اپیزود پنجم فینسوف: برخورد جریان‌ها، تسلا و ادیسون

در اپیزود پنجم پادکست «فیلسوف»، من برای تنوع بخشیدن به بحث‌ها، به یک روایت تاریخی و علمی بسیار مهم پرداختم: «جنگ جریان‌ها» میان توماس ادیسون و نیکولا تسلا. من سعی کردم با کنار زدن افسانه‌پردازی‌های رایج (مانند اختراع برق توسط ادیسون یا نبوغ افسانه‌ای تسلا)، روایت واقعی و اقتصادی این نبرد را ارائه کنم.


۱. نیکولا تسلا: نبوغ و سرگردانی

من ابتدا به معرفی نیکولا تسلا (متولد ۱۸۵۶ در امپراتوری هابزبورگ/ کرواسی امروز) پرداختم:

  • استعداد مادر زادی: تسلا از کودکی هوش بالایی داشت و می‌توانست محاسبات پیچیده را ذهنی انجام دهد.

  • تحصیل و قمار: تسلا با بورسیه نظامی به پلی‌تکنیک اتریش رفت، اما به قمار معتاد شد، بورسیه‌اش را باخت و نتوانست تحصیل را به پایان برساند.

  • کار در شرکت ادیسون: او در ۲۶ سالگی کارش را در شعبه پاریس شرکت ادیسون شروع کرد و بعداً به آمریکا فرستاده شد.

  • اولین تقابل: تسلا بعد از ۸ ماه کار، شرکت ادیسون را ترک کرد. معتبرترین روایت این است که مدیران به او قول ۵۰ هزار دلار (معادل ۱۲ میلیون دلار امروز) برای ساخت ۲۴ موتور متفاوت دادند، اما زیر قول خود زدند. ادیسون این موضوع را "شوخی آمریکایی" خواند.


۲. توماس ادیسون: تاجر نور نه مخترع برق

من افسانه‌های رایج در مورد توماس ادیسون را زیر سؤال بردم:

  • ادیسون برق را اختراع نکرد: ادیسون نه تنها برق را اختراع نکرد، بلکه حتی لامپ روشنایی را هم نساخت؛ بلکه پتنت (حق اختراع) آن را از دو محقق کانادایی خرید و تیم دانشمندان او توانستند با استفاده از خلاء به جای نیتروژن، عمر و تولید انبوه لامپ را اقتصادی کنند.

  • نبوغ تجاری: بزرگ‌ترین توانایی ادیسون، هوش اقتصادی و تجاری او بود. من با مثال نمایش نورانی نزدیک کریسمس در نیوجرسی توضیح دادم که او چگونه پیش از آماده شدن محصول، سرمایه‌گذاران را جذب کرد.

  • بیشترین اختراعات: ادیسون بیشترین پتنت‌ها را ثبت کرد، اما این اختراعات متعلق به شرکت توماس ادیسون بودند، نه صرفاً ساخته‌های خود او.


۳. جنگ جریان‌ها (War of the Currents)

نزاع اصلی زمانی آغاز شد که ادیسون سیستم جریان مستقیم (DC) را توسعه داد و آن را با موفقیت تجاری کرد.

الف. محدودیت‌های جریان مستقیم (DC)

جریان DC (۱۱۰ ولت) با ولتاژ پایین کار می‌کرد. این ولتاژ پایین مشکل بزرگی داشت: نیروگاه‌ها باید کمتر از یک مایل با مشتری فاصله می‌گرفتند، زیرا با طولانی شدن مسیر، اتلاف انرژی بالا می‌رفت و برق ناپایدار می‌شد.

ب. ظهور جریان متناوب (AC) و وستینگ‌هاوس

  • نقطه ضعف: جورج وستینگ‌هاوس روی نقطه ضعف DC دست گذاشت و از ترانسفورماتوری استفاده کرد که امکان استفاده از جریان متناوب (AC) را در خانه‌ها فراهم می‌کرد.

  • صرفه‌جویی ناشی از مقیاس: ایده AC به این معنی بود که نیروگاه‌ها می‌توانستند بزرگ‌تر و متمرکزتر باشند و از مزیت صرفه‌جویی حاصل از مقیاس (کاهش هزینه ثابت هر واحد) استفاده کنند. این امر می‌توانست ادیسون را از بازار خارج کند.

ج. جنگ تبلیغاتی و تسلا

  • ترس از AC: ادیسون که درآمد بالایی از اختراعات مبتنی بر DC داشت، به جنگ AC رفت. پس از حوادث برق‌گرفتگی با ولتاژ بالای AC، ادیسون از قدرت رسانه‌ای خود برای دامن زدن به ترس مردم استفاده کرد.

  • آزمایش‌های براون: من به نمایش‌های جنجالی هارولد پی. براون اشاره کردم که با استفاده از سگ‌ها و مقایسه شوک AC (۳۰۰ ولت) با DC (۱۰۰۰ ولت)، سعی در اثبات خطرناک بودن AC داشتند.

  • نجات وستینگ‌هاوس توسط تسلا: در همین بحبوحه، تسلا به کمک وستینگ‌هاوس آمد و یک موتور القایی بر پایه جریان متناوب ساخت. وستینگ‌هاوس با وجود مشکلات مالی، حق اختراع تسلا را خرید و او را با دستمزد بسیار بالا (معادل ۵۷ هزار دلار در روز امروز) استخدام کرد.

د. نتیجه جنگ: پیروزی سرمایه‌داران

  • پایان نبرد: بحران مالی دهه ۱۸۹۰ به شرکت وستینگ‌هاوس آسیب زد و ادیسون مجبور شد شرکتش را با شرکت جنرال الکتریک ادغام کند. ادیسون اکثریت سهام خود را از دست داد.

  • برندگان و بازندگان: در نهایت، جنگ جریان‌ها به نفع جریان متناوب (AC) به پایان رسید. اما سود اصلی این جنگ را سرمایه‌داران، به‌ویژه شرکت جی.پی. مورگان، بردند؛ در حالی که ادیسون شرکتش را از دست داد، وستینگ‌هاوس بخش عمده‌ای از بازار را به جنرال الکتریک واگذار کرد و تسلا در فقر و فلاکت درگذشت.