتر از 16 سال سن دارید، کارتان سختتر است اما ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است.شخصا با مطالعه این کتاب توانستم 5 نقطه قوت برتر خود را شناسایی کنم. با کمی خودشناسی می توانید توضیحات داده شده درباره هر نقطه قوت را با خودتان تطبیق داده و 5 نقطه قوت برتر خود را کشف کنید. اگر توانایی پرداخت به دلار را دارید می توانید بصورت آنلاین در آزمون شرکت کرده و تحلیل کلیفتون را دریافت کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به وبسایت تخصصی آزمون کلیفتون مراجعه نمایید. همچنین از طریق لینک زیر میتوانید فایلی شامل توضیحات مختصری از 34 نقطه قوت را بیابید.http://bayanbox.ir/info/2761507520546862002/Clifton-Strenghts#آزمون_کلیفتون#نقطه_قوت#استعدادیابی#جمعه_یادگیری#clifton_strenghts#learning_firday</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>Hamidreza Lachin</author>
                <pubDate>Thu, 18 Apr 2019 14:45:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 سایت برتر آموزش آنلاین در جهان</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/10-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-dmpz4yk5rads</link>
                <description>پس از ظهور اینترنت و تکنولوژ‌های جدید ارتباطی، فرایند یادگیری نیز مانند سایر فعالیت های بشر دستخوش تغییر و تحول شده است. استفاده از کتاب‌های الکترونیکی در قالب pdf، مقالات آنلاین و یا منابع معتبری که در قالب مطالب وب‌سایت‌ها در دسترس کاربران و علاقمندان قرار می‌گیرند از جمله این تغییرات هستند. این در حالی است که منابع آنلاین اگرچه در برخی موارد به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار می‌گیرند اما همچنان برای استفاده از حجم زیادی از محتویات یادشده، نیاز به ثبت‌نام در قالب پرداخت وجه و یا خرید محتویات وجود دارد. ۱۰ سایت آموزش آنلاین برتر دنیا1- سایت  khanacademyاین وب‌سایت در واقع محصول ارائه شده توسط استارت‌آپی است که توسط سلمان‌ خان هندی و با هدف ارائه آموزشِ با کیفیت به‌طور رایگان راه‌اندازی شده است. تمامی محتویات ویدئویی آموزشی نیز روی وب‌سایت یوتیوب آپلود شده‌ است. سلمان خان به همراه تیم آموزشی خود مطالب مختلفی در زمینه‌های متفاوتی مانند برنامه‌نویسی رایانه‌ای، ریاضیات، اقتصاد، علوم و موارد دیگر آماده ارائه کرده است. این سایت مسیری آسان را برای دانش آموزان فرآهم می کند تا به بهبود مهارت های مورد نیاز خود بپردازند و بیشتر یاد بگیرند. شما می توانید هر با انتخاب موضوع مورد نظر خود در این سایت آموزش آن را مشاهده نمایید. به گفته خودشان این وب سایت یک منبع یادگیری شخصی برای تمام سنین است. 2- سایت udemyیکی از مواردی که باعث شده این وب‌سایت را در لیست قرار دهیم، ارائه محتویات رایگان و غیررایگانی است که پیش روی دانش‌آموزان و دانشجویان مشتاق یادگیری قرار می‌دهد. محتویات ارائه شده در این وب‌سایت پیش از عرضه مورد بررسی کیفی قرار می‌گیرند تا تنها محتویات شاخص و ارزشمند مورد استفاده قرارگیرند. Udemy مملو از مطالب و محتویات با ارزشمند در هر زمینه‌ای است که امکان تعامل و فراگیری آنلاین وجود داشته باشند. این امکان نیز برای کاربر فراهم است که دوره های دلخواه خود را بسازد و در وب سیات قرار دهد.3- سایت  edx این سایت، یک سایت فوق العاده برای آموزش آنلاین است که دوره های زیادی را در طیف وسیعی از موضوعات در بردارد. اگر امکان دسترسی به دانشگاه‌ها و کالج‌های برتر دنیا برای شما وجود ندارد و یا توانایی پرداخت شهریه‌های سنگین مقرر شده از سوی آن‌ها را ندارید edX به کمک شما خواهد آمد تا از طریق اینترنت امکان تعامل با دانشگاه‌های مختلف دنیا را داشته باشید. این خدمات در قالب پلتفرم‌های رایگان و پولی امکان استفاده از محتویات و یا حتی دریافت گواهی و مدرک را برای شما فراهم خواهند کرد.4- سایت Courseraاین سرویس نیز عملکردی مشابه با edX داشته اما از تنوع متفاوتی از دروس و انستیتوها به عنوان پایگاه داده‌ای خود بهره می‌برد. در حال حاضر چیزی در حدود 17 میلیون فراگیر از بیش از 1500 برنامه آموزشی آنلاین این وب‌سایت استفاده می‌کنند. سایت Coursera.org یک وبسایت قدرتمند در آموزش آنلاین در سطح جهان است که درس ها و دوره های زیادی از دانشگاه های مطرح دنیا دارد. کاربر می تواند با جستجو در پایگاه داده درس ها، دوره مناسب خود را بیابد و به طور رایگان این دوره را بگذارند. Coursera را می توان بهترین پلتفرم آموزش مجازی  و آنلاین در دنیا دانست.5- سایت  lyndaسایت لیندا یکی از زیرشاخته‌های شبکه ‌‌اجتماعی لینکدین است که به عنوان یکی از مرجع‌های تراز اول آموزش آنلاین محسوب‌ می‌شود. از جمله دوره‌های آموزشی این سایت‌ می‌توان به کسب و کار، طراحی، برنامه‌نویسی و … اشاره کرد که توسط اساتید برجسته تالیف شده اند. لازم به ذکر است که به منظور استفاده از سرویس‌های آموزشی این سایت، نیاز به ثبت نام و پرداخت شهریه خواهید داشت.6- سایت skillshareهمانند Lynda، این سرویس نیز تنوع گسترده‌ای از آموزش مهارت‌ها را پیش روی شما قرار می دهد. فرایند استفاده از این محتویات را می‌توانید با ثبت نام سه‌ماهه و پرداخت 0.99 دلار آغاز کنید. 7- سایت codecademyاین سرویس، مرجعی مناسب برای علاقه مندان به یادگیری زبان‌های برنامه‌نویسی است تا آموزش‌هایی از سطح مقدماتی تا پیشرفته را پیش‌روی خود داشته باشند. 8- سایت learnableاین سرویس، یکی از بهترین منابع موجود برای یادگیری توسعه وب است. در قالب این پلتفرم، تمامی مباحث برنامه‌نویسی وب نیز از سطح پایه تا پیشرفته پوشش داده شده است و با استفاده از مطالب آن می‌توانید مواردی مانند بهینه‌سازی سئو یا بهبود رابط کاربری سایت را نیز فرا بگیرید.9- سایت coursmosاین پلتفرم چیزی در حدود 35 هزار آموزش رایگان و غیررایگان را پیش روی شما قرار خواهدداد. مطالبی در قالب سبک‌زندگی، موسیقی، زبان، برنامه‌نویسی و یا مدیریت پروژه به‌خوبی پوشش داده شده‌اند.10- سایت gohighbrowمورد آخر، پوشش خود را به هنر، ادبیات و تاریخ اختصاص داده است تا اطلاعات کافی در خصوص این موضوعات بدست آورید. علاوه بر این مواردی در خصوص بهبود توانایی‌های فردی و افزایش خلاقیت نیز در این وب‌سایت قرار گرفته است.امیدواریم که در دنیای امروز که منابع و آموزش‌ها به صورت آنلاین در دسترس هستند بتوانید بیشترین بهره را ببرید و مسیر موفقیت‌تون را هموارتر کنید.منبع: استارتاپ آکادمی</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>استارتاپ آکادمی</author>
                <pubDate>Wed, 17 Apr 2019 17:09:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمع سپاری یا crowdsourcing چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-crowdsourcing-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ogbnu0doxarc</link>
                <description> جمع‌سپاری به معنی تقسیم یک کار بین تعداد زیادی از افراد است به گونه‌ای که هر فرد بخش کوچکی از آن را انجام دهد. فرض کنید یک سایت خرید اینترنتی با هزاران محصول جدید دارید که باید آن‌ها را برچسب‌گذاری و دسته‌بندی کنید. این کار خسته‌کننده را می‌توانید به تنهایی انجام دهید یا آن را به مجموعه‌ای از افراد  واگذار کنید. جمع سپاری اصطلاح جمع‌سپاری یا کار جمعی اولین بار توسط جف هو در سال ۲۰۰۶ مطرح شد. او در مقاله‌ای راه جدیدی ارایه داد که که به کمک آن می‌توانافرادی که مایل به همکاری در یک پروژه یا کسب‌وکار هستند را در آن پروژه مشارکت داد. از آن زمان نمونه‌های متنوعی از جمع سپاری پیاده‌سازی شده‌است. فیس‌بوک از سال ۲۰۰۸  از روش جمع‌سپاری در حوزه ترجمه استفاده می کند و ترجمه وب‌سایتش را به این روش به زبان‌های مختلف ترجمه می‌کند. ویکی‌پدیا نیز نمونه معروفی از جمع‌ سپاری است. در این وب‌سایت، افراد متخصص‌ و تازه‌کار به شیوه جمع سپاری،  بزرگترین دانش‌نامه آزاد در سراسر دنیا را نوشته‌اند.حال این سوال پیش می‌آید که آیا استفاده از جمع‌سپاری هوشمندانه است؟ روش‌های مختلف جمع‌سپاری چیست؟ کیفیت خدمات جمع‌سپاری در چه حدی است؟ در ادامه به این سوال‌ها پاسخ داده می‌شود.روش‌های مختلف جمع‌سپاریجمع‌سپاری طراحی  اگر می‌خواهید برای شرکت یا محصول جدید خود یک لوگو طراحی کنید، بهترین گزینه جمع‌سپاری طراحی است. قبل از شروع کار، نوع طرح، دستمزد و زمان تحویل آن را مشخص کنید. طراحان علاقه‌مند طرح‌های مختلف لوگو را برای شما آماده خواهند‌کرد. سپس می‌توانید، بهترین طرح را انتخاب کنید.برتری روش جمع‌سپاری در حوزه طراحی نسبت به شیوه سنتی، افزایش کیفیت و کاهش قیمت است. طراحی به شیوه جمع سپاری در طراحی مبلمان، مد لباس، تبلیغات، ویدئو و ... نیز کاربرد دارد.crowdsourcing جذب سرمایه جمعیجذب سرمایه جمعی یا جمع‌سپاری مالی به معنی درخواست پول از افراد مختلف است. برای نمونه اگر برای پرداخت اجاره استودیو برای ضبط آهنگ جدید خود به ۱۰ میلیون تومان پول نیاز دارید ، سرمایه‌گذاری جمعی بهترین راه حل است.برای این منظور لازم است ابتدا یک شرکت فعال در زمینه جمع‌سپاری مالی پیدا کنید. سپس مبلغ مورد نیاز، زمان تحویل و پاداش سرمایه‌گذاران را مشخص کنید. معمولاً هنرمندان، موسسه‌های خیریه و استارت‌آپ‌ها برای جذب سرمایه برای پروژه‌های مختلف مانند پروژه‌های فیلمبرداری مستند، پروژه‌های تحقیقاتی در حوزه سرطان، تولید محصول‌های جدید و … از روش جمع‌‌سپاری مالی استفاده می‌کنند. خرده‌کاریخرده‌کاری به معنی شکستن یک کار به کار‌های کوچک و تقسیم آن بین افراد مختلف است. برای نمونه فرض کنید 1000 عکس در وب‌سایت خود دارید که می‌خواهید متنی برای توصیف هر یک از آن‌ها بنویسید. در این صورت می‌توانید از ۱۰۰۰ نفر بخواهید که هرکدام یک عکس را توصیف کنند. پس از آماده شدن کار، دستمزد هر نفر را محاسبه و پرداخت کنید. با روش جمع سپاری نتیجه در عرض چند دقیقه آماده خواهد شد. به علاوه کار‌ها سریع‌تر، ارزان‌تر و معمولاً با خطاهای کمتری انجام‌ می‌شود. همچنین این روش در اسکن عکس‌ها، ویرایش‌کردن، اصلاح پایگاه‌ داده و ضبط فایل‌های صوتی کاربرد دارد.  نوآوری بازاگر برای یک شرکت‌ تجاری یا بازاریابی و طراحی یک محصول ایده جدیدی دارید و نمی‌دانید از کجا شروع کنید، روش نوآوری باز بهترین نقطه برای شروع است. تمام کارکنان یک کسب‌‌وکار یعنی سرمایه‌گذارها، طراح‌ها، مخترع‌ها و بازاریاب‌ها می‌توانند در قالب این روش در آن کسب و کار همکاری کنند. این روش با تلاش یک وب‌سایت جداگانه یا کارمندهای داخلی آن کسب‌وکار پیاده‌ سازی می‌شود.ایده نوآوری باز، مردم را در نقاط مختلف دنیا با کسب‌وکارها، رشته‌ها و تخصص‌های متفاوت، برای کار در یک پروژه دور هم جمع می‌کند. بدون روش نوآوری باز هرگز نیروهای باتجربه حاضر نیستند با کارآفرین‌های تازه‌کار همکاری کنند.روش‌های جمع سپاری بسیار بیش‌تر و متوع‌تر از موارد گفته شده در مطلب حاضر هستند. برای آشنایی بیش‌تر با این روش‌ها می‌توانید «ویدیوی جمع سپاری چیست؟» را ببینید. این ویدیو اطلاعات جالبی درباره فناوری جدید جمع سپاری به شما می دهد.مزایا و معایب جمع سپاریاز آن جا که تعداد زیاد افراد می‌توانند بهترین ایده‌ها، مهارت‌ها و پشتیبانی‌ها را ارائه دهند، روش جمع سپاری باعث می شود نتیجه‌های بهتر و با کیفیت بالاتر حاصل شود. در روش جمع سپاری کارها با سرعتی بسیار بیشتر از شیوه سنتی به نتیجهمی‌رسد. برای نمونه ترجمه و زیرنویس یک ویدئوی طولانی در عرض یک ماه، یک طراحی ایده در عرض چند هفته و کارهای‌ خورد با روش جمع‌سپاری در عرض چند دقیقه آماده خواهند‌شد. مزیت  اصلی شیوه جمع سپاری نسبت به روش‌های دیگر، قیمت نسبتاً پایین آن در مقایسه با هزینه استخدام نیروی باتجربه و اختصاصی است.از طرف دیگر، روش جمع سپاری نیز ماند بقیه روش‌ها عیب‌هایی دارد که پیش از انتخاب این روش برای انجام کار باید به آن‌ها توجه شود. مدیریت پروژه‌های بزرگی که به شیوه جمع سپاری انجام می‌شوند و به سبب آن تعداد زیادی نیروی کار در آن مشغول به فعالیت هستند، به برنامه‌ریزی خاصی نیاز دارد. به علاوه پیاده‌سازی عمومی پروژه‌های جمع سپاری باعث می‌شود رقیب‌های تجاری به سادگی به برنامه‌ها و محتوای پروژه شما دسترسی داشته باشند. همچنین، همکاری بین اعضای یک جامعه دشوار است، زیرا آن‌ها برای به دست آوردن کار و درآمد بالاتر با هم رقابت می‌کنند. موارد گفته شده شاید در بسیاری از شرایط ایراد برزگ به حساب نیاید و قابل چشم پوشی باشد. بزرگترین ایراد وارد بر روش جمع سپاری آن است که قرارداد رسمی برای این پروژه‌ها وجود ندارد. فناوری‌های جمع‌ سپاریبا ظهور فناوری‌های جدید و افزایش کاربر‌های شبکه‌های اجتماعی در سراسر دنیا شرکت‌های فعال در حوزه جمع سپاری می‌توانند با سرعت به جمعیت بیش‌تری از افراد دسترسی داشته باشند. در نتیجه اینترنت و شبکه‌های اجتماعی پایه‌ای ترین فناوری‌های مورد نیاز برای جمع سپاری هستند. علاوه بر این، سایت‌ها و نرم‌افزارهای مخصوص تلفن‌های همراه و کامپیوتر نیز برای جمع سپاری وجود دارد. http://www.narbo.ir/blog/what-is-crowdsourcing </description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>ناربو</author>
                <pubDate>Wed, 17 Apr 2019 15:20:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پارادوکس آبلین  (Abeliene Paradox) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%A9%D8%B3-%D8%A2%D8%A8%D9%84%DB%8C%D9%86-abeliene-paradox-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-et47wjspro6v</link>
                <description> در یک بعدازظهر داغ در کولمن تگزاس، خانواده‌ای در آسایش و راحتی، در حیاط خانه‌شان، مشغول دومینو بازی کردن بودند تا این‌که پدربزرگ پیشنهاد داد که برای یک گردش کوتاه به ابیلین(۵۳ کیلومتر بیرون از شهر) بروند و ناهار را آن‌جا بخورند. مادر گفت: «وای! چه ایدهٔ خوبی!» و پدر با وجود آن‌که از دوری راه و گرمای هوا می‌ترسید اما از آن‌جا که احساس می‌کرد مخالف جمع است تاییدکنان گفت: «من هم موافقم! تنها امیدوارم که مادربزرگ هم مشکلی با این ایده نداشته باشد.» و مادربزرگ فوراً گفت: «البته که مشکلی ندارم، من مدت‌ها است که ابیلین را ندیده‌ام…» سواری طولانی، هوا گرم و راه پر از خاک و طوفان بود. زمانی که به رستوران رسیدند، غذا به بدی راه بود. آن‌ها چهار ساعت بعد در خستگی مفرط، به خانه بازگشتند. یکی از آن‌ها به دروغ گفت: «گردش خوبی بود. این طور نیست؟» این را مادربزرگ گفته بود که از صمیم قلب، تمایلی به رفتن نداشت اما در عین حال نتوانسته بود در برابر سه انسان مشتاق مقاومت کند. پدر خطاب به مادر گفت: «من که چندان لذتی از گردش نبردم. تنها به خاطر تو بود که حاضر شدم بیایم.» و مادر گفت: «من فقط می‌خواستم که تو ناراحت نشوی. کدام انسان عاقلی در این هوای گرم از خانه بیرون می‌رود؟» در پایان پدربزرگ خاطرنشان کرد که تنها به این خاطر چنین پیشنهادی را داده‌است که احساس می‌کرده بقیه، از ماندن در خانه خسته شده‌اند. آنچه در بالا گفته شد، تحت عنوان پارادوکس ابیلین مطرح شده است که در بسیاری از سازمان‌ها شایع است. گاهی افراد در سازمان‌ها به شکل گروهی، تصمیمی می‌گیرند؛ در حالی‌که هر کدام به تنهایی، با انجام آن کار مخالف‌اند. این اتفاق زمانی روی می‌دهد که هر کدام از اعضایِ آن گروه، به اشتباه فکر می‌کند که تصمیم شخصیِ او، در تعارض با خواستِ جمعی است و بنابراین باید از ارائه‌ی نظر خود، خودداری کند. این موضوع گاهی منجر به ایجاد هزینه‌های بالایی در سازمان خواهد شد. و راه حل این مشکل نیز این است که هنگام تصمیم‌گیری همه اعضای گروه نظر خود را بدون در نظر گرفتن خواست جمعی اعلام کنند.</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>جاب ویژن</author>
                <pubDate>Wed, 10 Apr 2019 10:52:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترجیح بلامرجح مُحال است، پس معیارها را زودتر تعیین کنید.</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%DB%8C%D8%AD-%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%AC%D8%AD-%D9%85%D9%8F%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%BE%D8%B3-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-fnjs80wr8pow</link>
                <description>در فلسفه داستانی هست تحت این عنوان که اگر الاغی گرسنه را به فاصله مساوی از دو کپه یونجه در نظر بگیرید، برخی استدلال می‌کنند که الاغ مزبور به سبب ناتوانی اراده به عمل، خواهد مُرد. این مثال اینگونه نیز روایت شده که خری شدت گرسنگی و تشنگی او به یک اندازه‌است و در فاصلهٔ مساوی از او یک سطل آب و مقداری جو قرار دارد، چون فاصلهٔ هر دو از او مساوی است و گرسنگی و تشنگی او به یک اندازه‌است، نخواهد توانست یکی را بر دیگری ترجیح دهد و سراَنجام از شدت گرسنگی و تشنگی خواهد مرد. اسم این قضیه را خر بوریدان(Buridan&#x27;s Ass) گذاشته اند. ترجیح بلا مرجح یعنی ترجیح یک گزینه از بین چند گزینه که هیچ تفاوتی نداشته باشند. ولی یک نکته اینجاست، در زندگی روزمره ما، غیر ممکن است دو گزینه نسبت به یکدیگر برتری نداشته باشند ولی ما باز هم در گیر این مسئله هستیم و یک جاهایی نمیتوانیم سریع تصمیم گیری کنیم و دلیل آن، شناخت نادرست از خود، خواسته ها و تمایلات از یک طرف، و ارزیابی غیر واقعی و نادرست از طرف دیگر از گزینه های پیش روست. آلبرت اینشتین به ریاضیات و فیزیک هر دو علاقه داشت. در شرح حال خودش گفته که برای این که مثل خر ژان بوریدان پادرهوا نمانم و سرگردان نشوم، از سبک سنگین کردن مسئله دست برداشتم و بالاخره فیزیک را انتخاب کردم. یک جاهایی بایستی انتخاب کرد سرعت در تصمیم گیری اولویت دارد یا اصل تصمیم گیری. یک جایی شما صبر میکنید تا تصمیم بهتر بین چند گزینه را انتخاب کنید ولی آیا این صبر ارزشمند است؟ حیات شما به خطر نمی اندازد؟ گاهی لازم است سریع تصمیم گرفت و تا میتوان مسئله را سبک کرد و متغیرها را کاهش داد. گاهی دو گزینه بر خلاف تصور ما آنقدرها هم متفاوت نیستند که به خاطر انتخاب بهتر، تصمیم گیری را به تاخیر بیندازیم.  در دنیای واقعی هیچ دو گزینه ای با ترجیح بلامرجح وجود خارجی ندارد، یا نمیدانیم چه میخواهیم یا گزینه ها را درست ارزیابی نکرده ایم.منبع: http://mnarimani.ir</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>جاب ویژن</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2019 10:37:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین بانک دانلود رایگان کتاب</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-sgbx6n9bzdqa</link>
                <description>در مورد کتاب های زبان اصلی و تخصصی مطمئنم که اگه کتابی رو اینجا برای دانلود پیدا نکردین ، جای دیگه ای رو هم پیدا نمیکنین که کتابتون رو داشته باشه. تجربه ی من که اینطوری بود.میتونین اسم کتاب رو از سایت آمازون کپی کنین و داخل این سایت جستجو کنین.موفق باشین *_*Library Genesis : libgen.rsاز سایت unsplash.com</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>Mohy Fahim</author>
                <pubDate>Sat, 30 Mar 2019 18:30:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رزومه‌هایی برای استخدام نشدن!</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%86-r39zjmjnzkvo</link>
                <description> به نظر من به عنوان یک مسئول بررسی رزومه‌ها و استخدام، ما اشتباهی فکر می‌کنیم که قصد آدم‌ها از رزومه فرستادن، نشان دادن توانایی‌هایشان و مخ‌زنی به قصد استخدام است! اگر اینطور بود که برای  هر آگهی استخدامی که من در این چند ماه منتشر کردم، این همه رزومه که قصدی جز استخدام نشدن نداشتند برایمان ارسال نمی‌شد! و از بس چنین رزومه‌هایی زیاد بود، تصمیم گرفتم برای کسانی که به دنبال کار هستند، بنویسم که بدانند کدام رزومه‌ها در نگاه اول رد می‌شوند و شانس استخدام را از شما می‌گیرند. به این امید که تلنگری باشد برای جستجوی فرم‌های صحیح ‌رزومه‌نویسی در گوگل...  به نظر من کدام رزومه‌ها برای استخدام نشدن ارسال می‌شوند؟۱) رزومه‌هایی که اطلاعات کافی ندارند:اگر قصد فرستنده از ارسال رزومه استخدام شدن باشد، مسلماً اطلاعات شخصی، تحصیلی و تخصصی‌اش را درست و حسابی در رزومه درج می‌کند. مثلاً پیش آمده که کارجو در رزومه‌اش جلوی فیلد تحصیلات فقط یک کلام نوشته «کارشناسی»! انگار که کارشناسی خودش یک رشته مجزا باشد! یا حتی داشتیم رزومه‌ای که همه چیز داشته، ولی شماره تماسی نداشته که به آن زنگ بزنیم و برای مصاحبه از این کارجوی بی‌حواس دعوت به مصاحبه کنیم! و من به عنوان یک کارفرما سریع این رزومه‌ها را کنار می‌گذارم. چرا؟ چون با این سوال روبرو می‌شوم که کسی که ساده‌ترین موارد مربوط به خودش را درست و حسابی نمی‌نویسد، می‌خواهد کار من را درست و حسابی انجام بدهد؟۲) رزومه‌هایی که اطلاعات مبهم دارند:بعضی کارجوها هستند که فکر می‌کنند قرار است ما با دیدن رزومه‌شان معما حل کنیم. مثلاً پیش آمده که طرف برای موقعیت شغلی برنامه‌نویس و طراح وبسایت رزومه داده، ولی در رزومه‌اش به جای اینکه لینک نمونه کارهایش را بفرستد، فقط نوشته طراحی چندین وبسایت! حتماً طفلکی توقع داشته ما با دیدن این رزومه شفاف، ندای «یافتم یافتم» هم سر بدهیم و اشک‌ریزان به او زنگ بزنیم تا همکاری را از همین فردا آغاز کنیم. ولی ‌‌نمی‌داند که معمولاً چنین رزومه‌ای درجا رد می‌شود. چرا؟ چون اینطور به نظر ‌‌می‌رساند که کارجو آنقدر به خودش مطمئن نبوده که نمونه کار بفرستد و به کلی‌گویی روی آورده. نمونه‌ای از اطلاعات مبهم و پاسخ‌ داده نشده: دریافت جایزه‌ بابت چه؟ طراحی کدام سایت‌ها؟۳) رزومه‌هایی که اطلاعات زیاد از حد دارند:بله! بعضی دوستان هم فکر می‌کنند که قرار است با دیدن رزومه‌ به خواستگاری‌شان بریم، بس که تمامی هنرهای ریز و درشتی که از انگشتان‌شان می‌ریزد را پشت سر هم ردیف می‌کنند و مثلاً برای موقعیت شغلی کارمند اداری ساده و پاره‌وقت، رزومه‌ای چند صفحه‌ای مملو از مقاله‌های چاپ شده در رشته‌های عجیب غریب ارسال می‌کنند که محض رضای خدا در آن نشانه‌ای از سابقه کار اداری یا حتی توانایی کار با برنامه‌های آفیس هم دیده نمی‌شود! چنین رزومه‌ای تنها یک پیام برای ما دارد: درست است که من توانایی‌های مورد نظر شما را ندارم، اما تا دلتان بخواهد تخصص‌های دیگری دارم که اگرچه هنوز با آنها کار پیدا نکرده‌ام، ولی حداقل شما ببینید و فکر کنید که من آدم خفنی هستم!نمونه‌ای از اطلاعات بیش از حد برای استخدام در موقعیتی که این موارد در آن ارزش محسوب نمی‌شود۴) رزومه‌هایی که غلط دیکته‌ای دارند:این مدل رزومه‌ها از بهترین رزومه‌ها هستند، چون اگر چه به قصد استخدام نشدن ارسال شده‌اند، اما ما را یک دل سیر می‌خندانند و خستگی‌مان را در می‌کنند. اصلاً خداییش مگر می‌شود به کسی که به اسم برنامه‌نویس حرفه‌ای رزومه داده ولی دیکته زبان برنامه‌نویسی مد نظرش را اشتباه نوشته، یا به کسی که برای کار در سمت کارشناس تولید محتوا مسلط به نگارش صحیح فارسی رزومه داده ولی در رزومه‌اش به جای «به» و «که»، نوشته «ب» و «ک»، نخندید؟در این رزومه نه تنها غلط دیکته‌ای در نام برنامه و زبان تخصصی دیده میشه، که بعداً فهمیدیم اون اسم طولانی در خط اول، در واقع مال یک نفر نیست، بلکه دوتا دوست همکلاسی هستن که دوتایی با همدیگه توی یه فایل رزومه دادن!!!!۵) رزومه‌هایی که در واقع رزومه نیستند:این بخش از رزومه‌ها عجیب‌ترین رزومه‌ها هستند. چون از ده کیلومتری داد می‌زنند که فرستنده همین امروز صبح از خواب بیدار شده و تصمیم گرفته کار کند و آنقدر نابلد بوده که به جای رزومه‌ای که فرم استاندارد آن در ده‌ها سایت کاریابی موجود است، فقط در سه خط نوشته: فلانی فلانی زاده، بیست و چند ساله، ساکن فلان جا! انگار که ایمیل یا آی‌دی تلگرام بخش استخدام ما چت‌روم یاهو باشد، و رزومه این بزرگوار جوابی به سوال «ASL»!و این هم شاهکار مثلاً رزومه‌های دریافتی ما! اطلاعات ناقص در قالبی غیررسمی، همراه با چاشنی آه و ناله سانسور شده!خلاصه که فعلاً این ۵ مدل را داشته باشید، اگر وقتی پیش آمد، باز از بقیه شاهکارهایی که به عنوان رزومه برای ما ارسال می‌شود براتون می‌نویسم. تا آن موقع، شما را به مقدسات‌تان قسم که در گوگل یا سایت‌های کاریابی معتبر به دنبال فرم صحیح رزومه بگردید  دستی به سر و روی رزومه‌هایتان بکشید تا من نوعی از خواندن این همه رزومه عجیب و غریب دق نکنم! پی‌نوشت: امیدوارم متوجه باشید که این نوشته با چاشنی طنز همراه بود و یه جاهایی اغراق و شوخی زیاد داشت. در نتیجه امیدوارم بعد از خوندنش به جای غرغر به جان من، تفنگ‌تان را زمین گذاشته و به اصلاح رزومه‌هاتون بپردازید. :)</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>مریم شهریاری</author>
                <pubDate>Wed, 06 Mar 2019 17:34:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جذب بهترین افراد : چرا استخدام بازنده‌ها می‌تواند یک استراتژی برنده باشد؟</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-nyxbdjbtqybl</link>
                <description>  استخدام بازنده‌هابعضی از بهترین افرادی که استخدام می‌شوند کسانی هستند که بدلیل قرار گرفتن در یک محیط نامطلوب، نتوانسته‌اند حداکثر توانایی خود را نشان دهند.موسس استارتاپی که کسب‌و‌کارش شکست خورده است، شخصی که دو بار پشت سرهم تعدیل شده است، کارمندی که در دوچرخه ای را رکاب می‌زده که زنجیری نداشته است، کارمندی که در شرکتی بدون  هرگونه استراتژی تلاش می‌کرده است، این افراد ممکن است یک تیم مدیریتی در کلاس جهانی بنظر نیایند اما در واقع آنچه گفته شد سوابق چند نفر اعضای یکی از بهترین شرکت‌های حال حاضر این اکوسیستم است.و نکته مهم اینجاست که این اتفاق اصلا تصادفی نبوده است. پیدا کردن کاندیداهای همکاری از بین افرادی که در شرایط نامطلوبی بوده اند به استراتژی جذب نیروی ما در چند سال گذشته تبدیل شده است :دستاوردهای گذشته همیشه پیش بینی کننده موفقیت‌های آینده نیست.زمانی که شرکت‌ها بدنبال استخدام هستند، بدنبال آدم‌هایی با سوابق موفقیت حرفه‌ای می‌گردند. آن‌ها دنبال برنده‌ها (Winners) هستند و در عین حالی که این لزوما روش بدی برای یافتن استعدادها نیست، اما با چند مشکل مواجه خواهند شد.بیشتر برنده‌ها از موفقیت‌هایشان برای رسیدن به حقوق‌های بالا استفاده کرده‌اند و حالا هم انتظار دارند بر اساس عملکرد گذشته شان حقوق دریافت کنند. برای شرکت‌های با بودجه محدود، استخدام ستاره‌ها برای تمام موقعیت‌های کاری ممکن نیست و گران تمام می‌شود. موفقیت لزوما آن چیزی نیست که دیده می‌شود. بخاطر داشته باشید که موج که بلند شد، همه قایق‌ها را بالا می برد. صرف اینکه کسی در یک استارتاپ معروف کار کرده باشد به معنی این نیست که او واقعا در رشد خیره‌کننده کسب‌وکار هم نقش داشته است. بعضی افراد فقط در زمان درست در جای درست قرار گرفته‌اند. بعضی‌ها حتی آن قدر ضعیف هستند که حتی روی موج در حال خیزش هم نتوانسته اند سوار شوند.a rising tide lifts all boatsپیدا کردن یک الماس تراش نخورده استراتژی بهتری است.کشف افرادی فوق العاده با رزومه‌هایی نه لزوما کامل یکی از استراتژی‌های ما برای ساختن تیم‌مان بوده است. در بازه‌های زمانی جذب نیرو، بجای چانه زنی و رقابت در مسابقه ستاره‌ها برای حقوق‌های بالاتر، بدنبال افرادی می‌گردیم که کمتر از توانایی‌هایشان ارزش گذاری شده‌اند، آن‌ها را همراه می‌کنیم و اغلب شاهد عملکرد فوق العاده شان هستیم.قاعده دنیای کسب و کار چنین است، همین حالا افرادی بیرون از شرکت شما هستند که می‌توانند برای شما شگفتی ایجاد کنند اما در شرکت‌هایی ضعیف یا در موقعیت‌هایی اشتباه پژمرده می‌شوند.موفقیت بستگی زیادی به تناسب با محیط و شرایط دارد.هر کسی مجموعه‌ای از توانایی‌ها و مهارت‌های متفاوت است. اغلب، الماس‌های تراش نخورده ما عملکرد ضعیفی داشته‌اند چرا که بدرستی به کار گرفته نمی‌شده‌اند. استعدادهای آن‌ها برای آن شغل مناسب نبوده یا راهکارها و ایده‌های شان با برخوردهای مخالف و دلسردکننده مواجه می‌شده است.یکی از همکاران جدیدمان در مورد دلیل ترک شغل قبلی‌اش گفت که تلاش زیادی برای ارتقای شرکت کرده اما مدیر سابقش هیچ علاقه ای به شنیدن پیشنهادهای او نداشته است. او مناسب شغل قبلی اش نبوده است اما در شغل فعلی به عنوان همکار ما عالی است. ما دنبال افرادی خستگی ناپذیر هستیم که دنبال بهبود چیزهایی هستند که دیگران نیستند.بیاد داشته باشید که رویکردی که در یک محیط ممکن است مشکل ایجاد کند در جای دیگری ممکن است یه داشته مهم به حساب بیاید.یک رویکرد خوب می تواند نتیجه‌های فوق العاده ایجاد کند.گاهی ارزیابی واقعی شخصیت یک نفر زمانی اتفاق می‌افتد که ببینیم وی چگونه مسایل و شرایط سخت و دشوار را مدیریت می کند. این زمانی است که چهره واقعی فرد مشخص می‌شود.موقعیت‌های بد معمولا استرس، اظطراب و تنش به همراه دارند و احساسات قوی در فرد ایجاد می‌کنند. باید دید که کاندیدای مورد نظر ما این شرایط را چگونه مدیریت می‌کند.زمانی که با فردی که در شرایط دشوار قرار دارد مصاحبه می‌کنید، بدقت گوش کنید که چطور درباره آن وضعیت صحبت می‌کند. بهترین افراد، کسانی هستند که می تواند شفاف و با حساسیت و احتیاط در مورد شرایطشان حرف بزنند. حتی می‌توانند به شما بگویند در آن شرایط چه کارهای دیگری بوده که می‌توانسته اند انجام دهند.آن‌ها سهم خود را در بروز شرایط می‌پذیرند، مثبت صحبت می‌کنند و رویکرد سرزمین سوخته را در هنگام ترک شرکت در پیش نمی‌گیرند.سنگ های قیمتی تراش نخورده می توانند بهترین استخدام هایی باشند که تا کنون داشته اید.آیا تابحال شغلی را ترک کرده‌اید، در حالیکه زمان بیرون رفتن از در لبخندی به لب داشته باشید؟ کار کردن برای کسب‌وکاری با فرهنگ مسموم رفتن هر روزه به محل کار را غیرقابل تحمل می‌کند.وقتی این افراد بعدها در شرکتی با جوی مثبت کار می‌کنند هرگز نمی‌خواهند که به گذشته بازگردند. آن‌ها می‌دانند که تمام پول‌های دنیا هم ارزش این را ندارد که سال‌های عمر را در یک محیط وحشتناک تلف کنند. زمانی که محیط کاری را پیدا کنند که به آن‌ها انگیزه و احترام می‌دهد، وفاداری آن‌ها خدشه ناپذیر خواهد بود.براستی بهترین نیروهای ما افراد با استعدادی هستند از شرایط کاری نامساعدی به ما پیوستند که در آن جا نمی‌توانستند حداکثر قابلیت هایشان را ارائه کنند. شخصی که دو بار تعدیل شد هم من بودم :) پ.ن : این مطلب ترجمه آزادی از اینجاست که در inc.com نوشته شده است.</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Tue, 08 Jan 2019 12:05:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تندخوانی یا کندخوانی؛ مساله این نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-vxl1ezenaizu</link>
                <description>مدتها پیش به دوستان عزیزی قول داده بودم در مورد چیزایی که توی کلاسها و تحقیقاتم در مورد تندخوانی یادگرفتم، یه پست وبلاگی بنویسم. ولی متاسفانه کمالگرایی همچنان مانع میشد. از طرفی دوست داشتم هیچ چیز از قلم نیافته، از طرف دیگه دوست نداشتم چیزی بی پایه و بی‌سند بنویسم و در نتیجه همین که فکر می‌کردم برای هر قلم از این جنس، باید بگردم منابع رو پیدا کنم و شرح بدم باعث میشد مدام به تعویق بندازمش.سرماخوردگی اخیر و خونه افتادن فرصت خوبی شد تا همت کنم همزمان با کمالگراییم هم بجنگم. لذا هر چی میدونم و یادم هست می‌نویسم و تحقیقات بیشتر رو می‌سپارم به خودتون :)مثل اکثر کسایی که دنبال روش‌های تندخوانی رفتن، مشکلات انگیزه‌بخش منم اینها بودن: خواب آلودگی موقع مطالعه، از دست دادن تمرکز، برگشتن به عقب، فراموش کردن و ... پیش از اینکه در مورد تکنیک‌های تندخوانی و حقایق تاثیرگذار در اینباره بنویسم، می‌خوام ذهنتون رو درگیر یک مساله کنم که تا پایان این نوشته، در پس ذهن داشته باشین. مساله اینه:اصلا چیزی به نام تندخوانی وجود داره؟ برای اینکه تبلیغ یا ضدتبلیغ نشه، از دوره‌ای که شرکت کردم اسم نمی‌برم ولی میگم دوره بدی نبود. اولین آماری که ارائه میشد حیرت‌انگیز بود. گفته میشد میانگین سرعت خواندن ژاپنی‌ها به عنوان تنخوان‌ترین مردم دنیا، حدود ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ کلمه در دقیقه است. براش یه واحد هم هست: Word Per Minutes یا WPM یعنی تعداد کلمه ای که شما میتونید با حداکثر سرعت بخونید و بفهمید در یک دقیقه چقدره. میانگین مطلوب هم گویا حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ WPM محسوب میشه که اکثر مردم کشورهای پیشرفته، حداقل با این سرعت مطالعه می‌کنن.من البته جستجوی خیلی سطحی و کوتاهی داشتم و آمار درست و رسمی پیدا نکردم و نخواستم هم پیدا کنم چون اساسا مقایسه در عرض رو درست نمی‌دونم. * اگه شما گشتین و یافتین، از خواننده‌های این پست دریغ نکنید و با کامنتتون، یه خانواده ای رو از نگرانی در بیارین!کار عملی!یک صفحه متن انتخاب کنید تا ببینیم سرعت خوانش شما چقدره.بهتره روی صفحه مانیتور و موبایل نباشه چون کاملا سرعت خوانش فرق داره و ما اینجا مقیاس رو بر اساس خوانش روی کاغذ در نظر می‌گیریم. متن نه باید خیلی ساده باشه مثل رمان‌های داستانی میم مودب پور! و نه خیلی علمی و پیچیده و ... میتونه یه خبر باشه اصلا. یا یه مقاله از یک مجله انتخاب خوبیه.کورنومتر موبایل یا ساعتتون رو روشن کنید و سعی کنید بدون عجله اما سریع، تا یک دقیقه مطالعه کنید. باید طوری بخونید که بعد از اون یک دقیقه، اگه چندتا سوال از متن پرسیده شد، حداقل به ۸۰٪ امتیاز دست پیدا کنین. برای حصول نتیجه دقیق‌تر، میتونید ۵ دقیقه بخونید و در نهایت با یه محاسبه ساده بگید چند کلمه در دقیقه خوندین.*ممنون میشم اگه نتیجه رو با من و بقیه خواننده های ویرگول هم در میون بگذارید. کافیه کامنت بذارید و بگید چند WPM سرعت مطالعه‌تون بود. ضمنا تمام کلمه هایی مثل «با، و، یا، ها و ... هم کلمه محسوب میشن»نکته:سرعت خواندن شما به عوامل مختلفی مثل خستگی، کم خوابی، سر و صدا در محیط، روحیه فعلی و ... بستگی داره. پس اگه نتیجه خیلی مطلوب نبود، ناامید نشید! من اولین بار توی کلاس امتحان کردم و سرعتم چیزی حدود ۱۲۵ WPM بود!! اما از ۷۰٪ کلاس سریعتر بودم ضمن اینکه بیشتر پرسشهارو درست جواب دادم.خبر خوب:  طی دوره و زمانی که تقریبا تمرین می‌کردم به سرعت ۴۰۰ کلمه در دقیقه هم خیلی نزدیک شدم و این بسادگی تمام صورت گرفته بود. فکر می‌کنم اگه تمرینات رو مستمر و کامل انجام میدادم شاید ۶۰۰ عدد ثابت فعلیم شده بود! پس میشه واقعا.خبر بد: اساسا تندخوانی یک استعداد محسوب میشه! بخشی از اون اکتسابی نیست. پس تاکید می‌کنم از مقایسه در عرض بپرهیزید!حالا که یه سرنخی از تندخوانی دستمون اومده، وقتشه بریم سراغ تکنیک‌ها و حقایقی در موردش. می‌تونم بگم اگر بخوایم چیزهایی رو تمرین بدیم و تقویت کنیم تا خواندن سریعتر و مفیدتری داشته باشیم، اونها میتونن به ۳ بخش تقسیم بشن: ۱. چشم!بله دقیقا خودِ خودِ چشم با عضلات ظریفش به تمرین نیاز دارن. به نسبت عموم، افرادی که خیلی اهل مطالعه هستن موقع مطالعه کمتر دچار خواب‌آلودگی میشن و یکی از مهمترین دلایلش همین عضلات تمرین‌دیده و چالاک شدهء چشماشونه. ما حین مطالعه دائما به طرفین نگاه می‌کنیم و اینکار عضلات ورزیده و چابکی می‌طلبه که کرهء چشم مارو احاطه کردن. هرچقدر عضلات چشمی ما ضعیف‌تر باشن، موقع مطالعه زودتر خسته میشن و خستگی چشم این پیام رو به مغزِ شرطی شده ما میده که آهای! وقت خوابه.برای ورزیده شدن این عضلات، ورزش‌های ساده‌ای وجود داره و خوشبختانه نیاز به هیچ مدل suplement از جمله کراتین، گلوتامین و ... هم نیست! اینها قرار نیست گنده بشن، فقط باید ورزیدشون کنیم. مثل عضلات ظریفت انگشتان دست یک نوازنده، یا عضلات یک کونگ‌فو کار چالاک!برای تقویت چشم چیکار کنیم؟مسلما رژیم غذایی میتونه موثر باشه ولی آب هویج و چشمِ کله پاچه و ... جوابش نیست :))برای تقویت چشم هیچی بهتر از ورزش های مخصوص چشم و خود مطالعهء مستمر، نیست. در مورد ورزش و تقویت عضلات چشم، این ویدیو رو پیدا کردم که اتفاقا به تمام کسانی که مدت زمان طولانی با کامپیوتر کار می‌کنن هم توصیه میشه. https://www.aparat.com/v/7b9I1/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4_%DA%86%D8%B4%D9%85_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C اما ورزش‌هایی مختص به تندخوانی هم وجود دارن که با هدف چابک کردن این عضلات چشمی طراحی شدن. حالا دیگه نمیدونم با چه متودی کار کنیم میشه بادی بیلدینگ و کدومش میشه فیتنس! شاید جفتش یکیه... خلاصه که به خاطر طولانی شدن این مطلب، اون تمرینها رو در پست مجزایی منتشر می‌کنم.۲. پردازش مغزیفرض می‌کنیم با حداکثر سرعت ممکن، نوشته‌هارو از طریق سیستم بینایی تبدیل به سیگنالهایی کردیم که برای تفسیر به مغز فرستاده میشن.بخشی از مغز یا بهتره بگم سیستم بینایی به نام Occipital Lobe این سیگنالهارو دریافت و پردازش می‌کنه. جا داره یاد کنیم از استعدادی که پیش‌تر اشاره شد. شاید بصورت غیرتخصصی بشه گفت اینا همون بخشهایی هستن که سرعتشون میتونه ذاتی باشه اما با تمرینهایی میتونن تقویت بشن. چون نمی‌خوام در کار عصب‌شناس ها و چشم‌پزشک‌ها دخالت کنم بیشتر از این در موردش نه میخونم نه میگم!خلاصه این اطلاعات که در سیستم بینایی چرخه‌ء کاملی رو طی کردن و تبدیل شدن به اطلاعات قابل تفسیر و نوبت مغز میرسه. حالا از سرعت پردازش گرفته تا سرعت ذخیره‌سازی، همگی بخش عمده سرعت مطالعه هر شخصی رو تعیین می‌کنن. هرچقدر هم که کلمات رو سریع وارد مغز کنیم، بدون پردازش سریع کاری از پیش نمی‌بریم. برای نمونه یه بازی رو یادآوری می‌کنم که اکثر ما احتمالا در دبستان تجربه کردیم! هر کی سریعتر بخونه... این بازی نتیجه‌ای نداشت جز روخوانی سریع و چیزی رو اثبات نمی‌کرد به جز مهارت در خواندن که شاید آن روزها دستاورد جدید و هیجان‌انگیزی بود!در اینباره نکات و تمرینهای جالبی هست که سرعتِ پردازش مغز رو به طرز محسوسی بالا میبره که طبیعتا یکی از دستاوردهاش میتونه تندتر خواندن مطالب باشه. اونها رو هم در پست جداگانه‌ای منتشر می‌کنم، اما دلم نمیاد حالا که تا اینجا اومدین دست خالی برگردین! به چند تا مورد اشاره می‌کنم:نوشتن: بله نوشتن- یعنی همین‌کاری که در حال حاضر دارم انجام میدم- یکی از ابزارهاییه که بیش از هرچیزی مغز رو درگیر و فعال می‌کنه. متعاقبا هرچی مغز فعالتری داشته باشین، سرعت مغزتون هم بالاتر میره اما این هم باید مثل باشگاه رفتن و بدنسازی و هر کار دیگه‌ای بصورت مستمر انجام بشه.خواندن: دیگه چقدر بگم! خود مطالعه هم یکی از فعالیتهاییه که به خوبی نقاط وسیعی از مغز رو درگیر می‌کنه و در صورت استمرار، سرعت مغز رو زیاد می‌کنه! آب کتاب هم بخورید میگن خوبه! یـَـخخخ :| حیفه این لعنتی رو نگم:بدترین کاری که می‌تونید انجام بدید تا هرچه رشته بودید پنبه بشه، تماشای تلوزیونه! به همین سادگی. ثابت شده تماشای تلوزیون کمترین فعالیت رو از مغز نیاز داره و اون رو به تنبلی عادت میده. در اینباره توی همون مطلبِ تمرین‌های مغز، خیلی بیشتر خواهم گفت و نتایج تحقیقات پروفسور کاواشیما رو هم تقدیم می‌کنم.۳. عاداتبخش آخر مربوط میشه به روش خواندن و فراگیری. تکنیکهای درست مطالعه، محل درست مطالعه، طرز نشستن و مستقر شدن، استراحت‌ها، مرور و غیره. این بخش هم شوخی نیست! در مورد عادات و روش‌های مطالعه‌ صحبت می‌کنم که خیلی زودتر باید در موردشون آموزش می‌دیدیم.و اما بریم سراغ سوالمون؛ واقعا چیزی به نام تندخوانی وجود داره؟ترجیح میدم جواب این سوال رو ننویسم و به جاش یک هدیه بهتون بدم و جواب این سوال رو از زبان استاد عزیزم، محمدرضا شعبانعلی بشنوید. ایشون در این فایل صوتی در مورد روش صحیح یادگیری میگن و موضوع اصلی روش‌های خوانش یا تندخوانی نیست. اما معتقدم جواب همونجاست. https://motamem.org/%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%B9%D9%84%DB%8C/ اگر قبلا با سایت متمم و مهندس محمدرضا شعبانعلی آشنا نشدین، حتما بابت این هدیه من رو فراموش نمی‌کنید (خودشیفته!)‌. در مورد روش‌های صحیح مطالعه، در همین سایت مطالب مفید دیگه‌ای هم وجود داره که پیشنهاد می‌کنم بخونید.فعلا این مطلب رو می‌بندم تا با فایل صوتی مذکور کمی سرخوش باشین تا من سایر مطالب زیر مجموعه‌ش رو بنویسم و لینک کنم. همچنان خواهش دارم اگر جایی اشتباهی در متن بود، نبخشید و بهم اطلاع بدین تا اصلاحش کنم. ممنون از وقتی که برای خودتون گذاشتین! من فقط خواستم به قولم عمل کنم ;) تندخوانی یا کندخوانی؛ مساله این نیست!۱. تندخوانی - تقویت سیستم بینایی۲. تندخوانی - تقویت مغزی!۳. تندخوانی - روش‌های یادگیری و عادات مطالعه</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>سعید سپهر ッ</author>
                <pubDate>Fri, 28 Dec 2018 23:02:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوتیفیکیشن یا موفقیت!</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%81%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-or4et8vvmawe</link>
                <description> در دنیای امروز کافی است لحظه ای موبایل تان را به اینترنت متصل کنید تا  با تعداد زیادی از نوتیفیکیشن های مختلف مواجه شوید. از پیام رسان ها و  شبکه های اجتماعی و ایمیل ها گرفته تا نوتیفیکیشن های تبلیغاتی همه و همه  دائما سعی دارند توجه ما را به خود جلب کنند و بسیاری از آن ها سعی دارند  با تبدیل این توجه به ارزش، به طریقی کسب سود نمایند. حتی شبکه های اجتماعی  نیز با افزایش نرخ درگیری هر یک از مخاطبان با شبکه اجتماعی باعث افزایش  بازدید از تبلیغات نمایش داده شده در آن ها می شوند و هم از سویی باعث  افزایش قیمت سهام خود خواهند شد. در واقع اتفاقی که در این جا رخ می دهد  این است که توجه ما در حال تبدیل شدن به ثروت برای عده دیگری است. ما توجه  خود را واگذار می کنیم و در این واگذاری عده ای سود های بسیاری به دست می  آورند. حالا سوال این است که توجه ما در دستیابی به موفقیت دارای چه ارزشی  است؟ لازمه ی موفقیت تلاش است و لازمه ی تلاش زمینه ای است که انسان در آن  به تولید ارزش بپردازید. این تولید ارزش معمولا در قالب شغل هر شخص برای وی  نمود بیرونی دارد. ولی باید به یک نکته ی مهم توجه داشت که برآیند تولید  ارزش هر انسانی نه صرفا حاصل شغل وی بلکه حاصل مجموعه ی افکار او در تمام  حالات مختلف است و افکار حاصل از شغل یکی از این حالات است. نمونه های  بسیاری از افراد موفق وجود دارند که بزرگ ترین ارزش تولید شده توسط آن ها  در طول زندگی شان حاصل از ایده ای است که در اوقات غیر شغلی آن ها مثلا در  اوقات شخصی یا فراغت آن ها به ذهن شان رسیده است. مثلا جالب است بدانید که  شرکت گوگل حاصل از ایده ای است که در خواب به ذهن یکی از بنیان گذاران آن  رسیده است. برای تولید ارزش موفق، باید فضای ذهنی افکار خود را به سمت کارآمدی  بیشتر به پیش ببرید. هر چه کارآمدی ذهنی شما بیشتر باشد شما با احتمال  بیشتری به سمت موفقیت در زمینه ی کاری تان حرکت خواهید کرد. پس اگر می  خواهید ذهن تان را برای موفقیت کارآمد تر کنید باید ذهن تان را در زمینه ی  کاری تان متمرکز کنید. اینجاست که مفهومی به نام تمرکز، در دستیابی به  موفقیت پا به عرصه ظهور می گذارد. اگر می خواهید در حیطه ی کاری خود موفق باشید باید متمرکز نگه داشتن  افکارتان را در دستور کار قرار دهید. در دنیایی که همه به دنبال جلب توجه  شما هستند تمرکز کردن کار دشواری است. باید در چنین دنیایی ذهن خود را جهت  دستیابی به موفقیت مدیریت کنید. حالا به شما پیشنهاد می کنم که نوتیفیکیشن های اپ هایتان را فارق از  سودمندی هایش خاموش کنید؛ این به نفع شماست. حالا ذهن شما برای موفقیت  متمرکز تر شده است.</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>حسین محمدی</author>
                <pubDate>Fri, 14 Dec 2018 19:31:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۴ دوره آموزشی آنلاین رایگان برای کسب مهارت و تخصص در بلاکچین</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/4-free-course-to-learn-blockchain-m43k1c5sjbjl</link>
                <description>توی پست قبلی‌م گفتم که چرا از کریپتوکارنسی‌ها خوشم میاد و توی این پست میخوام یه مقدار جلوتر برم...خیلی از ماها در طول یکی دو سال گذشته اسم بیتکوین و کریپتوکارنسی‌هایی شبیه بهش رو شنیدیم، ولی خب اطلاعات‌مون بیشتر درباره افزایش و کاهش قیمت‌ها بوده، یا حواشی دیگه مثل اینکه چرا میشه و یا نمیشه باهاش تحریم رو دور زد؟ چطور میشه رایگان کوین دریافت کرد؟ یا چطور شروع به ماینینگ کریپتوها کنیم؟ و... ولی آیا این همه اون چیزی هست که باید بدونیم؟قطعن جواب من به این سوال نه هستش، بنظرم خیلی خوبه که توجه رو گذاشت روی سوالاتی از این دست که چرا این همه اقبال شد به این تکنولوژی؟ آیا فقط بحث ساخت و چاپ پول و اعتبار مالی هستش؟ چرا اینقدر پروژه‌های ریز و درشت براساس بلاکچین داره شروع میشه؟ چرا با این وضعیت نزولی شدن مارکت کریپتوکارنسی هنوز داره کلی ICO راه‌اندازی میشه و براحتی اعتبار اولیه خودش رو جمع میکنه؟ این پروژه‌ها قراره چه مشکلاتی رو رفع کنن برای انسان؟ اگر دنبال جواب سوالاتی از این دست هستین جای درستی اومدین، از اونجا که من خودم آدم کلاس درس و دانشگاه نیستم و همه عمر بصورت خودآموز رفتم جلو قراره خیلی کوتاه و مختصر و مفید چند دوره آنلاین رو معرفی کنم که به رایگان شما رو خیلی عمیق‌تر با تکنولوژی بلاکچین آشنا میکنن و شما با دیدی حرفه‌ا‌ی‌تر میتونید توی این حوزه مشغول بشین و حتی کاریابی کنید یا پروژه‌های خودتون رو بعد از اون راه بیندازین.چرا باید یه آدم فنی توی تکنولوژی بلاکچین شد؟ مارکت کریپتوکارنسی‌ها و قیمت کوین‌هاش خیلی افت و خیز داره، اکثر کوین‌ها تبدیل شدن به ابزاری برای پامپ و دامپ ولی داشتن یه شغل مرتبط توی این صنعت جوان و آینده‌دار میتونه خیلی باثبات و کم‌خطرتر باشه.پول خوبی توش هست، چون تکنولوژی بلاکچین جوان هستش و آدمای فنی صاحب تخصص توش کمه خیلی خوب پول میدن و معمولن آدمای فنی توش ۴۰-۵۰ درصد بیشتر از سایر آدمای فنی توی دنیای کامپیوتر و اینترنت پول میگیرن که البته نیاز نیست حتمن برنامه‌نویس باشن، شما میتونید مدیر محصول باشین اینجا یا مدیر شبکه بشین و یا از کارهای امنیتی توش کسب درآمد کنید و... ولی باید شناخت فنی به این حوزه داشته باشین.قانع شدین؟ امیدوارم که شده باشین چون میخوام شروع کنم به معرفی دوره‌ها :)دوره اول: تکنولوژی بیتکوین و بلاکچین از دانشگاه پرینستوناین دوره توسط یکی از استادیارهای دانشگاه پرینستون، یکی از خفن‌ترین و معتبرترین دانشگاه‌های جهان، منتشر شده و به شما کمک میکنه تا یاد بگیرین که بلاکچین و بیتکوین چیه؟ چطور کار میکنه؟‌ شبکه‌ش چطور میتونه از خودش دفاع کنه؟ چه چیزی اون رو امن کرده؟ و کمک‌تون میکنه تا والت‌ها رو بشناسید و ببینید ماین کردن از لحاظ تکنیکی چطور تاثیر میذاره روی شبکه و کاربرهاش و... تا شناخت شما براساس واقعیت‌های علمی و چیزی بیش از داستان و افسانه‌هایی باشه که در اینترنت خوندید و شنیدید، محتوای این دوره بصورت ویدئویی و متنی هستش و توش مسائل بسیار روان تشریح میشن و برای شرکت توش بجز دونستن زبان انگلیسی و صد البته شوق به هیچ دانش دیگه نیاز ندارین.دوره دوم: شناخت بنیادین از بلاکچین برای توسعه‌دهندگاناز شرکت IBMاین دوره که به ۲ بخش میشه تقسیمش کرد توی بخش اول یه شناخت اولیه از بلاکچین میده و بعد یه مقدار بحث رو فنی‌تر میکنه، برای برنامه‌نویس‌ها و توسعه‌دهندگان تولید شده و کمک‌تون میکنه تا بتونید بیتکوین رو از میون کدها یاد بگیرین، کمی باهاش بازی کنید و ببینید چطور میشه یه شبکه توی سایز کوچیک برای خودتون راه بندازین و کشف کنید پشت این زیبای رمزآلود چی هست و چه خبره؟ چه چیزی اینقدر توسعه‌دهنده‌ها رو بهش علاقمند کرده؟ شما میتونید کل محتوای این دوره رو به رایگان استفاده کنید ولی خبر خوب اینکه اگر میخواین به رزومه‌تون چیزی اضافه کنید با پرداخت ۴۲ دلار (آخ آخ! دلار!) یه گواهینامه هم بگیرین از IBM که توی این دوره شرکت کردین، بهتر از مدرک فولان دانشگاه فولان نیست جدن؟ :)دوره سوم: ساختن و راه‌اندازی کرپیتوکارنسی خودتون روی شبکه اتریوماز گرگوری مک‌کوبیناین یه دوره ۰ تا ۱۰۰ هستش، این دوستمون آقای گرگوری توی چند ساعت بهتون یاد میده که چطور یه کریپتوکارنسی بسازید برای خودتون بر روی شبکه اتریوم، مفاهیم اولیه شبکه اتریوم رو بهتون توضیح میده و میگه که توکن‌های  ERC-20 چی هستن و چطور میشه باهاشون اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز نوشت، از یه طرف دیگه میگه چطور یه وبسایت راه بندازین برای پروژه‌تون، چطور ICO برگزار کنید و چطور به دیگران پیش‌فروش کنید پروژه‌تون رو و تقسیم کنید توکن‌ها رو و... اگر شما یه توسعه دهنده و برنامه‌نویس هستید میتونید یه بخش‌هایی ازش رو بی‌خیال میشین و برین سراغ بخش‌های جالب‌تر و تازه‌تر... دوره‌اش چون متمرکز هست روی کد نوشتن و کار عملی یه مقدار داستان داره، مثلن اینکه از زبون برنامه‌نویسی  solidity استفاده کرده و یا نشون میده که چطور لپ‌تاپ و سیستم‌عامل مک رو کانفیگ کنید و این برای کاربرهای ویندوزی ممکنه کمی پیچیدگی داشته باشه ولی خب اگر واقعن بخواین یاد بگیرین اینا بهانه‌ست، یوتیوب کنید و یاد بگیرین از این خان‌ها چطور میشه گذشت؟ :)دوره چهارم: فین‌تک یا فناوری‌های مالیاز دانشگاه هنگ‌کنگهمونطور که توی مقدمه این پست گفتم تمام مشاغل این حوزه مربوط به برنامه‌نویس‌ها نیست و برای اینکه کمی دور بشیم از برنامه‌نویس‌ها خوبه که یه دوره درباره فناوری‌های مالی هم معرفی کنم. از اونجا که کریپتوکارنسی‌ها یا رمزارزها همه علاوه بر ویژگی‌ها و توانایی‌های ذاتی خودشون با اقتصاد و سرمایه کار دارن خوبه که بدونیم اصلن مدل تجاری‌شون چطوریه؟ چطور این فناوری‌ها صاحب ارزش شدن؟‌ این ترکیب تکنولوژی و سرمایه چه فرصتی رو در اختیار بشر قرار میده و چه تاثیری روی بازار سنتی ما داره؟ این دوره شما رو کمک میکنه تا کمی دید اقتصادی پیدا کنید. بلاخره ساتوشی ناکاموتو فقط یه برنامه‌نویس خفن نبود که، اون داشت یه راه حل اقتصادی رو با استفاده از دنیای تکنولوژی ارائه میداد، خوبه که شما هم بتونید از این زاویه بهش نگاه بندازین، این دوره کاملن رایگانه ولی خب اگر تمومش کنید میتونید با صرف مقداری دلار گواهینامه‌ش رو از دانشگاه هنگ‌کنگ بگیرین.مطمئنن کلی دوره آنلاین دیگه هم هست، کلی تخصص دیگه هم نیاز داره این بازار کار جدید، میشه خیلی کارها کرد و خیلی چیزها یاد گرفت ولی خب باید از یه جایی شروع کرد... من خودم چند تا دوره رو مدتی هست که شروع کردم و دارم سعی میکنم چیزی بیش از یه تماشاچی یا تریدر ساده باشم، امیدوارم که این نگاه توی شما و سایر دوستان هم کم کم تقویت بشه. من این مطلب رو هم بخاطر مشغله زیاد خیلی با عجله و بدون ویرایش دارم منتشر میکنم. اگر جایی نیاز به توضیح بیشتر بود یا نظر یا پیشنهادی داشتین دریغ نکنین، توی نوشته‌های بعد سعی میکنم یه مقدار این مباحث رو بیشتر باز کنم. موفق و تندرست باشید.</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>CRYPT I/O Project</author>
                <pubDate>Thu, 15 Nov 2018 21:53:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موثر باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-rwi3ggipqpja</link>
                <description>یه زمانی فکر می کردم برای اینکه فرد موثری باشم، یعنی کسی که بودن و نبودنش توی این دنیا با هم فرق می کنه، باید تحصیلات خیلی بالایی داشته باشم یا اینکه توی حرفه ام خیلی خبره باشم. البته شکی نیست افرادی که این دو ویژگی رو دارند می تونن خیلی در این دنیا تاثیرگذار باشند ولی موثر بودن، که می تونه  تقویت کننده احساس مثبت ما به خودمون داشته باشه اینقدرها هم سخت نیست.چند روز پیش دنبال یک ویدئو آموزشی پیانو می گشتم که به طور اتفاقی کانالی در سایت یوتیوب رو دیدم. در این کانال صدها ویدئو آموزشی پیانو پست شده بود که همگی توسط صاحب کانال تهیه شده شده بودند. (تولید محتوا بود، نه بازنشر). یکی از ویدئو ها رو که باز کردم دوتا دست پیر و چروک دیدم  که به آرومی و با ارائه توضیحات کافی اتود مربوطه رو می نواختند. کنجکاو شدم که بدونم این همه تولید محتوا کار چه کسی می تونه باشه؟ چون معمولا این جور سایت ها متعلق به معلم های پیانویی هست که با انتشار چند پست آموزشی به دنبال جذب هنرجو برای دوره های مجازی آموزشی هستند.طبق توضیحات نوشته شده در سایت، این کانال متعلق به یک معلم کالج بازنشسته ریاضیه! ایشون سالها پیش کلاس پیانو می رفته و احتمالا همیشه برای دل خودش پیانو می زده تا اینکه بعد از بازنشستگی تصمیم می گیره با آپلود کردن ویدئو های آموزشی در این کانال امکان یادگیری پیانو برای افرادی که امکان شرکت در کلاس های حضوری رو ندارند، به طور رایگان فراهم کنه و دلیل صرف این همه وقت هم مسئولیت اجتماعی بوده که این خانم حس میکرده! خلاصه اینکه استقبال از کانال خیلی زیاد می شه و این خانم هم تند وتند به تولید محتوا می پردازه.موثر بودن میتونه همینقدر ساده باشه. هم حال خودمون رو خوب می کنه و هم حال بقیه رو. و از همه مهمتر، موجب رشد بیشترمون هم می شه.</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>روزمره هایی با طعم بهبود مستمر</author>
                <pubDate>Sat, 10 Nov 2018 16:31:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر نمی خوای بهترین باشی این مطلب رو نخون!</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/be-the-best-l8myfnmney52</link>
                <description> در این مطلب قصد دارم یک شخصیت بسیار مهم را به شما معرفی کنم. شخصیتی که شناخت او می تواند به طور کامل زندگی شما را دست مایه ی تغییر و تحول نماید. امروزه در عصر تکنولوژی و اینترنت همه ی ما شاهد تحولات بزرگ در دنیا و به تبع آن ظهور و بروز افرادی موفق با موفقیت هایی خارق العاده هستیم. اگر می خواهید به موفقیت های بزرگی دست یابید، تبریک می گویم شما در زمان کاملا درستی قرار دارید. برای اینکه بتوانید موفقیت های بزرگی را رقم بزنید باید حتما یکی از بهترین ها در حوزه ی فعالیت خود باشید. همه می دانیم بهترین بودن فارغ از ادبیات کتاب های دستیابی به موفقیت به این آسانی ها هم نیست. شاید بگویید: “من سعیم رو کردم ولی فکر می کنم تواناییم در همین حده و من برای موفقیت های بزرگ ساخته نشدم”. متاسفم، باید بگویم که اگر اینگونه فکر می کنید به احتمال خیلی زیاد در اشتباهید. حالا به شما می گویم که چطور از سد این باور غلط و اندیشه مسموم و ویروس گونه که در سراسر جهان جلوی رشد جمعیت کثیری از افراد را گرفته بایستید و به سوی موفقیت خود حرکت کنید. همانطور که گفتم برای موفقیت های بزرگ باید بهترین باشید و حالا سوال این است که چطور بهترین باشیم؟ برای بهترین شدن اصلی ترین نکته ای که حائز اهمیت است متفاوت بودن است. متفاوت بودن است که فرق بین بهترین ها و سایرین را تشکیل می دهد. اگر شما دائما سعی می کنید که از راه های متداول زندگی جامعه ی خود استفاده کنید، همین حالا به شما می گویم که شما هرگز جزو بهترین ها نخواهید بود. متاسفانه تفکر متداول بودن در جامعه ما از نظام آموزشی نشات گرفته است. نظام آموزشی کشور ما یک سیستم بنیان گذاری شده توسط رضا خان است و این سیستم در آن زمان کپی سیستم های اروپایی آن زمان بوده است. با توجه به اینکه در آن زمان کشور های اروپایی درگیر مدیریت مستعمرات خود بودند به شدت به نیروی کارمند و کاتب برای رسیدگی به امور مستعمرات خود نیاز داشتند و از این رو سیستم آموزشی خود را به گونه ای طراحی کردند که خروجی آن کارمند تحویل شان دهد. در سالیان گذشته آن ها سیستم آموزشی خود را به شکل زیادی دستخوش تغییر و تحول اساسی کردند ولی همچنان ما از سیستم کپی برداری شده کارمند پرور استفاده می کنیم. متاسفانه این سیستم آموزشی افراد جامعه را normalize کرده و خروجی آن یک خروجی کارمند پرور، با افرادی که خلاقیت و نوآوری  آن ها سرکوب شده می باشد. برای بهترین بودن باید در اولین گام از این پیله نرمال بودن خارج شویم و به سمت متفاوت بودن حرکت کنیم. سوال مهمی اینجا مطرح می شود که “خب، من چیزی به ذهنم نمی رسه، حالا چطور متفاوت باشم؟”. پاسخ این سوال بسیار ساده است: همین حالا شما متفاوت هستید! تبریک می گویم شما متفاوتید و منشا این تفاوت در روان و اندیشه شماست. اکثریت قاطع افراد موفق از توانمندی های افکار خود که ناشی از متفاوت بودن آن است به موفقیت دست یافته اند و نقش سایر موارد موثر بر موفقیت مانند شرایط، توان جسمی و خانواده در موفقیت آن ها کمتر بوده است. شما متفاوت خلق شده اید تا کاری متفاوت انجام دهید و موفقیتی بر اساس این تفاوت ها خلق کنید. حالا می خواهم یک شخصیت مهم را به شما معرفی کنم. شناخت این شخصیت بسیار برای شما الهام بخش و راهنما خواهد بود. این شخصیت یک کار آفرین، یک دانشمند، یک سلبریتی، یک هنرمند معروف نیست، این شخصیت همان شخصیت شماست. شخصیت شما پایه ای ترین وجه روانی شماست و پایه و اساس روان شما را مشخص می کند. شما با شناخت شخصیت تان به پایه ی روان و اندیشه خود دست می یابید. شناخت شخصیت به شناخت روان و شناخت روان به شناخت تفاوت ها و شناخت تفاوت ها به شناخت راه مناسب برای بهترین شدن منجر خواهد شد. وقتی نوع شخصیت خود را بشناسید می توانید به راحتی با مطالعه تیپ شخصیتی خود به نقاط قوت و ضعف خود، توانایی های خارق العاده خود و راه مناسب برای هدفمند کردن زندگی تان برسید. شاید شما یک هنرمند محبوب، یک مدیر و رهبر کامل، یک دانشمند تمام عیار، یک مربی خارق العاده، یک شاعر موفق و یا یک استراتژیست دور اندیش باشید. این شخصیت، خودِ واقعی شماست، این همان قهرمان درون شماست که تا به حال محبوسش کرده اید. راه آزاد کردن این قهرمان، شناخت او، و شروع به رشد دادن این قهرمان بر اساس توانایی های اوست. برای پیدا کردن قهرمان وجود تان و یا در حقیقت شخصیت تان، روش های مختلفی وجود دارد. این روش های مختلف امروز در قالب آزمون های تیپ شناسی شخصیت در اینترنت قابل دسترس هستند. برخی از این روش های تیپ شناسی اساس پژوهشی یا تاریخی و یا آکادمیک دارند. بر اساس تحقیقاتی که روی روش های تیپ شناسی مختلف انجام داده ام و با بررسی موارد مختلفی از جمله تست های هالند، انیاگرام ، دیسک و …  بالاخره به یک تست جامع تر رسیدم که نسبت به بقیه سازمان یافته تر بود و نتایج بسیار دقیق تری داشت و علاوه بر این پشتوانه اش یک قرن تحقیقات و پژوهش های آکادمیک بود و از جهت علمی بسیار روش علمی تری نسبت به روش های دیگر بود. نکته ی دیگر درباره ی این روش تیپ سناسی این است که افراد را در چند گروه مختلف دسته بندی می کند؛ این دسته بندی به شما کمک می کند که راه مناسب برای خود را بهتر پیدا کنید. بر حلاف این تست برخی از تست ها، روان شما را به شکل کمیتی بر اساس مولفه های آن مورد بررسی قرار می دهند و به عنوان نتیجه به عنوان مثال بیان می کنند که: مولفه استقلال شما دارای نمره x است و این موضوع به شما در زمینه شناخت اینکه آیا یک هنرمند هستید و یا یک کارآفرین کمکی نخواهد کرد. این تست خارق العاده تست شخصیت شناسی Myers–Briggs است که آن را به اختصار با عنوان MBTI می شناسند. بر اساس تیپ شناسی MBTI افراد بر اساس چهار دو گانه شخصیتی به 16 دسته مختلف تقسیم می شوند. این دو گانه های شخصیتی به صورت درونگرا یا برونگرا بودن، شمی یا حسی بودن، منطقی یا احساسی بودن و داوری کننده یا ملاحظه کننده بودن تعریف می شود. از آن جایی که توضیح این چهار دوگانه در این مقال نمی گنجد و دانستن آن ها برای شما ضروری نیست به تشریح آن ها نمی پردازم. نیازی نیست که آن ها را با جزئیات بشناسید چون آزمون های تیپ شناسی این کار را برای شما انجام می دهند و در نهایت خروجی مورد نظر را بر اساس این چهار مولفه بیان می کنند. مثلا ممکن است که نتیجه آزمون تیپ شناسی شما عبارتی نظیر ENTJ باشد( که به معنی برونگرا، شمی، منطقی و داوری کننده است) که تنها کافیست به توضیحات تیپ شخصیتی ENTJ در اینترنت مراجعه کنید. تبریک می گویم! شما اولین گام جهت شناخت شخصیت و قهرمان درون خود و شروع راه پر فراز و نشیب بهترین شدن و موفقیت را برداشتید.نمونه تست MBTI به زبان انگلیسی: https://h-m.xyz/mbti-16p نمونه تست MBTI به زبان فارسی: https://h-m.xyz/mbti-khod اگر سوالی براتون پیش اومد خوشحال می شم بتونم کمکتون کنم. یا اگر بازخوردی نسبت به این مطلب داشتید می تونید به وب سایتم مراجعه کنید: www.HMohammadi.ir همچنین می تونید در کانال تلگرامی من عضو بشید: t.me/HMohammadi_ir</description>
                <category>رهیافت - Approach</category>
                <author>حسین محمدی</author>
                <pubDate>Fri, 09 Nov 2018 16:09:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>