<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات انتشارات جم | JamPub</title>
        <link>https://virgool.io/Jampub/feed</link>
        <description>برترین مطالب آموزنده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 03:51:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/</url>
            <title>انتشارات جم | JamPub</title>
            <link>https://virgool.io/Jampub</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تفاوت بی ادبی و بد دهنی</title>
                <link>https://virgool.io/Jampub/the-difference-between-rudeness-and-bad-mouth-ndxow69ervmi</link>
                <description>آیا کسی که بی ادبه! بد دهن هم هست؟خیلی جاها این دو کلمه کنار هم قرار میگیرند، فلانی خیلی بی ادب و بد دهنه و اصلا حواسش به رفتار و کردارش نیست!به نظر فاصله خیلی خیلی گسترده ای بین کسی که بی ادبه و کسی که بد دهنه وجود داره!ادب موهبتیه که میتونه یا از طرف خانواده شکل بگیره و یا توسط خود فرد آموخته بشه.اما بددهنی یه انتخابه! یه فرد میتونه انتخاب کنه که بد دهن باشه و یا نه نباشه.شما تو جمع دوستاتون راحت نیستید؟ همدیگرو تو جمع های خودمونی آقا و خانوم خطاب میکنید و جرعت تو گفتن و نگاه کردن به چشمای همدیگر هم ندارید؟قطعا نه و قضیه هم از همینجا شروع میشه.خیلی از جوونای امروزی(از جمله خود من) تو اکیپ های خودمونی خودشون بسیار باهم راحت حرف میزنن و حد و مرز هارو به معنای واقعی کلمه می شکنن اما آیا یکیشون از دیگری دلخور میشه؟نه!آیا این آدم بی ادبه؟ نه!آیا این آدم بد دهنه؟بلهتفاوت این دوتا کلمه دقیقا همینجا مشخص میشه که بی ادبی با بد دهنی خیلی تفاوت داره و یکی میتونه یادبگیره که با ادب باشه ولی انتخاب کنه که بد دهن باشه!خودمو مثال میزنم :من یه جوون با ادب اما بد دهنم!تو تو کدوم جبهه ای!؟</description>
                <category>انتشارات جم | JamPub</category>
                <author>محمد مهدی آقاخانی</author>
                <pubDate>Mon, 14 Jun 2021 00:35:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لارسی جلوگیری از افراط</title>
                <link>https://virgool.io/Jampub/%D9%84%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D9%88%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B7-dusgyanvcygp</link>
                <description>لارسی افراط در واژه گزینیخیر الاُمورِ اُوسَطها ??  هرچیزی افراطی یا به قولی : سوپر افراطیَش ،  خِلل دارد ، و یک ریگی به کفشش هست  . ? قوم و نژاد گرائیِ افراطی ، سُنّت گرائیِ افراطی ، طبقه  و صنف گرائیِ افراطی ،   و ده ها موردِ دیگرِ افراطی گریِ  تک وجهی ، اینها  همه   مُشکل سازند . ?  وقتی ما فرهنگِ کتابی و شفاهیِ مردمِ خود را ، بی دلیل نادیده گرفته ،  و واژه هایِ کهُنه و فرسوده ی قرن ها   پیش را از زیرِ خاک ، بالا بکشیم و به عنوانِ نوگرائی ، بخواهیم  آنرا قالب کنیم ، همانقدر آسیب می زند که موردِ تهاجُمِ کلماتِ خارجیِ دور از ذهن قرار گرفته باشیم . ?? اگر دیدیم واژه ای  ، کار آمد است ، و مُشکلی ندارد ، نباید به آن ، اَنگِ بیگانه بودن بزنیم  ، و مردم را سردرگُم کنیم . ??  خطّ لارسی ، سازگار با تمامِ واژه های رایج در ادبیّاتِ فارسی می باشد ، ???  به اضافه ی دو هزار تا فونتِ طرّاحی شده ی آماده ، که مجّانی ، در اختیار دارد ?? برای 4 تا فونتِ فارسی ، کُلّی سخت افزار و نرم افزار و قفل و بست ، با ید به کامپیوتر متّصل کرد ، و با کُلّی ویروس ، باید کلنجار رفت ، تا چند سطری  با این خطّ ناقص ، نگارش کنیم . ???</description>
                <category>انتشارات جم | JamPub</category>
                <author>hashem davoodi</author>
                <pubDate>Tue, 27 Apr 2021 13:56:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع مختلف سرمایه‌گذاری در بیت‌کوین - بخش اول</title>
                <link>https://virgool.io/Jampub/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-cqf6qzh512nu</link>
                <description>سرمایه‌گذاری در بیت‌کوینبیت‌کوین یک شرکت یا سهام نیست، یک ارز است. اگر هنوز از ماهیت بیت‌کوین به درک درستی نرسیده‌اید، می‌توانید به مطلب بیت‌کوین چیست؟ مراجعه کنید. به عنوان یک ارز، ابتدایی‌ترین نوع سرمایه‌گذاری در آن، خریدش است. صد البته انواع دیگری از سرمایه‌گذاری در بیت‌کوین نیز وجود دارد(مانند استخراج بیت‌کوین یا معامله و ترید بیت‌کوین) ولی در این مطلب به بررسی بیشتر روش خرید و نگهداری می‌پردازیم:خرید و نگه‌داریمرسوم‌ترین شیوه سرمایه‌‌گذاری بیت‌کوین، خرید این ارز و نگهداری آن است که از آن با نام هادل (Hodl) یاد می‌شود. هادل شکل تغییر یافته کلمه (Hold) به معنای نگهداری است. اگر قصد نگهداری و سرمایه‌گذاری در بیت‌کوین به این روش را دارید مهمترین قانون را به یاد داشته باشید:&quot;حرف و پیشنهاد هیچکس را در مورد آینده گوش نکنید. خودتان تحقیق کنید، در مورد بیت‌کوین یاد بگیرید و به یک نتیجه‌گیری برسید.&quot;- چند نکته که باید در سرمایه‌گذاری و نگهداری از بیت‌کوین‌های خود بدانید:اول آنکه هیچوقت بیش از چیزی که قادر به از دست دادنش هستید، سرمایه‌گذاری نکنید. سرمایه‌گذاری در بیت‌کوین پرخطر است و این مسئله را همیشه به یاد داشته باشید.دوم اینکه بعد از خرید بیت‌کوین مطمئن شوید که بیت‌کوین‌هایتان در کیف پول‌ شخصی‌تان (روی موبایل یا کامپیوتر) است و آنها را در یک صرافی نگه نمی‌دارید. اگر مبلغ قابل توجهی دارید، توصیه می‌کنیم از یک کیف پول سخت‌افزاری استفاده کنید. در صورتی که از پس هزینه این کیف پول‌ها بر نمی‌آیید، کیف پول‌های کاغذی بهترین گزینه هستند.نکته سومی که باید در ذهن داشته باشید این است که تنها از یک صرافی معتبر بیت‌کوین بخرید. گاهی پرداخت هزینه بالاتر در ازای امنیت و آرامش، ضرر به حساب نمی‌آید.نکته چهارم و پایانی آن است که از متوسط هزینه دلاری (DCA) استفاده کنید؛ این یعنی همه بیت‌کوین‌های خود را در یک خرید، نخرید، بلکه هر ماه، هر هفته یا حتی هر روز هر سال یک مقدار مشخص بیت‌کوین خریداری کنید. بدین ترتیب شما در طول سال به یک مبلغ میانگین رسیده‌اید. خرید پله‌ای بسیار حائز اهمیت است.?پیشنهاد می کنیم مطلب مربوط به محبوب‌ترین استراتژی سرمایه گذاری رمزارزها را نیز مطالعه کنید.- تصویر از cointelegraph- منبع سایت ارزدیجیتالبیت‌میت راهی سریع، ساده و امن برای خرید و فروش ارز دیجیتال است. شما می‌توانید در تمام ساعات شبانه‌روز و در مدت زمانی کوتاه، خرید و فروش مستقیم ارز دیجیتال و دریافت کیف پول رایگان را در بیت‌میت تجربه کنید: www.bitmit.co</description>
                <category>انتشارات جم | JamPub</category>
                <author>bitmit - بیت‌میت</author>
                <pubDate>Thu, 17 Dec 2020 11:37:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاطرات منِ معلم-  قسمت دهم- کُزِت</title>
                <link>https://virgool.io/Jampub/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%86%D9%90-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%87%D9%85-%DA%A9%D9%8F%D8%B2%D9%90%D8%AA-vkvi1usf6cjb</link>
                <description>مطمئنم؛ یعنی تردید ندارم اگه ویکتور هوگو من و حال و روزم رو می‌دید، حتمن یه شاهکار دیگه می‌تونست خلق کنه. اسمش رو هم می‌ذاشت بینوا، یعنی من. نمی‌دونم چه اصراری داره فرشته که من آدم معروفی بشم. یه اتاقمون رو کرده استودیو؛ به درودیوارش شونه تخم‌مرغ و گونی زده که صدا نپیچه. پرده‌های ضخیم رو جمع کرده و پرده توری نازک آویزون کرده که نور کافی باشه و البته ملایم. به موهام ژل می زنه و  همش می‌گه اصلاح کن که جلوی دوربین مرتب باشی؛ و اونقدر آب ولرم می‌ده قرقره می‌کنم که صدام کاملن قورباغه‌ای شده. یعنی از صبح علی‌الطلوع تا غروب من همین‌جور دارم جلوی دوربین موبایل فیلم می‌گیرم و از دستورات ریزودرشت فرشته پیروی می‌کنم. بعد هم وبینار با دانش‌آموزها و خانواده‌ها و دخالت‌های نابجای فرشته و ماجراهای عجیب و غریبی که وادارم می‌کنه برم ثبت احوال و اسمم رو عوض کنم و بذارم کُزِت.     به اینجا که رسیدم عمه کتی زد زیر خنده؛ چنان قهقه خوشگلی که خودمم خندیدم. گفت وای خیلی بامزه می‌شی اگه اسمت بشه کُزِت؛ فقط یه کاری هم باید انجام بدی. با خنده گفتم چه کاری؟ در حالی که بلند می‌شد به موهاش دست زد و با ناز گفت باید طلاییش کنی. و ادامه داد :&quot;یه قهوه مشدی حقته&quot;؛ و رفت طرف آشپزخونه.&quot;الاهی این چه آبی و چه رنگی‌ست&quot;    بعداز ناهار قرار بود ضبط برنامه داشته باشیم؛ وقتی که بعد از 6 بار عوض کردن پیراهن فرشته گفت نه اینم حس خوبی نداره؛ دیگه کفری شدم و به بهانه عوض کردن پیراهن، از اتاق خارج شدم در حالی که فرشته داشت همین جور حرف می‌زد، گوشیم رو گذاشتم روی میز، کفشم رو پوشیدم  و از خونه زدم بیرون. احساس خیلی خوبی داشتم و حس آزادی و رهایی بهم دست داده بود، راه افتادم طرف خونه عمه کتی. وقتی رسیدم از نگاه‌های عمه کتی فهمیدم ماجرا رو می‌دونه؛  گفت دل‌‌و‌جیگر خوردی؟ خودمو لوس کردم و گفتم یه نخ موی شما که دیگه تو تن ما هست، نیست؟ خندید و گفت کاش بود.   بوی قهوه هوش از سرم برده بود. با دو تا فنجون کوچولوی بامزه روبروم نشست. با چشمش اشاره کرد که بردارم. اول حسابی بو کشیدم و بعد آروم مزه کردم و یه قلپ کوچیک ازش چشیدم. بی‌نظیره قهو‌های عمه کتی.آدم یه لحظه همه چیز رو فراموش می کنه، دیگه حرفی نزدیم، غرق شدیم در اون لحظه و در سکوت قهوه خوردیم. یه حس و حال غریب داشت و عجیب چسبید. جادویی بود طعمش و اثرش.تصمیم گرفتم شب بمونم، حوصله نداشتم برم خونه؛ هنوز تو خلسه بودم که عمه کتی گفت دیگه بهتره بری خونه، زن‌ها رو نباید تنها گذاشت کار خوبی نیست؛ یعنی در شان آدمی مثل تو نیست. گفتم، یعنی می‌خواستم بگم ولی نتونستم، فقط گفتم چشم. جلوی در لحظه آخر عمه کتی گفت نه خیلی تند برو و نه خیلی کند؛ احترام بذار، دوستش داشته باش، ولی اقتدارت رو هم حفظ کن؛ اقتدار، نه استبداد. بعد قهقهه جانانه‌ای زد که دلم غنج رفت؛ بغلش کردم و تو گوشم گفت تو یه آقای خیلی محترمی لازم نیست ادای کسی رو دربیاری. از درکه اومدم بیرون تو فکر استبداد و اقتدار بودم. تصمیم گرفتم کمی پیاده برم و خودم رو برای یه مناظره جانانه آماده کنم. گرگ و میش بود؛ حس خیلی خوبی داشتم و دیگه به کُزِت فکر نمی‌کردم. https://virgool.io/@rziadoostan/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A7-14-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85-%D9%86%DA%A9%D9%86-cirvxg53lqx8 </description>
                <category>انتشارات جم | JamPub</category>
                <author>رضا ضیائی‌دوستان</author>
                <pubDate>Mon, 30 Nov 2020 10:37:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>