ری‌برند تپسی: خوب یا بد؟

تپسی اخیرا یه ری‌برند انجام داده که احتمال زیاد دیدینش! نقدهای منفی‌ای که این ریبرندینگ دریافت کرده خیلی زیاد بوده و خیلی‌ها مسخرش میکنن! من احسان، طراح هویت بصری هستم و قصد دارم از دید کارشناسی بررسی کنم که آیا این ری‌برند واقعا به اندازه لوگوش بد هست یا نه؟

لوگو

بحث برانگیز ترین بخش هویت جدید، لوگو بوده. دوتا مستطیل نارنجی که یکی از دیگری بلند تره و "قراره" نشون دهنده خطوط بین خیابون و حرف «تـ» فارسی باشه!

یه سرویس امتیازدهی به لوگو وجود داره به نام LogoRank که با استفاده از هوش مصنوعی به لوگوها امتیاز میده. لوگوی تپسی رو بهش دادم و بهش امتیاز 62 از 100 رو داد. با این نمرات نمی‌شه یک تست رو قبول شد! اما چون این سنجش توسط هوش مصنوعی انجام شد، خودم هم دست به کار شدم و پنج تا معیار اصلی یک لوگوی خوب رو بررسی کردم.

برای این تست از لوگوی مربوط به مشتریان ارائه شده در وبسایت تپسی استفاده کردم.
برای این تست از لوگوی مربوط به مشتریان ارائه شده در وبسایت تپسی استفاده کردم.
  • سادگی: خب، آره سادست ولی شاید بیش از حد ساده! من در نگاه اول یاد وایرفریم های لودینگ سایت افتادم و منتظر بودم لوگوی اصلی لود شه.
  • به یاد موندنی: آره، قطعا به لطف سادگی به یاد موندنی هم خواهد بود.
باورش سخته اما کمتر طراحی جرأت ارائه لوگویی به این سادگی رو داره. همین موضوع این طرح رو خاص میکنه.
باورش سخته اما کمتر طراحی جرأت ارائه لوگویی به این سادگی رو داره. همین موضوع این طرح رو خاص میکنه.
  • عدم وابستگی به زمان: نه، فکر نمیکنم. احتمالا چند سال بعد دوباره ریبرند می‌شه.
  • تطبیق پذیر: آره، از این بابت مشکلی نداره.
  • مرتبط: برای من که بیشتر شبیه آیکن منوی همبرگریه تا لوگوی تاکسی اینترنتی.

نمی‌تونم به ساده بودن این لوگو خرده بگیرم چون من هم لوگوهایی [تقریباً] به همین سادگی طراحی کردم. همونطور که قبلا هم اشاره کردم، کمتر کسی جرأت این کار رو داره و همین باعث میشه این لوگو خاص باشه. از طرفی مفاهیمی که باید از لوگو برداشت بشه، توی طرح دیده نمیشه. شاید اصلاً هیچ مفهومی از این لوگو برداشت نشه و همین میتونه به تنهایی باعث شکست خوردن یه لوگو بشه.

استراتژی!

اسنپ

خب، اینجا جاییه که میبینیم عمق فاجعه بیشتر از تصوره! رقیب اصلی تپسی، اسنپ مدتی پیش ری‌برند انجام داد. این ری‌برند برای اسنپ لازم بود چون اسنپ از زبان طراحی قدیمی استفاده می‌کرد و تونست با استفاده از المان‌های مدرن و ترندهای طراحی، شخصیت خودش به عنوان یه برند مردمی رو تثبیت کنه. (و اینکه لوگوی قبلیشون هم کپی بود!) اسنپ مثل شخصی بود که شلوار جین و تیشرت میپوشید و حالا همون لباس‌ها رو با رنگ شادتری میپوشه.

ری‌برند اسنپ جلب توجه کرد اما شخصیت اون رو تغییر نداد.
ری‌برند اسنپ جلب توجه کرد اما شخصیت اون رو تغییر نداد.

تپسی

از طرف دیگه تپسی از اول کار به عنوان یه برند های-کلاس و باکیفیت شناخته شده بود. شخصی که ارتباطات حرفه‌ای داره، به کیفیت خیلی اهمیت میده و کت شلوار میپوشه! اما تپسی با این ریبرند کت و شلوارش رو در آورد و شلوار سفید و پیراهن نارنجی کژوال به تن کرد. قطعا وقتی وارد جمع دوستان و آشناها میشه، همه از این تغییر تعجب می‌کنن!


اما تپسی کاملا شخصیت برند خودش رو عوض کرد.
اما تپسی کاملا شخصیت برند خودش رو عوض کرد.

هدف تپسی از این کار چی بود؟

دو حالت بیشتر نداره. یا این ریبرند یک اقدام شتاب‌زده برای عقب نموندن از اسنپ در دنبال کردن ترندها بوده، و یا این که تپسی با این کار سعی کرده بخشی از بازاری که در اختیار اسنپ بوده رو تصاحب کنه. یحتمل به این دلیل که تعداد مشتریاش کمتر از اسنپ بوده. مشتری هایی که اتفاقاً خیلی وفادارتر از مشتریان اسنپ بودند!

در هر صورت از نظر استراتژیک معایب این ریبرند بیشتر از مزایای اون به نظر میرسه و ممکنه هزینه‌های خیلی زیادی به تپسی تحمیل کنه. برندی که انتخاب حرفه‌ای ها و افرادی بود که به کیفیت اهمیت میدادن، با تقلید از اسنپ ممکنه به زودی مشتری‌های قبلی خودش رو هم از دست بده!