<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات گفتگوی انگلیسی</title>
        <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/feed</link>
        <description>زبان کلید ارتباط با دنیای جدید است. اینجا در مورد فوت و فن‌های یادگیری زبان می‌نویسم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:47:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/i2nerbasogtm/3nsb6t.png</url>
            <title>گفتگوی انگلیسی</title>
            <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سریال خط وظیفه: یک درام جنایی فوق‌العاده</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/line-of-duty-a-gripping-crime-drama-worth-watching-t9xhjxndzaxj</link>
                <description>اگر می‌خواهی هتلی را بی‌نقص و عالی اداره کنی، برای طعم بی‌نظیر، یک سرآشپز ایتالیایی، برای مهارت‌های کارآگاهی پیچیده، یک نگهبان انگلیسی، برای جذابیت بی‌دردسر، یک مدیر فرانسوی و برای کارایی بی‌نظیر، یک مدیر اجرایی آلمانی استخدام کن. این جوک آبکی عین واقعیت است! من به ظرافت کلامی و مهارت‌های استدلالی انگلیسی ارادت داشتم اما حالا، بعد از تماشای سریال خط وظیفه (Line of Duty)، اعتقادم عمیق‌تر و گسترده‌تر شده است. سریال‌های کارآگاهی قبلی مثل شرلوک هلمز کمی با اغراق و استثنایی به نظر می‌آمدند. اما این سریال خط وظیفه همذات‌پنداری عجیبی برمی‌انگیزد. شخصیت‌ها به تعادل بین جنسیت و ملیت تقسیم شده تا هر کس یک تکه از خودش را آنجا داشته باشد. من از بازی‌های بی‌عیب و نقص خوشم آمد. به خوبی حس ترس، نگرانی، ناراحتی یا حتی احساسات عمیق‌تری چون خشم، حرص و کینه را نمایش می‌دهند. و همه این‌ها بر پایه یک داستان قرص و محکم، بر پایه روابط منطقی درست و روایت دقیق قرار دارد. داستان خط وظیفه (Line of Duty) در مورد یک واحد ضدفساد (AC-12) (anti-corruption) در قلب پلیس لندن است. وظیفه آن‌ها کشف جنایت در دل سازمانی‌ست که وظیفه‌اش برقراری نظم و عدالت است. به خاطر آگاهی و مهارت پلیس‌ها به روش‌های بازجویی و جنایت، کشف فساد آن‌ها را به مراتب سخت‌تر است. خوشبختانه سریال به خوبی از عهده روایت چند لایه و پیچیده درآمده است. برای من هر فصل جذابیت بیشتری پیدا کرد چون شخصیت‌ها لایه‌دارتر می‌شدند. داستان به خوبی به تکه‌های فصل قبل ارجاع می‌دهد تا پیوستگی ماجرا را روشن کند. حدس زدن اینکه چه کسی مقصر است و چه کسی نیست، همیشه سیاه و سفید نیست. شاید من و شما هم اگر به جای بعضی شخصیت‌ها بودیم عملکرد بهتری نداشتیم.  اگر عاشق درام‌های جنایی هوشمندانه و پرتعلیق هستید، خط وظیفه سریال بی‌نظیری است. من همین الان هم مشتاقم دوباره آن را تماشا کنم نه فقط به خاطر داستان و شخصیت‌ها بلکه برای بهتر کردن زبانم! اصطلاحات و کلمات سریال را دوست داشتم، کاملا امروزی و پرکاربرد. لهجه بریتیش یکم بدقلق است. مخصوصا در هیجان بالا که تند و زیرزیرکی حرف می‌زنند. با این وجود، همین طور که می‌گویند، لهجه بریتیش سکسی‌ست. لذتش را ببرید رفقا. </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Thu, 16 Oct 2025 12:27:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرانسه یاد بگیریم بس که شبیه فارسی است</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/french-is-similar-to-persian-learn-it-friends-jukdqcoqakvz</link>
                <description>حیف نیست فرانسه از سر اتفاق اینقدر شبیه فارسی باشد و شما خبر نداشته باشید؟ برایتان تعریف می‌کنم، شاید عاشقش شدید! فرانسه حرف می‌زنم پس هستم ورود کلمه‌های فرانسه به دوره قاجار برمی‌گردد. قاجارهای آن زمان اروپا را با فرانسه می‌شاختند، سیاست فرهنگی ناپلئون هم با آغوش باز ازشان استقبال می‌کرد. نتیجه این دل و قلوه دادن و گرفتن شد تولد این کلمه‌ها در فارسی: دوش، کامیون، مزون، بالکن، کاپیتان، بوفه، کافه، کراوات، شیک، شانس، شارژ، کاریکاتور. همین سیاست را بگیر بیا جلو از امیر کبیر و ناصر الدین شاه تا محمدعلی فروغی، محمدرضا پهلوی، امیرعباس هویدا، شاپور بختیار و عباس میرفندرسکی، همگی فرانسه بلد بودند. در مجموعه مهمونی ایرج طهماسب، کته خانم به فرانسوی مسلط هستند :)  هنرمندان و علما هم با فرانسه ارتباط خوبی داشتند. از آن طرف سورآلیسم، پانتومیم، تئاتر، باله و ازین طرف متر، کیلو، متراژ، تناژ، سونداژ. کلمه‌های فرانسوی احساسات جدید هم برای جامعه به ارمغان آوردند، مثلا نوستالژی، بورژووازی، کلاس، ویترین، دکور، شیک! ما در فارسی طاقچه، گنجه و پستو داشتیم اما ویترین، دکور و کمد برای نمایش و ارتباط هستند. قشنگ بود اما شیک نبود!  از تک کلمه بگذریم به سمت کلمات بزرگتر!سیب‌زمینی و بقیه کلمه‌های ترکیبی باور می‌کنید که سیب‌زمینی در دوران قاجار وارد ایران شد؛ یعنی تا قبل از آن آبگوشت سیب‌زمینی نداشته! معنی سیب‌زمینی دقیقا ترجمه تحت‌اللفظی سیب و زمین هست. (Pomme de terre). زیر پرچم خدمت کردن هم رگ و ریشه فرانسوی دارد که معنی تحت‌الفظی Sous les drapeaux هست. Service militaire (سروِیس میلیتِر) - خدمت نظام وظیفه. از ماشین بخار &quot;machine à vapeur&quot; و تلفن همراه &quot;téléphone portable&quot; بگذریم برسیم به bonne humeur من این عبارت فرانسوی را خیلی خیلی دوست دارم: bonne humeur  توی فارسی می‌شود خوش اخلاق، خوش برخورد. توی انگلیسی همین جوری می‌گویند friendly. اما فارسی و فرانسه با اختلاف خیلی زیاد بهتر مفهوم را می‌رسانند.شنا کردن، توجه کردن، آشپزی کردن، کردن، کردن، کردن علاقه به فعل «کردن» در فارسی و فرانسه بی‌نظیر است! فرانسوی‌ها هم مثل ما شنا را می‌کنند! اما انگیسی‌ها فقط یک کلمه دارند: Swim در انگلیسی می‌گوید Cook که با فرانسه و فارسی متفاوت است. ما آشپزی می‌کنیم. (Faire la cuisine)انگلیسی‌ها ورزش را بازی می‌کنند، Play sport، ما و فرانسوی‌ها ورزش می‌کنیم. Faire du sport  انگلیسی‌ها دقت به خرج می‌دهم Pay attention، ما دقت می‌کنیم. Faire attention (دقت کردن)این هم لیست دیگری از انواع کردن‌ها: - faire l&#x27;amour (معاشقه)- Faire la paix (صلح کردن)- Faire de la natation (شنا کردن)- Faire une promenade (پیاده‌روی کردن)- Faire un voyage (سفر کردن) انگلیسی‌ها می‌گویند travel به همین سادگی- Faire des courses (خرید کردن)- Faire des économies (پس‌انداز کردن)- Faire la vaisselle (ظرف‌شویی کردن)- Faire des progrès (پیشرفت کردن)- Faire confiance (اعتماد کردن)- Faire la fête (جشن گرفتن) انگلیسی‌ها می‌گوید throw a party مهمانی انداختن - Faire une erreur (اشتباه کردن) انگلیسی‌ها می‌گویند make a mistake - Faire des efforts (تلاش کردن)- Faire des rêves (رویا دیدن) برای رویا دیدن بهتر از کردن هست. فرانسوی‌های بی‌ذوق- Faire des excuses (عذرخواهی کردن)- Faire une blague (شوخی کردن)- Faire des compliments (تعریف کردن)چند فعل با گرفتن مثال بزنم: Prendre une décision (تصمیم گرفتن) در انگلیسی می‌شود make a decision Prendre feu (آتش گرفتن)این هم‌سانی‌های زبانی یادگیری را ساده‌تر می‌کنند. قسمت بعدی شباهت در مورد موصوف و صفت است. میدان خوشگل شهرداری رشت انگلیسی‌های رشتی و فرانسوی‌های ایرانیانگلیسی‌ها مثل رشتی‌های اول صفت بعد موصوف را می‌گویند. می‌گویند: گل پسر، قرمز گل، زیبا پسر. برعکس، فرانسه مثل اصفهانی‌ها، صفت معمولاً پس از موصوف قرار می‌گیرد: کتاب قرمز، پسر زیباle livre rouge (کتاب قرمز)un garçon beau (پسر زیبا)هم فرانسه هم فارسی جای صفت خیلی هم حساب کتاب ندارد مثل جیگر طلا، خوشگل خانم، یک جاهایی قاطی دارند!بعضی وقت‌ها صفات در فرانسوی قبل از موصوف می‌آیند:un grand homme (مرد بزرگ)une belle femme (زن زیبا)من هرگز نمی‌روم! یک چیزی ما ایرانی‌ها با انگلیسی مشکل داریم منفی نکردن فعل بعد از Never هست. اگر انگلیسی‌ها درست هستند پس چرا فرانسه منفی می‌کند؟ مثل خود ما می‌گویند: من هرگز غذا نمی‌خورم. مثال: Je ne fumerai jamais. (من هرگز سیگار نخواهم کشید.)مثال: Il n&#x27;est venu aucune fois à mes fêtes. (او هیچ وقت به جشن‌های من نیامده است.)مثال: Il n&#x27;est pas venu pas une seule fois à mes fêtes. (او حتی یکبار هم به جشن‌های من نیامد)خلاصه، انگلیسی مرکز عالم نیست. ما و فرانسه شباهت‌های عجیبی داریم. من همین چیزها به نظرم رسید. شما چیزی دارید بگوئید. با هم فرانسه یاد بگیریم :)  اگر اهل زبانید بیائید دولینگو با هم تمرین می‌کنیم. بفرمائید پروفایل من: https://www.duolingo.com/profile/HassanSheikh7یکم غر بزنم :) اول، مذکر مونث بین ما و فرانسوی‌ها جدایی می‌اندازه! بدتر از اون صفت‌ها از جنسیت موصوف تبعیت می‌کنند! un étudiant intelligent (یک دانشجوی مرد باهوش) une étudiante intelligente (یک دانشجوی زن باهوش) un acteur talentueux (یک بازیگر مرد با استعداد) une actrice talentueuse (یک بازیگر زن با استعداد)دوم، گذشته کردن فعل‌ها هم یکم عجیب هست! بنظرم فارسی و انگلیسی خیلی خیلی بهترند! حالا باز این‌ها زیاد سخت نیست. فعل‌های انعکاسی را کجای دلم بگذارم :) این فعل‌های انعکاسی چیه در فرانسوی. دهن آدم صاف می‌شود. نه در فارسی هست نه در انگلیسی، این‌ها را فرانسوی‌ها از کجاشون آوردن؟  :)) جالب اینجاست در کل زبان‌های هند-اروپایی هستند! خوشبختانه خدا را شکر در فارسی و انگلیسی اثری ازشان نیست. </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jul 2024 12:06:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمرین English Speaking با هوش مصنوعی (AI)</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/english-speaking-with-ai-cvlrftpr2dyf</link>
                <description>اگر دنبال شریک زبان (partner) برای تمرین Speaking می‌گردید ۲ تا پیشنهاد عالی دارم براتون. GliGlish.com اول از همه Gliglish . این سایت دو حالت معلم خصوصی یا تمرین براساس موقعیت داره. معلم خصوصی یک جور گفتگوی آزاد هست. رشته کلام به دست ماست و می‌کشیم هر جا که خاطر خواه خودمان است! تمرین موقعیتی یک در شرایط خاص مثلا در فرودگاه یا اداره پلیس هست. کاربران به این سایت ۴ ستاره دادند؛ یعنی راضی هستند. این سایت با همون تکنولوژی ChatGPT کار می‌کند و به تبع همان مشکلات هم دارد. مثلا در گفتگو من انتظار دارم یک جاهایی چس‌ناله‌های دوطرفه داشته باشیم خوب، ربات شعورش به این چیزها نمی‌رسد. یا بعضی وقت‌ها من دوست دارم فاز دلقک بردارم دنیا را به آتش بکشم حیوانات را بکشم یا همین دیروز، در مورد داشتن گوزن شمالی به عنوان حیوان خانگی پرسیدم. شروع کرد به نصیحت، هر چقدر گفتم حالا تصور کن نمی‌میری که! ول نمی‌کرد. خلاصه خبری از این ساختارشکنی‌ها و غلیان‌های عاطفی روحی هیجانی نیست. اما این عیب قطعا بخشیدنی نیست! آن هم فحش و تند حرف زدن. مخصوصا بعد از ترامپ که این موضوع عیان‌تر هم شد. مشکل این ربات‌ها نداشتن شخصیت (character and personality) هست. همیشه مثل «بچه ۴ ساله دانشمند» جواب می‌دهد. استراتژی برای پیچاندن و امتیاز گرفتن ندارد. زیادی هدف داشتن  قشنگ نیست. باور کنید ما گاهی فقط حرف می‌زنیم که حرف زده باشیم! بعد لابلای حرف‌ها یک چیزی مثل الماس پیدا می‌شود! بنظرم همه این عیب‌ها برطرف می‌شوند، فعلا دست به نقد Gliglish سایت خوبی‌ست. Loora.ai سایت بعدی Loora امتیاز وحشتناک ۴.۹ دارد 😍 که ظاهرا فعلا برای آیفون‌دارای مایه‌دار است! 😪 خبر خوب این که در آینده برای اندروید هم برنامه دارند! پس تا آن زمان من قاچاقی با موبایل همسرم تمرین می‌کنم. 😁من از بین لورا و گیلی‌گیلی، دومی را بیشتر دوست دارم چون آزادترم. اما اگر قصد هزینه کردن دارید، به گفته کاربران لورا کیفیت بالاتری دارد. امیدوارم عالی تمرین کنید و بهترین نتیجه را بگیرید.ارادت رفقا </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Tue, 28 Nov 2023 08:57:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با ChatGPT نامه‌نگاری کنید و لذت ببرید ?</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/how-to-write-email-using-ai-tool-chat-gpt-aqalqa7yxe9r</link>
                <description>چت‌بات ChatGPT چندزبانه است. به فارسی درخواست می‌دهید به انگلیسی تحویل می‌گیرید! بهتر از این؟ در این مطلب ۴ درخواست را تست کردم تا نهایتا به بهترین روش درخواست از چت‌بات برسم. این طور هستند: به فارسی با جزئیات. به فارسی بدون جزئیاتبه انگلیسی بدون جزئیات. به انگلیسی با جزئیات کم. اول نتیجه را می‌گویم اگر دوست داشتید متن‌ها را هم ببینید. نتیجه مقایسه و روش درخواست دادن اول این که زبان درخواست، چه فارسی چه انگلیسی، تاثیری در خروجی چت‌بات نداشت. گویا موتور ربات همه را یک جور پردازش می‌کنند. نکته مهم در جزئیات بود! هر چقدر جزئیات بهتر، خروجی تمیزتر! من از خروجی اول خوشم آمد. برای شروع عالی بود. بعد اصلاح می‌کنم و ادامه ماجرا. من حس کمال‌گرایی، گیر دادن و به تاخیر انداختن هستم. این جور چت‌بات‌ها هولم می‌دهند. ازین بابت خوشم می‌آید و به شما هم توصیه می‌کنم. پس مهم‌ترین نکته این می‌شود به کدام و چطور به توانایی‌هایمان اشاره کنیم. کدام را در ویترینِ نامه بگذاریم. بنظرم یک درخواست در مورد نقطه قوت‌ها یا حوزه تخصص (field of expertise) بدهیم، بعد آن را در نامه وارد کنم! این بهترین مدل جور کردن نامه می‌شود. راستی عنوان همه نامه‌ها ضایع بود. بهترین عنوان ساده، روشن و دقیق است. مثل این: Prospective PhD student: Research Info needed (Fall 2020)در مطلب بعدی در مورد عنوان می‌نویسم. این نتیجه‌های اصلی بود. خواستید نگاهی به متن‌ها بیندازید. بفرمائید: درخواست (۱) به فارسی با جزئیاتلطفا یک ایمیل به زبان انگلیسی بنویس. از یک استاد دانشگاه بپرس آیا در موضوع مورد علاقه من دانشجوی دکتری می‌پذیرند و این که آیا بورس کامل ارائه می‌کنند. من در زمینه کیفیت هوا و محیط‌های شهری سالم کار کرده‌ام. با پایتون و نرم‌افزار آر تحلیل داده بلدم. رزومه پیوست می‌شود. Subject: Inquiry about PhD admission and scholarship opportunities in the field of air quality and urban environmentsDear Professor [Insert Name],I hope this email finds you well. I am writing to inquire about the possibility of pursuing a PhD in your esteemed department at [Insert University Name] in the field of air quality and urban environments.I have a strong academic and professional background in this area, and have worked extensively in developing and implementing solutions for improving air quality and creating healthy urban environments. I am proficient in Python and data analysis software, and I believe my skills and experience would make a valuable contribution to ongoing research in this field.I would be grateful if you could inform me whether your department is currently accepting PhD students in this area, and whether there are any scholarship opportunities available. I have attached my resume for your reference.Thank you for your time and consideration, and I look forward to hearing from you soon.Sincerely, [Your Name]محاسن و معایب عنوان واقعا ضایع است! معمولا یک عبارت کوتاه و ساده‌تر می‌نویسند. جزئیات هم آن طور که باید نیست! مزیت جدی و بزرگ این متن صراحت و دقت است. استادها وقت زیادی برای نوشته ندارند، اگر بخوانند.  درخواست (۲) به فارسی بدون جزئیاتلطفا یک ایمیل به زبان انگلیسی بنویس. در آن از یک استاد دانشگاه بپرس آیا در موضوع مورد علاقه من دانشجوی دکتری می‌پذیرند. و این که آیا بورس کامل ارائه می‌کنند. Subject: Inquiry about PhD admission and full scholarship opportunitiesDear Professor [Insert Name],I hope this email finds you well. I am writing to inquire about the possibility of pursuing a PhD in [Insert Field/Area of Interest] in your esteemed department at [Insert University Name].As someone who is passionate about [Insert Field/Area of Interest], I am eager to explore the possibility of pursuing a doctoral degree in this area. I am particularly impressed with the research being conducted at your department and believe that the expertise of your faculty members and the resources available would be invaluable for my research interests.I would also like to inquire about the availability of full scholarships for PhD students. As an international applicant, financial assistance would be crucial for me to pursue my academic goals. Therefore, I would appreciate it if you could provide me with information on the funding opportunities available for PhD students in your department.I have attached my CV and academic transcripts for your consideration, and I would be happy to provide any additional information that you may require.Thank you for your time and consideration, and I look forward to hearing from you soon.Sincerely, [Your Name]محاسن و معایب کلا در انتخاب عنوان بی‌سلیقه است! چه کسی در عنوان می‌نویسید بورس دارید! بدنه ایمیل از عنوان هم ضایع‌تر است! به قول مافیا نوار خالی داشت. درخواست (۳) سوال به زبان انگلیسی بدون جزئیات Please write a letter to a university professor ask him whether there is an available position for phd for me. Also ask him about full fund for that position. [Your Name] [Your Address] [City, State ZIP Code] [Country] [Email Address] [Date][Professor’s Name] [Department Name] [University Name] [Address] [City, State ZIP Code] [Country]Dear Professor [Professor&#x27;s Name],I hope this letter finds you well. I am writing to inquire about the possibility of pursuing a PhD program in your esteemed department at [University Name].As someone who is passionate about [Insert your field of interest], I am eager to explore the possibility of pursuing a doctoral degree in this area. I have been impressed by the research being conducted by faculty members in your department, and I believe that the expertise of your team and the resources available would be invaluable for my academic and research goals.I would like to inquire whether there is an available position for a PhD program in your department that aligns with my research interests. I have attached my academic transcripts, research experience, and achievements, which I believe showcase my academic and professional capabilities for your review.Additionally, I would like to inquire about the availability of full funding for PhD students in your department. As an international student, funding would be crucial for me to pursue my academic goals, and I am keen to learn about any scholarships, assistantships, or other financial aid opportunities available to support my studies.I would be grateful if you could provide me with any information on the application process, deadlines, and funding opportunities for PhD students in your department. I look forward to hearing from you soon and hope to have the opportunity to discuss my application further with you.Thank you for your time and consideration.Sincerely,[Your Name]محاسن و معایب این هم مشابه قبلی از آب درآمد. یعنی زبان درخواست چه فارسی چه انگلیسی ربطی به خروجی ربات ندارند. درخواست (۴) سوال به زبان انگلیسی با جزئیات کمPlease write an email to a university professor ask him whether there is an available position for PhD for me in my fields of expertise. Also ask him about full fund for that position. Subject: PhD Position Inquiry in [Your Field of Expertise] Dear Professor [Professor&#x27;s Name], I hope this email finds you well. I am writing to inquire about the possibility of pursuing a PhD program in [Your Field of Expertise] in your esteemed department at [University Name].As someone who is deeply passionate about [Your Field of Expertise], I am eager to explore the possibility of pursuing a doctoral degree in this area. I have been impressed by the research being conducted by faculty members in your department, and I believe that the expertise of your team and the resources available would be invaluable for my academic and research goals.I would like to inquire whether there is an available PhD position in your department that aligns with my research interests and expertise. My academic background and research experience have provided me with a strong foundation in [Your Field of Expertise], and I believe that pursuing a doctoral degree would enable me to contribute meaningfully to the field. In addition, I would like to inquire about the availability of full funding for PhD students in your department. As an international student, securing financial support is a critical factor in my decision to pursue a doctoral degree. I am keen to learn about any scholarships, fellowships, or assistantships available to support my studies.---&gt; I have attached my CV and academic transcripts for your consideration, which I believe demonstrate my academic and research capabilities. I would be grateful if you could provide me with any information on the application process, deadlines, and funding opportunities for PhD students in your department. I look forward to hearing from you soon and hope to have the opportunity to discuss my application further with you.Thank you for your time and consideration.Sincerely,[Your Name]محاسن و معایب نمی‌دانم چرا اما این خروجی یک بند بیشتر داشت! که اتفاقا خوب هم نبود چرا که سوال زیادی از استاد می‌پرسد. نامه شفافیتش را از دست می‌دهد. شبیه ۳ خروجی قبلی بود. قبلا در مورد چت‌بات ChatGPT برای رزومه‌نویسی و توصیه نامه نوشته‌ام. </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Sun, 19 Feb 2023 20:09:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵ منبع عالی برای Speaking IELTS</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/fantastic-resources-of-ielts-speaking-yrp0ztbomleb</link>
                <description>برای کسانی که پایه قابل قبولی در انگلیسی دارند و می‌خواهند نمره خوبی در Speaking بگیرند این ۵ منبع بی‌نظیرند. خوب کار کنند حدود نمره ۷ تا ۸ دور از دسترس نیست. من در تمرین با زبان‌آموزانم ازین منابع استفاده می‌کنم نتیجه گرفته‌ام. آزمون گفتار آیلتس ۴ معیار دارد: روانی و انسجام (Fluency &amp; Coherence)تنوع منابع که همان دامنه لغات می‌شود. (Lexical Resource)دستور زبان و تنوع ساختاری (Grammatical Range)دقت (Accuracy)هر کدام ازین منابع قسمت‌هایی از این معیارها را پوشش می‌دهند. بفرمائید: ۱. روان صحبت کردن + تلفظ + اصطلاحات و گرامر با کیث منبع اول ویدئوهای کیث اوهاراست که در یودمی (Udemy) قابل خریداری‌ست. ایشالا تا آخر هفته فایل‌ها را سبک و ترتمیز می‌کنم و در وب‌سایتم می‌گذارم. حدودا ۵ مفید برای مرور و مطالعه می‌خواهد. این دوره بی‌نظیر است.اگر اصفهانید من کم و بیش جلوی هتل عباسی، آبی سفید هستم. فلش ۳ گیگ بیاورید فایل‌ها را ببرید :) بفرمائید لینک دانلودمرحله بعد سایمن ۲. اصطلاحات و کلمات با سایمن سایمن بی‌نظیر است. ساده، روان و باکیفیت همه چیز را گفته. چیزی که می‌گوید و آموزش می‌دهد از آب گذشته و حساب پس‌داده است. وقت بگذارید کلماتی که معرفی کرده را دقیق بخوانید. ارزشش را دارد! حالا نوبت ساختار است! ۳. ساختارهای زبانی از مروت کتاب مروت ترکیب فارسی انگلیسی‌ست اما عالی‌ست. اینقدر قشنگ ساختارهای زبانی را مرور می‌کند که نمی‌توانم بگویم. فوق‌العاده عالی. قطعا نمونه‌ها را نویسنده فارسی‌زبان ننوشته و احتمالا از کتاب Speaking7+ آورده است. در هر حال من کاری به منبع اصلی ندارم. بچه‌ها می‌گویند ۳۲ هزار تومان خریده‌اند؛ پس کاملا به صرفه و اقتصادی‌ست. من با بچه‌ها برای دوره‌های فشرده ۴ جلسه ۳ ساعته و یک جلسه نهایی (Final) تمرین می‌کنم. علاوه بر مدرس، هر جلسه برای مطالعه شخصی حدود ۳ ساعت حداقل طول می‌کشد. کتاب بدقلق و سخت توضیح داده. هر مطلب را در اینترنت جستجو کنید و چارچوبش را ببندید. با یک نفری (partner) تمرین کنید. محتوای این ۴ جلسه این طور هستند: 1- Answers&#x27; part, Linking Words, Adverbs, fillers, Off-topic ideas, formal and informal structures.   2- Compound Sentences, Complex Sentences, Flat intonation, Checking word and sentence stress, fillers 2, differences of writing and speaking 3- Adjusting your idea, Indirect answers, Contrast linking words, Transformation and paraphrasing ways, narrowing down the idea, harmony of fillers and ideas, showing intensity,  4- Superlatives, Verb Tenses and their combinations, fantastic grammar and structure points like not only .. but also and nor. یک جوری محتوای جلسات را با روند کتاب ترکیب کنید. تمرین تمیز و قشنگی از آب درمی‌آید. ۴. گفتار در نهایت برای فرمت آزمون و نمونه سوالات + کلمات و اصطلاحات (IELTS Speaking Ultimate)این کتاب نویسنده فارسی‌زبان دارد: برهانی و هاشمی. ۵. توصیه‌ها و نمونه پاسخ‌های ماکار بعد که به ساختار و کلمات اشراف پیدا کردید، نمونه سوالات ماکار را مرور کنید. بی‌نظیر است. البته به هیچ عنوان حفظ نکنید. همین که قلق امتحان دست‌تان بیاید کافی‌ست. با این ۵ منبع از پس هر امتحانی برمی‌آئید. خوب کار کنید حدود نمره ۷ - ۸ می‌آورید. موفق باشید رفقا :) Good luck guys :) </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jan 2023 13:11:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متن انگلیسی: Decoding Gen Z – Digital Natives</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/decoding-gen-z-rjqext217n7v</link>
                <description>ریشه ناآرامی‌های اخیر، نسل پرشور و خروش دهه هشتاد هستند. آن‌ها ویژگی‌ها و زبان خودشان را دارند که اگر آن را درک نکنیم احتمال قوی برای تعامل با آن‌ها به مشکل برمی‌خوریم. من بین همکارانم، دوستان، فامیل، و زبان‌آموزان با دهه هشتادی‌ها تماس دارم. با دهه شصتی‌ها اساسا متفاوت‌ند. ما مطیع و پیرو بودیم. در آن زمان جنگ تازه تمام شده بود، شیر کوپنی و صف نان و نفت هنوز خاطرم هست. خبری از موبایل نبود و صدا سیما سرجمع ۳ شبکه داشت. عمده وقت ما در خیابان گذشت. نسل Z یا دهه هشتادی‌ها از جنینی با موبایلند. عمیقا به شبکه‌های اجتماعی وصلند و گاهی ارتباط‌شان با سلبریریتی خارجی خیلی مهم‌تر از فک فامیل‌شان هست. دهه ۸۰ ها، ساکنان بومی دنیای دیجیتال هستند. این مقاله حاضر را در مجله برند ویتنام دیدم. قشنگ است. بیائید سری به دنیای تازه‌واردها بزنیم. Made: Source from Brands Vietnam | Photo: The Face Team | 2020-07-14The influence of Gen Z, the first generation of digital natives, is expanding. Many young people played the role of &quot;influencer&quot; long before the term appeared. And now, a new generation of influencers has emerged.Gen Z, people born between 1995 and 2010, are truly &quot;digital natives&quot; . Because from an early age, they have been exposed to the internet, social networks and mobile phones. This has created a hyper-cognitive generation, comfortable with collecting and referencing multiple sources of information simultaneously, integrating both virtual and real experiences.As the development of connections on a global scale explodes, generational transfer plays a more important role in shaping behavior than socioeconomic differences. The younger generation has become a strong influence on many others of all ages, with all income levels, as well as consumption patterns and brand-related factors.In Brazil, Gen Z currently makes up 20% of the population. In 2018, McKinsey partnered with Box1824, a consumer trends research agency, to conduct a survey on Gen Z behavior and its influence on consumer behavior in Brazil. The team used quantitative research data with respondents from different generations and social classes in three major Brazilian cities. The objective of the study was to understand how Gen Z affects other generations in general consumption.The study examines four core Gen Z behaviors, and they all have one thing in common: this generation&#x27;s search for truth. Those four behaviors are:این نسل به دنبال حقیقت هستند. Gen Z values ​​self-expression and steers clear of &quot;stickers&quot; .They motivate themselves in many different ways.This generation strongly believes in the effectiveness of dialogue in conflict resolution.Ultimately, they make decisions and stay with the organization through highly pragmatic analysis.۱. بیان خود ارزش حساب می‌شود. ۲. از چند جنبه متفاوت انگیزه می‌گیرند. تنوع و تکثر برایشان مهم است. گفتگو وسیله مهمی برای رسیدن به توافق در درگیری‌هاست. به سازمان و اهداف عملگرایانه پای‌بند می‌مانند. That&#x27;s why, Gen Z is really &quot; True Gen&quot; , in contrast to the previous generation - Millennials , sometimes called &quot; me generation&quot; . This generation grew up in an era of economic hegemony and a focus on individualism. They follow their ideals, prefer confrontation and are less open-minded, accepting many different points of view.These behaviors affect Gen Z&#x27;s view of consumption and their relationship with brands. Businesses should be familiar with this generation&#x27;s characteristics: (1) consumption is a means, not a means of possession, (2) products are used to express personal identity, and (3) consumption is tied to associated with ethical considerations.Along with the advantage of technology, the transfer of this generation is changing the entire consumer landscape. For businesses, there are more opportunities for development but also many challenges. Businesses need to rethink how to deliver value to consumers, rebalance the scale between mass production and personalized production – and – more than ever – take this generation into account when they point to problems in marketing and ethics.True Gen (True Gen)Generations are shaped by social context. Baby boomers, the generation born between 1940 and 1959, grew up in the post-World War II context and saw consumption as an expression of ideology. Generation X (1960-1979) consumes on demand, while Millennials (1980-1994) consume based on experience.دهه ۵۰ و قبل نگاه ایدئولوژیکی به مصرف داشتند. دهه ۶۰ براساس نیاز مصرف می‌کرد. راست می‌گه .. ما براساس نیاز یه چیزی را می‌ساختیم و هزینه می‌کردیم. امکانات کمی داشتیم. دهه ۷۰‌ها براساس تجربه. For Gen Z, the driving force behind consumption is the discovery of truth, both individually and as a community. This generation is comfortable with the assumption that there is more than one way to express themselves. The motivation to validate everything mentioned above makes them promote freedom of speech and be more open to getting to know different types of people.واقعا جالبه! نسل جدید برای یافتن حقیقت مصرف می‌کنند! زمان، پول، جسم و فضای اطراف‌شان را برای درک خود و دنیا مصرف می‌کنند. ویژگی‌های نسل‌ها &quot;Unidentified&quot; : Expressing the ego&quot;I need freedom; I need to be myself every day. Thanks to the Internet, I feel much more free.&quot;Female respondent, 22 years old, lives in São Paulo.&quot;I love genderless products! It makes no sense for fashion brands to categorize everything. Because fabrics have no gender at all.&quot;Female respondent, 22 years old, living in GoianiGen Z will not define themselves according to a single mold, but rather experience in different ways to gradually shape their personal imprint over time.76% of Gen Z people surveyed said they were very religious. But at the same time, they are also the generation that is most open to opinions and topics that are different from their religious beliefs. For example, 20% of Gen Z don&#x27;t consider themselves heterosexual, as opposed to 10% of other generations. 60% of Gen Z think same-sex couples can adopt, compared with 10% of other generations.Gender flexibility may be the most reflective of “non-identification”, but this is not the only remarkable thing. Gen Z is always connected. They are constantly evaluating a large amount of different information. For them, each person needs experimentation and change. Seven out of ten Gen Zs say it&#x27;s important to protect identity-related information, so they care more about human rights than previous generations; and other issues such as race and ethnicity ; lesbian , gay , bisexual , transgender and finally feminist .همیشه وصلند. همیشه حجم زیادی از اطلاعات را ارزیابی می‌کنند. برای اطلاعات مربوط به هویت‌شان ارزش قائلند. &quot;Connection Addiction&quot; : Connecting Different Truths&quot;We have our own personalities and expressions, but what binds us is to accept and understand everyone&#x27;s style.&quot;Male respondent, 16 years old, lives in Recife.Gen Z is an open generation. They do not make a clear distinction between online friends or outside friends.دوستان اجتماعی آنلاین و محیطی سهم مشابه دارند. حتی فضای آنلاین معتبرتر هم باشد چون تنوع دیدگاه‌ها بیشتر است. Gen Z values ​​online communities because people from different economic backgrounds freely connect and discuss according to their interests. (66% of Gen Z in the survey believe that communities are formed by interests, not economic factors or education, much higher than the corresponding proportion of the generation. Millennials, Generation X and Baby boomers). 52% of Gen Z think it&#x27;s normal for an individual to belong to multiple groups (compared to 45% of people in other generations), and Gen Z has no barrier to frequently switching between those groups .&quot;Dialogue&quot; : Understanding different truthsGen Z believes in the importance of dialogue and acceptance of different points of view within the organization and within their own family. They can interact with organizations that run counter to their personal values ​​and still not give up on those values. Specifically, here are traditional religious establishments. Instead of outright rejecting an organization, Gen Z tends to take an interactive approach to finding and adopting whatever works for them.نسبت به نسل‌های قبلی، تمایل کمتری به تغییر دارند. بیشتر متوجه تعامل، گفتگو و تحلیل هستند. So Gen Z tends to believe that dialogue will bring about change. 57% of Millennials, Generation X, and Baby boomers think they need to break the system to change the world, but only 49% of Gen Z agree.Gen Z is also willing to adapt to the company&#x27;s downside. For example, 39% of this generation expect the company to respond to customer complaints within the same day; and with the previous 3 generations, this number is much higher: 52%.Gen Z believes dialogue can connect identity, reject stereotypes, and be remarkably pragmatic. This brings us to Gen Z&#x27;s 4th core behavior.از کلیشه‌ها خوششان نمی‌آید. خاص بودن، با هویت بودن جذابیت دارد. &quot;Reality&quot; : Revealing the truth behind everything&quot;I don&#x27;t believe in this dreamy investment talk. Work is work.&quot;Female respondent, 22 years old, living in Salvador.Gen Z believes dialogue can connect identity, reject stereotypes, and be remarkably pragmatic. This brings us to Gen Z&#x27;s 4th core behavior.With so much information accessible to everyone, Gen Z is more practical and analytical before making decisions than previous generations. 65% of Gen Zs in the survey said they value knowing what&#x27;s going on and that it&#x27;s under control. This self-taught generation is also more comfortable with online learning than traditional learning.Gen Z grew up in a time of global economic pressure. This makes them less idealistic than Millennials. Many Gen Zers are acutely aware that saving for the future and job stability is more important than a high salary. They prioritize full-time work over freelance or part-time work, which may come as a surprise to Millennials. According to the survey, 42% of Gen Z between the ages of 17 and 23 are employed, either full-time, part-time or freelance.Gen Z in consumption and suggestions for businessesGen Z consumption behaviors and attitudes are affecting every generation. Three points to note are:1. Redefining the concept of consumptionProducts become services, services connect consumers.This generation of actual consumers access and evaluate information before deciding to buy. Gen Z not only analyzes what they buy but also consumption activity.Now, the concept of consumption has taken on a new meaning. For Gen Z - and increasingly for the generation before it, &quot;consumption&quot; can mean the ability to access products or services, not necessarily own. This becomes a new form of consumption. Unlimited use of goods and services (such as ride-hailing, video streaming, and subscriptions) all create value. Products become services, and services connect consumers.As the above consumption trend develops, people are also starting to see this as a way to generate extra income in the &quot; Gig economy &quot;. temporary or temporary; companies tend to hire freelancers and freelancers instead of full-time employees). Another aspect of Gig is that consumers are leveraging relationships with businesses to generate extra income by working with them temporarily. Some companies are embracing this trend.Car manufacturers are leasing cars directly to users, so instead of selling 1,000 cars, they sell one up to 1,000 times. Like the sports product business, they have also moved to help people become more &quot;standard&quot; athletes by providing access to equipment, technology, mentoring and community. of like-minded consumers.Similarly, traditional consumer goods companies should consider creating an integrated platform of products, services, and experiences that can connect customers around the brand. Companies that are successful with product sales can rethink their business models, strengthen direct relationships with consumers and new distribution channels.2. Consumption expresses personal identityThe core trait of Gen Z is the expression of individuality. Thus, consumption becomes a means of self-expression, as opposed to buying or wearing designer clothing just to resemble the masses. Consumers now not only want more personalized products, but are also willing to pay high prices to get products that match their personality. 58% of consumers in class A and 43% in class C share that they are willing to pay more for personal requests. And here&#x27;s another interesting finding in the survey: 48% of Gen Z people respect brands regardless of men&#x27;s or women&#x27;s clothing, while for other generations, this figure is only 38%.Despite the high expectations of personalization, consumers in general are not completely comfortable about sharing their personal data with businesses. Only 10 to 15% share they don&#x27;t see any problems related to this. If a business partner had access, the number of consumers willing to share personal information would increase to 35% – but this is still a relatively small number.When the online and offline worlds are no longer separated, consumers expect to be able to use products and services anytime and anywhere, so marketing and omnichannel sales need to be achieved. a new level. For consumers who are online anytime, anywhere, the line between online and offline does not exist. Meanwhile, we are entering the &quot;segmentation of one&quot; era.(single segment), businesses can use advanced analytics methods to extract insights from consumer data. Consumer information that businesses have long hoarded now has strategic value, and in some cases can create value. Therefore, leading businesses should have a clear data strategy that exploits customer insights while ensuring their data privacy.For decades, companies in the consumer and retail industries have recognized the benefits of economies of scale. Currently, they may have to accept a two-pronged model: One branch is for mass consumption, the other is custom-made for special consumer groups or loyal customers. Accordingly, not only marketing but also supply chain and production processes will require more flexibility. In business, this scenario raises many questions. For example, how long will gender-specific fashion collections remain attractive? How should businesses market cars and jewelry so as not to be judged as gender biased?...3. Consumption is associated with ethical viewsConsumers increasingly expect brand integrity. The key is that businesses do not need to express political views, but only need to choose specific topics that are meaningful to both brands and consumers, and at the same time express a clear position on those issues.In today&#x27;s transparent world, young consumers do not distinguish between the philosophies of a brand, business, network of partners or distributors. Therefore, the decision of the business must align with the brand philosophy, and that must permeate the entire system and stakeholders.Gen Z consumers are mostly well-educated about brands and the truths behind them. If not, they also know how to find information and form opinions quickly. If a brand advertises diversity values ​​but lacks diversity in the organization or operation, Gen Z will quickly see it. In fact, other generations have the same idea. 70% of respondents said that they prefer to buy products from companies they consider ethical. 80% say they remember at least one scandal or controversy involving a company. About 65% try to find out everything they buy – where it comes from, ingredients and how it is made. About 80% refuse to buy from companies involved in a scandal.63% of consumers surveyed consider recommendations from friends as a reliable source of information about products and brands. The good news is that Gen Z consumers are more tolerant of brands that correct their mistakes. This process is more challenging for large corporations, as the majority of survey respondents believe that most of these businesses are less ethical than small businesses.For the consumer, the business and marketing philosophy is the outer layer. As a result, many companies not only clearly define their subject matter, but also ensure that everyone in the value chain is involved. Similarly, businesses should consider choosing an agency to represent brands and products. Also keep in mind that consumers are increasingly understanding that some businesses are sponsoring influencers. Perhaps that&#x27;s part of the reason consumers today tend to be more interested in lesser-known influencers — an Instagram account with 5,000 to 20,000 followers, for example. Marketing in the digital age is posing greater challenges as channels become more fragmented and constantly changing.The influence of Gen Z, the first generation of digital natives, is spreading. The &quot;truth-seeking&quot; behavior becomes at the heart of consumer behavior and consumption patterns. Technology has given Gen Z an unprecedented level of connection between them and the rest of the world, which makes the generational transition more important and also accelerates technology-related trends. . For many businesses, this transition will present both challenges and exciting opportunities. And remember: the first step to seizing any opportunity is to be open-minded.</description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Sun, 23 Oct 2022 18:13:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این ملالت لعنتی چقدر مفید است! + تمرین آیلتس</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/boredom-saves-your-ass-sn9xhmbc58zc</link>
                <description>یکی از متن‌های آیلتس که از خواندنش لذت بردم در مورد ملالت است. من همیشه از ملال (boredom) گریزان بوده‌ام یعنی حاضرم کروکودیل پایم را گاز بگیرد اما گرفتار کسالت و ملال زندگی نشوم. متن حرفش این است که ملال از ما در برابر محیط‌های سمی اجتماعی (socially poisoned) محافظت می‌کند. ملال ما را به سمت محیط‌های سالم‌تر و غنی‌تر می‌برد! خلاقیت دومین اثر حیات‌بخش ملال است. من نباید بترسم که ملال فشار خوردکننده‌ای دارد. این فشار برای زائیدن ایده‌ای جدید لازم است. ماحصل آن لحظات ظاهرا کسل‌کننده ایده‌ای جدید و ابتکاری‌ست که زندگی را تکان می‌دهد. روی ریل جدید می‌اندازد. معنا و عمق از موهبت‌های دیگر ملال هستند. لازم نیست برای سرگرم شدن دست و پا زد و به این دنیا چنگ کشید. وقتی ملال جان می‌گیرد ذهن هم دست بکار می‌شود و می‌رود سراغ جاهای ناشناخته روح! کم و کسری‌ها را می‌فهمد، خاطره‌های خوب و نقطه قوت‌ها را مرور می‌کند، سوالات در همین لحظات زائیده می‌شوند. در لحظات ملال روح زبان پیدا می‌کند. از احساسات و نیازهایش می‌گوید. البته شنیدن و درک این هیجانات خفته و گس راحت نیست اما قطعا به نتیجه‌اش می‌ارزد. حتی اگر خلاقیت و معنا نمی‌خواهید از ملال فرار نکنید. پژوهش‌ها نشان داده‌اند کسانی که با ملال سر ناسازگاری دارند بیشتر آسیب می‌بینند؛ چهره مخرب ملال وقتی هویدا می‌شود که به جنگ ملال برویم. در مقابل کسانی که ملال را به آغوش می‌کشد و در کنارش چایی با نوقا با گز می‌خورند در امان هستند و احتمال رشد بیشتری دارند. تصویر قوی و مثبتی که از ملال می‌سازید نقش جدی در ثمربخش بودن لحظات ملال‌آور دارد.این برداشت من بود؛ حالا نوبت شماست. متن اصلی را بخوانید و با مفهوم و رفتارهای ملال ارتباط برقرار کنید. بعد از سه نفس عمیق ۲۰ دقیقه فرصت دارید. بفرمائید متن و سوالات: شیرهای ملول، میدان قدیمی کراکوف، لهستان. Why being bored is stimulating – and useful, tooThis most common of emotions is turning out to be more interesting than we thoughtAWe all know how it feels – it’s impossible to keep your mind on anything, time stretches out, and all the things you could do seem equally unlikely to make you feel better. But defining boredom so that it can be studied in the lab has proved difficult. For a start, it can include a lot of other mental states, such as frustration, apathy, depression and indifference. There isn’t even agreement over whether boredom is always a low-energy, flat kind of emotion or whether feeling agitated and restless counts as boredom, too. In his book, Boredom: A Lively History, Peter Toohey at the University of Calgary, Canada, compares it to disgust – an emotion that motivates us to stay away from certain situations. ‘If disgust protects humans from infection, boredom may protect them from “infectious” social situations,’ he suggests.BBy asking people about their experiences of boredom, Thomas Goetz and his team at the University of Konstanz in Germany have recently identified five distinct types: indifferent, calibrating, searching, reactant and apathetic. These can be plotted on two axes – one running left to right, which measures low to high arousal, and the other from top to bottom, which measures how positive or negative the feeling is. Intriguingly, Goetz has found that while people experience all kinds of boredom, they tend to specialise in one. Of the five types, the most damaging is ‘reactant’ boredom with its explosive combination of high arousal and negative emotion. The most useful is what Goetz calls ‘indifferent’ boredom: someone isn’t engaged in anything satisfying but still feels relaxed and calm. However, it remains to be seen whether there are any character traits that predict the kind of boredom each of us might be prone to.CPsychologist Sandi Mann at the University of Central Lancashire, UK, goes further. ‘All emotions are there for a reason, including boredom,’ she says. Mann has found that being bored makes us more creative. ‘We’re all afraid of being bored but in actual fact it can lead to all kinds of amazing things,’ she says. In experiments published last year, Mann found that people who had been made to feel bored by copying numbers out of the phone book for 15 minutes came up with more creative ideas about how to use a polystyrene cup than a control group. Mann concluded that a passive, boring activity is best for creativity because it allows the mind to wander. In fact, she goes so far as to suggest that we should seek out more boredom in our lives.DPsychologist John Eastwood at York University in Toronto, Canada, isn’t convinced. ‘If you are in a state of mind-wandering you are not bored,’ he says. ‘In my view, by definition boredom is an undesirable state.’ That doesn’t necessarily mean that it isn’t adaptive, he adds. ‘Pain is adaptive – if we didn’t have physical pain, bad things would happen to us. Does that mean that we should actively cause pain? No. But even if boredom has evolved to help us survive, it can still be toxic if allowed to fester.’ For Eastwood, the central feature of boredom is a failure to put our ‘attention system’ into gear. This causes an inability to focus on anything, which makes time seem to go painfully slowly. What’s more, your efforts to improve the situation can end up making you feel worse. ‘People try to connect with the world and if they are not successful there’s that frustration and irritability,’ he says. Perhaps most worryingly, says Eastwood, repeatedly failing to engage attention can lead to state where we don’t know what to do any more, and no longer care.EEastwood’s team is now trying to explore why the attention system fails. It’s early days but they think that at least some of it comes down to personality. Boredom proneness has been linked with a variety of traits. People who are motivated by pleasure seem to suffer particularly badly. Other personality traits, such as curiosity, are associated with a high boredom threshold. More evidence that boredom has detrimental effects comes from studies of people who are more or less prone to boredom. It seems those who bore easily face poorer prospects in education, their career and even life in general. But of course, boredom itself cannot kill – it’s the things we do to deal with it that may put us in danger. What can we do to alleviate it before it comes to that? Goetz’s group has one suggestion. Working with teenagers, they found that those who ‘approach’ a boring situation – in other words, see that it’s boring and get stuck in anyway – report less boredom than those who try to avoid it by using snacks, TV or social media for distraction.FPsychologist Francoise Wemelsfelder speculates that our over-connected lifestyles might even be a new source of boredom. ‘In modern human society there is a lot of overstimulation but still a lot of problems finding meaning,’ she says. So instead of seeking yet more mental stimulation, perhaps we should leave our phones alone, and use boredom to motivate us to engage with the world in a more meaningful way.Questions 14-19Reading Passage 2 has six paragraphs, A-FChoose the correct heading for each paragraph from the list of headings below.Write the correct number, i-viii, in boxes 14-19 on your answer sheet.List of Headingsi           The productive outcomes that may result from boredomii          What teachers can do to prevent boredomiii         A new explanation and a new cure for boredomiv         Problems with a scientific approach to boredomv          A potential danger arising from boredomvi         Creating a system of classification for feelings of boredomvii        Age groups most affected by boredomviii        Identifying those most affected by boredom14   Paragraph A15   Paragraph B16   Paragraph C17   Paragraph D18   Paragraph E19   Paragraph FQuestions 20-23Look at the following people (Questions 20-23) and the list of ideas below.Match each person with the correct idea, A-E.Write the correct letter, A-E, in boxes 20-23 on your answer sheet.20   Peter Toohey21   Thomas Goetz22   John Eastwood23   Francoise WemelsfelderList of IdeasA     The way we live today may encourage boredom.B     One sort of boredom is worse than all the others.C     Levels of boredom may fall in the future.D     Trying to cope with boredom can increase its negative effects.E     Boredom may encourage us to avoid an unpleasant experience.Questions 24-26Complete the summary below.Choose ONE WORD ONLY from the passage for each answer.Write your answers in boxes 24-26 on your answer sheet.Responses to boredomFor John Eastwood, the central feature of boredom is that people cannot 24……………………………, due to a failure in what he calls the ‘attention system’, and as a result they become frustrated and irritable. His team suggests that those for whom 25……………………….. is an important aim in life may have problems in coping with boredom, whereas those who have the characteristic of 26……………………….. can generally cope with it.Reference: Cambridge IELTS 13, 2019برای تعیین سطح یا اطلاع از دوره‌های آمادگی آیلتس تماس بگیرید. ۰۹۱۳۲۲۸۴۵۰۲.ارادت </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Wed, 10 Feb 2021 10:17:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارزندگی: پادکستی برای توسعه فردی و شغلی</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/worklife-podcast-with-adam-grant-a12rohjrzeyn</link>
                <description>به تازگی پادکستی فوق‌العاده پیدا کرده‌ام به نام زندگی‌کار (WorkLife). در هر قسمت یکی از چالش‌های داغ شغلی را حرفه‌ای، ملموس و علمی شرح می‌دهد. گوینده‌اش صدای خوشی دارد و با حرارت حرف می‌زند. من از لحن پر از انرژی‌ش خوشم می‌آید. About WorkLifeOrganizational psychologist Adam Grant takes you inside the minds of some of the world’s most unusual professionals to explore the science of making work not suck. From learning how to love criticism to harnessing the power of frustration, one thing’s for sure: You’ll never see your job the same way again.تهیه‌کننده و گوینده این پادکست آقای ادم گرنت، استاد جوان و پرکار دانشگاه پنسیلوانیاست. من اولین بار با گرنت در کتاب کار عمیق آشنا شدم. در آنجا فهمیدم چطور گرنت به سطح منحصربفردی از سودمندی رسیده و جایگاه ممتاز و منحصربفردی در دانشگاه پیدا کرده است. همین روحیه حرفه‌ای در پادکست هم منعکس شده. هر قسمت، یک ایده کاربردی با یک مهمان هر قسمت پادکست معمولا همراه با یک مهمان در مورد یک موضوع حرف می‌زنند. مثلا من دیشب از شنیدن مارگارت اتوود وقتی از اهمال‌کاری می‌گفت واقعا ذوق کردم. برنده نوبل ادبیات گفت چطوری طفره می‌رود. اولین چیزی که به ذهن می‌رسد تنبلی‌ست! که قطعا همه می‌دانیم اتوود چقدر پرکار و جدی‌ست. بعد گرنت می‌گفت که خیلی وقت‌ها برای فرار از حس‌های منفی آدم‌ها هوله می‌روند. زودتر از زمان نتیجه را قضاوت می‌کنند و نقص‌هایش را می‌بینند. همین از ادامه کار دلسردشان می‌کند! بقیه دلایل هم جذاب و کاربردی بودند. به زودی در صفحه مهارت‌های زندگی در مورد آن می‌نویسم. دوره انگلیسی پادکست می‌خواهم یک دوره هشت جلسه‌ای بگذارم. هفته‌ای دو جلسه. در مورد این پادکست حرف بزنیم. اول کلماتش را مرور کنیم، بعد ایده هر قسمت را حلاجی کنیم و آخر سر هر کس به فارسی نظرش را می‌گوید که چیزی از قلم نیافتد. این جوری هم یاد می‌گیریم و هم از فکرها و تجربیات‌مان می‌گوییم. تمرین خوبی هم برای زبان است. می‌شود یک تیر و سه نشان! دوره آنلاین هست. می‌توانید به عنوان مهمان هر جلسه رو خواستید تشریف بیارید یا کل دوره را شرکت کنید. هر جلسه یک ساعت‌نیمه ۵۰ هزار تومان هست. روزهای شنبه و چهارشنبه ۸ تا ۹ نیم شب. این هم موضوعات: The real reason you procrastinate Play Highlights TranscriptsBurnout is everyone’s problem Play Highlights TranscriptsThe science of the deal Play Highlights TranscriptsBonus: Relationships at work with Esther Perel Play TranscriptsAuthenticity is a double-edged sword Play Highlights TranscriptsWe don’t have to fight loneliness alone Play Highlights TranscriptsReinventing the job interview Play Highlights TranscriptsCareer decline isn’t inevitable Play Highlightsبرای اطلاعات بیشتر یا هماهنگی تماس بگیرید. ۰۹۱۳۲۲۸۴۵۰۲.</description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Sun, 24 Jan 2021 12:47:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دارم کمک می‌کنم انسان را به ماه بفرستیم</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/im-helping-put-a-man-on-the-moon-yhnv1bpqmwsy</link>
                <description>در جریان بازدید جان اف کندی از مرکز فضایی ناسا، او چشمش به یک نظافت‌کار می‌افتد. از نظافت‌کار می‌پرسد «تو اینجا چیکار می‌کنی؟» نظافت‌کار جارو به دست می‌گوید: «دارم کمک می‌کنم انسان را به ماه بفرستیم.»During a visit to the NASA space center in 1962, President John F. Kennedy noticed a janitor carrying a broom. He interrupted his tour, walked over to the man and said, &quot;Hi, I&#x27;m Jack Kennedy. What are you doing?&quot;&quot;Well, Mr. President,&quot; the janitor responded, &quot;I&#x27;m helping put a man on the moon.&quot;به عنوان یک معلم زبان از انگیزه‌های بچه‌ها انرژی می‌گیرم. داستان بچه‌ها را بشنوید: نرگس که یک زن خانه‌دار است می‌خواهد دکتری امتحان بدهد، سیما به فکر یک موسسه بین‌المللی مغز است. رضا برنامه‌نویس کریپتوکرانسی‌ست؛ به فکر ارتباطات حرفه‌ای و دوچرخه‌سواری بین‌المللی. امیر خبر می‌دهد برای دانشگاه‌های روسیه دارد اقدام می‌کند. فریما بلیطش را گرفته دارد می‌رود ایتالیا. کمال دولینگو امتحان داد. راضی‌ست. دارد برای تافل آماده می‌شود. یک موسسه اروپایی را هدف گرفته. سارا برای یک شرکت بهتر اپلای می‌کند تا حقوق بیشتری بدست بیاورد. می‌خواهد دنیا را بگردد و جهان بزرگتری را تجربه کند. ما وقتی انگیزه‌های هم را می‌شنویم انرژی بیشتری می‌گیریم. مسیر واقعا سخت هست اما ما از پسش برمی‌آییم. در همین دوران کرونا به بهترین شکل ممکن تلاش می‌کنیم.  من خوشحالم که مثل آن آبدارچی کمک می‌کنم به فضا بروند. ?برای تعیین سطح یا اطلاع از دوره‌های آمادگی آیلتس تماس بگیرید. ۰۹۱۳۲۲۸۴۵۰۲.ببخشید مطلب رژیم توجه نیمه کاره ماند. همین چند روزه کامل می‌کنم. ارادت  </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jan 2021 10:54:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند پیشنهاد برای بهتر شدن زبان</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/now-lets-get-it-straight-wwzaqhdbq6qx</link>
                <description>به تجربه دیده‌ام بچه‌ها تا وقتی منطق زبان رو درک نکنند به اشتباه ادامه می‌دهند. چه در Writing چه در Speaking. طبیعی هم هست. ذهن همان اطلاعات و عادت‌ها را بازیابی می‌کنه و در زبان خودش رو نشان می‌ده. اما این روند یک جایی باید شکسته بشه. بخاطر آموزش اشتباه بعضی از اشتباهات در زبان‌آموزان نهادینه شده است. چطور می‌شود این‌ها را اصلاح کرد؟ این دو مهارت (Writing Speaking) فعال‌ند. اشتباهات عمدتا در این دو خودشان را نشان می‌دهند.  شناسایی اشتباه دقیقا باید اشتباه رو شناسایی کرد و منطق زبانی‌ش رو برای زبان‌آموز توضیح داد. حالا این منطق می‌تونه باقاعده یا بی‌قاعده باشه که در زبان زیاد اتفاق می‌افته. توی فارسی هم ما چیز بی‌قاعده زیاد داریم. مثلا: من ناگهان به دیوار خوردم. (خوردن مثل کیک Eat؟)خواهرم عطر زد. من هم عینکم را زدم بریم بیرون. (زدن یعنی کتک زدن؟ توی انگلیسی برای عطر و عینک پوشیدن بکار می‌برند. بنظرم منطقی‌تر از ما هست ?)گاهی اشتباه گرامری هست. مثلا برای ما ایرانی‌ها عموما استفاده از حرف the گیج کننده است. یا در مورد phrasal verbs یا prepositions. بعضی وقت‌ها هم از لهجه غافل می‌شیم. مثلا: در آمریکایی می‌گند: on/over/during the weekend توی بریتیش می‌شه: at the weekend. لهجه‌های آمریکایی و بریتیش خیلی ظریف با هم فرق دارند. مثلا به املای این کلمات نگاه کنید: Cetre, favourite, colour, cosy, cinema, --&gt; Br. Center, favorite, color, cozy, movie theater --&gt; Am. برای اصلاح اشتباه چند پیشنهاد دارم: داستان، ظرایف زبانی، بازی، نگاه تحلیلی و قلمبه‌ای حفظ کردن. سه تا نفس عمیق؛ بریم. کلمات داستان دارند؛ کلمات سابقه‌دارند. داستان تفاوت املای کلمات به چند دهه قبل برمی‌گرده. در آمریکا جنبش ادبی راه افتاد تا تفاوت بین تلفظ و املا را کم کنند. نتیجه این که املای کلمات آمریکایی ساده‌تر شد. اما بریتیش‌ها که سنتی‌ترند به هیچ عنوان زیربار چنین اصلاحاتی نمی‌روند. در ایران هم چنین جنبش‌های اصلاحی داریم. برای نمونه اصلا رو اصلن می‌نویسند یا خوشبختانه را خوش‌بختانه. داستان دیگر در مورد جنسیت‌هاست. در اواسط قرن بیستم جنبش‌های فمینیستی برای برابری حقوق زن و مرد به راه افتادند. نتیجه این که امروز کلمه doctress کلا از ادبیات انگلیسی ناپدید شده یا معنای کاملا متفاوتی دارد. مریام وبستر می‌گه: doctress : a woman in some cultures who is believed to have magic powers and to be able to cure illness.اما این اختلاف هنوز در خیلی از واژه‌ها هست. نمونه بازرش: actor actress, tiger tigress, host hostess. هر چقدر داستان و سابقه کلمات رو بدونید، بهتر ازشون استفاده می‌کنید. هنر ظریف دیدن زبانزبان یک نگاه جدید به ما نشان می‌ده که در فارسی نداریم یا اصلا به همان چیزی که داریم می‌تونیم یه نگاه جدید داشته باشیم. مثلا این جمله استیو جابز قوت قلب من هست. (سه تا phrase)بین همین شلوغی‌ها انگیزه زیادی برای زندگی و یاد گرفتن هست!  All I ask is that today you do the best work of your entire life. یه مفهوم قشنگ برای زندگی پرمغز یا چیزی که از زندگی یاد گرفتم این هست که «ما چیزهای کوچک را save می‌کنیم تا بتونیم کارهای بزرگ انجام بدیم.» save فعل خاصی هست. هم معنی نجات می‌ده هم پس‌انداز کردن. توی فارسی می‌گیم: «ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود.» من با اون جمله فارسی انگلیسی بهتر ارتباط می‌گیرم. (یاد گرفتن معانی save)با save می‌شه یه جمله کلیدی و راهبردی ساخت: save your minutes. کلمه minute هم دقیقه معنی می‌ده. هم چیزهای ظریف. ریزترین چیزهای زندگی‌ت رو پس‌انداز کن. یه جور atomic habits بساز. بازی کن! یکی از اصول یادگیری خلاقیت بخرج دادن است؛ من اینجا یک نمونه از بازی‌های گرامری را می‌گویم: جمله‌سازی. اول گرامر مورد نظر را توضیح می‌دهم. چند نمونه جمله روی تخته می‌نویسم. مثلا این‌ها: I usually have my breakfast at 7:30 on Mondays. I sometimes hang out with my friends on weekends. I rarely go out with my relatives on weekdays. I always play with my cat on Fridays. پس هدف گرامری یاد گرفتن simple present و قیدهاست. اولین جمله را یکی از بچه‌ها می‌گوید و بدین ترتیب می‌چرخد تا داستان شکل بگیرد. حین بازی کلمه‌های جدید هم پیش می‌آیند که جذاب‌تر هم می‌شوند. داستان که شکل گرفت از یکی از بچه‌ها بخواهید از دید مامان‌بزرگ داستان را تعریف کند! یا می‌توانید یکی بابابزرگ شود، یکی دیگه مامان‌بزرگ. ترکیبی داستان را تعریف کنند. داستان که جاافتاد زمان رو به گذشته (Simple past) برمی‌گردونیم! هرچقدر بچه‌ها خطا کنند بهتر است چون بهتر حساب کار دست‌شان می‌آید. کنار بایست تا بقیه همدیگر را تصحیح کنند؛ این یکی از بهترین تمرین‌هایی گرامری‌ست! شما هم اشتباه کنید تا آن‌ها اصلاح کنند. این جوری گوش‌ها تیزتر می‌شود. تحلیلی (Analytical Analysis) بنویس و بخواننمونه‌های خوب را ببین؛ چرا آن‌ها بهترند؟ یک مثال از Writing بیاورم. وقتی صفت‌ها را کار می‌کنم از بچه‌ها می‌خواهم در مورد پارتنر ایده‌آل‌شان بنویسند. قد، هیکل، اخلاق، روحیه، و به طور کلی هر چیزی که نظرشان را جلب می‌کند. بچه‌های مهندسی عموما یک سری صفت کنار هم می‌چینند. نوشتن سخت‌شان است! این تکه نوشته را ببینید: He must be handsome, manly , romantic, brilliant, and honest and only loves me past, present and future. He is my dream man whom I want to marry.این مدل نوشته‌ها نمره خوب نمی‌آورند. نویسنده‌های خوب ریز و درشت را تعریف می‌کنند. مفاهیم را باز می‌کنند؛ معیارها را می‌شکافند. انتظارات‌شان را روشن می‌کنند. رفتارها را حلاجی می‌کنند. خاطره تعریف می‌کنند. این جور نوشته‌ها لذت‌بخش‌ند چون عمق بیشتری دارند. در مرحله بعد نوشته را با هم تحلیل می‌کنیم. اشکالات خودشان را نشان می‌دهند. سفیدخوانی می‌کنیم. یعنی چیزهایی را هم که ننوشته با هم چک می‌کنیم. در این مرحله یک نمونه خوب واقعا طلاست. ذهن دانشجو با دقت بیشتری نوشته‌های دیگران را وارسی می‌کند چون خودش یکبار انجام داده! این نمونه را وارسی کنید: There are many things I look for in a relationship and in a partner, loyalty and respect being at the top. A relationship is based completely on loyalty and the trust that you must have in your partner. I would never want my partner to make me feel like I was a second choice or not good enough for them, just as much as I would not want my partner to feel that way. Loyalty is about support and allegiance, my partner needs to support my decisions and my goals one-hundred percent.Respect is to admire your partner’s abilities and achievements and to never put them down. A relationship is two sided and must stay balanced for it to be healthy and functioning. I plan on working at a job I love and being very successful when I grow up, I hope the same for my husband. If my husband were more successful than me it wouldn’t bother me in the slightest and if it were the opposite I would not want a partner that felt threatened or second best.در جمله اول معیارهای رابطه مطلوبش را توضیح داده. در بندهای بعدی با صبر و دقت شرح‌شان داده است. اول وفاداری، بعد احترام. مورد بعدی، در صدر بودن (being at the top). I could not be with someone that didn’t aspire to achieve great things in life. Maintaining a healthy lifestyle is also very important that is why I want a partner that motivates me to stay fit and to eat healthy. I do not want a husband that is lazy and content with whatever is given to him. We will strive together to be active and be able to live a long and happy life.در ادامه توضیح می‌دهد چرا هماهنگ بودن مهم است؛ چقدر سه مورد بالا مهم هستند؟ Being fit is important to me because I love to travel and to explore and go on adventures, I need a partner that also enjoys these things. Wanting to travel to many different countries and explore new things is something my ideal partner would definitely need to be interested in. I want kids and my partner must too. Couples often get into serious relationships without knowing what the other person might want in the future. My ideal partner would want to live the same life that I do.فارغ از محتوا، ساختار نوشته بالا ایده‌های زیادی برای بهتر نوشتن به ما می‌دهد. یک منبع خیلی خوب تحلیلی خواندن کتاب‌های Inside Reading هستند. برای هر درس حداقل دو ساعت زمان می‌گذاریم. محتوا و نگارش را حسابی چک می‌کنیم. خود کتاب هم تمرین‌های خوبی دارد. قلمبه حفظ کن اصطلاحا در انگلیسی می‌گند take it for granted. یعنی همین جوری که هست قبولش کن. فکر کن همیشه همین جوری بوده و خواهد بود. این منطق اتفاقا خیلی هم خوب جواب می‌ده.  مثلا I am interested in sport. I can get along well with my sister جمله رو که حفظ کنی به راحتی جاهای دیگه کپی‌برداری می‌کنی. جمع‌بندی جمع‌بندی سریعی بکنم. زبان عمدتا یه چیز منطقی هست. تا وقتی به منطقش پی نبردید اشتباهات در نوشتار و گفتار خودشون رو نشون می‌دن. پی بردن به این اشتباهات یک فرصت بزرگ هست تا منطق‌شون را کشف و اصلاح‌شون کنید. من اینجا چند پیشنهاد دادم. قطعا شما روش‌های خوبی برای کشف منطق‌ها دارید. بنویسید؛ همه با هم یاد می‌گیریم. ??برای مشاوره یا کلاس تماس بگیرید. در خدمتم. ۰۹۱۳۲۲۸۴۵۰۲ </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Fri, 11 Dec 2020 12:36:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هم زندگی کن هم زبان و آیلتس پیش ببر!</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/live-life-to-the-full-ve31mwux5o8c</link>
                <description>یاد گرفتن و آمادگی آیلتس مسیری طولانی‌ست. برای گذر ازین دوران چند پیشنهاد عالی برایتان دارم: بخندید، بچه باشید، بازی، کار سفت و متمرکز، ایمان و باور.  حالا بیشتر توضیح می‌دهم. سه نفس عمیق بکشید ۱. ۲. ۳. . بریم! Let&#x27;s get to it بخندید! دل‌های شاد بهترین فضای یادگیری‌اند! به عنوان یکی از اصول یادگیری تعاملی همین سرگرمی و خندیدن است! امروز یکی از بچه‌ها زنگ زده حال و احوالی بپرسد. خاطره‌ای گفت. «یکبار از من پرسید settle down یعنی چه؟ من هر دو دستم را پایین می‌کشیدم می‌گفتم یعنی همین. آن لحظه انگار حال نداشتم انگلیسی توضیح بدهم. تا می‌شود فارسی هم حرف نمی‌زنیم. خلاصه پانتومیم من کار کرد! آن‌ها این حرکت را برایم دست گرفتند و تا چند سری دیگر خندیدند. امروز می‌گفت settle down را تا آخر عمر فراموش نمی‌کند.» شک نکنید؛ زبان بدن معجزه می‌کند. یکی از بهترین ابزارهای تدریس حضوری‌ست!  بچه باشید! بچه‌ها جسورند. جلو می‌روند؛ کشف می‌کنند. کنجکاوند بیشتر بدانند حتی به قیمت این که سر یا دست و پاشان زخمی شود. این حس در سنین بالاتر کم‌رنگ می‌شود. ما محاسبه‌گریم که طبیعی هم هست؛ پخته‌تریم. سرد و گرم چشیده‌تریم اما این همه جا به نفع‌مان تمام نمی‌شود. بچه باشید، جسورتر و تشنه‌تر. بچه‌ها از اشتباه نمی‌ترسند چون چیزی ندارند که از دست بدهند. انتظاری ندارند. لازمه یاد گرفتن زبان همین اشتباه کردن‌هاست. بچه باشید! بروز بدهید، اشتباه کنید. بچه‌ها خراب می‌کنند که بسازند. ما بزرگترها می‌سازیم که نگه‌داریم. برای آیلتس، برای زندگی هم باید خراب کرد و بهتر ساخت. وارسی کرد، دوباره خراب، دوباره بهتر ساختن. بچه‌ها خودشان هستند. روزی کیارستمی نقل می‌کرد «سر صحنه می‌خواستند صحنه گل خوردن بگیرند. بچه‌ای که توی دروازه بود همه توپ‌ها را می‌گرفت. همه می‌گفتند گل برخور! اما او جدی جدی توی گل تمام تلاشش را می‌کرد. نهایتا آن صحنه طبیعی از آب درآمد.» آن بچه برایش مهم است واقعی گل بخورد! ما بزرگترها یاد گرفته‌ایم نقش بازی کنیم. فیلم دربیاوریم. تصنعی و ادا نباشد؛ خودتان باشید!  از خودتون تشکر کنید! قبلا در مورد موهبت خودمتشکر بودن! گفتم.  ?شوخی و بازی رو جدی بگیرید! یکی از بهترین مدل‌های تعامل بازی‌ست؛ هم فان (fun) و هم تماشا. اگر خودخوانید (self study)‌ و اگر معلم‌ید برای طراحی درس وقت بگذارید. یک سری بازی‌ها شناخته شده‌اند. مثلا داستان‌سازی، فضاسازی با کلمات، چسباندن کلمات بی‌ربط به هم، تغییر زمان‌ها، شخصیت‌سازی، خلاصه حسابی در این قسمت خلاقیت بخرج بدهید. ارزش‌ش را دارد!فصل ۵ هفته ۱۱ کتاب‌باز را بشنوید. مجتبی شکوری با کتاب دانیل اچ پینک غوغا می‌کند. در این برنامه تعریف می‌کند چطور از بچه‌ها می‌خواهد تا با زیرشلواری و رستوران جمله بسازند. فکرش را بکنید! یک رستوران با تم (theme) زیرشلواری! چیزهای بی‌ربط را کنار هم بگذارید. بچه‌ها عاشق چالش و خلاقیت‌ند. یکی از قوی‌ترین محرک‌هاست. حتما از این کتاب بیشتر برایتان می‌گویم. مجتبی هم سخن‌ور، معلم و الگوی درجه یکی‌ست. تمرکز و کار زیاد. همین امروز کتاب کار عمیق را بخوانید یا بشنوید! کسب و کار رسانه دزدیدن توجه ماست. شاید برای ما یکی دو دقیقه زیاد نباشد اما سرجمع شگفت‌انگیز می‌شوند. لطفا زمان‌یاب اینستاگرام‌تان را روشن کنید. در هفته چند ساعت می‌شود؟  برای بالا بردن بهره‌وری خودتان را از گزند حواس‌پرتی‌ها (distractions) مصنون کنید. سرتان جمع کار خودتان باشد. خلق و خوی رفتاری عادتی بسازید. با کیفیت بالا سخت کار کنید. به قول انگلیسی‌ها: Work hard ass off. یعنی خیلی سفت و سخت کار کنید!  خلاصه کتاب در پادکست چنل‌بی! هنگام ظرف شستن یا پیاده‌روی بشنوید.  ایمان و باور  نیاز به یک لنگرگاه محکم دارید که ناامیدی‌ها به آن تکیه کنی. خستگی‌ات که دررفت؛ دوباره و محکم‌تر شروع کنی. هر چیزی هم می‌تواند باشد. مثلا یکی برای نجات خانواده‌اش تلاش می‌کند. هر وقت خسته می‌شود کافی‌ست نگاهی به چهره بابا مامان بیندازد. من خودم به ایران که فکر می‌کنم حس خوب می‌گیرم. یکی از بچه‌ها می‌گوید مختخصصان بنام ایرانی مغز اخیرا سمینارهای آنلاین اختصاصی برای ایرانی‌ها گذاشته‌اند. خفن نیست؟ او هم افتخار شرکت داشت. این حس همکاری جهانی متخصصان ایرانی عمیقا حس خوب می‌دهد و البته تربیت کننده نسل بعدی! چهره قشنگی از فرهنگ ماست که باید ببینیم.اهداف‌تان را عمیق‌تر بشناسید. داستان زندگی‌تان را چطوری تعریف می‌کنید؟ من خودم به مرگ فکر می‌کنم. همین نوشته را هم برای فرار از مرگ نوشته‌ام. می‌نویسم تا اگر فردا نبودم باز شما استفاده کنید. لااقل مایه خیری از خودم باقی گذاشته باشم. شاید فردایی نباشد. پس حرفم را می‌نویسم و امیدوار می‌مانم. بقا، پذیرش عظمت خدا، ترس همه محرک‌های خوبی هستند. در نهایت اگر محرک‌های مثبت و منفی را با هم درآمیزید عالی می‌شود. بریم سراغ جمع‌بندی آمادگی آیلتس مسیر طولانی است که باید با کیفیت و خوب طی شود؛ تغذیه روح یعنی مطالعه باکیفیت‌تر. بدانید با خواندن زبان به دنیای جدیدی وارد می‌شوید و ایران بهترین مکان برای یادگیری‌ست. با انرژی و امید جلو بروید. </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Mon, 30 Nov 2020 11:05:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منابع و زمان لازم برای امتحان آیلتس</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/ielts-exam-material-and-approximate-study-time-nom1fhiew8mz</link>
                <description>امروز می‌خوام به دو سوال رایج جواب بدم: «چه منابعی آزمون آیلتس لازم هست و آمادگی برای امتحان چقدر طول می‌کشد؟» با من همراه باشید. قبل از هر چیز اگر از سطح‌تون مطمئن نیستید حتما یه تعیین سطح بدید تا تکلیف‌تون مشخص بشه. بعدش نیاز به نقشه راه دارید. فکر کنید دارید می‌رید سفر. قبل از هر کاری اهداف و چشم‌اندازتون رو بچینید. نقشه راه (Road map) به کارتون جهت می‌ده و به کارها نظم می‌ده.  وسط جاده روی صندق میوه نشسته با کره زمین کنارش! اینقدر الکی و خوش. احتمالا عکس برای قبل کروناست! بامزه بود؛ حالا بریم سراغ کار!اینجا کتاب‌ها رو به ترتیب می‌چینم که برنامه‌ریزی براتون ساده‌تر شه. اول کتاب‌های پایه! نقطه شروع و پرتاب برای تقویت زبان عمومی‌تون نیاز به یک کتاب پایه دارید. خوشبختانه کتاب خوب تو بازار زیاد هست. من قبلا هر سه تای Interchange, American English File or Touchstone کار کردم؛ هم‌شون عالی‌اند. این کتاب به کارتون پیوستگی می‌ده و روایت داستانی‌ش قشنگه. جذابیت ایجاد می‌کنه.  آقایان و خانم‌ها، معرفی می‌کنم این دوره رو از انتشارات فخیمه دانشگاه آکسفورد هستند! برای Reading کتاب‌های داستانی هم‌سطح‌تون عالی‌اند. در کنار آن‌ها، دوره پنج جلدی Inside Reading پیگیری کنید. مزیت این کتاب روند داشتن هست. قدم به قدم و هدفمند شما را رشد می‌ده. لغت رو قبلا توضیح دادم. حتما برید سراغش. برای گرامر English Grammar in Use یا Grammar in Use مناسب هستند. اولی بریتیش و دومی آمریکایی. اختلاف زیادی ندارند. این کتاب‌ها ساده و کار راه‌بنداز (practical) هستند. ریموند مورفی با این کتاب‌ها بارش رو بست! حداقل ۱۵ ساله بازار رو دست گرفتند. معلم زبل و زرنگ و بازاری به ایشون می‌گند. قیافه‌اش رو ببینید شبیه والتر وایت Breaking Bad هست اما در زمینه مثبت! من که بخیل نیستم؛ دمش گرم نوش جونش. برگردیم سرکارمون. در کنار منابع از فیلم و انیمشن غافل نشید. خودتون در جریانید چقدر جذابیت ایجاد می‌کنند. آماده کتاب‌های بالاتر هستید؟ ۳ تا نفس عمیق! بریم سراغشون ?هم‌زمان که سطح‌تون بالاتر می‌ره کتاب Mindset for IELTS رو بیارید در برنامه. فوق‌العاده‌ست. برای این که خوب تصمیم بگیرید اول فایل‌های دیجیتال رو ببینید؛ این دوره چهار جلدی از سطح نسبتا متوسط شروع می‌شه تا پیشرفته. نرم و پیوستگی خوبی داره. ما در آموزشگاه Foundation پایه و جلد یک رو کار نمی‌کنیم. تا جایی که خبر دارم بعضی آموزشگاه‌های تهران هم همین جورند. جلد دو و سه رو دوست دارم.  مهارتی تمرین کنید! کتاب‌های کولینز در زمینه مهارت‌ها خیلی خوبن. Writing for IELTS رو جدی بگیرید. دو تا کتاب Vocabulary for IELTS هم خیلی عالی‌ند. این کتاب‌ها را تحلیلی بخونید؛ یعنی منطق تمام جزئیات و نوشته‌ها را کامل بفهمید. چند ماه قبل کتاب‌های Cambridge IELTS 10 - 15 نمونه آزمون‌های واقعی‌ست. نگه‌شون دارید برای وقتی که نسبتا اطمینان دارید و آماده‌اید. هفت هشت‌تای اول نسبتا قدیمی حساب می‌شند. جلدهای آخر اعتبار بیشتری دارند.  تجربه شخصی از زمان لازم برای امتحان موسسه موفقیت در انگلیسی اسکات تخمین می‌زند حدود ۲۰۰ ساعت برای هر یک نمره. بنظرم تخمین درستی می‌یاد. یعنی برای هر مهارت دو ماه روزانه ۵ ساعت، پس برای مجموع (ترکیب چهار مهارت) هشت ماه زمان لازم هست روزانه ۵ ساعت. یکم دست بالاست اما تخمین خوبیه. In the past, IELTS released a study that suggested it takes around 200 hours of course study for a person to improve their band score by 1. Our personal experience combined with this research verify this. In other words, a student should study around 5 hours/day for 2 months to improve his/her band score by 1. (resource)گروه چطور از پس آیلتس بربیاییم زمان‌های خیلی بیشتری رو برای گرفتن نمره‌های خوب برآورده کرده. تخمین این گروه محافظه‌کارانه بنظر می‌یاد. یه جمع‌بندی بکنم و تمام! آیلتس یه امتحان جدی و گرانی هست، کتاب هم در بازار زیاد. من خیلی‌هاش رو نخوانده‌ام. هر برنامه‌ای می‌بندید فقط مطمئن بشید چهار مهارت را کامل پوشش داده باشد؛ کیفیت کتاب‌ها هم خوب باشد. بقیه‌اش با شماست. حتما با برنامه و منظم پیش برید. فرق آدم‌ها موفق در همین برنامه و پشتکار هست. برای کارتون ضرب‌الاجل (deadline) بگذارید. به دید سرمایه‌گذاری روی مهارت‌هایتان به آن نگاه کنید. بنظرم بهترین منابعی که می‌شد رو بهتون معرفی کردم. شما هم در هر کاری که هستید و انجام می‌دید سعی کنید بهترین کیفیت رو ارائه بدید! این جوری هم حس بهتری داریم هم واقعا کارمون سودمندی بیشتری داره. برای تعیین سطح یا اطلاع از دوره‌های آمادگی آیلتس تماس بگیرید. ۰۹۱۳۲۲۸۴۵۰۲. ارادت </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Sun, 29 Nov 2020 12:32:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Phrasal Verbs with UP</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/phrasal-verbs-with-up-bjzq3ikg1bmy</link>
                <description>سلام رفقا،ابتدای سریال نابودی (The Undoing)  سه تا فعل Phrasal خوشگل پشت سر هم اومدن. فرصت محشریه برای یادگیری. آماده‌اید؟ بیاید با هم تمرین کنیم. اول فیلم رو ببینید:  https://www.aparat.com/v/2GeSw این سه تا فعل این‌ها هستند: Clean up Dress upClose up به جمله دقت کنید. UP معنی اصلی رو تغییر نمی‌ده. فقط روی معنی تاکید داره. When up is used with certain verbs, it doesn&#x27;t change the meaning of the verb, but emphasizes the idea of completing or finishing something.بفرمائید. اینم یه متن برای تمرین بیشتر. Johnny made her son eat up his breakfast and drink up his milk before he went to school. Then, as soon as he&#x27;d left, she cleared the breakfast things up and put the dirty stuff in the dishwasher. Today, she was also going to wash the floor, but then she remembered she&#x27;d used up the floor cleaner the previous day, so she tidied up the living room instead.می‌خواید بیشتر بدونید؟ یه سری به این کتاب بزنید: Oxford Word Skills: Idioms and Phrasal Verbs --&gt; Unit 5 - 7به اینستاگرام‌مون هم سربزنید. نکته‌های خوبی می‌ذارم. بفرمائید نشانی‌ش: https://www.instagram.com/english_with_bunny/اگر صحنه‌های این جوری به چشم‌تون خورد حتما بهم بگید. روزگارتون پر از مهر و امید</description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Wed, 25 Nov 2020 17:27:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Irregular Plural Nouns</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/irregular-plural-nouns-yzslkziinhf6</link>
                <description>دقیقا مثل فارسی، در انگلیسی یک سری اسم‌ها بی‌قاعده جمع بسته می‌شند. بررسی‌شون کنید یه اشتراکاتی بین‌شون هست. یه سری‌شون شکل‌شون عوض نمی‌شه مثلا fish هم مفرد هست هم جمع. یا deer یا sheep یا tuna .. توجه کنید همه این‌ها حیوان بودند! اما mouse می‌شه mice .. امان از این موش‌ها! بعضی وقت‌ها کلا اسم عوض می‌شه مثلا person میشه people ! The noun person has two plurals: persons and people. Most people don&#x27;t use persons, but the sticklers say there are times when we should. ... The traditional rule is that persons is used for either an exact or a small number.اینم یه جور دیگه child and children .. به تلفظ دقت کنید؛ کلا متفاوت هست! یه شکل‌ دیگه foot and feet یا tooth and teeth کاکتوس که دوست داریم می‌شه Cactus --&gt; cacti یا focus --&gt; foci Cacti is the Latin plural of cactus, and some writers use it in English. Cactuses is the English plural. Dictionaries list both, and neither is right or wrong.توی ویدئو بیشتر براتون توضیح دادم.  https://www.aparat.com/v/ZiFzM با مهر و امید </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Thu, 19 Nov 2020 17:14:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش عالی یادگرفتن لغت + نرم‌افزار و تمرین</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/learn-vocab-effectively-bxozaprvjimv</link>
                <description>کتاب Oxford Word Skills یه منبع عالی برای آمادگی تافل، آیلتس و گفتگوهای روزانه هست. سه سطح داره و دامنه وسیعی از موضوعات را پوشش می‌ده. نکاتی که مطرح کرده ساده و کاربردی هستند. من این کتاب رو همراه با American English File و Grammar in Use با دانشجوها کار می‌کنم. سه کتاب همدیگر را خیلی خوب کامل می‌کنند. کتاب Oxford Word Skills یه نرم‌افزار خوب رایگان هم داره. می‌تونید ازینجا دانلودش کنید. یکی دو روز بعد از خوندن کتاب برید سراغ نرم‌افزار. وقت زیادی نمی‌گیره و راحت مطالب رو مرور می‌کنید. یار و شریک (partner) برای تمرین قسمت اصلی استفاده از کلمات در گفتگوهای روزمره‌تون هست. یک پارتنر برای تمرین پیدا کنید. این جوری هم تلفظ‌هاتون چک می‌شه هم کلمه از حالت passive به active تبدیل می‌شه. حالا به این راحتی هم active نمی‌شه اما قوی‌تر در ذهن‌تون می‌شینه. شخصی‌سازی برای تمرین با دانشجوها سه مرحله دارم: اول گرم کردن (warm up) که روز قبل یا صبح اتفاق می‌افته. بعد خود درس و جمله‌سازی رو تمرین می‌کنیم. وقتی کلمات رو یاد گرفتیم باید مطلب شخصی‌سازی (personalization) بشه. یکی دو روز بعد هم مرور (review).  توی سلام احوال‌پرسی یه خورشید ابری گذاشته چون آب و هوا رو روز قبل تمرین کردیم.یه توضیح کوچک در مورد شخصی‌سازی بدم. کلمه‌ای که یاد می‌گیریم باید بیاد لابلای خاطرات و افکار ما قرار بگیره. هرچقدر بیشتر به محتوا و استفاده‌ی کلمه فکر کنیم، بهتر باهاش ارتباط برقرار می‌کنیم. استفاده از کلمه برای توصیف زندگی روزمره، یا بیان افکار، یادگیری رو عمیق‌تر می‌کنه. توی داستان و فیلم هم همین جور هست. تو فیلم‌هایی رو بهتر به یاد می‌یاری که با شخصیت‌ها همزاپنداری کردی. خودت رو جای شخصیت‌ها گذاشتی، با فیلم به دوراهی‌های اخلاقی و انسانی رسیدی؛ باهاش درد رو حس کردی. این چیزا یه فیلم یا داستان رو درخشان می‌کنه. احتمالا همه ما یه جورایی با فیلم مادر مرحوم علی حاتمی حس مشترک داریم. نمونه عالی زیاد هست. یا با سریال Breaking Bad آمیخته شدم. با تک تک شخصیت‌ها درگیر شدم. ترسیدم، براشون دعا کردم و نهایتا گریه کردم. خودم هم نمی‌دونم چرا باید از مرگ یه آدم بد! یا پلیسی که نمی‌شناسمش ناراحت بشم! وقتی بهش حس پیدا می‌کنی، چه محبت چه تنفر، اون کلمه مال تو می‌شه. کلمات رو بکار ببرید و اون حس مشترک رو پیدا کنید. اگر لازمه اون حس مشترک رو بسازید. خلاقیت بخرج بدید. مدیریت زمان  پرحرفی نکنم. این نکته کلیدی رو هم بگم و به خدا بسپارم‌تون. بله دیگه. گاهی دلشون می‌خواد بپیچونن. سخت نگیرید، اینا نمک مسیر هست.روزانه می‌تونید یک یا دو درس را کامل چک کنید. مطالعه هر کتاب حدود یک ماه و نیم تا دو ماه زمان می‌بره. اگر این زمان بیشتر شد یه جای کار می‌لنگه. این سخن بی‌نظیره. سوخت، انگیزه، مشوق، پیش‌برنده شما اون معنا و مفهومی هست که از کارتون می‌گیرید. بعد از اون گام‌های کوچک و مستمر  </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Wed, 18 Nov 2020 13:29:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیچوقت نگو As I said</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/never-use-as-i-said-before-s3glgv5acl1k</link>
                <description>در گفتگوها گاهی پیش می‌یاد که می‌خوای حرفت رو دوباره تکرار کنی، در این مواقع نگو: As I said. حالا توضیح می‌دم چرا. یه نفس عمیق، بریم برای ادامه.تکرار اصلا خوشایند نیست! وقتی می‌گید As I said یعنی در ادامه حرف‌های قبلی‌تون رو تکرار می‌کنید. این یه امتیاز منفی در TOEFL یا IELTS هست. زمان می‌ره بدون این که اطلاعات جدیدی داده باشید. در گفتگوهای روزمره هم هیچکس دوست نداره حرف تکراری بشنوه. بهترین راه paraphrase هست. یعنی همون مفهوم رو با کلمات دیگه‌ای توضیح بدید. گاهی از عمد examiner شما رو در حالتی قرار می‌ده که مجبور باشی تکرار کنی، خیلی هم طبیعی و معمول هست. وقتی paraphrase می‌کنید یعنی کنترل شرایط دست شماست! این یه نقطه قوت بزرگ هست. عصبانی نشو. شرایط مدیریت کن. وقتی می‌گی As I said یه جورایی داری تحکم می‌کنی. به این نکته توجه کن اگر قرار بود مطلب رو بگیره همون سری اول می‌گرفت پس حتما یه مشکلی هست. صبور باش. یه جور دیگه براش توضیح بده. بیست بار هم که لازمه paraphrase کن. به سریال‌ها دقت کنید؛ معمولا As I said رو از مامور مالیات یا پلیس‌ها می‌شنوید. به این گفتگو نگاه کنید؟ - Excuse me sir, you cannot cycle here at this time of the year. Well, I came here with my daughter to cycle here. Riding bicycle is restricted in this area because of wild animal. I am afraid that cyclists disturb them. What do you mean? We cannot enjoy the environment here? You can but cycling is not allowed in the fall. You can return with your family in the winter, spring or summer. ببینید مامور با کلمات مختلف منظورش رو بیان می‌کنه. هر بار هم یه اطلاعات جدید اضافه می‌کنه.قشنگ نبود؟ ساده بود و کاربردی. مطمئنم با خلاقیت خودتون این موضوع پروبالش می‌دید و ازش عالی استفاده می‌کنید. لحظات‌تون پر از مهر و امید</description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Sun, 15 Nov 2020 10:26:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور در کلاس با بچه‌ها ارتباط بگیریم</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/how-to-relate-to-your-students-pmg4bhi1rtxo</link>
                <description>معلمی مهارت‌های ظریفی می‌طلبد. من در اینجا در مورد مهارت یاد گرفتن و تمرین آیتم‌های کتاب زبان حرف می‌زنم. منظورم کتاب‌های دوره‌ای مثل Touch Stone یا American English File هستند اما می‌توانید برای آموزش مطالب دیگر هم از آن‌ها استفاده کنید. یک نفس عمیق بکشید؛ آماده‌ای؟ پس برو بریم. بچه به سن و سال هم ربطی نداره! منظورم شاگردها یا دانشجوها هستند. حالا چه ده ساله چه ۵۰ ساله ?گرم کردن (warm up)از همان اول نپرید وسط مطلب. یک چیزهایی بپرسید که بچه‌ها راحت جواب بدهند. همین حرف‌های خودمانی دم دستی یخ فضا را می‌شکند. «امروز چند شنبه است؟ حالت چطوره پری؟ چه خوشگل شدی امروز. این لباس قرمزه بت می‌یاد.» «علی امروز رفتی اون گوشه نشستی. خوبی؟» استرس بچه‌ها که کم بشود زمینه کار مهیا می‌شود. می‌شود یک سری سوال یا حرف‌هایی زد که کنجکاو بشوند. Set the Table هر قسمتی که می‌خواهید تمرین کنید رو توضیح می‌دید. مطمئن شید بچه‌ها موضوع را درک می‌کنند. از ساده‌ترین کلمه‌ها استفاده کنید. معلم خوب قادر هست مطلب سخت رو به زبان ساده توضیح بده. برخلاف آموزش پرورش قدیم که معلم حرف اول و آخر رو می‌زد، در روش‌های جدید معلم دیکتاتور یا منجی نیست. اینجا معلم یه تسهیلگر (facilitator) آرام هست. فرض اینه که بچه‌ها خودشون می‌دونند. معلم کمک می‌کند به یاد بیارند. مثل یک تابلو راهنما کمک می‌کند بهتر انتخاب کنند اما اگر مسیر اشتباه را هم انتخاب کردند اشکالی نداره. نهایتا برمی‌گرده؛ مهم اینه که روی پای خودش بایسته. برای این که خودتون رو درگیر افکار بچه‌ها نکنید اول بذارید خودشون تمرین کنند. Class Check or Group Check First گروه دو یا سه‌تایی‌شون کنید و بگید جواب‌هاشون را برای هم توضیح بدهند. بستگی به آیتم تمرین کنند. به این کار می‌گند (Group Check) (Pair check). بعضی وقت‌ها هم از کل کلاس بپرسید به کل کلاس وقت بدید با هم تمرین کنند. مهم‌ترین هدف کلاس اینه که بچه‌ها از هم یاد بگیرند. بهشون وقت کافی بدید؛ اگر هوله می‌رند یا گیج هستند زمان‌دارش کنید. «خوب بچه‌ها یک دقیقه وقت دارید این تمرین رو با هم حل کنید. مینا، مهرداد با هم. علی محسن با هم. شما دو نفرم با هم.» دقیق توضیح بدید چی می‌خواید که گیج نزنند. «جاهای خالی رو پر کنید. از یه کلماتی مثل ... ... استفاده کنین.» تائید بگیرید بهتره بعد از توضیحات با بچه‌ها چک کنید. مثلا: I am clear? Did you get it? Who got it? Anybody can say what we want? به شخص خاصی اشاره نکنید. همین جوری کلی بگید کی می‌دونه؟ .. آفرین مینا. کسی که می‌دونه رو تشویق کنید، بقیه هم مشتاق می‌شن ببینن چه خبره. ? ما اصفانیا خیلی دقیق تشویق خرج می‌کنیم! Use Wh Questions قرار نیست کسی برای بلد نبودن خجالت بکشه یا احساس حماقت بکنه. بلد نبودن حق طبیعی و مسلم بچه‌هاست. وقتی با هم تمرین‌شون کردن این جوری بپرسید: Who is ready? Who is volunteer? هر کی داوطلب می‌شه رو یه تشویق کوچولو بکنید. اما حواستون باشه همه حتی به غلط یه کاری بکنن. هیچ وقت کسی رو جلوی جمع نگذارید. اگر بلد نباشه هزینه سنگینی باید بده و غرورش جریحه‌دار می‌شه. در عوض یه کاری کنید که حس با هم بودن و اتحاد تقویت بشه. یه ابزار خوب برای تحریک بچه‌ها به حرف زدن بازی هست. قبلش یه نکته در مورد زبان بدن بگم. اشاره مستقیم اصلا هیچ وقت با انگشت کسی رو اشاره نکنید. همیشه با دست بچه‌ها رو دعوت کنید. اشاره با انگشت حس تهدید یا برتری می‌ده اما دست معنای همکاری و مشارکت داره. خلاصه زبان بدن و معنای تلویحی اون رو خیلی جدی بگیرید. شاید ناخواسته یا تلویحی پیامی منتقل کنید که به جای کنار هم بودن بچه‌ها جلوی شما قرار بگیرند. معلم در زمین بچه‌ها داره بازی می‌کنه. پس بهتره بهشون احترام لازم و کافی رو بگذاریم! چه با زبان چه با رفتارLet&#x27;s play it! بازی همیشه جواب می‌ده. برای این که روده‌درازی نکنم سخنم رو همین جا کوتاه می‌کنم. امیدوارم کلاس و بازی بتون خوش بگذره. رشد خودم مهم‌تره! اعتراف می‌کنم این چیزایی که گفتم رو تمام کمال انجام نمی‌دم. گاهی از کوره درمی‌رم یا اشتباه می‌کنم. گاهی زور یا تهدید خیلی حال می‌ده. (یا حالا یاد می‌گیری یا می‌کشمت تمام خلاص!) خوشبختانه بچه‌ها در این زمینه هم همکاری می‌کنن؛ خطاهامم می‌بخشن. ? منم دارم یاد می‌گیرم. من هم به اندازه بچه‌ها در کلاس یاد می‌گیرم. خواستم بگم این کارها به کیفیت کلاس کمک زیادی می‌کنه، چه برای رشد بچه‌ها چه برای یادگیری خودتون.  یه صحنه از کلاس دیروز. خوب بود جاتون خالی. </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Mon, 09 Nov 2020 12:42:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طبیعی حرف بزن: 7 English fillers (همراه مثال)</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/seven-english-fillers-with-examples-ez7wtebwlsyv</link>
                <description>بعضی‌ها مکانیکی و مصنوعی انگلیسی حرف می‌زنند. انگار حرف‌شون روح و هیجان نداره. مثلا این جمله را ببین: &quot;I really like it. Well, English is like, totally fun to learn, you know?&quot; اگر کلمات really, Well, like, totally, you know را برداری این جمله می‌ماند: I like it. English is fun. این جمله کاملا قابل فهم هست اما یکم از دنیای ما آدم‌ها دور هست. ما بین فکرهامون حرف می‌زنیم. پس احتمالا در حرف زدن‌ها این جمله رو خیلی بیشتر می‌شنوید: Well, English, I think is really, I mean it is really fun. شلخته هست اما طبیعی‌تر بنظر می‌یاد. قرار نیست عصاقورت داده و کتابی باشیم. تو فارسی هم ما زیاد پرکننده استفاده می‌کنیم. همون جمله در فارس می‌شه: خوب منم یه جورایی همین جوری فکر می‌کنم که یاد گرفتن انگلیسی واقعا باحاله.  نکته رو گرفتی؟ بریم سراغ ۷ پرکننده درجه یک!1. Wellوقتی که دارید فکر می‌کنید، می‌خواید یکم مکث کنید می‌گید: خب! “Well, I guess $20 is a good price for a pair of jeans.”“The apples and cinnamon go together like, well, apples and cinnamon.”“Well… fine, you can borrow my car.”2. Um/er/uhوقتی هنوز کلام منعقد نشده یکم من من داریم. این ااا ااا یکم شک یا تردید رو هم ممکنه برسونه. وقتی دارید تازه ذهن‌تون رو می‌چینید. “Um, er, I uh thought the project was due tomorrow, not today.”“Umm… I like the yellow dress better!”“Hmm, I like the pink bag but I think I’ll buy the black one instead.”3. Likeلایک! وقتی که نمی‌خواید زیاد دقیق حرف بزنید. تو این مثال احتمالا همسایه‌شون خیلی بیشتر از ده تا سگ داره. منظورش اینه که همسایه‌شون خیلی سگ داره! عدد دقیق مهم نیست! “My neighbor has like ten dogs.”معنی لایک میشه یه جورایی. فقط در استفاده‌اش زیاده‌روی نکنید! حس خوبی نمی‌ده.  “My friend was like, completely ready to like kick me out of the car if I didn’t stop using the word ‘like’.”4 , 5. You see / You knowمی‌بینی. در گفتگوها تعامل رو بهتر منتقل می‌کنه. “I was going to try the app, but you see, I ran out of space on my phone.”می‌دونی. احتمالا مخاطب در جریان هست. یا ممکن برای تائید یا جلب توجه باشه.  “We stayed at that hotel, you know, the one down the street from Times Square.”“When the elevator went down, I got that weird feeling in my ears, you know?6. Actually/Basically/Seriouslyاین قیدها زیاد کاربرد دارند. با این‌ها جمله‌هاتون جاندارتر می‌شوند. هیجان رو بالا می‌برند. ما ایرانی‌ها هم که هیجان دوست داریم :))  “Actually, pugs are really cute!”“Basically, the last Batman movie was seriously exciting!”Other adverbs that are often used as fillers are “totally,” “literally” and “clearly.”“you’re not just laughing you’re literally dying from laughter.”“Clearly you totally didn’t see me, even though I was literally in front of your face.”7. I meanپرکننده زیاد هست اما حیفم اومد از mean حرفی نزنم. برای شفاف کردن، تاکید یا اصلاح بکار می‌ره. “I mean, he’s a great guy, I’m just not sure if he’s a good doctor.”“The duck and the tiger were awesome but scary. I mean, the tiger was scary, not the duck.”“The cave is two thousand—I mean—twenty thousand years old!”رفقا امیدوارم از این مطلب استفاده کرده باشید. یه فیلم خوب برای تمرین در پایان شما رو دعوت می‌کنم به دیدن یه فیلم عالی برای گرفتن حس خوب: Love Actually لحظات‌تون پر از مهر و امید به خودم می‌گم روزای خوب دوباره برمی‌گرده. صبور باش، یاد بگیر و یاد بده. (دفعه بعد باید ریش‌هام اصلاح کنم.) </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Mon, 02 Nov 2020 11:27:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد گرفتن زبان را به کارهای روزمره‌ات لینک کن!</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/link-language-learning-to-everyday-tasks-q12vnnjemsjo</link>
                <description>یک آدم معمولی در طول روز متوسط نیم گالن مایعات می‌خورد. حدودا دو نوشابه خانواده. یک نفس خوردن این حجم قطعا دردسر زیادی دارد و هر آدم عاقلی را بیچاره می‌کند. بدن روش متفاوتی دارد؛ در طول روز ریز ریز از این طرف آن طرف مایعات می‌خورد و جوری که متوجه نمی‌شوید نیم گالن پر می‌شود! روزانه سه و نیم لیتر مایعات تفاوت تحلیل مغز و بدن قشنگ نیست؟ در حالی که مغز به حجم فکر می‌کند بدن عملگرا و در لحظه است. یک جوری لابلای کارها آب می‌خورید که متوجه نمی‌شوید. پس از هیچکسی نمی‌شنوید که می‌خواهد روزانه نیم گالن آب بخورد اما «سرم خیلی شلوغه» «وقتم پره، بذار یه وقت بهتر نیم لیتر آب می‌خورم» «واقعا می‌خوام سه لیتر آب بخورم اما امروز زمان ندارم بذار فردا آب می‌خورم.». «واقعا آب می‌خوام اما بذار بازنشست بشم بعد!» منطق آب خوردن این جوری نیست! عمو رسول خدا بیامرز می‌گفت «من تشنه شناسم. هر کس تشنه بود خودش می‌ره سمت شیر آب! اگر نرفت تشنه نیست.» خلاصه آب خوردن هم اراده می‌خواهد. ?مثل آب خوردن زبان یاد بگیر یک روش یاد گرفتن زبان مثل آب خوردن است. زبان را به کارهای کوچکی که در طول روز مداوم انجام می‌دهی بگذاری. به خودت قول بده مثلا شب‌ها که مسواک می‌زنی نیم صفحه زبان بخوانی. یا تا رسیدن به محل کار در پاشنه اتوبوس سخنرانی گوش کنی. یا صبح‌ها اول وقت صحبت‌های انگیزشی برای خودت بنویسی. اگر این‌ها جزئی از عادت‌های روزانه دربیاید دیگر فکر نمی‌کنی. ناخودآگاه عمل می‌کنی. ناخودآگاه که باشد خیلی از نیروی فکری و ذهنیت را ذخیره می‌کنی. می‌خواستم عکسی پیدا کنم از مسافری که با هدفون در اتوبوس است. به این عکس رسیدم. بنظرم قشنگ و کمی عجیب آمد. این خانم نشان داده هر کاری امکان‌پذیر است؛ پس شما هم می‌توانید در اتوبوس کمی زبان تمرین کنید! منبعشش ساعتِ نفس‌گیر یا شش تا یک ساعت هیجان‌انگیز   قرار نیست آخر هفته شش ساعت خودت را با زبان خفه کنی. مثل این است ۶ روز آب نخوری و یک مرتبه بخواهی ۲۰ لیتر آب بخوری! قبل از این که سیراب بشی به فنا رفتی. واقعا این افراط و تفریط لازم است؟ همین زمان‌های معمولی لابلای روز را جمع بزنی می‌شود یک ساعت. یک ربع قبل خواب کتاب خواندن، صبح یک ربع نوشتن، نیم ساعت هم شنیدن فیلم و اخبار. یک ساعت متنوع و هیجان‌انگیز! این زمان‌های فنقلی راحت‌تر لابلای روزهای شلوغ پیدا می‌شوند!  همین جرعه‌های کوچک یادگیری در طول زمان معجزه می‌کند. بعد از مدتی، مثلا یک دو سال شب‌ها کلمه حفظ نمی‌کنی که زبان یاد بگیری بلکه به حدی رشد کردی که می‌توانی فیلم ببینی و لذتش را ببری. کتاب بخوانی و درک بهتری داشته باشی. تمرین ریز ریز راندمان بهتری دارداین روش یاد گرفتن زبان تاثیر به مراتب بهتری از یک جا یاد گرفتن دارد. در این روش ذهن فرصت پیدا می‌کند با کلمات بازی کند، بیشتر درگیر (engage) می‌شود، نقش کلمات را در زندگی بهتر پیدا می‌کند، این جوری زبان را به ذهن‌تات تزریق نمی‌کنید بلکه قلپ قلپ سر می‌کشید. به نمودار فراموشی نگاه کنید. حدود ۹۰ درصد مطالب بعد از شش روز کامل فراموش شده‌اند. پس اگر هر شش روز یکبار زبان تمرین کنی مغز زور زیادی می‌زند تا مطالب را بازیابی کند. هر چه بازه‌های زمانی تکرار و تمرین کوتاه‌تر شود یادآوری سریع‌تر و راحت‌تر است. یاد گرفتن زبان سفر درازمدت هست. انتخاب روش اشتباه آدم را خسته می‌کند؛ زده می‌شوی. برای انتخاب روش خوب وقت بگذار، ارزش دارد! به کارهای روزمره یک لایه معنا بده!لینک کردن زبان به کارهای معمولی روزانه حس بهتری به کارها می‌دهد. مثلا وقت مسواک چند دقیقه تمرین گرامری هم حل کنی هم به سلامت جسم بها داده‌ای هم به تقویت ذهن! بعد از یکسال هم دندان‌های سالم‌تری داری هم زبانی درازتر. ?</description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Thu, 29 Oct 2020 17:14:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نرم‌افزارهای عالی برای تمرین املای انگلیسی</title>
                <link>https://virgool.io/EnglishDiscussion/good-websites-for-practicing-dictation-vasbp2zyocng</link>
                <description>در انگلیسی یک چیزی می‌نویسند یک چیز دیگر می‌خوانند. مثل فارسی یا فرانسه هم نیست که با دو سه تا استثنا سر و ته قضیه را هم بیاورند؛ هم تلفظ‌شان این جوری است، هم روی املای کلمه حساس هستند، شدیدا! املا در انگلیسی و فارسی به یک اندازه مهم است! البته املا در فارسی هم مهم است. مثلا دندانپزشکی که لصه یا لسه بنویسد هیچ بیمار عاقلی پیشش نمی‌رود. وقتی در املا که جلوی چشم است چنین غلط فاحشی مرتکب می‌شود معلوم نیست چه بلایی سر دندان که آن توست می‌آورد. درست بنویس تا آریایی‌ها رو سرافزار کنی :) انگلیسی‌ها صدتا نرم‌افزار برای چک کردن املا درست کرده‌اند. مثلا Word, Grammarly. حتی در سیستم‌های اندروید غلط را برایتان درست می‌کند. اما خیلی وقت‌ها دسترسی به این نرم‌افزارها نداریم یا وقتش نیست. مثلا وقتی در فرودگاه، در اداره پلیس گیر بیافتی، یا هر جای دیگری. در امتحان آیلتس غلط املایی را نمره نمی‌دهند. زیبا نیست؟ تافل هم نمره کم می‌کند. حرص‌درآورند. من وقتی اروپا بودم، چه هلند چه سوئد چه انگلیس، استادانم شدیدا روی املا گیر بودند. منطق‌شان این بود کسی که املای درستی رعایت نمی‌کند وای به حال محتوای کارش! بعضی ملالغطی‌ها با نگاه‌شان آدم را شرمنده می‌کنند. با چشم‌هایش می‌فهماند که این مدرک و این اشتباه (typo) با هم نمی‌خواند. دو نرم‌افزار عالی برای تمرین املا وب‌سایت (dailydictation) بی‌نظیر است؛ هم کلمات و موقعیت‌های جدید یاد می‌گیرید. هم به املای‌تان سروسامانی می‌دهد. راستی سرعت تایپ‌تان را هم بالا می‌برد.  https://dailydictation.com/courses/نرم‌افزار بالا برای رایانه (PC) بهتر جواب می‌دهد. برای گوشی این اپ (app) را امتحان کنید: TED ICT سخنرانی‌های تد را همراه زیرنویس آماده دارد. برای بعضی ویدئوها امکان تمرین املا وجود دارد. نسخه رایگان را به راحتی قابل استفاده است. من دوست داشتم عضویت پرداخت کنم تا از همه مزایا استفاده کنم. متاسفانه فیلترشکن می‌خواهد. هر دو نرم‌افزار بالا بی‌نهایت ساده، کاربردوست و خوش‌دست هستند. بینهایت دوستشان دارم.تو از چه نرم‌افزاری برای تمرین زبان استفاده می‌کنی؟ </description>
                <category>گفتگوی انگلیسی</category>
                <author>حسن شیخ</author>
                <pubDate>Mon, 26 Oct 2020 11:24:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>