<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات AviBook</title>
        <link>https://virgool.io/AviBook/feed</link>
        <description>این انتشارات در حوزه ی برندینگ،مارکتینگ، تبلیغات و بسته بندی منتشر خواهد شد و تلاش خواهد داشت آگاهی عمومی را در این حوزه افزایش دهد.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-08 02:24:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/</url>
            <title>AviBook</title>
            <link>https://virgool.io/AviBook</link>
        </image>

                    <item>
                <title>در چهل سالگی آویده</title>
                <link>https://virgool.io/AviBook/%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%88%DB%8C%D8%AF%D9%87-br1kkgzshbwm</link>
                <description>آژانس تبلیغاتی آویده- تمام خدمتامروز چهل سال است که به عنوان یک #آژانس_تبلیغاتی معتبر در خدمت شما هستیم. از شما آموخته ایم تا درک کنیم راه چیست و مقصد کدام است.چل چلی آویده -آژانس ارتباطات برند- برای ما روز بزرگی است. چهل سال عاشقانه زیستن، راهی سخت بود که عشق آسان نمود آن را بر ما.در چهل سال گذشته بر آویده چه گذشت؟چهل سالی که همه تجربه بود و دوستی و ارتباط‌هایی که به خوبی شکل گرفت. گاه قهر و آشتی و دلخوری و گاه شادی بود و رقص و پای کوبی؛ گاه شکست بود و به پای میز نابودی رفتن و گاه چون قماربازی بودیم که تمام کارت‌هایش  را بجز یکی، پایین ریختیم و منتظر عکس العمل رقیبان نشستیم.گاه رقیبان ما در اوج ناامیدیمان، دستها را بالا برده و تسلیم ما شدند و ما باز در کنار آنان بودیم چرا که یک رقیب می‌تواند یک سازمان را قدرتمندتر کند.بسته بندی در آویدهدر آویده -آژانس ارتباطات برند- گاه پای رفتن داشتیم ولی همراه نداشتیم. گاه به قله‌ها می‌اندیشیدیم و زمین و زمان با ما یار نبود. گاه هرچه ورق داشتیم همه بیست و یک بود و ما همواره پیروز می‌شدیم.گاه دستمان خوب نبود و در بازی می‌باختیم اما اعتماد به نفس خود را از دست نمی‌دادیم. گاه زمین می‌خوردیم و باز دست روی زانوی خود گذاشته و بلند می‌شدیم، اما هرگز مغرور نشدیم.از روزهایی برایتان می‌نویسم که سعی کردیم کار درست را انجام دهیم. سال‌هایی که در قراردادهای نانوشته به برند خود #وفادار بودیم و دعوت مالی رقبای مشتریان خود را نپذیرفتیم. چون لوطی بودن و داشتن معرفت برایمان اصل هست. پول و ثروت برایمان یک وسیله بود برای رسیدن به اهداف بزرگ.سعی کردیم منش داشته باشیم و معرفت و در کنار آنها یک اصل مهم برایمان وفاداری به برند است. ما همواره  تلاش کردیم تا آخرین قطره‌ی خونمان امانت‌دار مشتری‌ای باشیم که به ما عزت داده است.#بسته_بندی بخش بزرگی از توانایی ما شد و در این بخش توانستیم خوش بدرخشیم و کارهایی مانا تقدیم مشتریانمان کنیم.نگاه ما به وفادار بودن عمیق بود و پایدار. وفاداری به مشتری ای که به آن افتخار می‌کردیم؛ به مشتری‌ای که از روز اول در کنارش بودیم؛ به مشتری‌ای که اعتبار و درآمد ما از وجود او تامین می‌شد.مهم نبود که شب و روز برایش بدویم؛ مهم نبود در راهش سر از پا نشناسیم. کار و تلاش ما همه صداقت بود و علاقه که بتوانیم این نوزاد لایق رشد را پا به پا بزرگ کنیم و به سهم دوم بازار برسانیم. این خود افتخار بزرگی برای ما است.بارها شماتت شنیدیم. بارها خواستند ما را اغوا کنند ولی ما به یک اصل وفادار بودیم و آن این است که بزرگی مشتری ما بزرگی ما را در بر خواهد داشت. آنقدر در این فکر غوطه‌ور بودیم که گاه از جوانان مشتری می‌شنیدیم چرا اینقدر این مجموعه دلسوزانه  کارهای ما را انجام می‌دهد؟ چرا اینقدر به ما عِرق دارند؟ شاید ما می‌خواهیم برند خود را زیر پا له کنیم، به آنها چه ربطی دارد که اینچنین از ما طرفداری می کنند!تا آنجا که توانستیم سعی کردیم دانش خود را افزون کنیم تا استوار شویم. گرچه در نهایت تنها ماندیم و بی پناه، اما هرگز از وفاداری و قمار خود پشیمان نشدیم. https://avideh.com/ هرگز نگفتیم اگر پیشنهاد برند دیگری را در این حوزه می‌پذیرفتیم و همه‌ی تخم مرغ‌های خود را در یک سبد نمی‌گذاشتیم بهتر بود. آمدیم جلو و سعی کردیم خود را بهتر بشناسیم.آن زمان که پسر آقای مولوی مدیرعامل شادلی برای طراحی بسته بندی به دفتر ما آمدند،آقای سهیل وفامهر مدیر َعامل سمن سو با سبد کاملی از تبلیغات سالیانه جلسات متعددی را با ما داشتند تا قبول کنیم و کارهای آنها را انجام دهیم.از شرکت ساندیس (پاکدیس) با پیشنهادی برای طراحی پاکت های به رنگ سفید نزد ما آمدند. از باراکا رضوان شکلات که چندین طرح پیشنهادی بسته بندی برایشان انجام دادیم. تا تولیدی صنایع غذایی لویه که از ما خواستند کل برندینگ آنها را به عهده بگیریم و کاتالوگ خلاقانه ای برای آنها تولید کردیم که هنوز هم کاری متمایز است. از گلشن که بهترین بسته بندی خود را تقدیمشان کردیم و پایه های برندینگ آنها را استوار جلو می رفتیم که مشاورمان توزرد از آب درآمد و نیمه ی راه با آنان روی هم ریخت و تمام پروژه روز آب رفت و الان سایت آنها را که نگاه می کنی گردو غبار سالیان بر روی آن نشسته است و حیف که این کار بزرگ نیمه کاره ماند و نه آنها به مقصود رسیدند و نه ما که در روزگاری که برند اصلی به ما بی مهری رواداشته بود و عزم کرده بودیم آنها را به برند بزرگی تبدیل کنیم، موفق به پیشبرد کار شدیم.ما سالها با برند های بزرگ صنایع غذایی ایران کارکرده ایم.اکنون یک برند صنایع آرایشی و بهداشتی را پایه گذاری می کنیم و یک استارت آپ بنام آچارباز را داریم برای برندسازی در دست اجرا داریم و یک تولید کننده ی قدر از خطه ی خراسان را داریم کار می کنیم تا برند بزرگی را مجدد متولد کنیم.تجربه‌های بیشمار آویده در طول چهل سال تلاش تبلیغاتیبا مشتریان بین المللی کار کرده ایم. با شرکت کورو و محصولات سن تاپ و سان کوییک چند کمپین یا کارزار تبلیغاتی موفق اجرا کردیم. شرکت ال‌جی کره ما را پیدا کرد و با آنها نرد عشق را دوباره تجربه کردیم و وارد دنیای دیجیتال مارکتینگ شدیم.کمپین هایی با بالای ۲۵ میلیون ویوو به استقبال دیجیتال مارکتینگ رفتیم. بودجه ای کم و کمپینی موفق که دو کمپین بعدی را هم به ما پیشنهاد دادند با مبلغی بزرگ و دلاری که به تحریم ها خوردیم و برندهای خارجی ناگزیر از ایران خارج شدند.تولید محتوای دیجیتال - برند ال جی کارهایی کردیم که باز همه عشق بود و دوستی و چون از مشتری انرژی می‌گرفتیم در نهایت به کارهای بزرگ رسیدیم و کمپین‌های موفقی را ساختیم. قراردادهای جدید رسید و ما باز مغرور نشدیم.استارت آپ‌ها آمدند و در کنارشان باز آموختیم و سعی کردیم هر چه در تجربه داریم با آنها سهیم شویم. راز ما در سخاوت پنهان بود که آن را چون آفتاب بی‌دریغ به دیگران می‌دادیم.اکنون در میانه‌ی راه هستیم و نیاز داریم جوانانی تازه نفس به ما بپیوندند و با نگرش نو در این #سالهای_وبایی راه را ادامه دهیم. باید بپذیریم که نسل نو بهتر می‌اندیشد و ما اگر لایق باشیم در کنارشان تجربه‌های خود را قسمت کنیم.اگر سایت ما برنده‌ی بهترین سایت روز شد و چندین تقدیرنامه گرفتیم؛ اگر سایت ما در سال ۲۰۱۵ به عنوان چهل سایت خلاق دنیا انتخاب شد و در کنار سایت بزرگانی چون سیگ مستر قرار گرفت، هرگز مغرور نشدیم و فروتنانه سر خود را پایین گرفتیم. چرا که آموخته بودیم درخت هرچقدر پربارتر باشد سر به زیرتر است.همچون اسب سریع بودیم اما نجابت خود را فراموش نکردیم. میوه را از زمین برداشتیم و هرگز از روی درخت نچیدیم چرا که اسب هرگز چنین نمی‌کند و برای همین نجیب است.امانت مشتری برای ما مهم بود و ما به آن می‌اندیشیدیم که ابتدا مدافع منافع مشتریان خود باشیم.https://youtu.be/nhYtqkL5cew?t=74اینگونه بود که یاد گرفتیم اگر کاتالوگی خلاقانه را طراحی و چاپ کردیم که برای اولین بار در ایران چنین کاری چاپ و منتشر می‌شد، اگر برنده‌ی جایزه شدیم و از وزیر ارشاد وقت تقدیر نامه گرفتیم هرگز آن را جزو افتخارات خود تلقی نکردیم چرا که همه متعلق به وطن ما بود و ما افتخار می کردیم که یک ایرانی هستیم.وقتی در دروپای آلمان صاحبین برندهای بزرگ کاتالوگ ما را می‌دیدند باور نمی‌کردند که این کار در ایران طراحی و چاپ شده باشد، ما هرگز آن را افتخار خود ندانستیم؛ چرا که نام ایران برای ما همه چیز بود.اگر به پاس خدمات استاد شجریان، کلیپ استاد دوستت داریم را ساختیم، آن را خاضعانه به استاد آواز ایران تقدیم کردیم و استقبال مردم از آن گرمی بخش ما بود. حتی ما نگران عکس العمل استاد بودیم که شاید دلخور شود که مرغ سحر او را ارج ننهادیم، اما شنیدیم این کلیپ را که در ابتدای بیماری او در کانادا برای او پخش کرده بودند انقدر در او تاثیر مثبت داشت که نفسمان به گرمی باز شد. استاد با دیدن این کار از ابتدا تا انتها به خاطر مردم ایران و محبت آنها اشک ریخته بود و در انتها تنها یک کلمه پرسیده بود: این کار را کی ساخته است؟این افتخار نیز برای ما نبود و با نام مردم ایران عجین شد.اگر با کمپانی بزرگ ال جی قراردادی برای دیجیتال مارکتینگ بستیم که بسیار دیدنی بود و توانست بخوبی وایرال شود باز هم تمام افتخار آن را افتخاری برای مردم ایران می دانیم.در این چهل سال، ایران چه وقایعی را پشت سر گذاشت؟سال‌هایی دشوار را پشت سر نهادیم. عزیزی از بستگان و بزرگانم می‌گفت در این طول عمری که خدا به ما عطا کرده است ما همه ی  رویدادهای دشوار را دیدیم.از قحطی و وبا و طاعون، از آمدن متفقین و اشغال سرزمین خود، از تبعید شاهی که به آبادانی و مدرنیته می‌اندیشید گرچه خود سواد بالایی نداشت. از روزهای ملی زنده باد و مرده باد؛ از آمدن مصدق و ملی کردن نفت؛ از گرفتن حق ملی ایران در دادگاه لاهه؛ از روزهای کودتای شاه جوان با حمایت امریکا؛ از تبعید رهبر فقید ملی ایران و تنهایی ملت؛ از روزهایی که کفن پوشان به خیابان آمدند. روزهایی که رهبری دینی تبعید شد.از حزب توده و جدایی آذربایجان به دست پیشه وری و باز پس گیری آن؛ از روزهای سیاست زدگی و زندان و تبعید مردانی که بدنبال روزهایی روشن بودندکه هرگز بدست نیامد. از روزهای غرب زدگی و غرب ستیزی، از روزهای خون و آتش تا روزهایی که انقلاب نامیده شد.از باز شدن زندان‌ها و رهایی مردان و زنانی که پایمردی کرده بودند و هریک سهم خود را طلب می‌کردند. از زلزله‌هایی که هزاران کشته داد. زلزله‌ی بویین زهرا و تختی بزرگ که به مردم می اندیشید. از زلزله‌ی طبس تا زلزله‌ی رودبار و زلزله‌ی بم و نابودی ارگ زیبای بم؛ از حضور استاد آواز و پرآوازه‌ی شعر و موسیقی ایران در بم و در گذشته‌ایی دورتر از اشغال سفارت و روزهای بیم و امید؛ از روزهای حمله‌ی هوایی و پناه بردن به زیرزمین که زنده بمانی؛ از روزهایی که نمی‌دانستیم چرا به ما حمله کرده‌اند و چرا ما به آنها حمله می‌کنیم. چرا هریک مدعی دفاع هستیم؟ مگر کشتن و کشتار نامش دفاع است؟ مگر جنگ بین دو مسلمان به نفع ماست؟ هشت سال جبه های جنگ گشوده بود و هر روز عزیزی به خاک و خون می غلتید.روزهایی پر از امید به اینکه وضعیت کسب و کارمان خوب خواهد شد. روزهایی که فکر می‌کردیم رونق اقتصادی خواهیم گرفت و شادی و رونق کسب و کار  به این سرزمین پای خواهد گذاشت.عزیز من می‌گفت: چه بسیار محنت ها کشیدیم و دلمان به دیدار نوه‌ها و نتیجه‌ها خوش بود. حال نیز با دلار و سکه و گرانی لجام گسیخته و دشواری زندگی برای مردم روبرو هستیم. ما بهر چه آمده‌ایم و بهره چه زندگی می‌کنیم؟ و سرنوشت ما چیست و راه به کدام سو گذارده ایم؟یادی کنیم از همکاران و دوستان نزدیک آویدهما در این چهل سال با آویده زندگی کرده‌ایم. با همکاران خود شاد بوده‌ایم و سرخوش از حضور پر رنگ آنان که با ما بودند و انانی که اکنون با ما هستند و در کنارمان به ما انرژی داده‌اند.آنان که آویده را با عشق ساختند و خود جزیی از آن هستند. همکاران خوبی با ما همراه بودند. اگرآنان نبودند ما اکنون در این جایگاه نبودیم.ازمسعود نجابتی بزرگ که لوگوی ما را کار کرد؛ علی شمس استاد بزرگ؛ پژمان رحیم زاده این تصویر گر خنیاگر؛ فرشید شهیدی کپی رایتر عزیز ما؛ مژگان، نسیم غفوری، افشین بشیرزاده، غزاله چهارسوقی، افسانه‌ی همرنگ، شمیم، دلفانی، رضا معصومی، امیر، آیدا نجف زاده، سودابه محمدی، بهنام، مریم امیری، ارشاد، شهرام ملک زاده خواننده ی پاپ ایرانی، شادی هاشمیان، پیام بهاری، فرهاد بهشتی، ناصر قلی زاده، نیما، محمدرضا خزایی، دانیال، احمد حسین، رومینا، بردیا، رئوف فدایی، نشمیل رستگار، آزادی، حسین اکبری، سامبند، امین لطیف کار، مریم باقری، نوروزی، افشین بردیا، لادن عبدالهی، افسانه امیدی، رویا پیرهادی، استاد حسین اکبری سنه، صابر موسوی و مریم خلیلی و  صدها نیرویی که ذهنم یاری یادآوری آنها را ندارد.سخن آخر با شما مخاطبین عزیز آویدهشرکت تبلیغاتی آویده و دیجیتال مارکتینگامروز چهل سال است که در کنار برندهای بزرگ عاشقانه زندگی کرده‌ایم. با شادی آنها شاد بوده‌ایم و با گریه‌ی آنها اشک ریخته‌ایم.این روز را جشن می‌گیریم و شادیم که هنوز هستیم و می‌توانیم روی پای خود بایستیم.چه عشقی بالاتر از مهر و دوستی که هدیه‌ای از جانب مخاطبین ما بوده و خواهد بود.اگر قدم‌هایی را به نیکی توامان کرده‌ایم در سال‌هایی که پر از بیم و امید بود، سال‌هایی که به ساخت خود و برندهایی می‌اندیشیدیم که درکنارشان قرار گرفته بودیم، اینک این افتخار بزرگی برای ما و همکاران ماست.روزهای سختی بر میهن ما می‌گذرد. روزهایی که مرد میدان می‌خواهد و عاشق این سرزمین. بحران‌های بزرگی را در این سال‌ها پشت سر گذاشته‌ایم و بحران‌های بزرگتری را در پیش روی داریم.اکنون مردم ما در همه‌ی بخش‌ها نیازمند یاری هستند. به فکر ایجاد کار برای این سرزمین باشیم. به فکر کسانی باشیم که اکنون دست یاری به سوی ما دراز کرده‌اند.رفتن و به خود اندیشیدن ساده است اما باید ماند و میهن خود را ساخت.امید که در این سال‌ها سالم زیسته و دلی را نیازرده باشیم. حسی به ما می‌گوید این سرزمین مال ماست. آسمان آبی مال ماست.نویسنده: حسین داریان</description>
                <category>AviBook</category>
                <author>آویده - آژانس تبلیغاتی- ارتباطات برند | Avideh</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jul 2020 15:27:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتباطات برند چگونه شکل می گیرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/AviBook/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF-nhidd4gmxwld</link>
                <description> https://avideh.com/ یکی از خصوصیات مهمی که می تواند یک #برند را نزد مردم محبوب نماید و تفکرات مارکتینگی را به خوبی برای مخاطبین ترسیم می کند، استفاده از روش های نوآورانه است.برندها در نیستی شکل نمی گیرند بلکه در دل مردم جایگاه خود را می یابند. محصول در کارخانه تولید می شود و برند در قلب مردم، پس برای این ساخته شدن و در قلب مردم جای گرفتن نیاز به ابزاری داریم. این ابزار می تواند مادی باشد یا می تواند شهودی باشد. یعنی مردم آن را ببینند و کشف کنند و انتخاب کنند.برای رسیدن به این جایگاه ضروری است که بدانیم چه می خواهیم. مقصد کجاست. با چه وسایلی می خواهیم به آنجا برسیم. برای آنکه در جایگاه خود بمانیم و مردم ما را باور کنند چه نیازهایی را باید پوشش دهیم؟ در یک مارکت و فروشگاه بزرگ ممکن است بیش از ۴۰۰۰ کالا موچود باشد. من چگونه باید باشم که در لحظه مرا ببینند و مرا انتخاب کنند؟ رفتار مردم چگونه تعریف می شود؟ با چه متر و عیاری باید رفتار مصرف کننده را اندازه گیری کنیم؟ جگونه مردم مرا دریافت می کنند؟ چگونه آنها را به خود مشتاق کنم؟ کودکان را دیده اید که هر زمان حس کنند آدم بزرگ ها به خودشان مشغول هستند و به آنها توجه نمی کنند به سرعت حرکتی را انجام می دهند که در نقطه ی دید دیگران واقع شوند. خصوصا کودکانی که برون گرا هستند و می خواهند که حتما دیده شوند.در کالا و تولیدات و یا خدمات نیز باید این اتفاق رخ دهد. ما به عنوان مدیران یک مجموعه یا یک سازمان باید بتوانیم خدمات و یا سرویس های خود را به دیگران نشان دهیم. آنها آن را ببیند. با آن ارتباط برقرار کنند و انتخابش کنند. این تعریفی کوچک از ارتباطات استراتژیک برند است که باید آن را ایجاد کرد. راه دارد. همینطور بدون نقشه و بدون درک درست نمی توان به ارتباطات عمیق دست یافت.مردم بخوبی با ارتباطات درست و منطقی تبادل حس می کنند.نسبت به آن عکس العمل نشان می دهند. خوب چه باید کرد که این حس به سمت ما هدایت یابد؟  و آن را باور کنند و با آن زندگی کنند؟ برای ساخت تصویر ذهنی از برند نیاز به استراتژی های ارتباطی دارید.طراح کوکاکولا تعریف می کرد برای اولین بار که به دیدن مدیر عامل وقت کوکاکولا رفتم، زمانی بود که او تصمیم گرفته بود محصول خود را برندد کند. او می خواست محصول خود را در داخل شیشه به مردم عرضه کند. او به من گفت : اگر تو بتوانی شیشه ای طراحی کنی که بعد از مصرف هم همه بدانند این مربوط به کوکاکولاست من مادام العمر درآمدی را برای تو ایجاد خواهم کرد. طراح شیشه ی کوکاکولا یک طراحی صنعتی انجام داد که حتی اگر شما تکه ای شکسته از یک بطری کوکا را در گوشه ای بیابی متوجه می شوی که این شیشه متعلق به کدام کمپانی است.این طراح و خانواده اش هنوز هم که هنوز است از مزایای این طراحی برخوردارند و یک سنت از هر شیشه به آنها تعلق دارد. برند می تواند ارتباط خود را حتی بعد از تولید و حتی بعد از مصرف هم با مردم حفظ کند. این را می گویند استراتژی های ارتباطی برند#برندها در یک استراتژی هوشمندانه می توانند حتی پس از آنکه این تصور پیش می آید که همه جیز تمام شده همچنان ارتباط خود را با مخاطبین حفظ کنند.یکی از این راه های ارتباطی اینست که برند مخاطبین خود را تنها نگذارد. جطور و چگونه؟ آیا با تبلیغات آزار دهنده آنقدر آنها را اذیت کنیم که هر وقت آگهی ما  یا بیلبورد ما را می بینند چندین ناسزا نثار ما کنند؟ همه جا با مخاطب بودن چه معنایی دارد؟ چگونه می توانیم به مخاطبین خود به قول معروف حال بدهیم؟استراتژیست های ارتباطی برند راه حل های مختلفی را پیش روی ما قرار می دهند. می دانیم که یکی از معضلات بزرگ ما در این سالها زباله ها و محیط زیست و چگونگی حفظ آن است. بسیاری از محصولات و برندها امروزه متهم هستند که در آلودگی های محیط زیست سهیم هستند.این یک مشکل بزرگ است که همه ی مردم آن را می بینند. خوب اگر یک برند بیاید و برای محصولات خود بعد از مصرف هم  فکری کند، مردم چه حسی نسبت به این برند خواهند یافت؟یک برند می تواند بعد از تولید هر محصول به بازیافت آن هم فکر کند.ما  در این راستا فیلمی را با شما به اشتراک می گذاریم که بخوبی نشان می دهد یک برند چقدر هوشمندانه می تواند محبوب مردم شود. یک برند چگونه می تواند از زباله ها ثروت تولید کند. یک برند چگونه می تواند سود خود را چند برابر کرده و به محیط زیست احترام گذارد. این کار خیلی هم مشکل نیست .این برند با تبدیل کالای خود بعد از مصرف با یک تیر چند نشان را زده است. این برند در اصل یک تولید کننده ی آبجو در کشور نیوزلند است.این برند توانسته  است مشتریان و مخاطبین خود را به این باور برساند که برند محبوب من به فکر همه چیز هست.این برند تولید کننده ی آبجو در بسته بندی شیشه ایست. اما او یک رشتهی بسیار مهمی برای در ارتباط بودن با مخاطب خود و ایجاد حس خوب در او را کشف کرده است. این برند با ساخت و تولید و نصب یک دستگاه توانسته است کاملا نوآورانه و مبتکرانه مشتری را با خود همراه کند. این کار این برند در حقیقت یک خدمات BTL است.خدمات در محل فروش، هم محصول را می فروشد و هم آن را به محصول دیگری در همان مکان تبدیل می کند و از منافع سرشارش بهره مند می شود. این دستگاه ساده می تواند محصولات شیشه ای را تبدیل به پودر سنگ کند. با این کار هم محیط زیست حفظ می شود و هم دست کسانی که در زباله ها مواد بازیافتی را جستجو می کنند زخم نمی شود و هم سرمایه ها حفظ می شوند. سرمایه هایی که تولید ملی هستند.حال باید پرسید آیا این تاجر در راه خدا دارد این کار را انجام می دهد؟ خیر او از این عمل خود سود سرشاری را نصیب سازمان خود می کند. یک اندیشه ی برتر در مدیریت منابع، ارزش های ارتباطی برند را برای همیشه حفظ می کند.حال بعد از بازیافت چه اتفاقی رخ می دهد؟این پودر سنگ ها در صنعت ساختمان مصرف دارند و  می توان آن را صادر هم کرد. این نوشیدنی ها بعد از مصرف می توانند با این دستگاه وندینگ به صورت پودر در آیند و بخشی از هزینه ی مردم نیز به آنها باز می گردد. قدیم ها یادتان است برای شیشه نوشابه ها گرویی مدادیم به مغازه دار و وقتی شیشه نوشابه را برمی گرداندیم مبلغی را به می بر می گرداند؟ الان هم دستگاه این کار را برای مشتری انجام می دهد. از پ.در سنگ ها و مواد به دست آمده نیز می توان در ساخت و سنگفرش پیاده روها و همینطور ساختمان ها استفاده کرد. با خرید و نصب این دستگاه ها در شهرها و فروشگاه های زنجیره ای  زنچیره ی ارتباطات برند و مشتری حفظ می شود و به آن می توان کشسانی برند نام داد. در این فیلم شما چندین تولید نوآورانه دیگر  را نیز خواهیددید. #آویده_آژانس_ارتباطات_برند شما را به دیدن این نوآوری ها  خصوصا فیلم اول که ارتباطات برند را شرح می دهد،دعوت می کند. https://bit.ly/349vPNC #avideh #campaign #branding #creativeideas #advertisingcampaign#experientialmarketing#guerillamarketing#posm#Packaging#packagingideas#packagedesign#IranianAdvertisingAgency #iran</description>
                <category>AviBook</category>
                <author>آویده - آژانس تبلیغاتی- ارتباطات برند | Avideh</author>
                <pubDate>Sun, 05 Apr 2020 16:07:06 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>