دن کیشوت، گیک‌ها و گیم

نه، سه تا کلمه‌ رو رندوم ننوشتم. قراره این دفعه در مورد دن کیشوت، گیک‌ها و گیمینگ صحبت کنم. این یک مقاله‌ی تحلیلی، ترکیبی، فلسفی، روان‌شناسی و هر کلمه‌ی قلمبه‌وسلمبه‌ی دیگه‌ای که فکرشو بکنینه!

  • دن کیشوت و گیک‌ها که بودند و چه کردند؟

راستش حس می‌کنم توضیح دادن در مورد جفتشون خیلی سخت نیست. دن کیشوت یک شخصیت خیالی توی کتابی به همین اسم نوشته‌ی سروانتسه. دن کیشوت به نوعی نمادِ ادبیات اسپانیا و اروپائه. چون نوعِ رمان‌نویسی و در اصل پیکارسک از این رمان شروع می‌شه. این رمان بین سال‌های 1605 تا 1615 توی مادرید چاپ شد (این تاریخ‌ها رو یادتون نره، قراره باهاش خیلی کار داشته باشیم.). دن کیشوت یک خیال‌پرداز کامله. این مرد از طبقه‌ی متوسط که "جایگاهش" رو قبول کرده، خیلی کتاب می‌خونه و به همین خاطر آخرش به توهم می‌افته و...

اگه داستان رو نمی‌دونین و تا الان کسی براتون نگفته یا نخوندین، بهتره که این مطلب رو ادامه ندین. چون قراره یکسری از جزئیات رو پیش بکشم که قاعدتا داستان رو براتون لو می‌ده. اما این نکته رو هم در نظر بگیرین که "دونستن" داستان دن کیشوت نمی‌تونه مضمون اصلی رو لو بده. اگه کامل هم می‌دونین چی می‌شه بهتره که بخونین. کتاب خوبیه!

حالا میریم سراغ کیگ‌ها. گیک یکی از لغت‌های عامه‌س که معنی " کسی با رفتارهای عجیب و غیر متعارف" یا " متخصص یا علاقه‌مند رایانه" (ممنون ویکی پدیا!). کیگ‌ها همه جا هستن. تقریبا همه‌ی ماها یک گیمر، عاشقِ کمیک، کشته‌مرده‌ی جنگ ستارگان یا چیزهای شبیه‌ش رو اطراف خودمون داریم. اگه دیدین همچنین چیزی اطرافتون نیست، بدونین خودتون کیگِ جمع دوستاتون هستین. خوش‌بختانه به خاطر مقاومت کیگ‌های سراسر دنیا، این کلمه دیگه توهین حساب نمی‌شه و با افتخار می‌تونیم بگیم کیگ هستیم و عاشق یکسری از چیزهای خاص.

فکر کنم لغت سومِ اسم مطلب، نیازی به توضیح نداره. گیم یا بازی ویدیوئی به دسته‌ای از بازی‌ها می‌گن که روی پتلفرم‌های مختلف اجرا می‌شن و حالتِ تعاملی دارن. میلیون‌ها نفر توی کلِ دنیا روزانه چند ساعت از وقتشون رو برای گیم‌های مختلف می‌زارن. به خاطر همین گیم تبدیل به یکی از بزرگترین رسانه‌های دنیا شده.

یک کیگ سطحِ بالا توی مترو. احتمالا کمیک کان.
یک کیگ سطحِ بالا توی مترو. احتمالا کمیک کان.
  • کیگ‌ها و دن کیشوت به چه چیزی متهم بودند؟

شاید توی نگاه اول این دوتا خیلیم ربطی نداشته باشن. برای همین بهتره که در مورد شخصیت دن کیشوت یکم دقیق‌تر صحبت کنیم.

دن کیشوت اینقدر کتاب خوند که دیوونه شد! می‌دونم که طرفدارهای دن کیشوت لغت‌های دیگه‌ای مثلِ "خیالاتی" رو ترجیح می‌دن، اما راستش "دیوونه" خیلی دقیق‌تر منظور رو می‌رسونه. اون پیرمرد داشت می‌رفت آسیاب بادی رو بکشه! این خیالاتی شدن به خاطر دور شدن بیش از حدِ دن از واقعیت بود. دلیلش هم خیلی واضحه، یک پیرمرد اجتماع‌گریز که تنهائه و بیشتر وقتش رو برای "رسانه‌ای" مثل کتاب می‌زاره، تحت تاثیر قرار می‌گیره. به خاطر علاقه‌ی پیرمرد و مطالعاتش، تصمیم می‌گیره که به یه شوالیه‌ی خوب تبدیل بشه. دن کیشوت توی ذهنش و با کمک تخیل و کتاب‌ها به راحتی می‌تونست کلِ مشکلاتِ دنیا رو حل کنه.

حالا بیایین در مورد گیک‌ها، به ویژه جماعت گیمرشون حرف بزنیم. گیمرها توی یکسری از موارد خیلی شبیهِ دن کیشوتن. شما وقتی که بازیی مثل Devil May Cry یا Call of Duty رو بازی می‌کنین، وارد یک قالب جدید می‌شین. بازی به گیمر یک آواتار می‌ده، شخصیتِ جدید. شخصیتی که محدودیت‌های ما رو نداره، حتی خیلی راحت می‌تونه قتل و کشتار انجام بده، و همین‌طوری که می‌بینین کَکِ هیچ گیمری از این خشونت‌ها نمی‌گزه. خیلی از گیمرها یا حتی آدم‌های عادی، وقتی که بازی می‌کنن وارد یک بعدِ جدیدی از شخصیت خودشون می‌شن. اونجا می‌تونن با "آسیاب بادی‌ها" بجنگن. حتی چیزهای عجیب‌تر و غیرواقعی‌تر هم توی گیم‌ها بودن که باهاشون جنگیدیم.

پس فکر کنم به یک جواب نسبی رسیدیم: دن کیشوت و گیمرها به فرار از واقعیت و پناه بردن به دنیای خیالی خودشون متهم بودن، و صدالبته، هستن.

  • چرا دن کیشوت شبیه گیمرها بود؟

خب، حالا که در مورد شباهت‌ها خبر داریم بهتره که بریم سراغِ دلیل‌هاش.

زمانی که سروانتس دن کیشوت رو می‌نوشت، حدودا یک قرن و بیست سال از اختراع ماشین چاپ یوهانس گوتنبرگ گذشته بود. با توجه به اینکه اون موقع اختراعات خیلی هم سریع پخش نمی‌شدن و آمازونی نبود که زیر بیست و چهار ساعت از شیر مرغ تا جونِ آدمیزاد رو بیاره دم در خونه‌ی ملت (البته برای ما هنوزم نمیارن. مثل اسپانیای قرن 17) پس یکی دو قرن خیلی هم زمان زیاد نبود. اوایل قرن 17 زمانی بود که کتاب‌های چاپی تقریبا در دسترس همه بودن و تمام اقشار جامعه می‌تونستن ازش استفاده کنن.

دیدِ جوامع و انسان‌ها به "رسانه‌های جدید" خیلی دور از انتظار نیست. ما ازشون متنفریم! اون لعنتی‌ها میان و کلِ نوستالژی‌های دوست داشتنی رو توی خودشون له می‌کنن. اگه جلوشون ایستادگی نکنیم قراره همه چیز تغییر کنه! البته معمولا هیچ اتفاقی نمی‌افته. اون رسانه‌ی جدید میاد، مقاومتی هم نمی‌کنیم، حتی توی یکسری از موارد جز له کردن نوستالژی‌ها، کمرِ فرهنگ و شعور اجتماعی رو هم می‌شکونه (منظورم شبکه‌ی اجتماعی خاصی نیست، باور کنین.). پس خیلی هم دور از ذهن نیست که اون زمان مردم یکم به کتاب‌های چاپی بدبین بوده باشن.

حالا برگردیم به قرن بیستم و بیست و یکم. زمانی که گیم‌ها به وجود اومدن تا همین امروز، همیشه فشارهای زیادی بوده که گیم‌ها می‌تونن خشونت رو رواج بدن. بیشتر منتقدها (که پدر و مادر هم هستن!) می‌گن که گیم‌ها چیزهای مزخرفی هستن چون کسی که بازی می‌کنه رو از واقعیت دور می‌کنه. احتمالِ اینکه کسی که عادت داره با آواتار و شخصیت مجازی جنایت‌های مختلفی بکنه، توی واقعیت هم اون جنایات رو انجام بده، خیلی بیشتر یک فردیه که آواتارِ خشن رو نداره. من قصد ندارم در مورد این نظری بدم. چون بررسی این مورد خودش یک مقاله‌ی طولانی نیاز داره.

با این دید، گیمرها و دن کیشوت خیلی هم فرق ندارن. شاید اگه سروانتس این داستان رو جای اوایلِ قرن 17، امسال می‌نوشت، دن کیشوت به جای کتاب خوندن، بازی می‌کرد. بعد از یک مدتم به خاطرِ بازی کردن بیشتر از حد رفتارش شبیه شخصیت‌های فورتنایت می‌شد! (عجب افتضاحی... حس می‌کنم بهش توهین کردم.)

اینکه چرا دو نسل مختلف، با حدودا سیصد سال فاصله به نسبت دو نوع رسانه اینقدر جبهه‌گیری کردن، بحثِ خیلی جالبیه که سعی می‌کنم به زودی در موردش بنویسم. توی این مطلب فقط خواستم یک چیز رو بگم: مهم نیست چه دوره‌ای زندگی کنیم، همیشه چیزهای جدیدی میان که بهشون بدبین می‌شیم. این توی ذات ما انسان‌هائه، نمی‌تونیم ترکش کنیم. ولی شاید بتونیم یکم سخت‌گیری رو کمتر کنیم. مطمئنا خیالاتی بودن و دور شدن از اجتماع یک صفت پسندیده برای هیچ‌کس نیست. اما اینکه آدم‌ها با هم متفاوتن و شاید نوعِ زندگی یک نفر، برای بقیه احمقانه به نظر بیاد چیزیه که درش شکی نیست.

شاید بهتر باشه بعد از سه دهه یکم به صنعت گیم خوش‌بین‌تر بشیم. به نظرم این رسانه/هنر ترکیبی یکی از جالب‌ترین دستاورد‌های بشر توی سالیان اخیره. بعضی از بازی‌ها واقعا شگفت‌انگیزن. اگه حس کردین لازمه همیشه نگران چیزی باشین (مثل من) و به یک چیزی بدبین بمونین (بازم مثل من) حتما هوش‌های مصنوعی به ویژه اونی که اخیرا گوگل طراحی کرده رو در نظر بگیرین. می‌تونه خواب رو ازتون بگیره.

ممنون که خوندین. ;)