دانشجوی دکترای کیفری و جرم شناسی. قبول شده در آزمون قضاوت ۱۴۰۲ قاضی
تعریف متهم

تعریف متهم
متهم کسی است که گمان میرود از ناحیه وی یک یا چند جرم واقع شده است ولی هنوز این ادعا ثابت نشده است و ممکن است بیگناهی او احراز شود و با توجه به این که جرم مشهود بوده یا غیر مشهود محدودیتهایی بر متهم اعمال میشود که چون هنوز حکم بر مجرمیت او ثابت نشده باید اصل را بر برائت او گذاشت و دایره محدودیتها (برای مثال قرارهای تامین وفق مواد ۳۲ و ۳۵ و ۱۳۲ ق. آ. د. ک) مضیق باشد.
۲-۱ تعریف کشف جرم
کشف جرم عبارت است از اقدامهایی که پس از اطلاع از وقوع جرم برای حفظ آثار و دلایل موجود، دستگیری متهم و جلوگیری از فرار وی و نیز جمعآوری اطلاعات مربوط به بزه ارتکابی توسط ضابطان دادگستری انجام میشود. پیچیدهترین و حساسترین مرحله دادرسی مرحله کشف جرم است. در این مرحله، روانشناسی و حقوق به شدت در هم میآمیزند. بر خلاف مراحل دیگری که بیشتر بار حقوقی دارد، این مرحله عمدتا بار روانی دارد. دستیابی به حقوق کیفری که مبارزه علیه بزهکاری و حفظ نظم و امنیت و آسایش افراد جامعه است بدون شناسایی و کشف جرم ممکن نیست. جالب است که از ۱۵ بند ماده واحده قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی مصوب اردیبهشت ۱۳۸۳، ۱۲ بند به مرحله کشف جرم و تحقیقات مقدماتی اختصاص یافته است که نشان از توجه دستگاه قضایی کشور به رعایت قانون و حقوق متهم در مراحل کشف و تعقیب و خصوصا تحقیق و بازجویی دارد. آنچه در مرحله کشف جرم توسط پلیس مقتدر به عنوان سیاستهای کلی مدنظر قرار میگیرد، کشف حقیقت است و لازمه آن این است که دلایل بیگناهی متهم نیز جمعآوری شود (جهانتاب، ۱۳۸۴: ۱۲۵). یک آییندادرسی مطلوب باید به گونهای باشد که علاوه بر تامین منافع جامعه، شهروند بیگناه را در اثبات بیگناهیاش یاری کند. این مهم برآورده نمیشود، مگر این که حقوق متهم در جریان دادرسی رعایت شود. اما سوال اساسی این است که چه کسی باید حقوق متهم را به او تفهیم کند؟ در نظام حقوق رومی ژرمنی، این وظیفه مهم بر عهده قاضی تحقیق گذاشته شده است(رضوی، خزایی، ۱۳۸۹: ۸۷) خوشبختانه ماده ۵۲ ق.آ.د.ک جدید در این خصوص اظهار میدارد: «هرگاه متهم تحتنظر قرار گرفت، ضابطان دادگستری مکلفند حقوق مندرج در این قانون در مورد شخص تحتنظر را به متهم تفهیم و بهصورت مکتوب در اختیار وی قرار دهند و رسید دریافت و ضمیمه پرونده کنند.» امروزه پلیس با روشهای علمی به کشف جرم میپردازد و حتی در خصوص قتل تحقیقات جنبه کاملا فکری و ذهنی دارد و کشف جرم با استفاده از شیوههای سنتی متهم آزاری نیست. پلیس مانند یک عنصر محقق در قالب یک پرونده فکری به کار میپردازد و اگر به اندازه کافی دلایل جمعآوری کرد اقدام به بازرسی از منزل یا بازداشت موقت میکند(اعتدال، ۱۳۷۷، ۷۳)
بر این اساس در مرحله کشف جرم ضابطان دادگستری عهدهدار انجام این وظیفه هستند و بر اساس ماده ۲۸ قانون آییندادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری: «ضابطان دادگستری مامورانی هستند که تحت نظارت و تعلیمات دادستان در کشف جرم، حفظ آثار و علائم و جمعآوری ادله وقوع جرم، شناسایی، یافتن و جلوگیری از فرار و مخفی شدن متهم، تحقیقات مقدماتی، ابلاغ اوراق و اجرای تصمیمات قضایی، به موجب قانون اقدام میکنند.» بر اساس ماده ۳۶ قانون جدید، «گزارش ضابطان در صورتی معتبر است که بر خلاف اوضاع و احوال و قرائن مسلم قضیه نباشد و بر اساس ضوابط و مقررات قانونی تهیه و تنظیم شود.»
مطلبی دیگر از این انتشارات
حقوق کیفری اطفال و نوجوانان
مطلبی دیگر از این انتشارات
زن در قانون اساسی
مطلبی دیگر از این انتشارات
شاخه های دانش حقوق