مجله دیجیتالی/آنلاین حوزه علمیه آیت الله سید محمد باقر درچه ای رحمة الله علیه(استاد العلماء)
تبیین نقش احکام فقهی در ارتقای سلامت جسم و روح انسان از منظر طب اسلامی

محقق: موسی توکلی
استاد حوزه و دارای سطح سه حوزوی (این مقاله از پایان نامه ایشان استخراج شده است)
مجله مدرسهای اندیشه پژوه - شماره دوم/آذر1404
چکیده
دین اسلام نظامیجامع و هماهنگ برای تأمین سعادت حقیقی انسان در همه ابعاد مادی، معنوی، فردی و اجتماعی است. از نگاه اسلام، سلامت جسم و روح از ارکان اساسی زندگی انسانی به شمار میآید و بدون آن، کمال و قرب الهی نیز بهطور کامل تحقق نمییابد. از این منظر، احکام فقهی نه صرفاً مجموعهای از دستورات عبادی و ظاهری، بلکه طرحی حکیمانه، هدفمند و مبتنی بر مصالح واقعی برای حفظ توازن روانی، جسمانی و اجتماعی انساناند. این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و با بهرهگیری از آیات قرآن، روایات معصومان، منابع فقهی، و آثار طبی اسلامی، به بررسی نسبت میان واجبات و مستحبات با سلامت جسم و روان انسان و همچنین تأثیر محرمات و مکروهات بر پیدایش بیماریهای جسمی، روانی و اختلالات رفتاری پرداخته است. یافتهها نشان میدهد که احکام الهی بر پایهی مصالح و مفاسد واقعی وضع شدهاند و عمل به آنها موجب آرامش درونی، تعادل روانی، تقویت سیستم ایمنی بدن و پیشگیری از ناهنجاریهای فردی و اجتماعی میشود. در مقابل، نافرمانی و بیتوجهی به این احکام، سلامت فردی، خانوادگی و جمعی را به مخاطره میافکند. نتیجه تحقیق بیانگر آن است که تبعیت آگاهانه از احکام فقهی، نه تنها راهی برای تقرب به خداوند، بلکه الگویی جامع و پایدار برای طب پیشگیرانه و تحقق سلامت همهجانبه در جامعه انسانی بهشمار میآید.
واژگان کلیدی:
احکام فقهی، سلامت جسم، سلامت روح، مصالح و مفاسد، طب اسلامی
مقدمه
سلامت، یکی از بنیادیترین نیازهای انسان و از نعمتهای بیبدیل الهی است که قرآن کریم و آموزههای معصومان(علیهمالسلام) بر آن تأکید فراوان کردهاند. در منظومه معرفتی اسلام، سلامت نه فقط به معنای نبود بیماری جسمی، بلکه به معنای هماهنگی و تعادل میان جسم، روح و عقل انسان است. از اینرو، هرگونه اختلال در یکی از این ابعاد، سلامت کلی انسان را تهدید میکند و او را از مسیر کمال و قرب الهی بازمیدارد. اسلام، به عنوان دینی جامع و خاتم، نظامیهماهنگ از معارف، احکام و ارزشها ارائه میدهد که همهی ابعاد زندگی انسان را در بر میگیرد و به گونهای طراحی شده که اجرای آن، هم موجب سلامت فردی و اجتماعی و هم زمینهساز رشد معنوی انسان است.
در این میان، احکام فقهی جایگاهی ویژه دارند؛ زیرا نه تنها ضامن نظم و عدالت اجتماعیاند، بلکه پیوندی ژرف با مصالح و مفاسد واقعی وجود دارند. بر اساس مبانی کلامیو اصول فقه شیعه، هیچ حکم الهی بیحکمت و بیمصلحت نیست؛ بلکه واجبات و مستحبات برای حفظ مصالح و خیرات انسان و محرمات و مکروهات برای دفع مفاسد و زیانها تشریع شدهاند. این حقیقت، از آموزههای عقلانی و نقلی اسلام است و بر مبنای آیات قرآن همچون:
«وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» (اسراء/36) و نیز روایات متعدد از ائمه(ع)، خداوند احکامیرا تشریع کرده که در آنها حکمتها و فواید جسمی، روانی و اجتماعی نهفته است. بدین معنا که دین اسلام، با مجموعه احکام و دستورات خود، نوعی طب الهی را برای بشر رقم زده است.
با نگاهی تطبیقی میان فقه اسلامیو یافتههای جدید علوم پزشکی میتوان دریافت که بخش قابل توجهی از احکام اسلامی، همسو با اصول بهداشت، سلامت و پیشگیری از بیماریهاست. برای نمونه، وضو و غسل علاوه بر طهارت معنوی، موجب پاکیزگی بدن، تقویت سیستم ایمنی و تنظیم دستگاه عصبی میشود. نماز با حرکات منظم بدنی و ذکر الهی، علاوه بر تقویت عضلات و تنظیم گردش خون، موجب آرامش روانی و کاهش اضطراب میگردد. روزه نیز با استراحت دادن به دستگاه گوارش و پالایش مواد زائد بدن، تأثیری عمیق در بازسازی سلولها و تقویت اراده دارد. اینها نمونههایی از همسویی احکام فقهی با اصول سلامت جسم و روحاند که امروزه در حوزهی «طب اسلامی» و «سلامت معنوی» مورد توجه قرار گرفتهاند.
از سوی دیگر، محرمات و نواهی شرعی نیز دربردارندهی هشدارهایی دربارهی رفتارهای آسیبزا و بیماریآفرین هستند. تحریم شرب خمر، زنا، ربا، دروغ، غیبت، اسراف و پرخوری، نمونههایی از احکامیاند که بهطور مستقیم با سلامت جسم و روان در ارتباطند.
مطالعات علمینشان دادهاند که الکل، شهوتپرستی و پرخوری از عوامل اصلی بیماریهای مزمن، اضطراب، افسردگی و فروپاشی اخلاقی در جوامع بشری هستند. این یافتهها مؤید آن است که دین الهی، پیش از پیدایش علم مدرن، قوانین خویش را بر مبنای مصالح واقعی انسان و حفظ سلامت جامع او بنا نهاده است.
با وجود چنین پشتوانهای، در دنیای معاصر به سبب غلبهی سبک زندگی غربی، مصرفگرایی، ضعف ایمان و گسست میان حوزهی دین و علم، نگاه به احکام الهی صرفاً در حد تکالیف عبادی و فردی محدود شده است. در حالی که تبیین فلسفهی احکام و تحلیل عقلانی و علمیآثار آنها، میتواند زمینهی بازگشت به کارکردهای حیاتبخش شریعت را فراهم کند. این امر بهویژه در جوامع اسلامیضروری است تا مسلمانان دریابند که تبعیت از احکام الهی تنها وظیفهای دینی نیست، بلکه راهبردی علمیبرای تأمین بهداشت روانی، جسمیو اجتماعی است.
بنابراین، مسألهی محوری این پژوهش آن است که: احکام فقهی اسلام چه نقشی در حفظ سلامت جسم و روح انسان ایفا میکنند؟ برای پاسخ به این سؤال، پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و استناد به آیات قرآن، روایات معصومین(علیهمالسلام) و منابع معتبر فقهی و طبی، به واکاوی ارتباط میان شریعت و سلامت پرداخته است. این پژوهش بر آن است تا نشان دهد که اجرای احکام الهی در حقیقت نوعی پیشگیری الهی از بیماریها و اختلالات روانی است و نظام فقهی اسلام را میتوان به عنوان کاملترین نظام سلامت انسان در دو ساحت دنیا و آخرت معرفی کرد.
تحقیقی در رابطه با این موضوع یا مشابه آن به صورت منظم یافت نشد؛ البته برخی آثار به کلیات در این زمینه پرداختهاند مثلا در رابطه با نقش دین در سبک زندگی و... که در بعضی تنها به بعد جسمی یا فقط از دیدگاه آیات و یا تنها به برخی از فوائد واجبات مثل فوائد جسمینماز یا روزه بر بدن، اشاره شده است؛ به عنوان مثال میتواند به کتب و پژوهشهای زیر اشاره کرد:
1) دراسه فی طب الرسول المصطفی(صلی الله علیه و آله)، از عباس تبریزیان. نویسنده در این کتاب به رابطه طب و فقه پرداخته و علت بیماریها و راهکارهای درمانی بر اساس روایات را بیان نموده است.
2) در سایت مرکز نشر اعتقادات مقالهای تحت عنوان نقش احکام دینی در زندگی مردم موجود هست که بیشتر به کلیات مثل نقش دین در زندگی مردم پرداخته است.
3) مقالۀ «آثار گناه در زندگی» از خانم ناهيد قيومي میباشد که ایشان به تعریف گناه و تاثیرات آن و شرایط استغفار پرداخته است.
امتیازات این تحقیق نسبت به تحقیقات و کتب دیگر این است که:
اولاً: به علل تشریع احکام فقهی از جمله حفظ سلامتی و پیشگیری از بیماری و اینکه احکام الهی تابع مصالح و مفاسد هستند، میپردازد.
ثانیاً: سعی در بهکاربردن آیات و احادیث شده است و حال آنکه در بیشتر آثار تنها از دیدگاه آیات یا احادیث به موضوع پرداخته شده است.
ثالثاً: چون احکام الهی برای تمامی ابناء بشر نازل شده، کاربرد این اثر محدود به صنف خاصی نمیباشد و برای همگان مورد استفاده است.
رابعاً: این پژوهش با رویکرد علمیمورد بررسی قرار میگیرد برخلاف دیگر تحقیقات که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارند.
تبعیت احکام از مصالح و مفاسد
آيا احكام فقهی تابع مصالح و مفاسد واقعی بوده و خداوند براى وضع آنها مصالح و مفاسدی را در نظر گرفته است؟ آيا مىتوان گفت كه در واقع مصالح و مفاسدى وجود دارند که احكام فقهی تابع آنها هستند يا خير؟ یکی از مسلمات مذاهب اسلامیخصوصاً شیعیان این است که احکام الهی تابع مصالح و مفاسد واقعی میباشند، یعنی هر امری از طرف شارع مقدس بخاطر مصلحتی که داشته، در قالب واجبات و مستحبات، و هر نهی ای از طرف او بخاطر مفسده ی که داشته، در قالب محرمات و مکروهات بیان شده است. خداوند متعال برای اینکه انسان را به سعادت و رستگاری در دنیا و آخرت برساند اموری را واجب و مستحب دانسته و برای اینکه از مفاسد دور کند اموری را حرام و مکروه دانسته است لذا اگر مصلحت و مفسده ای در کار نبود خبری از اوامر و نواهی شارع مقدس نبود؛ بر همین اساس فقهای زیادی اعتقاد دارند که احکام فقهی تابع مصالح و مفاسد هستند.
نتیجه تبعیت احكام از مصالح و مفاسد
قانونگذار دین مبین اسلام يعنى خداوند متعال، داراى علم و حكمت بىپايان است، لذا جای هیچ شکی نیست که احكام و دستورات اسلامى داراى، مصالح و مفاسد مىباشند، زيرا علم و حكمت خدا اقتضا مىكند كه هیچ حلالی بدون مصلحت و هیچ حرامیبدون مفسده نباشد؛ در نتیجه انبیاء الهی احکامیرا که دارای مصلحت بوده و انسان را به سوی سعادت هدایت میکند، نشان داده و از آن طرف اعمالی که انسان را از این راه باز داشته و دور میکند دستور بهترکش داده اند، لذا کلیه احکام فقهی قطعاً دارای مصالح و مفاسدی است که انسان را به سعادت و کمال سوق میدهد، اگر چه انسان به تمام آن مصالح و مفاسد علم و آگاهی نداشته باشد. چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) میفرماید: «ای مردم! به خدا سوگند که چیزی نبود که شما را به بهشت نزدیک کند و از آتش دور نماید، مگر اینکه شما را بدان امر کردم؛ و چیزی نبود که شما را به آتش نزدیک کند و از بهشت دور نماید، مگر اینکه شما را از آن بازداشتم» (حرعاملی، 1409: 17/ 45).
یا فضل بن شاذان یکی از اصحاب امام رضا (علیهالسلام) میفرماید: «اگر پرسش شود آیا ممکن است خداوند حکیم بنده اش را بی دلیل به کاری فرمان دهد و از او چیزی بخواهد که بدون حکمت باشد به او گفته میشود چنین چیزی امکان ندارد زیرا خداوند حکیم است و کار بیهوده نمیکند سپس میفرماید: هریک از احکام الهی حکمتهائی دارد که بخشی از آنها شناخته شده و بخشی از دسترس دانش و علوم بشر به دور است» (مجلسی، 1403: 6/ 58).
نتیجه اینکه آنچه در شریعت اسلام بدان دستور داده شده اعم از احکام تکلیفی و احکام وضعی، همگی از روی حکمت و مصلحت شخصی یا نوعی، معنوی یا مادی، دنیوی یا اخروی میباشد لذا هرچه را شارع مقدس بدان امر نموده درآن مصلحتی یا مصالحی بوده و هر چیزی را که از آن نهی فرموده است دارای مفاسد و ضررهایی بوده است.
تأثیر تبعیت احکام از مصالح و مفاسد در سلامتی انسان
طب اسلامیعبارت است از مجموعه دستورات و تعالیمیکه یا بهطور مستقیم در قرآن کریم و کلام معصومین(علیهم السلام) آمده یا الهام گرفته از آن تعالیم میباشد؛ هدف از تشریع این دستورات در قالب احکام الهی، رشد و ارتقای مادی و معنوی جامعه انسانی است؛ در نتیجه اسلام برای این که انسان به سعادت دست پیدا کند برای حفظ سلامتی اهمیت زیادی قائل شده است. در حدیث معروف «الْعِلْمُ عِلْمَانِ عِلْمُ الْأَبْدَانِ وَ عِلْمُ الْأَدْيَان» (قمی، 1414: 3/163)، آمدن علم مربوط به بدن در کنار علم مربوط به دین شاهد خوبی برای این مدعا است آیا امکان دارد دینی که انجام تکالیفش بستگی کامل به سلامت جسم و عقل دارد، توصیههایی برای حفظ سلامتی و درمان مسلمانان نداشته باشد؟ (منتظر، 1389: 23-22).
وجود آیات متعدد در قرآن کریم و توصیههای فراوانی که در احکام فقهی بیان شده است و همچنین وجود هزاران حدیث که جنبه بهداشتی و طبی دارند، همه اینها حاکی از این است که اسلام برای سلامتی انسان اهمیت زیادی قائل است.
از نگاه اسلام، بزرگترین نعمت الهی، سلامت جسم و بزرگتر از آن سلامت روح است. همچنین خطرناکترین بلاها، بیماری جسم و خطرناکتر از آن بیماری روح است. مسئله این است که اگر بیماری، خطرناکترین بلا و سلامت، بزرگترین نعمت است، اسلام که سعادت دنیوی و اخروی انسان را هدف خود قرار داده برای پیشگیریی و مبارزه با بیماریها و تأمین سلامت فرد و جامعه چه برنامه ای دارد؟ و به دیگر سخن سلامتی در احکام فقهی چه جایگاهی دارد؟ در حدیثی حضرت علی (علیهالسلام) در رابطه با بزرگترین نعمت الهی میفرماید: «بدانيد كه يكى از نعمتها، گشايش در مال است و برتر از گشايش در مال، تندرستى است و برتر از تندرستى، پرهيزگارىِ دل است» (نهج البلاغه، خطبه 176).
پژوهشها نشان میدهد که ایمان داشتن و عمل به احکام الهی، هم نقش موثری در حفظ آرامش جسمیو روحی دارد و هم در بهبود سلامت اشخاص و افراد مذهبی؛ میتوان گفت افراد متدین علاوه بر اینکه نسبت به دیگران کمتر دچار بیماریهای روحی میشوند، در صورت مبتلاشدن به بیماری روند درمان بهتری را طی کرده و زودتر درمان میشوند. تاثیر بی نظیر دین که امروزه توجه بسیاری از متخصصان را به خود جلب کرده است تا جائی که برخی آموزههای دین را عامل اساسی در بهداشت و سلامت فردی و اجتماعی معرفی کرده اند، معتقدند که در ایمان به خدا نیروئی خارق العاده وجود دارد که قدرت روحی انسان مسلمان و متدین را بالا میبرد و او را در تحمل سختیها و خلاصی از اضطرابها کمک میکند؛ (قاسمی و سلیمانی، 1388: 64-65). در نتیجه بر اساس تحقیقات انجام گرفته میتوان گفت افرادی که پایبند به اعتقادات دینی هستند و در زندگی خود احکام الهی را رعایت میکنند، در مقایسه با دیگران به ناراحتیها و آسیبهای کمتری دچار میشوند.
حضرت علی (علیهالسلام) در رابطه با تاثیر اعمال صالح بر بهداشت و سلامت فردی اجتماعی میفرماید: «خداوند ایمان را برای پاکسازی دل از شرک؛ نماز را برای پاکی از کبر و خودپسندی؛ زکات را عامل فزونی روزی؛ روزه را برای آزمودن اخلاص بندگان؛ حج را برای نزدیکی و همبستگی مسلمانان؛ جهاد را برای عزت اسلام؛ امر به معروف را برای اصلاح تودههای ناآگاه و نهی از منکر را برای بازداشتن بی خردان از زشتیها؛ صله ارحام را برای فراوانی خویشاوندان؛ قصاص را برای پاسداری از خونها و اجرای حدود را برای بزرگداشت محرمات الهی؛ترک میگساری را برای سلامت عقل؛ دوری از دزدی را برای تحقق عفت؛ترک زنا را برای سلامت نسل آدمیوترک لواط را برای فزونی فرزندان؛ گواهی دادن را برای به دست آوردن حقوق انکار شده؛ترک دروغ را برای نگه داشتن حرمت راستی؛ سلامکردن را برای امنیت ازترسها؛ امانت را برای سامان یافتن امور مردم و فرمانبری از امام را برای بزرگداشت مقام رهبری واجب کرد» (نهج البلاغه، حکمت 252).
بر این اساس در اسلام آنچه برای سلامت جسم و یا روان خطرناک و زیانبار باشد حرام یا مکروه است و آنچه برای سلامت انسان لازم و مفید است واجب یا مستحب و آنچه سود و یا زیانی برای جسم و یا روح ندارد، مباح شناخته شده است.
این بدان معناست که حفظ سلامتی و پیشکیری از بیماری در متن مقررات و احکام اسلام اعم از تکلیفی و وضعی جای گرفته و اجرای کامل و دقیق قوانین الهی در زندگی، سلامت جسم و جان انسان را به همراه دارد (ریشهری، 1386: 1/12).
امام رضا (علیهالسلام) درباره حکمت مقررات الهی که بر انسان حلال و یا حرام شده است میفرماید: «ما میبینیم هر آنچه که خداوند تبارک و تعالی حلال کرده در آن صلاح بندگان است و بدان نیازی گریزناپذیر دارند و میبینیم هر آنچه که حرام شده است بندگان بدان نیازی ندارند و میبینیم که همه موجب تباهی و زمینه نابودی اند» (إبنبابویه2، ص592).
در اینجا امام تصریح میفرماید که آنچه در مقررات الهی در زمینههای مختلف (مانند خوردن، آشامیدن، ازدواج و.)حلال شمرده شده، اموری است که مردم برای تأمین سعادت، رفاه و آسایش خود به آنها نیاز دارند و مصالح زندگی و بقای آنها وابسته به آن است و به عکس آنچه تحریم شده اموری است که نه تنها مورد نیاز مردم نیست بلکه به زیان سلامت و آسایش آنها بوده و باعث هلاکت آنهاست (ریشهری، 1386: 12).
خداوند به صورت دلخواه چیزی را مورد منع یا جواز قرار نداده است، در واقع این گونه نیست که چیزهایی را که حلال کرده، چون بی ارزش است و میلی به آنها ندارد، حلال فرموده و این گونه نیست که چون آنها را دوست دارد و نمیخواهد کسی در آنها تصرف کند، حرام کرده است. همچنین انسان را خلق کرده و میدانسته که بدن او به چیزی قائم و استوار است. پس آنچه را که برای وی مفید بوده، حلال و مباح کرده، و آنچه را که برای انسان ضرر داشته را نهی کرده است و برای کسی که ناچار است حلال کرده که به اندازه نه بیشتر از آن استفاده کند (إبنبابویه، 1385: 2/ 547).
البته باید توجه داشت منافعی که برای واجبات و مستحبات بیان میشود و همچنین ضررهایی که برای گناهان و مکروهات ذکر میشود، دلیل حتمیو قطعی تشریع این احکام نمیباشند. بلکه ممکن است یکی از هزار دلیل تشریع آن باشد و لذا نباید گفت که اگر فلان ضرر از فلان گناه دفع شود، پس میتوان آن گناه را مرتکب شد. به عنوان مثال ضررهایی که برای خوردن گوشت خوک آمده است، حال اگر علم آنقدر پیشرفت کرد که توانست آن ضرر را از گوشت خوک بردارد نمیتوان نتیجه گرفت که خوردن آن جایز است. زیرا اولاً: فقط دلیل حرامبودن گوشت خوک ضرر جسمانی آن نیست، بلکه شاید ملاحظات روانی، روحی و مانند آن شده باشد. و ثانیاً: ممکن است دهها سال دیگر علم، ضرری را برای خوردن گوشت خوک پیدا کند که تاکنون پژوهشگران متوجه آن ضرر نشده اند. همانگونه که تا سالها پیش بسیاری از این مضرات را نمیدانستند.
انواع حکمتهای موجود در احکام فقهی
در کتاب «نگاهی به فلسفه احکام، فلسفه احکام الهی بدین صورت تقسیم بندی شده است:
1) حکمتهای آشکار
حکمت بعضی از احکام فقهی قبل ظهور اسلام، برای مردم مشخص بوده و حکمت بیان شده در قالب دستورات دین به عنوان ارشاد به حکم عقل است مانند خوبی عدالت یا زشتی دروغ و ظلم و موارد دیگر.
2) حکمتهای کشف شده توسط علوم امروز
از آنجاکه احکام الهی بر پایه تبعیت از مصالح و مفاسد واقعی است امروزه، با پیشرفت روز به روز علوم در دنیا، حکمتهای تازه و جدیدی از دستورات و قوانین دین اسلام آشکار میشود. به عنوان نمونه موسیقی یکی از عوامل مهم تخدیر و به هم ریختگی اعصاب و عدم تعادل اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک مطرح شده است.
3) حکمتهای کشف نشده
قطعاً حکمتهایی در احکام فقهی موجود میباشد که از گذشته تا به حال حتی با پیشرفتهای چشمگیر علوم امروزی به آنها اشاره ای نشده است فلسفه این گونه از احکام تبعد میباشد مانند تعداد رکعات نماز و مناسک حج و... تعبدی که از جمله این حکمتها میباشند (اکبری،1393: 20).
امام سجاد (علیهالسلام) میفرماید: «إِنَّ دِينَ اللَّهِ لَا يُصَابُ بِالْعُقُولِ النَّاقِصَة» (نوری، 1408: 17/ 262)
اینکه همه احکام الهی بر اساس حکمت میباشد و هیچ حکمتی بدون دلیل نیست حقیقتی است که در منابع دینی بر آن تاکید شده است اما آیا انسان میتواند با تمام دانش محدود خود به فلسفه همه احکام پی ببرد؟ قطعاً پاسخ به آن منفی است انسان دیندار وظیفه دارد در اصول دین خود تحقیق کرده تا به باور برسد و زمانی که در رابطه با مبانی اعتقادی خود به یقین رسید، تبعیت از فروع دین برایش آسان و قابل پذیرش میشود تا جائی که اگر فلسفه احکام را درک نکرد و سوالاتش در این زمینه بدون پاسخ ماند به وظایف دینی خویش عمل کند تا به سعادت دنیا و آخرت برسد؛ زیرا ممکن است تا پایان عمر بشر فلسفه برخی احکام از دید بشر مخفی بماند.
نقش احکام تکلیفی در حفظ سلامت جسم و روح
قلمروآموزههای دینی، تمام حیات فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی انسان را در بر میگیرد لذا یکی از مهمترین مسائل دین اسلام توجه به سلامت جسم و روان فرد و جامعه است. انبیاء الهی که از سرچشمه وحی سیراب میشدند، انسانها را به رعایت و حفظ بهداشت جسم و جان سفارش نموده و در شناسایی و راههای پیشگیری از ابتلا به انواع بیماریهای جسمی، روحی و روانی راهنمایی مینموده اند. لذا در ادامه به بعضی از واجبات و محرمات الهی برای تأمین سلامتی و پیشگیری از ابتلا به امراض جسمیو روانی تشریع شده است. در آموزههای دین اسلام، سلامت روحی و روانی و جسمیانسان، در گرو ایمان به خدا و دین داری وی در سایه عمل به احکام الهی میباشد.
الف) نقش انجام واجبات و مستحبات در حفظ سلامتی
در دین اسلام واجبات و مستحباتی وجود دارد که خداوند متعال آنها را برای سعادتمندشدن انسان در دنیا و آخرت تشریع کرده است اگر انسان این دستورات را در زندگی بکار بگیرد به سعادت مطلوب ازجمله سلامتی میرسد. در ادامه به نقش بعضی از واجبات و مستحبات در حفظ سلامتی میپردازیم:
1. نماز
که خود از جنبههای مختلف دارای آثار است:
الف. بهداشت عمومیبدن
اگر چه اهمیت دادن به نظافت در انسان فطری است اما در منابع دینی سفارش زیادی به پاکیزگی شده است به گونه ای که جای هیچ گونه شک وتردیدی در واقعیت داشتن آن نیست ؛ بنابراین نظافت را باید یکی از مسلمات زندگی انسان دانست در واقع یکی از امتیازات زندگی انسان با حیوان در همین نکته است که انسان به پاکیزگبودن زندگی خود اهمیت زیادی میدهد تا جایی که در دین اسلام پاره ای از عبادات است که بدون طهارت مردود است و شرط قبولی این قبیل عبادات رعایت دقیق نظافت و پاکیزگی میباشد. در حدیثی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد اهمیت به نظافت میفرماید: «تا میتوانید پاکیزه باشید چرا که خداوند اسلام را بر پاکیزگی بنا نهاده است» (نهج الفصاحه: 391).
صحت و قبولشدن نماز به پاکی و طهارت بدن، لباس و دوری از نجاسات بستگی دارد به دنبال رعایت نظافت میکروبها و آلودگیها از فضای زندگی دور شده و باعث حفظ بهداشت جسمانی است. آمادهشدن برای نماز با وضو شروع میشود اما قبل از انجام اعمال نماز، وضو با شکل و نظم خاصی مثل پاککردن اعضا و برطرفکردن موانع صورت میگیرد به اینترتیب اعمال وضو همراه پاکیزگی اعضا از آلودگیها انجام میشود از طرفی بر هر مسلمانی واجب است در هر شبانه روز پنج نوبت نماز بخواند که در هر وعده نماز رعایت و توجه به بهداشت لازم است؛ به اینترتیب طهارت جسم و روح را به همدیگر مرتبط ساخته است زیرا عقل و روح سالم در بدن سالم است و صحیح انجام دادن عبادت را از کسی که روح و جسم سالمیداشته باشد و به نکات بهداشتی و سلامتی اهمیت بدهد میتوان انتظار داشت (رضایی و دیگران، 1384: 52).
ب. پرورش و تقویت عضلات
همچنین یکی از عواملی که موجب سلامت انسان میشود، ورزش منظم و مرتب در طول ساعات روزانه است لذا بجا آوردن نمازهای پنجگانه موجب تقویت و پرورش عضلات بدن میشود نمازگذار در هر سنی که باشد حرکات نماز برای وی مناسب بوده و تأثیر خوبی بر عملکرد عضلات و مفاصل دارد.
بعضی از دانشمندان برای تقویت عضلات، تمرینهایی معین کرده اند که برخی از آنها شبیه به حرکات نماز است نکته مهم دیگر این است که متخصصان ارتوپدی در کشورهای اسلامیمشاهده کرده اند که بهبودی زخمهای عمل جراحی و شکستگی استخوانها در افراد نمازگزار بیشتر از دیگران است (همان: 52).
دکتر فارس عازوری متخصص بیماریهای اعصاب از دانشگاههای امریکا میگوید: «نماز مسلمانان و رکوع و سجودش عضلات پشت را تقویت و حرکات ستون فقرات پشت را نرم میسازد و امراض عصبی و عضلاتی را آرامش میبخشد بخصوص اگر نماز را از سن نوجوانی بپا دارند نیرو و استحکامیدر برابر بیماریهایی مییابند که در نتیجه ضعف عضلات مجاور ستون فقرات عارض میشود آنچه باعث این ضعف میشود انواع بیماریهای عصبی است که موجب دردهای شدید و تشنج عضلاتی است» (بیآزارشیرازی، 1373: 3/ 173).
بر اساس یافتههای علم پزشکی اگر شخصی در ساعت حدود 10 شب بخوابد و حدود نیم ساعت قبل از اذان صبح بیدار شود در بدن او برخی مواد شیمیایی شبیه «مورفین»ترشح میشود که اثر مستقیمیبر قسمتهای مختلف بدن از جمله عضلات اسکلتی دارند و در طول روز منجر به آرامش و راحتی عضلاتی برای انسان میشود نماز شب با اثر بی نظیری که در ایجاد بهداشت خواب و تنظیم آن دارد در این مورد نقش بسزائی دارد (غفاری، 1390: 63).
ج. آرامش روان
امام علی(علیهالسلام) میفرماید: «ذِكْرُ اللَّهِ جَلَاءُ الصُّدُورِ وَ طُمَأْنِينَةُ الْقُلُوبِ» (خوانساری، 1366: 369).
در دنیای امروز یکی از بزرگترین بیماریها، بیماریهای روانی ناشی از کمبود یا خلأ ایمان به خدا است انسان امروزی بیش از هر زمان دیگر دچار انواع بیماریهای روحی و افسردگی است، سرکشیها و افسردگیهای مزمن تنها بخشی از آثار این بیماریها است که حتی با ساخت انواع قرصهای شادی آور و آرام بخش هم درمان نمیشود و اگر درمان هم شود موقتی است. تنها چیزی که میتواند آرامش روحی را به انسان سرگردان امروز برگرداند ایمان است. گرایش به معنویت، تنها راه درمان بیماریهای حاد جوامع بشری و تنها عامل تضمین کننده سلامت روحی و بهداشت روانی انسان است حال یکی از مهمترین جلوههای ایمان در اسلام اقامه نماز و برپایی درست این فریضه الهی است (عاشوری، 1390: 132)
د. کمک به نیاز مندان
حمایت از نیازمندان و دلجوئیکردن از آنها یکی از فوائد زیبای حضور در نماز جماعت میباشد. در نماز جماعت مومنین از احوالات و مشکلات زندگی همدیگر با خبر میشوند اگر یکی غائب بود مومنین جویای احوال او میشوند.
اگر گرفتار باشد برای بر طرفشدن مشکل او اقدام میکنند و از این راه از بوجود آمدن اختلافات طبقاتی و به دنبال آن از هزاران جنایت در جامعه جلوگیری میکنند در نتیجه دستگیری از نیازمندان و تلاش در رفع نیازهای آنها حس برادری و برابری را در مسلمین تقویت میکند. حضرت علی (علیهالسلام) در این رابطه میفرماید: «بر شما باد ايجاد ارتباط و آشتى با يكديگر و زنهار از قطع رابطه» (خوانساری، 1366: 448).
2. روزه
الف. سلامت دستگاه گوارش
یکی از اندامهای پر کار بدن معده و دستگاه گوارش میباشد که با خوردن سه وعده غذا در طول شبانه روز که عرف مردم میباشد تقریباً در همه ساعات روز دستگاه گوارش مشغول هضم و جذب غذا میباشد. روزه گرفتن باعث میشود دستگاه گوارش بدن روزه دار به استراحت پرداخته و از سلامت و کارکرد بیشتری در آینده برخوردار باشد؛ همچنین روزه مواد زائد و جذب نشده در بدن را سوزانده و سلامت جسمیانسان را تضمین میکند. بر همین اساس پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) میفرماید: «صُوموا تصّحُوا» (نهج الفصاحه: 547/ ح 1854).
ب. لطافت روح
در ماه مبارک رمضان به دليل خوداری از خوردن و آشاميدن و محدودکردن آن به زمانهای مشخصی و
كنترل راههای ورود اطلاعات به ذهن، همچنین روح و روان انسان آسودگی بیشتری پیدا میکند. فعاليت روح براي پرداختن به امور مادي و دنیایی كاهش مي يابد؛ در نتیجه امكان پرداختن به امور معنوي بيشتر ميشود که به دنبال آن روح از لطافت و صفاي بيشتري برخوردار ميگردد (شاکریان، 1386: 319).
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرماید: «هر کس خوراکش اندک باشد بدنش سالم و روحش نورانی و با صفا خواهد شد و هر کس پرخوری کند، بدنش بیمار و دچار قساوت قلب و سنگدلی خواهد شد» (نوری، 1408: 16/ 210).
با توجه به حدیث فوق، صفای باطن یکی از بزرگترین فوائد روزه داری است وقتی انسان روزه دار از میل به غرائز نفسانی و مادی در اثر روزه جدا میشود در وجود او میل به پرهیزگاری تقویت میشود، در این حالت زمینه برای درک حقائق این عالم و جهان هستی مهیا میشود اگر مسلمانی با روزه داری، جسم و جان خود را به مدت یک ماه تمرین و پرورش دهد قطعاً به مرحلهای از لطافت روح میرسد.
ج. تقویت اراده
یکی از شاخصههای بسیار مهم در تزکیه نفس از رذائل، صبر و استقامت در زندگی است، فردی که در زندگی صبور است بر مشکلات مادی و معنوی پیروز میشود. صبر قدرتی به انسان میدهد که مواجه مناسب و فعال با مشکلات داشته و از زندگی شادی برخوردار باشد. در حدیثی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) میفرماید: «الصَّوْمُ نِصْفُ الصَّبْرِ» (ابنأبیجمهور، 1405: 1/ 115).
کسی که روزه میگیرد این قدرت را پیدا میکند که بتواند در مواقع بی ارزش و جزئی بر نفس خود مسلط باشد و خشم خود را بهتر کنترل کند، در برابر خواستههای شهوانی تسلیم نمیشود به دنبال مردم آزاری، بی عفتی و کارهای خلاف نمیرود، در برابر سختیهای روزگار خود را نمیبازد و برای رسیدن به یک هدف عالی به کارها و عادتهای زشت دست نمیزند؛ روزه جدای از اینکه قدرت اراده انسان را در برابر خواستههای نفسانی افزایش داده، انگیزه وی را برای انجام دستورات الهی بیشتر از پیش بالا میبرد. اراده بالا داشتن در هر کاری رمز موفقیت است اما به علت اینکه انسان در طبیعتا ضعیف آفریده شده است به گونه ای که زود در برابر عادات و آداب تسلیم میشود هر چقدر اراده ضعیفتر باشد انسان سریعتر تحت تاثیر فضای اطراف خود قرار میگیرد لذا روزه دار با تمرین روزه داری میتواند خود را در برابر غرائز نفسانی و ناملایمات محیط مقاوم سازد و در برابر سختیها اراده و استقامت بیشتر نشان دهد.
د. همدردی با فقرا
روزه باعث میشود افرادی که در طول سال به دلیل قدرت مالی طعم گرسنگی را نچشید اند در ماه مبارک رمضان که روزه گرفتن بر آنها واجب است احساس گرسنگی را در درون خود تجربه کنند و به یاد فقراء بیفتند و این هم به سلامت روانی فرد و هم به سلامت روانی جامعه کمک میکند. ثروتمندان در این ماه با فقیران همدردی کرده و به فکر کمک کرده به آنها میافتند این بخشش باعث پاکسازی درون از صفت بخل و دیکر صفات ناپسند میشود. وقتی فقرا در جامعه از رفاه نسبی برخوردار میشوند در نتیجه آمار سرقت و دیگر نابهنجاریها در جامعه پایین میآید (میلانیفر، 1374: 200).
هشام از امام صادق (عليه السلام) علت روزه را پرسيد، امام فرمود: «خداوند روزه را واجب کرد تا غني و فقير با هم مساوي باشند و بدان جهت که غني رنج گرسنگي را لمس نکرده تا به فقير رحم کند و هر وقت چيزي خواسته قدرت بدست آوردن آنرا داشته است خدا خواسته است که ميان بندگانش يکنواختي بوجود آورد و خواسته است ثروتمند طعم گرسنگي را بچشد و اگر جز اين بود ثروتمند بر مستمند و گرسنهترحم نمي کرد» (إبنبابویه، 1385: 2/ 387).
3. وضوء
الف. سلامت جسم
شستن دستها و صورتها حداقل سه مرتبه در شبانه روز تاثیر زیادی در نظافت و تمیزی بدن نمازگذار دارد؛ همچنین مسح سر و پاها که آب به موها یا پوست میرسد باعث میشود که این اعضاء پاکیزه بمانند و عمر بیشتری داشته باشند. پیامبر(صلی الله علیه و آله) به انس میفرماید: «يَا أَنَسُ أَكْثِرْ مِنَ الطَّهُورِ يَزِدِ اللَّهُ فِي عُمُرِك» (قمی، 1414: 4/ 514)
استنشاقکردن: یکی از مقدمات مستحب وضو سه مرتبه استنشاقکردن با آب سرد است؛ یکی از راههای ورود میکروبها و تجمع آنها در بدن، بینی میباشد؛ در نتیجه شستن راههای تنفس در هنگام وضو گرفتن میکروبها را از بین برده و سلامتی را به دنبال دارد.
فضای بینی به هنگام ورود قطرات اشک و همچنین بخارشدن آبی که در هنگام بازدم در فضای بینی بوجود میآید، همیشه مرطوب است، رطوبتی که باعث میشود موهای بینی مثل یک فیلتر تصفیه کننده، آلودگیها و میکروبهایی را که از مسیر بینی عبور میکند را کنترل میکند؛ در نتیجه سه بار شستن بینی در هر وضو محیط بینی را پاکیزه نگه میدارد.
بر اساس یافتههای علمیبدست آمده در بخش «گوش، حلق و بینی» در دانشگاه پزشکی اسکندریه، سه بار استنشاقکردن باعث پاکشدن بینی از یازده نوع میکروب خطرناک میشود. در استنشاق اول، مقدار میکروبها به یک دوم و در بار دوم به یک سوم کاهش مییابد و در پایان سومین استنشاق، تمام میکروبها از بینی خارج میشوند و کمترین زمان لازم برای رشد آنها پس از این مرحله، پنج ساعت میباشد که هم زمان با شروع زمان نماز بعدی و وضو گرفتن میباشد (حسامی، 1381: 42).
یکی دیگر از خواص وضو گرفتن جلوگیریکردن از مبتلاشدن به بیماریهای پوستی میباشد. وضو گرفتن مداوم سبب از بین رفتن گرد و غبار و چربیها از روی پوست میشود؛ در نتیجه شستن صورت و دست و پا به هنگام وضو باعث پاکیزگی و جلوگیری از رشد میکروبها بر روی پوست انسان میشود (شیرکوند، 1390: 75).
دکتر عبدالعزیز نویسنده کتاب اسلام و طب جدید در این رابطه مینویسد:
«فوائد دیگری برای وضو از جنبه طبی نیز هست بدین معنا که تنظیف دهان بدفعات متعدد در روز از مهمترین وسایل جلوگیری از امراض دندان و لثه است همین طور شستوشوی بینی با آب سرد که از مهمترین اسباب جلوگیری از زکام مکرر است و از لحاظ دیگر عمل اخیر مانند تلقیح واکسن تاثیر و فایده دارد و در این باره اخیرا پزشکان متخصص بینی تحقیقات نموده اند. منافع شستن صورت و دست آشکار است زیرا صورت و سایر اجزای بدن را که عادتاً در معرض امراض جلدی و التهاب قرار میگیرد شستن چندین مرتبه در هر روز بهترین وسیله سلامتی است اخیرا به وضوح معلوم گردیده که غالب میکروبها بوسیله شکافتن پوست به بدن انسان سرایت مینماید همانطوری که ثابت شده کرمهای طفیلی نیز از همین رهگذر به بدن داخل میشوند شکی نیست که شستوشوی مکرر بهترین وسیله ساده و موثر برای جلوگیری از اینگونه امراض است زیرا طبقه خارجی جلد همه میکروبها را از وصول به داخل بدن مانع میگردد مگر هنگامیکه در پوست مختصر شکافتگی باشد بدیهی است در این هنگام پوست وظیفه اش را از دست میدهد و میکروبها میتوانند داخل بدن شوند اما میکروبهایی که از راه دهان داخل بدن میشوند جز از طریق آلودگی دست راهی ندارند و هرگاه دستها همیشه شسته و تمیز باشند طبعا بهترین وسیله جلوگیری از بیماری میباشد» (اسلام و طب جدید، ص 106).
ب. نشاط روحی
مستحب است بعد از وضو اعضای وضو را با چیزی خشک نکنیم و بگذاریم آب وضو خود به خود خشک شود وقتی آب با اعضای وضو برخورد میکند به دلیل خنکبودن آب بدن از خود عکس العمل نشان میدهد لذا درجه حرارت آن بالا رفته تا اعضای مرطوب بدن را خشک کند که همین تحرکات و تغییرات دمایی بدن باعث میشود منافذ پوستی بدن باز شود و اکسیژن بیشتری به بافتهای پوستی برسد؛ در نتیجه موجب نشاط روحی و شادابی میشود (شیرکوند، 1390: 77). امام رضا (علیهالسلام) در رابطه با تاثیر وضو در نشاط روحی میفرماید: «أُمِرَ بِالْوُضُوءِ... مَعَ مَا فِيهِ مِنْ ذَهَابِ الْكَسَلِ وَ طَرْدِ النُّعَاس» (إبنبابویه، 1385: 1/ 257).
ج. احساس پاکی
وقتی مسلمانی وضو میگیرد پاکشدن از آلودگیها و پلیدیهای روحی را در وجود خود احساس میکند لذا چنین احساسی او را برای مناجات با خداوند و دیگر عبادات آماده میکند.
در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «بدان كه تو چون دست خود را (براى وضو) در آب بزنى و بگوئى بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم گناهانى كه دستهاى تو مرتكب شدهاند فرو مىريزد، و چون روى خود را بشوئى گناهان چشم و زبانت میریزد، و چون دو دست خود را بشوئى گناهان از راست و چپ تو پراكنده گردند، و چون سر و گامهايت را مسح كنى گناهانى كه در پى آنها رهسپارشدهاى فرو ميريزد، پس اين فائدهاى است كه در وضوى تو نهاده شده است» (حرعاملی، 1409: 1/ 393).
ب) نقش ارتکاب محرمات و مکروهات در ایجاد بیماری
1. مشروبات الکی
تاثیر الکل بر نسل انسان
مصرف الکل حتی اگر تنها یکی از والدین اهل مشروبات باشد، جدای از اینکه خودشان در معرض آسیبهای الکل و شرابخواری قرار میگیرند، نوزادی هم که در رحم آنهاست مبتلا به آسیبهای ناشی از الکل میگردد. نویسنده کتاب «تفسیر نمونه» در رابطه با تاثیر الکل میگوید: «کسی که در حین انعقاد نطفه مست است 35 % عوارض الکلسیم حاد را به فرزند خود منتقل میکند و اگر زن و مرد هد دو مست باشند 100 % عوارض حاد در بچه ظاهر میشود و کودکانی که فاقد نیروی کافی عقلانی و روحی بوده اند و از مادران الکلی به دینا آمده اند 75 % و از پدران الکلی نیز 75 % بوده است و کودکانی که در هنگام تولد توانائی زندگی را ندارند از پدران الکلی 6 % و از مادران الکلی 45 % است» (مکارم، 1374: 2/ 74).
تهدید دستگاه گردش خون
وجود الکل در بدن انسان به تدریج باعث فاسدشدن خون بدن میشود، سبب اختلال در عملکرد دستگاه گردش خون میشود، گلبولهای قرمز خون را از بین میبرد، اعضای بدن به درستی تغذیه نمیشوند، در نتیجه مقدار زیادی چربی در اطراف قلب جمع میشود که به دنبال سنگینشدن قلب، ضربان طبیعی قلب از کار میافتد، رگهای قلب تنگ میشود لذا نبض افراد شرابخوار غالبا آهسته و بدون نظم میزند این سبب میشود با کوچکترین فشار، شریان پاره شده و سلامتی فرد شرابخوار به خطر افتد (طغیانی، 1391: 38).
2. خود ارضایی
انزال زودرس
افراط در خود ارضایی، رشته عصبیهای اعضای مربوطه را دچار حساسیت و ضعف میکند؛ همچنین فرد مبتلا برای لذت بیشتر، فکر خود را برای پیداکردن تصاویر شهوت انگیز مورد نظر بکار میگیرد که این فرایند فشار زیادی را به سیستم عصبی انسان وارد کرده و به دنبال این فشار سبب خستگی آن میشود و در نهایت فرد مبتلا به خاطر ارضای ناکامل جنسی و پشیمانی بعد از عمل، دچار ضعف اعصاب میشود. واکنشهای متعدد چنین عملی باعث میشود فرد نتواند یک رابطه جنسی موفق با جنس مخالف داشته باشد؛ زیرا مرد به هنگام داشتن یک رابطه در بیشتر مواقع از نعوظ لازم و کافی برخوردار نیست حتی گاهی قبل از دخول انزال صورت میگیرد علت این مشکل این است که مراکز عصبی نعوظ و مرکز عصبی انزال در افراد مبتلا به استمنا به اندازهای حساس شده است که با کمترین بر خوردی انزال زودرس اتفاق میافتد (اعتیاد پنهان، ص 53).
درون گراشدن
کسی که به خود ارضائی مبتلا است بجای لذت بردن از همسرش در زندگی و به دست آوردن آرامش، وقتی با انجام دادن این عمل خود را تخلیه میکند در واقع باعث درون گراشدن، در خود فرورفتن و افسردگی فرد میشود چون این عمل زشت در اکثر مواقع در یک مکان خلوت و به صورت پنهانی انجام میگیرد. دورنگرایی موجب دورافتادن شخص از افراد اجتماع، ترسوشدن و... است (پاکنژاد، 1361: 16/ 192- 196).
راهکارهای درمانی شریعت در سلامت جسم و روح
برای درمان برخی از بیماریهای جسمیو روحی انسان موثرترین و صحیحترین روشها را در قالب احکام الهی بیان کرده است که شاید سالها زمان ببرد تا دانشمندان دنیای امروز به اصول درمانی اسلام پی ببرند. در طب مدرن امروزی به بیماری به عنوان پدیده نامطلوب نگاه شده، تصور میشود که باید هرچه سریعتر با آن مبارزه کرد، لذا در غالب موارد به محض بروز کوچکترین دردی، مسکن و به دنبال ظاهرشدن تب کمی، تب بر تجویز میشود و به همین جهت باید علائم بیماری در اسرع وقت خاموش شود و حال آنکه از نگاه اسلام أصل بروز بیماری همیشه امری ناپسند نبوده و آثاری برای آن ذکر شده است از جمله:
1) سبب آمرزش و تقرب به خدا:
حضرت علی (علیهالسلام) به یکی از یارانش هنگامیکه بیمار شده بود فرمود: «خداوند این درد و ناراحتی تو را باعث از بین رفتن گناهانت قرار داده، زیرا بیماری پاداشی ندارد ولی گناهان را از میان میبرد...» (مجلسی، 1403: 78/ 190). امام رضا (علیهالسلام) نیز میفرماید: «بیماری برای مومن رحمتی از جانب خدا و موجب پاکشدن او از گناه است و برای کافر سبب عذاب و دوری از خداست پس درد از مومن زایل نمیشود مگر زمانی که برای او گناهی نباشد» (إبنبابویه، 1406: 193).
2) سپر دفاعبودن برخی بیماریها در مقابل بیماریهای دیگر:
حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) میفرماید: «چهار چیز را بد ندارید زیرا این چهار چیز امان از چهار چیز دیگر است: زکام را بد ندارید زیرا آن امان از جذام است، دملها را بد ندارید زیرا امان از برص است، درد چشم را بد ندارید زیرا که آن امان از کوری است و سرفه را بد ندارید زیرا که سرفه امان از فلج است» (حرعاملی، 1409: 25/ 230).
حضرت علی (علیهالسلام) میفرماید: «رُبَّمَا كَانَ الدَّوَاءُ دَاءً وَ الدَّاءُ دَوَاء» (إبنشعبه حرانی، 1363: 80 ).
امروزه مشخص شده است که بسیاری از بیماریهای مثل سرماخوردگی، اسهال، زکام، استفراغ و... باعث دفع مواد زائد و فضولات انباشته شده در بدن، درمان میشود و نباید آنها را با مصرف نابجای دارو سرکوب کرد (مستغفری، 1381: 108).
نباید توقع داشت که بیماری همیشه علاج پذیر باشد: حضرت علی (علیهالسلام) میفرماید: «ليْسَ لِلْأَجْسَامِ نَجَاةٌ مِنَ الْأَسْقَامِ» (خوانساری، 1366: 556).
اهمیت و جایگاه دعا در بهبود و درمان بیماریها
امروزه در مؤسسات علمی، مطالعات گسترده ای در رابطه با نقش دعا در درمان بیماریها صورت گرفته است به گونه ای که یکی از اصطلاح رایج در راهکارهای درمانی «دعا درمانی» است. در همه زمانها، انسانها به آثار و فوائد دعا درمانی توجه زیادی داشته اند و در بیشتر عبادتگاهها و زیارت گاهها از اثر درمانی دعا در برطرفشدن بیماریها گفتگو میشود. امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: «عَلَيْكَ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاء» (ریشهری، 1386: 4/ 20).
در «رساله نوین فقهی پزشکی» نوشته آقای بی آزار شیرازی به نقل از دکتر آلکسیس کارل محقق فرانسوی، در رابطه با دعا درمانی آمده است:
«در همه ی اعصار، اثر درمانی دعا توجه آدمیان را به خود جلب کرده است. البته درباره بیمارانی که با دارو یا خودبخود درمان پذیرند شناختن اثر واقعی دعا دشوار است؛ فقط در مورد بیماران که تمام تلاشهای درمانی بی نتیجه مانده میتوان درباره اثر درمانی دعا قضاوت کرد. موسسه طبی «لورد» با نشان دادن امکان چنین درمانهایی خدمت بزرگی به عالم پزشکی نموده است...آنچه را که امروز میدانیم این است که دعا به راستی آثار بزرگ و واقعی دارد (بیآزارشیرازی، 1373: 2/ 194).
نتیجهگیری
تحلیل آیات و روایات نشان میدهد که همهی احکام الهی، اعم از واجب، مستحب، حرام و مکروه، بر اساس مصالح و مفاسد واقعی بنا شدهاند و هدف آنها تأمین سلامت و سعادت انسان در دنیا و آخرت است. رعایت واجبات و مستحبات، موجب طهارت جسم، آرامش روان، افزایش طول عمر، تقویت اراده و پیوند اجتماعی میشود؛ در حالی که ارتکاب محرمات و مکروهات، به فروپاشی اخلاقی، اضطراب، و انواع بیماریهای جسمیمیانجامد. در نهایت، نتایج این تحقیق نشان میدهد که فقه اسلامیرا میتوان بهعنوان نظامیجامع برای بهداشت جسم و روان و طب پیشگیرانهی الهی تلقی کرد. درک فلسفهی احکام، موجب افزایش ایمان، تعبد و انگیزهی عملی در پیروان دین خواهد شد و جامعهای سالم، پویا و متعادل را رقم میزند.
منابع
* قرآن
* نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی
1) اسلام و طب جدید، اسماعیل پاشا، عبد العزیز، مترجم: غلامرضا سعیدی، چاپ اول، تهران: نشر برهان، 1363.
2) الأمالی، طوسی، محمد بن حسن، بی چا، مصحح: موسسه البعثه، قم: دارالثقافه، 1414.
3) اسرار پزشکی نماز شب، غفاری، محمود، چاپ دوم، قم: شهاب الدین، 1384.
4) اسرار پزشکی نماز شب، غفاری، محمود، چاپ ششم، قم: شهاب الدین، 1390.
5) اعتیاد پنهان، علیزاده آملی، علی، چاپ اول، قم: بوستان کتاب، 1392.
6) الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، (علی اکبر غفاری و محمد آخوندی)، چاپ چهارم، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407.
7) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر ج 13، پاکنژاد، سید رضا، چاپ صد و بیست و هشت، تهران: بنیاد فرهنگی شهید پاکنژاد، 1361.
8) تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، چاپ سی و دوم، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1374.
9) بهداشت و سلامت روان، قاسمی، سلیمان، چاپ اول، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(قدس سره)، 1388.
10) بهداشت روانی، میلانی فر، بهروز، چاپ چهارم، تهران، بی نا، 1374.
11) بحارالأنوار، مجلسی، محمدباقر، ج62 - 86 ، چاپ دوم، بیروت: درالإحیاء الثراث العربی، 1403.
12) پرسشها و پاسخهای برگزیده، شاکریان، حمید رضا، چاپ هفتم، قم: معارف، 1386.
13) تجلی حکمت در فلسفه پزشکی احکام، حسامی، محمد عزیز، چاپ اول، بی جا، نشر پیکان، 1381.
14) تحف العقول، ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، چاپ دوم، قم: جامعه مدرسین، 1363.
15) ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ابن بابویه، محمد بن علی، بی چا، قم: دار الشریف الرضی، 1406.
16) دانشنامه احادیث پزشکی، محمدی ری شهری، محمد، ، ج 1، چاپ هشتم، قم: دارالحدیث، 1386.
17) رساله نوین فقهی پزشکی، بی آزار شیرازی، عبدالکریم، چاپ اول، بی جا، نشر فرهنگ اسلامی، 1373.
18) حکمتها و اسرار نماز ، رضایی اصفهانی، محمدعلی، اهتمام، احمد، و امامی، حسن. قم: پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، 1384
19) روش تندرستی در اسلام، مستغفری، جعفر بن محمد، (ترجمه طب النبی و طب الصادق علیهما السلام)، (یعقوب مراغی، محمد خلیلی)، چاپ سوم، قم: مؤمنین، 1381.
20) سفینه البحار، قمی، عباس، چاپ اول، قم: نشر اسوه، 1414.
21) شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم،آقاجمال خوانساری، محمد بن حسین (جلال الدین حسینی ارموی محدث) ج1، چاپ چهارم، تهران: دانشگاه تهران، 1366.
22) طب اسلامیگنجینه ی تندرستی، منتظر، رضا، چاپ دوم، تهران: نسل نیکان، 1389.
23) عوالی اللئالی، ابن ابی جمهور، محمد بن زین الدین، مصحح: مجتبی عراقی، بی چا، قم، دار سید الشهدا للنشر، 1405.
24) عللالشرایع، ابن بابویه، محمد بن علی، ج2، چاپ اول، قم: نشر کتاب فروشی داوری، 1385.
25) فرهنگ حجامت، اصفا، سید حمید رضا، چاپ اول، اصفهان: نشر لب المیزان، 1382.
26) گناه و تاثیر آن بر جسم و روح، طغیانی، محمد حسین، چاپ پنجم، قم: عطر عترت، 1391.
27) مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، نوری، حسین، بی چا، قم: موسسه آل البیت(علیهالسلام)، 1408.
28) مکارم الاخلاق، طبرسی، حسن بن فضل، (ابراهیم میرباقری)، ج1، چاپ دوم، تهران: فراهانی، 1365.
29) میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج4، چاپ هشتم، قم: نشر دارالحدیث، 1386.
30) نگاهی به فلسفه احکام، اکبری، محمود، چاپ سوم، قم: زلال کوثر، 1393.
31) نهج الفصاحه، پاینده، ابوالقاسم، چاپ چهارم، تهران: دنیای دانش، 1382.
32) نماز و سلامت، شیرکوند، اکبر، چاپ اول، تهران: جهاد دانشگاهی، 1390.
33) نقشتربیتی نماز از دیدگاه شهید مطهری، عاشوری، ناد علی، چاپ اول، قم: امام عصر، 1390.
34) وسائل الشیعه، حرّعاملی، محمد بن حسن، (نصیر الدین امیرصادقی)، ج25، چاپ اول، قم: مؤسسه آل البیت (علیهم السلام) 1409.
محقق: موسی توکلی
استاد حوزه و دارای سطح سه حوزوی (این مقاله از پایان نامه ایشان استخراج شده است)
مجله مدرسهای اندیشه پژوه - شماره دوم/آذر1404
مطلبی دیگر از این انتشارات
شهادت سید مقاومت؛ راهبردی در تقابل با استکبار جهانی
مطلبی دیگر از این انتشارات
عوامل و پیامدهای فردی، اجتماعی و روانشناختی سوءظن از منظر آموزه های دینی
مطلبی دیگر از این انتشارات
رهیافت قرآنی به شاخصههای حوزه انقلابی