کار‌ ریموت خارج از داخل (قسمت اول)

سلام، تو این پست تصمیم گرفتم از تجربیاتی که تو نیمه‌ی اول اولین پروژه‌ی ریموتی که گرفته بودیم به صورت تیمی با اطرافیانم واستون بنویسم!

تو اول داستان از حوالی اسفند ۹۶ (قبل از گرونی ناگهانی دلار) من تصمیم گرفتم شروع کنم به کار ریموت با خارج از ایران، خیلی دلایلی بیشتر از فضای مالی داشتم، مثل تجربه‌ی جدید و تکنولوژی‌هایی جدیدتر حتی و یک سری آرزوها که شخصی‌تر بودن، از طرفی کم نبودن تعداد پروژه‌های ناموفق و موفقی که جسته و گریخته کار کرده بودیم و وقتش بود این کار رو با یک ساختار جدید و تیمی‌تر شروع کنیم! قدم بزرگی به نظر میومد گرفتن پروژه نه به صورت انفرادی به صورت تیمی و اون هم خارج از ایران! خیلی زمان برد تا بتونیم یک ساختار مناسب واسه مانیتورینگ تیم و نحوه پیش‌روی درنظر بگیریم. واقعیت این بود ما چند‌تا دوست خوب بودیم که می‌خواستند به عنوان تیم کنار هم کار کنند و همشون از ما خیلی خیلی بهتر بودند اما اینکه بتونیم اینارو کنار هم بچینیم تا خروجی یک تیم ازشون گرفته بشه حدود ۳ ماه ازمون زمان برد. خرداد امسال ساختار مورد نظر آماده بود، زبان‌ها و تکنولوژی ها، سیستم رو به نظر خودمون اسکیلبل چیده بودیم و همه چی مهیا بود واسه شروع...

دو هفته ای گشتیم دنبال پروژه جواب ایمیل‌هامون محبت آمیز اما با ابراز تاسف از اینکه نمیتونن باهامون کار کنند داده میشد، بالاخره با دو سه نفر صحبت کردیم و این وسط تونستیم کسی رو پیدا کنیم که خیلی همزبون‌تر بود باهامون، می‌تونستیم حرفش رو بفهمیم! یک جلسه گذاشتیم از اهدافمون گفتیم، از تلاشمون واسه یادگیری بقیه و اینکه سیستم قابل رشد باشه و قرار شد شروع کنیم!

پروژه اول رو خیلی ساده گرفتیم تا تست کنیم کار کردنمون رو! یک پروژه ساده که حدود ۱۵ ساعت زمان می‌برد (۱۵ ساعت واسه یک دولوپر میدل) و ما براش ۳ هفته زمان گذاشتیم! یادمه فردای روز تعریف پروژه با خودم گفتم اینکه خیلی ساده است! چرا الکی وقت بزارم تسک‌هارو خرد کنم میزنیم میره همینجوری! و خب اشتباه کردیم! دیشب یاد گرفتم هر پروژه ای هرچقدر هم ساده وقتی تو تیم دارید کار می‌کنید حتما تسک‌هاش رو خورد کنید و تقسیم کنید. تو همین مسیر با خودم گفتم گوگل درایو و بیس کمپ هم نمیخواد همین داکیومنت پروژه هست و ادامه میدیم اینکه خیلی ساده است! هیچ وقت اینکارو نکنید! هر پروژه ای هرچقدر هم ساده واسه این‌که هفته دوم پروژه نباشید آدم ‌هایی که وسط یک کنفرانس مجبور میشن برن بشینن پروژه بزنن لطفا تسک‌ها رو مشخص کنید و از ابزارهایی مثل بیس کمپ، ترلو، تسکلو یا هرکدوم که باهاش راحتید استفاده کنید!

واسه اینکه کارفرما هر چند شب دنبال آپدیت نباشه ازتون حتما خودتون ریپورت های روزانه شیت کنین که بتونن خودشون در جریان گزارش پروژه باشند! کارفرمای خارجی واقعا با کارفرمای ایرانی فرق داره، کامیت مسیج‌ها، دایکیومنت‌های پروژه واسشون خیلی مهمه و اینکه یک سرویسی بیاد بالا روی یک سرور واسشون قدم بعدی محسوب میشه! تو این مورد به لایبریری‌های ادد شده به پروژه دقت میکرد و دقیق جویا بود هرکدوم چه کمکی می‌کنه!

تست‌ها شامل یونیت تست و فانکشنال تست خیلی واسشون اهمیت داره و بدون اون هیچ تسکی رو دان درنظر نمیگیرند. من به شخصه این مورد رو تو هیچ پروژه ایرانی ندیده بودم تو بعضی شرکت‌ها دیده بودم که تست نوشتن واسشون اهمیت داره!

و مورد آخر! برقراری ارتباط شما واقعا اهمیت داره! شاید به نوعی بشه گفت صداقت! وقتی کاری از پیش نبردید خجالت نکشید بگید، وقتی با یک سرویس خارجی نمیتونین کار کنین و ازش ریسپانس بگیرید بگید و خجالت نکشید! برعکس تجربه های داخلی، کارفرمای ما بخشی از تیم بود که به خاطر ارتباط ضعیف ما مدام ایگنور میشد و واقعا دیشب یاد گرفتم که چقدر کوتاهی شد تو این قضیه!

همه‌ی اینارو گفتم، که از دغدغه‌ها و چالش‌های پروژه بگم بهتون، پروژه الان حالش خوبه و داره پیش میره و ما داریم تلاش میکنیم زودتر از قبل باهم سینک باشیم!

آخرش می‌خوام بگم اینا بخشی از تجربیات ما تو سه هفته کار تیمی بوده و اولین تعاملمون! شاید خیلی هاش به دردتون بخوره شاید اصلا به دردتون نخوره! خوشحال میشم اگر قصد کار به صورت ریموت با خارج ایران داشتید خوشحال میشم باهم صحبت کنیم و تلاش می‌کنیم از ادامه‌ی مسیر پیش‌رو هم بنویسم گاهی!

دختر یخی! *(^ــــــــــ^)*