اپیزود دهم فینسوف: رقصنده با ریسک| چگونه با ریسک‌ها زندگی کنیم و موفق شویم؟

در این اپیزود، به مقوله ریسک و تفاوت آن با خطر می‌پردازم و نشان می‌دهم که چگونه درک نادرست ما از احتمالات و فضای نمونه، باعث نادیده گرفتن ریسک‌های بزرگ (مانند زلزله تهران) می‌شود. در ادامه، با معرفی قاعده نفی تالی (استفاده از روش ابطال‌پذیری پوپر)، یک رویکرد جدید برای تصمیم‌گیری عقلانی در مواجهه با ریسک‌ها ارائه می‌دهم.


۱. مقدمه: هدف پادکست و نقد گفتمان مسلط

من در این پادکست قصد ندارم اطلاعات تاریخی یا اجتماعی صرف ارائه دهم، بلکه هدفم "قلتاندن ذهن" و ایجاد یک دیدگاه انتقادی تازه به مسائل است.

  • علم: علم دیگر یک حقیقت مطلق نیست (انتقاد از پوزیتیویسم).

  • تاریخ: عدم وجود تاریخ منسجم در ایران باید به رسمیت شناخته شود تا بتوانیم درک جدیدی از مفهوم ملت ایجاد کنیم.

  • سیاست: مسئله اصلی جامعه ایران، نه فقر یا تحریم، بلکه معمای توزیع قدرت است که عدم توزیع آن، باعث نابودی قدرت مرکزی می‌شود.


۲. ریسک، خطر و احتمال

الف. تفاوت ریسک و خطر

  • خطر (Danger): پدیده‌ای که با ذات انسان درگیر است (مانند گرفتن زغال داغ).

  • ریسک (Risk): مرتبط با احتمالات و انتخاب است. در مواجهه با خطرات، ریسک انتخاب بین گزینه‌هایی است که احتمال زنده‌ماندن در آن‌ها بیشتر است. (مثال: در جاده کوهستانی، تصادف با کوه ریسکش کمتر از سقوط در دره است.)

ب. دیدگاه‌های احتمال

  • رویکرد کلاسیک (برنولی): برای یافتن احتمال یک رخداد، باید آن را به تعداد زیاد تکرار کرد. (مثال: اگر ۱۰۰ بار شرایط هواشناسی مشابه پیش آمده، ۸۰ بارش باران باریده است.)

  • رویکرد بیزین (مدرن): از یک احتمال پایه شروع کرده و آن را بر اساس مشاهدات جدید به‌طور مداوم به‌روزرسانی می‌کنیم تا به احتمال دقیق‌تر برسیم.

ج. تفاوت ارزیابی و نتیجه

  • عقلانیت در ریسک: مردم اغلب ارزیابی (روش علمی/احتمال) را با نتیجه (رخداد نهایی) اشتباه می‌گیرند و به هواشناسی فحش می‌دهند.

  • وظیفه‌گرایی (وظیفه در برابر نتیجه): عمل عقلانی، آماده شدن برای احتمال بیشتر است، حتی اگر نتیجه نهایی خلاف ارزیابی باشد. (مثال پنالتی رونالدو: با وجود تفاوت ۲ درصدی، وظیفه دروازه‌بان پریدن به سمت احتمال ۵۱ درصدی است.)


۳. فضای نمونه و قاعده نفی تالی

الف. اشتباه مدیران سرمایه و تک فضای نمونه

  • سوءاستفاده از وظیفه‌گرایی: مدیران سرمایه‌گذاری پس از بحران ۲۰۰۸، شکست خود را به «بازار» نسبت دادند، در حالی که نتوانستند ریسک‌های سیستماتیک را در محاسبات خود لحاظ کنند.

  • نکته کلیدی: در زندگی واقعی، فضای نمونه (Sample Space) فقط یک مسیر است، نه بی‌نهایت تکرار. شما فقط یک‌بار شرط‌بندی می‌کنید. اگر بدترین رخداد در همان بار اول رخ دهد، دیگر پولی برای ادامه بازی (که در بلندمدت سودآور بود) ندارید.

ب. ابطال‌پذیری و قاعده نفی تالی

  • پوپر و ابطال‌پذیری: ما نمی‌توانیم چیزی را اثبات کنیم، اما می‌توانیم فرضیه‌هایمان را ابطال کنیم.

  • قاعده نفی تالی: اگر یک نظریه (مقدم: گربه موش‌گیر است - تالی: انبار از موش پاک می‌شود) را در نظر بگیریم، و گزاره تالی رد شود (موش‌ها کم نشدند)، پس گزاره مقدم (گربه موش‌گیر است) نیز نقض می‌شود.

  • کاربرد در ریسک: در مواجهه با ریسک، باید یک فرضیه (روایت) بسازیم و تمام تلاشمان را برای رد کردن آن به کار بریم. مادامی که فرضیه ما رد نشود، با آن ادامه می‌دهیم (زیرا هنوز کار می‌کند). این رویکرد به ما کمک می‌کند تا به‌جای ادعای حقیقت مطلق، مدام روایت خود از جهان را اصلاح کنیم.