<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات انتشارات آریاناقلم</title>
        <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/feed</link>
        <description>ناشر کتاب‌های مدیریت و کسب‌وکار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 13:36:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/nfwizx1sckja/lmahzt.jpg</url>
            <title>انتشارات آریاناقلم</title>
            <link>https://virgool.io/Aryanaghalam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا مدیریت زمان جواب نمی‌دهد؟ (از نگاه آدام گرانت)</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA-fpx7hl5epury</link>
                <description>چند سال پیش که رهبری درس می‌دادم، در فرصت استراحت میان کلاس، یکی از مدیران به نام مایکل سراسیمه پیشم آمد. رئیسش گفته بود باید بهره‌وری‌اش را بیشتر کند، و او هم چند ساعتی صرف این کرده بود که ببیند چه چیزهایی وقتش را می‌گیرد. جلسات غیرضروری را حذف کرده بود و برنامۀ دیگری نبود که بتواند از تقویم کاری‌اش حذف کند. راهی هم به نظرش نمی‌رسید که بتواند کارایی‌اش را افزایش دهد.بالأخره گفت: «ممکنه فکر کنی شوخی می‌کنم، اما جدی می‌گم. تنها چیزی که به نظرم می‌رسه اینه که کمتر آب بخورم تا کمتر مجبور بشم برم دستشویی.»ما فرهنگی داریم که فکر و ذکرش بهره‌وری فردی است. ما کتاب‌هایی را که دربارۀ به سرانجام رساندن کارهاست با ولع می‌خوانیم و آرزوی هفتۀ کاری چهارساعته را در سر می‌پرورانیم. ما شتاب را می‌پرستیم و باافتخار می‌گوییم که وقت سر خاراندن نداریم. غالباً به ما می‌گویند که کلید انجام کارها مدیریت زمان است. اگر بتوانید برنامۀ زمانی‌تان را بهتر تنظیم کنید، به بهشت بهره‌وری وارد می‌شوید.اما من بعد از دو دهه بررسی بهره‌وری، به این نتیجه رسیده‌ام که مدیریت زمان راه‌حل نیست، اتفاقاً خودش بخشی از مشکل است.در طول سال‌های کاریم بیشترین سؤالی که از من پرسیده‌اند این بوده: «چه‌طور کار بیشتری انجام دهم؟» گاهی افراد چون می‌دانند روانشناس سازمانی هستم و بهره‌وری یکی از حوزه‌های تخصصم است این را می‌پرسند، ولی بیشتر برای این می‌پرسند که در مقاله‌ای در نیویورک تایمز یا در کتاب مورد علاقه‌شان خوانده‌اند که من خیلی کار می‌کنم.اما حقیقت این است که من احساس نمی‌کنم بهره‌وری‌ام زیاد است. من مرتب در رسیدن به هدف‌های روزانه‌ای که برای پیشرفت تعیین می‌کنم ناکام می‌مانم، و برای همین هم وقتی این سؤال را می‌پرسیدند نمی‌دانستم چه‌طور جواب بدهم. صحبت با مایکل باعث شد جرقه‌ای در ذهنم زده شود: دریافتم پرکار بودن به مدیریت زمان ربطی ندارد. تعداد ساعات روز محدود است و متمرکز شدن روی مدیریت زمان فقط آگاهی‌مان را از اینکه چه تعدادی از این ساعات را تلف می‌کنیم افزایش می‌دهد.مدیریت توجه روش بهتری است: افراد و پروژه‌هایی را که اهمیت دارند اولویت‌بندی می‌کنیم، و دیگر مهم نیست هر کاری چه‌قدر وقت می‌گیرد.مدیریت توجه هنر تمرکز بر انجام دادن کارها به دلایل درست، در جای درست و در زمان درست است. اما چرا روی مدیریت توجه تمرکز کنیم؟مطابق فهم عرفی از مدیریت زمان، باید هدف‌گذاری کنید که چه زمانی می‌خواهید کاری را تمام کنید. تصمیم گرفتم این کار را برای این مقاله انجام بدهم. هدفم نوشتن 1,200 کلمه بود، بنابراین ساعت 8 صبح مشغول نوشتن شدم و به خودم سه ساعت زمان دادم، یعنی می‌باید دقیقه‌ای شش کلمه می‌نوشتم که سرعت زیادی هم نبود. شش دقیقه گذشت و دریغ از یک کلمه، فقط به مکان‌نمای چشمک‌زن زل زده بودم. تنها کاری که موفق به انجام آن شدم جستجو در گوگل بود تا ببینم نویسندگان دیگر وقتی دستشان به نوشتن نمی‌رود غیر از ناسزا گفتن کار دیگری هم می‌کنند یا نه. بعدش کنجکاو شدم بدانم که واقعاً چند کلمه در دقیقه تایپ می‌کنم و از خودم آزمون تایپ گرفتم. از امتیازم راضی نبودم، بنابراین دوباره از خودم آزمون گرفتم … و دوباره هم.بالأخره از سر استیصال به مدیریت توجه روی آوردم. ای. بی. وایت می‌نویسد: «صبح‌ها که از خواب برمی‌خیزم سر دوراهی می‌مانم؛ از طرفی میل به بهبود (یا نجات) دنیا دارم و از طرف دیگر میل به لذت بردن از دنیا (یا چشیدن آن). این مسئله برنامه‌ریزی روزانه را برایم سخت می‌کند.» اما من در تحقیقی که انجام دادم دریافتم که افرادی که بهره‌وری‌شان زیاد است دچار چنین کشمکشی نیستند. آنها هم‌زمان هر دو خواسته را دنبال می‌کنند، به پروژه‌هایی گرایش دارند که هم شخصاً برایشان جالب است و هم از منظر اجتماعی مهم و مفید هستند.پس به‌‌جای اینکه روی سریع تمام کردن این مقاله تمرکز کنم، از خودم پرسیدم اصلاً چرا قبول کرده‌ام این مقاله را بنویسم: خب احتمالاً در حین تجزیه و تحلیل تحقیقم چیزهای جدیدی یاد می‌گیرم؛ بالأخره جایی وجود خواهد داشت که وقتی مردم دربارۀ بهره‌وری از من سؤال می‌کنند به آنجا ارجاعشان بدهم؛ و احتمالاً این مقاله برای بعضی از آنها مفید خواهد بود.بهره‌وری پایین اغلب ناشی از فقدان کارایی نیست، بلکه ناشی از فقدان انگیزه است. بهره‌وی فضیلت نیست، وسیله‌ای است برای رسیدن به هدف. بهره‌وری فقط زمانی ارزش دارد که هدفتان ارزشمند باشد. اگر بهره‌وری هدفتان باشد، مجبورید به قدرت اراده‌‌تان متوسل شوید و خود را وادار به انجام دادن کارها کنید، ولی اگر به این توجه کنید که چرا مشتاق انجام پروژه‌ای هستید و اینکه چه کسانی از آن نفع می‌برد، خودبه‌خود برای انجام دادن آن انگیزۀ درونی پیدا می‌کنید.اگر نگران زمان نباشم، چه تضمینی هست کار را رها نکنم؟مدیریت توجه به جایی که کار می‌کنیم هم توجه دارد. من در میشیگان بزرگ شده‌ام، وقتی به آنجا برمی‌گشتم تا تحصیلات تکمیلی‌ام را انجام بدهم، سعی کردم دوستم را که ساکن ساحل غربی بود متقاعد کنم با من بیاید.دوستم به آنجا سری زد و اتفاقاً آمدنش مصادف شد با وقوع کولاکی شدید. گفت که آنجا «زیادی سرد و دلگیر است». او به استنفورد رفت. زمستان بعدی در میشیگان سردترین و دلگیرترین زمستانی بود که در عمرم دیدم، با این حال بیشترین بهره‌وری را در آن زمستان داشتم. هیچ کاری نداشتم مگر کار کردن!تعجبی هم ندارد. سلسله تحقیقاتی که به سرپرستی جولیا لی انجام شد نشان داد که هوای بد بهره‌وری را افزایش می‌دهد، چون کمتر احتمال دارد فکر بیرون رفتن به سرمان بزند وحواسمان را پرت کند. محققان دریافته‌اند که در روزهای بارانی، کارمندان بانک در ژاپن تراکنش‌ها را سریع‌تر انجام می‌دهند، و همچنین در روزهایی که هوا بد است در آمریکا، افراد در اصلاح غلط‌های املایی در نوشته‌ها کارایی بیشتری دارند. با علم به این موضوع، من هم صبر کردم تا کولاک بشود و روز بعدش مشغول نوشتن این مقاله شدم، یعنی وقتی که منظرۀ برفابۀ بیرون پنجره اصلاً چنگی به دل نمی‌زد.آنچه در مبحث مدیریت توجه مورد علاقۀ من است چه وقتی است. عمدتاً کارهایی برای ما چالش بهره‌وری ایجاد می‌کنند که نمی‌خواهیم انجامشان دهیم اما مجبوریم انجامشان دهیم. سال‌ها فکر می‌کردم چارۀ کار این است که این گونه کارها را بلافاصله بعد از کارهای فوق‌العاده جالب انجام دهم تا برای انجامشان انرژی داشته باشم. تا اینکه با همکارم، جیهی شین، در یک فروشگاه بزرگ در کره تحقیقی انجام دادیم و دریافتیم که در واقعیت امر، وقتی کارکنان وظیفه‌ای داشته باشند که فوق‌العاده جذاب است، عملکرد آنها در انجام وظایف کسل‌کننده‌تر دچار افت می‌شود.یکی از دلایل آن می‌تواند پسماند توجه (attention residue) باشد: فکرتان مرتب سراغ آن کار جالب می‌رود و توجهتان از کار کسل‌کننده منحرف می‌شود. اما ما تحقیقی با آمریکایی‌ها انجام دادیم که در آن شرکت‌کنندگان بعد از اینکه ویدیو تماشا می‌کردند باید وظیفۀ کسل‌کنندۀ وارد کردن داده‌ها را انجام می‌دادند. یافته‌های ما دخیل بودن سازوکار متفاوتی را تأیید می‌کرد: تأثیر تضاد (contrast effects). تماشای ویدیویی جالب باعث می‌شود وظیفۀ وارد کردن داده‌‌ها حتی آزاردهنده‌تر از حد معمول به نظر بیاید، همان‌گونه که دسر شیرین باعث می‌شود حس کنید سبزیجات سر میز بدمزه‌تر هستند. پس وقتی می‌خواهید کار کسل‌کننده‌ای انجام دهید، آن را بعد از کاری انجام دهید که کمی جالب است و هیجان‌انگیزترین کار را به‌عنوان جایزه بگذارید برای آخر. موضوع زمان نیست، بلکه زمان‌بندی است.اوقات خلاقیت و اوقات مدیریتحدس می‌زنم هدف شما فقط این نیست که بهره‌وری‌تان بیشتر شود، می‌خواهد خلاقیت هم داشته باشید.مشکل اینجاست که استراتژی‌های مدیریتِ توجهی که باید برای بهره‌وری و خلاقیت به کار بگیرید متضاد همدیگرند. بهره‌وری وقتی افزایش می‌یابد که درهای توجه را ببندیم تا افکار نامربوط و منحرف‌کننده نتوانند داخل شوند، حال آنکه لازمۀ خلاقیت باز کردن درهای توجه و راه دادن چنین افکاری است. چگونه هر دو را باهم جمع کنیم؟ دنیل پینک در کتاب چه وقت دربارۀ شواهدی می‌نویسد که نشان می‌دهد ریتم شبانه‌روزی بدنتان کمکتان می‌کند بفهمید چه وقتی مناسب کاری است که نیاز به بهره‌وری دارد و چه وقتی مناسب کاری است که نیاز به خلاقیت دارد. اگر آدمِ صبح هستید، کارهای نیازمند تحلیل را باید صبح زود انجام دهید، وقتی که هنوز هوشیاری‌تان در اوج است؛ کارهای روزمره را باید در میانۀ روز حول‌وهوش وقت ناهار انجام دهید که آهنگ بدنتان کندتر می‌شود؛ و کارهای نیازمند خلاقیت را باید بعدازظهرها هر چه به غروب‌ نزدیک‌تر می‌شوید انجام دهید، یعنی وقتی که احتمالش بیشتر است تفکر غیرخطی داشته باشید. اگر آدم شب هستید، احتمالاً بهتر است صبح‌ها که خیلی هوشیار نیستید سراغ پروژه‌های خلاقانه بروید و کارهای تحلیلی را به حوالی غروب موکول کنید که حسابی سرحال و هوشیار هستید. این مدیریت زمان نیست، چون ممکن است بعد از اینکه برنامۀ زمانی‌تان را از نو تنظیم کردید همان مدت زمان را صرف انجام دادن همان کارها بکنید. این مدیریت توجه است: می‌بینید کارها را با چه ترتیبی بهتر انجام می‌دهید و برنامه‌تان را آن‌طور تنظیم می‌کنید.توجه به مدیریت زمان‌بندی (timing management) همچنین مستلزم این است که دربارۀ چگونگی برنامه‌ریزی برای انجام کارهایتان به شیوه‌ای متفاوت فکر کنید. شخصاً توصیۀ پل گراهام را برای تقسیم هفته به «روزهای خلاقیت» و «روزهای مدیریت» خیلی دوست دارم.در روزهای مدیریت، جلسه‌هایتان را برگزار می‌کنید و تماس‌هایتان را می‌گیرید. در روزهای خلاقیت، برای انجام کار پربازده و خلاق زمان اختصاص می‌دهید، و می‌دانید که از دست حواس‌پرتی‌های معمول در امانید و جریان کارتان دچار وقفه نمی‌شود. متأسفانه تعداد اندکی از ما از این موهبت برخورداریم که بتوانیم تمام هفته‌هایمان را این‌گونه مدیریت کنیم، و این یعنی باید راه‌هایی پیدا کنیم برای کنار گذاشتن وقت تا بتوانیم اوقات خلاقیت داشته باشیم.مدیریت زمان می‌گوید باید همۀ حواس‌پرتی‌ها را از بین برد، نه فقط مزاحمت‌های افراد دیگر را، بلکه حواس‌پرتی‌هایی را هم که خودتان برای خودتان ایجاد می‌کنید. اگر عادت به پرسه‌زدن در شبکه‌های اجتماعی دارید، باید این کار را کلاً کنار بگذارید. مدیریت توجه روش جایگزینی پیشنهاد می‌کند: به زمان‌بندی حواس‌پرتی‌ها فکر کنید.وقتی مدرسۀ راهنمایی می‌رفتم، یک بعدازظهر کامل را مشغول تماشای تلویزیون شدم و وقتم را هدر دادم. بعدش از خودم خیلی بدم آمد. اما تلویزیون تماشا کردن را رها نکردم، بلکه قانونی گذاشتم: فقط وقتی تلویزیون را روشن می‌کنم که بدانم چه چیزی را می‌خواهم تماشا کنم. همین سیاست را دربارۀ شبکه‌های اجتماعی هم پیاده می‌کنم: وقت‌هایی که می‌توانم کار کنم، فقط اگر بخواهم چیزی به اشتراک بگذارم وارد آنها می‌شوم. گشت‌وگذار را می‌گذارم برای زمان‌هایی که کار دیگری نمی‌توانم انجام دهم، مثلاً وقتی منتظر پروازم هستم یا وقتی که بعد از ورزش کردن می‌خواهم بدنم سرد شود. بیشتر نویسندگانی که می‌شناسم منتظر روزهای خلاقیت می‌مانند تا سراغ نوشتن بروند، چون اعتقاد دارند دست‌کم چهار تا شش ساعت زمان نیاز دارند تا بتوانند دربارۀ ایده‌ای مهم یا مسئله‌ای پیچیده بنویسند. اما شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد آنهایی که باز‌ه‌های چندساعته برای نوشتن اختصاص می‌دهند اغلب کارشان کندتر پیش می‌رود از آنهایی که در بازه‌های کوتاه‌‌تر به نوشتن می‌پردازند. می‌شود در بازه‌های کوتاه کار کرد و پیشرفت خوبی داشت: وقتی به دانشجویان تحصیلات تکمیلی آموزش دادند تا در بازه‌های 15دقیقه‌ای بنویسند، پایان‌نامه‌هایشان سریع‌تر تمام شد.اگر می‌خواهید بهره‌وری بیشتری داشته باشید، لازم نیست به دنبال این بگردید که زمانتان را چگونه صرف می‌کنید. به این دقت کنید که توجهتان را صرف چه چیزی می‌کنید. از وقتی که داستان مایکل یادم آمد تا الآن به ساعت نگاه نکرده‌ام. ساعت 10:36 صبح است، و 500 کلمه هم بیشتر از هدفم نوشته‌ام. قضاوتش با شما که آیا 156 دقیقۀ گذشته توجهم را صرف کار مفیدی کرده‌ام یا نه –و اینکه آیا چند دقیقه‌ای را که به خواندن این مقاله اختصاص داده‌اید ارزش توجهتان را داشته یا نه.با این تفاصیل می‌رسیم به کلام پایانی: کاملاً مطمئنم که آدم‌های مؤثر عادت هشتمی هم دارند. آنها همۀ وقتشان را صرف خواندن دربارۀ هفت عادت مردمان مؤثر نمی‌کنند.نوشتۀ آدام گرانت، روانشناس سازمانی در دانشکدۀ وارتون دانشگاه پنسیلوانیا، نویسندۀ نوآفرینی.ترجمۀ سعید یعقوبی‌زادهبرگرفته از مقالۀ بهره‌وری یعنی مدیریت توجه، نه مدیریت زمان </description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Sat, 28 Jan 2023 15:02:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دستور جلسه چیست و چطور آن را بنویسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-evffanjwjrgm</link>
                <description>از دستور جلسه غافل نشوید!داشتن دستور جلسه مهم است چون به شما کمک می‌کند تا تمرکزتان روی موضوعات مهم را از دست ندهید. دستور جلسۀ خوب به شما کمک می‌کند تا مواردی که باید در مورد آن تصمیم‌گیری کنید را از قلم نیندازید.دستور جلسه چیست؟دستور جلسه لیستی از موضوعات یا فعالیت‌هایی است که قصد دارید در طول جلسه به آن‌ها بپردازید و در مورد آن‌ها گفتگو و هم‌فکری کنید.هدف اصلی دستور جلسه این است که به شرکت‌کنندگان، یک دید کلی و واضح از ساختار جلسه ارائه کند. به اشتراک گذاشتن این اطلاعات با شرکت‌کنندگان می‌تواند به ‌آن‌ها کمک کند تا با آمادگی و یک پیش‌زمینۀ ذهنی در جلسه حاضر شوند.دستور جلسه شامل چه چیزهایی است؟هر دستور جلسه‌ای به طور معمول شامل موضوعات گفتگو، سخنرانان و جدول زمانی است که این موضوع به مدیر جلسه کمک می‌کند تا کنترل جلسه را در دست داشته باشد.چطور یک دستور جلسه بنویسیم؟هدف جلسه را مشخص کنیدقبل از شروع جلسه، از خودتان بپرسید چرا روی برگزاری این جلسه پافشاری می‌کنید. زمانی‌که هدفتان از برگزاری جلسه را مشخص می‌کنید کنترل اوضاع را در دست دارید. هنگام تعیین هدف اصلی جلسه، سعی کنید تا حد امکان هدفی واقعی را انتخاب کنید که در مدت زمان مشخص قابل دستیابی باشد.از شرکت‌کنندگان در جلسه نظر بخواهیدقبل از نوشتن دستور جلسه، از شرکت‌کنندگان بخواهید تا نظرشان در مورد موضوعاتی که می‌خواهند در جلسه مطرح شود را به اشتراک بگذارند. این موضوع به شما کمک می‌کند تا افرادی در طول جلسه مشارکت و تعامل بیشتری داشته باشند. بعد از تهیه فهرستی از ایده‌ها، سؤالات و نظرات شرکت‌کنندگان در جلسه، حالا می‌توانید این لیست را مرور کنید و تصمیم بگیرید که کدام موارد برای شما اولویت دارند و می‌خواهید در جلسه به آن‌ها بپردازید.وظایف هر فرد را مشخص کنیدپس از بررسی مواردی که می‌خواهید در جلسه مطرح شود حالا می‌توانید فهرستی از وظایف هر فرد و یا اقداماتی که بعد از جلسه باید صورت بگیرد را مشخص کنید. هنگام تعیین وظایف افراد بهتر است هدف اصلی خود را مرور کنید. در نظر بگیرید که چه گام‌های کوچکی می‌توانید بردارید تا به شما در رسیدن به هدف اصلی کمک کند.زمان حدودی هر موضوع را تخمین بزنیددر این مرحله می‌توانید زمان حدودی که می‌خواهید به هر موضوع اختصاص بدهید را تخمین بزنید. این موضوع به شما کمک کند که زمان کافی برای پوشش دادن همۀ موضوعات ضروری را داشته باشید و از زمان جلسۀ خود به شکل بهینه استفاده کنید. هم‌چنین به شرکت‌کنندگان کمک می‌کند تا نظرات و سؤالات خود را متناسب با چارچوب زمانی تنظیم و مطرح کنند.مشخص کنید چه کسی هر موضوع را رهبری می‌کندبرخی از جلسات چندین سخنران یا ارائه‌دهنده دارند. به عنوان مثال، ممکن است مدیران بخش‌های مختلف در مورد اهداف یا اطلاعات واحد خود صحبت کنند. اگر قصد دارید افراد دیگری در طول جلسه در مورد موضوعات صحبت کنند، می‌توانید اسامی آن‌ها را مشخص کنید.هر جلسه را با یک بررسی به پایان برسانیددر پایان جلسه، زمانی را برای مرور روی موضوعات مطرح شده در نظر بگیرید. این موضوع به شرکت‌کنندگان کمک می‌کند تا بهتر متوجه شوند که چه تصمیماتی گرفته شده و چه اقدامات و وظایفی را باید انجام بدهند. شما می‌توانید این موضوع را به عنوان آخرین مورد به دستور جلسۀ خود اضافه کنید.نکاتی برای نوشتن دستور جلسهبرای نوشتن دستورجلسۀ مؤثر، این نکات را دنبال کنید:دستور جلسه را کمی قبل از برگزاری جلسه با شرکت‌کنندگان به اشتراک بگذارید.در دستور جلسه نکات اصلی را به‌طور خلاصه بیان کنید. در طول جلسه می‌توانید موارد را با جزئیات بیشتری بررسی کنید.چه مواردی در دستور جلسه نوشته می‌شود؟هر شرکت و سازمانی می‌تواند دستور جلسۀ ویژۀ خود را داشته باشد. در این‌جا به برخی از مواردی که در اکثر دستورجلسات نوشته می‌شوند اشاره می‌کنیم:موضوع و عنوان جلسهتاریخ، زمان و ساعت برگزاری جلسهمکان برگزاری جلسه: اگر یک جلسه آنلاین را رهبری می‌کنید، لینک پلتفرم آنلاین را اضافه کنید.اهداف: در بخشی با عنوان اهداف، می توانید هدف اصلی جلسه و آنچه را که امیدوارید در طول مکالمه به دست آورید را بنویسید.موارد دستور جلسه: سپس می توانید هر مورد دستور جلسه را فهرست کنید. در صورت لزوم، می‌توانید بازۀ زمانی هر کار و  مسئول آن را هم مشخص کنید. فرصت بازبینی: همچنین می‌توانید بخشی را برای بررسی یا بحث‌های بیشتر اضافه کنید.اگر می‌خواهید با انواع جلسات رسمی و غیررسمی آشنا شوید، آمارهایی دربارۀ جلسات بخوانید و با سه روش مؤثر برگزاری جلسات آشنا شوید به متن کامل این مقاله در وب‌سایت انتشارات آریاناقلم مراجعه کنید.</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Jan 2023 10:19:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی ۸ نوع از جلسات کاری (رسمی و غیر رسمی)</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DB%B8-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-fhlf2v6stuko</link>
                <description>انواع جلساتقبل از برنامه‌ریزی برای برگزاری جلسات کاری، باید نوع و هدف جلسه مشخص شود. جلسات بر اساس رسمیت، اهداف، تعداد افراد شرکت‌کننده و … می‌توانند انواع مختلفی داشته باشند. جلسات مختلف شبیه به مهره‌های مختلف بازی شطرنج هستند. همان‌طور که هر مهره‌ با حرکات منحصربه فرد خود به جلو بردن استراتژی بازی شطرنج کمک می‌کند، جلسات مختلف هم در پیشبرد بخش‌های مختلف کسب‌وکار کمک می‌کنند. بنابراین در این بخش به بررسی دو نوع کلی جلسات یعنی جلسات رسمی و غیررسمی می‌پردازیم:جلسات رسمیچه چیزی باعث تفاوت یک جلسه‌ی رسمی با سایر جلساتی می‌شود که تیم شما برگزار می‌کند؟ در جلسات رسمی افرادی با نقش‌های تعریف شده مانند رئیس شرکت، مدیر اجرایی، مدیر بازاریابی، منشی جلسه و … شرکت می‌کنند. در تمام جلسات رسمی، صورت‌جلسه نوشته می‌شود و ساختار و موضوعاتی که باید به بحث و تصمیم‌گیری گذاشته شوند از قبل مشخص شده‌اند. جلسات رسمی، اعضای یک سازمان به ویژه مدیریت را در جریان تغییراتی که در سازمان اتفاق افتاده است، اقداماتی که انجام شده است، تصمیمات گرفته شده و… می‌گذارد.انواع جلسات رسمی1. جلسۀ مدیریت (Management Meeting)شاید متداول‌ترین جلسات رسمی، جلسات مدیریت باشد. این‌ جلسات باتوجه به نوع سازمان در فواصل زمانی مختلفی برگزار می‌شوند، اما معمولاً ماهانه یا فصلی هستند. در این جلسات، عملکرد هر بخش بررسی می‌شود و در مورد تصمیمات کلیدی، مانند پیاده‌سازی نرم‌افزار جدید یا استخدام یک عضو جدید در تیم مدیریت رای‌گیری می‌شود.۲. جلسۀ هیئت مدیره (Board of Directors meeting)هیئت مدیره یک شرکت در برابر سهامداران پاسخگو است و مسئولیت نظارت بر عملکرد شرکت را بر عهده دارد. مانند جلسات مدیریت، این جلسات در فواصل زمانی مختلف برگزار می شود، اما معمولا جلسات سه ماهه یا دوسالانه است. از آن جایی که افرادی که در این جلسات شرکت می‌کنند مسئولیت‌های زیاد و وقت کمی دارند بنابراین این جلسات باید به خوبی سازماندهی شده و بسیار ساختارمند باشد.۳. جلسۀ سهامداران (Shareholders’ meeting)مجمع سهامداران، جلسه‌ای است که همۀ افرادی ‌که منافع مالی در یک سازمان دارند در آن شرکت می‌کنند. این جلسات به مدیر سازمان فرصتی می‌دهد تا گزارشی از پیشرفت‌ برنامه‌ها ارائه کند و همچنین فرصتی را به سهامداران می‌دهد تا سؤالاتشان را از مدیریت بپرسند.۴. جلسۀ استراتژی (Strategy meeting)یک جلسۀ استراتژی ممکن است بخشی از یک جلسۀ مدیریت منظم باشد، اما اغلب، یک جلسۀ رسمی جداگانه است که سالانه یا فصلی بین رهبران یک سازمان برگزار می‌شود. هدف از این جلسه، تعیین استراتژی سازمان برای یک دورۀ زمانی (اغلب سالانه یا سه ماهه) است. سپس باتوجه به این استراتژی کلی، استراتژی بخش‌های مختلف سازمان مشخص می‌شود.جلسات غیررسمیبرخلاف آنچه اکثر مردم فکر می‌کنند بخش بزرگی از جلسات را جلسات غیررسمی تشکیل می‌دهند. برای بررسی دقیق‌تر این موضوع بیایید ابتدا جلسات رسمی را تعریف کنیم و بعد از آن تعریفی داشته باشیم از جلسات غیررسمی.جلسه رسمی هر ملاقات از پیش تعیین شده بین دو یا چند نفر است که:به منظور دستیابی به یک هدف مشترک و اعلام شده صورت می‌گیرد.در تاریخ، زمان و مکان تعیین شده انجام می‌شود.دستور جلسه مشخصی را دنبال می‌کند.در صورت‌جلسه موضوعات، آرا و موارد اجرایی و تصمیم‌گیری‌ها ثبت می‌شود.بنابراین، جلسۀ غیررسمی، جلسه‌ای تعریف می‌شود که بین دو یا چند نفر برگزار می‌شود و هیچ‌کدام از معیارهای بالا را ندارد. از اینجا متوجه می‌شویم که اکثریت بزرگی از جلسات کاری که برگزار می شود، جلسات «غیررسمی» است.چرا جلسات غیررسمی نباید به حاشیه برود؟ هرچند جلسات غیررسمی به یک دستورجلسه‌ی سفت و سخت پایبند نیستند اما در فرهنگ‎ سازمانی نقش مهمی دارند.انواع جلسات غیررسمیجلسۀ طوفان فکری (Brainstorming meeting)در جلسات طوفان فکری افراد مختلف سازمان دور هم جمع می‌شوند و ایده‌های خودشان را در مورد موضوعی مثل توسعه محصول یا برنامه‌ریزی یک کمپین بازاریابی جدید بیان می‌کنند. هدف از جلسۀ طوفان‌فکری رسیدن به ایده‌های جدید و متنوع است تا گزینه‌های روی میز را افزایش بدهند و در مورد آن‌ها به عنوان یک گروه هم‌فکری کنند. به این ترتیب هر ایده باعث جرقه‌زدن ایده‌ی دیگری می‌شود.جلسۀ حل مسئله (Problem-solving meeting)جلسات حل مسئله به کاهش موانع کمک می‌کنند. هدف اصلی این نوع جلسه، یافتن راه حل بهینه برای موضوع و چالشی است که سازمان با آن مواجه است. درجلسات حل مسئله، شرکت‌کنندگان دور هم جمع می‌شوند و تا حد امکان راه‌حل‌ ارائه می‌کنند. پس از مشخص شدن راه‌حل، باید تصمیم‌گیری شود که چه کسی بهترین راه حل را اجرا خواهد کرد. این مسئولیت را می توان به یک نفر واگذار کرد یا بین چند نفر از اعضای تیم تقسیم کرد. نتیجه این جلسه، در بسیاری از موارد، یک مسیر روشن به جلو است در نهایت، یک جلسۀ حل‌مسئله‌ی موفق بدون شناسایی علت اصلی مشکل کامل نمی‌شود. درک اینکه چه چیزی این مشکل را ایجاد کرده است از تکرار آن جلوگیری می‌کند.جلسۀ تیم‌سازی (Team-building meeting)جلسات تیم‌سازی یعنی با برگزاری یک‌سری جلسات غیررسمی و در نظرگرفتن فعالیت‌ها و سرگرمی‌ها در محیط داخل یا خارج از محل کار مثل رستوران، پارک یا سینما فرصتی را برای اعضای تیم‌تان فراهم کنید تا با یک‌دیگر ارتباط بیشتری برقرار کنند. این ارتباط و گفتگو در مورد موضوعات کاری و غیرکاری است. در فعالیت‎‌ها و جلسات تیم‌سازی، اعضای یک سازمان شروع به درک نقاط قوت و ضعف همکارانشان می‌کنند. بسیاری از افراد برای انجام فعالیت‌ها و حتی سرگرمی‌هایی که در فرآیند تیم‌سازی در نظر گرفته شده‌‌اند از مناطق امن خود خارج می شوند. آن‌ها نقش‌هایی را بر عهده می‌گیرند که معمولاً در محل کار انجام نمی‌دهند. این فعالیت‌ها به مدیران کمک می‌کند تا با توانایی‌ها و ویژگی‌های مختلف کارکنانشان آشنا شوند. به طورمثال یک مدیر می‌تواند با دیدن کارمند ساکتش که در این فرآیندها به خوبی نقش یک رهبر را بازی می‌کند شگفت‌زده شود.همان‌طور که سایمون سینک اشاره می‌کند:«یک تیم گروهی از افراد نیستند که با هم کار می‌کنند بلکه گروهی از افراد هستند که به هم اعتماد دارند.» جلسات تیم‌سازی فرصت خوبی برای آشنایی و شناخت بیشتر اعضای تیمتان از یک‌دیگر را فراهم می‌کند و آن‌ها را به هم نزدیک‌تر می‌کند.جلسه آبسردکن مجازی (virtual water cooler chat)چگونه می‌توانید به کارمندان دورکارتان کمک کنید که بدون حضور در یک فضای مشترک، با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؟ به کمک یک آبسردکن مجازی! آبسردکن مجازی همان نسخه‌ی به روز و آنلاین گفتگوهای آبسردکن است. این اصطلاح به این موضوع اشاره دارد که افراد در زمان‌های کوتاه استراحتشان اطراف آبسردکن محل کارشان جمع می‌شوند و در مورد مسائل کاری یا در مورد زندگی شخصی خود با هم صحبت می‌کنند. برای این‌گونه معاشرت‌ها در محل کار به یک آبسردکن واقعی نیاز ندارید. در زمان استراحت، زمان ناهار هنگام ریختن چای یا حتی گرفتن کپی می‌توانید با همکارانتان صحبت کنید. بنابراین حضور فیزیکی در محل کار، فرصت خوبی را برای برقراری ارتباط و گفتگوهای معمولی فراهم می‌کند. اما کارمندان دورکار چطور می‌توانند از مزایای تعامل با همکارانشان استفاده کنند؟ چگونه سازمان‌ها می‌توانند اطمینان حاصل کنند که کارکنان علیرغم دوری، فرصت‌های کافی برای ارتباط دارند؟ شما می‌توانید با برگزاری جلسات مجازی از طریق پلتفرم‌های مختلف یا ایجاد گروه‌های مجازی، فرصتی فراهم کنید تا کارمندانتان با هم گفتگوی مجازی داشته باشند و هم‌چنان در تعامل با یک‌دیگر بمانند.اگر می‌خواهید بدانید چطور باید یک صورت جلسۀ‌ خوب بنویسید، مدیران مشهور دنیا جلسات‌شان را چطور مدیریت می‌کنند یا آمارهایی دربارۀ برگزاری جلسات بخوانید می‌توانید متن کامل این مقاله را در وب‌سایت انتشارات آریاناقلم مطالعه کنید.</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Mon, 23 Jan 2023 12:08:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>3 روش مؤثر برای برگزاری جلسات کاری (+آمار و ارقام)</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/3-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%A4%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%28+%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%85%29-v4n2qg6zkfzo</link>
                <description>همه فکر می‌کنند که برگزاری جلسات کاری راحت است اما آمارها نشان می‌دهد که اکثریت افراد مهارت پایینی در مدیریت جلسات دارند و خیلی‌ها از آن فراری‌اند.مارک کوبان، کار‏آفرین معروف در مصاحبه با مجلۀ Inc گفته است که:«تنها راهی که می‌توانید مرا در یک جلسه ملاقات کنید این است که برای من چک بنویسید.» نکته این جاست که ما کوبان نیستیم و راهی جز شرکت در جلسات نداریم. از طرفی هرچند بیشتر ما از جلسات خوشمان نمی‌آید و از آن فراری هستیم اما گاهی برگزاری آن‌ها لازم است. در واقع مشکل جلسات، بی‌فایده بودنشان نیست، بلکه مشکل در شیوۀ مدیریت آن‌ها است.مدیریت جلسات از غارنشینی تا پشت میز نشینیسؤال اینجاست که جلسات چطور به شکل امروز درآمدند؟به طور دقیق نمی‌توان گفت که اولین جلسه چه زمانی برگزار شد. شاید اولین جلسه به میلیون‌ها سال پیش برگردد، زمانی‌که تعداد انگشت‌شماری غارنشین دور یک آتش جمع شده بودند و دربارۀ اینکه آیا باید آهو شکار کنند یا گاومیش صحبت می‌کردند. چنین جلسات و گفتگوهایی احتمالاً برای میلیون‌ها سال در تمام تاریخ بشر وجود داشته‌اند. به عنوان مثال، در یونان باستان، هر شهر بزرگی یک آگورا داشت؛ یک بازار بزرگ که در آن صدها یا هزاران فروشنده برای فروش کالاهای خود به ساکنان محلی دور هم جمع می‌شدند. اگرچه آگوراها برای تجارت طراحی شده بودند، اما یکی از اثرات جانبی آن‌ها مکالمه بود. با این حال جلسات رسمی و سازمان‌دهی شده خیلی دیرتر شکل گرفتند. در حقیقت به عنوان یکی از ابزار کسب‌وکار، جلسات همیشه به شکل امروز نبوده‌اند.آمارها و حقایقی دربارۀ جلسات کاریمعضل برگزاری جلسات کاری بی‌کیفیت در تمام دنیا وجود دارد و فقط مختص کشور ما نیست. بد نیست نیم‌ نگاهی به آمار جلسات داشته باشیم:63٪ جلسات بدون هیچ‌گونه دستورجلسه‌‌ای برگزار می‌شود.از هر سه نفر در جلسات یک نفر در حال چرت‌زدن است.70 درصد از جلسات، کارمندان را از کار و تکمیل وظایف خود باز می‌دارد.47٪ کارمندان معتقدند اولین روز هفته کاری، بدترین روز برای برگزاری جلسات کاری است.جلسات بد هر ساله حدود 4۰۰ میلیارد دلار هزینه روی دست شرکت‌های آمریکایی می‌گذارد.روزانه حدود 11 میلیون جلسه برگزار می شود، یعنی 55 میلیون جلسه در هفته و 220 میلیون جلسه در ماه برگزار می‌شود.15درصد از زمان یک سازمان صرف جلسات می‌شود که از سال 2008 هر سال این مقدار افزایش می‌یابد.۳ روش مؤثر برای برگزاری جلسات کاریبسیاری از افراد با خودشان می‌گویند چرا باید زمان زیادی را به فعالیتی اختصاص بدهند که بی‌نتیجه است؟ توصیه‌های بسیار زیادی در مورد نحوۀ اجرای جلسات وجود دارد که البته بیشتر آن‌ها بی‌فایده هستند. پس چطور مدیران ارشد می‌توانند تصمیمات و نتایج بهتری را از جلساتشان بگیرند؟خبر خوب این است که پاتریک لنچونی که نویسنده و مشاوری معتبر در حوزۀ رهبری و کار تیمی است کتابی درمورد مدیریت جلسات نوشته است. این کتاب با عنوان فارسی «فرار از جلسه» در سال 1400 توسط انتشارات آریاناقلم منتشر شده است. او در کتاب فرار از جلسه، ابتدا در قالب داستانی پرکشش از اهمیت جلسات اثربخش صحبت می‌کند و در ادامه راهکارهایی کاربردی برای برگزاری این‌گونه جلسات ارائه می‌کند. در این‌جا به برخی روش‌های او در برگزاری یک جلسه کاری اثربخش اشاره می‌کنیم.مشکل واقعی جلسات چیست؟ این پرسشی است که پاتریک لنچونی در کتاب فرار از جلسه مطرح می‌کند و سعی می‌کند به آن پاسخ بدهد. از نظر او جلسات دو مشکل اساسی دارند. اول اینکه جلسه کسل‌کننده است. لنچونی می‌گوید: «جلسه، قطعا یکی از عذاب‌آورترین فعالیت‌های فرهنگ کسب‌وکار مدرن است. علاوه بر آن، وقتی در نظر بگیریم که اغلب این افرادی که به‌ سختی این جلسات را پشت سر می‌گذارند، قطعا کارهای دیگری برای انجام دارند، این عذاب چند برابر می‌شود.»مشکل دوم، این است که جلسات بی‌تأثیرند. برای اینکه جلساتمان تأثیرگذارتر شوند، به چند نوع جلسه نیاز داریم، هم‌چنین باید به وضوح اهداف، شکل و زمان مختلف این جلسات را مشخص کنیم.1. به جلسه‌تان هیجان بدهیدپاتریک لنچونی معتقد است شرکت در جلسات حتی می‌تواند از تماشای فیلم هم جالب‌تر باشند. چون قبل از هر چیز، جلسه تعاملی است، اما فیلم نه. در جلسه می‌توانید حرف کسی را قطع کنید و بگویید «به نظرم باید در تصمیمت تجدید نظرکنی» اما نمی‌توانید بازی بازیگر رو ی صفحۀ نمایش را قطع کنید و بگویید «وارد خانه نشو، احمق! سر خودت را به باد میدهی.»! وقتی به سینما می‌روید، مشاهده‌گری منفعل هستید، نه یکی از شرکت‌کنندگان. دوم اینکه جلسه با زندگی‌مان ارتباط مستقیم دارد، اما فیلم نه. با این حال بیشتر افراد هنوز هم تماشای فیلم را به شرکت در جلسه ترجیح می‌دهند. چون فیلم‌نامه‌نویس می‌داند چطور به داستان شاخ و برگ بدهد. بنابراین مدیران هم باید طی ده دقیقۀ اول جلسه شوک کوچکی را به افراد وارد کنند تا خوب بفهمند پای چه چیزی در میان است و ارزشش را درک کنند. برای این کار ممکن است نیاز باشد رهبر خطرهای تصمیم‌گیری بد را برای افراد روشن کند یا بر تهدیدی از جانب رقبا که بر آن‌ها سایه انداخته است، تأکید کند.۲. افراد حاضر در جلسه را وارد گفت‌و‌گو کنید.هنگامی که تیمی از افراد باهوش دور هم جمع می‌شوند تا دربارۀ مسائل مهم صحبت کنند، مخالفت هم طبیعی و هم ثمربخش است. حل کردن این مسائل است که جلسه را ثمربخش، جذاب حتی به نوعی سرگرمی تبدیل می‌کند.اجتناب از مسائلی که ارزش مباحثه و مخالفت دارند، نه تنها جلسه را کسل‌کننده می‌کند، بلکه بدون شک به حل نشدن مسئله منجر می‌شود که این هم قطعا باعث احساس استیصال می‌شود. اتفاقا این استیصال، اغلب، بعدا در قالب کشمکش شخصی بی‌ثمر بروز پیدا می‌کند.۳. تمام موضوعات را در یک جلسه بررسی نکنید.اغلب مدیران و رهبران سازمان‌ها برای صرفه‌جویی در زمان تصمیم می‌گیرند تا فقط یک جلسۀ بزرگ با کارمندانشان داشته باشند که هر هفته یا هر دو هفته یک بار برگزار می‌شود. و به این شکل هر نوع مسئله‌ای را که به بحث نیاز دارد، در یک جلسه بررسی کنند. در این مدل جلسات شرکت‌کنندگان به مدت سه یا چهار ساعت در سالنی می‌نشینند و دربارۀ همه چیز بحث می‌کنند استراتژی فروش، سیاست هزینه‌ای، برنامۀ تقدیر از کارمندان، بودجه، برندسازی. متأسفانه، این کار فقط باعث می‌شود جلسه برای همه بی‌تأثیر و نامطلوب باشد. راهکار پاتریک لنچونی برای این موضوع برگزاری چهار جلسۀ متفاوت با اهداف متفاوت است که هرکدام کارکرد مهم و منطقی‌ای داشته باشد. این چهار جلسه عبارتند از جلسۀ اعلام برنامۀ روزانه، جلسۀ تاکتیکی هفتگی، جلسۀ استراتژیک ماهانه، بررسی‌های فصلی خارج از شرکت. او در ادامه روش‌های برگزاری هر کدام از این جلسات را توضیح می‌دهد.اگر می‌خواهید بدانید چطور باید یک صورت جلسۀ‌ خوب بنویسید، مدیران مشهور دنیا جلسات‌شان را چطور مدیریت می‌کنند یا آمارهایی دربارۀ برگزاری جلسات بخوانید می‌توانید متن کامل این مقاله را در وب‌سایت انتشارات آریاناقلم مطالعه کنید.  </description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jan 2023 16:13:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور انقلاب‌های صنعتی اول تا چهارم جهان را تغییر دادند؟</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AA%D8%A7-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%AF-ehjbfcvflrly</link>
                <description>هر چند ما در سه انقلاب صنعتی گذشته حضور نداشته‌ و با مشکلات آن دست و پنجه، نرم نکرده‌ایم اما نباید تصور کنیم که هیچ انقلاب صنعتی دیگری در راه نیست. چون تاریخ، بارها شاهد وقوع انقلاب‌های صنعتی بوده است و باز هم خواهد بود.موتور چهارمین انقلاب صنعتی از مدت‌ها پیش روشن شده است و ما در میانه‌ی انقلاب صنعتی چهارم قرار داریم. این انقلاب، زندگی ما را دگرگون خواهد کرد و اساس زندگی ما را تغییر خواهد داد.نتایج نامشخص این انقلاب باعث شده است که نگران آینده‌یمان شویم و از خودمان بپرسیم انقلاب صنعتی چهارم دقیقا چیست و چه خوابی برای ما دیده است؟ این انقلاب، موقعیت ما را بدتر خواهد کرد یا بهتر؟ چه تغییری در مشاغل ایجاد خواهد شد؟ به همین دلیل ما باید خودمان را برای مواجه با اثرات این انقلاب آماده کنیم تا بتوانیم دست پر از آن بیرون بیاییم. هنوز هم برای رسیدن به قطار سریع‌السیر چهارمین انقلاب صنعتی دیر نیست اگر زودتر اقدام کنید.انقلاب صنعتی چیست؟انقلاب‌ صنعتی (Industrial Revolutions)‌ شامل مجموع اتفاقات و اختراعاتی است که در دوره زمانی مشخص، باعث تغییر جوامع و اقتصادها شده است. اولین انقلاب صنعتی از بریتانیا شروع شد و در طی آن جوامع  و اقتصاد کشاورزی به جوامع و اقتصاد شهری و صنعتی‌ تبدیل شدند. این تغییرات، باعث ظهور شیوه‌های جدیدی برای کار و زندگی شد و جوامع را از اساس متحول کرد. کالاهایی که زمانی به‌ شکل محدود و به سختی توسط دست، تولید می‌شدند به لطف اختراع ماشین‌ها و استفاده از تکنیک‌های جدید به‌طور انبوه توسط ماشین‌آلات و در کارخانه‌ها تولید شدند. ماشینی شدن فرایند تولید، تغییراتی اساسی در ساختار تقاضای مردم و چرخه‌ی اقتصادی کشورها ایجاد کرد.جهان در گذر از سه انقلاب صنعتی گذشته چه تغییراتی کرده است؟نوآوری‌ها و اختراعات این انقلاب‌ها، تغییراتی را در تجارت، کشاورزی، شیوه‌ی کارکردن افراد و شکل جوامع ایجاد کرده‌اند. اثرات این انقلاب‌ها متوقف نشده‌ و همچنان بر ما و جهانی که در آن زندگی می‌کنیم تأثیر می‌گذارد. هر کدام از سه انقلاب صنعتی که تاریخ، پشت‌سر گذاشته است با یک اسم و مجموعه‌ای از اختراعات و تحولات شناخته می‌شوند که در ادامه هر یک از آن‌ها را بررسی می‌کنیم.بریتانیا، زادگاه انقلاب صنعتی اول: (عصر تولید ماشینی)بریتانیا، کشوری است که انقلاب صنعتی اول در آن متولد شد. پس از آن در دهه‌های 1830 و 1840 این انقلاب، راه خودش را به سایر نقاط جهان باز کرد. استفاده از نیروی بخار و ماشینی شدن فرآیند تولید از آشکارترین نشانه‌های انقلاب صنعتی اول است. تولید کتان و پنبه که تاریخچه‌ای طولانی در بریتانیا دارد تا قبل از انقلاب صنعتی اول، در کارگاه‌های کوچک ریسندگی، بافندگی و رنگرزی انجام می‌شد. اما پس از اولین انقلاب صنعتی، فرآیند تولید پارچه با سرعت بیشتر، زمان و نیروی انسانی بسیار کمتری در این کشور انجام شد. علاوه‌براین استفاده از ماشین‌آلات باعث شد تا کارخانه‌های نساجی جدید بریتانیا بتوانند از پس برآورده کردن تقاضا برای پارچه و پوشاک در داخل و خارج از کشور بربیایند؛ به این ترتیب بسیاری از مستعمرات این کشور به بازاری برای کالاهای آن‌ها تبدیل شدند.علاوه‌براین استفاده از تکنیک‌های ذوب سنگ‌آهن به جای سوزاندن ذغال، صنعت آهن بریتانیا را به شدت تغییر داد. استفاده از سنگ‌آهن به جای ذغال، هم ارزان‌تر بود و هم باعث تولید محصولات باکیفیت‌تری می‌شد. در نتیجه صنعت آهن بریتانیا توانست به تقاضاهای بیشتری پاسخ دهد.با تمام این تفاسیر این موتور بخار بود که به نماد انقلاب صنعتی اول تبدیل شد. استفاده از نیروی بخار برای مقاصد صنعتی، پیشرفت بزرگی برای بشر بود. با اختراع موتوربخار، بشر به جای استفاده از ماهیچه‌های خود از نیروی بخار برای به حرکت درآوردن مشاغل و صنایع استفاده کرد. در حقیقت نیروی بخار آب توانست انرژی لازم برای به حرکت درآوردن کارخانه‌ها و صنایع مختلف را تامین و وابستگی ما به ماشین‌آلات مختلف را پایه‌گذاری کند.ساخت و توسعه‌ی ماشین بخار، بعدها منجر به ساخت لوکوموتیو و خطوط راه‌آهن شد. در نتیجه‌ی این اختراع، شبکه‌ی جاده‌های بریتانیا که قبل از صنعتی شدن نسبتاً ابتدایی بود، پیشرفتی‌ اساسی کرد. علاوه‌براین قایق‌ها و کشتی‌هایی که با موتور بخار کار می‌کردند گسترده شدند و کالاها را در امتداد رودخانه‌ها و کانال‌های بریتانیا و همچنین در سراسر اقیانوس اطلس جابه‌جا کردند.ظهور انقلاب صنعتی دوم (عصر علم و تولید انبوه)اواخر قرن ۱۹ تا اوایل قرن ۲۰ بود که انقلاب صنعتی دوم و به دنبال آن پیشرفت‌های سریعی در صنایع فولاد، برق و خودرو پدید آمد. در همین زمان بود که هنری فورد فرآیند و خط تولید خودرو را به شدت تغییر داد و به سمت تولید انبوه حرکت کرد. در این زمان، شهرها رشد کردند؛ کارخانه‌ها پراکنده شدند و زندگی مردم به جای خورشید با ساعت تنظیم شد. هرچند شرایط کار در کارخانه‌ها سخت بود اما کارگران غیر ماهر، ارزان و فراوان بودند. بنابراین افراد و حتی بچه‌ها مجبور شدند ساعت‌های طولانی در شرایطی ناامن کار کنند که این شرایط تا قرن بیستم ادامه یافت.در طول انقلاب صنعتی دوم، فولاد که ارزانتر و مستحکم‌تر بود جایگزین آهن شد. به این ترتیب، تولید فولاد، امکان ساخت خطوط ریلی با هزینه‌ی کمتر را فراهم کرد که این موضوع به گسترش بیشتر حمل‌و‌نقل کمک کرد. بعد از آن بود که دیدن قطار و اتومبیل برای مردم، عادی و متداول شد. در طول این انقلاب علاوه‌بر فولاد و صنعت حمل‌و‌نقل، تغییرات زیادی هم در صنایع الکترونیک ایجاد شد.شاید برای ما تصور دنیای بدون برق امکان‌پذیر نباشد اما تا قبل از انقلاب صنعتی دوم، نبود برق و وسایل الکترونیکی امری عادی بود. بعد از انقلاب صنعتی دوم بود که افکار و اخبار از طریق روزنامه‌ها، رادیو و تلگراف منتشر شدند. و به این ترتیب سرعت زندگی مردم روی دور تند گذاشته شد و شیوه‌ی زندگی آن‌ها برای همیشه تغییر کرد.انقلاب صنعتی سوم از راه رسید: (انقلاب دیجیتال)بعد از تغییراتی که به واسطه‌ی نیروی بخار و علم در دو انقلاب صنعتی اول ایجاد شد؛ این بار نوبت تکنولوژی بود که بار دیگر مسیر دنیا را تغییر بدهد. ما هنوز هم در حال تجربه‌ی برخی از اثرات این انقلاب هستیم. مطالعه‌ی این مقاله در تلفن همراه یا کامپیوتر شخصی‌تان در حالیکه سوار مترو یا اتومبیل هستید از نتایج این انقلاب است. انقلاب صنعتی سوم، رایانه‌های بزرگ و اینترنت را وارد زندگی ما کرد؛ به همین دلیل این انقلاب به عنوان انقلاب دیجیتال هم شناخته می‌شود. ظهور اینترنت و کامپیوترها نه تنها کشورها بلکه کل دنیا را تغییر داد و کشورها را فارغ از مرز و فاصله‌ی فیزیکی‌شان یک قدم به هم نزدیک‌تر کرد.بعد از تغییراتی که به واسطه‌ی نیروی بخار و علم در دو انقلاب صنعتی اول ایجاد شد؛ این بار نوبت تکنولوژی بود که بار دیگر مسیر دنیا را تغییر بدهد. ما هنوز هم در حال تجربه‌ی برخی از اثرات این انقلاب هستیم. مطالعه‌ی این مقاله در تلفن همراه یا کامپیوتر شخصی‌تان در حالیکه سوار مترو یا اتومبیل هستید از نتایج این انقلاب است. انقلاب صنعتی سوم، رایانه‌های بزرگ و اینترنت را وارد زندگی ما کرد؛ به همین دلیل این انقلاب به عنوان انقلاب دیجیتال هم شناخته می‌شود. ظهور اینترنت و کامپیوترها نه تنها کشورها بلکه کل دنیا را تغییر داد و کشورها را فارغ از مرز و فاصله‌ی فیزیکی‌شان یک قدم به هم نزدیک‌تر کرد.انقلاب صنعتی چهارم چیست؟در طول سه انقلاب صنعتی گذشته، نه تنها بارها و بارها زندگی شخصی و شغلی افراد تغییر کرد بلکه گاهی حتی تهدید شد. پس از هر انقلاب، جهان در مسیر جدیدی قدم برداشت. این بار هم چهارمین انقلاب صنعتی، زندگی ما را تغییر خواهد داد؛ هر چند سرعت و ابعاد این تغییر، بسیار متفاوت و بزرگتر از تغییرات سه انقلاب صنعتی گذشته خواهد بود. وقوع انقلاب صنعتی چهارم باعث شده است تا بسیاری از فناوری‌هایی که بشر در گذشته، رویای آن‌ را داشت یا در کتاب‌ها و فیلم‌های علمی_تخیلی شاهد بود به واقعیت تبدیل شود. دستیابی ما به مجموعه‌ای از فناوری‌های جدید، باعث ایجاد چهارمین انقلاب صنعتی شده است.اولین‌بار اصطلاح انقلاب صنعتی چهارم توسط چه کسی مطرح شد؟اصطلاح انقلاب صنعتی چهارم، اولین‌بار توسط کلاس شواب مطرح شد. کلاس شواب، بنیانگذار مجمع جهانی اقتصاد است. مجمع جهانی اقتصاد، جایی است که هر ساله گروهی از سرمایه‌داران و قدرتمندترین افراد جهان گردهم می‌آیند تا درباره‌ی موضوعات مهم دنیا صحبت و برای تغییرات آینده‌ی جهان تصمیم‌گیری کنند.شواب، دو کتاب، درباره‌ی انقلاب صنعتی چهارم نوشته است. اولین کتاب او با عنوان «انقلاب صنعتی چهارم» در سال 2016 منتشر شد که به 30 زبان ترجمه شده و بیش از یک میلیون نسخه از آن در سراسر دنیا فروخته شده است. در این کتاب او برای اولین بار به صورت خلاصه نشان داد که چگونه پیشرفت‌های تکنولوژیکی نه تنها مدل‌های کسب‌وکار، بلکه حاکمیت، اقتصاد، کل جامعه و حتی زندگی افراد را تغییر خواهد داد.دومین کتاب او با عنوان «شکل‌دهی آینده‌ی انقلاب صنعتی چهارم» در سال 2018 منتشر شد. شواب در این کتاب، سه انقلاب صنعتی گذشته را مختصرا مرور کرده است. سپس مفصل درباره‌ی انقلاب صنعتی چهارم، فناوری‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها و 12 دسته‌ی مهم فناوری‌های آن توضیح داده است. نهایتا کتاب با توضیح نقش انسان‌ها در هدایت اثرات این انقلاب به پایان می‌رسد. این کتاب در پاییز 1400 توسط انتشارات آریاناقلم منتشر شد.در ادامۀ این مقاله دربارۀ‌ چالش‌ها و فرصت‌های انقلاب صنعتی چهارم، تاثیری که چهارمین انقلاب صنعتی بر مشاغل آینده خواهد گذاشت و فناوری‌های این انقلاب توضیح داده‌ایم. برای مطالعۀ متن کامل این مقاله روی لینک زیر کلیک کنید:انقلاب صنعتی چهارم چیست و چگونه جهان را تغییر خواهد داد؟ </description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Wed, 18 Jan 2023 12:47:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به مدیر و همکارمان چه کتابی هدیه بدهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%88-%D9%87%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-ndrfryreut7d</link>
                <description>مدیران موفق هر کتابی که به دستشان برسد را نمی‌خوانند به همین دلیل انتخاب بهترین کتاب برای مدیران چندان کار راحتی نیست. شاید انتخاب کتاب برای دوستانمان کاری سرراست و بی‌دردسر باشد ولی انتخاب کتاب برای مدیرانی که کتاب‌های خاصی می‌خوانند چالش‌های خاص خودش را دارد. شاید برایتان جالب باشد بدانید که فیل نایت، بنیانگذار نایک، آنقدر به کتابخانه خود احترام می‌گذارد که باید ابتدا کفش‌های خود را در بیاورید و سپس وارد آن شوید. ایلان ماسک، مغزی که در پشت شرکت‌های غول‌پیکری مانند تسلا موتورز و اسپیس ایکس قرار دارد، یک خواننده تمام‌عیار است. بیل گیتس سالانه حدود 50 کتاب می‌خواند. از اینجا به راحتی می‌توان فهمید که مطالعه، یکی از عادات روزانۀ اکثر مدیران موفق است. مدیران به مطالعه اهمیت می‌دهند چون بخشی از مهارت‌های خود را از طریق تجربه و بخشی را از طریق مطالعه به دست می‌آورند. گاهی هم با خواندن تجربه‌ی سایر ‌مدیران، مهارت‌های مدیریتیشان را افزایش می‌دهند.اگرچه کتاب‌های زیادی در حوزه‌ی مدیریت و رهبری نوشته شده‌اند اما واقعیت آن است که فقط خواندن تعداد کمی از آن‌ها برای مدیران ضروری است. در این مقاله سعی کرده‌ایم بهترین کتاب‌هایی که برای هدیه دادن به مدیران، مناسب هستند را معرفی کنیم.کتابی که به مدیران هدیه می‌دهیم باید چه ویژگی‌هایی داشته باشند؟«همۀ کسانی که کتاب می‌خوانند رهبر نیستند، اما همۀ رهبران کتاب می‌خوانند.»کتاب‌ها را می‌توان تقریباً برای هر شخصی در هر موقعیتی شخصی‌سازی کرد. بنابراین شاید یک کتاب برای همۀ‌ افراد مناسب نباشد اما برای هر فردی حداقل یک کتاب مناسب وجود دارد. امیدواریم با در نظر گرفتن نکاتی که در ادامه آورده‌ایم بتوانید بهترین کتاب را برای هدیه به مدیرتان انتخاب کنید.? کتاب باید با موقعیت شغلی مدیر تناسب داشته باشد: خوشبختانه هدیه دادن کتاب به مدیران این مزیت را دارد که می‌توان متناسب با حوزه‌ی فعالیت کسب‌و‌کارشان، کتاب مناسبی را انتخاب کنید. بنابراین شما می‌توانید کتابی هدیه بدهید که با جایگاه، موقعیت شغلی و اجتماعی آن‌ها تناسب داشته باشد.? تکراری نباشد: این روزها وقتی صحبت از هدیه دادن کتاب به مدیران می‌شود اولین گزینه‌ای که به ذهن افراد می‌رسد کتاب‌های نفیس است. اولین گزینه همیشه بهترین گزینه نیست. تعداد افراد زیادی هستند که همین گزینه به ذهنشان می‌رسد و این کتاب‌ها را به مدیران هدیه می‌دهند. اگر کتابی که هدیه می‌دهید مشابه کتاب‌های قبلی مدیرتان باشد هدیه‌ی شما دیده نخواهدشد و تاثیری در ذهن او نخواهد گذاشت. اگر می‌خواهید کتابتان در یاد مدیرتان و روی میزش بماند باید متفاوت عمل کنید وگرنه او هم کتاب شما را به فرد دیگری هدیه می‌دهد چون ده تا از همان کتاب نفیس را قبلا از افراد دیگری هدیه گرفته است!? کتاب باید ظاهر و بسته‌بندی مناسبی داشته باشد: در انتخاب کتاب برای مدیران باید علاوه‌بر محتوا به ظاهر، طراحی و حتی بسته‌بندی کتاب نیز توجه کنید. هدیه دادن کتاب به یک مدیر آن هم در پاکت‌ یا کاغذ کادو، پیام مناسبی را منتقل نمی‌کند.? کتاب‌های روز و معتبر حوزه‌ی کسب‌و‌کار را انتخاب کنید: هنگام هدیه‌ی کتاب به مدیرتان نباید روی موضوع و محتوای کتاب ریسک کنید. کتابی که انتخاب می‌کنید باید در حوزه‌ی کسب‌و‌کار شناخته شده و مورد تایید متخصصان این حوزه باشد.در انتخاب کتاب، نیم‌نگاهی هم به جایگاه مدیرتان داشته باشید.مدیران سطوح مختلف سازمان، دغدغه‌های متفاوتی دارند. بنابراین یک کتاب مدیریتی را نمی‌توان به تمام مدیران کسب‌و‌کارها پیشنهاد کرد و مطالب آن‌ را برای همه تجویز کرد. به همین دلیل در ادامه کتاب‌هایی را معرفی کرده‌ایم که می‌توانند برای مدیران سطوح مختلف سازمان مناسب باشند.مدیر عامل‌ها و اعضای هیئت‌ مدیرهمدیران ارشدمدیران میانیاگر به دنبال کتابی مناسب برای هدیه به مدیرعامل‌ها، مدیران ارشد و مدیران میانی هستید پیشنهاد می‌کنیم نگاهی به عنوان‌ کتاب‌هایی که در ادامه آمده‌اند بیندازید.بهترین کتاب برای هدیه به مدیرعامل‌ها و اعضای هیات مدیرهمدیرعامل و رئیس هیات‌مدیره به عنوان رهبران سازمان باید مسیر را برای اعضای تیمشان مشخص کنند. این افراد شبیه راه‌بلدهایی هستند که نقشه را در دست دارند و باید سایر افراد را به مسیر درست هدایت کنند. اما آن‌ها تنها زمانی می‌توانند تیمشان را به خوبی رهبری کنند که ابتدا توانایی رهبری بر خود را داشته باشند. کتاب‌هایی که در ادامه معرفی کرده‌ایم به مدیرعامل‌ها یاد می‌دهد که چه ویژگی‌هایی از آن‌ها یک مدیر موفق و بانفوذ می‌سازد.۱. رهبری از بالای خطکتاب «رهبری از بالای خط» از بهترین کتاب‌های منابع‌انسانی و رهبری است.کتاب «رهبری از بالای خط» اشاره می‌کند که رهبری مدیران با رهبری بر خود آغاز می‌شود و ویژگی‌های ذاتی مدیران بر سبک رهبری آن‌ها تاثیر می‌گذارد. این کتاب به رهبری آگاهانه اشاره دارد. رهبری که با شناخت خود انجام می‌شود. در این کتاب، خط افقی ساده‌ای برای مدل رهبری آگاهانه ارائه شده است. مدل خط افقی بیان می کند که رهبران در هر لحظه یا در بالای این خط، یعنی در وضعیت اثربخش برای رهبری، یا در پایین این خط، یعنی در وضعیت ناکارآمد برای رهبری، قرار دارند. هنگامی که رهبران پایین این خط قرار دارند بسته، تدافعی و پایبند به محق بودن هستند. این نابینایی رهبری در دنیای شرکت ها فراگیر است.در مقابل رهبرانی که در بالای خط هستند گشوده، کنجکاو و یادگیرنده هستند. این کتاب به افراد کمک می‌کنند تا بدانند در پایین خط هستند یا بالای خط و اگر در پایین خط قرار دارند چطور می‌توانند با بستن 15 پیمان رهبری به سوی بالای خط و رهبری آگاهانه حرکت کنند.  ✔️ کتابی که به اعضای هیئت مدیره کمک می‌کند تا در رهبری سازمانشان اثربخش‌تر عمل کنند.✔️ از سری کتاب‌های پرفروش آمازون و جهان در حوزۀ رهبری۲. ذهنیت مؤسسکتاب «ذهنیت مؤسس» یکی از بهترین کتاب‌های مدیریت استراتژیک و جزء کتاب‌های پرفروش‌ واشنگتن پست است که به کسب‌وکارهایی که دورۀ راه‌اندازی را با موفقیت گذرانده‌اند یاد می‌دهد که چگونه قادر به حفظ رشد با کیفیت خواهند بود.چطور شرکتی می‌تواند هم رشد کند و هم سودآور باشد و از طرفی رشد و سودآوری‌اش، پایدار باشد؟ موضوع این کتاب، رشد سودآور و پایدار است. اکثر مدیران رؤیای رشد و توسعۀ کسب‌و‌کارشان را دارند. اما واقعیت این است که  مدیران با گسترش کسب‌و‌کار، خدمات و محصولاتشان باید دردسرهای بزرگ‌تری را هم به جان بخرند چون توسعۀ یک کسب‌و‌کار فقط به معنای سود بیشتر نیست. به همین دلیل مدیران باید برای رشد کسب‌و‌کارشان برنامه‌ریزی کنند و بی‌گدار به آب نزنند تا علاوه‌بر رشد به سودآوری پایدار هم دست پیدا کنند. این کتاب به مدیرعامل‌ها و اعضای هیئت مدیره کمک می‌کند تا سازمانشان را برای رسیدن به رشد و سودآوری پایدار رهبری و هدایت کنند.✔️ کتابی برای صاحبان و موسسانی که در رشد کسب‌‌وکارشان موفق عمل کرده‌اند و در پی رشدهای بیشتر هستند.✔️ کتاب توصیه شده توسط شرکت‌های برتر مشاوره مدیریت جهان۳. صراحت تمام عیارکتاب «صراحت تمام عیار» از کتاب‌های پرفروش وال استریت ژورنال و نیویورک تایمز است که در حوزۀ منابع‌انسانی و رهبری دسته‌بندی می‌شود.چگونه یک مدیر هم می‌تواند هوای اعضای تیمش را داشته باشد و هم از آن‌ها انتقاد کند؟ تیم خوب، مدیر خوب دارد. مدیران خوب و حرفه‌ای می‌دانند چه زمانی باید اعضای تیمشان را تشویق کنند، به چالش بکشند، از آن‌ها انتقاد یا حمایت کنند و به‌طور کلی می‌دانند چطور باید روابط کاریشان را رهبری و هدایت کنند تا هم ساعات خوبی را در کنار تیمشان داشته باشند و هم باعث پیشرفت سازمانشان شوند. کیم اسکات در کتاب صراحت تمام‌عیار به مدیران یاد می‌دهد که چطور به اعضای تیمشان بازخوردهای اثربخش و سازنده بدهند.✔️ این کتاب به مدیران یاد می‌دهدکه چطور هم قاطعیت خود را حفظ کنند و هم به رئیس محبوب‌تری تبدیل شوند.✔️ مدیران بزرگترین شرکت‌های جهان توصیه‌های کیم اسکات(نویسنده این کتاب) را در هوا می‌قاپند!۴. انگیزۀ رهبریکتاب «انگیزۀ رهبری»، اثر دیگری از پاتریک لنچونی، نویسندۀ معروف و پرطرفدار کتاب‌های «بازیکن تیمی ایدئال» و «فرار از جلسه».چرا صندلی مدیریت آنقدر پرطرفدار است؟ با این که مدیریت، سمت و جایگاهی محبوب است اما چالش‌های خاص خودش را دارد. افراد زیادی برای به دست آوردن مسئولیت‌های مهم و پرریسک این جایگاه شغلی تلاش می‌کنند. حال سؤال اصلی این‌جاست که چقدر از عهدۀ این مسئولیت‌ها برمی‌آیند؟ پاتریک لنچونی در کتاب انگیزۀ رهبری، بار دیگر از سبک داستانی برای آموزش استفاده می‌کند. او به افراد کمک می‌کند تا با شناخت مسئولیت‌های رهبری و مدیریت سازمان آگاهانه برای تصاحب این جایگاه تلاش کنند و از خودشان بپرسند دقیقا چرا و با چه انگیزه‌ای می‌خواهند رهبر و مدیر شوند؟ در این کتاب با دو انگیزه‌ی متفاوت رهبری آشنا می‌شویم: رهبری مسئولانه و رهبری پاداش‌مدارانه. رهبرانی که انگیزه‌های مسئولانه دارند، به فکر خدمت به سازمان و افراد خود هستند. در مقابل رهبرانی که انگیزه‌های پاداش‌مدارانه دارند، رسیدن به رهبری را جایزه می‌دانند و به دنبال منافع شخصی‌اند.✔️ کتابی که مجلات برتر مدیریت، آن را برای هر رهبری در هر جایگاهی ضروری می‌دانند.✔️ در این کتاب لنچونی با اشاره به مسئولیت‌های یک رهبر سعی می‌کند به افراد کمک کند تا در انگیزه‌ی خود از رهبری بازنگری کنند.بهترین کتاب برای هدیه به مدیران ارشدمدیران ردۀ بالای سازمان هر روز با تصمیمات زیادی دست و پنجه، نرم می‌کنند. چقدر باید نوآفرین بود؟ چقدر باید ریسک متفاوت بودن را پذیرفت؟ چه نوع محتوایی تولید کنند تا دیده شود؟ چطور محصولات و خدمات را توسعه بدهند؟ کتاب‌هایی که در ادامه معرفی شده‌اند به جنبه‌های مختلف تصمیماتی می‌پردازد که مدیران با آن روبرو می‌شوند و در گرفتن تصمیمات اثربخش به آن‌ها کمک می‌کنند.5. نوآفرینیکتاب «نوآفرینی» آدام گرانت، از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز است.تا کجا می‌توان ریسک نوآفرینی را پذیرفت؟ چقدر نوآفرین هستید؟ چقدر از ایده‌های جدید، استقبال می‌کنید؟ نوآفرینی، کتابی است که به بررسی مباحث خلاقیت و نوآوری می‌پردازد. این کتاب برای مدیرانی مناسب است که می‌خواهند کسب‌و‌کاری خلاق راه‌اندازی کنند و با آن دنیای اطرافشان را تغییر بدهند. مدیرانی که می‌خواهند خلاقیت، نوآفرینی و ایده‌های نو بخشی از فرآیند کسب‌و‌کارشان باشد و در آن ریشه بدواند.✔️ کتابی که مدیر ارشد شرکت فیس‌بوک آن را یکی از مهم‌ترین و گیراترین کتاب‌هایی می‌داند که تاکنون خوانده است.✔️ کتابی مناسب برای مدیران و کارشناسانی که به دنبال ساختن، یافتن و به کارگیری ایده‌های نوآفرینانه هستند.6. ناخدایی دیجیتالفناوری، جنبه‌های مختلف زندگی ما را به تصرف خودش درآورده است. سازمان‌ها نیز از نفوذ فناوری‌های جدید در امان نیستند. در نتیجه سازمان‌ها هم به سمت دیجیتالی شدن حرکت کرده‌اند و تلاش می‌کنند تا  فناوری‌های جدید را در بخش‌های مختلف خود به کار بگیرند. مدیران برای این که با موفقیت فناوری‌ها را در کسب‌و‌کار خود پیاده‌سازی و اجرا کنند نیاز دارند تا ابعاد مختلف و اثرات فناوری را بشناسند. مدیرانی که درک درستی از فناوری‌ها ندارند سرمایه‌گذاری‌هایشان روی فناوری‌های دیجیتال شکست می‌خورد و به دنبال آن بقای سازمانشان نیز به خطر می‌افتد. کتاب ناخدایی دیجیتال، به مدیران کمک می‌کند تا در عصر تحول دیجیتال، سازمانشان را به خوبی هدایت کنند.✔️ کتابی بومی با مثال‌های ملموس از کسب‌و‌کارهای ایرانی✔️ مخاطبان این کتاب کلیۀ مدیران و کارشناسان سازمان‌های مختلف کشورند. فرقی نمی‌کند این افراد در بخش دولتی باشند یا خصوصی، در شرکت‌های بزرگ مشغول به کار باشند یا کوچک، تازه‌کار باشند یا باتجربه.7.بازاریابی پرمحتواکتاب بازاریابی پرمحتوا از طرف مجلۀ فورچون به‌عنوان یکی از 5 کتاب حوزۀ کسب‌و‌کار نام‌گذاری شده است که باید بخوانید.بازاریابی محتوا چیست؟ مدیران بازاریابی محتوا دقیقا چه‌کار می‌کنند؟ این روزها کسب‌وکارها برای این که صدا و پیامشان بهتر شنیده و دیده شود از تولید محتوا استفاده می‌کنند. اما هر چقدر بر حجم و سرعت تولید محتوا اضافه می‌شود، جلب توجه مخاطبان سخت‌تر می‌شود. مدیران بازاریابی برای این که پیامشان در اقیانوسی از محتوا، غرق نشود باید متفاوت عمل کنند.کتاب بازاریابی پرمحتوا به مدیران یاد می‌دهد که چطور محتوایی تولید کنند که دیده شود.✔️ اگر می‌خواهید در بین هیاهوی تبلیغات پیام و اسم برند شما گوش‌نواز شنیده شود این کتاب را به تیم بازاریابی و تبلیغات خود هدیه دهید.✔️ کتابی که معاون استراتژی تبلیغات کوکاکولا آن را یک موفقیت درخشان در دنیای سریع و همیشه در حال تغییر بازاریابی محتوا می‌داند.8.قلابکتاب «قلاب» توسط خوانندگان گودریدز به عنوان یکی از بهترین کتاب‌های کسب‌و‌کار سال انتخاب شده است.چرا بعضی محصولات و خدمات بین مشتریان پرطرفدار می‌شوند و بعضی دیگر شکست می‌خورند؟ چطور محصولی طراحی کنید که مخاطبان بیشتری را درگیر ‌کند. «نیر ایال» نویسنده‌ی کتاب پرفروش «مدیریت توجه» است. او در کتاب قلاب به مدیران یاد می‌دهند که چطور محصولات و خدماتی طراحی کنند که در ذهن مخاطبانشان ماندگار  شوند و محصولاتشان را به بخش جدانشدنی زندگی کاربران تبدیل کنند.✔️ مدیران و کارشناسانی که این کتاب را خوانده‌اند آرزو می‌کنند که رقبایشان این کتاب را نخوانند.✔️ اگر می‌خواهید محصولتان سری توی سرها در آورد و مخاطبان عاشقش شوند این کتاب را به تیم‌هایی که روی محصول کار می‌کنند هدیه دهید.بهترین کتاب برای هدیه به مدیران میانیمدیران میانی همیشه پروژه‌های زیادی برای انجام و ارائه دارند. این مدیران از طرفی به دنبال انجام دادن به موقع کارها هستند از طرف دیگر باید به خوبی کاری که انجام دادند را به مدیران بالادستی خود گزارش بدهند به شکلی که اهمیت و ارزش کاری که انجام داده‌اند به خوبی انتقال داده شود. در ادامه کتاب‌هایی برای مدیریت و ارائه‌ی بهتر کارها به این مدیران معرفی می‌کنیم.۹. مدیریت پروژه برای غیر مدیر پروژهکتاب «مدیریت پروژه برای غیر مدیر پروژه» از بهترین کتاب‌هایی است که به دور از اصطلاحات تخصصی و پیچیده، مفاهیم مدیریت پروژه را برای افراد جا می‌اندازد.کتاب «مدیریت پروژه برای غیر مدیر پروژه» برای مدیران و سایر افرادی که مسئولیت سازماندهی و اجرای پروژه‌های بسیاری را بر عهده دارند مناسب است. این روزها که مدیران مجبور هستند با منابع محدود، پروژه‌های زیادی را با موفقیت به سرانجام برسانند مطالعه‌ی چنین کتابی می‌تواند برای آن‌ها مفید و اثربخش باشد.✔️ اگر می‌خواهید پروژه‌های کوچک و بزرگی که در شرکت‌تان دارید به بهترین شکل به سرانجام برسند این کتاب را به اعضای تیمتان هدیه دهید.✔️ جزء کتاب‌های برتر آمازون در حوزۀ مدیریت پروژه10. داستان‌پردازی با داده‌هاکتاب «داستان‌پردازی با داده‌ها» به مدیران کمک می‌کند تا شناخت بهتری نسبت به مخاطبان خود پیدا کنند و در نتیجه پیام و منظورشان را بهتر  منتقل کنند. ارائه‌های بی‌سروته علاوه‌بر سردرگم کردن افراد، پیام را هم به درستی منتقل نمی‌کنند. یک ارائۀ بد می‌تواند نتایج ماه‌ها تلاش یک مدیر و تیمش را هدر بدهد. بنابراین مهم است مدیران روشی را به کار بگیرند که به بهترین شکل ممکن، پیامشان را منتقل کند.✔️ مطالعه این کتاب را به افرادی توصیه می‌کنیم که ارائۀ گزارش جزء جدایی‌ناپذیر کارشان است. آن‌هایی که با اعداد و نمودارها سروکار دارند. اگر می‌خواهید گره‌ای از کار این افراد باز کنید این کتاب را به آن‌ها هدیه دهید.✔️ پرفروش‌ترین کتاب آمازون در حوزۀ مدیریت اطلاعات سخن آخردر این مقاله توضیح دادیم که در انتخاب بهترین کتاب برای هدیه به مدیران باید چه نکاتی را در نظر بگیرید. هم‌چنین کتاب‌هایی را به شما معرفی کردیم که می‌توانند برای مدیرانی در رده‌های مختلف سازمان مفید و کاربردی باشد. بنابراین در انتخاب کتاب برای همکار یا مدیرتان باید توجه داشته باشید که به مدیرعامل می‌خواهید کتاب هدیه دهید یا مدیر میانی، به عضو هیئت مدیره یا مدیر ارشد. همچنین برای انتخاب کتاب باید تخصص و علاقه‌مندی مدیرتان را مد نظر داشته باشید مثلا اگر قرار است به مدیر بازاریابی کتابی هدیه دهید ترجیحا کتابی در همان حوزه انتخاب کنید.برگرفته از مقالۀ بهترین کتاب برای هدیه به مدیران، همکاران و کارمندانانتشارات آریاناقلم</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 12:22:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش‌های افزایش تمرکز در عصر حواس‌پرتی</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C-d3ibylsmzo87</link>
                <description>بعید نیست در آینده‌ای نه چندان دور قهرمان‌هایی داشته باشیم که قدرت آن‌ها داشتن ذهن متمرکز است.در دوره‌ای که وقتی سر کلاس هستیم حواسمان پرت کارهای آخر هفته است. یا سرکار مدام مشغول چک کردن شبکه‌های اجتماعی‌مان هستیم. یا بعد از دو صفحه کتاب خواندن ذهنمان در جای دیگری به پرواز در می‌آید. خیلی سخت نیست که افراد متمرکز را قهرمان بدانیم و حواس جمع بودن را ویژگی قهرمان‌ها در نظر بگیریم. حتی خیلی عجیب نیست که راه‌های افزایش تمرکز به شکل یک فرمول سری بین افراد ردوبدل شوند.اما سؤال اصلی این جاست که با این همه عوامل حواس‌پرتی چطور می‌توانیم وارد گروه قهرمان‌های حواس‌جمع شویم؟اگر به دنبال افزایش تمرکز خود هستید خواندن این مقاله را به عنوان یک چالش در نظر بگیرید. آنقدر تمرکز دارید که آن را تا انتها بخوانید یا آن را نیمه کاره رها می‌کنید؟چه عواملی باعث حواس‌پرتی و عدم تمرکز ما می‌شوند؟اگر دنبال عوامل حواس‌پرتی می‌گردید، امروز راحت‌تر از هر وقت دیگری می‌توانید آن را پیدا کنید. در این دوره زمانه آنقدر عوامل حواس‌پرتی زیاد است که هر طرف سرتان را بچرخانید با یکی از آن‌ها روبرو می‌شوید. از عوامل درونی مثل استرس، خستگی و غم گرفته تا عوامل خارجی مثل اینترنت، تلفن همراه، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل و…جهان همواره پر از چیزهایی بوده است که طراحی شده‌اند تا حواسمان را پرت کنند. جالب این‌جاست به محض این که تصمیم می‌گیریم روی یک موضوع تمرکز کنیم هم‌زمان عوامل بی‌شماری با هم رقابت می‌کنند تا توجه ما را به خود جلب کنند. به طور کلی عوامل حواس‌پرتی و کاهش تمرکز به دو دسته‌ی درونی و بیرونی تقسیم می‌شوند.عوامل بیرونی کاهش تمرکزبه هر کجا که نگاه می‌کنیم ردپای تکنولوژی به چشم می‌خورد، بنابراین به راحتی می‌توان آن‌ها را به عنوان مقصر و عامل کاهش تمرکز سرزنش کرد. به خاطر همین انگشت اتهام را به سمت تلفن‌‌همراه و شبکه‌های اجتماعی نشانه می‌گیریم، همان‌طور که زمانی این اتهام را به تلویزیون می‌زدیم.مهم نیست قبل از اختراع تلویزیون تقصیر را بر گردن کدام ابزار می‌انداختیم و بعد از تلفن‌همراه، عامل حواس‌پرتی ما چه چیزی یا چه کسی خواهد بود در هر صورت تکنولوژی یکی از عوامل بیرونی حواس‌پرتی است که اگر خیلی ساده از این عامل مهم بگذریم باید قید افزایش تمرکز را بزنیم.البته غیر از صداهای دنگ و دینگ پیام‌رسان‌ها، افراد هم ممکن است جزو محرک‌های بیرونی باشند، مثلا همکاری که کنار میز کار ما می‌ایستد و ما را به حرف می‌گیرد.فئودور داستایوسکی در سال 1863 نوشت:«سعی کنید به خرس قطبی فکر نکنید، آن‌وقت می‌بینید که خرس لعنتی هر دقیقه وارد ذهنتان می‌شود.» این عبارت کافی است تا متوجه شویم که مشکل حواس‌پرتی و نداشتن تمرکز فراتر از مسائل مربوط به فناوری است. این جا همان‌جایی است که به جای مقصر دانستن دیگران باید مسئولیت حواس‌پرتی خود را بر عهده بگیریم.مثلا یکی از عوامل درونی حواس‌پرتی «نشخوار ذهنی» است. نشخوار ذهنی یعنی تمایل به فکر کردن درباره‌ی تجربه‌های ناخوشایند. اگر بارها و بارها حرف یا رفتاری را در ذهنتان مرور می‌کنید که خودتان انجام داده‌اید یا دیگران در حق شما انجام داده‌اند یا نمی‌توانید از فکر کردن درباره‌ی آن دست بردارید، به حالتی دچارید که روانشناسان به آن می‌گویند نشخوار ذهنی.بنابراین یکی از عوامل عدم تمرکز می‌تواند مشکل درونی مثل اضطراب، ناراحتی، خستگی یا… باشد.روش‌هایی برای افزایش تمرکز1. از تکنیک پومودورو یا تایم باکسینگ (Time-boxing) استفاده کنیدکارهایی که می‌خواهید انجام بدهید را لیست کنید. یکی از کارهای لیست را انتخاب کنید. به مدت 25 دقیقه سفت و سخت به آن کار بچسبید و روی آن تمرکز کنید. بعد پنج دقیقه استراحت کنید و دوباره به مدت 25 دقیقه کار کنید. این روش را 4 بار تکرار کنید و بعد به مدت 15 تا 30 دقیقه استراحت کنید.2. خودتان را جریمه کنیدهر وقت در برابر یکی از عوامل حواس‌پرتی تسلیم شدید و به خاطرش کار خود را نیمه تمام گذاشتید با یک جریمه خودتان را تنبیه کنید. مثلا ندیدن فیلمی که دوست دارید یا جریمه مالی. به نظر روش سختگیرانه‌ای برای افزایش تمرکز می‌آید اما خیلی خوب جواب می‌دهد.3. فقط روی یک کار تمرکز کنیدانجام دادن چند کار هم‌زمان با هم  (Multitasking) تمرکز شما را پایین می‌آورد. مغز انسان نمی‌تواند هم‌زمان روی دو چیز تمرکز کند. بنابراین اگر می‌خواهید بهتر از عهده‌ی انجام دادن کارها بربیایید فقط روی انجام یک کار تمرکز کنید.4. برنامه‌ریزی داشته باشیدیک لیست داشته باشید و تمام کارهایی که باید انجام بدهید را بنویسید. زمان انجام آن‌ها را هم مشخص کنید. با توجه به میزان زمانی که در اختیار دارید کارهای خود را تقسیم کنید. سر خود را آنقدر شلوغ نکنید که انجام دادن تمام کارهای لیستتان غیرممکن شود و استرس بگیرید.5. از قانون ده دقیقه استفاده کنیدیکی از روش‌های افزایش تمرکز، استفاده از قانون ده دقیقه است. این قانون می‌گوید: اگر در زمان کار کردن مدام می‌خواهید سری به شبکه‌ی اجتماعی بزنید یا وبگردی کنید به خود بگویید اشکالی ندارد این کارها را انجام بدهم، اما نه همین الان، ده دقیقه دیگر. در واقع با این روش برای خود زمان بخرید.این قانون به ما وقت می‌دهد تا کاری را انجام دهیم که بعضی از روانشناسان رفتاری آن را «موج‌سواری بر امیال» می‌نامند. وقتی میل یا خواسته‌ای بر ما غلبه می‌کند، نه آن را نادیده می‌گیریم و نه براساس آن عمل می‌کنیم، توجه به احساساتمان و موج‌سواری بر آن‌ها به ما کمک می‌کند دوام بیاوریم تا زمانی که میلمان فروکش کند.معرفی کتاب برای افزایش تمرکزخواندن کتاب و خلاصه کردن آن یکی از تمرین‌های افزایش تمرکز است که در بخش قبلی به آن اشاره کردیم. شما می‌توانید برای این انجام این تمرین دو کتاب «مدیریت توجه» و «ذهن متمرکز» را برای مطالعه انتخاب کنید. این کتاب‌ها درباره‌ی افزایش تمرکز و بهره‌وری هستند. به این ترتیب شما هم برای افزایش تمرکز خود تمرین می‌کنید و هم درباره‌ی روش‌های افزایش تمرکز مطالب بیشتری یاد می‌گیرید.کتاب مدیریت توجهکتاب مدیریت توجه یکی از بهترین کتاب‌های توسعه فردی آریاناقلم است. این کتاب در کنار خودش یک دفترچه‌ی تمرین هم دارد. نیر ایال، نویسنده‌ی این کتاب در کنار بررسی عوامل مختلف درونی و بیرونی که باعث حواس‌پرتی ما می‌شوند را بررسی کرده است. هم‌چنین در ادامه راه‌حل‌هایی هم برای افزایش تمرکز معرفی می‌کند. او هم‌چنین روش‌هایی برای افزایش تمرکز در محیط کار و تربیت کودکانی با تمرکز بالا ارائه کرده است.جمله‌هایی از کتاب مدیریت توجه«بیشتر مردم نمی‌خواهند به این حقیقت ناراحت‌کننده اعتراف کنند که حواس‌پرتی همیشه راه ناسالمی برای فرار از واقعیت است.»«حواس‌پرتی تلاش مغزمان برای کنار آمدن با رنج است. اگر این واقعیت را بپذیریم، پس منطقی است که برای جلوگیری از حواس‌پرتی فقط باید یاد بگیریم با ناراحتی‌های خود کنار بیاییم.»«جیسون فراید می‌گوید: چت گروهی مثل این است که در جلسه‌ای تمام وقت با افرادی نامشخص و بدون هیچ دستور جلسه‌ای حاضر شوید.»«بسیاری از حواس‌پرتی‌ها ناشی از نیازمان به فرار کردن از ناراحتی‌های روانی است.»«امروز بیشترین تلاشمان برای مقابله با عوامل حواس‌پرتی جنگیدن با محرک‌های بیرونی است.»کتاب ذهن متمرکزکتاب ذهن متمرکز بیشتر روی افزایش بهره‌وری افراد در محیط کار تمرکز دارد. در همین راستا سیستمی را در نه گام و سه فصل به شما آموزش می‌دهد. این سیستم به شما کمک می‌کند تا با حذف کارهایی که وقت شما را تلف می‌کنند و تمرکز روی کارهای مهم‌تر بهره‌وری خود را افزایش بدهید. مخاطبان اصلی این کتاب مدیران و کارمندانی هستند که به دنبال افزایش بهره‌وری در محیط کارشان هستند. اما مطالعه‌ی آن برای تمام افراد می‌تواند مفید باشد. این کتاب هم دفترچه تمرینی دارد که شما می‌توانید تمرین‌های آخر هر فصل را در آن انجام بدهید.جمله‌هایی از کتاب ذهن متمرکز«مگر غیر از این است که زندگی شما، در آخر، چکیده‌ی همه‌ی آن چیزهایی است که روی آن تمرکز کرده‌اید؟»«فقط در صورتی برای همه‌ی کارهای روز زمان کافی هست که در هر زمان فقط یک کار بکنی. اما اگر در یک زمان دو کار را انجام دهی، در طول سال هم زمان کافی برای انجام آنها نخواهی داشت.»«وقتی ‏در‏ کار‏سختی، ‏گیر‏ ‏می‌افتیم، ‏این ‏وسوسه ‏به‏ جانمان‏ ‏می‌افتد‏ که‏ با‏رفتن ‏به‏ سراغ‏ چیز‏ ‏لذت‌بخش‌تری ‏به ‏مغزمان ‏استراحت‏ دهیم.»اگر می‌خواهید با روش‌های بیشتری برای افزایش تمرکز آشنا شوید متن کامل مقالۀ چطور کارهایمان را بدون حواس‌پرتی و با تمرکز بالا انجام دهیم را در وب‌سایت انتشارات آریاناقلم مطالعه کنید.  </description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jan 2023 12:18:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الکساندر استروالدر؛ خالق بوم مدل کسب‌و‌کار</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%82-%D8%A8%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%84-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-swvzyevmdsvi</link>
                <description>الکساندر استروالدر از تأثیرگذارترین متخصصان نوآوری در جهان، نویسنده‌ای برجسته، کارآفرین و سخنرانی پرطرفدار است. استروالدر از پایان نامه‌ی دکترای خود در دانشگاه لوزان زیر نظر استاد راهنمایش ایو پیگنیور دفاع کرد. موضوع پایان نامه‌ی استروالدر نوآوری در مدل کسب‌وکار بود که نتایج تلاش‌هایش را در سال 2010 درکتابی به عنوان خلق مدل کسب‌و‌کار منتشر کرد.استروالدر و ایو پیگنیور در سال 2021 در رتبه چهارم فهرست Thinkers50  قرار گرفتند. Thinkers50 در سال 2001 باهدف شناسایی و حمایت از ایده‌های برتر حوزه‌ی مدیریت و کسب‌وکار راه‌اندازی شد. ایده‌هایی که جهان را به جایی بهتر تبدیل می‌کنند. الکساندر استروالدر و پیگنیور به دلیل ارائه‌ی مدل مشهور خود یعنی بوم مدل کسب‌و‌کار یا بیزینس کانواس در این لیست قرار گرفتند.بوم مدل کسب‌وکار چیست؟بوم مدل کسب‌و‌کار یک ابزار مدیریت استراتژیک و کارآفرینی است که شامل تمام اجزایی است که برای شروع یا بهبود یک کسب‌و‌کار باید به آن توجه شود. از این بوم برای تعریف، طراحی و بهبود ساختار و مدل کسب‌و‌کار استفاده می‌شود. این بوم به دلیل ساده‌سازی فرآیند توسعه استراتژی و تبدیل مفاهیم پیچیده به مدل‌های بصری قابل فهم شناخته شده است.طبق نظر Thinkers50بوم مدل کسب‌و‌کار تاثیرگذارترین ابزار مدیریت در دو دهه گذشته است. بوم مدل کسب‌وکار ابزاری مفهومی است که به کسب و‌کارها کمک می‌کند تا نگاهی ساختارمند به بخش‌های مختلف کسب‌و‌کارشان داشته باشند. به طور مثال این بوم به شما کمک می‌کند تا مشتریان، ارزش‌های پیشنهادی که باعث تمایز شما نسبت به رقبا می‌شوند، کانال‌های توزیع، راه‌های ارتباط با مشتری، جریان‌های درآمدی و منابع خود را بهتر بشناسید.مفهوم مدل کسب‌و‎کار جدید نیست اما استروالدر، مدلی عملی و کاربردی از این مفهوم را ارائه کرد که به دلیل قابلیت اجرایی، قابل فهم بودن و بصری بودنش به سرعت موردتوجه و استقبال قرار گرفت، به طوری که امروزه در اکثر شرکت‌های سراسر دنیا و شرکت‌های استارتاپی از این بوم برای مشخص کردن بخش‌های مختلف کسب‌و‌کار استفاده می‌کنند.استروالدر و پیگینور علاوه‌بر بوم مدل کسب‌و‌کار، بوم ارزش پیشنهادی را  نیز ارائه کرده‌اند. ابزاری که به کارآفرینان و کسب‌و‌کارها کمک می‌کند تا محصول یا خدمات خود را بر اساس نیازهای مشتری طراحی کنند به شکلی که باعث مزیت رقابتی آن‌ها نسبت به رقبا شود و مشتریان خواهان محصول آن‌ها باشند. این بوم‌ها ابزارهایی عملی هستند که میلیون‌ها نفر از متخصصان کسب‌و‌کار در شرکت های پیشرو جهانی به آن اعتماد دارند.علاوه‌بر این استورالدر موسس شرکت Strategyzer است که دوره‌های آنلاین، برنامه‌های کاربردی و خدمات مبتنی بر فناوری را برای کمک به سازمان‌ها در مدیریت مؤثر و سیستماتیک استراتژی، رشد وتحول ارائه می‌کند.کتاب‌های استروالدرکتاب‌های پرفروش‌«خلق مدل کسب‌وکار»، «مدل کسب‌و‌کار شما»، «طراحی ارزش پیشنهادی»، «آزمودن ایده‌های کسب‌و‌کار» جزء پرفروش‌ترین کتاب‌های استروالدر در حوزه‌ی کسب‌و‌کار هستند. این کتاب‌ها توسط انتشارات آریاناقلم ترجمه و منتشر شده‌اند. کتاب دیگر این نویسنده یعنی «شرکت شکست‌ناپذیر» هم در دست ترجمه قراردارد.برگرفته از مقالۀ الکساندر استروالدر انتشارات آریاناقلم</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Wed, 11 Jan 2023 14:31:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>