<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات انتشارات گوینده</title>
        <link>https://virgool.io/Gooyandeh/feed</link>
        <description>جایی برای آموزش و تبادل تجربه در زمینه &quot;مهارتهای ارتباطی&quot;</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 17:16:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/vacauicy0ajn/bxuci8.png</url>
            <title>انتشارات گوینده</title>
            <link>https://virgool.io/Gooyandeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خلاصه کن، حوصله م سر رفت</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D9%86-%D8%AD%D9%88%D8%B5%D9%84%D9%87-%D9%85-%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D9%81%D8%AA-j887xlostnfe</link>
                <description>سلام.همیشه پر حرفی، مربوط به اون میل و عطشی که در پست دوست عزیز‌‌،وقت مشاعه، درباره ش حرف زدم نیست.گاهی سخنران یا مجری، هنرِخلاصه گویی رو به خوبی نمیدونه..او قطعا با هدف تاثیر گذاری روی استیج اومده..و کیه که دلش نخواد آدمی باشه: جذاب، تاثیر گذار و مهم..ولی همین فرد،از ترسِ افتادناز بلندیِ چشم مخاطب،اونقدر میره عقب، که از اون ور بام میفته...موافقین چندتا نکته رو با هم مرور کنیم؟مواردی که با به کار گیری شون،در مسیر موجز و خلاصه گویی گام بلندی برداشته ایم..موجزگویی، به معنای مختصر گویی ست..و اونقدر قشنگ و ضروریه،که شاعر به منِ سخنران، مجری و یا هر گوینده ای که یه شنونده پای صحبتش نشسته، اینطور تذکرش میده:کم گوی و گزیده گوی چون،دُرتا از کم تو، جهان شود، پُراما چگونه میشود،خلاصه گو باشیم؟بعداز اینکه به ما گفتن،بایدجایی برای یه عده، سخنرانی کنیم،قبل از هرکاری:باید یه سناریو بنویسیم.اینکه قطار سخنرانی ما از کجا به حرکت درمیاد،توی چه ایستگاه هایی می ایسته،و بالاخره مقصدش کجاست.تقریبا همه سخنرانان ( حرفه ای و تازه کار فرقی نمی کنه) اولین کاری که میکنن،برای تهیه محتوای سخنانشون میرن سراغ اینترنت و کتاب های موجوددر بازار.نکته مهم از اینجا به بعده.یه مرور بر مطالب بالا تا اینجا:داریم درباره خلاصه گویی حرف میزنیم.فرض کنید، بیست صفحه مطلب درباره موضوع سخنرای جمع کرده اید.آیا همه جملات و مطالب،باید مو به مو گفته بشه؟پاسخ اینه: خیر...نمیدونم تا حالا گذرتون به فرش فروشی های بزرگ افتاده یا نه؟یه تعدادقالی رو به شکل آلبوم های فلزی بزرگ در اُوردن، ورق میزنن و به شما نشون میدن..چندوقت پیش که، برای خرید قالی به یکی از این فرش فروشی های بزرگ رفته بودیم،فروشنده وقتی متوجه شد با اون همه تنوع، انتخاب برای ما سخت شده،یه کار جالب انجام داد:آلبوم رو به دوقسمت تقسیم کرد.?: از این ده تا،دوتا رو انتخاب کنید..??: این دوتا.?:حالا از این ده تای دوم،دوتا رو انتخاب کنید.??: این دوتا..........در آخرهم که از بیست تا قالی، چهارتا ش نظر ما رو گرفته بود،گفت:?:حالا از این چهارتا، دوتا.. و از اون دوتاهم یکی رو انتخاب کنید........میخوام بگم:وقتی بیست صفحه مطلب جمع آوری کردیدباید خلاصه بشن به شکلی که مطالب خلاصه شده:ازهمه مرتبط ترازهمه مهم ترازهمه زیباترباشن..در این صورت، همه اون چهار یا پنج صفحه،تمام پیام شمارو خواهد رساند..حالا همین ها رو هم باید به شکلی بگیم که حوصله مخاطب سر نره..حاشیه رفتن،گفتن جملات غیر ضروری،مکث های دل زننده، دست پاچه بودن، و وقت کُشی، شدیداً روی عصب مخاطب میره.مخاطبی که سرعت گوش دادنش، از سرعت حرف زدن شما پایین تره و هر کارساده و پیش پا افتاده ای میتونه تمرکزش رو به هم بزنه..با اجازه تون،تموم می کنم..چون نمی خوام یکی از شما تو دلش بگه:خلاصه کن،حوصله م سر رفت!شاد باشید</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Thu, 20 Feb 2020 14:17:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا شنونده خوبی باش</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%B4%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-bc3crbbmkz0k</link>
                <description>سلام..خدارحمت کنه اموات شمارو، مادربزرگم همیشه میگفت:«از قدیم گفتن؛ یکی بگو،دوتا بشنو.»الان تو این لحظه،مطمئنم پیش،خودتون میگید: ببین این اصغرزاده، از کوچیکی،یه برنامه هایی برای سخنران شدن داشته،چون خیلی به حرفای مادربزرگش دقت میکرده!!چی؟نگفتید؟؟؟تو رو خدا راست میگید؟!.........ولی،از شوخی گذشته،می خوام یه حرف جدی بگم..در ارتباطات، سهم گوش دادنِ( و نه شنیدن)، ما باید بیش از سهم حرف زدنمون باشه...مگر در موارد ویژه ای مثل زمانی که سخنران هستیم..که برای اون هم اگر سناریوی سخنرانی درست، به قاعده و هوشمندانه طراحی بشه،حتما بهره قابل توجهی برای مخاطب در نظر گرفته میشه.یه سوال؟قدرتِ، عطش حرف زدن،چقدره که خیلی اوقات و در خیلی اشخاص، بر هر حسّّ و میل دیگری فائق* میشه...؟اجازه بدید بهتون بگم،پاسخ سوال بالا،دغدغه من توی چندسال گذشته بوده..هم به واسطه کارم،هم دقتم به روابط آدمهاکه مهمه برام..به یه نتایجی هم رسیدم..که با شما به اشترک میذارم:ببینید،به نظر میرسه،غلبه روحیه همه چیز دانی،بر رفتار آدمها،یکی از اصلی ترین دلایل باشه..و خُب شاید‌؛اولین پیامد همه چیز را دانستن، اظهار نظر کردن باشه.حالا که قراره،پیرامون یه موضوعی و حومه!!، بسیار اطلاعات داشته باشیم،کمی سخته که اون وزنه سنگین رو خودمون، به تنهایی حمل کنیم.و متواضعانه! اصرار داریم اونو با همه درمیون بگذاریم..و طبیعیه که مطرح کردن تمام این پکیج، زمان بر و طولانیه...زمانی بیش از گوش دادن.مورد بالا،یه «مگری» هم داره،مگر کنترل بشه.....بله. مگر اینکه این روحیه کنترل و مدیریت بشه..که عرفانی می طلبه در حد عرفان شمس و مولانا..دلیل دوم؛ شاید بحث های فرهنگی،باشه..اینکه ما در بیشتر موارد،آدمهایی هستیم، احساساتی و عجول.. عجول در سخن گفتن..شتابزده در گوش نگرفتن..دلیل سوم، رو یه چیزی توی مایه های،غرور میدونم،نه از نوع خیلی ناپسندش ها،نه..از اون جنس غروری، که دیگه برامون سخت میشه بشینیم،تا یه نفر کلی برامون حرف بزنه..یا یه قدم جلوتر؛ بخواد چیزی یادمون بده..البته در بوجود اومدن این غرور، فاکتورهایی مثل، موقعیت اجتماعی ویژه و دانش وافر* موثرند..و حتی ردپای آفت های رفتاری مثل حسادت هم بی تاثیر نیست در:زایشِِ غروری که دیگه عملا نمیذاره،شنونده ای ساکت باشیم که به دقت به حرفهای مخاطبش گوش میده.رفع این معظل هم،عرفان و خودشناسی می طلبه.یه چیز بامزه  بگم؟نگید که منتظر بودید بگم: کشک بادمجون دلپذیر!!میخواستم بگم:من همین دیروز، توی جلسه دوشنبه های صحنه،بیش از دوساعت پای صحبت های همکارم نشستم که برای هنرجوها مقوله «مخاطب شناسی» رو آموزش میداد.با اجازتون بیش از ۹٠درصد مطالبش رو هم بلد بودم..تازه، نُت هم برداشتم..که برای خودم یاد آوری بشه:حتما نکته ای جدیدی یاد میگیری.اما چه کنیم که گوش دادن ما از نوع فعال بشه؟*تذکر این نکته به خودمون:همه چیز،همگان دانند...ما اصلا قرار نیست،همه چیز رو بدونیم یا بفهمیم..که اگر اینجورباشه،زندگی سخت میشه.تعریف یه مسیر درست با دانشی هدفمند و به اندازه نیاز فردی و اجتماعی ما،هم روند، شاخه شاخه پریدن مارو اصلاح میکنه،و هم هیجان بازگو کردن دانستنی های تلمبار شده رو به میزان قابل توجهی مدیریت..**کاری کنیم،کارستون..من خودم به واسطه اینکه علم ژنتیک کارشو خوب انجام داده،تا همین چندسال پیش،آدم عجولی بودم..(خدابیامرز پدربزرگم، فرد عجولی بوده) هرکاری که به من سپرده میشد،در اولین فرصت انجامش میدادم،تقریبا برام سخت بود، بنشینم تا یه نفر حرفاش تموم بشه و از این قبیل..حالا کارِ کارِستون من چی بود؟خیلی با خودم کلنجاررفتم،حتی خودمـو دعوا کردم...بارها..و نتیجه این شد که هر وقت شخصی داره حرف میزنه،تو دلم تا 100بشمارم..اوایل شاید این شمارش باعث میشد،حتی به حرفای طرف دقت نکنم.ولی بعداز یه مدت شرطی شدم،چه جوری؟ یعنی عملا نمیتونم دیگه، قبل از اون تایمری که خودم فعالش کردم،شروع به حرف زدن کنم..و به راحتی فرآیند گوش دادن فعال میشه..***برای مشکل سوم هم باز دیدم یه تک مصرع،نسخه من شد:بیرون ز تو نیست، آنچه در عالم هستبله همه چیز عالم در خود ماست.خیر و شر، ازخودما شروع، و به خودمون هم ختم میشه..برای اون هم،دیدم خیلی بهتره که غرور ی که قرار بوده مثلا به دنبال موقعیت اجتماعی من بیاد،جای خودشو به حس مردمی بودن بِده..و برای این جایگزینی هم،چندسالیه درگیرم..با خودهای مختلف خودم..دیگه الان از اینکه فعالانه به مخاطب خودم که فوق العاده متنوع،باهوش و نکته سنجه،گوش بدم،معذب نیستم،سختم نیست..بلکه برعکس مشتاقانه به استقبالش میرم..............و با احترام معنی یکی دو واژه رو یاد آوری میکنم:فائق آمدن: برتری یافتن،چیره شدنوافر: فراوان.بسیارپ ن :ای نسخه نامه الهی که توئیوی آینه جمال شاهی که توئیبیرون ز تو نیست آنچه در عالم هستاز خود بطلب هر آنچه خواهی که توئیمولانا......</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Tue, 18 Feb 2020 01:24:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پ مثل پایان...</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%D9%BE-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-yrlalv2uqrpc</link>
                <description>سلام ج.اگه یه نگاهی به شیوه های آموزش الگو های جهانی و پیشرفته «سخنرانی» بندازید،یا یکی ازمجموعه ویدئو های سخنرانی «تِد» رو دیده باشید؛یکی دو نکته حتما نظرتون رو جلب می کنه..حتی اگه هیچ آگاهی و پیش زمینه فکری و آموزشی درباره اصول سخنرانی نداشته باشید:1/نحوهٔ شروع سخنرانی2/شکلِ پایان سخنرانیمن این دو مورد رو اینجوری می گم:شروع طلایی و پایان به یاد ماندنیِ سخنرانیشروع خیلی مهمه،به اون میزان که بزرگترین سخنرانان دنیا و صاحبنظران امر آموزش،اعتقاد دارن برای پرزنت کردن خودمون،تنها چند دقیقه زمان در اختیارداریم.و هرچه قدرت، هنرو تجربه داریم باید توی همون چند دقیقه به نمایش در بیاد..اما از اون طرف پایان حرف زدنمون رو هم از لحاظ اثرگذاری،نباید نادیده بگیریم.مواردی پیش اومده،که من،نه اینکه بد شروع کرده باشم،نه...خودم از نحوه آغاز اجرا و سخنرانیم راضی نبوده ام..ولی یه امّایی وجود داشته...یه راز..رازی که الان توی، همین لحظه باشما درمیون میگذارم:راز اینه:اگه شروعت خراب شد،اگه دوستش نداشتی،پایانت رو قدرتمند بساز...یعنی هنوز وقت داری..خودت رو دریاب..به این فکر کن که،هنوز فرصت پایان در اختیار توست...اما چند پیشنهاد برای داشتن پایانِ خوب در سخنرانی:✓ بازگو کردن نکات کلیدی سخنرانی در پایان با این جملات:*همونطوری که براتون گفتم.....*به همون شکل که دیدید.....*ابتدای سخنرانی(درمیون سخنرانی)،هم عرض کردم.....*دیدید که تاکید هم کردم بر....✓✓ خبرهای خوب رو برای پایان بگذارید.مواردی که مثلا انرژی + القاء کنند،چیزهایی که منِ مخاطب دوست داشته باشم بشنوم..در پست چگونه بحث های خسته کننده را جذاب کنیم،هم گفتم یکی از جاهایی که طنز و شوخی میتونن عنوان بشن،همین پایان سخنرانیه..عجیب اثر گذاره این پایان..امتحانش،کنید..سه ساعت حرف بزنید،مسلط و قدرتمند..ولی دو دقیقه آخر،یه جمله زیبا،یه بیت شعر ویا حتی یه لطیفهٔ بیمزه ، بگید..چندماه بعد بازخورد بگیرید.از مخاطب ها...و نتیجه رو دقت کنید..✓✓✓ رسیدن به پایان سخنرانی رو از چند دقیقه قبل،اطلاع رساني کنید..این باعث میشه اگه یه نفر تا اینجا به خوبی دقت نکرده،توی این چنددقیقه آخر،حواسشو جمع کنه.*خب ما دیگه کم کم داریم به بخش جمع بندی و پایان نزدیک میشیم..*کم کم،داریم به بخش پایانی سخنان من و نتیجه گیری میرسیم..✓✓✓✓ تمام حجم سخنرانی تونو، در یک یا دوجمله خلاصه کنید.خیلی مهمه که درزمان جمع بندی، خلاصه گویی کنید . یادمون باشه:جمله های کوتاه و پرقدرت ، اثرگذارتراز 10 دقیقه صحبت یک جانبه ست.چقدر خوبه هر سخنرانی، یک پیام یک جمله ای داشته باشه.چه جوری عصاره گل محمدی میشه گلاب ناب؟باید کاری کنیم،عصاره و پیام سخنرانی ما هم دریک جمله همـون اثربخشی و خاصیت رو داشته باشه.✓✓✓✓✓ دستان باز شما در هنگام پایان خیلی حرف ها دارن..*از دیدنتون خوشحال شدم*ممنون که به حرف های من گوش کردید*من پذیرای پیشنهاد و انتقاد هستمو.....******* من قدرتمندهستم********شاد باشید</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Tue, 18 Feb 2020 01:01:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به نظر شما، کِی باید مؤدب باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%90%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%A4%D8%AF%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-kopk5vzoedeb</link>
                <description>سلام..من میگم همیشه..شما نظرتون چیه؟لطفا پُست منو با این ? عنوان بخونید:ادب گفتاری،فانتزی یا ضرورتبله همیشه باید در گفتارمون، مودب باشیم.چرا؟چون پای عزت نفس و شخصیت ما درمیونه.شخصیت ارزشمندی،که به سختی پایه ریزی کردیم. شده،خودِ ما..و باز خواهش میکنم این پُست من? رو هم بخونید:با هر کسی باید مثل خودش رفتارکرد، خیلی بهش معتقد نیستم. شما چطور؟......یه کم نظرمو توضیح بدم؟ببینید ادب،کالای گرانبهای تعاملات گفتاری ماست..یعنی هرچه بیشتر خرج بشه،سود بیشتری عاید ما خواهد شد..اگر خوب دقت کنیم،می بینیم یکی از ارکان جذابیت،ادب و نزاکته...در اصول تشریفات هم همینطور...اما ضروری ترین موارد خرجِِ ادب،کِی هستش؟تجربه من اینو میگه:*وقتی درخواستی داریم...که اگر این درخواست، در بسته ای از واژه های زیبا کادو پیچ بشه،دیگه تمااااام.?میتونم ازتون درخواست کنم.....?میشه لطفا برای من......?خواهش می کنم.......?امکانش هست برای من.......?در صورت امکان........**وقتی، قراره از کسی قدردانی و تشکر بشه.ببینید حلقه مفقوده ارتباطات ما،همین تشکر کردنِِ خالصانه ست.?از شما ممنونم که.....? سپاس از وقتی که گذاشتی...?خیلی متشکرم.....*** و بالاخره وقتی که اشتباهی، از ما سرزده..یه عذرخواهی همراه با ادب و نزاکت.?من رو ببخشید که این اتفاق افتاد.? با عرض معذرت،یه اشکالی توی کار پیش اومده.?عذرخواهی می کنم،نوبت شمارو اشتباها،به یه مریض دیگه دادم.?من مسئولیت اشتباهمو می پذیرم..........خلاصه اینکه،از دوچیز ضرر نمی کنیم: ادب و لبخند........شاد باشید.</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Mon, 17 Feb 2020 23:33:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگـونه با کلمات بی معنی گفتار خودرا تقویت کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%DA%86%DA%AF%D9%80%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-vr8afszsynxx</link>
                <description>سلام.به آجرهای خونه سازی بچه ها دقت کردین؟دیدین با خلاقیت، باهاشون چی درست میکنن؟ یه خونه،یه گربه،ماشین،دوچرخه..بعضی اشکال ساخته شده هم، هیچی نمیشن!آره..واقعا هیچی..یعنی رنگارنگ هستن،ولی یه شکل تعریف شده ندارن..حروف الفبا هم همینطور..گفتم الفبا..راستی،کسی هست هنوز الفبا حفظش نباشه؟چی؟شنیدم یکی دونفر گفتن:✋به این حروف نگاه کنید،بعضیها اگر با یه چینشی، کناردست هم قرار بگیرند،کاملا بی معنا هستن.مثل اون آجرهایی که بالا مثال زدم..واقعا بی مفهوم و دور از ذهن...ولی یه فرق دارن.چه فرقی؟بسیار مفید هستند.به این معنا که به تقویت گفتار کمک میکنن.چگونه؟با تکرارشون عضلات زبان و دهان تقویت میشه، و همزمان، خروج کلمات راحت تر..البته به مرور و با تمرین فراوان.مثال می زنم..این حروف رو به ما دادن..خُب؟ حالا، باید باهاشون کلمه بسازیم..اونهم کلمات بی معنی:ک گ ژ ش ل ف و ژگشوللُشِلوفژوفولششژکولو از این قبیل..درسته؟اینا رو من ساختم..شما دسته دسته انتخاب کنید،و مرتب تکرارشون کنید..به خصوص حروفی مثل ژ ش س چواقعا کلمه سازی باهاشون سخت، و تکرارش نفسگیره:زژیشا – ژشیسز – ژرژیزا – زژشیس – شژزسر – جژشچاویاکبکگ-قکبم- کپگک – کمبگ – گمپق – گکمق ......... یه خواهش: لطفا زمانی که کلمات بالا رو تکرار می کنید، کسی کنارتون نباشه. چون فکر می کنه خدای نکرده...... شاد باشید.......مطالب مرتبط قبلی: https://virgool.io/Gooyandeh/%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D9%88-%D9%82%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%B9%D9%85-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-xo2oxmrmnoyl  https://virgool.io/Gooyandeh/%D8%A7%D8%AF%D8%A8-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%81%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B2%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-y2qmvpisacex  </description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Sun, 16 Feb 2020 21:41:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در احوالپرسی، خسیس نباش</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AE%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4-r3dvmbdrf7zu</link>
                <description>سلام..دیدین سلام و احوالپرسی یه عده رو؟یکی دو تا جمله رو هی تکرار می کنن؟بی هدف و دور از منطق اصلیِ آداب سلام!!?سلام،خوبی؟?سلام.بله?چه خبر؟?خوب?دیگه چه خبر؟?خوب?همه خوبن؟?خوب.......اینارو من میگم:صرفه جویی کننده های واژه...اصلا به شدت نگران کم اومدن واژه هستن!!به خاطر همین هم اینقدر کم استفاده می کنن،که نکنه خدای نکرده یه روز قحطی واژه بشه...!نه واقعا،اینا اگه خسیس نباشن پس چین؟چین نه ها....چیَن..........به نظرم شاه کلید ارتباطات،توانمندی در سلام و احوالپرسیه..چرا؟چون هر قفل اساسی و بزرگی رو باز می کنه.. من قدرت یک نفر در پاسخگویی به احوالپرسی رو به یک اصطلاح در بعضی ورزش ها تشبیه می کنم:ارّه کِشی...و وقتی در بازی هایی مثل تنیس خاکی(که رشته ورزشی خودم هم هست)،امتیازها به جای حساسی میرسه که لب مرزه،هرکدوم از دونفر هم قرار نیست نتیجه رو واگذار کنه،اونقدر قدرتمندانه و نفسگیر بازی می کنن که بیشتر اوقات فقط جای توپ ویا زمین عوض میشه،بدون اضافه شدن امتیازی ...این میزنه...اون جواب مناسب میدهاون میزنه...این با حواس جمعی جواب میده...و شاید همین اره کشی حدود یکساعت طول بکشه...من میگم در جواب دادن به احوالپرسی هم،کاملا پرقدرت و مرتبط جواب بدیم..بدون کم و کاست.....✋ در سلام و احوالپرسی ما دنبال چه چیزی هستیم؟: ما به دنبال شروعِ پر برکتِ یک ارتباطیم.شروعی طلایی..✋در یک پروسه سلام و احوالپرسی، بهتره از چه کلماتی استفاده کنیم؟: کلماتی که دارای این مشخصات باشند:*همراه با نشاط(نشاط آور)*کوتاه و گویا*مرتبط و به هدف خورتاکید می کنم مرتبط...نفر دومی که مورد احوالپرسی قرار می گیره باید با دقت و تیز هوشی به کلماتی که ازش سوال میشه گوش کنه، و بهشون پاسخ بده..البته اینو بگم، خوب که دقت می کنم می بینم شاید بعضی ها خیلی تنوع ندارن در چینش کلمات..یعنی  از کوچیکی یاد نگرفتن،بعدشم خودشون نرفتن چیزی به قلک واژه هاشون اضافه کنن..نتیجه میشه:نداشتن سلیقه و ابتکار در پاسخ گویی به احوالپرسی دیگران...و شبیه:”ماست شدن”...اونهم از نوع خامه ای...لطفابه این مثالها توجه کنید:من تاکیدم بیشتر،بر پاسخ هاست....انواع مختلفی هم بیان شده..پاسخ هایی متنوع:?سلام?سلام. سلام از بنده ست،سلام از ماست..سلام به روی ماهتون.و علیکم السلام..?حالتون خوبه؟?من عالی هستم..عالی...بله من خوبم..خیلی خوبم..عالی،بهتر از این نمیشه?چه خبر؟?سلامتی.. خداراشکر.. سلامتی شما..خبرهای خوب..خبر سلامتی عزیزان..مثل همیشه عالی..(حتی اگه خیلی اوضاع بد باشه)........و خدانکنه غم انگیز و یا سوالی جواب بدیم...?چه خبر؟?می خوای چطور باشه؟مثل همیشه افتضاح.......خلاصه اینکه،هنر پاسخ دادن به احوالپرسی، قابل تسّری به تمام بخش های ارتباطه.. با تاثیری شگفت انگیز.. یادمون باشه مخاطب ما باید از ما انرژی و انگیزه کسب کنه،تا برای ادامه مسیر ارتباط، همدل و همراه باشه..و چقدرخوبه،اولین چراغی که در هرارتباط روشن میشه : یک سلام و احوالپرسی باشه؛ دلچسب و به یادماندنی با هزار نتیجه سود آور...پ ن:در تشریفات،یه نکته هست، که میگه: موقعی که سوالی داری دستتو اینجوری بلند کن: ✋نه اینجوری ☝تذکری بود به خودم....مطالب مرتبط،قبلی: https://virgool.io/@shaya1200/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-kavyqexhxiza شاد باشید...</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Wed, 12 Feb 2020 19:49:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گوینده عزیز، لطفا شخصیت خوبی داشته باش</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-odi0yctbc5n4</link>
                <description>سلام.اگه پُست به کی می گن گوینده من رو، خونده باشید،ضمن  ارائه تعریفی،کاملا تجربی از گوینده،قول دادم، بخش های تشکیل دهنده این تعریف هم تک تک و طی پُست های پیش رو،توضیح داده بشن.اجازه بدید یکی دو جمله، ازمتن مورد نظر رو بازنویسی کنم:گوینده فردی است که با کنترل ترس و اضطراب و تقویت اعتماد به نفس، استعدادهای بالقوهٔ خدادادی را به فعلیت می رساندو «نسخه جدیدی» را به همگان معرفی می کند.دقت کنید،(نسخه جدید) رو جدا کردم..چون می خوام کمی راجع بهش،حرف بزنم..هر فردی ،که تصمیم گرفت پا توی مسیر گویندگی بگذاره،(حالا با فرض اینکه شرایط اولیه رو داشته باشه)،باید کاملا مراقب پندار، گفتار و کردار خودش باشه.و تلاشش برای هرچه نیک تر شدن اونها باشه..  من معتقدم باید از یه جایی به بعد،او،رژیم رفتاری بگیره..یعنی همانطوری که در رژیم های سلامتی یه بایدهایی داریم،یه نبایدهایی، برای سلامتِِ پیکرهٔ گویندگی هم یه بایدهایی ویژه سر راهمون هست.یه نباید هایی......بایدها*آموزشهای لازم رو دیدن...*تمرین کردن....*تلاش خستگی ناپذیر داشتن...*مطالعهٔ مداوم و مرتبط داشتن.....*نوشتن..و نوشتنی که یکی از واجبات روزمره بشه..*و یه چیزی که ازون باید های خودمه...سر کلاسها و توی سخنرانی ها هم بعداز یه عذر خواهی میگَمِش:(اینجا هم امیدوارم کسی ناراحت نشه)عزیزان در گویندگی و اجرا باید،پوستی به سِتَبری کرگَدَن، به تن کرد...که دیگه تحمل خیلی از: حرفها، اَنگ ها و قضاوت ها راحت تر بشه.نباید ها*مثل قبل بودن..یعنی تفاوت باید در رفتار ما مشهود باشه..نباید مثل گذشته معمولی باشیم.*مغرور بودن*هنجارشکنینمونه میارم،همکاران محترم ما که گاهی حرفهای نامربوطی که در شأن مخاطب عزیز نیست،میزنن..قضاوت می کنن..حال آنکه در اون جایگاه نیستن..و بعضی از افراد رو سیبل انتقادهای بی ارتباط می کنن..*پوشش نا مناسب*بیش از حد دنبال پول و مادیات بودنمثلا: دستمزدهای آنچنانی..*قید و شرط هایی،که بعضی از همکاران ما درکناردریافت حق الزحمه برای برگزار کننده ها میگذارن..چندسال قبل یکی از همکاران محترم رسانه،حتی مدل ماشینی که قرار بوده ایشونو از هتل تا محل برگزاری برنامه، ببره رو، هم تعیین کرده بوده..!!یا اون یکی،دستمزدشو، به سکه خواسته بود..........اینجاست که باید بگیم:بزرگواری که هرچی داری،یه بخش عمده اش،مردم و لطف اوناست...گوینده عزیز،لطفا شخصیت خوبی داشته باش..راستی این پُست،یه تلنگری به خودمم هست...?......شاد باشید...</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Sun, 09 Feb 2020 17:16:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمرین های تنفس صحیح</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD-hjk7skrvh66m</link>
                <description>سلام.تا حالا شده، روی تنفس خودتون، تمرکز داشته باشین؟ من، پرداختن به فرآیند بسیار پیچیده و شگفت انگیز تنفس رو، به متخصصان این حوزه واگذار میکنم، و فقط ساده و مرتبط با فن بیان، چندتا تمرین رو با شما درمیون میگذارم.و با اطمینان به شما، این خبر خوش رو میدم،که با انجام ساده این تمرین ها، ضمن بهبود کیفیت تنفس، خوانشِ صحیح متن های طولانی،برای شما آسان تر خواهد شد..در بین بخش های تنفس یعنی، دم و بازدم،عمل حرف زدن،در بازدم صورت میگیره..به این صورت که همزمان باخروج هوا از ریه ها،با لرزش تارهای صوتی،صدا تولید میشه..اما تمرین ها:۱/ اصلی ترین و کارآمد ترین تمرینی که،در تمام کلاس های آموزشی،بر انجامش تاکید دارم،اینه:فرو بردن هوا داخل ریه ها..یعنی دم..طولانی و آرام..تا اونجایی که ممکنه..و تا اونجایی که احساس کنید دیگه ریه ها اصلا جایی برای اکسیژن ندارن...سپس نگه داشتن هوا...خاطرم هست هنرجوها این قسمت( ایست تنفس)،صورتشون سرخ میشد،و چشماشون انگاری می خواست از حدقه بزنه بیرون..به من نگاه میکردن.و منتظر بودن تا بهشون بگم: بازدم..ولی من،عمدا،فرمان بازدم رو نمیدادم..????که البته این به نفعشون بود..و به قدرت ریه هاشون کمک میکرد..دست آخرهم،بازدم..اونم تا حدی که احساس،کنید هیچ هوایی دیگه توی ریه هاتون نیست..این تمرین با یه موسیقی بی کلام انجام بشه بهتره...موسیقی پیشنهادی من:آلبوم معبد شرقی،قطعه خالق..اثر:مهرزاد خواجه امیری۲/یک دم عمیق..و بعدش بازدم با شمارش اعداد اینجوری:دم+1111111111111111111111دم+2222222222222222222222دم+3333333333333333333333خُب؟در مرحله بعد،ترکیب اعداددم+یک دو.یک دو.یک دو.یک دو.یک دو.یک دو.یک دو.دم+یک دو سه.یک دو سه.یک دو سه.یک دو سه.یک دو سه.یک دو سه.دم+یک دو سه چهار.یک دو سه چهار.یک دو سه چهار...توضیح بدم؟هرمرحله یه دم می گیرید،و در بازدم میشمرید..اولین مرحله شمارش اعداد تک رقمیه..در مرحله بعد،اعداد رو دوتایی بگید:یک دو.یک دو...یک دو..تا اونجایی که نفس دارید..سپس سه تایی بگید...تا اونجایی که بتونید در بازدم تا ۱۵ بشمرید.و دوباره برگردید از اول.....که همه اینا در بازدم صورت میگیره..۳/ باد کردن بادکنک..سه چهارتا بادکنک پیشتون باشه..یه دم بگیرید..و در بازدم..شروع به بادکردن اونها کنید..اولی..دومی..تا هرجا که بازدمتون اجازه داد...۴/ ادای حروف الفبا در بازدم...با فتحه،کسره،ضمه،تنوین..اینجوری:اَ بَ پَ تَ ثَ.........تا آخراِبِ پِ تِ ثِ..........تا آخراُ بُ پُ تُ ثُ........تا آخراً بً پً تً ثً........تا آخرحالا میگم تا آخر،ولی شاید از یه جایی به بعد نفس،کم بیاد.........پست قبلی: https://virgool.io/Gooyandeh/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D9%8F%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-x9vqfixqzijl پست بعدی:خودمم نمیدونم!?شاد باشید</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Fri, 07 Feb 2020 22:49:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این پُست، یک مرور است...</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D9%8F%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-x9vqfixqzijl</link>
                <description>سلام..این پست،به طور کلی یه مروره...مرور بعضی ازمطالبی، که از سه ماه قبل، تا همین چند روز پیش، راجع به برخی از مفاهیم مرتبط با:فن بیان در ویرگول نوشته و منتشر کرده ام..لطفا بخونید....ممنون https://virgool.io/@shaya1200/%D8%AA%D9%88-%DA%A9%D9%87-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D8%B1%D9%88-%DA%A9%D9%8F%D8%B4%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%84%D8%AD%D9%86-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-h9a5nq5qogvf  https://virgool.io/Gooyandeh/%D8%AA%DA%A9%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B9%D8%B5%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%B9%D8%B6%DB%8C-%D9%87%D8%A7-ulug3ooescsr  https://virgool.io/Movafaghiat/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%B1-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-aqe8iobh0llh  https://virgool.io/Gooyandeh/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%90-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-t2vi4qftwaww </description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Fri, 07 Feb 2020 15:27:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتماد به نفس در چندجمله</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%86%D8%AF%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-csbb9lhbhbsk</link>
                <description>سلام.داشتم فکر میکردم،چقدر این سالها توی اینترنت، درباره یه موضوع مطلب نوشته و منتشرشده..به شکلی که آدم احساس می کنه،دیگه ذهنش داره سر ریز می کنه!!منظورم چه موضوعیه؟اعتماد به نفس...از اونجایی که «هرکسی از ظن خود شد یار من»،طبیعیه که خیلی از این مطالب و مقالات، برداشت شخصی نویسندگان محترم،از این ماجرا باشن و شاید خیلی هاشونم،به استاندارهای جهانی نزدیک..حالا منم در این پست، نظرخودم رو در باره اعتماد به نفسی میگم،که بسیار نزدیک به امر اجرا و سخنرانی باشه..یعنی کمکی باشه به دوستانی که نیاز دارن،یه مواردی، براشون مرور بشه..ببینید، اعتماد به نفس در اجرا و سخنرانی:۱/ یعنی واقعا، همون کسی باشیم،که هستیم.درعین حال برای نو شدن و بهبود نگرش ها تلاش کنیم.خیلی از تازه واردها،یا شایدم قدیمی تر ها،دوست دارن شبیه یه نفر باشن..خُب؟نکته نگران کننده در این موضوع،فراموش کردن *منِ* واقعی ست..واین شبیه سازی و رسیدن به مدل دیگه،باعث میشه همون توانمندی و قابلیت های اولیه رو هم از دست بدن..پس شاید بزرگترین پیام اعتماد به نفس،قبول این نکته باشه:خودت باش،خود واقعی خودت..اما برای نو شدن این «خود»، هم تلاش کن.خیلی هارو دیدم، که برای بهتر شدن،ماهیت و قالب اصلی خودشونو فراموش می کنن.۲/ اعتماد به نفس یعنی،تمرکز بر هدف های مهم..ما غالبا بخش کوچکی از آنچه می تونیم باشیم،هستیم.و پیشنهاد می کنم:به جای سازگارشدن بیش از حد با محیط،تمرکز خود رو معطوف کنیم، بر آنچه می تونیم باشیم.باید برای خودمون تکرار کنیم:من از چه مراحلی باید عبور کنم؟لیستی تهیه کنید،و در آن کارهایی که می خواهید(باید)، در آن وقت و انرژی صرف کنید، بنویسید..بعدش با رعایت اولویت و اهمیت، و طبق یک الگوی پیش راننده، به اونها بپردازید..خانواده، تحصیل، کار، دوستان، سرگرمی.  ۳/اعتماد به نفس یعنی جسارت،یعنی خود آگاهی..باید بدونیم در چه زمینه باید تغییر کنیم.و لازمه خود آگاهی هم،صداقته.صداقت نه گفتنِ با شهامت..به مسیرهای غیر ضروریبه دلخواه های غیر ضروری۴/اعتماد به نفس یعنی قبول توانمندی.. و آنچه این روزها توانمندی محسوب میشه ، شامل:تفکر مثبت، مهارت، دانایی،وقت شناسی، خوشخویی، عقل، ادب، وقار، صداقت، خلاقیت، نظم، پشتکار، آگاهی.....شاد باشید</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2020 10:56:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پایانِ من،تو  ”به یاد ماندنی” هستی</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%90-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-t2vi4qftwaww</link>
                <description>سلام.اگه یه نگاهی به شیوه های آموزش الگو های جهانی و پیشرفته «سخنرانی» بندازید،یا یکی ازمجموعه  ویدئو های سخنرانی «تِد» رو دیده باشید؛یکی دو نکته حتما نظرتون رو جلب می کنه..حتی اگه هیچ آگاهی و پیش زمینه فکری و آموزشی درباره اصول سخنرانی نداشته باشید:1/نحوهٔ شروع سخنرانی2/شکلِ پایان سخنرانیمن این دو مورد رو اینجوری می گم:شروع طلایی و پایان به یاد ماندنیِ سخنرانیشروع خیلی مهمه،به اون میزان که بزرگترین سخنرانان دنیا و صاحبنظران امر آموزش،اعتقاد دارن برای پرزنت کردن خودمون،تنها چند دقیقه زمان در اختیارداریم.و هرچه قدرت، هنرو تجربه داریم باید توی همون چند دقیقه به نمایش در بیاد..اما از اون طرف پایان حرف زدنمون  رو هم از لحاظ اثرگذاری،نباید نادیده بگیریم.مواردی پیش اومده،که من،نه اینکه بد شروع کرده باشم،نه...خودم از نحوه آغاز اجرا و سخنرانیم راضی نبوده ام..ولی یه امّایی وجود داشته...یه راز..رازی که الان توی، همین لحظه باشما درمیون میگذارم:راز اینه:اگه شروعت خراب شد،اگه دوستش نداشتی، پایانت رو قدرتمند بساز... یعنی هنوز وقت داری..خودت رو دریاب..به این فکر کن که،هنوز فرصت پایان در اختیار توست...اما چند پیشنهاد برای داشتن پایانِ خوب در سخنرانی:  ✓ بازگو کردن نکان کلیدی سخنرانی در پایان با این جملات:*همونطوری که براتون گفتم.....*به همون شکل که دیدید.....*ابتدای سخنرانی(درمیون سخنرانی)،هم عرض کردم.....*دیدید که تاکید هم کردم بر....✓✓ خبرهای خوب رو برای پایان بگذارید.مواردی که مثلا انرژی + القاء کنند،چیزهایی که منِ مخاطب دوست داشته باشم بشنوم..در پست«چگونه بحث های خسته کننده را جذاب کنیم»،هم گفتم یکی از جاهایی که طنز و شوخی میتونن عنوان بشن،همین پایان سخنرانیه..عجیب اثر گذاره این پایان..امتحانش،کنید..سه ساعت حرف بزنید،مسلط و قدرتمند..ولی دو دقیقه آخر،یه جمله زیبا،یه بیت شعر ویا حتی یه لطیفهٔ بیمزه ، بگید..چندماه بعد بازخورد بگیرید.از مخاطب ها...و نتیجه رو دقت کنید..✓✓✓ رسیدن به پایان سخنرانی رو از چند دقیقه قبل،اطلاع رساني کنید..این باعث میشه اگه یه نفر تا اینجا به خوبی دقت نکرده،توی این چنددقیقه آخر،حواسشو جمع کنه.*خب ما دیگه کم کم داریم به بخش جمع بندی و پایان نزدیک میشیم..*کم کم،داریم به بخش پایانی سخنان من و نتیجه گیری میرسیم..✓✓✓✓ تمام حجم سخنرانی تونو، در یک یا دوجمله خلاصه کنید.خیلی مهمه که درزمان جمع بندی، خلاصه گویی کنید . یادمون باشه: جمله های کوتاه و پرقدرت ، اثرگذارتراز 10 دقیقه صحبت یک جانبه ست.چقدر خوبه هر سخنرانی، یک پیام یک جمله ای داشته باشه. چه جوری عصاره گل محمدی میشه گلاب ناب؟باید کاری کنیم،عصاره و پیام سخنرانی ما هم دریک جمله همـون اثربخشی و خاصیت رو داشته باشه.✓✓✓✓✓ دستان باز شما در هنگام پایان خیلی حرف ها دارن..*از دیدنتون خوشحال شدم*ممنون که به حرف های من گوش کردید*من پذیرای پیشنهاد و انتقاد هستم و..... ******* من قدرتمندهستم********شاد باشید</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Sun, 02 Feb 2020 11:41:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بحث های خسته کننده را جذاب کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%AD%D8%AB-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-q3az45gaacrw</link>
                <description>سلام.فرض کنید قراره برای جمعی، راجع به یک موضوع خسته کننده، چنددقیقه ای حرف بزنید؟حالا می گم خسته کننده،منظورم موضوعاتِ خیلی فنی،که معمولا جایی برای سرگرمی و هیجان درِشون نیست،یا مواردی که فهمشون سخته،میشه.به خصوص اینکه کلمات و جملاتِِ ثَقیل( سنگين ,سخت , دشوار)هم توی متن سخنرانی،زیاد باشه.خب،شما حاضرید،با یک اجرای معمولی و یکنواخت، نقشِ اول،یک سناریوی حوصله سر بَر رو بازی کنید؟من از طرف شما پاسخ می دم: البته که نه؟اما نکته اینجاست که مدل یکنواخت همیشگی رو،چه جوری اصلاح کنیم؟یا چه الگوی جدیدی جایگزینش بشه؟پیشنهاد می کنم،یک سناریوی ازپیش تعیین شده برای خودتون لحاظ کنید. حالا، چیزی که باید ازش، مطمئن باشیم اینه: مجموع بخش های یک سخنرانی،هرچقدر دشوار و هر چقدر طولانی، از این الگو خارج نیست: ↙️↙️↙️سلام، آغاز(مقدمه)، بخش اصلی،پایان، خداحافظی..که درمورد آغاز و مقدمه باید بگم،بهتره با هم فرق داشته باشن،یعنی اول با خوشرویی سلام و خوشامدگویی و انرژی مثبت،سپس توضیح کوتاهی درباره علتِ حضور و سخنرانی تون..درسته؟چی داشتم می گفتم؟قرار شد یه مبحث سخت و حوصله سَر بَر رو به شیرین ترین شیوه بیان کنیم.1/ مطایبه کنید.یعنی طنز و شوخی به کارببرید..(با احتیاط).همچنین استفاده از جملات انگیزشی و نشاط آور.. در بین بخشهای الگوی بالایی،دوسه جا هست که مناسب این کاره..کجاها؟بخش سلام..آغاز و کمی هم از مقدمه.همینطور،پایان و خداحافظی..مثال:به تازگی توی برخی از شبکه های مجازی،یا اس ام اس ها، به جای سلام می نویسن:«س».و فکر کنم اگه همینجوری پیش بریم،تا چندسال آینده یه اس ام اس خالی میفرستن،که باید حدس بزنیم که طرف سلام کرده..ولی من میخوام یه سلام واقعی،ازجنس سلامتی و نشاط تقدیمتون کنم..و بهتون بگم:سلام ای دل نورانی خورشید، ای نگاه آبی آسمان، ای شکوه آفرینش! سلام ای وسیع جاری، ای پهنه نور باران، ای طراوت بی کران.عزیزان قراره  من در فرصتی که گمان می کنم حدود یکساعت باشه،در مورد:(.......)،با شما حرف بزنم..و خوشحال خواهم شد،بعداز صحبتهای من،درباره سوال های شما حرف بزنیم.همچنین درباره خداحافظی و پایان هم میشه زیباترین جملات رو به خط کنید..2/کلِ بحث اصلی رو به جز‌ء های کوچیک شده تقسیم بندی کنید.3/ موضوع اصلی رو با مثال های دم دستی،ملموس و قابل فهم بیان کنید.تشبیه هایی از زندگی آدمها..مثلا..یا.. تجربه های شخصی میتونن گزینه های خوبی باشن.4/تمامی موضوع رو در قالب یک داستان بیان کنید.داستانی که از یک جا شروع و به یک جایی ختم میشه..هدف اصلی سخنرانی هم که امیدوارم درتمام مسیر یادتون بمونه..5/گرفتن بازخورد..... از کیا؟از اون بنده خداهایی که قراره یکساعت پای حرفهای شما بنشینن..یا مستقیم و محترمانه و به نظرم فقط یکبار،ازشون سوال کنید.که هنوز مثل ابتدای بحث شاداب هستن یا خیر؟نبینم بهشون بگین: خسته شدین؟!?چرا؟به دو دلیل:یکی اینکه عملا خود  کلمه خسته،بار معنایی منفی داره..دوم اینکه یه درصد احتمال بدید،یه نفر شیطنت کنه و در پاسخ سوال شما بگه:بله..خسته شدیم..!!اونوقته که دیگه،کار برای شما سخت میشه..روش دومِ بازخورد گیری، زبان بدن مخاطبه..وقتی دیدیدبه ساعتش نگاه می کنه،دست به سرو صورت و گوشش میکشه،یا سرش رو به اطراف میگردونه..و خلاصه انگار توی یه عالم دیگه ست،باید یا هنرمندانه بحثو جذاب کنید..یا شجاعانه تمومش کنید...6/ کلمات دشوار و فنی بحث رو آسون کنید..به احترام اون درصدی از مخاطبانتون که شاید معنای صحبت های شما رو متوجه نشده باشن..یه جایی خوندم انیشتین میگه،اگه وقتی یه بچه 6ساله معنی حرفای شما رو فهمید،بدونید که تونستید مفهوم رو به درستی القاء کنید........شاد باشید </description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Sat, 01 Feb 2020 17:40:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه شروع کنیم؟ بهترین الگوهای شروع برای سخنرانی و اجرا</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7-ovqfrldteq3x</link>
                <description>سلام.این پُست، محدوده سنی دارد. از 12تا120سال. وحاوی مطالبی است که شاید،دیدنش برای برخی،آموزنده باشد.این پست مرورِ یه درسه..امروز قراره، یکساعتی برای علاقه مندان، درباره الگوهای شروع سخنرانی و اجرا حرف بزنم..راستش فکر می کنم، چگونگی ورود به موضوع اصلی سخنرانی،یه مشکل فراگیر باشه.یعنی شاید خیلی ها، یه جورایی باهاش درگیر باشن.. درست هم میگن که مهمه...  میدونید چرا؟چون در اغلب موارد،شکستن اون یخِِ اول کار،آنچنان قدرت و اعتماد به نفسی ایجاد میکنه،که همون میشه نیروی محرکهٔ باقیِ سناریوی سخنرانی و یا اجرا..یا حتی همین حرف زدن غیر رسمی و دوستانه.اما چگونه آغاز کنیم؟من چندتا پیشنهاددارم.دقت کنید،و به فراخورِ؛علاقه،توانایی،نیاز و ماهیتِ سخنرانی هایی که در پیش رو دارید،یکیشو انتخاب کنید.1/حدیث،آیه،سخن بزرگان2/شعر3/داستان کوتاه4/سوال از مخاطب5/نثر ساده،جمله انرژی زا6/ضرب المثل7/طنز8/آیا می دانید9/ورود یهویی به موضوع10/ترکیب دو یا چند مورد بالا11/هدف گرفتن حس هیجان و کنجکاوی مخاطب12/گفتن جملاتی اثرگذار مثل اینها:*من اینجا هستم تا به شما بگویم(که البته به شکل محاوره باشه بهتره؛ من اینجام تا به شما بگم.)**یه چیزی رو باید بدونیم.***چقدر خوبه که بدونیم..............یه نمونه براتون میارم.فرض کنید؛ مقدمهٔ شما، همـون سلامتون هم باشه:سلام،آنگاه دلچسب و تماشایی است،که بدانیم،تحیّّت بهشتیان است؛”و تَحیتُهُم فیها سلام”.سلام میکنم به سنت بزرگانمان تا برخوبیها افزون گردد.اول سلام و عرص ادب عرض احترامعشق و ارادتم به شما حرف آخر است.به آفتاب سلام،وقتی که از دریچه صبح طلوع میکند.و آب که چکه چکه سخن می گوید..سلام می کنم به کـوچه،به کلمه،به چلچله های بی چهچه.به همین سر به هوایی های ساده.سلام بر تو كه سین سلام بر تو رسیدسلام گرد جهان گشت جز تو نَپْسندیدسلام واژه ای متبرک است که سرآغاز هر آشنایی است.سلام واژه ای مقدس است که ما را به خـوبیها رهنمون خواهد ساخت.گوش پنهان كجاست تا شنوداز جهانِ نهان، سلام و علیکهر سلامی كه در جهان شنویچون صداییست زان سلام وعلیکو سلام به نگاه هایی که از روی دلتنگی از آنها دور مانده بودم..عشق را وارد کلام کنیم تا به هرعابری سلام کنیموبه هرچهره ای تبسم داشتما به آن چهره احترام کنیمزندگی در سلام و پاسخ اوستعمر را صرف این پیام کنیم......می بینید که این الگو،ترکیبی از چند مدل است..منتظر الگوی پیشنهادی شما هستم.شاد باشید</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2020 15:34:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه شنونده خوبی باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-tkx78tgyud7f</link>
                <description>سلام..خدارحمت کنه اموات شمارو، مادربزرگم همیشه میگفت:«از قدیم گفتن؛ یکی بگو،دوتا بشنو.»الان تو این لحظه،مطمئنم پیش،خودتون میگید: ببین این اصغرزاده، از کوچیکی،یه برنامه هایی برای سخنران شدن داشته،چون خیلی به حرفای مادربزرگش دقت میکرده!!چی؟نگفتید؟؟؟تو رو خدا راست میگید؟!ولی،از شوخی گذشته،می خوام یه حرف جدی بگم..در ارتباطات، سهم گوش دادنِ( و نه شنیدن)، ما باید بیش از سهم حرف زدنمون باشه...مگر در موارد ویژه ای مثل زمانی که سخنران هستیم..که برای اون هم اگر سناریوی سخنرانی درست، به قاعده و هوشمندانه طراحی بشه،حتما بهره قابل توجهی برای مخاطب در نظر گرفته میشه.یه سوال؟قدرتِ، عطش حرف زدن،چقدره که خیلی اوقات و در خیلی اشخاص، بر هر حسّّ و میل دیگری فائق* میشه...؟اجازه بدید بهتون بگم،پاسخ سوال بالا،دغدغه من توی چندسال گذشته بوده..هم به واسطه کارم،هم دقتم به روابط آدمهاکه مهمه برام..به یه نتایجی هم رسیدم..که با شما به اشترک میذارم:ببینید،به نظر میرسه،غلبه روحیه همه چیز دانی،بر رفتار آدمها،یکی از اصلی ترین دلایل باشه..و خُب شاید‌؛اولین پیامد همه چیز را دانستن، اظهار نظر کردن باشه.حالا که قراره،پیرامون یه موضوعی و حومه!!، بسیار اطلاعات داشته باشیم،کمی سخته که اون وزنه سنگین رو خودمون، به تنهایی حمل کنیم.و متواضعانه! اصرار داریم اونو با همه درمیون بگذاریم..و طبیعیه که مطرح کردن تمام این پکیج، زمان بر و طولانیه...زمانی بیش از گوش دادن.مورد بالا،یه «مگری» هم داره،مگر کنترل بشه.....بله. مگر اینکه این روحیه کنترل و مدیریت بشه..که عرفانی می طلبه در حد عرفان شمس و مولانا..دلیل دوم؛ شاید بحث های فرهنگی،باشه..اینکه ما در بیشتر موارد،آدمهایی هستیم، احساساتی و عجول.. عجول در سخن گفتن..شتابزده در گوش نگرفتن..دلیل سوم، رو یه چیزی توی مایه های،غرور میدونم،نه از نوع خیلی ناپسندش ها،نه..از اون جنس غروری، که دیگه برامون سخت میشه بشینیم،تا یه نفر کلی برامون حرف بزنه..یا یه قدم جلوتر؛ بخواد چیزی یادمون بده.. البته در بوجود اومدن این غرور، فاکتورهایی مثل، موقعیت اجتماعی ویژه و دانش وافر* موثرند.. و حتی ردپای آفت های رفتاری مثل حسادت هم بی تاثیر نیست در: زایشِِ غروری که دیگه عملا نمیذاره،شنونده ای ساکت باشیم که به دقت به حرفهای مخاطبش گوش میده.رفع این معظل هم،عرفان و خودشناسی می طلبه.یه چیز بگم؟من همین دیروز، توی جلسه دوشنبه های صحنه،بیش از دوساعت پای صحبت های همکارم نشستم که برای هنرجوها مقوله «مخاطب شناسی» رو آموزش میداد.با اجازتون بیش از ۹٠درصد مطالبش رو هم بلد بودم..تازه، نُت هم برداشتم..که برای خودم یاد آوری بشه: حتما نکته ای جدیدی یاد میگیری.اما چه کنیم که گوش دادن ما از نوع فعال بشه؟*تذکر این نکته به خودمون:همه چیز،همگان دانند...ما اصلا قرار نیست،همه چیز رو بدونیم یا بفهمیم..که اگر اینجورباشه،زندگی سخت میشه.تعریف یه مسیر درست با دانشی هدفمند و به اندازه نیاز فردی و اجتماعی ما،هم روند، شاخه شاخه پریدن مارو اصلاح میکنه،و هم هیجان بازگو کردن دانستنی های تلمبار شده رو به میزان قابل توجهی مدیریت..**کاری کنیم،کارستون..من خودم به واسطه اینکه علم ژنتیک کارشو خوب انجام داده،تا همین چندسال پیش،آدم عجولی بودم..(خدابیامرز پدربزرگم، فرد عجولی بوده) هرکاری که به من سپرده میشد،در اولین فرصت انجامش میدادم،تقریبا برام سخت بود، بنشینم تا یه نفر حرفاش تموم بشه و از این قبیل..حالا کار کارستون من چی بود؟خیلی با خودم کلنجاررفتم،حتی خودمـو دعوا کردم...بارها..و نتیجه این شد که هر وقت شخصی داره حرف میزنه،تو دلم تا 100بشمارم..اوایل شاید این شمارش باعث میشد،حتی به حرفای طرف دقت نکنم.ولی بعداز یه مدت شرطی شدم،چه جوری؟ یعنی عملا نمیتونم دیگه، قبل از اون تایمری که خودم فعالش کردم،شروع به حرف زدن کنم..و به راحتی فرآیند گوش دادن فعال میشه..***برای مشکل سوم هم باز دیدم یه تک مصرع،نسخه من شد:بیرون ز تو نیست، آنچه در عالم هستبله همه چیز عالم در خود ماست.خیر و شر، ازخودما شروع، و به خودمون هم ختم میشه..برای اون هم،دیدم خیلی بهتره که غرور ی که قرار بوده مثلا به دنبال موقعیت اجتماعی من بیاد،جای خودشو به حس مردمی بودن بده..و برای این جایگزینی هم،چندسالیه درگیرم..با خودهای مختلف خودم...دیگه الان از اینکه فعالانه به مخاطب خودم که فوق العاده متنوع،باهوش و نکته سنجه،گوش بدم،معذب نیستم،سختم نیست..بلکه برعکس مشتاقانه به استقبالش میرم..و با احترام معنی یکی دو واژه رو یاد آوری کنم: فائق آمدن: برتری یافتن،چیره شدنوافر: فراوان.بسیارپ ن :ای نسخه نامه الهی که توئیوی آینه جمال شاهی که توئیبیرون ز تو نیست آنچه در عالم هستاز خود بطلب هر آنچه خواهی که توئیمولانا......راستی امروز اول بهمن ماهه...انگار همین دیروز بود که سال ۹۸رو تبریک میگفتیم..اینا لحظه های عمر ماست..کاری کنیم خوب و با لذت سپری  بشن...</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2020 14:24:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای گوینده شدن باید چه کار کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-wbhj4ixlith4</link>
                <description>سلام.این پست تقدیم میشه به دوست خوبم باران عزیز که از نویسنده های ویرگوله،و همه کسانی که علاقه مند گویندگی هستند ولی برای گام برداشتن در این مسیر نیازبه مشاوره دارند..دیگه عادت کردم به دیدن علاقه مندان گویندگی..بعداز هرکلاس آموزشی، هر اجرا، سخنرانی و برنامه هایی مشابه، حداقل ده نفر مستقیم و غیر مستقیم از من توضیحاتی  میخوان که پاسخ این سوالشون باشه: برای گوینده شدن ، باید چه کار کنیم؟ اجازه میدید،شروع صحبتم،با معنی کردنِ دو کلمه و از اون مهمتر، مشخص کردن تفاوتشون باشه؟؟*فرد علاقه مند به گویندگی: شخصی که به گویندگی علاقه داره،اما لزوماً مستعد نیست..شاید هم فاکتورهای نخستین مانند صدا و اعتماد به نفس قابل توجهی داشته باشه.*فرد مستعد گویندگی:شخصی که فاکتـورهای اولیه رو به خوبی داره.فقط باید آموزش ببینه و تجربه کسب کنه.برای مورد دوم یه استثنا هم، وجود داره.که بعداز این همه سال تجربه تدریس همین چند ماه پیش بهش برخوردم و اونم اینه:شخص بسیار مستعدی که اصلا علاقه ای به دنبال کردن این مسیر نداشت..!!یه هنرجو داشتم که بسیار صدای خوبی داشت.ولی از سر بیکاری و گذرون وقت اومده بود کلاس..خـوب یادمه وقتی از آموزش آوردنش کلاس من، طبق معمول ازش، خواستم خودشو معرفی کنه،باورکنید بعداز ادای سومین یا چهارمین کلمه باخودم گفتم:خودشه..این گوینده میشه...فوق العاده بود..ولی افسوس،که خودش،هیچ اشتیاقی برای ادامه دادن مسیر گویندگی نداشت.داشتم چی میگفتم؟فرق علاقه مند و مستعد..با فرض،اینکه یه نفر، هم مستعد و هم علاقه منده، باید از کجا شروع کنه؟ببینید اغلب این افرادخواست قلبی و حتی آرزوشون،رفتن به صدا و سیماست..چه استانی و چه سراسری..من میگم از اونجایی که رفتن به صداو سیما نه غیر ممکن،بلکه سخت و زمان بره،عزیزان بیکار ننشینن..از دوره های آموزشی در مراکز معتبر کارشونو شروع کنن. مطالب و مهارتهای مقدماتی مثل تقویت اعتماد به نفس، تفکرمثبت،لحن،تقویت دایره واژگان،مخاطب شناسی، و...رو آموزش ببینن.به خوبی هم تمرین کنن..در خلال پروسه کسب مهارت،یه تست هم بِدَن..اگرپذیرفته شدن، که خدارا شکر..ولی برای حالت دوم، یعنی پذیرفته نشدن هم سناریویی داشته باشن..که اون سناریو چی باشه خوبه؟*برای خودشون یه کانال،یه رادیو اینترنتی،یه پیج،و از این دست ابزار انتشار محتوا و اثر، راه اندازی کنن.*سپس از طریق افراد متخصص و آشنا به فنون صدابرداری،آثار صوتی،تصویری تهیه و تولید کنن..*اثرهای تولید شده رو در فضاهای مجازی،منتشر کنن.خدارا صد هزار مرتبه شکر،امروزه روز،با وجود اینترنتی که بعضی اوقات قطعش می کنن?،و وجود پلت فرم های انتشار محتواهای مختلف آموزشی و یا سرگرمی،به نظرم دیگه هیچ میل و علاقه و اشتیاقی بی پاسخ نمیمونه..فقط یکی دوتا توصیه و بعد هم بهترین آرزو ها برای شما:*عجله نکنید که عاملی سخت بازدارنده ست..با توکل به خدا آرام،اما با قدرت پیش،برید.**در هر حالت،ادب رفتار و گفتارتون رو بزرگترین گنجینه و توشه راه بدونید.***همیشه خودتونو فراگیر بدونید..بیاموزید و از آموختن خجالت نکشید.****یادتون باشه،گوینده خوب باید سه کار انجام بده:تمرین،تمرین،تمرینبا این بیت خاقانی هم هی،قربون خودمون بریم?:من در سخن عزيز جهانم به شرق و غربکز شرق و غرب نام سخنور نکوتر استاینم منم در یکی از استودیو های ضبط شاد باشید... </description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jan 2020 16:06:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه در متقاعدسازی،حرفه ای شویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-ak18drmuwsuq</link>
                <description>سلام.تا حالا براتون پیش اومده که؛یک یا چند نفر رو در رابطه با امری،متقاعد یا برانگیخته کنید؟ شاید بهتر باشه اول،مفاهیم بالا رو ساده فهم تر، کنیم.. طبق قوانین فیزیک همه آدمها وحتی اشیا، دارای سطح متفاوتی از انرژی هستند. حالا اگه قراره دونفردر یک پروسه گفتگو و مذاکره، روبروی هم قرار بگیرند،وبه نتیجه برسند، طبیعتا باید از لحاظ انرژی متعادل شوند. یعنی سطح انرژی هردوشون یکی بشه.. شادی، اطمینان و صداقت موارد بالابرنده سطح انرژی هستند.. برعکس بدبینی، شک و عدم باورپذیری نیز،سطح انرژی پایینی دارند.. خب.حالا میگیم،متقاعد سازی چیزی نیست جز:متعادل سازی انرژی دو نفر در ارتباط با مـوضوعی...که البته بسیار هوش و ذکاوت لازم داره و مهارت..به چندمورد اشاره می کنم،حتما شنیدین یا حتی، عملا به کار بردین: چگونه در متقاعدسازی حرفه ای شویم؟۱*تلاش کنیم که طرف گفتگو با ما موافق بشه.و این امر محقق شدنی نیست، مگر با صداقت و همدلی. ۲*یافتن نقاط مشترک،با ایجاد اطمینان در طرف گفتگو، مبنی برمشترکات ایده، عقیده و افکار.. مثلا این جمله: ببینید من هم مانند شما نگران نتیجه هستم..۳*سناریو و ساختار خوب داشته باشیمبه این معنا که وقتی مهمترین دلایل اینکه چرا باید به حرفهای ماگوش کنند، رو لیست کردیم،دلایل اصلی و مهم تر، لحظات پایانی مطرح بشه،تا اثرگذاری ماندگارتری داشنه باشن.۴*نیاز سنجی دقیقی از مخاطب خود به عمل بیاریم.و دلیل آوری و تـوضیحاتمون کاملا منطبق و همسو با نیاز و منافع او باشن.۵* از طرف گفتگوی خود تعریف کنیم.ببینیم به چه چیز افتخار میکنه،استعداد نهفته یا نوظهوری داره؟و با تمرکز و تعریف شفاف،اونو موافق و همراه خودکنیم.۶* از خودمون و موفقیت هایی که در سایر نقاط داشتیم، حرف بزنیم.سمینارهایی که با انبوهی از شرکت کنندگان داشتیم،مقالات و رزومه معتبر.همه میتونن در مقبولیت بیشترما موثرباشن.  ۷*وقت شناس باشیم،و بهترین زمان رو برای گفتگو انتخاب کنیم.زمانی مناسب و دارای بیشترین احتمال نتیجه گیری.۸*شور و نشاط و حرارت گفتار هم که فراموش نمی کنیم.یادمون باشه با تمرین میتونیم بر تصمیم گیری دیگران تاثیرگذار باشیم</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jan 2020 09:11:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فقط یه بیت بلدی؟ تورو خدا، همونو درست بخون</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%D9%81%D9%82%D8%B7-%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%84%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%88-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%88%D9%86%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D9%86-fuq5kdqhljaw</link>
                <description>سلام.هفته گذشته طبق روال بعد از نفر آخر،داشتم آماده ارزیابی اجرای هنرجویان و علاقه مندان مجری گری می شدم،که برگزار کننده گفت:خانم اصغرزاده،یه نفر دیگه هم هست،اجرای اونو هم ببینیم،بعد جمع بندی..گفتم:چشم...اینجوری بود که نفر آخر دعوت شد؛روی استیج اومد و اجراشو شروع کرد:میازار موری که دانه کش استکه جان شیرین دارد و همـونم،خوش است!!با چندتا استیکر حالت چهره خـودمو،بعداز شنیدن شعر بالا براتون ترسیم میکنم:اولش چون واقعا فکر کردم،این هنرجو،هنرمندانه، با طنز شروع کرده قیافه م اینجوری بـود:???ولی یه کم که خودمو جمع و جور کردم ، دیدم کسی حق نداره اشعاری که،دیگه بخشی از میراث ما شدن رو، به شوخی بگیره، قیافه م اینجوری شد:???و وقتی هنرجوی بنده خدا گفت: در تمام عمرش جز این یه بیت،شعری حفظ،نکرده اینجوری شدم:???باورکنید تمام سالن شروع کرد دورسرم،چرخیدن.. تا چند دقیقه احساس بی وزنی میکردم،شاید کسی بگه؛ من زیادی حساسم و به خودم و عزیزان علاقه مند، سخت میگیرم.ولی شما قضاوت کنید:آیا منصفانه است که قدرت ذهن و حافظه رو دست کم بگیریم؟آیابرای اونایی که خط به خط ترانه مورد علاقه شونو حفظ میکنن،انواع اسم، لغت ، شماره تلفن دوست و آشنا و از این دست موارد رو به راحتی به خاطر می سپارن،سخته چند بیت شعرحفظ کنن؟البته که نه..چون من فکر می کنم مشکل یه جای دیگه ست..میدونید کجا؟اگر بخوام یه جمله تکراری بگم، میگم:مشکل فرهنگیه..یادمون ندادن،اَزَمون نخواستن،یا به شیوه صحیحش نخـواستن...اما اینجا اصلا قصد ندارم مقصر رو پیدا کنم.چون کمکی به حل مشکل نمی کنه..برعکس به خودم قـول دادم،مجموعه ای از اشعار منتخب و کاربردی که، توی اجرا و سخنرانی یا نه؛همین حرف زدن عادی زینت سخنمون میشه رو، گرد آوری و منتشر کنم.شاید یه جای دیگه به بزرگوار دیگه هم همین مشکل رو داشته باشه...پس،الهی به امید تو؛مجمـوعه ۱*گفت: هرگز هیچ عاشقی را نسوزم، بهر آن‌که عشق، خود، او را صد بار سوخته است!/تذکرة‌الاولیا، عطار نیشابوری۱* کار عشق است نماز من اگر کامل نیست/ آخر آنگاه که در یاد توام در سفرم/ میلاد عرفان پور۲* تا که عشقت مُطربی آغاز کرد/ گاه چنگم گاه تارم، روز و شب/ مولانا۳* اگر غفلت نهان در سنگ خارا می کند ما را/ جوانمرد است درد عشق، پیدا می کند ما را/ صائب تبریزی۴* عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد/ بوالعجب من عاشق این هر دو ضد/ مولانا۵*خیابا ن های ما عشق و هنر را کم دارندو همینطور مردمی که لبخند بزنند/؟۶* عشق از رهِ  تکلیف به دل پا نگذارد/ سیلاب نپرسد که رهِ خانه کدام است/ صائب تبریزی۷* سر به زیر و  ساکت و بی دست و پا می رفت دل/ یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد/قیصر امین پور۸* تجربه به ما می آموزد/ که عشق/ آن نیست که به هم خیره شویم/ عشق آن است که هر دو به یک سو بنگریم/ آنتوان دوسنت اگزوپری۹*چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن / به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی/ سعدی۱٠* کاش فصل پنجمی در راه بود/ کاش نامش فصل وصل  ماه بود/ مرحوم افشین یداللهی۱۱* از گل شنیدم بوی او/ مستانه رفتم سوی او/ تا چون غبار کوی او/ در کوی جان منزل کنم/ رهی معیری۱۲* با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم/  ماتی خود ز تو در بازی اول دیدم/ هوسم رخ به رخ شاه خیال تو نشاند/ آن قدر کز رخ شرم تو خجل گردیدم /محتشم کاشانی</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jan 2020 12:04:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چون منحصر به فرد هستی، کمک کن دیگران هم رشد کنند</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%DA%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%AD%D8%B5%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%DA%A9%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-dlksngfxiwua</link>
                <description>سلام. در اینکه، انسانها منحصربه فرد و خاص هستن شکی نیست. ماهمگی آفریده شدیم با استعداد و توانایی هایی که  خاص خودمونه.. در این بین، رقابت یه اصله که گاهی، خوب معنا نمیشه.. چون از یه طرف باعث تلاش بیشتر و پیشرفت میشه،ولی از طرف دیگه ودر صورت مدیریت نشدن، میتونه آسیبی جدی برای خلاقیت به شمار بیاد و باعث حسادت بشه....حتما لازمه، خاص بودن و منحصر به فرد بودن را مختص همه انسانها بدونیم(حتی اگه خودشون در حق خودشون ظلم کنن و قدر خودشونو ندونن)که اگه ندونیم،در بلند مدت به خود بزرگ بینی و غروری مبتلامیشیم، که سلامت فکر و روح ما رو نشونه میگیره. حتی یه قدم فراترمیریم،و از تلاش برای پیشرفت هم دست میکشیم.اما، غرور رو که گذاشتیم کنار به دیگران هم توجه می کنیم..و یادمون می مونه: که همه انسانها خاص و منحصر به فرد هستن،و تاحالا، هیچکس مثل اونها، نبوده و نخواهد بود. همه موهبت هایی دارن، همه استعداد و توانایی هایی دارن که دیگران ممکنه در آن حد،رو نداشته باشن، همه قابل احترام هستن، همه اگرتوی شرایط درستی قراربگیرن که بتونن استعداد هاشونو بشناسن و پرورشش بدن، اونجوری رشد میکنن که تابحال دنیا مثلشو ندیده..پس،بیاین با شجاعت قبول کنیم که:  دنیا زمانی جای بهتری برای زندگی ماخواهد شد که، پر از انسانهایی رشد یافته، شود.. پس کمک کنیم دیگران هم رشد کنند..بی غرور، بی منت...</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jan 2020 16:15:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تا رسیدن چقدر راهه؟</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%87-cshdltjgcvjy</link>
                <description>سلام..رسیدن به کجا؟به چی؟یا برای بعضی ها؛به کی؟اینا سوال هاییَن که تا پاسخ ندیم،حرفِ رسیدن فقط یه شوخیه!سوء تفاهم نشه،خودمو میگم، با تمام ادعایی که دارم، تـوی ۶ و بـــِشِِ این موندم که،این آخرسالی بشینم هدفهایی که داشتم و بهشون نرسیدم رو، لیست کنم یا نه؟زیاد نیستن.ولی مهم هستن..راستی؛ با فرض شناختن هدف، چی یا چیا، باعث میشه نرسیم؟چرا گاهی هم قدِخودمون و آرزوهامون و لیاقتمون، نمیشیم؟چقدرکم میذاریم؟کجا کم میاریم؟چرا یه جاهایی، کوتاه پریدیم؟و یه جاهای دیگه اتفاقا بلند پروازی کردیم؟شنیدم یکی تو دلش داره میگه: شرایط از ما قویتر بوده.... بله که بوده،بله که هست.خیلی جاها.اینو? یه مدعیِ غَرّه به خود، که اتفاقا شرایط، ضربه فنّیش کرده، داره میگه..ولی از اون طرف هم معتقده هروقت انگشت تقصیررو، رو به کسی گرفتی?دقت کن،فقط یکیش سمت اونه..و سه تای دیگه سهم توئه...پس دلیل نرفتن،نرسیدن،نخواستن،نشدن و خلاصه یه عالمه فعل دیگه که با «ن» شروع میشه، خود ما هستیم...خودِ خودِ ما..خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفتاز فکر اینکه قد نکشیدم دلم گرفتاز فکر اینکه بال و پری داشتم ولیبالاتر از خودم نپریدم دلم گرفتاز اینکه با تمام پس انداز عمر خودحتی ستاره ای نخریدم دلم گرفتکم کم به سطح آینه برف می نشستدستی بر آن سپید کشیدم دلم گرفتدنبال کودکی که در آن سوی برف بودرفتم ولی به او نرسیدم دلم گرفتنقاشی ام تمام شد و زنگ خانه خوردمن هیچ خانه ای نکشیدم دلم گرفتشاعر کنار جو گذر عمر دید و منخود را شبی در آینه دیدم دلم گرفتموفق باشید</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jan 2020 15:26:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از ماست که بر ماست</title>
                <link>https://virgool.io/Gooyandeh/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA-bzhv8goykzxb</link>
                <description>سلام..شنیدین که میگن☝؟؟بله..قطعاً،یقیناً،حتماً،طبیعتاً،طبعاً...(هدفم گفتن کلماتی بود که درعین تاکید،تنوین پذیر هم هستند)...گاهی در مسیر یک گفتگو، خودمون نقلیه رو چَپ می کنیم و میریم توی دره ای به نام؛&quot;خودزنی&quot;...چطوریشو الان بهتون میگم...?یا اینکه هدف از گفتگو برای خودمون تعریف نشده!!برای چی دارم حرف میزنم؟مسیرگفتگو،از کجا شروع و به کجا منتهی میشه؟اینا سوال های بی پاسخ ذهن ماست..?اشراف به موضوع نداریم..یعنی به خودمون زحمت ندادیم،دو صفحه،مقاله قورت بدیم!!! سه چهاربیت شعربه مغزمون تزریق کنیم،و بدتر از همه اینها؛با کمال اعتماد به نفس?در هر حوزه ای میشیم&quot;علامه دهر&quot;..(علامه 10 نه ها،علامه روزگار)..?فن بیان رو هم که اصلا سراغش نرفتیم،چون نیازی ندیدیم فرا بگیریم..?گوش هم که خداوند بلند مرتبه برامون نیافریده،که بشنویم حرفهای طرف مقابلمون رو..در عوض، این کاستی رو با زبون برامون جبران کرده!!یعنی به اندازه ده نفر حرف می زنیم..?یه ملاقه هم توی دستمونه برای ،عزیزانِ منتقد،که خلاصه،بله... ....اما نه..باید یادمون باشه،گفتگو خیابانی دوطرفه است..که باید حواسمون هم به خودمون،و هم به روبرومون باشه..خیابانی که اگر اصولشو بلد نباشیم، آسیب خواهیم دید......  چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش چون رنده ز کار خویش بی‌بهره مباشتعلیم ز اره گیر در امر معاش           نیمی سوی خود می کش و نیمی می پاش .....شاد باشید</description>
                <category>انتشارات گوینده</category>
                <author>Sheida Asgharzadeh</author>
                <pubDate>Sat, 28 Dec 2019 17:19:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>