<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات رویانامه</title>
        <link>https://virgool.io/DailyDreams/feed</link>
        <description>جایی در میان روزمرگی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 06:07:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/s0cdb5rmf7xu/qd9hk6.png</url>
            <title>رویانامه</title>
            <link>https://virgool.io/DailyDreams</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هنوز هم دوستت دارم</title>
                <link>https://virgool.io/DailyDreams/%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-f56qg7jet8no</link>
                <description>مسیر رفتنحال ، رفته ام  و دور شده ام خیلی دور... به پشت سر نگاه میکنم نگاهی که هنوز هم پراست از امید امید به گذشته به بازگشت به تو من هنوز هم ...گونه هایم داغ می‌شوند داغ دلم چشمه ی جوشان اشک میشود و گونه های خشک سرما زده ام را آبیاری میکند پاهایم اما انگار نه انگارگویی رسالتی جز رفتن ندارندبه خودم می آیم و نگاهم را از راه طولانی پشت سر باز میگیرمگریه ام شدت می‌گیردمن هنوز هم...نباید متوقف شومباید برومیادم نبود در حال فرار هستم فرار از خاطراتت که به سرعت در تعقیبم هستند تا مرا اسیر خود کنندهرگاه آهسته میروم صدای قدم هایشان نزدیک تر میشودگاهی اما به اختیار می ایستممی‌ایستم تا به من برسند گویی با تمام وجود خودم را در میانشان می افکنمدلیلش را میدانم...من هنوز هم دوستت دارمنویسنده: محمد مسعود</description>
                <category>رویانامه</category>
                <author>m.m.sinaki</author>
                <pubDate>Wed, 25 Nov 2020 00:34:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آبی</title>
                <link>https://virgool.io/DailyDreams/%D8%A2%D8%A8%DB%8C-xg4n6sfmwhpe</link>
                <description>فقط یک بار رفتی...اما من هزار بار مردم....به من بگو کی باز میگردی؟  نمیدانم چقدر زمان میبرد تا دیگر تکراری نباشم. اما به من قول بده زمانی که درد ها مرا تازه کردند بازگردی.درد ها زنگار قلب مرا صیغل خواهند داد، و زردی رخت برخواهد بست و من دوباره آبی میشوم... همانند اولین بار، زمانی که رنگ وجودم تورا سر ذوق آورد و برایم شعری سرودی... آن شعر را خوب به یاد دارم: &quot; رنگ تازه ای که از آبی ساخته ای مرا آسمانی میکند. منی که رویای پرواز داشتم. میتوانم در آسمان آبی قلبت بپرم و هیچ وقت به زمین نرسم.&quot;با تمام دردی که مرا احاطه کرده میگویم: برگرد و شعر پرواز را دوباره زنده کن. برگرد و نگذار تکراری شوم...نویسنده: محمد مسعود</description>
                <category>رویانامه</category>
                <author>m.m.sinaki</author>
                <pubDate>Sat, 21 Nov 2020 11:54:00 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>