فراتر از بیقراری و حواسپرتی: نقش حیاتی تنظیم هیجانات در درک و مدیریت ADHD

نویسنده: مهدی بیگلری
تحلیلی بر دادههای «مطالعهی توسعهی شناختی مغز نوجوان» Adolescent Brain Cognitive Development Study (ABCD) نشان داد که اختلال در تنظیم هیجانی، رابطهی بین سطح کوچکتر ناحیهی Pars Orbitalis
( به طور دقیقتر، این ناحیه، قسمت جلویی و پایینی (قدامی-تحتانی) شیار پیشانی تحتانی (Inferior Frontal Gyrus) در نیمکرهی راست مغز را تشکیل میدهد) در بخش زیرین لوب پیشانی و بروز علائم ADHD نشان میدهد. این یافته حاکی از آن است که اختلال در تنظیم هیجانی، جزء اصلی ADHD بوده و همچنین میتواند مسیری برای شکلگیری این اختلال باشد. این پژوهش در مجلهی Nature Mental Health منتشر شده است
اختلال نقص توجه بیشفعالی (ADHD) یک اختلال عصبی-رشدی است که با الگوهای مداوم بیتوجهی، بیشفعالی و تکانشگری که با عملکرد روزانه تداخل ایجاد میکنند، مشخص میشود. افراد مبتلا به ADHD اغلب در تمرکز بر وظایف، سازماندهی فعالیتها و تنظیم تکانههای خود دچار مشکل هستند. علائم معمولاً در دوران کودکی آغاز میشوند، اگرچه میتوانند تا نوجوانی و بزرگسالی ادامه یابند. اغلب، این اختلال زمانی تشخیص داده میشود که کودک مدرسه را شروع میکند، زیرا علائم با رفتارهای مورد انتظار در محیطهای مدرسه تداخل ایجاد میکنند.
نقص توجه و بیش فعالی تقریباً ۶ تا ۷ درصد کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار میدهد، اما علل آن به طور کامل شناخته نشده است. دیدگاه غالب این است که ADHD ناشی از ترکیبی از اختلالات شناختی خاص و اختلال عملکرد انگیزشی است. با این حال، این ویژگیها در حدود ۳۰ درصد موارد در ADHD وجود ندارند و نمیتوان به طور قابل اعتمادی پیشبینی کنند که علائم ADHD باشند
پژوهشگران فرضیه ای را مطرح کردنده اند که اختلال در تنظیم هیجانی میتواند نشاندهندهی یک مسیر عصبی-روانشناختی سوم برای ADHD باشد که متمایز از اختلال شناختی و اختلال عملکرد انگیزشی است. پژوهشگران همچنین مناطق مهم مغز برای تنظیم هیجانی شامل شیار پیشانی تحتانی، قشر اوربیتوفرونتال، قشر سینگولیت قدامی، آمیگدال و جسم مخطط شکمی را شناسایی کرده اند . بسیاری از این مناطق بخشی از مدارهای عصبی کنترل شناختی کلاسیک که قبلاً در مطالعات دیگر با ADHD مرتبط بودند،
پژوهشگران دادههای مربوط به ۶۷۲ فرد مبتلا به ADHD شرکتکننده در مطالعه ی توسعهی شناختی مغز نوجوان» Adolescent Brain Cognitive Development Study را تحلیل کردند. مطالعهی ABCD یک مطالعهی طولی بزرگ است که به بررسی روند تکامل مغز و سلامت روان در ۱۱۸۷۷ کودک از ۲۲ مرکز در سراسر ایالات متحده میپردازد.
بهعلاوه، پژوهشگران تحلیل جداگانهای را با استفاده از دادههای مطالعهی انجام دادند که شامل ۲۶۳ فرد مبتلا به ADHD و ۴۰۹ کودک بدون این اختلال بود. میانگین سنی شرکتکنندگان در این گروه ۱۱ تا ۱۲ سال بود.

شرکتکنندگان پرسشنامههای مربوط به علائم ADHD را با استفاده از مقیاس ADHD در چکلیست رفتاری کودک تکمیل کردند. عملکرد شناختی از طریق مجموعهای از هفت تکلیف شناختی اندازهگیری شد، در حالی که اختلال عملکرد انگیزشی با استفاده از مقیاس حساسیت به پاداش، اقتباسشده از مجموعه ابزار PhenX، ارزیابی شد. اختلال در تنظیم هیجانی توسط والدین یا سرپرستان با استفاده از مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گزارش شد. در گروه ABCD، اختلال در تنظیم هیجانی زمانی که کودکان ۱۳ ساله بودند ارزیابی شد، در حالی که دادههای شناختی و انگیزشی زمانی که آنها ۱۲ ساله بودند جمعآوری شد.
پژوهشگران همچنین از دادههای تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) شرکتکنندگان و شمارش گلبولهای سفید خون از مطالعهی ABCD استفاده کردند. بیان ژن در قشر مغز با استفاده از دادههای اطلس مغز انسان آلن تحلیل شد.
اطلس مغز انسان آلن (Allen Human Brain Atlas)
یک منبع جامع و آنلاین از دادههای مربوط به مغز انسان است که توسط مؤسسه علوم مغز آلن (Allen Institute for Brain Science) ایجاد شده است. این اطلس شامل دادههای مختلفی از جمله بیان ژن، اتصالات عصبی و ساختار مغز است که به محققان در سراسر جهان کمک میکند تا مغز انسان را بهتر درک کنند.
به طور خلاصه، اطلس مغز انسان آلن مجموعهای از نقشهها و دادههای دقیق و جامع دربارهی مغز انسان در سطوح مختلف (از جمله ژنتیکی، سلولی و ساختاری) است که به صورت آنلاین و رایگان در دسترس محققان قرار دارد.)

نتایج نشان داد که اختلال در تنظیم هیجانی با عملکرد شناختی یا اختلال عملکرد انگیزشی در سال قبل مرتبط نبود. در گروه ABCD، شدت علائم ADHD ارتباط قویتری با اختلال در تنظیم هیجانی نسبت به عملکرد شناختی یا اختلال عملکرد انگیزشی داشت. در میان ۳۵۰ کودکی که علائم ADHD بسیار شدیدی داشتند، ۲۱ درصد هیچ نقص شناختی یا انگیزشی نشان ندادند. علاوه بر این، کودکانی که علائم مداوم ADHD داشتند، در ارزیابیهای شناختی یا انگیزشی تفاوت معناداری با کسانی که علائمشان بهبود یافته بود، نداشتند. با این حال، گروه با علائم مداوم، نمرات بالاتری در اختلال تنظیم هیجانی نشان دادند که نشان میدهد اختلال در تنظیم هیجانی میتواند به عنوان یک علامت اصلی ADHD در نظر گرفته شود.
تحلیل دادههای حاصل از تصویربرداری عصبی (neuroimaging) نشان داد که اختلال در تنظیم هیجانی (emotion dysregulation) همبستگی عصبی (neural correlate) مشخصی دارد. کودکانی که اختلال در تنظیم هیجانیِ شدیدتری داشتن، بیشتر احتمال داشت که سطح کوچکتری (اما نه ضخامت قشر مغز یا cortical thickness) در بخش اوربیتال (orbital part) راستِ شیار پیشانی تحتانی (inferior frontal gyrus) داشته باشند.

پژوهشگران یک مدل آماری (statistical model) رو بررسی کردن که نشان میداد سطح کوچکتر در این ناحیهی مغزی باعث اختلال در تنظیم هیجانیِ قویتر می شود ، که این موضوع به نوبهی خود، باعث بدتر شدن علائم بیتوجهی (inattention symptoms) می شد طبق این مدل، در حالی که این مسیر احتمالش هست، یک ارتباط مستقیم هم بین بیتوجهی و سطح این ناحیهی مغزی وجود داشته باشه که توسط اختلال در تنظیم هیجانی میانجیگری (mediated) نمیشد .
پژوهشگران همچنین مدلهای آماری مشابهی را شناسایی و بررسی کردند که ویژگیهای ساختاری نواحی خاص مغز را از طریق عملکرد شناختی و اختلال عملکرد انگیزشی به بیتوجهی مرتبط میکردند.
نویسندگان مطالعه نتیجهگیری کردند: «ما با استفاده از یک نمونهی بزرگ و یک نمونهی بالینی مستقل ثانویه نشان دادیم که اختلال در تنظیم هیجانی یک علامت اصلی و مسیری برای ابتلا به ADHD است که ممکن است به درمانهای دارویی فعلی ADHD پاسخ ندهد.»
این مطالعه، بینشهای نوینی در خصوص زیربناهای روانشناختی عصبیِ نشانگان ADHD ارائه میدهد. با این حال، نوع طراحی این مطالعه، امکان استنتاج قطعی در خصوص روابط علیّت بین متغیرها را میسر نمیسازد
نتیجه گیری
این پژوهش با بررسی دادههای تصویربرداری عصبی و مدلهای آماری، به بررسی ارتباط بین ویژگیهای ساختاری مغز، اختلال در تنظیم هیجانی و علائم نقص توجه در افراد مبتلا به ADHD پرداخته است. یافتههای اصلی این مطالعه به شرح زیر است:
- همبستگی عصبی اختلال در تنظیم هیجانی: این مطالعه نشان داد که اختلال در تنظیم هیجانی با ویژگیهای ساختاری خاصی در مغز، به ویژه سطح بخش اوربیتال راست شیار پیشانی تحتانی، مرتبط است. به طور مشخص، کودکانی که اختلال در تنظیم هیجانی شدیدتری داشتند، سطح کوچکتری در این ناحیه از مغز نشان دادند.
- نقش اختلال در تنظیم هیجانی در بروز علائم نقص توجه : مدلهای آماری بررسیشده نشان دادند که سطح کوچکتر در ناحیه مذکور مغز میتواند منجر به اختلال در تنظیم هیجانیِ قویتر شود و این اختلال، به نوبهی خود، در بروز و تشدید علائم بیتوجهی نقش دارد. به عبارت دیگر، اختلال در تنظیم هیجانی میتواند به عنوان یک واسطه بین ساختار مغز و علائم نقص توجه عمل کند.
- ارتباط مستقیم بین ساختار مغز و بیتوجهی: علاوه بر مسیر ذکر شده، مطالعه همچنین نشان داد که یک ارتباط مستقیم و مستقل از اختلال در تنظیم هیجانی نیز بین ساختار مغز (سطح بخش اوربیتال راست شیار پیشانی تحتانی) و علائم بیتوجهی وجود دارد.
- عدم قطعیت در مورد روابط علیّت: با وجود یافتههای مهم، طراحی مطالعه به گونهای نیست که بتوان به طور قطعی در مورد روابط علت و معلولی بین متغیرها (ساختار مغز، اختلال در تنظیم هیجانی و نقص توجه ) نتیجهگیری کرد. به عبارت دیگر، نمیتوان با قطعیت گفت که کوچکتر بودن سطح ناحیه خاصی از مغز باعث اختلال در تنظیم هیجانی میشود یا بالعکس. ممکن است عوامل دیگری نیز در این میان نقش داشته باشند.
- اهمیت اختلال در تنظیم هیجانی در ADHD و پاسخ به درمان: که اختلال در تنظیم هیجانی یک علامت اصلی و مسیری برای ابتلا به ADHD است و ممکن است به درمانهای دارویی رایج ADHD پاسخ مناسبی ندهد. این یافته، اهمیت توجه به جنبههای هیجانی در درمان ADHD را نشان میدهد و لزوم بررسی رویکردهای درمانی مکمل، مانند مداخلات روانشناختی، را مطرح میکند.

در مجموع، این مطالعه بینشهای جدیدی در مورد مبانی روانشناختی عصبی ADHD ارائه میدهد و نشان میدهد که اختلال در تنظیم هیجانی نقش مهمی در بروز علائم این اختلال ایفا میکند. این یافتهها میتوانند به توسعهی رویکردهای درمانی مؤثرتر برای ADHD کمک کنند. با این حال، لازم است مطالعات بیشتری با طراحیهای قویتر برای بررسی دقیقتر روابط علیّت بین متغیرها انجام شود.
مطلبی دیگر از این انتشارات
نوروپلاستیسیتی و ژن ها سفری به انعطاف پذیری مغز
مطلبی دیگر از این انتشارات
مرز مرگ و بقا در فلسفه زیستشناسی
مطلبی دیگر از این انتشارات
نوروساینس و برنامهنویسی: همافزایی دو جهان پیچیده