آموزش عالی در دوران جنگ و منازعات؛

چالش‌ها، فرصت‌ها و راهکارهای حفظ و استمرار آموزش و پژوهش

آموزش عالی در مناطق درگیر جنگ یا سایر بحران‌های طبیعی، سیاسی و اجتماعی، اگر به صورت استراتژیک مورد توجه قرار بگیرد، این ظرفیت را دارد که یکی از ارکان اصلی تاب‌آوری اجتماعی، بازسازی دولت و صلح پایدار پس از سپری شدن بحران به شمار رود. در این مطلب قصد داریم به بررسی چالش‌های خاص آموزش عالی در مناطق جنگ‌زده، نقش دیپلماسی علمی، حمایت از دانشجویان و اساتید، و مدل‌های آموزش از راه دور در شرایط جنگ بپردازیم.

مقدمه

هنگام شروع جنگ و نزاع‌های داخلی و خارجی و یا بحران‌های طبیعی و اجتماعی، دولت‌ها و نهادهای مسئول، معمولا آموزش‌های عمومی و اولیه مورد نیاز جامعه را جدی می‌گیرند و به آن اهتمام می‌ورزند. اما دانشگاه‌ها و آموزش عالی در اینگونه بحبوبه‌ها مورد غفلت واقع می‌شود. آموزش عالی اغلب «قربانی پنهان» جنگ است؛ زیرا توجه سیاست‌گذاران و نهادهای بشردوستانه بیشتر به آموزش پایه معطوف می‌شود، در حالی که تخریب دانشگاه‌ها، مهاجرت استادان، فروپاشی نظام پژوهش و از بین رفتن ظرفیت تخصصی کشور، آثار بلندمدت‌تری بر بازسازی اجتماعی و اقتصادی دارد [1].

آثار مخرب بحران‌ها بر آموزش عالی

بدون شک توقف فعالیت‌های روزمره در دوران جنگ، اثرات تردیدناپذیری بر زیست دانشگاهی و فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی می‌گذارد. اگر این آثار نامطلوب به‌درستی درک شود و برای آنها برنامه‌ریزی صورت گیرد، می‌توان به میزان زیادی نقش موثر آنها را کاهش داد.

۱. تخریب زیرساخت، وقفه آموزشی و ناامنی

مهم‌ترین اثر مستقیم منازعات، تخریب فیزیکی ساختمان‌ها و آزمایشگاه‌ها است. حتی اگر این مورد مستقیما رخ ندهد، عملکرد روزمره دانشگاه‌ها قطعا تحت تاثیر قرار می‌گیرد. تقویم آموزشی مختل شده و احساس امنیت روانی دانشجویان و اعضای هیئت علمی از بین رفته است [2]. حتی زمانی که دانشگاه به‌صورت رسمی «باز» است، کاهش رفت‌وآمد، ترس از حمله، قطع برق و اینترنت و ناامنی مسیرها عملا آموزش را مختل می‌کند.

۲. فرار مغزها و از دست رفتن سرمایه انسانی

یکی از چالش‌های محوری دیگر، مهاجرت اجباری یا داوطلبانه استادان، پژوهشگران و دانشجویان نخبه است. منازعه موجب نوعی «تهی‌شدن نهادی» در دانشگاه‌ها می‌شود: استادان باتجربه کشور را ترک می‌کنند، پژوهش متوقف می‌شود و نسل بعدی متخصصان نیز فرصت آموزش باکیفیت را از دست می‌دهد. این روند، صرفا یک بحران آموزشی نیست، بلکه به‌معنای تضعیف ظرفیت دولت در حوزه‌های پزشکی، مهندسی، حقوق، مدیریت عمومی و آموزش معلمان است؛ یعنی همان حوزه‌هایی که برای بازسازی پس از جنگ ضروری‌اند [1]. از این منظر، آموزش عالی فقط یک خدمت آموزشی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت ملی بازسازی است.

۳. قطع اینترنت و سایر دسترسی‌های ضروری

دسترسی به امکانات آموزش عالی در شرایط بحران، به‌مراتب دشوارتر از دسترسی به آموزش‌های مقدماتی و مدرسه است. مدارس معمولا با وجود سکوهای آموزشی و ارتباطی داخلی نسبت به دانشگاه‌ها، مشکلات کمتری را در زمان قطع شدن اینترنت بین‌الملل تجربه می‌کنند. علاوه بر این، عدم دسترسی به منابع آنلاین مطالعاتی و پژوهشی، محیط‌های آزمایشگاهی، کتابخانه و سایر عرصه‌های پژوهشی، اساتید و دانشجویان را با چالش‌های جدی مواجه می‌کند. این مسئله برای افرادی که پروژه‌های مشترک و همکاری بین‌المللی دارند و یا نیاز به حضور در کنفرانس‌ها و نهادهای خارجی دارند، بغرنج و آزاردهنده است. امکان ادامه تحصیل در دانشگاه‌های خارجی نیز به دلیل وجود موانع بسیاری محدود می‌شود. این موانع شامل هزینه‌های بالا، نبود مدارک تحصیلی، محدودیت‌های اقامتی و حقوقی، موانع زبانی و ضعف سیستم‌های شناسایی و ارزشیابی مدارک، و نیز ساختارهای حقوقی و مالی و عدم وجود مسیرهای رسمی پذیرش می‌شود [3].

۴. افت کیفیت آموزشی و بحران حکمرانی دانشگاهی

چالش مهم دیگر، افت کیفیت آموزش و تضعیف حکمرانی دانشگاهی است. در شرایط جنگ، برنامه‌های درسی به‌روزرسانی نمی‌شوند، دسترسی به منابع علمی و تجهیزات پژوهشی کاهش می‌یابد و دانشگاه‌ها به‌جای برنامه‌ریزی راهبردی، در وضعیت «مدیریت بحران دائمی» قرار می‌گیرند[1] . در کنار آن، در شرایط حاد ورود نیروی خارجی به شهرها و نبردهای زمینی و داخلی، آزادی علمی، نظارت سیاسی، بازداشت استادان و دانشجویان، و دخالت بازیگران مسلح در محیط دانشگاهی از تهدیدات احتمالی به شمار می‌رود. بنابراین مسئله فقط ادامه‌ یافتن کلاس‌ها نیست؛ بلکه حفظ استقلال دانشگاه، کیفیت علمی و امکان گفت‌وگوی آزاد نیز در خطر قرار می‌گیرد [4].

چرا آموزش عالی همچنان مهم است؟

با این حال، آموزش عالی، حتی در دل بحران، می‌تواند منبع امید و بازسازی باشد. دانشگاه‌ها می‌توانند در سه سطح نقش‌آفرینی کنند: نخست، حفظ سرمایه انسانی؛ دوم، تولید دانش و تخصص برای بازسازی؛ و سوم، ایجاد فضاهایی برای گفت‌وگو، مدارا و شکل‌گیری رهبری مدنی. از این نظر، سرمایه‌گذاری در دانشگاه‌ها نه یک تجمل، بلکه بخشی از راهبرد صلح‌سازی است [1].

فرصت‌ها: بورسیه‌ها، همکاری‌های بین‌المللی و مسیرهای جایگزین

پژوهش‌های مربوطه چند فرصت مشخص را برجسته می‌کند؛ نخست، برنامه‌های بورسیه و مسیرهای مکمل پذیرش برای دانشجویان آسیب‌دیده از جنگ است. UNHCR (2019) بر اهمیت افزایش سهم پناهندگان در آموزش عالی از طریق بورسیه، معافیت شهریه، پذیرش انعطاف‌پذیر و به‌رسمیت‌شناختن سوابق تحصیلی تأکید می‌کند. دوم، همکاری‌های فراملی دانشگاهی است؛ یعنی مشارکت دانشگاه‌های کشورهای باثبات با دانشگاه‌ها و دانشجویان مناطق بحران‌زده برای ارائه دوره، استاد مهمان، راهنمایی پژوهشی و مسیر انتقال دانشجو.

دانشگاه‌ها می‌توانند سطح تعاملات بین‌المللی خود را با نهادها و کشورهای بی‌طرف و غیرمتخاصم افزایش دهند. در این صورت سریع‌تر و راحت‌تر می‌توان از اثرات مخرب جنگ در جهت بهبود شرایط دانشگاه‌ها، حین و پس از پایان درگیری‌ها بهره برد.

یادگیری دیجیتال: فرصت یا راه‌حل ناقص؟

فناوری و آموزش آنلاین در سال‌های اخیر به‌عنوان یک فرصت مهم مطرح شده‌اند. برخی پژوهش‌ها و گزارش‌های سیاست‌گذاری، آموزش دیجیتال را راهی برای عبور از محدودیت‌های جغرافیایی، کمبود استاد و محدودیت ظرفیت دانشگاه‌ها می‌دانند. با این حال، همین منابع هشدار می‌دهند که راه‌حل دیجیتال بدون دسترسی پایدار به اینترنت، برق، ابزار دیجیتال و پشتیبانی آموزشی، نابرابری‌ها را بازتولید می‌کند [3]. بنابراین آموزش آنلاین در مناطق جنگی، بیشتر باید به‌عنوان بخشی از یک راه‌حل ترکیبی دیده شود، نه جایگزینی کامل برای دانشگاه حضوری.

دانشگاه به‌مثابه نهاد صلح‌ساز

یکی از مهم‌ترین فرصت‌های موجود در شرایط جنگ، نقش دانشگاه در «آشتی اجتماعی و صلح‌سازی» است. دانشگاه‌ها می‌توانند فضاهایی برای گفت‌وگوی بین‌گروهی، آموزش مدنی، بازاندیشی روایت‌های تاریخی و تربیت نخبگان مسئول باشند. در جوامع پس از منازعه، بازسازی دانشگاه فقط به معنای تعمیر ساختمان نیست؛ بلکه به معنای احیای اعتماد، مشروعیت نهادی و ظرفیت بحث عقلانی در جامعه است [1]. به همین دلیل، برخی پژوهشگران آموزش عالی را بخشی از معماری صلح پایدار می‌دانند، نه صرفا بخشی از خدمات اجتماعی.

جمع‌بندی

آموزش عالی در مناطق درگیر منازعه، هم‌زمان با سه بحران جدی روبه‌رو است: بحران دسترسی، بحران کیفیت و بحران امنیت. اما همین حوزه، ظرفیت‌های مهمی نیز برای تاب‌آوری، بازسازی نهادها، بازتولید سرمایه انسانی و صلح‌سازی دارد. بنابراین رویکردی که آموزش عالی را در شرایط بحران امری «تفننی یا تجملاتی» تلقی کند، با یافته‌های پژوهشی سازگار نیست. برعکس، شواهد و مطالعات نشان می‌دهد که حمایت از دانشگاه‌ها، دانشجویان و استادان در مناطق منازعه‌زده، یک سرمایه‌گذاری راهبردی برای آینده جوامع بحران‌دیده است.

منابع:

[1] Milton, S., & Barakat, S. (2016). Higher education as the catalyst of recovery in conflict-affected societies. Globalisation, Societies and Education, 14(3), 403–421. https://doi.org/10.1080/14767724.2015.1127749

[2] Coelho, D. P., & Silva, R. da. (2026). Higher education in times of conflict: a systematic mapping review. Globalisation, Societies and Education, 24(1), 205–225. https://doi.org/10.1080/14767724.2025.2499608

[3] UNHCR. (2019). Education 2030: A Strategy for Refugee Education https://www.unhcr.org/media/education-2030-strategy-refugee-education

[4] GCPEA. (2022). Education Under Attack 2022. Global Coalition to Protect Education from Attack https://eua2022.protectingeducation.org/#title