<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات هنری</title>
        <link>https://virgool.io/Artistic/feed</link>
        <description>مطالب هنری و آموزش‌های هنری و چیزهای بیشتری راجع به هنر و هنرمندان</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 08:45:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/mruz2izjlcif/lbkw9s.png</url>
            <title>هنری</title>
            <link>https://virgool.io/Artistic</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حساسیت به نور - آموزش عکاسی از نقطه‌ی صفر!</title>
                <link>https://virgool.io/Artistic/%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D8%B5%D9%81%D8%B1-ccibqkczbkos</link>
                <description>در ادامه‌ی مجموعه‌ی «عکاسی از نقطه‌ی صفر»، این بار سراغ یکی از مهم‌ترین اضلاع مثلث نوردهی می‌ریم: حساسیت به نور یا همان ISO. این مؤلفه نقش کلیدی در ثبت تصاویر در شرایط نوری مختلف داره و اگر درست تنظیم بشه، می‌تونه تفاوت بین یک عکس تار و نویزدار با یک تصویر شفاف و حرفه‌ای باشه.در این مقاله، با مفهوم ISO آشنا می‌شیم، تأثیر اون بر کیفیت تصویر رو بررسی می‌کنیم، و یاد می‌گیریم چطور در موقعیت‌های مختلف نوری، تصمیمات هوشمندانه‌تری بگیریم.ISO چیست؟ISO در عکاسی دیجیتال، عددی است که میزان حساسیت سنسور دوربین به نور را مشخص می‌کند. هرچه این عدد بیشتر باشد، سنسور نور بیشتری ثبت می‌کند و تصویر روشن‌تر می‌شود. اما این افزایش روشنایی معمولاً با یک عارضه همراه است: نویز دیجیتال.منشأ ISO در عکاسی آنالوگ (فیلمی)در گذشته، ISO به حساسیت فیلم‌های عکاسی نسبت به نور اشاره داشت. فیلم‌هایی با ISO پایین (مثل 100) برای نور زیاد مناسب بودن و فیلم‌های با ISO بالا (مثل 800 یا 1600) برای شرایط کم‌نور استفاده می‌شدن. در دوربین‌های دیجیتال، همین مفهوم با تنظیمات الکترونیکی پیاده‌سازی شده و به سنسور دوربین مربوط می‌شه.جدول کاربرد ISO در شرایط نوری مختلفنقش ISO در مثلث نوردهیدر عکاسی، سه عامل اصلی تعیین‌کننده‌ی نوردهی مناسب تصویر هستند: سرعت شاتر، آپرچر، و ISO. این سه با هم مثلث نوردهی را تشکیل می‌دهند و تنظیم هماهنگ آن‌ها، کلید ثبت یک عکس متعادل و با کیفیت است.شاتر: مدت زمان ورود نور به سنسورآپرچر: میزان باز بودن دهانه لنز برای عبور نورISO: میزان حساسیت سنسور به نوراگر یکی از این سه عنصر تغییر کند، باید دو عنصر دیگر هم متناسب با آن تنظیم شوند تا نوردهی تصویر حفظ شود.مثال کاربردیفرض کن در یک فضای کم‌نور می‌خوای عکس بگیری. اگر سرعت شاتر رو زیاد کنی تا لرزش دست ثبت نشه، نور کمتری وارد می‌شه. اگر آپرچر رو هم تا حد ممکن باز کردی ولی هنوز تصویر تاریکه، تنها راه باقی‌مونده اینه که ISO رو بالا ببری تا تصویر روشن‌تر بشه—البته با احتمال افزایش نویز.نویز چیست و چرا به وجود می‌آید؟نویز در عکاسی دیجیتال به نقاط رنگی یا دانه‌دانه‌ای گفته می‌شود که معمولاً در بخش‌های تاریک یا یکنواخت تصویر ظاهر می‌شوند. این نقاط می‌توانند کیفیت عکس را کاهش دهند و باعث شوند تصویر شفاف و حرفه‌ای به‌نظر نرسد.علت ایجاد نویزوقتی ISO را بالا می‌برید، سنسور دوربین برای ثبت نور بیشتر، سیگنال‌های الکترونیکی را تقویت می‌کند. این تقویت باعث می‌شود علاوه بر نور، خطاهای الکترونیکی و نویزهای محیطی هم ثبت شوند. نتیجه؟ ظاهر شدن نقاط رنگی ناخواسته در تصویر.راه‌های کاهش نویزاستفاده از ISO پایین در شرایط نوری مناسبعکاسی با دوربین‌هایی جدیدتر که سنسور پیشرفته‌تر دارنداستفاده از نرم‌افزارهای ویرایش تصویر برای کاهش نویز در مرحله پس‌پردازشنورپردازی بهتر در محیط عکاسی برای جلوگیری از نیاز به بالا بردن ISOاستفاده از سه‌پایه در عکاسی از سوژه‌های ثابت برای کاهش نیاز به ISO بالامدیریت نویز در مرحله پس‌پردازشاگر مجبور شدی از ISO بالا استفاده کنی، می‌تونی در مرحله ویرایش تصویر از ابزارهای کاهش نویز استفاده کنی:نرم‌افزارهایی مثل Lightroom، Photoshop، یا DxO PhotoLabاستفاده از فیلترهای کاهش نویز بدون حذف جزئیات تصویرکراپ نکردن بیش از حد تصویر، چون نویز در بزرگ‌نمایی بیشتر دیده می‌شهسوءتفاهم‌های رایج درباره ISOISO فقط روشنایی تصویر رو تغییر نمی‌ده؛ بلکه روی کیفیت، رنگ و نویز هم تأثیر دارهAuto ISO همیشه بهترین انتخاب نیست؛ در شرایط خاص، تنظیم دستی ISO نتیجه بهتری می‌دهدوربین‌های جدید در ISO بالا عملکرد بهتری دارن، اما هنوز هم ISO پایین ترجیح داده می‌شهجمع‌بندیISO یکی از عناصر کلیدی در کنترل نوردهی و کیفیت تصویر در عکاسی دیجیتال است. با درک درست از عملکرد ISO و تأثیر آن بر روشنایی و نویز، می‌تونی در شرایط نوری مختلف تصمیمات هوشمندانه‌تری بگیری و عکس‌هایی با جزئیات بهتر و نویز کمتر ثبت کنی.استفاده از ISO پایین در نور مناسب، انتخابی حرفه‌ای‌ست؛ و در شرایط کم‌نور، افزایش ISO می‌تونه راه‌حل خوبی باشه—البته با مدیریت نویز و استفاده از ابزارهای ویرایش تصویر.نظر شما چیه؟آیا تا حالا با ISO بالا یا پایین در موقعیت‌های خاص عکاسی کردید؟ چه چالش‌هایی با نویز داشتید و چطور باهاش مقابله کردید؟ تجربیاتتون رو در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید—شاید راهکار شما به درد بقیه هم بخوره!اگر این مطلب برای شما مفید بود، خوشحال می‌شوم من را در کافیته یا دارمت به یک قهوه مهمان کنید و به من برای تولید محتوای بهتر و قوی‌تر انگیزه دهید.</description>
                <category>هنری</category>
                <author>Mohammad Shokoohi</author>
                <pubDate>Sun, 09 Nov 2025 15:09:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عمق و احساس؛ آموزش عکاسی از نقطه‌ی صفر!</title>
                <link>https://virgool.io/Artistic/0050-of6n9oe80beg</link>
                <description>در این قسمت از مجموعه آموزش‌های عکاسی از صفر، می‌خوام راجع به عمق میدان صحبت کنم. عمق میدان در واقع یکی از چند عامل موثر در موفقیت یا عدم موفقیت عکس هست. با عمق میدان می‌تونیم به عکس مسیر و هدف بدیم. به عبارتی عمق میدان به ما این امکان رو میده که به مخاطب نشون بدیم که دقیقاً روی چه چیزی تاکید داریم. همین‌طور عمق میدان می‌تونه جذابیت‌های بصری عکس رو تحت تاثیر قرار بده و بتونیم زیبایی عکس رو دوچندان کنیم.به زبان ساده بخوام عمق میدان رو توضیح بدم، عمق میدان میشه: منطقه‌ای که در اون عکس بیشترین وضوح رو داره.ساده‌تر بخوام بگم، عمق میدان رو یک محدوده یا کانال در نظر بگیرید که هرچیزی توش قرار بگیره واضحه و هر چیزی قبل و یا بعد از اون قرار بگیره تار خواهد بود. به تصویر زیر توجه کنید:در بخش بالایی این تصویر می‌بینید که عمق میدان کم هست و بخش زیادی از محیط قبل و بعد از عمق میدان و نقطه‌ی فوکوس (در اینجا گوزن) تار شده. توی بخش پایین همین تصویر می‌بینید که با افزایش عمق میدان محدوده‌ای که عناصر توی اون واضح میشن بیشتر شده و همین‌طور عناصر و اشیاء و چیزای بیشتری توی عمق میدان قرار می‌گیرن.پس نتیجه می‌گیریم که با کنترل عمق میدان (افزایش یا کاهش)، میشه بخش‌هایی از تصویر رو تار کرد و یا تمامی عناصر موجود در عکس رو به شکل واضح نمایش داد.کنترل عمق میدان به‌وسیله‌ی آپرچر (Aperture) که اشتباهاً توی ایران ازش به عنوان دیافراگم یاد میشه امکان‌پذیره. آپرچر روزنه‌ای هست که با کوچک یا بزرگ کردنش میشه روی محدوده‌ی عمق میدان کنترل داشت، مثل تصویری که در ادامه می‌بینید:خب، امیدوارم که تا اینجا درک کرده باشید که عمق میدان چیه و چطور میشه روی محدوده‌اش کنترل داشت. در ادامه به عدد آپرچر می‌پردازیم که میتونه عددی بین ۱ تا ۴۵ و شایدم بیشتر باشه و به این شکل نوشته میشه: f/1.8 - f/3.5 - f/8 یا اعداد دیگه.البته لنز‌هایی وجود دارن که آپرچری بازتر از f/1 دارن دارن مثل لنز Canon 50mm f/0.95.هرچه عدد آپرچر به f/1 نزدیک‌تر بشه گشودگی آپرچر بیشتر هست و عمق میدان کمتری خواهید داشت و هرچه عدد بیشتر میشه مثلاً f/10 یا بیشتر، گشودگی آپرچر کمتر و عمق میدان بیشتری به دست خواهید آورد.اما مسئله به اینجا ختم نمیشه!، با هرچه بسته شدن آپرچر نور ورودی کم و کمتر میشه در نتیجه روی تیره شدن عکس تاثیر میذاره و برعکس، هرچه آپرچر بازتر بشه نور ورودی بیشتر میشه و میتونه عکس رو روشن‌تر کنه.در این حالت باید با تغییر سرعت شاتر یا میزان ISO روی این تغییرات کنترل داشت (در مقالات بعدی به این مورد خواهم پرداخت)؛از اونجایی که آپرچر در دوربین‌های DSLR و بدون آینه‌ی امروزی توی لنز قرار داره، با انتخاب هر لنز شما محدوده‌ی خاصی از آپرچر رو خواهید داشت. برای مثال لنز Canon EF 24-105mm f/4 محدوده‌ای از f/4 تا f/22 رو ارائه می‌کنه.عمق میدان به عکس شما احساس، هدف و مسیر میده. شما با تعیین عمق میدان مناسب می‌تونید عکس‌هایی جذاب ثبت کنید. و مهمتر از همه، عمق میدان یکی از ارکان اصلی در یک عکس هست و شما با کنترل اون می‌تونید به عکس اون جلوه‌ای که مدنظرتون هست رو بدید.با عمق میدان کم میشه سوژه رو از پس‌زمینه جدا کرد و یا با عمق میدان زیاد تمامی عناصر و اجزای مقابل دوربین رو به شکل واضح توی یک عکس داشت.امیدوارم که این مطلب برای شما مفید بوده باشه، هر سوال و یا نظری داشتید خوشحال می‌شم توی بخش نظرات با شما هم‌صحبت بشم.</description>
                <category>هنری</category>
                <author>Mohammad Shokoohi</author>
                <pubDate>Sat, 12 Feb 2022 12:22:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با ساختار تصاویر Raster و باز آفرینی نور و رنگ</title>
                <link>https://virgool.io/Artistic/0047-eftp9wpfywav</link>
                <description>تصاویر Raster شامل مجموعه‌ای از مقادیر دیجیتالی هستند که عناصر تصویر یا پیکسل نامیده می‌شوند. عموماً یک تصویر دیجیتال دارای تعداد مشخصی از پیکسل‌هاست که در یک آرایش منظم به شکل سطر و ستون‌ کنار هم قرار گرفته‌اند (مانند قطعات یک پازل).پیکسل‌ها کوچکترین عنصر فردی در یک تصویر هستند که دارای مقادیری از جمله میزان نور و رنگ می‌باشند. به طور معمول پیکسل‌ها به عنوان یک تصویر شطرنجی یا یک نقشه‌ی شنطرنجی (در واقع یک آرایه‌ی دو بعدی از اعداد صحیح) در حافظه‌ی کامپیوتر ذخیره می‌شوند.تصاویر Raster را می‌توان با انواع و اقسام ابزارها مانند دوربین‌های دیجیتال، اسکنر‌ها و... و همچنین نرم‌افزار‌هایی که برای ویرایش و ایجاد فایل‌های Raster تولید شده‌اند، ایجاد و ذخیره کرد.نقش پیکسل‌ها در تصاویر Rasterهمان‌طور که گفته شد پیکسل‌ها کوچکترین عناصر تشکیل دهنده‌ و آدرس پذیر در یک تصویر Raster هستند، هر پیکسل با توجه به جایگاه خود در تصویر دارای مقادیر مشخصی از نور و رنگ است که با در کنار هم قرار گرفتن تعداد زیادی از آنها تصویر نهایی تشکیل می‌شود.نرم‌افزار‌ها و سخت‌افزارهای موجود، برای نمایش یا ویرایش تصاویر Raster اطلاعات مورد نیاز را از این پیکسل‌ها دریافت و درنهایت نمایش می‌دهند و یا در صورت اعمال تغییراتی از سوی کاربر آنها را مجدداً روی پیکسل‌ها بازنویسی کرده و مشخصه‌ی نوری و رنگی پیکسل‌ها را تغییر می‌دهند (ویرایش تصاویر Raster).باز آفرینی نور و رنگ در پیکسلبرای اینکه هر پیکسل بتواند نور و رنگ را در خود نگهداری کند به روشی نیاز است که بتوان به بهترین نحو این اطلاعات را به صورت دیجیتال ذخیره کرد. عموم نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای فعلی برای این‌کار از مفهومی تحت عنوان HSB/HSL/HSV استفاده می‌کنند.HSB : Hue / Saturation / BrightnessHSL : Hue / Saturation / Luminance or LightnessHSV : Hue / Saturation / Valueدقت داشته باشید که هر سه‌ی این موارد به یک مفهوم اشاره دارند. فقط در بخش انتهایی بسته به جایگاه و نوع استفاده، میزان روشنایی به شکل‌های مختلف نوشته شده است. به گونه‌ای که گاهی ممکن است میزان روشنایی در یک مانیتور مد نظر باشد که به آن Brightness گفته می‌شود و گاهی در یک نرم‌افزار مانند فتوشاپ است که به آن Luminance یا Lightness گفته می‌شود و همچنین در بحث بینایی ماشین و یا موارد دیگر به عنوان مقدار یا Value برای روشنایی در نظر گرفته خواهد شد.چرخه‌ی رنگ (Hue)Color Wheelچرخه‌ی رنگ عبارت است از مجموعه‌ای از رنگ‌ها حول یک محور که روابط بین رنگ‌های اصلی، ثانویه و همچنین رنگهای درجه‌ی سوم و... را تعیین می‌کند. چرخه‌ی رنگ بر اساس سه رنگ اصلی، سه رنگ ثانویه و شش رنگ واسطه‌ای که از ترکیب یک رنگ اصلی با یک رنگ ثانویه ایجاد می‌شوند و به عنوان رنگ درجه‌ی سوم شناخته می‌شوند در مجموع از ۱۲ قسمت اصلی تشکیل شده است.رنگ‌های اصلی : Red - Green - Blueرنگ‌های ثانویه : Cyan - Magenta - Yellowرنگ‌های درجه‌ی سوم : Rose - Orange - Chartreuse Green - Spring Green - Azure - Violetبرای نمایش رنگ در هر پیکسل نیاز است که ابتدا در یک چرخه‌ی رنگ ۳۶۰ درجه(Color wheel)، رنگ مد نظر انتخاب شود.غلظت رنگ (Saturation)مفهوم Chromatic Intensity یا شدت رنگی دربر گیرنده‌ی مفاهیمی چون Colorfulness / chroma / saturation می‌شود. کمیسون بین‌المللی CIE به طور رسمی آن‌ها را به ترتیب، سه جنبه‌ی مختلف شدت رنگ توصیف می‌کند. اما این اصطلاحات اغلب در شرایطی که به طور واضح از یکدیگر تفکیک نشده‌اند به جای یکدیگر نیز ممکن است استفاده شوند (البته معنی دقیق این اصطلاحات با توجه به عملکرد‌های دیگر آن‌ها متفاوت است).در واقع غلظ رنگ در اینجا به شدت یک رنگ، متناسب با روشنایی آن اشاره دارد. بسته به جایگاه یک رنگ با افزایش غلظت، آن رنگ غلیظ‌تر شده و با کاهش غلظت با توجه به جایگاه روشنایی آن، طیفی از سفید، خاکستری تا سیاه خواهد داشت.روشنایی یا مقدار (Brightness / Lightness / Value)روشنایی یا شدت تابش مفهومی است که بسته به جایگاه خود به میزان روشنایی لامپ (منبع نوری) یا نسبت سفیدی کاغذ تا سیاهی جوهر (Key) اشاره دارد. هرچه روشنایی بیشتر شود رنگ‌ها نیز روشن‌تر خواهند بود. همچنین روشنایی دربر گیرنده‌ی طیف‌های سفید تا خاکستری و خاکستری تا سیاه می‌باشد.در نهایت هر پیکسل با استفاده از این سه پارامتر اقدام به ایجاد رنگ و سطح روشنایی مورد نظر می‌کند. البته برای نمایش هر سه پارامتر در خروجی (خواه ماهیت نوری داشته باشد یا چاپ و جوهر) باید از مُدهای رنگی (Color Mode) متناسب با آن استفاده شود تا این مقادیر به خروجی مد نظر تبدیل شوند.البته دقت داشته باشید که همه چیز به این سادگی که گفته شد نیست و موارد دیگری در این میان بر روی کیفیت رنگ و اطلاعات نوری موجود در تصاویر Raster تاثیر گذار هستند.فضا یا پهنه‌ی رنگی (Color Space)فضای رنگی یک سازمان‌دهی خاص از رنگ‌ها در یک نرم‌افزار و یا دستگاه است. عموماً فضای رنگی دربرگیرنده‌ی تمامی رنگ‌هایی است که یک نرم‌افزار یا دستگاه می‌تواند پشتیبانی کند یا نمایش دهد. از فضاهای رنگی پرکاربردی که امروزه استفاده‌ی زیادی می‌شوند می‌توان به ProPhoto RGB / Adobe RGB / sRGB و... اشاره کرد.برای مثال اکثر دستگاه‌های دیجیتال امروزی از فضای رنگی sRGB به خوبی پشتیبانی می‌کنند.فضای رنگی sRGB (مثلث کوچک) در برابر فضای رنگی Adobe RGB (مثلث بزرگتر) بر روی نمودار CIE همانطور که در تصویر بالا می‌توانید مشاهده کنید فضای رنگی sRGB از فضای رنگی Adobe RGB کوچکتر است و این بدین معناست که در فضای sRGB رنگ‌های کمتری برای نمایش وجود دارد. برای مثال اگر تصویری با فضای رنگی Adobe RGB روی نمایشگری که فقط توانایی پشتیبانی از فضای رنگی sRGB را دارد به نمایش درآید بدون شک رنگ‌هایی تحریف شده و غیر واقعی خواهد داشت، چرا که نمایشگر مذکور قدرت نمایش رنگ‌هایی که در خارج از محدوده‌ی فضای رنگی sRGB هستند را نخواهد داشت و این یک خطای بسیار مهم در بحث ویرایش عکس ایجاد خواهد کرد.اگر عکاس یا کسی که قرار است عکسی را ویرایش کند، نتواند رنگ‌های درست را ببنید و در هنگام ویرایش تصمیمات را بر اساس رنگ‌های نمایش داده شده از نمایشگری که بر اثر تفاوت در فضای رنگی تحت پوشش و فضای رنگی عکس دچار خطا در نمایش رنگ است بگیرد، قطعاً با مشکلاتی از جمله عدم نمایش صحیح رنگ در نمایشگرهای مختلف و یا اختلاف و خطای رنگ در حین چاپ روبرو خواهد شد.مدل رنگ (Color Model) یا مد رنگی (Color Mode)با توجه به اینکه قرار است فضاهای رنگی در نهایت جایی به نمایش در آیند، لازم است تا اطلاعات موجود بسته به اینکه قرار است روی نمایشگر ایجاد و یا توسط یک چاپگر چاپ شوند به نور یا جوهر و یا موارد دیگر تبدیل شوند.این کار به وسیله‌ی مدهای رنگی قابل انجام است. برای مثال یک نمایشگر قرار است اطلاعات را در نهایت به نور تبدیل کند تا چشم ما بتواند آن‌ها را ببنید و یا یک چاپگر قرار است اطلاعات نوری و رنگی هر پیکسل را به جوهر رنگی برای چاپ روی کاغذ تبدیل کند.مدهای RGB / Lab / CMYK از پر استفاده‌ترین مد‌های رنگی هستند. هرچند با توجه به گستره‌ی نرم‌افزارها و سخت‌افزارهایی که وجود دارد، مدهای دیگری نیز برای تبدیل اطلاعات نوری و رنگی وجود دارند که در این نوشتار مجالی برای پرداختن به آنها نیست.عمق رنگ (Color Depth)عمق رنگ یا عمق بیت (Bit Depth) تعداد Bitهایی است که برای نشان دادن رنگ یک پیکسل در یک تصویر Raster استفاده می‌شوند. هرچه عمق رنگ بیشتر باشد، یک پیکسل می‌تواند تعداد رنگ‌های بیشتری را نمایش دهد. البته توجه داشته باشید که عمق رنگ یا عمق بیت فقط یکی از جنبه‌های گستره‌ی نمایش رنگ است و این مفهوم را باید در کنار فضای رنگی بررسی و استفاده کرد.عمق رنگ را معمولا با اعدادی مثل 1bit / 2bit / 4bit / 8bit / 10bit / 12bit / 14bit / 16bit / 24bit / 32bit و... نمایش می‌دهند.برای اینکه بتوان درک کرد که در هر عمق رنگ چه میزان اطلاعات رنگی قابل ذخیره است باید با توجه به مد رنگی مد نظر آن را محاسبه کرد. برای مثال در مد رنگی RGB اگر بخواهیم تعداد رنگ موجود در عمق رنگ 8bit را محاسبه کنیم به شکل زیر عمل می‌نماییم :در واقع هر bit یک توان بر روی عدد ۲ است که در نهایت با توجه به مد رنگی مدنظر باید تعداد رنگ در هر کانال آن محاسبه گردد.در مثال بالا متوجه شدیم که در مد رنگی RGB با توجه به اینکه سه کانال رنگی وجود دارد، در عمق رنگ 8bit هر کانال به شکل اختصاصی از ۰ تا ۲۵۵ سطح را برای هر پیکسل درنظر می‌گیرد که در مجموع هر سه کانال با هم میتوانند ۱۶ میلیون و ۷۷۷ هزار و ۲۱۶ رنگ یا سطح نوری مختلف را ایجاد نمایند.به هرحال میزان رنگ‌های قابل نمایش در یک فضای رنگی به عمق رنگ و مد رنگی که انتخاب می‌شود وابسته است و در هنگام ویرایش یک فایل Raster حتما باید به این موضوع توجه ویژه‌ای شود.حال که با پارامترهای مهم و دخیل در بازتولید نور و رنگ آشنا شدید، بهتر است به سراغ مد رنگی RGB و Lab برویم و بررسی کنیم که نحوه‌ی نمایش تصاویر و ایجاد نور و رنگ در این دو مد به چه شکل انجام می‌شود و همچنین بررسی کنیم که در بحث ویرایش عکس، شناخت این دو مد تا چه اندازه برای عکاس یا ادیتور کاربردی و مفید هستند.مد رنگی RGBاین مد رنگی یکی از پرکاربردترین مد‌های موجود است که طیف گسترده‌ای از نرم‌افزارها و سخت‌افزارها از آن پشتیبانی می‌کنند. هدف اصلی این مد تبدیل اطلاعات دیجیتال به نور (سطوح مختلف نوری و رنگ‌ها) است تا چشم ما قادر به دیدن آنها باشد.در این مد رنگی اطلاعات نوری و رنگی در سه کانال اصلی Red / Green / Blue ذخیره شده و سپس با ارسال به نمایشگر و یا دستگاهی که از این مد پشتیبانی می‌کند اطلاعات را به نور تبدیل کرده و نمایش می‌دهد.اگر با دقت به پیکسل‌های روی نمایشگر نگاه کنیم، خواهیم دید که هر پیکسل از سه زیر پیکسل (Sub Pixel) کوچک به رنگ‌های قرمز، سبز و آبی ساخته شده است. این سه زیر پیکسل در واقع هر کدام به شکل مجزا با کانال مربوط به رنگ خود در ارتباط هستند و اطلاعات مورد نیاز خود را از آنجا به دست می‌آورند.نکته‌ی حائز اهمیت در مد رنگی RGB این است که تصاویری که از این مد استفاده می‌کنند در هر کانال فقط شامل اطلاعات نوری زیر پیکسل‌ها می‌شوند و هیچ اطلاعات رنگی مستقلی وجود نخواهد داشت. در واقع هرچه هست و دیده می‌شود حاصل ترکیب اطلاعات این سه کانال و میزان روشنایی است که هر یک از زیر پیکسل‌ها خواهند داشت.برای روشن شدن این مسئله به یک مثال از نحوه‌ی تولید رنگ‌ها در مد رنگی RGB توجه کنید :در نرم‌افزار فتوشاپ یک پیکسل را در سه کانال رنگی قرمز، سبز و آبی به شکلی شبیه سازی کرده‌ام که با کم و زیاد کردن مقادیر هر یک از کانال‌ها نور و رنگ بر اساس قوانین حاکم بر مد رنگی RGB تغییر کند.نور سفید تا سیاه: اگر هر سه زیر پیکسل با تمام قدرت روشن شوند با ترکیب رنگ‌های قرمز، سبز و آبی به رنگ یا نور سفید خواهیم رسید. حال کافیست قدرت روشنایی هر سه کانال را کم و کمتر کنیم، خواهیم دید که نور سفید به خاکستری و در نهایت به رنگ سیاه (خاموشی کامل پیکسل) خواهد رسید.هر سه کانال با قدرت ۱۰۰٪ در حال تابش نور هستند و ترکیب هر سه‌ی آنها رنگ سفید است.رنگ‌ها: برای ایجاد رنگ‌ها کافیست که هر زیر پیکسل مقدار معینی از روشنایی را داشته باشد تا با ترکیب شدن با سایر زیر پیکسل‌ها به رنگ مد نظر در چرخه‌ی رنگ و همچنین غلظت مورد نیاز برسد.با خاموش شدن زیر پیکسل‌های قرمز و سبز، تنها رنگ آبی است که با قدرت ۱۰۰٪ نور دارد و رنگ نهایی آبی خالص خواهد بود.اگر زیر پیکسل قرمز و سبز با قدرت ۱۰۰٪ روشن باشند و زیر پیکسل آبی خاموش باشد رنگ حاصل شده زرد خواهد بود.حال اگر قدرت زیر پیکسل قرمز ۱۰۰٪ باشد و قدرت زیر پیکسل سبز را به ۳۰٪ کاهش دهیم به رنگ نارنجی خواهیم رسید. (زیر پیکسل آبی خاموش است)همانطور که مشاهده کردید با کم و زیاد کردن قدرت هر زیر پیکسل و یا خاموش و روشن کردن آنها میتوان به سطوح مختلف نوری و رنگی رسید. و این تمام آن چیزی است که در مد رنگی RGB وجود دارد.البته به این نکته‌ی مهم باید اشاره کنم که برخلاف نمایشگرها که هر پیکسل آن سه زیر پیکسل دارد، در حالت عادی کانال‌های قرمز و سبز و آبی مستقیماً روی هر پیکسل اعمال می‌شوند اما به شکل لایه‌های جداگانه. یعنی هر پیکسل شامل اطلاعاتی از هر سه کانال است که در نهایت ما سه تصویر سیاه و سفید از هر کانال خواهیم داشت که شامل سطوح مختلف نوری برای هر یک از پیکسل‌ها در کانال مد نظر هستند.همانطور که در تصویر بالا مشاهده می‌کنید هر کانال فقط حاوی سطوح مختلف روشنایی برای هر کانال است که در نهایت ترکیب هر سه‌ی این کانال‌ها رنگ‌های نهایی را روی نمایشگر یا دستگاه خروجی ایجاد می‌کند.مد رنگی Labمد رنگی Lab در واقع یک فضای رنگی (Color Space) با نام CIELAB یا به اختصار L.a.b است که توسط کمیسیون بین‌المللی CIE در سال ۱۹۷۶ تعریف شده است. در فضای رنگی Lab سه مقدار/کانال وجود دارد که به این شکل بیان می‌شوند :L Channel = Lightness - روشنایی ادارکیa Channel = Red and Green Colorb Channel = Blue and Yellow Colorدر واقع در این مُد یا فضای رنگی، نور از رنگ جدا شده و گستره‌ای دقیق از سطوح مختلف نوری و رنگی را شامل می‌شود. CIELAB دربرگیرنده‌ی کل محدوده‌ی بینایی فتوپیک (در نور روز) در انسان است که از محدوده‌ای که در مدهای CMYK و sRGB وجود دارد بسیار بیشتر است.کاربرد مد رنگی RGB در ویرایش عکسمدهای رنگی علاوه بر اینکه شامل الگوریتم‌های تولید نور و رنگ هستند کاربرد‌های دیگری نیز در زمینه‌ی ویرایش تصاویر دارند. همچنین در بحث بینایی ماشین برای برخی عملیات‌های محاسباتی و یا پیدا کردن اشیاء در تصویر به آنالیز و یا انجام محاسباتی روی کانال‌ها و مد‌های رنگی نیاز است.همانطور که گفته شد در مد رنگی RGB سه کانال وجود دارد که هر کدام دربرگیرنده‌ی سطوح روشنایی یک رنگ (Red - Green - Blue) هستند. با کم و زیاد کردن سطوح روشنایی هر کانال یا تمام آنها می‌توان به رنگ‌ها‌ و میزان روشنایی متفاوتی دست یافت. برای مثال با کم و زیاد کردن مقادیر روشنایی در کانال Blue یا به صورت هم زمان کانال‌های Red و Green (خروجی همزمان دو کانال قرمز و سبز رنگ‌های طیف زرد است) می‌توان میزان سردی یا گرمی تصویر را کنترل کرد و یا با تغییر در دو کانال Red و Green روی تینت (Tint)  تصویر تغییراتی را اعمال کرد. به چنین عملیاتی در اصطلاح فنی Channel Mixing گفته می‌شود که در نرم‌افزارهایی مانند فتوشاپ یا GIMP با استفاده از ابزاری با نام Channel Mixer در دسترس است.برای درک بهتر، من قصد دارم روی یک تصویر که رنگ پوست مدل در آن به سمت سردی گرایش دارد، سطوح روشنایی کانال آبی را به میزان ۲۰٪ کاهش دهم. در این صورت با توجه به اینکه توازن سطوح روشنایی در کانال آبی کمتر می‌شوند از میزان رنگ‌های سرد در سرتاسر تصویر کاسته شده و تصویر نهایی به سمت گرم شدن متمایل می‌شود.در این تصویر تمامی کانال‌ها بدون هیچ دستکاری هستند و مشاهده می‌کنید که رنگ آبی روی پوست مدل غالب است.کانال آبی به میزان ۲۰٪ کاهش داشت و کل تصویر + پوست مدل به سمت گرم‌تر شدن متمایل شد.البته شما می‌توانید از روش‌های دیگری نیز به چنین قابلیتی در نرم‌افزارهای ویرایش تصاویر مانند فتوشاپ و گیمپ و... دست یابید که در ویدیوی آموزشی که لینک آن را برای تماشا قرار خواهم داد توضیحات کاملی را در این مورد ارائه کرده‌ام.عموماً اغلب ویرایش‌هایی که روی نور، چرخه‌ی رنگ و همچنین بالانس رنگی و نوری تصاویر اعمال می‌شوند مستقیماً به کمک کانال‌های رنگی انجام می‌پذیرند.همچنین با مشاهده‌ی هر کانال می‌توانید ببینید که برخی اشیاء در یک کانال به بهترین شکل از محیط اطراف جدا شده‌اند که در این صورت برای ماسک کردن (جدا سازی شئ از محیط اطراف)، کمک گرفتن از کانال‌هایی که بهترین جدا سازی (با توجه به اختلاف نوری، رنگی و کنتراستی) را فراهم می‌کنند، بسیار کاربردی و حائز اهمیت است. این مورد هم در بحث ویرایش عکس و هم در بحث بینایی ماشین بسیار کاربردی است.شایان ذکر است که در عکاسی برای انجام تکنیک‌هایی مانند Luminosity Mask یا جدا سازی‌های تخصصی سوژه از محیط اطراف به کانال‌های رنگی نیاز مبرمی وجود دارد.به هر حال وجود تک تک کانال‌های رنگی علاوه بر بحث باز آفرینی نورها و رنگ‌ها، برای عکاسان و متخخصان بینایی ماشین فواید دیگری دارد که به چند مورد از آنها در حیطه‌ی ویرایش تصویر اشاره شد.البته در مود رنگی RGB مشکلاتی وجود دارد که شاید گاهی ما را مجبور کند که برای انجام برخی اصلاحات به مد‌های رنگی دیگری نیز رجوع کنیم. برای مثال اگر بخواهیم روی نویزهای رنگی تصاویر کار کنیم و آنها را کاهش دهیم و یا حذف نماییم، مود رنگی RGB آنچنان که باید نمی‌تواند به ما کمک بکند. چرا چه نویز‌های رنگی عموماً به صورت رنگ‌هایی با طیف آبی، بنفش، قرمز، نارنجی، سبز و گاهی زرد در تصویر ایجاد می‌شوند که به دلیل ماهیت مد رنگی RGB که نور و رنگ را به صورت همزمان و توأم با هم ایجاد می‌کند کنترل آنها سخت خواهد بود.تنوع رنگی نویز‌ها را در این تصویر می‌توانید مشاهده کنید.برای مثال اگر بخواهیم نویزی با رنگ بنفش را اصلاح کنیم باید به دنبال رد پای آن در دو کانال Red و Blue باشیم آن هم در صورتی که درصدی از رنگ آن در کانال Green در آن وجود نداشته باشد و انجام این کار به صورت بی نقص و بدون تخریب جزئیات حتی برای نرم‌افزاری مثل فتوشاپ روی تصاویر Raster سخت است.کاربرد مد رنگی Lab در ویرایش تصویربا توجه به اینکه در مود رنگی Lab نور در یک کانال و رنگ‌ها در دو کانال به شکل جداگانه قرار دارند، در هنگام ادیت می‌توان به شکل مستقل اصلاحات مربوط به نور را در کانال نوری و اصلاحات مربوط به رنگ را در دو کانال رنگی انجام داد.در این حالت ادیت به شکلی محافظت شده صورت می‌پذیرد و دیگر به خاطر اصلاحات رنگی، نور عکس دچار تغییر یا تخریب نخواهد شد و بلعکس.برای مثال اگر بخواهیم روی Sharpness عکس تغییراتی را انجام دهیم، آن تغییرات یا عملیات ویرایشی را روی کانال L اعمال خواهیم کرد. همچنین برای کاهش یا حذف نویز‌های رنگی مستقیماً به کانال‌های a و b رجوع می‌کنیم و تغییرات لازم را روی این دو کانال اعمال می‌نماییم.همان‌گونه که مشاهده کردید هرکدام از مد‌های رنگی برای موقعیت خاصی کاربردیست و ممکن است در یک موقعیت دیگر مناسب نیاز ما در آن لحظه نباشد. اما مشخصاً با نحوه‌ی کارکرد و چگونگی اعمال ویرایش‌های نوری و رنگی در آنها آشنا شدید و دیدید که به شکل می‌توان از کانال‌های رنگی در ویرایش تصاویر بهره برد.سخن پایانیدر این مطلب بیشتر به جنبه‌های عمومی و مهم در ساختار تصاویر Raster و باز تولید نور و رنگ اشاره شد و سعی گردید از بیان مباحث پیچیده و تخصصی خودداری شود. یادگیری این مباحث و همچنین عمیق‌تر شدن در آنها به شما کمک می‌کند تا بتوانید بهتر روی مسائل مربوط به ویرایش یا آنالیز این گونه تصاویر را مسلط شوید و خیلی اصولی‌تر به انجام عملیات مختلف ویرایشی و محاسباتی بپردازید.</description>
                <category>هنری</category>
                <author>Mohammad Shokoohi</author>
                <pubDate>Sun, 03 Oct 2021 14:08:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نور و زمان! - آموزش عکاسی از نقطه‌ی صفر!</title>
                <link>https://virgool.io/Artistic/post0037-ytk3nddhpcrf</link>
                <description>در بخش دوم از مجموعه مقالات عکاسی از صفر می‌خوام راجع به نور و زمان صحبت بکنم، دو رکن اصلی برای ایجاد یک عکس.تمامی فرایند ثبت عکس فارغ از مباحث تخصصی و فنی به یک جمله ختم میشه :باید برای مدت زمانی مشخص، نور به صفحه‌ی‌حساس بتابه!و اینجاست که به اهمیت نور و زمان در عکاسی که از قضا بنیان وجودی عکس هستن پی می‌بریم.مسدودکننده یا شاتر وظیفه‌ی تعیین میزان زمان تابش نور به صفحه‌ی‌حساس دوربین رو داره و نحوه‌ی کارش رو در مقاله‌ی قبل به شکل کلی توضیح دادم و در این مقاله سعی میکنم از کاربرد و تاثیراتش در عکاسی بگم.در حالت کلی ما در اتاق‌تاریک یک صفحه‌ی‌حساس به نور قرار دادیم و قراره که نور از روزنه ( روزنه‌ی سوراخ سوزنی یا لنز ) وارد بشه و تصویری روی صفحه‌ی‌حساس تشکیل بده که درنهایت روی اون ثبت میشه.اما برای ثبت یک تصویر با نور مناسب ما به 100٪ و نه کمتر یا بیشتر، نور نیاز داریم!در مطلب قبل گفتم که مسدودکننده یا شاتر زمانی که ما بهش دستور بدیم از جلوی صفحه‌ی حساس کنار میره و میذاره نور به صفحه‌ی‌حساس بتابه؛ مسدودکننده در حالت پیش‌فرض مانع از تابش نور به صفحه‌ی حساس میشه.واحد اندازه‌گیری سرعت باز و بسته شدن ‌شاتر ( مسدودکننده ) برحسب زمان هست.یعنی ما با توجه به کسری از واحد زمانی یا یک واحد زمانی، سرعت‌شاتر یا به شکل علمی‌تر میزان تابش نور به صفحه‌ی‌حساس رو می‌سنجیم.در دوربین‌هایی که در حال حاضر استفاده می‌کنیم سرعت‌شاتر میتونه از کسری از زمان مثلاً 1/8000 ثانیه تا واحدی از زمان مثل 30 ثانیه تغییر بکنه.پی‌نوشت: البته در برخی دوربین‌ها حداکثر سرعت شاتر در کسری از واحد زمانی میتونه 1/6000 یا 1/4000 و یا حتی 1/2000 باشه که بستگی داره به مدل دوربین و شرکت سازنده.البته سرعت‌شاتر محدود به بازه‌ی زمانی خاصی نیست و عکاس می‌تونه هر میزان که نیاز داره با توجه به توانایی دوربین و تکنیک‌هایی که موجود هست سرعت‌شاتر دلخواه خودش رو روی دوربین تنظیم کنه.نکته‌ی جالب راجع به مدت‌زمان نورگیری این هست که شما می‌تونید مثلاً سرعت‌شاتری به مدت چندین دقیقه، چندین ساعت، چندین روز، چندین هفته یا ماه و حتی چندین سال داشته باشید!عکسی با سرعت‌شاتر 14 ماه! - عکاس مایکل وسلیاز عجایب سرعت‌شاتر که بگذریم، می‌رسیم به این سوال که برای صفحه‌ی‌حساس چه میزان نور تابانده شده میتونه 100٪ نور مورد نیاز باشه؟در پاسخ باید بگم که مدت‌زمان جذب نوری که برای داشتن عکسی با داینامیک ( از نظر سایه و روشن و تون‌های میانه ) مناسب مورد نیاز هست در وحله‌ی اول به نور محیط بستگی داره.در تصویر بالا می‌بینید که در سمت چپ شیرآب کاملا باز شده و ظرف داره به سرعت پر میشه و در سمت راست شیرآب تقریباً نیمه بسته هست و مدت زمان زیادتری طول می‌کشه که پر بشه.این در مورد نور محیط هم صادق هست، یعنی جایی ممکنه حجم ورود نور به داخل دوربین کم باشه و یا با کمی جابجایی دوربین، حجم نور ورودی به شدت بالا بره.پس به یک رابطه‌ی منطقی میرسیم: وقتی که حجم نور محیط کم هست، باید مسدودکننده یا همون شاتر مدت‌زمان بیشتری از جلوی صفحه‌ی‌حساس کنار بره تا به نور کافی یا همون 100٪ نور برسیم.یا برعکس وقتی حجم نور محیط زیاد هست، شاتر باید مدت‌زمان کمتری صفحه‌ی‌حساس رو در معرض نور قرار بده که حجم نور بیشتر از 100٪ نشه.اگر به هر دلیلی صفحه‌ی‌حساس کمتر از حد مورد نیاز نور بهش تابیده بشه، عکس تیره‌تر ثبت خواهد شد و اصطلاحاً میگن عکس دچار کم‌نوری یا Under Exposure شده.Under Exposureدلیلش هم چیزی نیست جز اینکه، توی اتاق‌تاریک وقتی که صفحه‌ی‌حساس در حال جذب نور هست چیزی جز تاریکی و یه منبع نوری که داره یه صفحه‌‌ی تیره رو روشن میکنه وجود نداره، برای همین وقتی کمتر از 100٪ نور به این صفحه بتابه عکس نهایی به سمت تیرگی میل میکنه.حالا کافیه بیشتر از حد مورد نیاز، مدت‌زمان تابش نور رو افزایش بدیم، اونجاست که عکس دچار بیش‌نوری یا Over Exposure میشه.Over Exposureوقتی که صفحه‌ی‌حساس به اندازه‌ی 100٪ نور بگیره ولی فرایند تابش نور ادامه پیدا بکنه، عکس از بخش‌های روشن شروع به روشن‌تر شدن میکنه و بخشهای میانه و تیره هم کم کم روشنایی بیشتری پیدا میکنن، هرچه این فرایند بیشتر زمان ببره عکس ما به سمت سفیدی میره.اما اگه بتونیم 100٪ نور به صفحه‌ی‌حساس بتابونیم درنهایت عکسی با نور‌ و سایه‌های مناسب و چشم‌نواز خواهیم داشت.Normal Exposureخب این اولین جنبه‌ و تاثیر تنظیم مدت‌زمان تابش نور روی صفحه‌ی‌حساس بود، حالا میریم سراغ اینکه مدت‌زمان تابش نور به صفحه‌ی‌حساس به جز سیاه یا سفید شدن عکس چه تاثیرات دیگه‌ای به‌وجود خواهد آورد.ثبت حرکات در عکس: وقتی که زمان نورگیری به سمت زمان‌هایی طولانی‌تر از 1/125 ثانیه بره کم‌کم توی عکس‌های ثبت شده می‌بینیم که بخش‌های متحرک درون کادر، رد حرکت خودشون رو روی صفحه‌ی‌حساس جاگذاشتن که به شکل هاله‌ای از اون جسم یا شئ در عکس پدیدار میشن.منبع تصویرباید توجه داشته باشید که در نورگیری‌هایی با مدت‌زمان طولانی دوربین نباید حرکتی داشته باشه و یا باید هدفمند به دوربین حرکت بدید که در آینده راجع بهش صحبت خواهم کرد.هرچه مدت زمان نورگیری بیشتر باشه، ردی که روی صفحه‌ی‌حساس ثبت میشه طولانی‌تر و یا شدت بیشتری خواهد داشت.در نقطه‌ی مقابل، هرچه زمان نورگیری کمتر بشه و سرعت‌شاتر بالاتر از 1/125 ثانیه بره، همه‌چیز در عکس ثابت و ساکن ثبت خواهد شد، به شکلی که انگار هیچ حرکتی در اون جسم یا شئ وجود نداره.منبع عکسنتیجه‌گیری: میبینید که مسدودکننده یا شاتر یکی از بنیادی‌ترین عناصر موجود در عکاسی هست که کنترل و نتیجه‌ی حاصل شده از عملکردش شالوده‌ی اصلی عکس‌ رو تشکیل میده.اینکه تصویری تیره‌تر یا روشن‌تر داشته باشیم، حس حرکت و پویایی در عکس مشهود باشه یا نه و پارامترهای مرتبط دیگه، همه و همه توسط شاتر و مدت‌زمان تابش نور روی صفحه‌ی‌حساس هست که امکان پذیره.در مقاله‌ی بعد راجع به آپرچر صحبت خواهم کرد.امیدوارم این آموزش مفید بوده باشه.اگه نظر، پیشنهاد و یا سوالی داشتید خوشحال میشم در بخش نظرات با شما هم‌صحبت بشم.</description>
                <category>هنری</category>
                <author>Mohammad Shokoohi</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jun 2020 16:00:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اتاق تاریک! - آموزش عکاسی از نقطه‌ی صفر!</title>
                <link>https://virgool.io/Artistic/post0036-whrxtlyiybpr</link>
                <description>با سلام به دنبال‌کنندگان صفحه‌ی ویرگولم!... بعد از مدت‌ها نوشتن در مورد مطالبی که برای من جالب بودن، تصمیم گرفتم مجموعه مقالاتی در مورد تخصصم یعنی عکاسی برای شما آماده کنم تا یک رفرنس خوب برای شروع عکاسی در اختیار داشته باشید.در این مقالات سعی میکنم با زبانی ساده به تشریح و بیان مفاهیم بعضاً پیچیده برای هنرآموزان و نوآموزان عکاسی بپردازم.با امید به اینکه بتونم کمکی در حد توانم به علاقمندان به عکاسی داشته باشم.خب بریم سراغ آموزش...در اولین گام به عنوان یک هنرآموز یا نوآموز باید با واژه‌ی Photography آشنا بشید و معنی اون رو درک کنید.کلمه‌ی Photography از دو بخش Photo  و Graphy تشکیل شده...بخش اول این کلمه یعنی Photo در زبان یونانی یعنی نور و بخش دوم Graphy به معنای نقش یا نگارش هست.اگه بخوام دقیق‌تر معنی این کلمه یا نام رو داشته باشم باید بگم که Photography به زبان فارسی یعنی نورنگاری و ما در عکاسی قراره که با نوری که وارد دوربین میشه تصویری رو ثبت کنیم و این یعنی نقاشی با نور.هدف عکاس در ابتدا و قبل از پرداختن به بخش هنری عکاسی، شناخت نور و علم ثبت نور هست.به بیان ساده‌تر: عکاس اول باید علم کار با تجهیزات و فیزیک نور رو یاد بگیره و بعد با دانشی که به دست آورده اقدام به خلق تصاویر هنری و زیبا بکنه.خوشبختانه قرار نیست توی مقالات من زیاد با فرمول‌های ریاضی سروکار داشته باشید و از این بابت خیالتون راحت باشه ?.مسیری که عکاسی طی کرده تا به جایگاه کنونی رسیده به شدت طولانی و پر فراز و نشیبه و می‌تونید از این صفحه‌ی ویکی‌پدیا استفاده کنید و با افرادی که با تلاش‌هاشون عکاسی به اینجا رسیده آشنا بشید.چیزی که باعث شد دوربین عکاسی بوجود بیاد تکنولوژی باستانی اتاق تاریک ( جعبه‌ی تاریک ) هست که من میخوام الان بهش بپردازم.نمونه‌ای از اتاق/جعبه‌ی تاریکاتاق تاریک یا جعبه‌ی تاریک، محفظه‌ای هست که هیچ نوری در اون وارد نمیشه و تنها مسیر ورود نور یک روزنه‌ی سوزنی در دیواره‌ی این اتاق یا جعبه هست.همونطوری که توی تصویر نمونه مشخص شده این محفظه به جز روزنه هیچ عدسی یا اِلِمانی برای تشکیل تصویر نداره.عموماً در این حالت تصویری که روی دیواره‌ی مقابل روزنه تشکیل میشه وارونه‌ست و از عمق‌میدان زیادی برخورداره ( در مقالات آینده راجع به عمق میدان صحبت میکنم، فقط در این حد بدونید که وضوح در تصاویر تشکیل شده در اتاق تاریک زیاده و هیچ بخشی از تصویر تشکیل شده تار نیست که اصطلاحاً بهش میگن عمق میدان بی‌نهایت ).جالبه بدونید که قبل از پیدایش عکاسی به شکل امروزی نقاشان زیادی از تکنیک اتاق‌تاریک استفاده می‌کردن که بتونن نقاشی دقیق و زیباتری داشته باشن.نمونه‌ای از کاربرد اتاق‌تاریک در نقاشیبرخی نقاشان تصویر تشکیل شده روی بوم رو می‌دیدن و با خودشون می‌گفتن چی‌میشه اگه بتونیم همین نوری که روی بوم تابیده شده رو در یک لحظه ثبت کنیم و این ایده هدفی شد برای اختراع دوربین عکاسی.نکته‌ی حائز اهمیت اینه که کماکان اساس کار دوربین‌های عکاسی فعلی بر مبنای اتاق‌تاریک هست و با بررسی دوربین عکاسی میشه به این نکته پی برد.برای اینکه اثبات کنید دوربین‌های SLR و DSLR فعلی اتاق‌تاریک دارن کافیه لنز رو از بدنه جدا کنید و از درپوش/لنز سوراخ سوزنی ( Pin Hole Lens ) استفاده کنید، می‌بینید که هنوز هم میشه با دوربین، عکاسی کرد.درپوش/لنز سوراخ سوزنیخُب! دیدید که از دوران قدیم حرکت کردیم و اومدیم به دنیای امروز و از الان به بعد قراره راجع به دوربین‌های فعلی و ساختارشون صحبت کنم.در ادامه‌ی این مطلب به بررسی ساختار عملکرد دوربین‌های عکاسی می‌پردازم و سعی میکنم زیاد بحث رو طولانی و خسته‌کننده نکنم.دیاگرام مسیر نور و برخی از اجزای داخلی دوربین‌های DSLRدر تصویر بالا فلش‌های زرد رنگ مسیر ورود و حرکت نور هستن، در دوربین‌های SLR و DSLR تنها روزنه‌ی ورود نور که جایگزین روزنه‌ی سوراخ سوزی شده، لنز هست.قبل از اینکه توضیحات مربوط به این تصویر رو بگم بذارید اول بگم SLR و DSLR یعنی چی ?.کلمه‌ی SLR مخفف سر‌نام Single Lens Reflex هست یعنی تک لنز انعکاسی و به دوربین‌هایی با یک لنز که توسط یک آینه تصویر ورودی از لنز رو به سمت منظره‌یاب یا همون Visor هدایت میکنه اشاره میکنه. وقتی که در دوربین‌های SLR به جای فیلم آنالوگ از سنسور دیجیتال استفاده کردن، این دوربین‌ها تبدیل شدن به Digital Single Lens Reflex یا همون DSLR.حالا چرا تک لنز انعکاسی؟چون در اون زمان بیشتر دوربین‌ها برای نمایش منظره به عکاس از یک لنز جداگانه استفاده می‌کردن و اتاق‌تاریک یک لنز دیگه انحصاراً برای خودش داشت.یک نمونه دوربین دو لنزیدر دوربین‌های SLR و DSLR یک لنز عهده دار کار هر دو لنز در دوربین‌های دو لنزی هست و آینه وظیفه‌ی انعکاس تصویر به منظره یاب رو داره.در تصویر مربوط به دیاگرام دوربین DSLR، نور وارد لنز میشه، از لنز عبور میکنه و به آینه که با زاویه‌ی 45 درجه قرار گرفته میخوره و به سمت منشور و یا آینه‌ی پنج وجهی هدایت میشه و درنهایت به ویزور و چشم عکاس میرسه.چرا دوربین منشور داره؟از اونجایی که تصویر تشکیل شده توسط لنز وارونه هست، منشور ( یا در دوربین‌های ارزون قیمت آینه‌های پنج وجهی ) وظیفه‌ی بازگردوندن تصویر به حالت عادی رو داره که وقتی عکاس چشمشو روی ویزور میذاره تصویری عادی ببینه.خب تا اینجا مسیر نور تا چشم عکاس رو دنبال کردیم، حالا وقت عکاسی میرسه.فرض کنید عکاس سوژه رو پیدا کرده و کادربندی رو انجام داده، حالا دکمه‌ی شاتر رو فشار میده تا عکس رو ثبت کنه.وقتی دکمه‌ی شاتر فشرده میشه، آینه بالا میره و بخش ویزور رو کاملا میپوشونه که نوری از سمت ویزور به اتاق تاریک وارد نشه.بعد با توجه به تنظیماتی که روی دوربین انجام شده، شاتر ( مسدود کننده‌ی نور ) از جلوی صفحه‌ی حساس کنار میره و نور مستقیماً به صفحه‌ی حساس میخوره.در انتها شاتر بسته میشه و نمیذاره بیشتر از میزانی که برای نورگیری نیاز هست به صفحه‌ی حساس نور برسه.اگه با دوربین‌های DSLR یا SLR عکاسی کرده باشید می‌بینید که حین عکاسی وقتی دکمه‌ی شاتر رو فشار میدید برای لحظاتی تصویری از توی ویزور نمیشه دید و کاملا سیاه میشه که نشون میده آینه بالا اومده و مانع از ورود نور از سمت ویزور به اتاق تاریک میشه.عملکرد آینه و شاتردر مقاله‌ی بعد راجع به مسدود کننده یا همون شاتر میخوام صحبت کنم و تاثیر حالت‌های مختلف سرعت شاتر روی عکس رو بررسی خواهم کرد.امیدوارم این آموزش مفید بوده باشه.اگه نظر، پیشنهاد و یا سوالی داشتید خوشحال میشم در بخش نظرات با شما هم‌صحبت بشم.</description>
                <category>هنری</category>
                <author>Mohammad Shokoohi</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jun 2020 23:01:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استخراج فایل JPEG ضمیمه شده در فایل‌های Raw</title>
                <link>https://virgool.io/Artistic/post0018-szql90jcroaq</link>
                <description>شاید برای شما هم جالب باشه که بدونید وقتی دارید با فرمت Raw عکاسی می‌کنید، در واقع دارید اطلاعات ثبت شده توسط سنسور رو بدون هیچ پردازشی توی کارت حافظه‌ی دوربین ذخیره می‌کنید.به زبان ساده‌تر بخوام بگم، فرمت Raw شامل اطلاعاتی هست که سنسور حین ثبت نور تولید کرده و این اطلاعات به جای اینکه تبدیل به یه عکس بشن مستقیماً به شکل یک فایل توی کارت حافظه‌ی دوربین ذخیره میشن.برای درک بهتر یه نمودار تهیه کردم که براتون قرار میدم تا به صورت مصور این فرآیند رو ببینید و بررسی کنید:نمودار بررسی ذخیره‌سازی عکس در دوربینتوی نمودار مشخصه که وقتی فرمت Raw باشه مسیر ذخیره سازی به چه شکل هست و وقتی Jpeg باشه چطور اطلاعات پردازش میشن و بعد در قالب یک فایل فشرده‌ی Jpeg ذخیره میشن.مطلب امروز من راجع به بررسی فایل‌های Raw نیست اما اگه احساس می‌کنید نیاز دارید که بیشتر ازش یاد بگیرید و درخواست بشه میتونم یه مطلب راجع به فایل‌های Raw بنویسم.حالا یه سوال پیش میاد؟!اگه فایل Raw یه عکس پردازش شده نیست پس چطوره که وقتی Raw عکاسی می‌کنیم میتونیم از طریق دوربین عکس‌هایی که ثبت کردیم رو ببینیم؟!!!جواب: دوربین حین ذخیره‌ی اطلاعات خام، یک نسخه‌ی پردازش شده از همون عکس رو توی فایل Raw ضمیمه میکنه!جالب شد نه؟این فایل ضمیمه، همون تصویری هست که توی نمایشگر دوربین بعد از ثبت عکس می‌بینیم و خبر خوب اینه که میشه اون فایل رو استخراج کرد ? .برای استخراج فایل Jpeg ضمیمه شده توی فایل Raw به چی نیاز داریم؟جواب: به یه برنامه‌ی کم حجم به نام Instant JPEG from RAW و در ادامه لینک‌های دانلودش رو قرار دادم:دانلود Instant JPEG from RAW با حجم کمتر از 2 مگابایت:Windows 7/8/10 - (32bit)Windows 7/8/10 - (64bit)Apple macOSبعد از نصب این برنامه با توجه به سیستم‌عامل کامپیوتری که استفاده می‌کنید توی منوی راست کلیک قرار میگیره به این شکل:کافیه تمام فایل‌های خام مدنظرتون رو انتخاب کنید و بعد روی یکی از فایل‌ها راست کلیک کنید و گزینه‌ی مشخص شده توی عکس بالا رو بزنید یه پنجره باز میشه که ازتون میخواد سایز خروجی عکس‌های ضمیمه رو تعیین کنید، اگه نیاز دارید سایز اصلی باشه کافیه روی گزینه Native size only باشه مثل عکس زیر:درنهایت روی Extract کلیک کنید تا توی یه پوشه‌ی جدید همه‌ی خروجی‌ها رو ذخیره کنه و جالب اینکه چون تبدیلی صورت نمیگیره در کمتر از چند ثانیه همه‌ی فایل‌ها استخراج میشن.*** اخطار: یادتون باشه دوربین عکس ضمیمه شده توی فایل Raw رو بیشتر از حد عادی فشرده میکنه، پس برای ادیت‌های سنگین و یا به عنوان عکس اصلی روی فایل‌های استخراج شده حساب نکنید هرچند که کیفیت قابل قبولی دارن. ***امیدوارم این آموزش براتون مفید واقع بشه.</description>
                <category>هنری</category>
                <author>Mohammad Shokoohi</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jan 2020 18:32:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گالری: مجموعه‌ای از آثار عکاسی من</title>
                <link>https://virgool.io/Artistic/post0017-vmlpxckfg3wh</link>
                <description>کودک روستایی - خوزستان 1397به عنوان یک هنرمند، در شاخه‌ی عکاسی فعالیت جدی و حرفه‌ای دارم. من یک هنرمند آزاد هستم و تابع هیچ قانونی برای هنرم نیستم و اصل برای من روحیات، احساسات و جهان‌بینی هست که در خلوت و تفکراتم بهشون رسیدم.زمانی که عکاسی رو شروع کردم، بیشتر از هر چیزی یه نیاز درونی و ذاتی بود که منو به سمت عکاسی هدایت کرد و تا سال‌ها عکاسی برای من رفیقِ گرمابه و گلستان بود... یا بهتر بگم... عکاسی شریک تنهایی‌، غم و شادی من بود...چه روزهایی که ناراحت بودم، دست به دوربین میزدم به دل طبیعت... آروم میشدم... و دوباره برمی‌گشتم به یه حال خوب...یادمه سال 90 بود که با مهدی درویشی آشنا شدم، مهدی منو از توی خلوتی که داشتم آورد بیرون... و الان راضی‌ام از فعالیتی که شروع کردم... بعد از سال 90 من دیگه آدم گوشه‌گیر سابق نبودم..قصد دارم توی صفحه‌ی شخصی ویرگول‌ام گالری دائمی از آثارم راه بندازم و مجموعه‌ای از آثارم رو در معرض نمایش بذارم. قبل از اینکه بریم سراغ عکس‌ها، لازم میدونم بگم که من در ژانر طبیعت، منظره و میراث فرهنگی عکاسی می‌کنم، هرچند که ممکنه مستند روستایی و اجتماعی هم در لابه‌لای آثارم بشه پیدا کرد.و تا یادم نرفته بگم که گاهی آثار من در سبک فاین‌آرت هستن و هیچ تعهدی به دنیای واقعی ممکنه نداشته باشن... هرچند که خمیرمایه‌ی اصلی آثارم رو از طبیعت و دنیای واقعی بدست میارم ولی در مرحله‌ی پردازش و ویرایش عکس ممکنه به دنیای واقعی و شکل استنادگونه‌ی عکس پایبند نباشم و دید درونی خودم از یک منظره رو به مخاطب ارائه کنم.امیدوارم که لذت ببرید:گاومیش‌ها - خوستان 1397غروب تهران - تهران 1393غروب نی‌زار - شهرستان شوش 1391تنها در نی‌زار - شهرستان شوش 1391مه زده - شهرستان شوش 1392رویای سپید - لرستان 1397مخروبه - شهرستان دزفول 1397مرد ماهی‌گیر - شهرستان شوش 1392طبیعت شمال خوزستان - شهرستان دزفول 1397طبیعت شمال خوزستان - شهرستان دزفول 1395تمنّا - تهران 1393توفانی - رودخانه کرخه 1397چغازنبیل، معبد زیگورات - شهرستان شوش 1395حرم دانیال نبی - شهرستان شوش 1397قلعه‌ی فلک الفلاک - خرم‌آباد 1395یادگار جنگ - شهرستان شوش 1397</description>
                <category>هنری</category>
                <author>Mohammad Shokoohi</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jan 2020 00:45:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فتوشاپ به کارایی بیشتری نیاز داره!</title>
                <link>https://virgool.io/Artistic/post0013-nluwzkoivoer</link>
                <description>شاید ندونید ولی فتوشاپ با هر ورژن جدید بیشتر از قبل تشنه‌ی بلعیدن منابع سخت‌افزار میشه و این تقریباً از جایی شروع شد که موتور پردازش مرکوری وارد محاسبات گرافیکی فتوشاپ شد.عموماً توی ایران ما نرم‌افزارها رو به شکل قفل شکسته دانلود و نصب می‌کنیم و همه به انواع و اقسام نرم‌افزارها دسترسی دارن، برای همین ممکنه نرم‌افزاری مثل فتوشاپ روی هر سیستمی با هر نوع سخت‌افزاری توسط کاربر نصب بشه.مشکل بزرگ اینجاست که اغلب کاربران چون پولی بابت این نرم‌افزار‌ها نمی‌دن زیاد هم درگیر این‌که آیا فلان نرم‌افزار با بهمان ورژن آیا روی سخت‌افزاری که دارم استفاده می‌کنم بهینه کار میکنه یا نه، نیستن!زیاد نمی‌خوام وارد جزئیات چگونگی عملکرد تخصصی نرم‌افزار فتوشاپ بشم ولی به شکل خلاصه می‌گم که ورژن‌های جدید فتوشاپ برای کارکرد روان و بی‌نقص به چند مورد نیاز دارن:پردازنده‌های قدرتمند و به روز مثل پردازنده‌های نسل 6 به بالای اینتل و یا پردازنده‌های رایزن AMD.کارت گرافیک با حداقل 2 گیگ حافظه‌ی DDR5  که البته بهتره اگه انویدیا هست از مدل 1050 به بالا باشه یا اگه AMD هست از RX 460 به بالا باشه.حداقل 8 گیگ رم که پیشنهاد میشه به حداقل 16 گیگ فکر کنید.هارد دیسکی که فتوشاپ روی اون نصبه، در زمان استفاده از فتوشاپ حداقل 50 گیگ فضای خالی داشته باشه.خب شاید بگید که من با نصف این مشخصاتی که گفته شد دارم از فتوشاپ استفاده می‌کنم!در جواب باید بگم، درسته که میشه فتوشاپ رو روی سخت‌افزارهایی با کمتر از این موارد نصب و اجرا کرد اما در واقع یه ریسک بزرگ انجام میدیم و ممکنه برخی از عملکرد‌های فتوشاپ به درستی انجام نشن و یا با مشکل کمبود فضای RAM و یا هارد دیسک مواجه بشیم.در این مواقع فتوشاپ خیلی کُند عمل میکنه، حتی ممکنه توی ذخیره کردن یک فایل PSD یا PSB به ما خطای نبود فضای کافی بده!، از اینها گذشته ما ممکنه از توانایی‌هایی مثل پردازش محاسبات گرافیکی فتوشاپ توسط کارت گرافیک محروم بشیم که یک مشکل دیگه ایجاد میکنه و اونم انتقال تمامی بار پردازشی روی دوش CPU هست.اگه نسخه‌های جدید فتوشاپ اینقدر مشکل برای کامپیوتر‌های قدیمی ایجاد میکنن پس راه حل چیه؟راه حل اینه که نسخه‌ی فتوشاپ رو بی‌گدار ارتقا ندیم و خوب بررسی کنیم، ببینیم آیا میشه روی سخت‌افزاری که داریم ورژن جدیدی از فتوشاپ نصب کرد یا نه.میتونیم اگه از عملکرد نسخه‌ی جدید فتوشاپ راضی نیستیم و بودجه‌ای هم برای ارتقای سخت‌افزار نداریم، یک یا چند ورژن فتوشاپ رو برگردونیم به عقب تا بتونیم حداکثر کارایی رو در حداکثر استفاده از سخت افزار داشته باشیم.مثلاً اگه نسخه‌ی 2019 یا 2020 فتوشاپ روی سیستم ما خوب جواب نمیده بهتره به سراغ نسخه‌های 2018 تا 2015 بریم و بررسی کنیم ببینیم کدوم یکی از اون‌ها میتونن کامل از توان سخت‌افزاری سیستم ما استفاده کنن.از کجا بفهمیم که فتوشاپ با سیستم ما مشکلی داره یا نه؟کافیه فتوشاپ رو اجرا کنید با استفاده از مسیرهای زیر در ویندوز و مکینتاش چک کنید که فتوشاپ مشکلی داره یا نه.Windows :Edit &gt; Preferences &gt; PerformancemacOS :Photoshop &gt; Preferences &gt; Performanceبعد از رفتن این این مسیر پنجره‌ی تنظیمات و بخش Performance رو خواهید دید.در بخش Memory Usage فتوشاپ بهینه‌ترین میزان رو انتخاب کرده، لطفاً اگه تغییرش میدید بیشتر از 70٪ رم سیستم رو به فتوشاپ اختصاص ندید چون ممکنه باعث کرش فتوشاپ یا کل سیستم بشید.در بخش Graphic Processor Settings اول چک کنید که تیک Use Graphic Processor فعال باشه.از قسمت Advanced Settings وارد بشید و ببینید بخش Drawing Mode روی حالت Advanced باشه و 3 تا تیک با نام‌های :1. Use Graphic Processor to Accelerate Computation2. Use OpenCL3. Anti-alias Guides and Pathsفعال باشن مثل عکس پایین.تیک 30bit Display مربوط به مانیتورهایی با عمق رنگ بالا هست که عموماً به کار ما نمیاد.تیک Use native operating system GPU acceleration مربوط به درایورهای بومی سیستم‌عامل برای راه اندازی کارت‌گرافیک هست که اگه از درایور اختصاصی استفاده نمی‌کنید و سیستم‌عامل‌ خودش درایوری برای راه اندازی کارت گرافیک داشته باشه فعال میشه. اصولاً اینو بیشتر توی سیستم‌عامل مک میبینیم که فعال میشه چون مک برخی درایورهای گرافیکی رو به شکل بومی توی خودش از پیش داره.خُب! حالا اگه این بخش کلاً فعال نبود باید چیکار کرد؟در ابتدا بهتره اگه ویندوز دارید درایور کارت گرافیک رو به آخرین نسخه ارتقا بدید و اگه از مک استفاده می‌کنید، مک رو به آخرین آپدیت ارتقا بدید.اگه مشکل حل نشد، بهتره حداقل از یکی دو ورژن قدیمی‌تر فتوشاپ استفاده کنید.نکته‌ی مهم اینه که برخی از گرافیک های قدیمی و یا اغلب گرافیک‌های جدید ساخت اینتل Intel HD Graphics ممکنه با فعال سازی OpenCL مشکل داشته باشن.یعنی تنظیمات گرافیک مشکلی نداره و فعاله اما تیک OpenCL خاکستریه و غیر فعاله.اگه گرافیک سیستمتون قدیمیه کار زیادی ازتون ساخته نیست، شاید ترفندهایی توی نت پیدا کنید برای فعال سازیش ولی ممکن هم هست که ترفندها جواب ندن.اما اگه از گرافیک‌های Intel HD Graphic سری 4000 به بالا استفاده می‌کنید یه ترفند وجود داره برای فعال سازی OpenCL و اونم چیزی نیست جز بستن مرورگر اینترنت مثل کروم و فایرفاکس!کسانی که از گرافیک‌های اینتل استفاده میکنن اگه حین اجرای فتوشاپ مرورگر اینترنتشون باز باشه تیک OpenCL براشون به حالت غیر فعال درمیاد! کافیه که مرورگر و فتوشاپ رو ببندید و بعد دوباره فتوشاپ رو اجرا کنید، الان اگه چک کنید می‌بینید که می‌تونید تیک OpenCL رو فعال و از قابلیت‌هاش استفاده کنید. یادتون باشه قبل از اجرای فتوشاپ مرورگر باز نباشه، بعداز اجرای کامل فتوشاپ اگه خواستید میتونید مرورگر رو اجرا کنید اما قبل از اجرای فتوشاپ مرورگر باز باشه OpenCL غیر فعال خواهد بود.رفع مشکل خطای کم‌بود حافظه در فتوشاپممکنه حین استفاده و یا ذخیره‌ی یک فایل، فتوشاپ به ما خطای کم‌بود حافظه بده، در این مواقع بهتره از مسیری که در بالا ذکر شد وارد بشید البته بجای Performance باید گزینه‌ی Scratch Disks رو بزنید و بعد با چنین چیزی مواجه میشید:تیک خالی‌ترین درایو رو بزنید، اگه یک درایو خالی و یا مناسب با فضای کافی نداشتید می‌تونید همزمان تیک دو یا چند درایو رو بزنید که فتوشاپ از مجموع فضاهای خالیشون استفاده بکنه.حرف آخردرهر صورت باید به این نکته توجه بکنید که ورژن‌های جدید فتوشاپ نیاز به منابع سخت‌افزاری بیشتری نسبت به نسخه‌های قدیمیتر دارن و بهتره اگه نیاز به قابلیت‌های جدید فتوشاپ نداریم و نسخه‌ی فعلی که استفاده میکنیم به خوبی جواب میده بیخودی اونو آپدیت نکنیم.ورژن قدیمی‌تر فتوشاپ که بتونه از حداکثر توانایی سخت‌افزاری سیستم ما استفاده بکنه خیلی بهتر از نسخه‌ی جدیدی هست که نتونیم باهاش اونجور که باید کار بکنیم و از قابلیت‌های به نحو احسن بهره ببریم.</description>
                <category>هنری</category>
                <author>Mohammad Shokoohi</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jan 2020 16:38:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پردازش قدرتمندِ فایل‌های Raw با نرم‌افزار RawTherapee</title>
                <link>https://virgool.io/Artistic/post0012-m3hphk9jceim</link>
                <description>.RawTherapee تصویری از صفحه‌ی اصلی وب‌سایتدر دوران عکاسی آنالوگ، تاریکخانه‌ها و نگاتیو‌ها جز‌ء اصلی عالم عکاسی بودند و عکاسان حرفه‌ای با پردازش دقیق و تخصصی فیلم‌ها و اسلایدهای ثبت شده در تاریکخانه‌ها به نتایج خارق‌العاده‌ای می‌رسیدند.این روند با گذار از عکاسی آنالوگ به دیجیتال و اعتماد عکاسان به فرمت‌فایل‌های Raw که حکم نگاتیو‌ها و اسلایدهای دیجیتال را در دنیای امروزی دارند از تاریکخانه‌ها به کامپیوترها منتقل شد.شرکت Adobe با معرفی فرمت اوپن‌سورس DNG که قابلیت اطمینان پذیری زیادی دارد و همینطور نرم‌افزار پردازش تصویر حرفه‌ای Camera Raw وارد این عرصه‌ی به شدت مهم در عالم عکاسی شد. البته شرکت‌های دیگر ازجمله سازندگان دوربین‌های عکاسی نیز فرمت‌های اختصاصی خودرا معرفی کردند و برخی نیز با استفاده از فرمت DNG کار را برای سازگاری بیشتر فایل‌های Raw حاصل از ذخیره‌ی اطلاعات سنسور با نرم‌افزارهای ساخت شرکت Adobe آسان کردند.نکته: در این مقاله مجال پرداختن به اینکه فایل‌های Raw دقیقاً چه هستند و چگونه ساخته میشوند نیست ولی در‌ آینده در مقاله‌ای تخصصی به تشریح و معرفی فایل‌های Raw در عکاسی و انواع آن اقدام خواهم کرد.در یک تعریف ساده و مختصر برای فایل‌های Raw می‌توان گفت که اطلاعات سنسور دوربین درحین عکاسی بدون هیچگونه پردازش و دستکاری به شکل یک فایل در کارت‌حافظه ذخیره می‌شوند و عکاس بعداً در خانه و یا محل‌کار این فایل‌ها را که در واقع هنوز عکس نیستند پردازش و تبدیل به عکس میکند.وظیفه‌ی پردازش فایل‌های خام به عهده‌ی Raw Image Processing Softwareها می باشد. که از عمده‌ترین نام‌ها در بین عکاسان میتوان به :Adobe Camera RawAdobe Lightroom CC &amp; ClassicCapture OneON1 Photo RAWاشاره کرد که البته هیچ‌کدامشان رایگان نیستند و باید برای استفاده از آنها هزینه‌ای پرداخت شود.اما در میان انبوه نام‌ها‌ی مربوط به نرم‌افزارهای پردازش فایل Raw میتوان به گزینه‌‌های قابل تاملی نیز رسید که از آن جمله میتوان به نرم‌افزارهای RawTherapee و Darktable اشاره کرد و جالب اینجاست که استفاده از این دو نرم‌افزار کاملاً رایگان و آزاد می باشد و نیاز نیست هیچگونه لایسنسی برای استفاده از آنها خریداری شود.همینطور یکی از امتیاز مثبت این دو نرم‌افزار پشتیبانی مستقیم از سیستم عامل‌های گنو/لینوکسی می‌باشد که در واقع بستر اصلی توسعه و انتشار این نرم‌افزارها برای سیستم‌عامل‌های گنو/لینوکس است هرچند که برای دیگر سیستم‌عامل‌ها مثل ویندوز نیز در دسترس هستند.معرفی نرم‌افزار RawTherapeeیک برنامه‌ی قدرتمند و رایگان تحت مجوز (GPLv3) برای پردازش فایل‌های Raw می‌باشد که از طیف وسیعی از فرمت‌های Raw پشتیبانی می‌کند.نرم‌افزار RawTherapee مجموعه‌ی قدرتمندی از ابزارها را برای شما فراهم می‌کند تا عکس‌های شگفت انگیزی تهیه کرده و خلاقیت خود را به نمایش بگذارید.توانایی در استفاده از حداکثر داینامیک رنج ثبت شده در عکس.
برخی از امکانات این نرم‌افزار :موتور پردازش تصویر غیر مخرب ۳۲ بیتی.الگوریتم‌های پیشرفته‌ی Demosaicing.پردازش رنگ و ویرایش دقیق جزيیات در عکس.استفاده‌ی کامل از داینامیک رنج ثبت شده در فایل‌های Raw.استفاده از تکنیک‌ Compositing Pixel-Shift برای بدست آوردن جزئیات بیشتر و بهتر. در دو عکس زیر نمونه‌هایی از خروجی این تکنیک قرار داده شده، عکس بالا حالت اصلی و عکس پایین حالت پیکسل شیفت می‌باشد.Compositing Pixel-Shift توانایی افزایش جزئیات عکس توسط تکنیکCompositing Pixel-Shift توانایی افزایش جزئیات عکس توسط تکنیک
استفاده از چند فریم Raw برای تکنیک‌هایی مثل براکتینگ جهت تولید عکس‌های HDR.شناسایی و تصحیح hot/dead پیکسل‌ها.کنترل کامل روی الگوریتم‌های Demosaicing و دارا بودن چندین الگرویتم مختلف با قابلیت انتخاب و تغییر بین آنها توسط عکاس.نویزگیری و کنترل روی گرین و نویزهای رنگی موجود در عکس.محیطی کامل برای ویرایش نور، سایه، کنتراست و ... تصاویر پردازش شده و گرفتن خروجی قابل انتشار و چاپ.و ده‌ها قابلیت و امکانات دیگر... .قابلیت ساخت تصاویر HDR از عکسهایی که به شکل براکت ثبت شده‌اند.برای دانلود این برنامه به لینک زیر مراجعه کنید:https://www.rawtherapee.com/downloads/صفحه‌ی ویکی راهنمای این برنامه:http://rawpedia.rawtherapee.com/Main_Page</description>
                <category>هنری</category>
                <author>Mohammad Shokoohi</author>
                <pubDate>Sun, 15 Sep 2019 13:39:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاربرد قفل آینه در دوربین‌‌های عکاسی</title>
                <link>https://virgool.io/Artistic/post0011-ooioofkdypjp</link>
                <description>برگرفته از وبلاگ قدیمی من - تاریخ انتشار ۱۸ اسفند ۱۳۹۲ :در دوربین‌های DSLR به دلیل مکانیکی بودن سیستم شاتر و آینه همیشه یک لرزش خفیف به کل سیستم بر اثر جابجایی این ادوات و متعلقات وارد میشه. البته در برخی مدل‌ها مکانیزم کاهش سرعت شاتر هم وجود داره ولی به دلیل عملکرد آینه و شاتر خواه‌ناخواه مقداری لرزش به وجود میاد.در حالت عادی و عکاسی معمولی در نور مناسب این لرزش‌ها به هیچ وجه مشکلی برای عکاسی پیش نمیارن ولی به محض اینکه سرعت شاتر از حدی پایین‌تر رفت و مخصوصاً در عکاسی لانگ‌اکسپوز حتی اگر دوربین روی سه پایه باشه باز هم تاثیر این لرزش موجب میشه که عکس ثبت شده تار بشه.برخی عکاسان از تایمر 2 یا 10 ثانیه استفاده می‌کنند که لرزش‌های بوجود اومده از تکان‌های حاصله از همزمانی فشار دکمه‌ی شاتر و متعلقات دوربین رو به کمترین حد ممکن برسونن. ولی این فقط مانع از این میشه که تکان‌های حاصل از فشار دکمه‌ی شاتر که به بدنه‌وارد میشه رو از بین ببریم و ربطی به لرزش ایجاد شده از سمت شاتر و آینه نداره.اما عکاسان حرفه‌ای همیشه علاوه بر تنظیم تایمر ۲ ثانیه یک کار دیگه هم انجام میدن و اون ایجاد وقفه‌ای بین حرکت آینه و باز شدن شاتر هست که باعث میشه تکان حاصل از حرکت آینه بی تاثیر بشه، و اون مکانیزم چیزی نیست جز مکانیزم قفل آینه ( Mirror Lock Up ).این مکانیزم با ایجاد فاصله بین بالا رفتن آینه و باز شدن شاتر، تکان‌های حاصله از سمت آینه رو 100% بی اثر می‌کنه و عکاس مطمئن خواهد بود که عکسی با میزان شارپنس بالا خواهد داشت.در حالت عادی وقتی که مکانیزم قفل آینه فعال باشه ثبت عکس دو مرحله‌ای میشه، یعنی با اولین فشار دکمه‌ی شاتر، آینه بالا میره و با فشار دوم، شاتر باز و عکس ثبت میشه و در نهایت آینه و شاتر با هم به حالت اول بر می گردند، یعنی آینه باز/آزاد میشه و شاتر بسته.شما میتونید از ترفند تایمر ۲ ثانیه + قفل آینه برای ثبت عکسی با کمترین لرزش استفاده کنید، به این شکل که در حالت تایمر با فشرده شدن دکمه‌ی شاتر، ابتدا آینه بالا میره و پس از زمان تعیین شده، شاتر باز میشه و عکس رو ثبت می کنه و در انتها شاتر بسته میشه و آینه هم باز/آزاد میشه.این هم یک نمونه از عکسی که با دو حالت عادی و فقل آینه گرفته شده :برای فعال کردن این قابلیت در دوربین‌تون حتماً به دفترچه‌ی راهنمای دوربین مراجعه کنید.عکاسانی که از دوربین‌های بدون آینه استفاده می‌کنن دیگه نیازی نیست که در منو‌های دوربینشون دنبال چنین قابلیتی بگردن چون دوربینشون اصلاً آینه‌ای نداره که بخواد لرزشی ایجاد بکنه.امیدوارم که این مطلب برای شما مفید بوده باشه.</description>
                <category>هنری</category>
                <author>Mohammad Shokoohi</author>
                <pubDate>Wed, 04 Sep 2019 17:27:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع عکاسی، بایدها و نبایدها برای تازه کاران!</title>
                <link>https://virgool.io/Artistic/post0010-vnzszd4dn0gj</link>
                <description>برگرفته از وبلاگ قدیمی من - تاریخ انتشار ۶ اسفند ۱۳۹۲ :اگه به عکاسی علاقمند هستید و دوست دارید که روزی یک عکاس حرفه‌ای بشید، بهتره که از همون اول برای خودتون یک هدف رو مشخص کنید و سعی کنید با ابزار‌های دم‌دستتون به اون هدف برسید.سعی نکنید اشتباهی‌رو که خیلی از تازه‌کاران مرتکب میشن رو تکرار کنید که در نهایت به دلسردی شما از عکاسی منجر خواهد شد.گمراهان عالم عکاسیهمیشه فناوری خوب بوده، به آدما کمک کرده که زندگی‌رو راحت‌تر به‌پیش ببرن! ، ولی این همه پیشرفت در کنار خوبی‌ها یه بدی‌هایی هم داشته و یکی از همون بدی‌ها چیزی نیست جز ورود افراد غیر متخصص به وادی‌هایی که هیچ پیش زمینه‌ای نسبت به اون ندارند.متاسفانه عکاسی هم از این قضیه مستثنی نیست و تا دلتون بخواد عکاس غیر‌حرفه‌ای وجود داره که از هرچیزی که جلوشون باشه با فشار دادن یه دکمه‌ی کوچیک عکس می‌گیرن.با ورود افراد غیر‌متخصص، دنیای عکاسی به شکل نامتعارفی داره مثل دنیای موبایل پر هرج و مرج میشه، یعنی طرفداران برندهای مختلف با هم کل میندازن، بحث های عجیب و غریب پیش‌میکشن و در مورد تجهیزات جانبی و بادی‌های مختلف چنان جدل‌هایی می‌کنن که بیا و ببین، تا جایی که چشم کار می کنه انجمن‌ها و گروه‌های مختلفی وجود داره که توشون یه سری افراد غیرحرفه‌ای ولی فیلسوف دارند بحث‌های فوق تخصصی در مورد تجهیزات و مزایا و معایبشون می‌کنند. در نهایت وقتی به خروجی عکسهاشون نگاه می‌کنیم چیزی جز افتضاح محض نمی بینیم.تفکر اغلب این طیف از دوربین به دستان اینه که هرچی تجهیزات گرون قیمت‌تر، در نتیجه عکاس حرفه‌ای تر!!! :)هر وقت هم که بهشون ایراد بگیریم که دوست عزیزم این همه بحث برای چیه؟ در جواب میگن که ما داریم علم عکاسیمون رو بالا میبریم! مثل این می‌مونه که بریم آموزشگاه رانندگی و بجای آموزش قوانین راهنمایی و رانندگی و طرز صحیح رانندگی با خودرو، به ما بهترین مدل‌های ابرخودرو‌ها و نحوه‌ی باز و بسته کردن موتور و بحث های حاشیه‌ای رو یاد بدن...!* یه پیشنهاد : این دوستان اگر از 100% وقت و انرژی و اعصابی که برای بحث و مجادله میذارن حدود 40% به عکاسی می پرداختند، الان یکی از سرشناس‌ترین هنرمندانِ عکاسِ کشور بودند.در این مورد حرف زیاد دارم ولی خب، زیادم خوب نیست گلایه کرد چون بضاعت هنریشون همینه و بیش از این ازشون انتظار نمیره و بهتر می‌بود که این عزیزان فروشنده‌ی لوازم و تجهیزات عکاسی میشدن که دیگه کل وقت رو به بحث و مجادله با مشتری‌ها بپردازن و به خواسته ی خودشون میرسیدن.طرفداری کور کورانهوقتی بحث از طرفداری کور کورانه میشه، اون‌هایی که اهل وب گردی باشن سریع به یاد هموطنان گجت دوست می افتن که به خاطر برند مورد علاقشون از گفتن هر حرف و توهینی دریغ نمی‌کنند تا رقبا رو سرکوب و سرجاشون بنشونن.همیشه در سایتهای مرتبط با گجت‌های همراه بخش نظرات مثل میدان جنگ می‌مونه و هرگونه حرفی چه خوب و چه بد زده میشه، به حدی که گاهی مدیر سایت بخش نظرات اون مطلب رو می‌بنده!متاسفانه افراط و تفریط نه فقط در دنیای گجت‌های همراه بلکه در جاهای دیگه هم هست و الان میبینم که طرفدارن برندهای مختلف با هم بر سر برتر بودن برند مورد علاقشون به اشکال مختلف با هم به بحث و جدال می پردازند.یکی از سوالات تازه واردان عرصه‌ی عکاسی اینه؟ : استاد حالا Canon بگیرم یا Nikon ؟!!! ( در پرانتز بگم که استاد شخصی هست از دستۀ عالمان عکاسی که در بخش اول بهشون اشاره کردم، با عمر هنری 6 ماه! )خب در این گونه مواقع جواب بستگی داره به اینکه &quot;استاد&quot; خودش از چه برندی استفاده می‌کنه، فارغ از برتری‌ها و کاستی‌های هر مدل به مدل مشابه در برند رقیب، این استاد میاد و میگه مثلا فلان برند بهتره، مثلا میگه نیکون عکسها رو گرمتر ثبت می کنه و کیفیت بهتری داره توی عکس‌ها ولی کانن عکسها رو سردتر ثبت می کنه!!! ( احتمال میدم استاد تا این لحظه اصلا با فرمت Raw کار نکرده و یا اصلا نمیدونه Temperature عکس رو میشه حین و یا بعد از عکاسی با فرمت Raw تغییر داد. ) خب این مبنا و معیار شاگرد میشه که نیکون عکس رو گرمتر ثبت می کنه و کانن عکس رو سردتر!!! و با این دید وارد دنیای عکاسی میشه و تا ابد هم مثل استاد کور کورانه از برند مورد علاقش دفاع می کنه.فعلا این بحث رو تا اینجا داشته باشیم که بعد در بخش نتیجه گیری در موردش صحبت می کنیم. ;)هدف در عکاسیمشکلی که شاید در ابتدای امر مشخص نباشه، ولی بی‌هدفی در عکاسی یعنی شروع یک سقوط به قعر ناآگاهی در علم عکاسی.توی این دوره زمونه همه یا دقیق‌تر بگم خیلی از افراد یک موبایل دوربین‌دار یا یکی از انواع دوربین‌های عکاسی همراهشون هست و همیشه عکس می‌گیرن، اما به‌راستی دقیقاً چه عامل یا عواملی باعث تفاوت یک عکاس حرفه‌ای از یک عکاس معمولی میشه؟ سوالی که شاید رسیدن به جوابش سخت باشه ولی در عین ناباوری جوابش سادست!برای حرفه‌ای شدن در هر هنری باید علم اون هنر رو فرا گرفت، سپس در یکی یا چندتا از شاخه‌های موجود در اون هنر که به علاقه‌ی ما نزدیک‌تره باید فعالیت کنیم و تجاربمون رو در همون بخش گسترش و پرورش بدیم؛چیزی که توسط اکثریت عکاسان تازه‌کار رعایت نمیشه.پس در ابتدا باید پیش زمینه‌ای علمی و تئوری از عکاسی داشته باشیم و در ادامه با آگاهی کامل به جلو بریم.تجهیزات عکاسییکی از تصورات اشتباهی که همیشه یک آماتور از عکاسی داره اینه :&quot; دوربین بهتر و قویتر + تجهیزات حرفه‌ای‌تر = عکس حرفه‌ای‌تر &quot;این تصور از اونجایی نشأت میگیره که، عکاس‌های تازه‌کار یک سری عکس‌های حرفه‌ای که توسط عکاسان حرفه‌ای گرفته شده میبینن و بدون اینکه یک لحظه فکر کنن که علم عکاس و دید خلاقانه‌ای که داشته چه گستره و عظمتی داره، سراسیمه به دنبال مدل و نوع دوربین عکاسی اون هستند!!! چرا که در باور غلطی که دارند، تجهیزات عامل اصلی حرفه‌ای شدن عکس‌های اون عکاس بوده.علم عکاسیهمونطوری که گفتم در هر حرفه یا هنر، انسان باید اول علم و آگاهی کاملی نسبت به اون حرفه یا هنر پیدا بکنه، تا بتونه به درستی در راهی که انتخاب کرده حرکت بکنه وگرنه محکومه به درجا زدن و در نهایت شکست.عمده مشکل عکاسان تازه‌کار اینه که میخوان از همون اول به آخرش برسن، بدون کسب تجربه و علم مصمم هستن که باید از همون اول عکس حرفه‌ای بگیرن، حالا یا با ادیت و یا بدون ادیت که باز هم در مورد ادیت کردن یا نکردن عکس بین علمای اهل فن ( همین دوستان تازه کار ) بحث هست که خودش نیاز داره به یک مقاله ی بلند و بالا، بگذریم.این همه عجله برای رسیدن به عکسهای حرفه‌ای ریشه در عدم آگاهی از فن و هنر عکاسی داره که باید با مطاله و کسب تجربه رفعش کرد.نتیجه گیری1. برای خرید تجیهزات عکاسی، تحقیق کنید و همه ی موارد مناسب رو بررسی کنید، اگه در اینترنت می خواید جستجو کنید بهتره که سایتهای معتبر خارجی رو بررسی کنید و فقط برای اطلاع از قیمت‌ها به سایتهای فارسی زبان رجوع کنید.2. بیشتر از اینکه به بحث در مورد موارد فنی دوربین‌ها و لنز‌ها بپردازید بهتره که اکثر اوقات رو برید و عکاسی کنید، چرا که با بحث کردن هیچکسی عکاس نشده. البته خاطرنشان کنم که مطالعه‌ی آزاد راجع به موارد فنی و تخصصی لازمه‌ی عکاسی هست ولی گام به گام و همراه با کسب تجربه‌ی عملی این امر باید محقق بشه.3. بجای تحقیق در مورد Canon یا Nikon بودن دوربین بهتره به این فکر کنیم که براستی چه عواملی یک عکس خوب رو میسازن.4. هرجا صحبت از عکاسی با فرمت Raw میشه، دیگه برند مطرح نیست، چون در عکاسی Raw بحث پردازش عکس مهمتر از نوع دوربین خواهد بود.5. همیشه دیدخلاقانه، تربیت نگاه، داشتن چشمی جستجوگر، علم، علاقه‌های هنری و زیاد عکاسی کردن همراه با کسب تجربه باعث میشه یک عکاس حرفه‌ای از یک عکاس معمولی که فقط یک عکس معمولی میگیره متمایز باشه.6. از همون ابتدا معین کنید که میخواهید در چه شاخه یا شاخه‌هایی از دنیای بزرگ عکاسی فعالیت کنید، یک نفر دوست داره سبک مدلینگ و فشن کار بکنه، یکی دیگه سبک طبیعت رو دوست داره، یکی عکاسی خیابانی و دیگران سبکهای دیگه رو ممکنه دوست داشته باشند، پس تعیین سبک هنری مهمترین عامل هست که حتی قبل از انتخاب برند دوربین و نوع تجهیزات باید انتخابش کرد. چرا که این سبک عکاسی هست که باعث میشه شما به سمت خرید تجهیزات مورد نظرتون برید.7. مهمترین عامل در یک عکاسی خوب، برنامه ریزی و هدف هست، شما بدون برنامه ریزی نمی تونید هیچوقت عکسهای خوبی ثبت کنید؛ باید همیشه در بهترین زمان در مکان مورد نظر حضور داشته باشید.8. برای عکاسی کردن، باید علم عکاسی رو هم داشته باشید، هیچوقت به شما تا زمانی که خلبانی رو یاد نگیرید هواپیمایی برای پرواز داد نمیشه، چون پرواز با هواپیما بدون هیچ علم و تجربه ای فاجعه به بار میاره. عکاسی هم به همین شکله، تا زمانی که علم عکاسی رو نداشته باشیم نمی تونیم عکاس خوبی باشیم.9. اصلاح میکنم &quot; دوربین بهتر و قویتر + تجهیزات حرفه‌ای‌تر = عکس با کیفیت تر &quot; .  نهایت کمکی که تجهیزات قویتر و بهتر می‌تونه به یه عکاس داشته باشه بالا بردن کیفیت عکس هست نه حرفه‌ای کردن عکس. این عکاس هست که عکس رو زیبا ثبت میکنه نه دوربین، دوربین فقط می تونه توی کیفیت خروجی تاثیر داشته باشه و نه در نوع کادر و ترکیب‌بندیِ عکس.</description>
                <category>هنری</category>
                <author>Mohammad Shokoohi</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2019 13:16:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنسل آدامز - جادوگر دنیای سیاه و سفید</title>
                <link>https://virgool.io/Artistic/post0008-iyvalaty2cpd</link>
                <description>آنسل آدامز - عکاس طبیعت و منظرهشاید کمتر کسی‌ست که آنسل آدامز را نشناسد و با آثارش آشنایی نداشته باشد، اما او یکی از اسطوره‌های عکاسی سیاه و سفید در دنیای معاصر عکاسی‌ست که فریم به فریم عکسهایش به منزله‌ی کتاب درسی برای عکاسان طبیعت و منظره خواهد بود.عکسهای این عکاس برجسته بیشتر از غرب آمریکا و پارک ملی این کشور ثبت شده‌اند. درواقع آنسل هم عکاس بود و هم حامی محیط زیست و در طول زندگی حرفه‌ای خود از این هدف غافل نشد.هرچند که این نوشتار راجع به زندگی‌نامه‌ی آنسل نیست ولی چنین مقدمه‌ای بر شناخت بهتر این عکاس صاحب‌نام برای علاقمندانی که با او آشنایی ندارند خالی از لطف نخواهد بود.آنسل سبک منحصر به فرد خود را داشت که البته متأثر از سبکِ عکاس صاحب‌نام دیگری به نام آلفرد استیگلیتز بود.Alfred Stieglitzدر این سبک او بیشتر هدفی روایی و بیانی حکایت‌گونه را در پیش گرفته بود به گونه‌ای که واقعیت عکس برایش اهمیت کمتری داشت و از این رو او مرحله‌ی پردازش و ظهور عکس را مرحله‌ی به ثمر رساندن عکس میخواند.در واقع آنسل آدامز را باید یکی از پیشگامان ویرایش و پردازش نور و رنگ ( تون‌های سفید تا سیاه حین چاپ ) در عکس دانست، به شکلی که او در جایی گفته:من یک کنتراست و زمان نوردهی معینی را به عنوان پایه و اساس به دست آوردم بعد با تغییرات نور و عمل سوزاندن و بعضی اوقات با استفاده از فیلترهای گوناگون کنتراست، نگاتیو را چاپ می‌کنم. [منبع]شاید در زمانه‌ای که ما زندگی میکنیم افراد زیادی باشند که به اصالت عکسی که از دوربین بدون هیچ دستکاری گرفته شده توجه زیادی کنند غافل از اینکه عالم عکاسی فراتر از افکار بسته و محدود این گونه افراد است.در عکاسی میتوان برای رساندن و القای یک مفهوم و هدف، ویرایش و تکنیک‌های ویرایشی را در خدمت واقعیت به‌کار گرفت به گونه‌ای که با یک عکس دست‌کاری شده بتوانیم مفهومی عمیق از یک واقعیت را به گونه ای بیان کنیم که در عکس‌های بدون دستکاری امکان‌پذیر نباشند.هرچند که مقوله‌ی استنادی و غیراستنادی بودن عکس در دنیای عکاسی مبحثی بسیار گسترده و مهم است ولی در این نوشتار مجالی برای پرداختن به این مقوله نیست. انشاالله در یک مطلب اختصاصی به این مبحث خواهم پرداخت.Mt. Ansel Adams, Lyell Forkعکسهایی که آنسل ثبت می‌کرد، دارای ارتباطی عجیب بین هارمونی تونهای مختلف نوری و نگاه ریزبینانه‌اش در ترکیب‌بندی بودند.او با دیدن مناظر مختلف، حین عکاسی تصمیم می‌گرفت که عکس‌نهایی به چه شکل باشد و با استفاده از فیلترها و تنظیمات دوربین به نور و سطوح تیرگی و روشنی مدنظرش میرسید و سپس در مرحله‌ی ظهور و چاپ آن‌را به تصویر نهایی مورد انتظارش تبدیل می‌کرد.چنین سبک عکاسی نشان از قوه‌ی تجسم و تصور به شدت قدرتمند آنسل نسبت به عکاسی سیاه و سفید داشت، برای مثال اینکه آسمانی تیره یا روشن در عکس باشد تصمیمی ساده نیست و متاثر از پارامترهای زیادیست که حین ترکیب‌بندی و همچنین محدودیت‌های دوربین باید بدانها پی برد؛ به شکلی که عکس نهایی دارای تفکیک پذیری قابل قبول در جزئیات مختلف نوری باشد و توأمان زیبایی خود را نیز حفظ کند.Unicorn Peak, Thundercloudsفارغ از اینکه ما عکاسان عصر جدید و دنیای دیجیتال همه‌چیز را در لحظه میبینیم و به سادگی ویرایش می‌کنیم، باید دید که در دوران عکاسی آنالوگ و همچنین دنیای تاریک‌خانه‌ها و ظهور عکس با مواد شیمیایی، آدامز و امثال او چه توانایی مثال زدنی در درک عکس با توجه به پروسه‌ی سخت ثبت تا ظهور داشتند بدون آنکه در پروسه‌ی ثبتِ عکس توانایی دیدن عکس ثبت شده را داشته باشند.و چه زیباست که در عکس‌های او همیشه ردپای دقت وصف‌ناپذیرش در کنترل کنتراست هویداست و این ریزبینانگی، زیبایی بی‌بدیلی به عکسهای او داده است.در پایان شما را به دیدن چند نمونه از آثار این هنرمند بزرگ دعوت میکنم :El CapitanMoonrise, HernandezRose and Driftwood Aspens, Northern New Mexico (H)Close-up of leaves In Glacier National Park (1942)</description>
                <category>هنری</category>
                <author>Mohammad Shokoohi</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 16:25:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لنز ۱۸-۵۵ میلیمتر را بهتر بشناسیم</title>
                <link>https://virgool.io/Artistic/post0002-jjodbbfzxduw</link>
                <description>لنز ۱۸-۵۵ میلیمتر ساخت کمپانی Canonبرای خیلی از ماها لحظه‌ی خریدن دوربین اول یا دوربین جدید یه لحظه‌ی مشترکِ پر از خوشحالی و ذوق هست، که ناگهان فروشنده بعد از دادن دوربین دست ما با لحنی عجیب میگه :البته چند وقت بعد باید بیایید و لنز ۱۸-۵۵ رو عوض کنید...! چون لنز 18-55 میلیمتر لنز قوی و با کیفیتی نیست...!اینجاست که دلمون هُری میریزه که ای خدا این همه تلاش کردیم برای خرید یه دوربین خوب و با کیفیت، ولی همین اول کار باید بریم برای پیدا کردن لنزی که باهاش عکسهای خوب بگیریم! :(دوربین رو میاریم و باهاش عکاسی می‌کنیم، ولی اون لذتی که باید رو نمیبریم!، چون حرفهای فروشنده مثل تیری بودن در قلب ما و ماهم دنبال این هستیم که چه لنزی برامون خوبه؟ که بریم بخریمش و از شر این لنز اهریمنی راحت بشیم...با وجود اون همه فشار روحی برای خرید یه لنز قوی‌تر و بهتر، اما هیچ‌وقت به این چند سوال فکر نکردیم :۱- لنز ۱۸-۵۵ میلیمتر چیه و چرا با اغلب دوربینها به فروش میرسه؟۲- فروشنده آیا مرجع قابل اعتمادی هست که بدونیم چه لنزی چقدر کیفیت داره؟۳- علم عکاسی فروشنده در چه حدی هست؟ آیا میتونه با یکی از ده‌ها دوربینی که توی فروشگاهش داره عکس خوب و قابل قبولی ثبت کنه؟اما برگردیم به اصل ماجرا...! این لعنتی...! این ۱۸-۵۵ میلیمتر کذایی...!تاریخچه ی لنزهای کیت ( Kit Lens )لنزهای کیت عموماً لنزهایی با کمترین تکنولوژی یا کمترین قابلیت‌ها هستن، به شکلی که وجودشون در جعبه‌ی دوربین باعث زیاد گران شدن دوربین نمیشه و عموماً با عنوان Starter Lens یا Kit Lens ازشون یاد میشه.اغلب این لنزها به خاطر ارزانتر بودن و یا ارزانتر شدن، آپرچرهای بسته‌تری دارن و یا ممکنه لرزشگیر نداشته باشن و همینطور رنجی از محدوده‌ی Wide ‍‍- Normal یا Wide - Tele رو پوشش بدن.البته لنزهای کیت جدید از قابلیت‌های خوبی مثل موتور فوکوس پرسرعت و بی‌صدا، قابلیت اصلاح فوکوس در حالت اتوماتیک و لرزشگیر قابل‌قبول برخوردار هستن.در زمان‌های گذشته، عموماً خریداران دوربین های SLR افرادی بودن که قبلاً لنزهای مد نظرشون رو خریداری کرده بودن و یا حین خرید بدنه یک یا چند لنز رو هم خریداری می‌کردن ولی بعدها به دلیل اینکه طیف خریداران بیشتر شد، شرکت ها به سمت این رفتن که یک لنز رو برای شروع عکاسی در جعبه‌ی دوربین قرار بدن و این شد که لنزهای کیت ساخته شدن.لنز ۲۸-۹۰ میلیمتر شروعی برای تولد یک پسر بد!لنز ۲۸-۹۰ میلیمتر ساخت شرکت Canonدوربین‌های سری EOS با ماونت EF از شرکت معظم Canon سال‌ها پذیرای لنزی با فاصله کانونی ۲۸ میلیمتر تا ۹۰ میلیمتر بودن که رنجی از Wide تا Tele  رو پشتیبانی می‌کرد، و از طرفی لنزی ارزان بود.این لنز محدوده‌ی وسیعی از فواصل کانونی ( Focal ) پرکاربرد رو در خود داشت و در عین حال قیمتی به مراتب کمتر رو به مشتری تحمیل می‌کرد که برای ثبت اغلب سوژه‌ها، زوایا و کادرها مناسب بود.البته این لنز برای دورانی بود که هنوز دوربین های SLR با فیلمهای ۱۳۵ بر بازار سلطنت می‌کردن و مطمئن هستم خیلی از خریداران دوربین های EOS چنین لنزی رو به خاطر میارن.هرچند که میشه الان هم این لنز رو پیدا و خریداری کرد و روی دوربین های جدید EOS که ماونت EF رو پشتیبانی می‌کنن نصب کرد.با روی کار اومدن دوربین‌های DSLR این فاصله‌ی کانونی ( یعنی ۲۸ تا ۹۰ میلیمتر ) معیاری شد برای تولید لنز ۱۸-۵۵ میلیمتر و لنزهای مشابه.ریشه یابی و علت تولید لنز ۱۸-۵۵ میلیمتربعد از فراگیر شدن دوربین‌های دیجیتال اس ال آر یا همون DSLR ها بحث‌های تخصصی زیادی باب شد که در دوران آنالوگ زیاد مطرح نبودن و یا اگه بودن برای عده‌ای خاص با اهداف خاص مهم بودن، اما یکی از اون بحث‌ها که دنیای دوربین های عکاسی دیجیتال به شدت باهاش درگیر هست، بحث Crop Factor یا ضریب برش بود.ضریب برش یا کراپ‌فاکتور با توجه به ابعاد حسگر دوربین یک عدد ثابت بود، برای مثال روی دوربین‌هایی با حسگر ۳۵ میلیمتری ( به اختصار Full Frame ) که معادل نگاتیو‌های ۱۳۵ هستن ضریب برش عدد ۱ هست ولی دوربین‌هایی که حسگر کوچک‌تری دارن مثل دوربین‌های APS-C ضریب برش عددی بیشتر از عدد ۱ هست و با کوچکترشدن حسگر این ضریب هم افزایش پیدا می‌کنه.خب با این تعریف باید بگم که در دوربین‌های Canon با قطع حسگر APS-C ضریب برش عدد ۱.۶ و در Nikon با قطع حسگر APS-C این عدد ۱.۵ هست.یعنی با یک لنز یکسان و فاصله‌ی کانونی مشابه، دوربین های APS-C فاصله کانونی بیشتری نسبت به دوربین هایی با قطع حسگر فول‌فریم خواهند داشت.مثال :یک لنز با فاصله‌ کانونی ۵۰ میلیمتر رو فرض کنید.ضریب برش برای این لنز روی دوربین‌هایی با حسگر Full Frame با توجه به ضریب ۱ اینجور محاسبه میشه :Focal 50mmCrop Factor 150mm x 1 = 50mmحالا اگه همون لنز رو بذاریم روی بدنه‌ای با ضریب برش ۱.۶ چنین چیزی داریم :Focal 50mmCrop Factor 1.650mm x 1.6 = 80mmدر واقع ما از یک لنز ۵۰ میلیمتری با دایره تصویر یکسان دو برش متفاوت رو می‌بینیم، یکی برش قطع فول‌فریم با فاصله کانونی ۵۰ میلیمتر و دیگری برش قطع APS-C با فاصله کانونی معادل ۸۰ میلیمتر.خب تا اینجا با چندتا ضرب ساده فهمیدیم که دوربین‌هایی با قطع حسگر APS-C همیشه روی همه‌ی لنزهایی که روشون نصب میشن ضریب برش میخورن...حالا ماشین حساب بردارید و ۱۸-۵۵ رو معادل سازی کنید! Canon APS-C Crop Factor 1.618mm x 1.6 = 28.8mm55mm x 1.6 = 88mm حاصل میشه فاصله کانونی ۲۸.۸ میلیمتر تا ۸۸ میلیمتر که تقریباً نزدیک‌ترین فاصله به لنز ۲۸-۹۰ میلیمتر گفته شده در ابتدای مطلب بود.پس ما وقتی داریم از فاصله کانونی ۱۸ تا ۵۵ میلیمتر استفاده می‌کنیم در واقع داریم با رنجی معادل فاصله کانونی لنز ۲۸ تا ۹۰ میلیمتر عکاسی میکنیم و این فلسفه‌ی وجودی فاصله کانونی ۱۸ تا ۵۵ میلیمتر هست.اما همه چیز به اینجا ختم نمیشه.لنز ۱۸-۵۵ میلیمتر یه لنز همه‌کاره و ارزان هست، کیفیت این لنز از نظر اپتیک به پای گرانترین لنزها نمیرسه ولی هنوز هم میشه باهاش بهترین عکس‌ها رو ثبت کرد.با توجه به پارامترهایی که در شناخت لنز وجود داره، لنز ۱۸-۵۵ میلیمتر می‌تونه لنزی مناسب برای استفاده‌ی روزمره و لذت بردن از عکاسی باشه، از ثبت مناظر تا عکاسی پرتره، پرتره های محیطی و مستند اجتماعی و... .با کمی جستجو می‌تونید عکاسان زیادی رو پیدا کنید که با لنز ۱۸-۵۵ میلیمتر عکس‌های زیبایی ثبت کردن و خودشون رو به عنوان عکاس حرفه‌ای در جامعه‌ی عکاسی مطرح کنن.به خاطر داشته باشید که عکاسی فقط داشتن تجهیزات گران‌قیمت نیست، عکاسی یک هنره و این هنر رو باید با تمام وجود درک کرد.هر لنز و هر بدنه و در کل هر تجهیزاتی که ساخته میشه، بی‌دلیل ساخته نشده و فلسفه‌ای پشت اون هست و ما باید با علم و آگاهی در مسیر انتخاب و خرید تجهیزات مورد نیاز قدم برداریم.وقتی صحبت از انتخاب لنز میشه، باید میلیمتر به میلیمترِ فواصل کانونی رو درک کرده باشید تا بتونید درست ترین نقد و یا صحبت رو راجع به لنزها داشته باشید.عکاسی که با لنز ۱۸-۵۵ میلیمتر عکس‌های خوبی میگیره، قطعاً میتونه با لنزهای گران‌قیمت‌تر عکس‌های بی‌نظیری ثبت کنه، ولی عکاسی که نتونه با لنز ۱۸-۵۵ میلیمتر عکس‌های خوبی بگیره، لنزهای گران‌قیمت و بدنه‌های حرفه‌ای هم نمی تونن کمکی در راستای بهتر شدن عکس‌هاش بکنن، در واقع تنها کمکی که می‌کنن اینه که عکس بدی که می‌گیره رو با بالاترین کیفیت ممکن ثبت کنن.امیدوارم این مطلب برای شما مفید بوده باشه، منتظر نظرات و پیام‌های شما هستم.ارادتمند محمد شکوهی</description>
                <category>هنری</category>
                <author>Mohammad Shokoohi</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jul 2019 18:20:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر خوب دیدن، هنر خوب ثبت کردن!</title>
                <link>https://virgool.io/Artistic/post0001-y48btqaspf8g</link>
                <description>منبع تصویر اینترنتاز دیرباز راجع به عکاسی مطالعه میکردم و همیشه هم عکاسی یک پای ثابت زندگی من بود، تا اینکه کم کم زندگی من شد یک پای ثابت عکاسی و درگیرش شدم...الان سالهاست عکاسی میکنم و می آموزم، تجربیاتم در این دوران به حدی بوده که تازه فهمیدم هنوز برای خوب بودن در این عالم خیلی جوان و کم تجربه ام!در این سالها زیاد دیدم افرادی که قبل از من در عالم عکاسی بودن و حالا دیگه بین ما نیستن و یا با من شروع کردن و الان دیگه سراغی هم از عکاسی نمیگیرن، اما چیزی که برای من ثابت شده اینه که من هنوز دوربین به دست دارم و از عکاسی لذت میبرم.عکاسی برای خیلی ها یک مفهوم ساده داره، اما من همین مفهوم ساده رو با تمام پیچیدگیهاش دارم زندگی میکنم و هر روز بیشتر و بیشتر دنیا رو میشناسم. دنیایی که اکثر ماها در اون دچار روزمرگی و تکرار شدیم و به هیچ عنوان نمی تونیم خوب ببینیمش...چه طلوع و غروب های زیبایی که در شهر حین پرسه زدن دیدم و از دیدن آسمان با رنگها و ابرهایی که دلبری میکردن لذت می بردم، اما در پایین جایی در دل شهر همه در رفت و آمد و درگیر روزمرگی بودن... اینکه وقتی به عابران نگاه میکردم هیچکس حتی حواسش به آسمان نبود که حداقل با دیدنش جانی دوباره بگیره... انگار چشم ها طلسم شدن...این شد که تصمیم گرفتم بنویسم، از هرآنچه که به هنر خوب دیدن کمک بکنه، به شناخت علم و دانش عکاسی کمک بکنه و درنهایت به یه عکس و عکاس خوب منجر بشه!پس با من همراه بشید...</description>
                <category>هنری</category>
                <author>Mohammad Shokoohi</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jul 2019 16:24:47 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>