<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات ژوریتم</title>
        <link>https://virgool.io/Jouritm/feed</link>
        <description>ژورنالی برای ریتم زندگی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:48:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/d6rn0irribxg/0rq6vi.png</url>
            <title>ژوریتم</title>
            <link>https://virgool.io/Jouritm</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خلاصه کتاب &quot;عادت‌های اتمی&quot; - بخش اول</title>
                <link>https://virgool.io/Jouritm/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-gpyl1z8bcfzt</link>
                <description>توی یک سلسله‌ای از مطالب سعی میکنم تا خلاصه ای کاربردی و مفید از کتاب &quot;عادت‌های اتمی&quot; رو در اختیارتون قرار بدم تا اگر وقت کافی برای خوندن این کتاب رو ندارین حداقل محتوای درجه یک اون رو از دست ندین.قبل از این که بریم سراغ کتاب بگم اگر فکرتون حتی به اندازه‌ی ناچیزی درگیر بهتر شدن و پیشرفت شخصی خودتونه خوندن این کتاب رو شدیداً بهتون توصیه میکنم.خوب میریم سراغ اولین مطلب از زنجیره مطالبِ خلاصهِ کتابِ عادت‌های اتمی:قبل از هرچیزی بهتره تعریفمون رو از عادت با همدیگه یکی کنیم.طبق این کتاب:&lt;&lt;عادت، روزمرگی یا رفتاری است که به طور منظم و در خیلی موارد به صورت غیر ارادی و خودکار تکرار می‌شود.&gt;&gt;نویسنده در ابتدای صحبتش معتقده که اگر مدام همون عادت‌های همیشگیمون رو تکرار کنیم همون چیزایی نصیبمون میشه که تا الان عایدمون شده اما اگر فقط یکم این عادت ها رو بهبود بدیم به هرچیزی که بخوایم میرسیم که خوب شاید این جمله کاملاً خواننده رو قلقلک بده و تحریک کنه تا برای خوندن بقیه کتاب عجله کنه.این کتاب که به گفته‌ی نویسنده‌ی اون بر محور &quot;سرنخ ، اشتیاق ، پاسخ و پاداش&quot; هستش بارها و بارها بیان میکنه که هرچیزی رو تکرار کنین همون رو هم به دست میارین و در واقع بازده‌ها و دستاوردهای هر آدمی رو آیینه‌ی عادت های اون آدم میدونه.مثلا دارایی رو آیینه‌ی عادت های اقتصادی ، وزن رو آیینه‌ی عادت تغذیه و معلومات رو آیینه‎ی یادگیری میدونه.یکی از مهم ترین نکاتی که این کتاب خیلی روش مانور میده همون داستان هر روز یک درصد بهتر از دیروز شدن و بحث عادت های کوچیک هستش که احتمالا اکثریت باهاش آشنایی دارین اما برای دوستانی که آشنایی ندارن در حد مختصر بگم که قانونی هست که میگه اگه در کاری هر روز یک درصد بهتر بشید بعد از یک سال اون کار رو 37 برابر بهتر انجام میدین و اگه هر روز یک درصد بدتر بشین بعد از یک سال تقریبا به صفر میرسین.اثر عادت‌های کوچک به مرور زمان روی همدیگه جمع میشهمفهوم دیگه ای که جیمز کلیر نویسنده‌ی کتاب عنوان میکنه این هستش که اساساً &quot; عادت ، شمشیر دولبه است&quot;.عادت های بد به خود شخص آسیب می زنه و عادت های خوب هم ، خود شخص رو میسازه و موفق میکنه.مثلا اگه بخوایم از عادت و تاثیرش روی &quot;بهره‌ی مرکب توانمندی&quot; صحبت کنیم باید بگیم که هرچی تعداد کارایی که می‌تونیم بدون فکر و براساس عادت انجام بدیم بیشتر باشه ، مغز راحت‌‌تر میتونه روی کارهای اصلی‌تر و مهم‌تر تمرکز کنه.یکی از رایج ترین ترین اتفاقاتی که برای خیلی از ماها افتاده رو ، این کتاب خیلی ساده و تحت قالب یک شکل بیان کرده و اسمش رو گذاشته &quot; تثبیت توانایی پنهان&quot; که من این شکل رو اینجا آوردم.مفهوم کلی این شکل نشون میده که معمولا ما انتظار داریم پیشرفتمون به شکل خطی باشه و خیلی زود اتفاق بیفته اما در عمل ، تلاش ما اغلب دیرتر جواب میده.همین‌جاست که خیلی ها به دره‌ی ناامیدی سقوط میکنن چون زمان زیادی خودشون رو به آب‌و‌آتیش زدن اما به چیزی که میخواستن نرسیدن.اما در واقع این زمان به هدر نرفته ، بلکه ذخیره شده و وقتی زمان مناسبش برسه تازه ارزش حقیقی تلاش‌ها مشخص میشه.و در ادامه میخوام یکی از مهم ترین مفاهیم این کتاب رو بگم و مطلب اول رو ببندم.به فکر هدف نباشید ؛ تمام حواستان به سیستم باشد.قبل از این که توضیح بدم چرا و چطوری این کار رو بکنین باید فرق بین هدف و سیستم رو بگم:هدف ، نتیجه‌ای هستش که ما می‌خوایم به دستش بیاریم و سیستم ، راهیه که ما رو به اون هدف میرسونه.توی این مفهوم قرار نیست ما بگیم که هدف‌گذاری به هیچ دردی نمیخوره و کلاً بی فایده است ، اتفاقا هدف مسیر و جهت حرکت رو به شما نشون میده ؛ اما جلو رفتن توی این مسیر کار سیستم هستش.برای تائید این مفهوم چندتا نکته میگم که حتما فکرتونو مشغول میکنه:نکته‌ی اول:هدفِ برنده و بازنده یکیه.همه میخوان برنده بشن؛ پس اگر هدف موفق‌ها و ناموفق‌ها یکیه، هدف تاثیری در برنده یا بازنده شدن نداره.نکته‌ی دوم:رسیدن به هدف چیزی جز تغییر لحظه‌ای نیس.ما همیشه فکر میکنیم برای یک تغییر اساسی و خوب باید نتیجه رو عوض کنیم درحالی که مشکل از نتیجه نیست و چیزی که واقعا باید عوض بشه سیستمیه که نتیجه از اون آب میخوره.نکته‌ی سوم:هدف آرامش رو از شما میگیره.فرض پشت هر هدف اینه که:«اگه به این خواسته‌ام برسم ، اون وقت دیگه خوشبخت میشم و از خدا هیچی دیگه نمی‌خوام .» اشکال این طرز فکر اینه که دائم دارین خوشبختیتون رو به مراحل بعدی زندگی موکول می‌کنین.در عوض وقتی به جای نتیجه به فرآیند دل ببندین هروقت سیستم درست کار کنه، احساس رضایت و خوشبختی می‌کنین.نکنته‌ی چهارم:هدف ماندنی نیس.اگه واقعا تمام هم‌و‌غمتون رسیدن به هدف باشه بعد که بهش رسیدین دیگه هیج انگیزه‌ای براتون باقی نمونده و دیگه چیزی وجود نداره که شما رو ، رو به جلو هل بده.پس بهتره به فرآیند پایبند باشین تا گیر همچین داستان‌هایی نیفتین.موارد گفته شده توی این مطلب فقط بخشی از کتاب &quot;عادت‌های‌ اتمی&quot; نوشته‌ی جیمز کلیر هستش و سعی دارم تا بقیه‌ی موارد مفید و کلیدی این کتاب رو هم در مطالب بعدی با شما به اشتراک بذارم.پس تا مطلب بعدی فقط کافیه یادتون باشه پیشرفت‌های کوچیک و یک درصدی نه سروصدایی راه میندازن نه حتی به چشم میان ، اما به شدت موثرترند مخصوصاً در بلند مدت.</description>
                <category>ژوریتم</category>
                <author>afrooz korbekandi</author>
                <pubDate>Sun, 06 Sep 2020 13:49:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودت دست خودتو بگیر و بلندشو</title>
                <link>https://virgool.io/Jouritm/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D9%88-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%88-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF%D8%B4%D9%88-dmkqgtjlrbwm</link>
                <description>امروز و توی این مطلب قصد دارم یکم راجع به انگیزه حرف بزنم اونم از مهم ترین نوعش ، یعنی انگیزه دادن به خودمون.بی‌انگیزگی ، تنبلی و حوصله نداشتن ، الان ، با توجه به شرایط کنونی توی تمام دنیا وجود داره و خوب از اونجایی که تو ایران تقریبا همه چیز ، همیشه کمی شدیدتر هستش این موضوع هم ازش مستثنا نیست.خیلی راحت ممکنه صبح که بیدار میشین و هنوز توی تخت خواب هستین ، فکرکنین هیچ انگیزه‌ای برای بیدار شدن ندارین و یا ممکنه بعدازظهری که قراره توش کلی کار انجام بدین و براش برنامه ریزی کردین یهو انرژیتون خالی بشه و هیچ دلیلی برای انجام اون کارا پیدا نکنین که خوب متاسفانه باید بگم توی این حالت‌ها غول زمخت بی‌انگیزگی شما رو بغل کرده.اصلا انگیزه چیه؟انگیزه یک مهارت شخصیه و درواقع همون چیزی هستش که ما رو به سمت هدف‌هامون هدایت میکنه ، کیفیت کلی زندگیمون رو بالا میبره ، کمک میکنه تا جنبه های مختلف زندگیمون رو کنترل کنیم و در نهایت هوامونو داره تا در برابر مشکلات کم نیاریم. کی باید به آدم انگیزه بده؟این که ما با انگیزه های درونی خودمون مثل رضایت یا رسیدن به آرامش برانگیخته میشیم یا با انگیزه‌های بیرونی مثل تشویق دیگران چیزی هستش که توی آدم های مختلف ، متفاوته و ما اول از همه باید سعی کنیم خودمون رو بهتر بشناسیم تا ببینیم جزو کدوم دسته هستیم.اما به طور کلی این که بتونیم با انگیزه های درونی خودمون برانگیخنه بشیم خیلی بهتره.چرا؟بخاطراینکه اینطوری هیچوقت چشم انتظار کس دیگه ای نیستیم چون بهرحال ممکنه آدم های اطرافمون گیر باشن یا نتونن اون موقع که حال ما رو‌به‌راه نیست بهمون انگیزه بدن و اون موقع همه‌ی کارهای ما عقب میفته ، اینجوری حتی تو تنهاییامونم میتونیم دست خودمون رو بگیریم و بلند شیم و خوب واقعا چی بهتر از این که خودت حال خودت رو خوب کنی؟تمام اینا رو گفتیم اما خوب معلومه این که آدم خودش بتونه به خودش انگیزه بده و حال خودشو خوب کنه کار سختیه و نیاز به تمرین کردن داره اما اگه همین الان شروع کنیم هم خیلی بهتر از فرداست پس بریم یکم عملیاتی تر حرف بزنیم.از کجا شروع کنیم؟اول این که همون طوری که قبلا هم گفتم این داستان کاملا شخصی و بسته به ویژگی‌های شخصیتی شماست اما خوب تو دنیا یک سری راهکار های کلی برای داستان Self-Motivation یا همون انگیزه‌دهی شخصی پیشنهاد شده که منم سعی میکنم چندتا از بهترین هاش رو اینجا بیان کنم.فقط توصیه میکنم اگه تاحالا خودتون به خودتون روحیه ندادین از ساده ترین راهکار ها شروع کنین چون اینطوری روند بهتری رو طی می‌کنین.برنامه ریزی کنیناهداف بلند مدت برای خودتون تعیین کنینسعی کنین راجع به جنبه‌های مختلف زندگیتون و از آدم های مختلف اطرافتون بازخورد بگیرینسعی کنین مهارت خاصی رو یاد بگیرین مثل یک زبان جدید یا یادگرفتن یک ساز موسیقیسعی کنین روی شناخت خودتون کار کنین و هرروز خودتون رو بهتر بشناسین مثل اینکه چه چیزهایی خوشحالتون میکنه یا با انجام چه کارهایی انرژی میگیرینمهارت مدیریت زمانتون رو تقویت کنینموسیقی که بهتون انرژی میده رو گوش بدینیک سری عادت خوب برای خودتون تعریف کنینسعی کنین به اطرافیانتون کمک کنین و از اون ها هم کمک بخواینوقتی میخواین یک کاری رو انجام بدین اول یک بار &quot;چرایی&quot; انجام اون کار رو با خودتون مرور کنین ، تجربه ثابت کرده مغز وقتی میدونه داره کار معناداری انجام میده انگیزه بالاتری رو ایجاد میکنهتوی تعطیلات کار نکنین و سعی کنین فقط انرژی ذخیره کنینیک فیلم انگیزشی ببینینبازی کنینسعی کنین خودتون رو با یکی از همکاراتون سر تسک های کاری یا با همسرتون سر تسک های شخصیتون به چالش بکشیناصلا خودتون رو باکسی مقایسه نکنینکتاب انگیزشی‌ای رو ورق بزنین و بخونینسعی کنین قوه‌ی خلاقیتتون رو فعال کنینبرای خودتون جایزه تعیین کنینمدیتیشن کنینخلاصه مطلب رو بخوام بگم اینا مواردی هستش که توی دنیا برای ایجاد انگیزه استفاده میشه اما این شمایین که میدونین بهترین روش برای شما کدومه و کدومش بیشتر میتونه بهتون کمک کنه.نکته مهم تر اینه که شروع کنین ، اونم از همین الان</description>
                <category>ژوریتم</category>
                <author>afrooz korbekandi</author>
                <pubDate>Mon, 24 Aug 2020 21:39:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب &quot;برند سازی برای اشخاص&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/Jouritm/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%AE%D8%A7%D8%B5-grcmkdxjknc3</link>
                <description>توی این مطلب قصد دارم تا یکی از کتاب‌های جذاب و مفیدی که خوندم و خیلی کمکم کرده رو به شما دوستان هم معرفی کنم. کتاب برند سازی برای اشخاص نوشته‌ی امیر اخلاصی  مدرس و مشاور بازاریابی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و محصول انتشارات علمی هستش.قبل از هر چیزی میخوام یک تعریف کلی از برندسازی شخصی داشته باشم تا اگر احیانا با این مفهوم آشنا نیستین ادامه‌ی مطلب رو از دست ندین.طبق گفته‌ی همین کتاب &quot;برند شخصی بیانگر یک ایده بزرگ یا یک سیستم اعتقادی، نگرشی است که برای سایر افراد متمایز و جذاب است. برندسازی شخصی فرآیندی است که ما برای متمایز کردن خودمان نسبت به رقبا و اتخاذ اقدام هایی که ما را به اهدافمان برساند درگیرش می‌شویم&quot;.اگه بخوام خیلی کلی راجع به این کتاب حرف بزنم باید بگم این کتاب کمکتون میکنه تا خود واقعیتون رو چه در زندگی کاری و حرفه‌ایتون و چه در زندگی شخصی و روابطتون بشناسین ، خودتون رو تحلیل کنین و در آخر هم بهتون کمک میکنه تا یک نسخه‌ی بهتر و حرفه‌ای تر از خودتون رو منتشر کنین یا در اصطلاح برند شخصی خودتون رو بسازین.این کتاب همچنین بهتون کمک میکنه تو هر شغل و سمتی که هستین موفق تر بشین و بتونین بازار هدف خودتون رو که میتونه مشتریتون ، همکارتون یا رئیستون باشه رو تحت تاثیر قرار بدین.این کتاب هشت تا فصل داره که من اینجا واستون آوردم:فصل اول : برند شخصی خود را کنترل کنید (مفهوم برندسازی شخصی)فصل دوم : متمایز فکر کنید تا برندی مجزا شویدفصل سوم : در جایی که با یک فرصت بازار برخورد می کنید، به خال بزنیدفصل چهارم : یک استراتژی برند شخصی مناسب پیدا کنیدفصل پنجم : استفاده از اصول هویت بصری برای خلق یک برند شخصی قویفصل ششم : استفاده از قدرت سمبل، لوگو و طراحی برای برجسته کردن هویت برند شخصیفصل هفتم : قدرت نام ها، کلمات و عباراتفصل هشتم  : تاثیرگذار سخنرانی کنید، اطلاع رسان محض نباشیدمزایای اصلی کتابهمونطوری که از فهرست بالا هم مشخصه این کتاب تقریبا تمام زوایای ممکن رو از خود شما و ویژگی‌ها و مهارت‌هاتون گرفته تا سازمانی که توش کار می‌کنین و بازار و ... رو در نظر گرفته کتاب بعد از هر مطلبی که میگه یه قسمتی تحت عنوان &quot;طوفان ذهنی &quot; داره که همون موقع و راجع به همون موضوع شما رو به چالش میکشه و این حالت کتاب کار بودنش ، به نظرم خیلی جذاب‌ترش کردهتوی بخش های مختلف این کتاب کلی ایده و داستان های جذاب مارکتینگی از برند‌های معروف آورده شده که باعث میشه قوه‌‌ی خلاقیتتون روشن بشه و کلی ایده‌ی خفن چه برای برندسازی شخصیتون چه برای کسب و کارتون به ذهنتون خطور کنهاین کتاب همونطور که گفتم مرحله به مرحله شما و تجربیاتتون رو به چالش میکشه و به شخصه برای من مروری شد بر تمام کارها و پروژه‌هایی که تا امروز انجام دادم و خوب کمکم کرد تا یک رزومه‌ی حرفه ای‌تری رو به اضافه‌ی تکنیک هایی که خود کتاب پیشنهاد کرده بود برای خودم بسازمیک قسمتی هست که کتاب 10 تا از استراتژی‌های برند شخصی رو میگه که به نظرم جذاب ترین قسمت کتاب هستش و چیزایی رو مطرح میکنه که واقعا ناب هستن و خوندش کمکتون میکنه تا خودتون رو از بقیه متفاوت و متمایز کنینو آخرین مورد هم مربوط به فصل 5 کتاب هستش که نویسنده راجع به هویت بصری شخصی شما میگه و توش از تیپ و لباس گرفته تا طرز راه رفتن و حرف زدن و مدل مو هم حرف میزنه و تحلیل میکنه ، من قشنگ 5،4 بار این قسمت رو خوندم و هربار هم یک سری نکته جدید به یادداشت هام اضافه کردم.خلاصه این کتاب به نظرم ارزش چندین بار خوندن رو داره و کمک میکنه تو مسیری که برای خودتون طراحی کردین بمونین و بتونین برند شخصی خودتون رو هرروز قوی تر کنین و به طَبَعش هم پیشرفت محسوسی توی کار و جایگاه خودتون داشته باشین.تنها نکته‌ای که من تا حدی بهش انتقاد دارم شروع کتاب هستش که خیلی قوی شروع نشده اما خوب اگر موقع خوندن کتاب با من هم نظر بودین توصیه میکنم به هیچ وجه جا نزنین و بیخیالش نشین چون تازه قسمت جذاب داستان قراره شروع بشه.بخشی از کتاب با تصویر برندهای شخصی ایران مزین شدهامیدوارم این مطلب تا حدی شما رو به بحث برندسازی شخصی و توسعه فردی علاقه مند کرده باشه و خیلی زود بتونین با خوندن این کتاب ، شناخت خودتون ، برنامه ریزی و پشتکار به بهترین جایگاه خودتون برسین.در آخر هم با جمله ای از همین کتاب مطلب رو تموم میکنم و جداً و حتماً بهتون توصیه میکنم خوندن این کتاب رو هرچه زودتر شروع کنین.&quot;تنها راه پیش بینی آینده ، خلق آینده است.&quot;</description>
                <category>ژوریتم</category>
                <author>afrooz korbekandi</author>
                <pubDate>Mon, 17 Aug 2020 19:26:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ردیاب عادت یا هبیت ترکر که بود و چه کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/Jouritm/%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-xcu18l100rz5</link>
                <description>توی این مطلب قصد داریم تا با هبیت ترکر یا به قول ما فارسی زبانان ردیاب عادت بیشتر آشنا بشیم و ببینیم اصلا این سوژه‌ی جدیدا پرطرفدار چه کمکی میتونه به ما بکنه.ردیاب عادت همون طور که از اسمش هم پیداست به ما در پیگیری روند و پیشرفت یک عادت کمک می‌کنه حالا این عادت میتونه یک عادت مثبت مثل مطالعه روزانه یا نوشیدن 8 لیوان آب در روز باشه میتونه هم این ردیابی مربوط به ترک یک عادت بد مثل ترک سیگار یا استفاده محدود از شبکه‌های اجتماعی باشه که توی هر دو این موارد ردیاب عادت می تونه نقش کلیدی داشته باشه.حتما می پرسین چطوری؟خوب بیاین با هم مزایایی که ممکنه این ردیاب عادت در شکل گیری عادت های مثبت یا ترک عادت های منفی ما داشته باشه رو بررسی کنیم.نمونه‌ای از ردیاب عادتمزایای ردیاب عادتردیاب عادت نقش مهمی در ایجاد انگیزه ما داره و این که ما بدونیم عملکرد ما ثبت میشه و یک رکورد رو رقم میزنه ناخودآگاه باعث میشه تلاش بیشتری برای حفظ اون عملکرد بکنیم.تحقیقات نشون داده که افرادی که پیشرفت خودشون رو در اهدافی مثل کاهش وزن ، ترک سیگار و کاهش فشار خون دنبال می کنن، نسبت به افرادی که این کار رو نمی کنن موفق‌تر هستن.هرروزی که موفق به انجام یک عادت بشید باید توی ردیاب عادتتون اون روز رو تیک بزنید و هر روزی که ناموفق باشید باید اون روز رو ضربدر بزنید پس اینطوری شما یک گزارش بصری کاملی از روند تعهدتون به عادتتون خواهید داشت که میتونه نقش یک یادآور خیلی خوب رو براتون داشته باشه و خوب وقتی هم یک سری شواهد در برابر شما قرار میگیره ، کمتر احتمال داره که به خودتون دروغ بگید.یکی از تکنیک هایی که توی ردیاب عادت میتونه خیلی به شما کمک کنه گذاشتن جایزه برای خودتون هستش ، مثلا شما با خودتون قرارداد میبندین که در صورتی که بتونین 10 روز پشت سر هم روزانه نیم ساعت مطالعه کنین بعد حق دارین خودتون رو به یک روز پیک نیک با دوستان یا رفتن به کنسرت مورد علاقتون دعوت کنین.موثرترین شکل انگیزه پیشرفت هستش. وقتی سیگنالی میگیریم که در حال پیشروی هستیم ، برای ادامه مسیر باانگیزه تر میشیم. به این ترتیب ، ردیابی عادت میتونه تأثیر اعتیادآوری بر انگیزه داشته باشه.از جهت دیگه این که شما هر روز بعد از انجام عادت موردنظرتون میرید و تیک مخصوص اون رو میزنید یابه عبارت دیگه موفقیت اون روزتون رو ثبت می‌کنین میتونه یک احساس رضایت خاصی رو در شما بوجود بیاره که این حس رضایت احتمال وفاداری شما به اون عادت رو بیشتر میکنه.ردیاب عادت متعلق به خانم زهرا نجاریتوصیه هایی برای ردیاب عادتسعی کنین تعداد عادت های روزانتون زیاد نباشه تا بتونین تمرکزتون رو روی اونها نگه دارینسعی کنین از عادت های کوچیک و با بازه‌ی انجام کوتاه شروع کنین مثل روزی ده دقیقه مطالعه یا مرتب کردن تخت خوابردیاب عادت میتونه مربوط به عادت‌های روزانه ، هفتگی ، ماهانه و یا بسته به تعداد روز مدنظر شما باشه.همچنین میتونین از ردیاب عادت استفاده کنین تا حساب کنین چند مرتبه در هفته یا در ماه کاری را تکرار میکنینحتی اگر یک روز موفق به انجام عادتتون نشدین کلا بیخیال اون عادت نشین.خیلی احتمالش زیاده که شما یک روز به دلیل مریضی ، مسافرت یا ... نتونین عادت اون روزتون رو انجام بدین و مهمه که بدونین این اشکالی نداره بلکه دوباره انجام ندادن اون عادته که اشکال داره همون طوری که یک اصطلاح معروفی میگه : &quot;یک بار گم شدن یک تصادف است. دو بار گم شدن ، شروع یک عادت جدید است&quot;این که دقیقا بعد از چند روز کاری در درون ما تبدیل به عادت میشه مشخص نیست. 7 روز ، 21 روز ، 30 روز و یا حتی 100 روز. تمام این ها با مقالات مختلف ثابت شدن و خوب اشتباه هم نیستن اما درواقع دشواری اون عادت و میزان توانایی شما هستش که این تعداد روز رو مشخص میکنه اما نکته ای مهم تره اینه که یک عادت سبک زندگی ، برای بهتر کردن زندگی هستش نه برای عبور از خط پایان پس باید سعی کنین پیوسته به این عادت ها متعهد و وفادار باشین و در قید و بند روزها و ماه ها نباشین.شما میتونین ردیاب عادتتون رو به صورت فیزیکی و سنتی روی کاغذ بنویسین و با مداد و قلم اون رو تیک یا ضربدر بزنین یا میتونین از برنامه هایی که برای این کار وجود دارن چه روی سیستم عامل آی‌او‌اس چه روی سیستم عامل اندروید استفاده کنین که خوب این مدل مدرن تر و امروزی تریه.نمونه اپلیکیشن مخصوص برای ردیاب عادتکلام آخردر آخر هم باید بگم که ردیابی عادت یا همون هبیت ترکر برای تمام آدم های دنیا مفید و موثر نیست چرا که برای بعضی ها تازه مشکل رو دوتا میکنه اولی تعهد به انجام عادت دومی تعهد به ردیاب عادت و این تازه داستان رو ترسناک تر هم میکنه اما خوب نکته ای که برای همه وجود داره اینه که استفاده درست و دقیق از ردیاب عادت حتما به بهتر شدن زندگی همه ما کمک میکنه.من توی نوشتن این مطلب از خلاصه فصل شانزدهم کتاب &quot;عادت های اتمی&quot; جیمز کلیر و سایت خانم زهرا نجاری ملقب به nerdishme هم الهام گرفتم و  بهتون توصیه میکنم به هر دوی منابعی که ذکر کردم یک سری بزنید و در نهایت امیدوارم هرچه زودتر ردیاب عادت‌هاتونو درست کنید و از زندگی با برنامتون کمال لذت رو ببرید.توصیه : عادات روتین برای ردیابی ، تحلیل هبیت ترکر ، بدی هاش</description>
                <category>ژوریتم</category>
                <author>afrooz korbekandi</author>
                <pubDate>Sun, 09 Aug 2020 20:54:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای تبدیل برنامه ریزی به یک عادت در کودکان چه باید کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/Jouritm/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-nwpbvnr6njkt</link>
                <description>فکر می کنم همه‌ی ما مطالب زیادی راجع به برنامه ریزی ، فوایدش ، اصولش و حتی نحوه‌ی انجامش خوندیم و با دوستان و اطرافیانمون هم راجع بهش به اندازه‌ی کافی بحث و گفت‌وگو کردیم.همینطور میشه با قطعیت گفت که بچه‌ها و دنیاشون برای تمام ما آدم‌ها علی الخصوص مادر پدرها به شدت اهمیت داره و کمتر والدینی پیدا میشن که تربیت و مسیر زندگی فرزندشون براشون مهم نباشه.اما نکته‌ای که وجود داره این هستش که یک وقتایی ما از یک سری مسائل ناآگاه یا غافل هستیم که شاید تاثیر اون داستان ، همون موقع مشخص نباشه اما خوب بعدها ممکنه افسوسش رو بخوریم.بریم سر اصل داستان &quot;برنامه ریزی برای کودکان&quot;داشتم سخنرانی از دکتر حسن عشایری درباره‌ی آموزش تفکر انتقادی ، خرد و خردستیزی روگوش میدادم ، حرف های دکتر عشایری که تخصص عصب شناسی هم دارن خیلی جالب و قابل تامل بود و جالبه بدونید که حدود 15 دقیقه از 22 دقیقه‌ی این سخنرانی رو دکتر راجع به کودکان و نقش بچه ها در جامعه حرف میزدن و من بعد از شنیدن صحبت هاشون با خودم فکر کردم چقدر از ما یا اطرافیانمون اینقدر به بچه‌ها و زمان مفیدی که براشون میذاریم اهمیت میدیم؟ حالا منظور من از زمان مفید چیه؟داستان از این قراره که ممکنه خیلی از پدر مادرها در روز زمان زیادی رو به بچه‎شون اختصاص بدن ، باهاش بازی کنن ، ببرنش پارک ، براش اسباب بازی بخرن و اتفاقا کاملا هم از عملکرد خودشون در قالب یک پدر مادر نمونه رضایت داشته باشن اما خوب یک سوال مهم وجود داره که به نظرم هر والدینی باید بهش جواب بدن و اون اینه که من برای فرزندم و حضورش در اجتماع و ارتباط برقرار کردنش و مهارت هاش در نوجوانی یا بزرگسالی چیکار کردم؟هوشی‌مین وقتی از آمریکا به کشورش ویتنام برگشت، همه معتقد بودن که ویتنام به زودی توسط آمریکا از بین میره و این کشور هیچ توانایی برای مقابله با آمریکا نداره اما هوشی‎مین کفش های کوچیک بچه‌ها رو نشون داد و گفت &quot;با مغز این بچه‎ها آمریکا را شکست خواهیم داد&quot; و خوب برای این قضیه هم تلاش های زیادی کرد و خوب همون طور که در تاریخ هم ثبت شده آمریکا در ویتنام شکست خورد.همه‌ی این موارد گفته شد تا برسیم به این موضوع که بچه‌ها و زمانشون هم نیاز به برنامه ریزی داره که اگر زمان برای این داستان گذاشته نشه نتیجه اش میشه تک بعدی شدن بچه در آینده ، یا عدم توانایی اون در برقراری ارتباط با دیگران و یا بسیاری مشکلات دیگه که امروزه نمونه هاش رو داریم میبینیم.راهکار چیست؟ کودک شما هم درست مثل شما نیاز به یک برنامه داره تا بدونه روز خودش رو چجوری قراره بگذرونه و بعضا هم با پرسیدن سوالاتی مثل این که &quot;مامان امروز میریم خونه مامان جان؟&quot; یا &quot;بابا کارتون مورد علاقم کی پخش میشه؟&quot; سعی میکنه تا یک دید کلی نسبت به روزشون پیدا کنه.اما مواردی هم هست که برنامه ریزی برای بچه‌ها رو سخت میکنه مثل این که:بچه‌ها متوجه ساعت و زمان دقیق نمیشن بچه ها نمیتونن کاراشون رو لیست کنن تا طبق اون لیست پیش برنبچه ها غیر از تفریح و بازی کاری برای خودشون متصور نمیشنبچه ها مقید به انجام کار‌ها نیستن و هرلحظه هر عامل خارجی ممکنه اونا رو کلا از برنامشون دور کنهپس باید به بچه‌ها کمک کرد.چجوری به فرزندم در برنامه ریزی روزانه‌اش کمک کنم؟در این قسمت سعی می کنم تا با یک مثال موضوع رو روشن تر بکنم:دانیال پسر من ، 5 سالشه و تا امسال غیر از تابستون‌ها ، روزها 4 الی 5 ساعت توی کلوپ بازی نزدیک خونه‌مون با هم سن‌وسال‌هاش بازی میکرده ولی خوب الان که تابستونه ، خونه هستش و بیشتر وقتش رو صرف دیدن کارتون‌های مورد علاقه‌اش یا بازی با آیپدش می کنه.شب ها معمولا تا دیروقت بیدار هستش و از اون طرف هم معمولا صبح ها تا ساعت 11 -12 میخوابه.عاشق شخصیت اسپایدرمن هستش و هر اسبابی که مربوط به اون باشه و ببینه رو میخواد و برای به دست آوردنش ممکنه ساعت ها گریه و بداخلاقی بکنه.دانیال به شدت فوتبال و مسی رو دوست داره و دوشنبه‌ها به کلاس فوتبال میره تا به قول خودش یک روز مثل مسی بشه.دانیال به تازگی کلاس موسیقی میره و نیازه که یک روز جدا از کلاسش توی خونه تمرین موسیقی داشته باشه.قوانین و رویدادهای هفته:دانیال دوشنبه‌ها کلاس فوتبال داره.چهارشنبه‌ها معمولا به خانه‌ی مادربزرگ ، پدربزرگ دانیال میریم.دانیال سه‌شنبه‌ها کلاس موسیقی داره و لازمه که یک روز در هفته هم توی خونه تمرین موسیقی بکنه. دانیال اگر روزانه کمتر از 3 ساعت با آیپدش بازی کنه آخر هفته یک جایزه مثل عروسک یا لباس اسپایدرمن هدیه میگیره.اگر دانیال شب‌ها قبل از ساعت 11 بخوابه می تونه شبی که مسی بازی داره بیدار بمونه و بازی فوتبال رو تماشا کنه.معمولا یک روز در هفته دانیال با پدرش به پارک میره و بازی می‌کنه.هر روزی که دانیال طبق برنامه‌اش پیش بره میتونه یک قسمت جدید کارتون موردعلاقه‌اش رو دانلود کنه و ببینه.و...برنامه‌ی بالا برنامه‌ای ساده و ابتدایی برای کودک حدود 5 ساله است که اولا از پاداش و جایزه در اون استفاده شده ، دوما کودک رو تشویق میکنه تا طبق برنامه‌اش پیش بره و به این کار یعنی برنامه ریزی علاقه‌مند بشه.حالا وقتشه که با توجه به سختی هایی که برنامه‌ریزی کودک داشت و با توجه به اطلاعاتی که از دانیال (مثال مطلب ما) داریم یک نمونه ساده از برنامه ریزی برای کودک رو ببینیم.برنامه تصویری و مناسب برای دانیال 5 ساله مطلب مادر آخر باید بگم که هر کودکی به هرحال روحیات و علاقه‌های خاص خودش رو داره و بهترین کسانی که با این روحیات آشنا هستن، والدین اون هستن برای همین توصیه می کنم که پدر مادرها در کنار کودکان و با توجه به مطالب گفته شده شروع کنن به برنامه ریزی برای فرزندشون و سعی کنن این کار برای فرزندشون تبدیل به یک عادت بشه و خب مهم ترین نکته‌ای  که باید بگم اینه که بچه‌ها به بزرگترهاشون نگاه میکنن و سعی میکنن تا همون کارها رو تکرار کنن پس چقدر بهتره اگه شما مامان بابای عزیز هم از همین امروز و همراه با فرزندتون شروع به برنامه‌ریزی کنین.</description>
                <category>ژوریتم</category>
                <author>afrooz korbekandi</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jul 2020 18:51:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا کار اضافه ای در لیست کارهای روزانه من قرار نگرفته است ؟</title>
                <link>https://virgool.io/Jouritm/overworked-so6jswdimmqu</link>
                <description>وقتی در طول روز به لیست کارهایی که قرار است به آنها بپردازید نگاه می کنید ، ممکن است با یک یا چند کار رو به رو شوید که در مورد چرایی قرار گرفتن آنها در لیست وظایف خود ، متعجب شوید . سؤال های ساده ای مثل اینکه &quot;چرا این کارها را باید انجام دهم؟&quot; یا &quot;اصلاً این کار اولویت دارد که من امروز برای آن وقت بگذارم؟&quot;فراموش نکنید هر پروژه یا کاری که به شما ارجاع می شود نیاز به توجه فوری شما و قرار گرفتن در لیست روزانه شما را ندارد. اگر بخواهید لیست کارهایتان را بر اساس ارجاع زمانی از طرف سایرین تنظیم کنید ، بسیاری از اوقات زیر لیست بلند بالایی از کارها و وظایف محول شده به شما ، دفن خواهید شد.عکس از هنریک سورنسن – عکاس و فیلمساز دانمارکیبرای کمک به خود برای مدیریت کارهای روزانه خود بهتر است چند سؤال ساده از خود بپرسید و کارهای خود را بر اساس این سؤال ها ، اولویت بندی کنید.سؤال اول – آیا انجام این کار در همین لحظه ، واقعاً ضروری است ؟اگر پاسخ روشنی برای این سؤال وجود ندارد ، احتمالاً این کار ، فوری نیست.سؤال دوم – اگر این کار را تا یک هفته دیگر انجام ندهید ، چه اتفاقی خواهد افتاد؟خیلی از اوقات شما وسوسه می شوید که کارها را در لیست وظایف روزانه خود قرار دهید و آنها را به اتمام برسانید تا بتوانید خیلی سریع آنها را از لیست کارهای باقیمانده خود حذف کنید. ولی قبل از اینکه یک کار را به لیست روزانه خود اضافه کنید ، سعی کنید تأثیر آینده آن را بر روی خودتان ، ذی نفعانی که در کسب و کار یا زندگی با آنها در ارتباط هستید و صد البته شغل خود تجسم کنید. اگر در انجام این کار تأثیر طولانی مدتی نمی بینید ، می توانید از اولویت دادن انجام آن چشم پوشی کنید.سؤال سوم – آیا شما فرد مناسبی برای انجام این کار هستید ؟اگر جواب شما به این سؤال مثبت نیست ، در نظر بگیرید که آیا ممکن است این کار را برای انجام به شخص دیگری محول کنید ؟سؤال چهارم – آیا شما به دلایل درست ، انجام این کار را به عهده گرفته اید؟بعضی اوقات ممکن است شما به خاطر تفکرات و قضاوت هایی که ممکن است توسط دیگر دوستان و همکاران یا حتی خانواده خود نسبت به شما انجام شود ، انجام یک کار را بر عهده گرفته باشید. برای مثال &quot;اگر من این کار را انجام ندهم ، بچه های تیم فکر می کنند که من آدم بیسوادی هستم&quot; یا &quot; اگر من اینکار را انجام ندهم دل همسرم را خواهم شکست&quot; . اگر به دلایل اشتباه انجام یک کار را بر عهده گرفته اید ، به احتمال بسیار زیاد شما فرد مناسبی برای انجام این وظیفه نبوده اید.این پیشنهادات برگرفته از مقاله ای از سابینا نواز در مجله هاروارد بیزینس بوده است . او مربی مدیران عامل و مدیران سطح میانی بسیاری از شرکت های عضو فورچون 500 است. او در صدها سمینار ، رویداد و کنفرانس از جمله تداکس سخنرانی کرده است و علاوه بر HBR.org در Inc.com ، FastCompany.com و Forbes.com هم مقالاتی منتشر کرده است.معرفی ماتریس آیزنهاوردر سال 1954 (1333 هجری شمسی) رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده آمریکا، دوایت دی. آیزنهاور، در جریان یک سخنرانی بین‌المللی حرف جالبی زد. مضمون سخنان آیزنهاور این بود: «مشکلات من دو نوع هستنند: فوری‌ها و مهم‌‌ها. فوری‌ها مهم نیستند، و مهم‌ها هم هیچگاه فوری نیستند.»آیزنهاور در آن زمان متوجه این نکته‌ی مهم شده بود که مدیریت زمانیِ صحیح، نه فقط به معنی انجام دادن همه‌ی کارهاست، بلکه به معنی انجام دادن مؤثر کارهاست. به عبارت دیگر، باید قسمتی از وقت‌مان را به تکمیل کردن کارهای مهم اختصاص بدهیم، نه اینکه همه‌اش را صرف انجام دادن کارهای فوری بکنیم. برای این کار، و برای کم کردن استرس و نگرانی از برنامه‌ی زمانبندی فشرده، باید فرق بین این دو واژه را بدانیم:مهم: کارهایی که انجام دادنشان باعث می‌شود به اهدافی که در سر داریم برسیم. چه اهداف شخصی و چه حرفه‌ای.فوری: کارهایی که نیازمند واکنش سریع هستند و انجام دادنشان معمولا باعث می‌شود، شخص دیگری را به هدفش برسانیم. این کارها اغلب شامل آنهایی است که هم ما رویشان تمرکز می‌کنیم و هم خودشان توجه ما را می‌طلبند، زیرا اگر سریع انجامشان ندهیم، باید به زودی با عواقبشان سر و کله بزنیم.وقتی که بدانیم کدام کارها فوری‌اند و کدامشان مهم، آنگاه می‌توانیم از تمایل ناخودآگاه خود به تمرکز کردن بر کارهای بی‌اهمیت جلوگیری کنیم. با علم به نوع کار، می‌توانیم برنامه‌‌ی زمانبندی‌مان را بهینه‌سازی کنیم تا جای خالی را برای پرداختن به کارهایی که برای موفقیت‌مان لازم است، پر کنیم.ماتریس آیزنهاور می‌گوید کارهایتان را به دو دسته تقسیم کنید.اول - آنهایی که باید رویشان تمرکز کنیددوم - آنهایی که باید از انجام آنها فرار کنیدبا رعایت این قانون می‌توانید کارهای واقعا فوری‌تان را همزمان با کارهای مهم و هدف‌های بلندمدت‍تان پیش ببرید. بعد از شناسایی نوع کار، از طریق این ۴ استراتژی، جدول زمانبندی خود را بر اساس فوریت یا اهمیت کارها تنظیم کنید.اگر از این مطلب توانسته اید استفاده کنید ، به شما پیشنهاد می کنم که مطلب &quot;چگونه در بین اهداف متعدد کاری خود غرق نشویم ؟&quot; را هم مطالعه کنید.  https://blog.teamcanvas.ir/goal-timeline-qhfdbgqmgirf </description>
                <category>ژوریتم</category>
                <author>عزیز بنی هاشمی</author>
                <pubDate>Mon, 04 May 2020 18:10:27 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>