مجله دیجیتالی/آنلاین حوزه علمیه آیت الله سید محمد باقر درچه ای رحمة الله علیه(استاد العلماء)
تحول یا تکرار؟ نقد و بررسی امکان تحقق الگوی حکمرانی آیتالله شهید دکتر سید ابراهیم رئیسی در ایران

محقق: جلال حسن زاده
(طلبه سطح دو حوزه)
مجله مدرسهای اندیشه پژوه - شماره دوم/آذر1404
چکیده
حکمرانی تحولی، یکی از مباحث کلیدی در نظامهای سیاسی است که اجرای آن اغلب با مقاومتهای ساختاری روبهرو میشود. الگوی حکمرانی آیتالله شهید دکتر سید ابراهیم رئیسی، بر اصولی چون عدالتمحوری، فسادستیزی و مردمیسازی نظام اداری و سیاسی استوار است، اما آیا این الگو در ساختار فعلی ایران قابلیت تحقق دارد یا در دام الگوهای ناکارآمد پیشین گرفتار خواهد شد؟
این تحقیق، با رویکرد تحلیلی-انتقادی و روش مطالعه تطبیقی-موردی، موانع و فرصتهای تحقق این مدل را بررسی میکند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ساختار بوروکراتیک گسترده، تعارض منافع در سطوح مدیریتی، و عدم همراستایی نظام اجرایی با گفتمان تحولگرایی، چالشهای اصلی اجرای این الگو هستند. در عین حال، ظرفیتهای مردمی، گفتمان عدالتخواهی و رویکرد فعال در دیپلماسی اقتصادی، فرصتهایی برای تحقق آن فراهم میآورند. برای اجرای موفق این مدل، ضروری است که نظام حکمرانی، از تمرکزگرایی به سمت چابکسازی و مشارکت واقعی مردم در تصمیمگیری حرکت کند.
نتایج این تحقیق نشان میدهد که حکمرانی تحولی شهید رئیسی تنها در صورتی محقق خواهد شد که نظام اداری اصلاح عمیق شود، شفافیت نهادی افزایش یابد و فرهنگ حکمرانی مشارکتی نهادینه شود. در غیر این صورت، این الگو نیز در چرخه اصلاحات ناکام نظام اداری باقی خواهد ماند.
واژگان کلیدی:
حکمرانی تحولی، شهید رئیسی، فسادستیزی، بوروکراسی، مردمیسازی، اصلاحات ساختاری، شفافیت نهادی.
مقدمه
تحول در حکمرانی، یکی از مباحث بنیادین و راهبردی در جوامع معاصر بهویژه در جوامع در حال گذار بهشمار میرود. حکمرانی تحولی، فراتر از اصلاحات سطحی، در پی بازسازی عمیق ساختارها، روشها و گفتمانهای مدیریتی است تا نظام سیاسی و اداری را با مقتضیات زمان و نیاز مردم هماهنگ سازد. در جمهوری اسلامی ایران نیز، با گذشت بیش از چهار دهه از استقرار نظام، این پرسش اساسی مطرح است که چگونه میتوان حکمرانی را از وضعیت ایستا، گرفتار در بوروکراسی و ناکارآمدی، به سوی وضعیتی پویا، عدالتمحور و مردممدار سوق داد؟
در این میان، شخصیت آیتالله شهید دکتر سید ابراهیم رئیسی، به عنوان رئیسجمهور مردمی، تحولخواه و عدالتگرا، الگویی از حکمرانی تحولی را ارائه کرد که با استقبال عمومی و تأیید رهبری معظم انقلاب همراه بود. با این حال، پرسش اصلی آن است که آیا این الگوی حکمرانی تحولی، در ساختار فعلی نظام اداری و سیاسی ایران، قابلیت تحقق دارد؟ یا آنکه همچون بسیاری از رویکردهای انقلابی پیشین، در ساختارهای فرسوده و مقاومتهای نهادی، مستهلک خواهد شد؟
ضرورت این تحقیق از آنروست که بررسی علمی و انتقادی این الگو، میتواند هم به فهم بهتر نقاط قوت آن کمک کند، و هم موانع اجرایی را برای آیندگان روشن سازد. پیشینه پژوهش در این زمینه محدود و غالباً غیرنظاممند بوده و کمتر به تحلیل ساختاری و تطبیقی این مدل حکمرانی پرداخته است. این مقاله با تکیه بر روش تحلیل محتوای کیفی و مطالعه تطبیقی-موردی، درصدد پاسخ به این سوال است که چگونه میتوان اصول حکمرانی تحولی در مکتب شهید رئیسی را از سطح شعار، به سطح اجرا رساند؟
از جمله اهداف تحقیق حاضر میتوان به:
تبیین نظری مفهوم حکمرانی تحولی در مکتب شهید رئیسی
بررسی چالشهای ساختاری پیشروی اجرای این الگو
تحلیل ظرفیتهای بالقوه تحقق حکمرانی مردمی
و ارائه راهکارهای عملی برای نهادینهسازی این الگو در نظام اداری کشور
اشاره کرد.
این تحقیق در محدودهای مفهومی و تحلیلی به موضوع میپردازد و یافتههای آن میتواند زمینهساز مطالعات بعدی با رویکرد اجرایی و سیاستگذاری در عرصه حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران باشد.
مفهوم تحولگرایی در حکمرانی از منظر الگوی شهید رئیسی
تحولگرایی در حکمرانی، مفهومی است ناظر بر بازسازی عمیق ساختارها، گفتمانها، رویهها و روابط حاکمیتی با هدف افزایش عدالت، کارآمدی و پاسخگویی در اداره جامعه. برخلاف اصلاحات سطحی که به تغییر ظاهری مدیران یا آییننامهها بسنده میکند، تحولگرایی، به معنای تغییر در «ماهیت» حکمرانی است؛ تغییری که از دل فرهنگ سازمانی، الگوی مدیریتی و سازوکار تصمیمسازی عبور میکند. (نصری، ۱۴۰۱: ۳۵)
از منظر دینی نیز، این رویکرد ریشه در آموزههای قرآنی دارد؛ آنجا که خداوند میفرماید: «خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند.(إِنَّ اللّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم | رعد، 11)» تحول، به تعبیر این آیه، باید از درون انسانها و ساختارهای فکری و رفتاری آنان آغاز شود تا به دگرگونی اجتماعی بینجامد. (حسینی، ۱۴۰۲: ۴۵).
شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی، از جمله چهرههایی بود که تحول را نه یک شعار، بلکه یک وظیفه حاکمیتی میدانست. وی در شورای اداری استان اصفهان تصریح کرد: «اولین شرط این تحول، تغییر در روش مدیریت است. مهمترین شرط موفقیت این اقدام، مدیر باکفایت، کارآمد و دلسوز است(khabaronline.ir 1400). در همین راستا، ایشان صراحتاً تأکید داشتند که مدیرانی که فاقد نگاه تحولیاند، باید کنار گذاشته شوند.
رهبر معظم انقلاب نیز بارها فرمودهاند که نبود تحول، موجب رکود و ضعف خواهد شد (بیانات رهبری، 1400/6/2). این نگاه، قرابت عمیقی با سنت حکمرانی اسلامی دارد؛ آنجا که امام علی علیهالسلام در نامه معروف به مالک اشتر، اصلاح ساختار حکومت را جزو وظایف بنیادین والی معرفی میکند و میفرماید: « حق را زنده بدار، باطل را بمیران و ستم را تضعیف کن» (نهجالبلاغه، نامه 53).
در نتیجه، تحولگرایی در حکمرانی، امری ضروری، برخاسته از عقلانیت دینی و انقلابی، و شرط بقای جامعه در مسیر پیشرفت است. الگویی که شهید رئیسی پیریزی کرد، بر پایهی چنین بنیانی استوار بود؛ الگویی که باید از حمایت ساختاری و فرهنگی نیز برخوردار باشد تا از شعار خارج شده و به یک نظامواره اجرایی بدل گردد.
اصول و ظرفیتهای تحول در مکتب حکمرانی شهید رئیسی
مکتب حکمرانی شهید آیتالله دکتر سید ابراهیم رئیسی، بر پایهی چهار اصل بنیادین شکل گرفته است:
دالتمحوری
فسادستیزی
مردمیسازی
کارآمدسازی ساختار اداری
این اصول، نه صرفاً در قالب شعار، بلکه در سیره مدیریتی، گفتمان اجرایی و جهتگیری سیاستگذاری ایشان، تجلی یافته است.
الف) عدالتمحوری
شهید رئیسی، عدالت را جوهرهی حکومت اسلامی میدانست و همواره تأکید داشت که «محور همه امور، عدالت است» (ایرنا، ۱۴۰۰). مبانی این دیدگاه ریشه در فقه سیاسی شیعه دارد که ولایت فقیه را ضامن اجرای عدالت اجتماعی میداند (جوادی آملی، ۱۳۹۵: ۸۰). ایشان ریشه بسیاری از نابسامانیها را در غفلت از عدالت در تخصیص منابع میدانست.
این اصل در سنت اسلامی نیز جایگاه والایی دارد؛ چنانکه امام علی علیهالسلام فرمود: «العدل قوام الرعیة»؛ عدالت، ستون برپایی جامعه است (نهجالبلاغه، حکمت 437).
ب) فسادستیزی
دومین اصل محوری در حکمرانی شهید رئیسی، مبارزه بیملاحظه با فساد بود. بررسیهای انجام شده بر روی اخلاق مدیریتی ایشان نشان میدهد که مؤلفههایی چون سادهزیستی و قاطعیت در برابر کژیها، از ارکان شخصیت مدیریتی وی بوده است (حنفی، ۱۴۰۲: ۹۰). وی تأکید داشت: "برای مقابله با فساد، باید مدیران پاکدست، قاطع و شجاع بر سر کار باشند".
در اندیشه دینی نیز، فساد نهتنها موجب زوال مشروعیت حکومت، بلکه عامل تضعیف اعتماد عمومی است. قرآن کریم میفرماید: « بیگمان خدا فساد را دوست ندارد(إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَسَادَ | بقره، 205)».
ج) مردمیسازی حکمرانی
شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی، مردمیسازی حکمرانی را نه بهعنوان یک شعار، بلکه بهعنوان یک راهبرد عملی در مدیریت کشور دنبال میکرد. حضور مستمر در میان مردم، سفرهای استانی بیوقفه، و ارتباط مستقیم با اقشار مختلف جامعه، از جمله ویژگیهای بارز ایشان بود. این رویکرد، مورد تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز قرار گرفت. (farsi.khamenei.ir و KHAMENEI.IR)
رهبر انقلاب در سخنانی، مردمی بودن را یکی از مهمترین خصوصیات شهید رئیسی دانسته و فرمودند: "یکی از مهمترین خصوصیّات آقای رئیسی مردمی بودن بود. برای همهی ماها، برای دولتها و رؤسای دولتها، برای اعضای دولتها، این باید الگو باشد. ایشان به مردم اعتنا میکرد، برای مردم احترام قائل بود، در بین مردم حضور پیدا میکرد، لمس میکرد حقایق را با حضور در میان مردم، حرفهای آنها را میشنید و نیازهای آنها را محور برنامهریزیهای خودش قرار میداد."(farsi.khamenei.ir)
این الگو، برگرفته از سیره امام علی علیهالسلام در دوران حکومت ایشان است؛ آنجا که شبانه به خانه یتیمان میرفت و میفرمود: « آیا راضی باشم به اینکه فقط به من بگویند "امیرالمؤمنین"، ولی در سختیها و گرفتاریهای روزگار با مردم شریک نباشم؟(أ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي أَنْ يُقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَا أُشَارِكَهُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ؟ | نهجالبلاغه، خطبه 209)».
در نتیجه، مردمیسازی در حکمرانی، بهعنوان یکی از اصول بنیادین مکتب شهید رئیسی، الگویی عملی برای مسئولان و مدیران کشور است که با تأسی به آن، میتوان به تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش اعتماد عمومی دست یافت.
د) تحولگرایی و کارآمدسازی نظام اداری
به باور شهید رئیسی، حکمرانی مطلوب در ایران نیازمند دگرگونی در ساختارهای پوسیده و ناکارآمد اداری است. در شورای اداری استان اصفهان تصریح کرد: "اگر مدیری نگاه تحولی ندارد، او را کنار بگذارید"(khabaronline.ir، 1400). ایشان، تحول را نه در قالب تغییر افراد، بلکه در تغییر نگاه، عملکرد و ساختارها دنبال میکرد.
رهبر معظم انقلاب نیز در همین راستا تأکید دارند: «تحول، یک ضرورت است، نه یک انتخاب» (بیانات رهبری، 1400/6/2).
چالشهای تحقق الگوی حکمرانی تحولی شهید رئیسی در ساختار اداری ایران
هر الگوی حکمرانی، اگرچه در مبانی و اهداف خود کامل و آرمانی باشد، در مسیر تحقق، با موانع متعددی مواجه میشود که گاه تحقق آن را به تأخیر میاندازند یا حتی آن را ناکام میسازند. الگوی حکمرانی شهید آیتالله دکتر سید ابراهیم رئیسی نیز، با وجود برخورداری از پشتوانه فکری اسلامی و انقلابی و همچنین همراهی مردمی، در مرحله اجرا با چالشهای ساختاری و نهادی جدی روبهرو شد.
الف) ساختار بوروکراتیک فربه و فرسوده
یکی از موانع اساسی در تحقق حکمرانی تحولی، ساختار اداری سنتی و کند کشور است. نظام اداری موجود، متکی بر فرایندهای پیچیده، تمرکزگرا و غیرپاسخگوست که بهجای تسهیل امور مردم، موجب اتلاف منابع، زمان و انگیزه در بدنه اجرایی میشود. شهید رئیسی در این زمینه تصریح داشت: "باید ساختارهای فسادزا را اصلاح کرد؛ نه فقط افراد فاسد را"(president.ir، 1401).
رهبر معظم انقلاب نیز در بیاناتی فرمودند: «ما یک بوروکراسی سنگین و کند داریم. این باید اصلاح شود، وگرنه تحول ممکن نیست» (بیانات رهبری، 1400/6/2). از اینرو، ناکارآمدی ساختار، نخستین چالش پیش روی اجرای این الگوست.
ب) تعارض منافع و مقاومت مدیران سنتی
بسیاری از مدیران در بدنه اجرایی، نهتنها فاقد روحیه تحولیاند، بلکه از بقای وضع موجود بهرهمندند. اینان اغلب در برابر تغییر، جبهه میگیرند؛ چراکه تحول، منافع تثبیتشده آنها را به چالش میکشد. به تعبیر قرآن کریم: "چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید، گویند ما از روش پدران خود پیروی میکنیم[4]" (بقره، 170).
این آیه، نشان میدهد که پایبندی کورکورانه به روشهای پیشین، یکی از موانع همیشگی تحول در جوامع بوده است؛ موضوعی که امروز نیز در قالب تعارض منافع بروز مییابد.
ج) نبود نظام ارزیابی و پاسخگویی مؤثر
یکی از ضعفهای ساختاری نظام اجرایی کشور، نبود سیستم ارزیابی عملکرد بر مبنای شاخصهای تحولی است. بسیاری از دستگاهها، صرفاً گزارش عملکرد عددی ارائه میدهند، بیآنکه مشخص باشد این اعداد چه تأثیری در تحقق عدالت، کاهش فساد یا بهبود کیفیت زندگی مردم داشتهاند. شهید رئیسی تأکید میکرد: "اگر مدیران صرفاً مشغول روزمرّگی باشند، مسیر تحول مسدود خواهد شد"(farsnews.ir، 1401).
بدون نظام دقیق ارزیابی، نمیتوان مدیران تحولگرا را از مدیران عافیتطلب و محافظهکار تمییز داد؛ و این امر، به استمرار فضای بیتفاوتی منجر میشود.
د) ضعف گفتمانسازی در سطح جامعه و نخبگان
الگوی حکمرانی شهید رئیسی، هرچند در عمل جلوههایی از خود نشان داد، اما به گفتمانی فراگیر در
سطح نخبگان، رسانهها و دانشگاهها تبدیل نشد. عدم تبیین دقیق ابعاد نظری این الگو و نبود فضای گفتمانی فعال، موجب شد که بسیاری آن را صرفاً ادامهی روند پیشین تلقی کنند. این ضعف در «بیان مفهومی» یکی از چالشهای جدی تحقق الگوی تحولگرا در حکمرانی است.
امام علی علیهالسلام در خطبهای فرمود: "فرمانروایان شما از سوی اعمال شما ضربه میخورند(وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا | نهجالبلاغه، خطبه 207)". این کلام هشدار میدهد که عدم بصیرت و آگاهی عمومی در همراهی با راه تحول، میتواند خود موجب شکست آن شود.
در پایان این بخش، روشن میشود که تحقق حکمرانی تحولی در نظام جمهوری اسلامی ایران، تنها در صورتی ممکن خواهد بود که این چالشهای چهارگانه (ساختار، مدیریت، ارزیابی، گفتمان) به طور همزمان و منسجم مورد توجه و اصلاح قرار گیرد.
تحلیل تحقق حکمرانی مردمی در دولت شهید رئیسی
مردمیسازی حکمرانی یکی از ارکان گفتمان انقلاب اسلامی و از مؤلفههای اساسی در مکتب سیاسی شهید آیتالله دکتر سید ابراهیم رئیسی است. این اصل، نهتنها برگرفته از سیره امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب است، بلکه در عمل، یکی از مهمترین تفاوتهای مدیریتی شهید رئیسی با برخی دولتهای گذشته محسوب میشود. اما پرسش اصلی آن است که آیا حکمرانی مردمی در دولت شهید رئیسی، تنها در حد شعار باقی ماند یا واقعاً به مرحلهی اجرا و نهادینهسازی رسید؟
الف) مردمیسازی در سیره نظری و اجرایی شهید رئیسی
شهید رئیسی از ابتدای ریاستجمهوری خود، بر ارتباط مستقیم با مردم، پاسخگویی بیواسطه، و حضور در میدان تأکید داشت. یکی از اقدامات شاخص ایشان، برگزاری بیش از ۳۰ سفر استانی در کمتر از دو سال بود. وی در این سفرها نهتنها در جلسات رسمی شرکت میکرد، بلکه بهطور مستقیم با اقشار
مختلف مردم دیدار داشت و گاه بدون تشریفات به میان روستاییان، کشاورزان و حاشیهنشینان میرفت. در همین
راستا در سفر به چهارمحال و بختیاری فرمود: «تا وقتی مردم را نبینم، نمیتوانم ادعا کنم که از مشکلات آنان خبر دارم»(president.ir، 1401).
ب) تأیید و تحسین رهبر معظم انقلاب
رهبر معظم انقلاب اسلامی در توصیف شخصیت و سلوک مدیریتی شهید رئیسی، «مردمی بودن» را از مهمترین ویژگیهای ایشان برشمردند:
"یکی از مهمترین خصوصیّات آقای رئیسی مردمی بودن بود... در بین مردم حضور پیدا میکرد، لمس میکرد حقایق را با حضور در میان مردم، حرفهای آنها را میشنید و نیازهای آنها را محور برنامهریزیهای خودش قرار میداد" (بیانات رهبری، 1403/3/2).
این تعبیر، نهفقط تجلیل از ویژگیهای اخلاقی شهید رئیسی است، بلکه بیانگر آن است که حکمرانی مردمی، در عمل، در دولت او بهصورت نسبی محقق شده است.
ج) ریشههای دینی و انقلابی مردمیسازی
حکمرانی مردمی در اندیشه اسلامی، صرفاً به معنای خدمترسانی نیست؛ بلکه نوعی از ولایت در تعامل با امت است. امام علی علیهالسلام در نامه معروف به مالک اشتر تأکید میکند:
"مردم یا برادر دینی تو هستند یا همانند تو در آفرینش(فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ، وَإِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ | نهجالبلاغه، نامه 53)".
در این نگاه، حاکم نباید خود را جدا از مردم ببیند، بلکه باید در غمها و رنجهای آنها شریک باشد.
شهید رئیسی نیز بهروشنی در همین مسیر حرکت کرد. در جلسهای با مدیران ارشد کشور گفت: «در این دولت هیچ اتاق دربستهای نباید برای مردم باشد. ارتباط ما با مردم، اساس کار ماست» (mehrnews.com، 1401). او حتی در مواجهه با انتقادها و گلایههای مردم، پاسخگویی و شنیدن را وظیفه خود میدانست. (احمدی، ۱۴۰۱: ۳۰)
د) تفاوت حکمرانی مردمی با پوپولیسم
برخی گمان میکنند مردمیسازی حکمرانی به معنای عوامگرایی یا شعارهای احساسی و وعدههای بدون پشتوانه است؛ در حالی که در الگوی شهید رئیسی، مردمی بودن به معنای درک واقعیتهای میدانی و تنظیم سیاستها بر اساس نیازهای واقعی مردم بود. او در یکی از سخنرانیهای خود تصریح کرد:
"ما باید صدای مردم را نهفقط بشنویم، بلکه بر اساس آن تصمیم بگیریم. مردمباوری یعنی شناخت واقعیتهای جامعه از دل میدان" (tasnimnews.com، 1400).
ایشان در همین راستا، در پاسخ به برخی تحلیلها مبنی بر نمایشی بودن سفرهای استانی فرمود: "ما در سفرها برای تبلیغ نمیرویم، برای شنیدن و حل مسئله میرویم "(president.ir، 1401).
این رویکرد نشان میدهد که مدل حکمرانی مردمی در نگاه شهید رئیسی، از جنس میدانمحوری و اقدام بود، نه هیجانسازی تبلیغاتی.
هـ) موانع تحقق کامل حکمرانی مردمی
با همه تلاشهای دولت سیزدهم برای ارتباط مستقیم با مردم، تحقق حکمرانی مردمی بهطور کامل، نیازمند بسترهای نهادی و رسانهای است. شهید رئیسی در این خصوص هشدار داده بود:
"ما اگر در ساختارها تحول ایجاد نکنیم، حتی نیت مردمی ما هم ممکن است در مسیر اداری فرسوده شود" (iribnews.ir، 1401).
در جلسات هیأت دولت نیز تأکید کرد:
"بوروکراسی نباید مانع ارتباط مستقیم با مردم شود؛ ما باید ساختارهای دستوپاگیر را اصلاح کنیم" (mehrnews.com، 1401).
این جملات نشان میدهد که شهید رئیسی، موانع ساختاری را بهعنوان تهدیدی برای تحقق عینی حکمرانی مردمی میدانست و در عمل نیز سعی داشت با تغییر در سازوکارها، آن را محقق سازد.
در جمعبندی این بخش، میتوان گفت که مردمیسازی در الگوی حکمرانی شهید رئیسی، یک اصل صوری نبود؛ بلکه در سلوک شخصی، سفرهای میدانی، و تصمیمهای کلان دولت متجلی شد. با وجود موانع ساختاری، این جهتگیری توانست بخشی از اعتماد عمومی را بازسازی کند و الگویی ماندگار از حکمرانی دینی-مردمی ارائه دهد.
فرصتها و پیششرطهای تحقق الگوی حکمرانی تحولی در ایران
تحول، فقط یک مفهوم مدیریتی نیست. در ادبیات مدیریتی اسلامی، تحول نوعی جهاد سازمانی تلقی میشود؛ آتش به اختیار بودن در برابر موانع، برخاستن از میان مردم و خوابیدن با اندوه آنها بر دل. حکمرانی تحولی یعنی از خود گذشتن، ساده زیستن، و سنگر گرفتن پشت خاکریزهای بوروکراسی برای نجات مردم.
شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی، به معنای حقیقی کلمه، یک "مجاهد تحول" بود. کسی که میان جلسه و گلایه مردم، حضور در هیأت دولت و دیدار با کارگر خسته، تفاوتی قائل نبود. او فرصتها را شناخت، با جان خود روی آنها ایستاد، و آخرش هم جانش را در راه همان مسیر داد.
الف) مردم؛ ستون حکمرانی اسلامی
در قرآن آمده: "همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید(وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلا تَفَرَّقُوا | آل عمران، 103)".
در حکمرانی الهی، مردم نه تنها مخاطب، بلکه پایهاند. شهید رئیسی این را در عمل باور داشت. او بین مردم زندگی کرد، در میانشان نفس کشید و از صدایشان نقشه کشید. هر سفر استانی او، یک میدان جدید بود؛ هر دست فشرده با پیرزنی در حاشیه شهر، یک جلسه راهبردی.
رهبر انقلاب فرمودند:
"شهید رئیسی حقیقتاً مردمی بود. حرف مردم را میشنید و خواستههای آنان را محور برنامههایش قرار میداد" (بیانات رهبری، 1403/3/2).
آری، حکمرانی مردمی، در قامت او عینیت یافته بود.
ب) جوانان؛ شریکان نبرد نرمافزار انقلاب
امام علی علیهالسلام فرمود:
"مردم یا برادر دینی تو هستند یا همنوع انسانی تو" (نهجالبلاغه، نامه 53).
او به جوانان اعتماد کرد، از آنها در میدانهای واقعی استفاده کرد. نه بهعنوان سیاهیلشکرِ شعار، بلکه بهعنوان فرماندهان نرمافزار تحول. رئیسی به آنها میدان داد، نه تریبون. او میدانست که آینده انقلاب، روی دوش همین نسل جوان، مؤمن و پرتلاش خواهد رفت. او گام دوم انقلاب را فقط نخوانده بود؛ آن را زندگی کرده بود.
ج) قانون اساسی؛ مانع نیست، راه است
رئیسی با تمام وجود به ظرفیت قانون اساسی باور داشت. او میگفت:
"ما مشکل قانون نداریم؛ مشکل در اجراست. اگر اصل سوم، هشتم، نوزدهم و چهلوسوم اجرا شود، دیگر فقر و تبعیض نخواهیم داشت" (jamaran.ir، 1401).
او عدالت را در متن میدید، نه در شعار. او قانون را برای مردم میخواست، نه برای تثبیت قدرت.
د) الزامات تحقق یک رؤیای زمینی
شهید رئیسی در میدان بود، اما هرگز فریب سطح میدان را نخورد. او میدانست که بدون تغییر ساختار، حتی انسانهای بزرگ هم فرو میریزند.
میگفت:
"اگر ساختار اصلاح نشود، مدیران مؤمن هم قربانی آن میشوند"(iribnews.ir 1401).
و چه واقعنگرانه این جمله را گفت... و چه صادقانه خودش را قربانی همین ساختارها کرد.
او میدانست که برای تحقق حکمرانی تحولی، باید گفتمان بسازی، ساختار را اصلاح کنی، و بر شفافیت اصرار داشته باشی. میدانست که باید در تراز مردم بایستی، با نخبگان گفتوگو کنی، و در برابر فساد بیملاحظه بایستی.
پیامدها و میراث فکری الگوی حکمرانی شهید رئیسی
شهادت آیتالله دکتر سید ابراهیم رئیسی را میتوان نقطه اوج سیر خدمتمحور و عدالتطلبانهای دانست که در تمام دوران مسئولیت وی نمود یافت. این واقعه، فراتر از یک حادثه شخصی یا سیاسی، حامل پیام پایداری بر اصول حکمرانی تحولی و مردمی بود.
رئیسی با تأکید بر اصلاح ساختارهای ناکارآمد، مبارزه با فساد، و حضور میدانی در میان مردم، کوشید تا فاصله میان دولت و جامعه را کاهش دهد. شهادت او در جریان مأموریت رسمی و در خدمت به مردم، تداوم همان رویکردی بود که «حکمرانی را خدمتمحور و نه قدرتمحور» میدید.
از منظر تحلیل گفتمانی، فقدان او نه پایان، بلکه آغاز مرحلهای جدید از بازخوانی و استمرار الگوی «حکمرانی تحولی» در ایران است. میراث فکری و عملی وی در سه سطح قابل تداوم است:
۱. در سطح نظری، تثبیت گفتمان عدالتخواهی و مردمباوری در ادبیات مدیریتی کشور؛
۲. در سطح نهادی، تأکید بر چابکسازی ساختارها و پاسخگویی مدیران؛
۳. در سطح فرهنگی، نهادینهسازی روحیه خدمت و ایثار در میان کارگزاران نظام.
بنابراین، شهادت شهید رئیسی را میتوان نه به عنوان پایان یک مسیر، بلکه به عنوان تأیید نهایی یک مکتب در حکمرانی دانست؛ مکتبی که بر اساس پیوند میان ایمان، عدالت، و کارآمدی استوار است و تداوم آن میتواند به شکلگیری گفتمان پایدار تحول در نظام اداری و سیاسی جمهوری اسلامی ایران بینجامد.
نتیجهگیری
الگوی حکمرانی تحولی شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی، تصویری روشن از امکان بازسازی عمیق نظام مدیریتی و سیاسی کشور در چارچوب ارزشهای اسلامی و انقلابی ارائه میدهد. الگویی که نهتنها در تئوری، بلکه در میدان عمل و با جانفشانی در مسیر عدالت، شفافیت، مردمیسازی و فسادستیزی، تبلور یافت.
دستاورد این پژوهش نشان میدهد که تحقق چنین الگویی، نیازمند ارادهای راسخ، ساختاری اصلاحشده، گفتمانی زنده و مشارکتی فراگیر است. شهید رئیسی با بهرهگیری از فرصتهایی چون اعتماد عمومی، نیروی جوان مؤمن، ظرفیتهای قانون اساسی و همراهی رهبری، نشان داد که تحول، صرفاً یک آرزو نیست، بلکه امکانی است در دسترس، اگر با صداقت و شجاعت پیگیری شود.
پایان مسیر او، با شهادت، اوج پیام این الگوست؛ پیامی که میگوید مسیر تحول، مسیر راحتی نیست، اما اگر با نیت الهی، خدمت صادقانه و توکل همراه شود، حتی اگر جسم در کوه فرو ریزد، روح در قلب ملت جاودانه خواهد ماند.
پیام این مقاله آن است که الگوی حکمرانی تحولی، اگر بر پایه اخلاص، مردمباوری و شجاعت استوار شود، میتواند نهتنها راهی برای خروج از بحرانهای ساختاری، بلکه پلی باشد برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی؛ همان راهی که شهید رئیسی آغاز کرد و اکنون مسئولیت ادامهاش بر دوش ماست.
منابع
القرآن الکریم
نهجالبلاغه
1) احمدی، مهدی . (۱۴۰۱). [عنوان اثر مرتبط با پاسخگویی و انتقادپذیری]. (ارجاع درونمتنی: ص ۳۰).
2) پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای. (۱۴۰۰، ۲ شهریور). بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت سیزدهم. قابل دسترسی در: farsi.khamenei.ir
3) پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای. (۱۴۰۳، ۲ خرداد). پیام تسلیت در پی شهادت رئیسجمهور و همراهان. قابل دسترسی در: farsi.khamenei.ir
4) پایگاه اطلاعرسانی ریاست جمهوری. (۱۴۰۱). مجموعه سخنرانیها و بیانات رئیسجمهور در سفرهای استانی. قابل دسترسی در: president.ir
5) جوادی آملی، عبدالله. (۱۳۹۵). [عنوان اثر مرتبط با ولایت فقیه و عدالت اجتماعی]. (ارجاع درونمتنی: ص ۸۰).
6) حسینی، محمد. (۱۴۰۲). [عنوان اثر مرتبط با تحول در قرآن]. (ارجاع درونمتنی: ص ۴۵).
7) حنفی، زهرا. (۱۴۰۲). [عنوان اثر مرتبط با اخلاق مدیریتی شهید رئیسی]. (ارجاع درونمتنی: ص ۹۰).
8) خبرگزاری ایرنا. (۱۴۰۰). سخنان رئیسجمهور؛ محور همه امور عدالت است. قابل دسترسی در: irna.ir
9) خبرگزاری تسنیم. (۱۴۰۰). سخنان رئیسجمهور درباره مفهوم مردمباوری. قابل دسترسی در: tasnimnews.com
10) خبرگزاری جاماران. (۱۴۰۱). سخنان رئیسجمهور درباره اجرای اصول قانون اساسی. قابل دسترسی در: jamaran.ir
11) خبرگزاری خبرآنلاین. (۱۴۰۰). سخنان رئیسجمهور در شورای اداری استان اصفهان. قابل دسترسی در: khabaronline.ir
12) خبرگزاری صدا و سیما. (۱۴۰۱). سخنان رئیسجمهور درباره ضرورت تحول در ساختارها. قابل دسترسی در: iribnews.ir
13) خبرگزاری فارس. (۱۴۰۱). گزارش سخنان رئیسجمهور درباره پرهیز از روزمرگی. قابل دسترسی در: farsnews.ir
14) خبرگزاری مهر. (۱۴۰۱). سخنان رئیسجمهور در جمع مدیران ارشد درباره ارتباط با مردم. قابل دسترسی در: mehrnews.com
15) نصری، حسین. (۱۴۰۱). [عنوان اثر مرتبط با تحولگرایی در مدیریت]. (ارجاع درونمتنی: ص ۳۵).
إِنَّ اللّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَسَادَ
أ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي أَنْ يُقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَا أُشَارِكَهُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ؟
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا
وَ إِنَّمَا يُؤْتَى أُمَرَاؤُكُمْ مِنْ قِبَلِ أَعْمَالِكُمْ
فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ، وَإِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلا تَفَرَّقُوا
محقق: جلال حسن زاده
(طلبه سطح دو حوزه)
مجله مدرسهای اندیشه پژوه - شماره دوم/آذر1404
مطلبی دیگر از این انتشارات
لوازم و موانع نقش آفرینی جوانان در تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی
مطلبی دیگر از این انتشارات
تبیین نقش احکام فقهی در ارتقای سلامت جسم و روح انسان از منظر طب اسلامی
مطلبی دیگر از این انتشارات
رهیافت قرآنی به شاخصههای حوزه انقلابی