اپیزود اول فینسوف: مدرنیته چه چیز نیست؟

در اولین اپیزود از پادکست «فیلسوف»، احمد سبحانی به سراغ یکی از پیچیده‌ترین و بحث‌برانگیزترین مفاهیم تاریخ فکری، یعنی مدرنیته، رفته است. این قسمت نه صرفاً تعریفی از مدرنیته، بلکه واکاوی این مسئله است که «مدرنیته چی نیست؟» تا کج‌فهمی‌های رایج، به‌ویژه در مورد نسبت آن با تکنولوژی، برطرف شود.

خلاصه‌ای از مباحث کلیدی این اپیزود

مجری در این اپیزود تلاش می‌کند تا با تکیه بر جنبه‌های مهم اندیشه مدرن، یک مغالطه رایج را خنثی کند: اینکه مدرنیته صرفاً ابزار یا تکنولوژی است.

۱. مدرنیته: مفهومی از آنِ خودکننده و همه‌شمول

  • همه‌جا حاضر: مدرنیته یک پدیده از آنِ خودکننده (Absorptive) است و امروزه چیزی خارج از قلمروی آن باقی نمانده است. مجری با مثال ماهی در آب توضیح می‌دهد که ما از ماهیت زیست مدرن خود بی‌خبریم، مگر آنکه آگاهانه و با تسلط بر این مفهوم، بخواهیم از آن خارج شویم (مانند فلاسفه‌ای چون هایدگر و آدورنو).

  • سیر مدرنیته: برای درک کامل، مطالعه متن پیشین مجری درباره «سیر تحول مدرنیته» توصیه می‌شود که لینک آن در توضیحات اپیزود موجود است.

۲. عقل خودمختار: رکن اصلی مدرنیته

  • جدایی از متافیزیک سنتی: یکی از کیفیات کلیدی مدرنیته، ظهور عقل خودمختار است؛ عقلی که برای توضیح پدیده‌ها، دیگر به متافیزیک‌های خاص (مانند خدای باران یا اتوریته الهی) وابسته نیست و به دنبال علل درونی و این‌جهانی است.

  • حذف اقتدارها (اتوریته‌ها): این عقل خودمختار، تمام اقتدارهایی را که به متافیزیک متصل بودند (مانند قداست جایگاه پدر و مادر یا حاکمیت الهی)، به تدریج برمی‌دارد.

  • بحران اخلاق سنتی: عقل خودمختار حتی در حوزه اخلاق نیز چالشی جدی ایجاد می‌کند؛ زیرا نمی‌تواند بدون اتصال به یک منبع فرازمانی/فرامکانی (الهیات)، بدیهیاتی چون «بد بودن دزدی» یا «اشتباه بودن دروغ» را اثبات کند (اشاره به تلاش‌های کانت و نقد آن).

۳. مغالطه بزرگ: تکنولوژی صرف در برابر زیست تکنولوژیک

مهم‌ترین نکته اپیزود: مدرنیته فقط ساختن ابزار (مثل تسلا یا بمب اتم) نیست. این یک کج‌فهمی رایج است که مدرنیته را صرفاً با ماشین‌آلات یا آسفالت جدید یکسان می‌گیرد.

  • تکنولوژی ابزار نیست؛ شیوه زندگی است: مدرنیته صرفاً تکنولوژی (ابزار) نیست، بلکه زیست تکنولوژیک است. زیست تکنولوژیک یعنی آمیختن زندگی، کار، سیاست و فرهنگ با تکنولوژی، به نحوی که فرد دیگر نتواند خارج از آن زندگی کند.

  • جدایی از کار: مثال استفاده از تراکتور به‌جای داس نشان می‌دهد که در زیست تکنولوژیک، ماهیت کار تغییر می‌کند. فرد در حین کار با تراکتور، صرفاً یک ماشین را می‌راند و از مراحل ساخت یا کشت جدا می‌شود و کارش را به مثابه کشت کردن نمی‌بیند.

  • قانون طلایی تجاری و سیاسی: مجری توصیه می‌کند که هرگز یک محصول انقلابی که مردم هنوز زیست لازم برای استفاده از آن را ندارند (مثلاً یک گوشی هوشمند ۲۰ سال زودتر)، تولید نکنید. در حوزه سیاست نیز، صرفاً الکترونیکی کردن دولت بدون ایجاد «فهم عمومی و ملی» از حقوق و مسئولیت‌ها، در ارتقای تکنولوژی قدرت شکست خواهد خورد.

۴. عواقب نهایی عقل خودمختار

  • نابودکنندگی فرد مدرن: فرد مدرن با استفاده از عقل خودمختار و حذف اتوریته‌ها، حتی علم را هم به عنوان مانعی برای آزادی خود برنمی‌تابد (اشاره به واکنش‌ها در دوران کرونا).

  • فروپاشی بنیادها: این روند درونی مدرنیته، در نهایت منجر به نابودی تمام بنیادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی بدن خود فرد می‌شود، زیرا فردی که به هیچ چیز تعلق ندارد، هر چیز را از بین می‌برد.

https://finsoph.ir/3127/