<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات گروه کرار</title>
        <link>https://virgool.io/KarrarGroup/feed</link>
        <description>ما دور هم جمع شدیم تا جلوی جنگ نرم بایستیم
ایمیل انتشارات: karrar313@chmail.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 15:44:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/zu3up9te2zm7/tpabzf.png</url>
            <title>گروه کرار</title>
            <link>https://virgool.io/KarrarGroup</link>
        </image>

                    <item>
                <title>صف ما از صف اشرار جداست</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D8%B5%D9%81-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D9%81-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA-fviewznoacuh</link>
                <description>صبح امروز خبر شهادت ریاست محترم جمهوری و همراهانشون منتشر شد. رئیس جمهوری که لحظه به لحظه ی مسئولیت هاش وقف خدمت برای مردم بود. رئیس جمهوری که از خاکی شدن و گلی شدن نمیترسید. رئیس جمهوری که مظلومیت بهشتی، محبوبیت رجایی و مشغولیت چمران رو یکجا داشت. رئیس جمهوری که امیرکبیر زمانش بود. رئیس جمهوری که خادم امام رئوف بود. رئیس جمهوری که از مردم بود با مردم بود برای مردم بود.ولی کاش فقط همین بود. بزرگی از بین ما رفت که آذربایجان تابحال همچین شخصیتی نه دیده بود و نه خواهد دید. امام جمعه ای که مصلاش نرده نداشت. امام جمعه ای که درِ بیتش همیشه به روی مردم باز بود. امام جمعه ای که بدون بادیگارد و با مترو و اتوبوس تردد میکرد. امام جمعه ای که با تمام بازار سلام علیک داشت. امام جمعه ای که رسم شهادت رو به جا آورد. مجاهدت های این 5 شهید بزرگوار نوشتن رو سخت کرده. حرف برای گفتن زیاده. متاسفانه حرامزاده های بی شرف از این اتفاق خوشحالن. این وطن ناموس ماست و شهادت این بزرگان نه تنها مشکلی برای ما ایجاد نمیکنه بلکه راه اونها قوی تر از قبل ادامه پیدا خواهد کرد. ان شا الله همه مسئولین مخصوصا رئیس جمهور بعدی اخلاص و ایمان و روحیه ی جهادی این عزیزان رو سر لوحه خودشون قرار بدن. من قبل از بررسی های لازم که قراره انجام بشه نظر قطعی نمیدم ولی با وجود تجربیاتی از این قیبل در شهادت شهیدان فکوری، کاظمی، بهرامی، محلاتی و... احتمالا این اتفاق چیزی بیشتر از یک سانحه باشه. الله اعلم.در آخر هم بخشی از شعر استاد کلامی که سالها پیش سروده شده رو منتشر میکنم برای برائت از اشراری که ادعای انسانیتشون گوش عالمو کر کرده ولی در عمل کفتار تر از اونا وجود نداره.ای رئیسی، که شریف انفاسی پیِ احقاق حقوق الناسی تو به زیر علمِ عباسی مددی،  بر تو مدد از سقاست صف ما از صف اشرار جداست گر تدابیر موکد می شد راه بر فتنه گران سد می شد شد ولی آنچه نباید می شد در کمین، لشکر ابلیس دغاست صف ما از صف اشرار جداستنام این شهر امیدستان استنه منافق نه یزیدستان استشَهِدالله شهیدستان استاین وطن شعبه‌ای از کرب وبلاستصف ما از صف اشرار جداستشادی ارواح امام و شهدا صلوات.</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>در تمنای حسین</author>
                <pubDate>Mon, 20 May 2024 19:11:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خداحافظ... 🖤</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-lizdlqqn12g3</link>
                <description>خداحافظ جمعه‌هایِ بی‌خوابخداحافظ ماشین‌هایِ بدون شیشه‌دودیخداحافظ «ماشین رو نگه دارید، مگه نمی‌بینید مردم وایستادن»خداحافظ «اتّقواالله»هایِ حین مناظره خداحافظ مایهٔ غرورِ ایرانیخداحافظ پروژه‌هایِ افتتاحیخداحافظ سفرهای پی‌در‌پیِ استانیخداحافظ دعای کارگر‌های کارخانه‌هایِ احیاییخداحافظ مخاطب پیرمردی که گفت «خدا پدرت رو بیامرزه»خداحافظ سیبْلِ توهین‌ها، طعنه‌ها و تهمت‌هاخداحافظ مخاطبِ تخریب و کنایه‌های خودی و بی‌خودیخداحافظ «ما دنبال دوتا رأی حلال‌ایم»خداحافظ استقبال‌هایِ چشم‌گیر مردمیخداحافظ «من تا تمامِ مشکلات حل نشود، به سفرهای استانی خواهم آمد»خداحافظ سکوتِ مردانهٔ مقابل تخریب‌های رقیبخداحافظ سیبْلِ تمسخرِ شش‌کلاسی‌هایِ نامردخداحافظ دکترِ سلیم‌النفس‌ها  خداحافظ «من دردِ یتیمی را چشیده‌ام»خداحافظ پیشانیِ بوسهٔ حاج‌قاسمخداحافظ سربازِ احیاگرِ غیرت له‌شدهٔ ماخداحافظ مظلومِ هلهلهٔ بی‌وطن‌هاخداحافظ استخارهٔ خوبِ «به کی رأی‌ بدم‌»هاخداحافظ «برای این طلبهٔ خدمتگزار دعا کنید»خداحافظ عبا و قبایِ خاکی بین سیل و زلزله‌هاخداحافظ چشم‌انتظاریِ هشت ساله و ۱۶ ساعتهخداحافظ مخاطب «تمجید»هایِ اقاخداحافظ سفرهای عادی‌شدهٔ روستایی خداحافظ جشن‌های احیایِ کارگاه‌هاخداحافظ شهادت حینِ خدمت؛ نه پشتِ میزخداحافظ شجاعتِ قدم‌های اقای وزیر و مواضعِ صریحِ شیعه‌گریخداحافظ زبانِ بی‌لکنتِ دفاع از اسلام بیشتر از آنچه فکر کنی دوستت داشتیم؛ تو و یاران‌ت را، ببخش که زیاد نگفتیم…باز با از دست‌دادن‌ها به خود آمدیم!حالا مخالفین‌ت راحت‌تر تخریبت می‌کنند و تو راحت‌تر سکوت می‌کنی!حالا بدخواهان‌ت اعداد و ارقام و آمار را بیشتر پیش می‌کِشند و تو در آسمانی!خداحافظ آقاسید ابراهیم!جدی‌جدی شهیـد شدی…حالا کمی استراحت کن؛ خیلی خسته‌ای…😭《 کانال #شهید_ابراهیم_هادی 》@Ebrahimhadi۳۱ اردیبهشت ٠۳</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>نگینِ‌اصل</author>
                <pubDate>Mon, 20 May 2024 11:26:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زن این است؛ نه کسی که بخواهد دائما جلوی آینه بایستد.</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D8%B2%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%A6%D9%85%D8%A7-%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%AF-ki8o0fkqg1p6</link>
                <description>زن‌های ژاپنی مثل اغلب زن‌های کشورهای جهان عادت دارند که شب‌ها بدون همراه در خیابان‌ها تردد نمی‌کنند. مهم نیست که فیلم‌ها و سریال‌های سرشار از صحنه‌های شب‌های روشن زیر نور چراغ‌ها و نورپردازی‌های شهری هستند؛ زنان در دنیای واقعی؛ در تاریکی قدم می‌زنند.اگر فکر می‌کنید قرار است در این متن درمورد روشنایی آگاهی برای زنان حرف بزنم و نقش پیر خردمند را ایفا کنم که می‌داند چطور باید از این تاریکی‌ها گذشت؛ نگران نباشید. من آن پیر دانا نیستم. اصولا حرف زدن درمورد واقعیت‌های بدیهی و مشخص؛ همیشه سخت‌تر از حرف زدن در مورد مسائل بغرنج علمی است. مثلا خیلی راحت می‌شود در مورد حق و باطل حرف زد و حتی مسائل بغرنج ریاضی را توضیح داد اما «زن بودن» یعنی چه؟ هرچقدر بیشتر در جهان می‌چرخی جواب کمتری دستت را می‌گیرد!در رساله اول پولس چنين آمده: «مرد از زن نيست، بلكه زن از مرد است و نيز مرد به جهت زن آفريده نشده، بلكه زن براي مرد آفريده شده است.[1]» صفحات تورات و انجیل را ورق می‌زنید. داستان‌های آفرینش، گزارشات تاریخی، نامه‌های رسولان، زندگی‌نامه قدیس‌ها و سخنرانی‌های کشیش‌های فرق مختلف در طول تاریخ... فرقی نمی‌کند مسیحیت و یهودیت (آنچه از آن‌ها موجود است) جواب یکپارچه و سر راستی برای این سوال ندارند.در بخش‌هایی از اوپانیشاد‌ها[2]زن و مرد را نیمه‌هایی برابر دانسته‌اند و الهه‌هایی نیز پرستش می‌شوند؛ اما درنهایت برای تعالی و رسیدن به نیروانا؛ باید آخرین تناسخ‌ها را در جسم مردانه؛ تجربه کنی‌[3]! وضع در سایر ادیان شرقی نیز به همین منوال است. حتی نوری که با مبعث رسول اکرم صلی الله علیه و آله بر زندگی زنان جهان تابید؛ با تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سالیان بعد به باریکه‌ی ضعیفی تبدیل شد. گرچه همان باریکه؛ همان شمه از حقیقت تا حدودی وضعیت را برای زن مسلمان قابل تحمل‌تر کرد؛ اما هر چقدر از مبانی اصیل فاصله گرفت؛ به همان میزان تسلط اندیشه‌های خرافی سابق و اعمال آن‌ها در فرهنگ رفتاری و اجتماعی جامعه؛ بیشتر شد. جایی که با تاکیدات فراوان اهل بیت علیهم السلام و اسلام بر یکسان بودن زن و مرد در محضر خداوند[4]؛ آنچه عملا در جامعه مسلمین رخ می‌دهد؛ جنس دوم بودن زن است. البته در همه‌ی آیین‌های محلی آفریقایی، آمریکایی و هر تمدنی که روزی در جایی پا گرفته و رشد کرده؛ داستان همین است. زن در همه‌ی نظامات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و... در طبقه‌ی پایین‌تری از مرد قرار دارد.گروهی معتقدند این تفاوت‌ ناشی از نظام اقتصادی و قدرت تولید اقتصادی در مردان است. نقش‌ها را بر اساس توانمندی‌های ذهنی و جسمی چیده‌اند و جایی که مرد فهمید در تولد و ازدیاد نسل نقش دارد؛ زن جایگاه قدرتمند خود را از دست داد و به رتبه ی دوم انسان بودن؛ و در خیلی جاها به سطحی نازل‌تر از انسان؛ سقوط کرد. دیگرانی هم هستند که ریشه‌های روانی، دینی، اجتماعی و... را برای این تفاوت درجه و ارزشمندی؛ عنوان می‌کنند.به هر حال تاریخ باید به حیات خود ادامه دهد و حداقل نیمی از این حیات بر شانه‌های زن استوار است. مدرنیته فرا می‌رسد. عصر باز تعریف همه چیز و اینبار مردان اندیشمند و فرهختگان غرب؛ بالاخره می‌خواهند زن را ببینند و آن را فارغ از کلیشه‌های قدیمی به بشریت معرفی کنند.بعد از نظریه «وضعیت اولیه طبیعی»ِ ژان ژاک رسو[5]که در آن اساسا قدرت و تسلط منحصر در مردان است و عشق و احساس ترفند و حیله‌ی زن برای رهایی از این سلطه می‌باشند[6]؛ جان لاک[7]به شکلی جدید و استدلال‌های نو «پدرسالاری» را نهادینه و طبیعی می‌داند. او معتقد است حتی اگر حق تسلط مطلقه برای افراد در جامعه نامشروع باشد؛ این حق در نهاد خانواده به پدر اعطاء شده است[8]!با آنکه اختلاف نظرهای سیاسی و فلسفی کانت[9] با دو نفر قبلی مشهود است اما او نیز مانند (تقریبا) اغلب مردان عصر خود اصرار می‌ورزد که برترى طبیعى مردان، حق تحکّم شوهران بر زنان را براى مردان و وظیفه اطاعت از شوهران را براى زنان به همراه دارد. کانت بر این اعتقاد است که زنان با پا نهادن به چهارچوب ازدواج؛ بر خلاف مردان؛ استقلال مدنى خویش را منکر می‌شوند[10]!نظریاتی که شاید در مقایسه با «انسان نبودن زن» متعالی به نظر برسند اما نمی‌توانند مرحمی بر روح زنان زخم خوردهِ تاریخ باشند. زنی که به اندازه تاریخ حیات بشر بر روی زمین مورد ظلم واقع شده؛ می‌خواهد قیام کند. چه راه حلی بهتر از مالکیت، بهتر از سرمایه داری؟ زن مدرن ایستاد تا حقش را از مادیات عالم ازآنِ خود کند اما نمی‌دانست حتی فطرتش دستخوش تغییر خواهد شد!وولف[11]سال‌ها قبل از خودکشی می‌نویسد: «و به راستی جالب است که یک درآمد ثابت چه تغییری در روحیه آدم به وجود می‌آورد. هیچ نیرویی در دنیا نمی‌تواند پانصد پوندم را از من بگیرد. خوراک، مسکن و لباسم برای همیشه تامین است. بنابراین نه تنها تلاش و کار، بلکه نفرت و تلخکامی نیز به پایان می‌رسد. لازم نیست از مردی متنفر باشم؛ او نمی‌تواند آسیبی به من برساند. لازم نیست تملق مردی را بگویم؛ او چیزی ندارد که به من بدهد.»[12]جمعیت‌های فیمینیستی سفر دور و دارازی را آغاز کردند تا شعار/هدف زندگی بهتر برای زنان و پایان تسلط بی‌چون وچرای مردانه را رقم بزنند. سفری که متاسفانه دستاوردی جز فریب و مشکلاتی جدید به جای مشکلات قدیمی به ارمغان نیاورد. زن امروز، زن دنیای پست مدرن همانقدر تحت ظلم است و همانقدر آزار می‌بیند که زن قرون وسطی! تفاوت در نوع آزارهاست... اذیت‌های جسمی؛ به زخم‌های روانی و از هم گسستگی هویتی تبدیل شده است. بهم ریختگی نقش‌های اجتماعی، نه مادران شادتری را روانه‌ی اجتماع کرده و نه آرامش ذهنی او در خانه را تضمین کرده است. در میان همه‌ی ادعاها، فریب‌های رسانه‌ای، خودفریبی‌های دسته‌جمعی، غرق شدن در فساد و تباهی جنسی و روحی و در نهایت آلت دست بودن به شکلی نوین؛ زنی برخاسته که خود را نمی‌شناسد. او در آینه‌ها، خرید از مراکز تجاری لاکچری و مطب‌های پزشک‌های زیبایی به دنبال شناختن خود است. زنی که خود را در آینه می‌بیند اما نمی‌داند کیست، برای چه زندگی می‌کند و در نهایت چه چیزی از او انسان بهتر، یا حداقل انسان شادتری می‌سازد!شاید این‌ها اغراق‌آمیز به نظر برسد یا تصاویر غیر واقعی از بخش کوچکی از آنچه زنان هزاران سال با آن دسته پنجه نرم کرده‌اند. شاید فکر کنید قطعا زنان اینقدرها هم بدبخت نبوده‌اند. مگر می‌شود چنین ملالت و فلاکتی را قرن‌ها کش داد؟ پس بگذارید واضح‌تر بگویم: البته که می‌شود! ماجرای «خاله سوسکه» را که بلد هستید؟ آنچه رخ داده و آنچه در حال رخ دادن هست؛ همین داستان است... ما را با ابزار کم‌ دردتری زده‌اند! ما را با مخدر لذت‌های آنی، فریفته‌اند.فرض کنید در یک زندگی معمولی هستید. در یکی از کشورهای جهان که به لطف رسانه و مدرنیته تا حدود زیادی شبیه هم هستند. از همان بچگی یاد گرفته‌اید که زیبایی ظاهر یکی از ملاک‌های اصلی مورد توجه بودن است. هوش و تلاش فقط وقتی به کارتان می‌آید که با ثروت یا زیبایی آمیخته باشد. البته که شعارهای زیادی از اهمیت اخلاقیات، دین‌داری و منبع عشق و آرامش بودن شنیده‌اید اما ته دلتان می‌دانید زندگی واقعی اینطور نیست. می‌دانید برای موفقیت باید با چنگ و دندان بجنگید و متاسفانه اگر عاقل باشید؛ خیلی زود می‌فهمید نمی‌دانید اساسا موفقیت یعنی چه؟اگر جزء آن دو نفر خوشبخت از هر سه زن در آمریکا یا هفت نفر خوشبخت از هر ده زن در اروپا باشید که مورد تعرض و آزار جسمی مستقیم نبوده‌اند؛ یا آنقدر خوشبخت بوده باشید که در کشورهای تحت اشغال نظامی و جنگ‌های داخلی به دنیا نیامده باشید و اگر جزء صد میلیون نفر از یک میلیارد و خرده‌ای کشورهای هند و پاکستان باشید که در کاست[13]اجتماعی بهتری به دنیا آمده‌اند و یا در کشورهایی که تفکرات سنتی هنوزهم مردان را بهتر و ارزشمندتر از زنان می‌دانند نباشید؛ که البته با یک حساب سر انگشتی کل دنیا می‌شود؛ شاید دردسر کمتری را در طول زندگی معمولی خود کشیده باشید.در چنین شرایطی لازم نبوده در تمام دوران کودکی و نوجوانی دغدغه‌ی زیبایی داشته باشید. نیاز نبوده برای به دست آوردن دل پسران در کالج یا دبیرستان یا دانشگاه؛ رژیم‌های سخت بگیرید تا کمی بیشتر شبیه آن باربی لعنتی باشید. اگر اینقدر شانس آورده باشید نیازی نبوده با انواع و اقسام جراحی‌های زیبایی؛ فک زاویه دار، گونه برجسته، لب‌های تزریقی، ناخن‌های کاشت شده و هزار و یک اقدام تهاجمی؛ کاری کنید که آن دوست پسر کذایی بالاخره زحمت بکشد و از شما خواستگاری کند و بعد از همه‌ی این‌ها حتی ندانید چطور می‌شود مادر، همسر، شاغل و کدبانو بود. ندانید «زن معیار» کیست و چطور می‌شود بدون اینکه روح و شخصیتتان پاره پاره بشود؛ احساس کفایت کنید.«نورا»[14] یک دختر ژاپنی است. درواقع دوستِ «آرمان» از بچه‌های گروه کتابخوانی که بعد از انتشار متن‌های بلند و البته سانسور نشده در مواجهه با نقدها و تذکرات مختلف؛ گروه را ترک کرد. تجربیات دست اولی از زندگی در شرق و غرب دارد. از تلاش برای تبدیل شدن به زن معیار ژاپنی تا تجربه زندگی به عنوان فیمینیست غربی و حضور در ایرانِ مدعی الگوی سوم!می‌گوید بعد از دیدن زندگی زنان زادگاهش، مادر و خاله‌ها و عمه‌هایش که برای به دنیا آوردن بچه نیازمند اجازه از کارفرمایشان هستند و در برابر سوء استفاده‌های مداوم مردان بالادستی، به سکوت عادت کرده‌اند؛ از زندگی دلسرد شده است. وقتی همین زن‌های اطراف و تفکر حاکم بر زن ژاپنی او را تشویق کرده تا تعرضات جنسی معلم دبیرستانش را «مدیریت» کند؛ برای همیشه الگوی زن شرقی را رها کرده است.سفرش به اروپا با آرزوی ادامه تحصیل و زندگی به عنوان زن مستقلی که می‌تواند خود را تامین کند و قوی باشد نیز با سختی‌های فوق‌العاده اقتصادی، رفتارهای نژادپرستانه مدعیان برابری انسان‌ها و انتظارات عجیب و غریب و البته قانونی پارتنرهای مذکر یا تعرضات و درخواست‌های متعدد دوستی زنان هم‌جنسگرا به سرشکستگی و افسردگی انجامید. جایی که خبری از آزادی و اختیار، عشق و علاقه نیست و به بهانه برابری و تساوی، نورا مانند زنان دیگر مجبور است به کارهای سنگین مردانه تن دهند و یا زنانگی خود را به شرکت‌های مختلف بفروشد.آشنایی او با آرمان در همین شرایط رقم خورده است. مردی که احتمالا خیلی از زنان ایرانی حاضر نیستند با او هم‌کلام شوند؛ برای نورای آشنا با مردان فرهنگ‌های دیگر، شبیه یک معجزه است. این تعبیری است که خودش استفاده می‌کند. آرمانی که از نظر تقیدات مذهبی شیعی و فرهنگ ایرانی در پایین‌ترین مرحله قرار دارد؛ از بسیاری از مردان جهان معقول‌تر و قابل اتکاءتر است. اغلب ویژگی‌های آرمان که موجب دلبستگی و اشتیاق نورا شده است و در نوشته‌هایش تکرار می‌شود همان‌هایی است که فقط می‌توان در مکتب اسلام و نگاه اهل‌بیت به آن‌ها رسید. مدارا، تساهل، تسامح، مهرورزی، ایثار، بخشش و زن را لایق دوست داشتن دانستن و اورا فراتر از ابزاری در خدمت خود دیدن؛ چیزهایی هستند که نورای محروم از کرامت انسانی به سادگی دیده و پذیرفته است. همین چیزهای به ظاهر ساده!مسلما منظور من از روایت این زندگی این نیست که بگویم قدر مردان ایرانی مسلمان را بدانید. چرا که اگر کمی با فضای زندگی زنان سایر کشورها آشنا باشید؛ متوجه می‌شوید که به طور عمومی وضعیت زن ایرانی با همه‌ی سختی‌ها و تلخی‌ها چند پله‌ای بالاتر از زنان سایر کشورهاست. پس نکته‌ی اخلاقی این ماجرا در چیست؟ در ناکامی همه‌ الگوهای ارائه شده برای زن بودن! هیچ کدام از الگوهای غربی و شرقی؛ از هیچ کدام یکی از مکاتب فلسفی یا جامعه شناسی قطعیت و آسودگی خیال را به همراه نداشته‌اند و آنچه به عنوان الگوی سوم زن دربرابر زنان جهان قرار دارد؛ هنوز از مرحله‌ی انتزاع وارد مرحله مهندسی فرهنگی-اجتماعی و حضورتمدنی نشده است. ابعاد آن نامشخص و مصادیق عملی و الگوهایش تبیین نشده باقی مانده‌اند! هنوز هم زن؛ هیچ تصویری از هویتی که باید داشته باشد؛ ندارد!ایده‌ی اصلی این نوشته؛ گفتن دردها و ناکامی‌های زنانه نیست. نمی‌خواهم بگویم الان که هیچ مکتب و اندیشه‌ای مسئولیت تعریف «زن بودن» و «زن مطلوب بودن» را؛ آن‌طور که با روح درونی، فطرت و عدالت طلبی ذاتیِ زنان همه‌ی جهان تطابق داشته باشد؛ نمی‌پذیرد؛ پس بیایید بدون آن‌ها زندگی کنیم. پس بیایید رها از هر قید و بندی به آن‌چه در درون خود حس می‌کنیم پای‌بند باشیم و از هرچه ما را در قالبی مختص به خود تعریف می‌کند؛ فرار کنیم. نه این را نمی‌خواهم بگویم چون حقیقت دیگری هم وجود دارد. در زندگی واقعی انسان‌ها چیزی به اسم بی مکتبی وجود ندارد! زندگی بدون ایدئولوژی وجود ندارد. همه یک چیزی را قبول دارند و خود را با آن تعریف می‌کنند. آن‌هایی که معتقدند چیزی را به عنوان ایدئولوژی حاکم بر زندگی ندارند؛ سبک زندگی ندارند؛ درواقع همین را ایدئولوژی حاکم بر زندگی خود کرده‌اند.برای درک درستی این مطلب به خودتان رجوع کنید. این هم یک مساله بدیهی دیگر است. سوال کنید. سوال از اینکه چرا این کار را این‌طور کردید؟ چرا این را دوست دارید و چرا از آن‌یکی بیزارید؟ آن‌چه درون آینه‌ها می‌بینید شباهت به کدام الگوست؟ ترکیبی از کدام الگوهاست؟ بپرسید چرا روزانه وقت زیادی را جلوی آینه‌ها می‌گذرانید و پولی را که در قبال کار سخت به دست می‌آورید صرف خرید خدمات زیبایی می‌کنید؟ بپرسید آیا تلاشتان برای مادر خوب بودن؛ برای دریافت تایید اجتماعی نیست؟ آیا خانه تکانی‌های دم عید را برای کدبانو بودن؛ از اول اسفندماه شروع نمی‌کنید؟ آیا بعد از خوردن یک نان خامه‌ای خود را برای اضافه وزن احتمالی سرزنش نمی‌کنید؟ آیا خودتان را برای همه‌ی ناکامی‌های زندگی زناشویی مقصر نمی‌دانید؟ آیا در لایه‌های پنهانی درون خود و در مواجهه با اجتماع و واقعیت‌هایش با خود نمی‌گویید کاش مرد بودید و نه زن؟ و در نهایت آیا همه‌ی این سوال‌ها به تصویر مطلوبی که ایدئولوژی‌های مختلف در مورد زن ایجاد کرده اند؛ باز نمی‌گردد؟ جواب واضح تر از آن است که ندانیم و نیاز به تصریح داشته باشد! پس در نهایت ما بنده‌ی ایدئولوژی‌هایی هستیم که به هر دلیلی پذیرفته‌ایم. چاره‌ای نداریم جز اینکه در چارچوب آن‌ها زندگی کنیم. تنها انتخابی که ما می‌توانیم داشته باشیم این است که چه چیزی را می‌پذیریم؟دنیای تجربه پیش روی ماست. همه‌ی آنچه از ذهن و فکر و قلب و حتی مناطق پایین‌تر انسان‌ها گذشته؛ یک جایی عملیاتی و اجرا شده است. از مسیحیت بنیادگرا تا کلیساهای محلی آزاد و حلقه‌های پاکی. از یهودیت و صهیونیست تا کارناوال‌های حمایت از هم‌جنسگرایی. هندوئیسم خالص تا هند متجدد و بودیسم جدید. اسلام تکفیری و اسلام آمریکایی حامی گروه‌های LGBT و تشیع انگلیسیِ دین فردیِ کشور به رسمیت شناختن ده هزار انسان سگ نما... همه‌ی این‌ها پیش روی ماست. همه‌ی جوامعی که به هر ایسمی معتقد بودند و آن‌را اجرا کرده‌اند کارنامه‌ی خود را جلوی چشمان ما گذاشته‌اند. بدون تعارف همه مزخرف، همه تباهی، همه زنان در آغوش هوی و هوس! همه مادرانِ خود گم کرده و همه ناتوان از پاسخ به سوالِ «زن کیست؟» به قول ولف «در بیهودگی ما و در رویاهای ماست که حقیقتِ پنهان گاهی اوقات آشکار می‌شود.[15]»حقیقت پنهان آشکار شده این است که بین همه‌ی این اندیشه‌ها و تفکرات ارائه شده؛ یک باریکه‌ی نور وجود دارد. جایی که نور مثل چراغ قوه افتاده است روی «خَیرُكُم خَیرُكُم لِنِسائِكُم وَ بَناتِكُم[16]»، «اَكَثَرُ الخَیرِ فی‌النِّساءِ[17]»، « إنَّ المَرأَةَ ریحانَةٌ وَ لَیسَتْ بِقَهرَمانَةٍ، فَدارِها علی كُلِّ حالٍ وَ أَحسِنِ الصُّحَبَةَ لَها لِیَصفُو عَیشُكَ[18]»، «و امّا حَقُّ الزَّوجَةِ فَأَنْ تَعلَمَ أَنَّ الله عَزّوَجَلّ جَعَلَها لَكَ سَكَناً و اُنساً فَتَعلَمَ أَنَّ ذلِكَ نِعمةً مِنَ اللهِ عَلَیكَ فَتُكرِمُها وَ تَرفِقُ بِها[19]»، «إنَّ المَرأَةَ اِذا حَمَلتَ كانَ لَها مِنَ الأَجرِ كَمَن جاهَدَ بِنفسِهِ و مالِهِ فی سَبیل اللهِ عَزّوجلّ[20]» و... و گویندگانش ملزم به توضیح و تبیین منظور خود بودند. وسط آن همه سیاهیِ دنیا آدم‌هایی هستند که دست دخترانشان را بوسیده‌اند و دستور داده‌اند قلب صاف آن‌ها مملو از عشق شود؛ پیش از اینکه هویتشان را دستان هوس آلود جامعه بدزد. می‌دانم می‌دانم پازل این اندیشه تکه‌ی گم شده کم ندارد. می‌دانم اسوه‌ها و الگوهایش را چنان در غبار تاریخ پیچیده‌اند که تصور من از فاطمه، خدیجه، زینب، معصومه علیهن‌السلامتصویر کاریکاتوری یک زن نشسته در خانه است. اما همین روزنه‌ی کوچک، همین امکان امید؛ در طول تاریخ زنان آزاده‌ای را آفریده که جهان در مقابلشان مجبور به احترام، سر خم کرده است.خدا می‌داند جهان ما چقدر نیازمند آشنایی با این نقش اهل بیت علیهم‌السلام است. خدا می‌داند ریشه‌ی همه‌ی آسیب‌های اجتماعی جهان از جهل است. از ندانستن تعریف‌مان از خودمان است. اینکه بدانیم زن کیست و مرد کدام است. اگر بدانیم زن و مرد را چگونه باید دید و به کدام نیاز عالی و اصالی و غریزی او چه پاسخی باید داد تا بالاخره « لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا[21]» رخ بده و آن‌گاه آسایش و آرامشی که بشود در پناه آن زندگی کرد. بدون آن‌که جلوی آینه بیاستیم تا شکارچیان و شکارهای بهتری باشیم. می‌دانم این حرف ساده نیست. می‌دانم ارائه همه‌ی اصول حاکم بر این عرصه از نگاه اهل بیت علیهم‌السلام سختی‌های علمی خودش را دارد. ولی راه حل بهتری برای جهانمان نیست. هیچ امیدی به مکاتب بشری نمی‌شود داشت. این تبار، این تفکر، این آدم‌ها؛ آنقدر که من می‌توانم بفهمم؛ تنها راه نجات هستند. سختی‌اش این است که این حقیقت را در آگاهی روزمره مثل عینک‌هایمان روی چشم بگذاریم.پی نوشت: توجه: متن بالا را در پاسخ به یکی از سوالات امتحانی نوشته بودم. نمره درس آنقدرها که دوست داشتم خوب نشد اما از آنجایی که این حرف‌ها تجربه زیسته و حرف دل من است؛ دوست داشتم جزء با برگه امتحانی به اشتراک بگذارمشان. منابع و اسامی :[1] انجيل، رساله اول پولس، باب 11، فقره 12 و 13.[2] اوپانیشادها (سانسکریت: उपनिषद्، اوپه‌نیشَد) از کهن‌ترین متون آئین هندو و بخش مهمی از وداها هستند که تاریخ تقریر آن‌ها به سده‌های هفتم یا ششم قبل‌ازمیلاد باز می‌گردد.[3] دین هندو، ترجمه‌ی حسن افشار، تهران: نشر مرکز، ص 108.شاتوک، سیبل، آئین هندو، ترجمه‌ی محمد رضا بدیهی، تهران: انتشارات امیرکبیر،1380، ص 134[4] يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ. ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، ولی گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست، خداوند، دانا و خبیر است. (13 حجرات)[5] Jean-Jacques Rousseau (م.۲ ژوئیه ۱۷۷۸)[6] رسو، ژان ژاک، گفتمان درباره اقتصاد سیاسی، سید مهدی یوسفی، تهران، روزبهان، 1402.[7]  John Locke  (م 28 اکتبر ۱۷۰۴)[8] لاک، جان، دو رساله حکومت، فرشاد شریعت، تهران، نگاه معاصر، 1398[9] Immanuel Kant (م. 12 فوریه 1804)[10] کانت، ایمانوئل، انسان‌شناسی از دیدگاه علمی، عقیل فولاد، تهران، نگاه معاصر،1401.[11] Adeline Virginia Woolf (م. 28 مارس 1941)[12] ویولف، ویرجینیا آدلاین، کتاب اتاقی از آن خود، صفورا نوربخش، تهران، نیلوفر،1402، صفحه ۶۶.[13] نظام کاست (Caste System) در جامعه هند به جاتی (jati) معروف است. کاست نظامی درون همسری است که اعضایش در درون کاست باهم ازدواج می‌کنند. در واقع هر فرد در یک کاست به دنیا می‌آید، زندگی می‌کند و می‌میرد. هر کاست جایگاه خاصی در سلسله مراتبی کاستی دارد و از این رو برخی کاست‌ها از ماست‌های دیگر بالاتر و یا پایین‌تر هستند. در نظام سلسله مراتبی کاست «برهمن» در بالاترین و کاست «نجس» در پایین‌ترین جایگاه قرار دارد. مقرارات خاصی در خصوص تمام ابعاد زندگی در کاست‌های اجتماعی برقرار است و باید رعایت گردد. ( برای اطلاعات بیشتر به مجله« مطالعات شبه قاره» مریم خلیلی جهانتیغ، دانشگاه سیستان و بلوچستان مراجعه فرمایید.)[14] به ژاپنی ノラ[15] ویولف، ویرجینیا آدلاین، کتاب اتاقی از آن خود، صفورا نوربخش، تهران، نیلوفر،1402، صفحه 59.[16] بهترین شما کسانی هستند که بهترین سرپرست و نگهبان برای زنان و دختران خود باشند. (طبرسی، میرزا حسین، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، قم، موسسه آل‌البیت علیهم السلام لاحیاء التراث ، 1360، ج ١٤، ص ٢٥٥)[17] بیشترین خیر و برکت همراه با زنان است. (حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، قم، موسسه آل‌البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، ج ١٤، ص ١١)[18] زن، یک ریحانه است نه متولیّ و سرپرست امور. تو در هر حال با او مدارا کن و با خوش‌رفتاری، زندگی را در کام خود شیرین نما. (حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، قم، موسسه آل‌البیت علیهم السلام لاحیاء التراث،ج ١٤، ص ١٢)[19] و امّا حق زوجه، بدان که خدای متعال او را برای تو محلّ اُنس و آرامش قرار داده و این یک نعمت الهی بر تو است که او را گرامی بداری و با رفق و مُدارا با وی رفتار نمایی. (طبرسی، حسن بن فضل، مکارم‌الاخلاق،قم، الشریف الرضی، 1370، ص ٤٢٠)[20] وقتی زن، باردار می‌شود پاداش او همانند کسی است که با جان و مال خود در راه خدای متعال جهاد می‌نماید. (مجلسی، محمد بافر، بحارالانوار،بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1983م، ج ١٠٣، ص ٢٥٢)[21] وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ. و باز یکی از آیات (لطف) او آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در کنار او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود. در این امر نیز برای مردم بافکرت ادله‌ای (از علم و حکمت حق) آشکار است.(روم. آیه 21)</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>فائیر</author>
                <pubDate>Tue, 14 May 2024 23:22:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی صحت اعجاز عددی قرآن با پایتون</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D8%AA-%D8%A7%D8%B9%D8%AC%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%AF%D8%AF%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86-xsp2qngns9ht</link>
                <description>بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيماحتمالا درباره اعجاز عددی قرآن مطالبی شنیدید. مخصوصا اعجاز قرآن درباره عدد ۱۹. در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره مدثر خدا میفرماید:عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَوَمَا  جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً ۙ وَمَا جَعَلْنَا  عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ  أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا ۙ وَلَا  يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ ۙ وَلِيَقُولَ  الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ  بِهَٰذَا مَثَلًا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ  يَشَاءُ ۚ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ۚ وَمَا هِيَ  إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِنوزده فرشته بر آن گماشته‌اند.موكلان دوزخ را جز از فرشتگان قرارنداديم. و شمار آنها جز براى امتحان  كافران نيست. تا اهل كتاب يقين كنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد و اهل كتاب و  مؤمنان شك نكنند. و تا آنان كه در دلهاشان مرضى است نگويند: خدا از اين  مثَل چه مى‌خواسته است؟ خدا اينچنين هر كس را كه بخواهد گمراه مى‌كند و هر  كس را كه بخواهد راه مى‌نمايد. و شمار سپاهيان پروردگارت را جز او نداند. و  اين سخن جز اندرزى از براى مردم نيست.این آیات نشان میدهند که واقعا عدد ۱۹ عددی خاص در قرآن است زیرا خود قرآن گفته است:«شمار آنها برای افزایش ایمان مومنان است»در این نوشته قصد داریم صحت این ادعا (اعجاز عددی قرآن) را به وسیله کدهای پایتون بسنجیم. میدانید که محاسبه دستی این مسائل خیلی سخت هستند. همچنین اعجازهای معرفی شده در این دو ویدئو را بررسی میکنیم:ویدئو ۱ - ویدئو ۲در این محاسبات از این قرآن حالت Simple (clean) و XML استفاده میکنیم.برای کار کردن با XML من از xml.etree.ElementTree استفاده میکنم.۱- ۵۷وقتی شماره سوره و تعداد آیه یک سوره را جمع میکنیم، عددی زوج یا فرد به دست میاید. این اعجاز ادعا میکند که از بین ۱۱۴ سوره قرآن، برای ۵۷ سوره این عدد زوج و برای ۵۷ سوره این عدد فرد است. برویم سراغ محاسبه:import xml.etree.ElementTree as ET

file = &amp;quot/path/to/quran-simple-clean.xml&amp;quot
tree = ET.parse(file)

num = 0

def isEven(num):
    return num % 2 == 0
for i in range(114):
    suranum = int(tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)[i].get(&amp;quotindex&amp;quot))
    suraayanum = len(tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)[i].findall(&amp;quotaya&amp;quot))
    if isEven(suranum + suraayanum):
        num += 1
        print(&amp;quotnum:&amp;quot, num)در خط اول کتابخانه‌های لازم را صدا میزنیم. این کتابخانه برای همه کدهایمان لازم هستند پس در بقیه کدها آن را نمینویسم.متغیری به نام num میسازیم که تعداد سوره‌ها را ذخیره میکند.تابعی با نام isEven برای بررسی زوج بودن ورودی میسازیم.حلقه‌ای از ۰ تا ۱۱۳ برای بررسی سوره‌های قرآن (۱۱۴ سوره) میسازیم.در حلقه هر بار سوره از پروندهٔ XML که داده‌ایم دریافت میشود و تعداد آیات و شمارهٔ سوره در دو متغیر ذخیره میشوند.در خط بعد، بررسی میکنیم که آیا شماره سوره به علاوه تعداد آیاتش زوج میشوند یا خیر؟ اگر بله، num به علاوه یک میشود. و همچنین در هر حلقه اگر شرط برقرار بود، num چاپ میشود. اگر دوست داشتید میتوانید خط چاپ را در خارج از حلقه قرار دهید.حال وقتی نتیجه چاپ میشود، میبینیم عدد ۵۷ تعداد سوره‌هایی است که این عدد در آنها زوج است. پس تعداد سوره‌هایی که این عدد در آنها فرد است هم ۵۷ میشوند. این از این!۲- ۳۳۰۳این ویدئو ادعا میکند که جمع شماره سوره‌هایی که عددی که در بالا اشاره شد در آنها زوج است، برابر جمع تعداد آیات سوره‌هایی است که در آن عدد مذکور فرد است و آن هم برابر ۳۳۰۳ است. ببینیم ویدئو راست میگوید یا خیر. برای اعداد زوج:num_sum = 0

def isEven(num):
    return num % 2 == 0
for i in range(114):
    suranum = int(tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)[i].get(&amp;quotindex&amp;quot))
    suraayanum = len(tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)[i].findall(&amp;quotaya&amp;quot))
    if isEven(suranum + suraayanum):
        num_sum += suranum
        print(&amp;quotnum_sum:&amp;quot, num_sum)برای اعداد فرد هم دو تغییر باید در کد ایجاد کنید:۱- بعد از if یک not بگذارید.۲- به جای num_sum += suranum بنویسید num_sum += suraayanum.بیشتر بخش‌های کد مثل بخش ۱ است. مهمترین تفاوتش در خط بالای پرینت است که بجای += 1 چیز دیگری نوشتیم.بله؛ وقتی خروجی بگیریم در نهایت عدد ۳۳۰۳ را در هر دو مورد (زوج و فرد) خواهیم دید.۳- ۶۲۳۶ویدئو میگوید که اگر تمام حاصل جمع تمام سوره‌هایی را که جمع عددشان و تعداد آیاتشان زوج است را جمع کنیم، یعنی عدد گفته شده را در تمام آن ۵۷ سوره جمع کنیم، نتیجه میشود ۶۲۳۶ که تعداد آیات قرآن است:sum = 0

def isEven(num):
    return num % 2 == 0
for i in range(114):
    suranum = int(tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)[i].get(&amp;quotindex&amp;quot))
    suraayanum = len(tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)[i].findall(&amp;quotaya&amp;quot))
    if isEven(suranum + suraayanum):
        sum += suranum + suraayanum
        print(&amp;quotsum:&amp;quot, sum)در کد بالا، متغیر ما sum است. دوباره کل سوره‌ها را دور میکنیم و اگر suranum + suraayanum هر سوره‌ای زوج شد، این عدد سوره را به علاوه sum میکنیم.در نهایت میبینیم که نتیجه شد ۶۲۳۶!البته در این بخش بهتر است که تعداد آیات قرآن را هم محاسبه کنیم تا شک و شبهه‌ای باقی نماند:sum = 0
for sura in tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot):
    sum += len(sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot))
print(sum)در کد بالا متغیری بنام sum داریم که سوره به سوره میگردیم و تعداد آیاتش را با آن اضافه میکنیم. پس از اجرای برنامه میبینیم که عدد ۶۲۳۶ در نمایشگر ظاهر شد.۴- ۶۵۵۵ویدئو میگوید اگر همان کار بخش ۳ را روی ۵۷ سوره دیگر انجام دهیم، نتیجه میشود ۶۵۵۵ که جمع اعداد ۱ تا ۱۱۴ (تعداد سوره‌های قرآن) است. هما کد را امتحان کنید فقط با این تفاوت که بعد از if بنویسید not. نتیجه کاملا صحیح است. برای محاسبه جمع اعداد ۱ تا ۱۱۴ هم میتونیم از ۵۷×۱۱۵ استفاده کنیم که میبینیم میشود ۶۵۵۵.۵- مدت نبوت﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾ ۱۹ حرف دارد. ۳ تشدید دارد که به آنها حروف مخفی میگویند. یک «الف» هم در «رحمن» دارد که نوشته نمیشود ولی خوانده میشود. ۱۹+۳+۱ میشود ۲۳ که ویدئو ادعا میکند نشانه ۲۳ سال نبوت پیامبر از که ۳ سال آن مخفی (حروف مشدد) بوده. از طرفی وقتی حروف تکراری را حذف کنیم ۱۰ حرف باقی میماند که نشانه ۱۰ سال نبوت در مدینه است. این محاسبات چون سخت نبودند دستی حساب کردم.۶- «ب» و «م» در سوره حمداولین آیه قرآن با «ب» شروع شده و به «م» ختم شده. جمع تعداد «ب»ها و «م»ها در سوره اول قرآن (حمد) برابر ۱۹ است:sura = tree.find(&amp;quotsura&amp;quot)
sum = 0
for aya in sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot):
    for char in aya.get(&amp;quottext&amp;quot):
        if char in &amp;quotبم&amp;quot:
            num += 1
print(num)در کد بالا محتوای سوره حمد را در sura ذخیره میکنیم. به ازای هر آیه سوره، متن آیه را بررسی میکنیم. تک به تک حروف را بررسی میکنیم و اگر حرفی داخل رشته &quot;بم&quot; باشد، متغیر sum را که در ابتدا صفر بود، یک واحد افزایش میدهیم. در این صورت در نهایت میبینیم که خروجی ما شد ۱۹.۷- «ب» در حمد و «س» در ناساولین حرف در قرآن «ب» و آخرین آن «س» است. طبق گفته ویدئو مجموع تعداد «ب»ها در اولین سوره و تعداد «س»ها در آخرین سوره میشود ۱۹. ببینیم:num = 0
sura = tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)[0]
for aya in sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot):
    for char in aya.get(&amp;quottext&amp;quot):
        if char == &amp;quotب&amp;quot:
            num += 1
sura = tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)[-1]
for aya in sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot):
    for char in aya.get(&amp;quottext&amp;quot):
        if char == &amp;quotس&amp;quot:
            num += 1
print(num)ساختار کد بالا مانند کد بخش ۶ است با این تفاوت که ما دو سوره را بررسی کردیم نه یک سوره. وقتی کد بالا را اجرا کنیم در نهایت به عدد ۱۴ میرسیم که با گفته ویدئو منطبق نیست. اگر هم هر دو حرف «ب» و «س» را برای هردو سوره حساب کنیم به عدد ۱۹ میرسیم که عدد مورد نظر است ولی نه به صورتی که در ویدئو گفته شده.۸- تعداد سوره‌ها با آیات تک رقمیویدئو ادعا میکند که تنها ۱۹ سوره داریم که تعداد آیاتشان تک رقمیست:num = 0
for sura in tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot):
    if len(sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot)) &lt; 10:
        num += 1
print(num)در کد بالا متغیری بنام num داریم که در ابتدا صفر است. کل سوره‌ها را بررسی میکنیم. اگر تعداد آیات سوره‌ای کمتر از ۱۰ بود، num را یک واحد افزایش میدهیم. در نهایت در خروجی عدد ۱۹ را میبینیم. بله درست است.۹- تعداد حروف «بسم الله الرحمن الرحیم»طبق گفته ویدئو، اولین آیه قرآن، ۱۹ حرف دارد. بررسی کنیم:num = 0
for char in tree.find(&amp;quotsura&amp;quot).find(&amp;quotaya&amp;quot).get(&amp;quottext&amp;quot):
    if char != &amp;quot &amp;quot:
        num += 1
print(num)با find اولین سوره، اولین آیه‌اش و متن آن آیه  را پیدا میکنیم؛ سپس در یک حلقه کاراکترهای غیر از فاصله را میشماریم. نتیجه میشود ۱۹؛ درست است.۱۰- اولین و آخرین آیه ۱۹ حرفی قرآناولین آیهٔ ۱۹حرفی قرآن که «بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ» است. ویدئو ادعا میکند آخرین آیه ۱۹ حرفی قرآن، آیه دوم سوره مسد است:«مَآ أَغْنَىٰ عَنْهُ مَالُهُۥ وَمَا كَسَبَ». حال کجای این قضیه حائز اهمیت است؟ آیهٔ اول با «بسـ» شروع و به «م» ختم شده است و آیه آخر با «م» شروع و به «سب» ختم شده است. دقیقا عکس هم. بررسی کنیم:def remove(string):
    return string.replace(&amp;quot &amp;quot, &amp;quot&amp;quot)
for sura in tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot):
    for aya in sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot):
        if len(remove(aya.get(&amp;quottext&amp;quot))) == 19:
            print(sura.get(&amp;quotname&amp;quot), aya.get(&amp;quotindex&amp;quot), aya.get(&amp;quottext&amp;quot))به ازای هر آیه از هر سوره بررسی میکند که آیا آیه ۱۹ حرفی است یا نه. اگر بود، نام سوره، شمارهٔ آیه و متن آیه را چاپ میکند. میبینیم آخرین خطی که چاپ میکند این است:«المسد 2 ما أغنى عنه ماله وما كسب». درست است آیه ۲ سوره مسد با آن متن. در ضمن تابع remove برای حذف فاصله از متن آیات است تا شمارش دچار خطا نشود.۱۱- نوزدهمین آیه از آخرطبق گفته ویدئو، آیه‌ای که به عنوان آخرین آیهٔ ۱۹ حرفی به آن اشاره شد، نوزدهمین آیه از آخر قرآن هم هست.suras = tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)
suras = suras[::-1]
for sura in suras:
    ayas = sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot)
    ayas = ayas[::-1]
    for aya in ayas:
        if len(remove(aya.get(&amp;quottext&amp;quot))) == 19:
            print(sura.get(&amp;quotname&amp;quot), aya.get(&amp;quotindex&amp;quot), aya.get(&amp;quottext&amp;quot))
            exit()ابتدا فهرست سوره‌ها را در suras ذخیره میکنیم و آن را عکس میکنیم چون میخواهیم از آخر به اول بیاییم. سپس به ازای هر سوره، برای آیه‌ها این کار را میکنیم. به اولین آیهٔ ۱۹ حرفی از آخر که رسیدیم، مثل مرحلهٔ قبل آن را چاپ میکنیم و خارج میشویم. بله؛ همان آیه است.۱۲- تعداد سوره‌هایی که بدون «الـ» شروع میشونداین ویدئو میگوید که تنها ۱۹ سوره بدون «الـ» شروع میشوند. سوره‌هایی که از آنها نام برده شده، چندین اشتباه دارند. به عنوان مثال، سوره آل عمران و بقره هر دو با «الم» شروع میشوند. سوره آل عمران در فهرست وجود دارد ولی سوره بقره خیر. به نظرم نیازی به کد برای بررسی صحت این ادعا وجود ندارد و اشتباه بودن آن واضح است.۱۳- سوره قلماین ویدئو ادعا میکند که آخرین حرف مقطعه قرآن در اولین آیه سوره قلم (ن) است و این آیه ۱۹مین آیهٔ قرآن است که با حرف «نـ» شروع میشود. اینکه اولین آیهٔ سورهٔ قلم آخرین آیهٔ دارای حروف مقطعه است درست است. ولی ببینیم این آیه چندمین آیه است:num = 0

for sura in tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot):
    for aya in sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot):
        if aya.get(&amp;quottext&amp;quot)[0] == &amp;quotن&amp;quot:
            num += 1
            if num == 19:
                print(sura.get(&amp;quotname&amp;quot), aya.get(&amp;quotindex&amp;quot), aya.get(&amp;quottext&amp;quot))
                exit()به ازای هر آیه از هر سوره بررسی میکنیم که آیا اولین حرف از آیه «ن» است یا خیر. اگر بله num یک واحد افزایش میابد. اگر num نوزده شد، مثل مراحل قبل آیه چاپ میشود و برنامه به اتمام میرسد. میبینیم که گفتهٔ ویدئو درست است.۱۴ - نام‌های رسول اکرم (ص)در ویدئو به این اشاره شده که ۱۹مین سورهٔ قرآن سورهٔ «طه» است، بین سوره‌های دارای حروف مقطعه ۱۹مین سوره یس و بین سوره‌های بدون حروف مقطعه ۱۹مین سوره محمد (ص) است؛ و تنها این سه سوره به نام‌های مبارک نبی اکرم (ص) هستند. با توجه به اینکه دستی محاسبه کردن این موارد از نوشتن کد آسانتر است از نوشتن کد صرف نظر میکنم. همهٔ مواردی که گفتم، در صورتی است که سورهٔ فاتحه را در ابتدای قرآن به حساب نیاوریم. اگر آن را به حساب آوریم ۱۹مین سوره در کل و ۱۹مین سورهٔ بدون حروف مقطعه تغییر پیدا میکنند. بعضی‌ها میگویند سورهٔ فاتحه جزو سوره‌ها نیست و مثل مقدمهٔ قرآن است. الله علیم!۱۵- سورهٔ علقچند ادعا دربارهٔ این سوره مطرح شده است:این سوره ۱۹ آیه دارد.اولین آیهٔ سجده‌دار قرآن آیه ۱۹ این سوره است.آیه ۱۹ این سوره از آخر قرآن اولین آیهٔ ۱۹م است.اولین آیاتی که بر نبی اکرم (ص) نازل شدند ۵ آیهٔ اول این سوره بودند که جمعا ۷۶ حرف هستند که این عدد مضربی از ۱۹ است.مورد اول که واضح است. دربارهٔ مورد دوم منظور ویدئو را نمیفهمم. بدیهی است که در ترتیب قرآن اولین آیهٔ سجده‌دار آیه ۱۹ سورهٔ علق نیست! مورد آخر میگوید که اولین آیات نازل شده بر حضرت نبی (ص) ۵ آیهٔ اول این سوره هستند. دو نظر وجود دارد. یک نظر این را تأیید میکند و نظر دیگر میگوید ۳ آیهٔ اول این سوره اولین آیات بودند. حالا بنا را بگذاریم بر ۵ آیه.برویم مورد سوم را بررسی کنیم:suras = tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)[::-1]
for sura in suras:
    if len(sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot)) &gt;= 19:
        print(sura.get(&amp;quotname&amp;quot), len(sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot)))
        exit()ابتدا مثل بخش ۱۱ فهرست سوره‌ها را به صورت برعکس ذخیره کردیم. در نهایت به ازای هر سوره اگر تعداد آیات سوره بیشتر یا برابر ۱۹ بود، نام سوره و تعداد آیات آن را چاپ میکنیم و از برنامه خارج میشویم. خروجی میشود:«العلق 19»برای بخش آخر هم:sum = 0
sura = tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)[95]
ayas = sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot)
for i in range(5):
    aya = ayas[i]
    sum += len(remove(aya.get(&amp;quottext&amp;quot)))
print(sum)سوره علق را با عنوان sura و آیاتش را با عنوان ayas ذخیره کردیم. با همان تابع remove بالا، فاصله‌ها را برداشتیم و طول آیات را با هم جمع کردیم. نتیجه شد ۷۸. دو واحد با گفتهٔ ویدئو متفاوت. فکر نکنم کد ما ایرادی داشته باشد.۱۶- نوزدهمین «الله»میگوید ۱۹مین الله از آخر قرآن در آیه ۱۹ سورهٔ انفطار قرار دارد که این سوره ۱۹ آیه دارد. در ضمن بین این الله و آخرین الله قرآن ۳۰ سوره وجود دارد که ۱۹ تای آنها کلا الله ندارند. اول جملهٔ اول را اعتبارسنجی کنیم:num = 0
suras = tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)[::-1]

for sura in suras:
    ayas = sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot)[::-1]
    for aya in ayas:
        words = aya.get(&amp;quottext&amp;quot).split(&amp;quot &amp;quot)[::-1]
        for word in words:
            if word in [&amp;quotالله&amp;quot, &amp;quotلله&amp;quot, &amp;quotبالله&amp;quot, &amp;quotوالله&amp;quot]:
                num += 1
                if num == 19:
                    print(sura.get(&amp;quotname&amp;quot), aya.get(&amp;quotindex&amp;quot))
                    exit()باز هم فهرست سوره‌ها و آیه‌ها را معکوس میکنیم. آیه یا کلمه کلمه جدا میکنیم. ترتیب کلمات را هم معکوس میکنیم. به ازای هر کلمه بررسی میکنیم که آیا کلمه، الله است یا نه. در نهایت در ۱۹مین الله نام سوره و شمارهٔ آیه را چاپ میکند. نتیجه میشود:«الإنفطار 19». درست است. حالا برویم سراغ جملهٔ دوم ادعا. اینکه آخرین «الله» قرآن در سورهٔ اخلاص است درست است. نیازی به بررسی با کد نیست. سورهٔ اخلاص سورهٔ ۱۱۲ قرآن است. پس با کد زیر سوره‌های ۸۲ (انفطار) تا ۱۱۲ (اخلاص) را بررسی میکنیم:withallah = set()
withoutallah = set()
suras = tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)[81:112:]
for sura in suras:
    for aya in sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot):
        words = aya.get(&amp;quottext&amp;quot).split(&amp;quot &amp;quot)
        for word in words:
             if word in [&amp;quotالله&amp;quot, &amp;quotلله&amp;quot, &amp;quotبالله&amp;quot, &amp;quotوالله&amp;quot]:
                 withallah.add(sura.get(&amp;quotname&amp;quot))
                 break
    if sura.get(&amp;quotname&amp;quot) not in withallah:
        withoutallah.add(sura.get(&amp;quotname&amp;quot))
print(len(withallah))
print(len(withoutallah))سوره‌های دارای «الله» را در مجموعهٔ اول و بدون «الله» را در مجموعهٔ دوم ذخیره میکنیم. از مجموعه استفاده میکنیم تا موارد تکراری حذف شوند. در suras سوره‌های ۸۲ تا ۱۱۲ را ذخیره میکنیم. آیه به آیه بررسی میکنیم. اگر آیه‌ای «الله» داشت سورهٔ آن را به مجموعهٔ اول اضافه میکنیم. اگر سوره‌ای در مجموعهٔ اول نبود آن را به مجموعهٔ دوم اضافه میکنیم. در نهایت خروجی را چاپ میکنیم. درست است. تعداد اعضای مجموعهٔ دوم ۱۹ است. ولی تعداد سوره‌های دارای «الله» را ۱۲ نشان میدهد در حالیکه ویدئو گفته ۱۱. چون هدف بررسی آن ۱۹ بود مهم نیست دلیل این قضیه ولی شاید خود سورهٔ انفطار را ویدئو محسوب نکرده.۱۷- آیه ۱۹ سورهٔ توبهدربارهٔ آیه ۱۹ سورهٔ توبه این مطالب را میخواهیم بررسی کنیم: این آیه در بین آیه‌های ۱۹ بیشترین «الله» را دارد. ابجد «الله» ضرب در شمارهٔ آیه در سوره (۱۹) میشود ۱۲۵۴ که شمارهٔ آیه از اول قرآن است. در کد زیر هم شمارهٔ آیه در کل قرآن را محاسبه میکنیم هم اینکه آیا این آیه در بین آیه‌های ۱۹م بیشترین الله را دارد یا نه:num = 0
allahn = 0
ayaname = &amp;quot&amp;quot
for sura in tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot):
    for aya in sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot):
        num += 1
        if num == 1254:
            print(sura.get(&amp;quotname&amp;quot), aya.get(&amp;quotindex&amp;quot))
        if aya.get(&amp;quotindex&amp;quot) == &amp;quot19&amp;quot:
            allahaya = 0
            words = aya.get(&amp;quottext&amp;quot).split(&amp;quot &amp;quot)
            for word in words:
                if word in [&amp;quotالله&amp;quot, &amp;quotلله&amp;quot, &amp;quotبالله&amp;quot, &amp;quotوالله&amp;quot]:
                    allahaya += 1
            if allahaya &gt; allahn:
                allahn = allahaya
                ayaname = sura.get(&amp;quotname&amp;quot) + &amp;quot &amp;quot + aya.get(&amp;quotindex&amp;quot)
print(&amp;quotAya name:&amp;quot, ayaname)متغیر num برای شمارش شمارهٔ آیات از اول قرآن، allahn برای ذخیره تعداد «الله» در آیه‌ای است که بیشترین الله را دارد؛ و ayaname برای ذخیره نام سوره و شمارهٔ آیه است. بخش بررسی اینکه آیه این آیه ۱۲۵۴ است که نیاز به توضیح ندارد. در ادامه، کد بررسی میکند اگر آیه‌ای آیهٔ ۱۹ باشد، تعداد allahaya را که برای هر آیه تعداد «الله»ها را میشمارد را یک واحد افزایش میدهد. در نهایت آن را با allahn مقایسه میکند. اگر بیشتر بود allahn و ayaname را مطابق آیهٔ جدید تغییر میدهد. در نهایت ayaname را چاپ میکند. میبینیم که بله درست است. آیهٔ ۱۹ سورهٔ توبه بیشترین واژهٔ «الله» را دارد.۱۸- سوره‌ها با اسامی حیواناتویدئو میگوید کلا ۵ سوره داریم که نام آنها نام یک حیوان است. اگر تعداد آیات و شمارهٔ این سوره‌ها را جمع کنیم مضرب ۱۹ میشود. چون تعداد این سوره‌ها کم است نیازی به کد نیست و بررسی دستی هم ممکن است. با بررسی متوجه میشویم این ادعا درست است.۱۹- آیات اول ۱۹ حرفیمیگوید کلا ۴ سوره داریم که آیات اولشان ۱۹ حرفی هستند. اگر شمارهٔ این سوره‌ها را جمع کنیم میشود ۲۶۶ که مضرب ۱۹ است. کاری با تعداد این سوره‌ها نداریم. بیایید شماره‌هایشان را جمع کنیم:suras = tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)
num = 0
for sura in suras:
if len(remove(sura.find(&amp;quotaya&amp;quot).get(&amp;quottext&amp;quot))) == 19:
num += int(sura.get(&amp;quotindex&amp;quot))
print(num)به ازای هر سوره اگر طول آیهٔ اولش ۱۹ باشد (با حذف فاصله‌ها)، num به اندازهٔ شمارهٔ سوره افزایش داده میشود. در نهایت میبینیم num شده ۲۶۶ که درست است.۲۰- حرف مقطعهٔ «ق»در ویدئو به این اشاره شده که تنها دو سوره حرف مقطعهٔ قاف را دارند؛ سوره‌های قاف و شوری. حروف مقطعهٔ سورهٔ شوری «ق» نیست؛ «حم عسق» است. ولی اگر منظور ویدئو را این در نظر بگیریم که تنها سوره‌هایی که در حروف مقطعه‌شان حرف قاف وجود دارد بله تنها این دو سوره را داریم. ادعا این است که در هر دوی این سوره‌ها ۵۷ عدد قاف وجود دارد. این عدد از آن جهت جالب است که مضرب ۱۹ است و در هر دو سوره برابر است. و همچنین اینکه جمع تعداد آیات با شمارهٔ سوره در هر دو سوره برابر ۹۵ است. این هم دقیقا به دلایل مشابه جالب است. بررسی کنیم:suranums = [42, 50]

result = &amp;quot&amp;quot

for sura in tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot):
    if int(sura.get(&amp;quotindex&amp;quot)) in suranums:
        num = 0
        for aya in sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot):
            for char in aya.get(&amp;quottext&amp;quot):
                if char == &amp;quotق&amp;quot:
                    num += 1
        result += sura.get(&amp;quotname&amp;quot) + &amp;quot &amp;quot + str(num)

print(result)در suranums شماره این دو سوره را داریم. به ازای هر سوره بررسی میکنیم که شمارهٔ سوره آیا برابر یکی از این دو مقدار هست یا نه. اگر بله یکی یکی نویسه‌ها بررسی میشوند که آیا قاف هستند یا نه. اگر بودند num که در هر سوره صفر میشود یک واحد افزایش میابد. در نهایت نام سوره و تعداد قاف هایش در result ذخیره میشوند. پس از چاپ آن «الشورى 57ق 57» را میبینیم که طبق ادعای ویدئوست. مورد دوم (۹۵) هم که ساده‌ست و دستی قابل محاسبه است. این مورد هم درست است.۲۱- نوزدهمین قافباید بررسی کنیم که آیا ۱۹مین «ق» در قرآن در آیه ۱۹ سورهٔ بقره هست یا نه:num = 0

for sura in tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot):
    for aya in sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot):
        for char in aya.get(&amp;quottext&amp;quot):
            if char == &amp;quotق&amp;quot:
                num += 1
                if num == 19:
                    print(sura.get(&amp;quotname&amp;quot), aya.get(&amp;quotindex&amp;quot))
                    exit()در کد به ازای هر نویسه در هر آیه در هر سوره بررسی میکنیم که آیا نویسه برابر «ق» هست یا نه. اگر بود num یکی افزوده میشود و اگر برابر نوزده شد نام سوره و شمارهٔ آیه چاپ میشود. نتیجه شد «البقرة 19» که درست است.۲۲- آیه‌های شروع شده با «الله»در ویدئو ادعا شده که فقط ۳۸ آیه با واژهٔ «الله» شروع شده‌اند. ۳۸ هم که مضرب ۱۹ است. ببینیم این ادعا درست است؟num = 0

for sura in tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot):
    for aya in sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot):
        word = aya.get(&amp;quottext&amp;quot).split(&amp;quot &amp;quot)[0]
        if word == &amp;quotالله&amp;quot:
            num += 1

print(num)کد که واضح است. نتیجهٔ این کد ۳۴ است. طبق گفتهٔ ویدئو نیست. ولی اگر بگوییم که «لله» هم محاسبه شود، نتیجه میشود ۳۸. ولی اگر «والله» و «بالله» را محاسبه کنیم عدد باز هم تغییر میکند. اصولا باید یا فقط «الله» را محاسبه کنیم یا «والله» و «بالله» را هم محاسبه کنیم که در هر دو صورت عدد اشتباه است.۲۳- سوره‌های بدون الفویدئو میگوید ۶۷ سوره داریم که در نامشان الف وجود ندارد. اگر شمارهٔ این سوره‌ها را جمع کنیم برابر ۳۹۷۱ میشود که مضرب ۱۹ است. فعلا جملهٔ اول را راستی‌آزمایی کنیم:withalef = 0
num = 0

for sura in tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot):
    num += 1
    for char in sura.get(&amp;quotname&amp;quot):
        if char == &amp;quotا&amp;quot:
            withalef += 1
            break

print(num-withalef)حرف به حرف نام هر سوره را بررسی میکنیم. چه الف داشته باشد چه نداشته باشد num را یک واحد افزایش میدهیم. البته میتوانستیم همان اول آن را برابر ‍۱۱۴ در نظر بگیریم. و اگر الف داشت، withalef را یک واحد افزایش میدهیم. در نهایت اختلاف این دو را محاسبه میکنیم. میشود ۱۴! خیلی با ۶۷ فاصله دارد. اگر به فهرست موجود در ویدئو و نام سوره‌ها در پروندهٔ XMLمان نگان کنیم، میبینیم خیلی سوره‌ها مثل رعد در فهرست ویدئو بدون الف هستند ولی در پروندهٔ XML با الف (الرعد). حالا اینکه کدام درست است الله اعلم.۲۴- ۳۱ عدد دو رقمیاینبار ادعا این است که اگر شمارهٔ هر سوره را با تعداد آیاتش جمع کنیم، این عدد برای ۳۱ سوره دو رقمی است. و اگر شمارهٔ این ۳۱ عدد را جمع کنیم میشود ۱۴۴۴ که مضرب ۱۹ است:suras = []
sum = 0

for sura in tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot):
    number = int(sura.get(&amp;quotindex&amp;quot)) + len(sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot))
    if 10 &lt;= number &lt; 100:
        suras.append(sura)

for sura in suras:
    sum += int(sura.get(&amp;quotindex&amp;quot))

print(sum)به ازای هر سوره بررسی میکنیم که آیا عددی که گفته شد در بازهٔ دو رقمی هست یا نه. اگر بود سوره را به لیست suras اضافه میکنیم. در نهایت در sum شمارهٔ هر سوره را اضافه میکنیم. در نهایت خروجی میشود ۱۴۴۴. درست است.۲۵- سورهٔ مریممیگوید در سورهٔ مریم ۱۰۸۳ واژه به کار رفته و و اگر تکرار حروف واژهٔ «مریم» در ین سوره را جمع بزنیم باز هم میشود ۱۰۸۳. و البته این عدد مضرب ۱۹ است. البته تعداد واژگان موجود در سورهٔ مریم را محاسبه کنیم:sura = tree.findall(&amp;quotsura&amp;quot)[18]

wordsnum = 0

for aya in sura:
    wordsnum += len(aya.get(&amp;quottext&amp;quot).split(&amp;quot &amp;quot))

print(wordsnum)به ازای هر آیه wordsnum را به اندازهٔ تعداد واژگان آن آیه افزایش میدهیم و در نهایت چاپ میکنیم. نتیجه شد:«۹۷۱». اشتباه است. و ادعای دوم درباره حروف واژهٔ «مریم»:chars = &amp;quotمریم&amp;quot
num = 0

for aya in sura.findall(&amp;quotaya&amp;quot):
    for char in aya.get(&amp;quottext&amp;quot):
        if char in chars:
            num += 1

print(num)به ازای هر نویسه از هر ایه میبینیم اگر نویسه در رشتهٔ «مریم» هست، num یک واحد افزایش پیدا کند و در نهایت num را چاپ میکنیم. نتیجه میشود:«۴۵۴». این هم اشتباه است!این نوشته را با هدف اثبات یا رد اعجاز عددی قرآن برای خودم نوشتم (یا شروع کردم)؛ با انتشار عمومی آن ان شاء الله رضایت شامل حالم شود :)</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>رضا حسین‌زاده</author>
                <pubDate>Thu, 11 Apr 2024 02:06:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجرای دعوت رهبر انقلاب به بورس چه بود؟</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-babujggaqipd</link>
                <description>بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمسه چهار سال است که علم توصیه به بورس توسط آقا را به دست گرفته‌اند و میگویند:«رهبری گفت در بورس سرمایه‌گذاری کنید و مردم گوش دادند و بدبخت شدند». خیلی گذشته ولی گفتم کوتاه درباره‌اش بنویسم.اولباید به آنها گفت: پس یعنی قبول دارید که آقا اینقدر مقبولیت دارد که با یک توصیهٔ او مردم همهٔ زندگیشان را فروختند و آوردند بورس؟ اعترافِ (یا ادعایِ) خوبیست!سیدعلی حسینی خامنه‌ایدومآقا یک سخنرانی در ۲۸ آبان ۹۸ داشتند در جمع کارآفرینان و تولیدکنندگان که استناد اینها به آن سخنرانی است. «اگر فرض بگیریم» که آقا توصیه کردند به بورس هم باید دقت کنیم به تاریخ‌ها. آقا در آبان ۹۸ سخنرانی کردند و بورس در مرداد ۹۹ ریزش کرد؛ یعنی ۹ ماه فاصله!سوماصلا حرف آقا هدایت به بورس نبود! بگذارید آن بخش از متن سخنرانی را ببینیم:در مورد عموم مردم، توصیه‌ی من به مردم مکرّراً گفته شده. عرض من این است به مردم عزیزمان که از کالای ساخت داخل حتماً استفاده کنند و آن کسانی که میتوانند، در سرمایه‌گذاری‌های مولّد حتماً شرکت کنند، از جمله در همین  تعاونی‌ها یا یک جاهایی در بورس.اگر دقت کنید در متن میبینید آقا توصیه کرده‌اند به سرمایه‌گذاری‌های مولد. در مثال‌هایی که آورده‌اند، با استفاده از قید «یک جاهایی» به بورس هم اشاره کرده‌اند. از این متن میتوانید برداشت کنید که آقا دعوت به بورس کرده‌اند؟ اتفاقا بنده در این لفظ «یک جاهایی» نوعی کراهت حس میکنم. آقا تعاونی‌ها را بدون قید عنوان کردند ولی بورس را با شرطِ «یک جاهایی».ویدئوی آن بخش از سخنرانی آقاچهارمدیدن این ویدئو هم خالی از لطف نیست: https://www.aparat.com/v/7Il93 پنجممربوط به شبههٔ متوجه آقا نیست ولی مربوط به ماجرای بورس است. روحانی در همان سال ۹۹ گفت:«مردم باید همه‌چیز را به بورس بسپارند». چرا او را مؤاخذه نمیکنید؟ مخصوصا که یک سال بعد گفت:«مردم نباید همه سرمایه خود را به بورس بیاورند»! دربارهٔ او هم سوال کنید!</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>رضا حسین‌زاده</author>
                <pubDate>Thu, 28 Mar 2024 08:38:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمهوری اسلامی ایران قسمت سوم</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-ufmc9ex6grap</link>
                <description>برای دسترسی به قسمت اول و دوم این یادداشت می توانید از لینکهای زیر اقدام کنید. قسمت اول قسمت دوم طیف فکری سوم، می خواهند کشور قدرتمند و موفق باشد. گروهی فکر می‌کنند همینک، جمهوری اسلامی، ایران را یک کشور ضعیف کرده است. باید گفت که قدرت ابعاد مختلفی دارد. بعد اقتصادی، نظامی، امنیتی، فرهنگی،علمی، تاثیرگذاری بر تحولات بین المللی و نیروی انسانی.  حال با این مقدمه به سراغ وضعیت این قدرت های هفتگانه در مورد ایران می رویم.  قدرت نظامی: در این حیطه کشور با چالش هایی چون بودجه نظامی اندک و چالش های بی شمار ضد امنیتی و نظامی و تجزیه طلبانه مواجه است (منظور از کمبود بودجه نسبت به رقبا است که برای اثبات این مسئله می‌توان با تقسیم بودجه نظامی کشور ها بر تولید ناخالص داخلی شان میزان هزینه‌کرد شان با حذف اثر بزرگی اقتصادی را بدست آورد.) همچنین به این چالش ها، عقب ماندگی و فاصله ی بسیار تکلونوژیک و فناوری غرب نسبت به ایرانِ گذشته را نیز باید افزود.  اما درحوزه ی نظامی با راهبرد نگاه به جنگ افزار هایی با کارایی بالا و با هزینه ی اندک، کشور توانست در هدف نظامی خود، که دفاع از تمامیت کشور و ایجاد مصونیت نظامی و امنیتی است دست یابد. جنگ افزار هایی چون پهپاد ها، موشک ها و قایق های تندرو.  نشانه های این قدرت نظامی را می‌توان در صحنه هایی چون، اول، رزمایش چالش هزاره ۲٠٠۲ که نشان داد گزینه ی نظامی در برابر ایران جواب نمی دهد. و پیروز جنگ، ایران خواهد بود. دوم، پس از جنگ جهانی دوم هیچ کشوری از جمله شوروی سابق،روسیه کنونی،چین،کره شمالی،انگلیس و...به آمریکا یا پایگاه های آن حمله مستقیم نکردند اما ایران یکی ازمهمترین پایگاه های نظامی آمریکا را در‌مهمترین منطقه ی جهان زد و این عمل را مستقیما گردن گرفت و آن را تنها یک سیلی دانست. سوم، ایران در ۴٠ سال گذشته بارها به ارتش آمریکا و غرب گوشزد کرد که خط قرمزش تمامیتش است. و در این حین بارها درس های عبرتی به غرب داد که تصاویر آن موجود است. چهارم،نابودی پروژه ۸تریلیون دلاری آمریکا در منطقه و جلوگیری از ناامنی در خاورمیانه و ازجمله ایران، آن هم با هزینه ی فوق العاده اندک۱۶میلیارد دلار به گفته خودِمقامات‌آمریکایی. پنجم،ایجاد یک کلکسیون از پهپاد های آن.  ۲)قدرت امنیتی: ایران درناامن ترین نقطه ی دنیا در کنار انواع گروهک های تجزیه طلب ایران، که سابقه ی ریختن خون ده ها هزار ایرانی را دارند، گروه های تروریستی تکفیری و پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو و همچنین تلاش های شبانه روزی و پرهزینه ی ده ها سرویس جاسوسی و امنیتی دنیا. اما ایران بر طبق گزارشات بین المللی از امن ترین کشور ها به لحاظ مبارزه با عملیات های تروریستی است. در این زمینه می توان وضعیت امنیت ایران را با دیگر کشور های خاورمیانه و کشور های اروپایی و آمریکا سنجید.  ۳)قدرت اقتصادی:در این زمینه چالش هایی چون، سال ها تحریم سنگین و حداکثری درصنایع و اقتصاد ایران همچنین حضور افرادی در مسند مدیریت، که اعتقادی به تولید و اقتصاد درون زا نداشتند و تنها راه نجات اقتصاد را نگاه به غرب می دانستند و همچنین بر جای ماندن مشکلات متعدد حل نشده از سده ها قبل که موجب فقر شدید و بیکاری و نداشتن زیر ساخت های لازم علمی و صنعتی و حمل ونقلی در کشور و...  شده بودند، را می توان از جمله چالش ها در این حوزه دانست. البته این مشکلات کاملا حل نشدند اما جمهوری اسلامی سعی کرد که این مشکلات را کمتر کند. برخی نشانه های این تلاش که نشان ازموفقیت نسبی آن می دهند عبارتند از: ۱) شکست تحریم حداکثری آمریکا و متحدان جهانی اش به اقرار خودشان و دست نیافتن به هدف نابودی اقتصاد و نظام ایران، در مقابل اقتصاد ایران در سال پیش رشد اقتصادی۴ درصدی کرد و تراز تجاری آن بالاخره بعد ازمدت ها مثبت شد. ۲) رساندن فقر مطلق از۴۶درصد در اواخر پهلوی به حدود ۱٠ درصد در سال ۹۲ و حدود ۱۹ درصد در سال ۲٠۲٠. ۳) کاهش ضریب جینی در حالی که در بسیاری از کشور ها این ضریب که نشان دهنده ی عدالت توزیعی ثروت است افزایش یافت.این شاخص از ۴۷.۴ درصد در سال ۱۹۸۶(اواخر پهلوی) به ۳۷.۴ درصد در سال ۲٠۱۳ رسید البته بعد با اشتباهات دولت وقت به ۴٠.۹ درصد در سال ۲٠۲٠ افزایش یافت.۴)اقتصاد ایران به هفده اقتصاد بزرگ دنیا رسید البته امروز ۲۱ مین اقتصاد دنیا است. ۵)طبق آمار سازمان بین المللی پول ایران در سال ۲٠۲۷، با توجه به تلاش های اخیر در جهت رشد اقتصادی،دهمین اقتصاد برتر دنیا می شود. ۶)کاهش وابستگی سبد صادراتی کشور به نفت از ۹۳ درصد در سال ۱۹۷۶ به ۴۹.۴ درصد در سال ۲٠۱۹. ۷)حرکت های ایران به سمت اقتصاد دانش بنیان و اختراعات برتر در سطح جهان مثل ربات جراحی سینا که تنها دو کشور چنین رباتی دارند ایران و آمریکا.  ۴)قدرت تاثیرگذاری بین الملل:در این زمینه نکاتی در بخش نظامی مثل شکست برنامه ی ۸تریلیون دلاری غرب برای ساخت خاورمیانه ی جدید گفته شد همچنین به یک مثال دیگر اشاره می‌شود. زمانی سیاستمداران و سران کشور ها و به خصوص غرب میگفتند که بشار اسد از سوریه می رود. اما جمهوری اسلامی با آگاهی از غرب و گروه مقابل اسد در سوریه (داعش و...)گفت که اسد باید بماند.و اسد امروز ماند اما تک تک سران غربی تغییر کردند یا می کنند(مثل تزلزل در دولت های نخست وزیران انگلیس و...)  ۵ و ۶)قدرت فرهنگی و نیروی انسانی: در این زمینه کشور با چالش های متعددی روبه رو بوده و است چالش هایی چون، ۱)تهاجم فرهنگی شدید حکومت پهلوی به اعتقادات و اخلاقیات مردم ۲)تهاجم شدید فکری بلوک غرب و شرق به معنویت و دین و اخلاقیات مردم جهان ۳)تهاجم شدید فرهنگی غرب به وسیله ی صنعت موسیقی، سینما و فضای مجازی و عادی انگاری فواحش معنوی و انسانی به عنوان هنجار مثل لواط و...   در این میان که دو تفکر عمده ی دنیا می خواستند خدا و دین و اخلاقیات را ذبح کنند انقلاب اسلامی پدیدار گشت و به ترویج فرهنگ اسلامی و انقلابی پرداخت. فرهنگی که روحیه ی شجاعت، انصاف،نفرت از ظلم، ظلم ناپذیری، خودکفایی و استقلال طلبی، شهادت و مبارزه ی با ظلم و خدمت به مردم دارد. همین فرهنگ سبب پیروزی ایران در جنگ تحمیلیِ شرق و غرب، علیه کشورمان شد.همین روحیه سبب پیروزی جبهه مقاومت در جنگ با داعش و آمریکای ۸ تریلیون دلاری شد، کشورمان با این روحیه از کشوری که بیگانگان نظام و شاهش را عوض می کردند یا هر چند وقت، یک قسمتش عروس میشد یا بخشیده یا وجه معامله با وامی برای اروپاگردی، یا زمانی چند میلیون نفرش به خاطر قحطی ساختگی گروهی می‌مردند، رسید به کشوری که در جنگ با تمام دنیا یک وجب از خاکش را هم از دست نداد. کشوری که گزینه ی نظامی را از روی میز ابرقدرت های نظامی دنیا برداشت و آن یکی را مقصدی برای تجهیزاتش علیه این یکی کرد.کشوری که با قدرت، پوتین بر نفتکش انگلیسی می گذارد و آن را مقابل دیدگانِ ناو آمریکایی توقیف می کند. کشوری که نیازی نمی بیند شعار های نگاشته بر دیوار سفارت انگلیس که زمانی شاه ایران را تعیین می کرد، پاک کند. باشد تا حقیقتِ قاتلِ این رژیمِ بیگانه، برهمگان روشن شود. اما بگذریم، همین روحیه و آتش در دل بود که دشمنان این مرز را سوزاند و دل گرمی ای شد و می شود برای مردم میهنم در هجوم کولاک و یخبندانِ محرومیت ها و حوادث، همین روحیه ی لطیف بود که بارانی شد بر تن بیابانی کشورم در جهاد سازندگی‌ها و جهادهای علمی،این باران، رود ها ساخت، رود هایی که مقصدشان دریا نیست که ثریاست.این روحیه،یعنی قدرت.  ۷) قدرت علمی: در زمینه ی علمی کشور با چالش هایی چون عقب ماندگی شدید علمی کشور در سده های گذشته و از بین رفتن روحیه ی خودباوری و تلاشگری علمی،تحریم های علمی و فناوری و ترور دانشمندان کشور و بی توجهی یا کم توجهی دولت ها به جوانان علمی و نظام آموزشی و پرورشی کشور.  اما برخی نشانه های رشد و قدرت علمی ایران، که در سایه ی هدایت های نظام و رهبری از نخبگان و همچنین روحیه ی جهاد علمی نخبگان و دانش آموزان و دانشجویان ایرانی اتفاق افتاد، عبارتند از:  ۱) هفتمین کشور دنیا در زمینه ی اختراعات ۲) رشد علمی ۱۱ برابری نسبت به نرخ رشد متوسط علمی جهان و رتبه نخست رشد علمی در بین سال های ۱۹۸٠ تا ۲٠٠۹. ۳) رتبه ۱۶ علمی در جهان ۴) بیش از ۶۳ برابر شدن اسناد علمی کشور در ۲۱ سال ۵)رتبه های بالای کشور در علوم و مهندسی چون علوم ژنتیک،پزشکی،نانو،فیزیک، ریاضی، هوافضا، بیوشیمی و زیست مولکولی و...  .  (منبع آمار ها: کتاب صعود چهل ساله، سید محمد حسین راجی و سید محمد رضا خاتمی است.) جمهوری اسلامی که برگرفته از انقلاب اسلامی است، همچون درخت تنومند و ریشه داری است که گروه های بسیاری، که دشمنان دین، بشریت و ایران و ملل مستقل هستند، تیشه‌ها برای زدنش،تیزکردند اما با آنکه توانستند ضرباتی به آن بزنند هیچ گاه نتوانستند آن را از ریشه اش، که مبانی اسلامی و حمایت مردمی است، جدا کنند.اما آفات و کرم های درونی این درخت ضربات مهلک تری بر جانش زدند.لیکن شیره ی خونین این درخت،خون شهدای تربیت یافته ی انقلاب اسلامی است. و این شیره بلای جان دشمنان داخلی و خارجی این درخت است.  این انقلاب و نظام بستری برای اصلاح‌ و بهبود‌ است.بستری است برای ظهور حضرت حجت(عج)که ظهورش نجات از تمام غل و زنجیر های بشر است.همو که یگانه منجی بشر از گرداب فساد،جنگ،کینه، دشمنی،فقر اکثریت و امراض است. شروع حضورش پایان حضور بدخواهان بشریت و جنگ های قدرت  است.  اما برای رسیدن به این هدف متعالی دینی و بشری و یا قوی تر کردن کشور در هر جنبه چه باید کرد؟  راه حل خودسازی است.برای جهاد با فساد،رانت،ظلم و جور و هر سیاهی ای، ابتدا نیاز به جهاد با سیاهی های خودمان داریم.تا درون مان را درست نکنیم همچون تیر ساختمانیِ درون تهی هستیم هر چقدر بار رویمان بیشتر باشد احتمال شکست مان بیشتر می شود و این یعنی خرابی بسیار بزرگتر. بسیاری با علم و انگیزه وارد کار های دولت شدند تا به گمان خودشان با مشکلات مبارزه کنند لیکن چون خود را نساخته بودند خود از بدترین مشکلات شدند.اختلاس گران و رانت بازان آدم های بی سوادی نبودند!آدم های بی انگیزه ای هم نبودند.آنها نیز مثل من و تو بودند لیکن نتوانستند در جایگاه قدرت و تصمیم گیری،خود را از فساد حفظ کنند.من و تو هم همین هستیم. آیا پایمان در حوادث و صحنه های روزمره نلغزیده؟ آیا نمازمان را همیشه حفظ کرده ایم؟ نگاه مان و روابطمان با نامحرم را حفظ کرده ایم؟ آیا زبانمان را از غیبت و تهمت و تمسخر دوستان و غیر آنها پاک کرده ایم؟ آیا دست و پایمان را از اذیت و آزار دیگران مرخص کرده ایم؟اگر نه،پس بدانیم که در برابر هیولای فساد و وسوسه ی شیاطین جنی و انسی نیز چه بسا نتوانیم دامانمان را حفظ کنیم.  راهکار ترک صحنه نیست.راهکار رزم با خود است جنگ با نفس خود،که دشمن ترین دشمنان ماست.همچنین می توانید از دیگر یادداشت های بنده نیز دیدن کنید. اندکی در مورد فتنه اخیر قسمت اولدو سوال از آتئیست ها اثبات خدا به وسیله ی برهان علیتحکایت مرد و گنج </description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Wed, 28 Dec 2022 19:16:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروپاگاندا علیه ج.ا به نقل از ویکی‌پدیا</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%82%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7-l40w6ewbjifi</link>
                <description>به نام خداداشتم صفحه پروپاگاندای ویکی‌پدیا را میخواندم، هر چه مورد از بخش «روش‌ها» را که میخواندم نمونه واقعی آن را به یاد میاوردم. به ذهنم رسید که چطور همه‌ی پتانسیل یک پروپاگاندا بر ایران وارد میشود. بیایید بخش «روش‌ها»ی این صفحه را جزء به جزء بررسی کنیم:۱-برچسب زدن (Name Calling): این روش به منظور برانگیختن وحشت یا تعصب افراد جامعه علیه یک گروه مخالف استفاده می‌شود. این روش باعث می‌شود که نیازی به ایجاد بحث استدلالی با گروه‌های مخالف نباشد؛ یکی از این روش‌ها استهزای مخالفان با کاریکاتور است.اینکه واضح است. با زدن برچست «بسیجی» یا «ارزشی» یا به قول آنها «عرزشی» باعث ایجاد تعصب در مخاطبین میشوند. از جمله بقیه این برچسب‌هایی که با این هدف زده میشوند، «آخوند» و «سپاهی» است.۲-شعارهای فریبنده (Glittering Generalities): در این روش سعی می‌شود که بادادن شعارهایی با مفهوم مبهم و کلّی توجه افکار عمومی به پیام مبلغ جلب شود. این پیام‌ها اغلب بر حول محور ارزش‌هایی همچون شرافت، دین، افتخار به میهن و میهن‌پرستی یا ارزش‌های خانوادگی بیان می‌شود.هر کس را که با آنها همراهی نکند «بیشرف» خطاب میکنند. این باعث میشود که افراد بصورت ناخودآگاه یا برای اینکه از مخاطب قرار گرفتن این شعار مصون باشند با آنها همراهی کنند. برخی شعارهای دیگر مثل «دیکتاتور» یا شعارهایی که بوی آزادی میدهند از این نوع‌اند.۳-حمله شخصی (Ad hominem): حمله کردن به شخصیت فرد (مثلاً اتهام روابط نامشروع یا خیانت به کشور)، به جای رد کردن منطقی افکار و سخنان او.یکی از مواردی که همین الآن به ذهنم رسید، تهمت‌هایی است که به قاضی «صلواتی» زدند. با تهمت زدن به چنین اشخاصی قصد دارند کل نظام را فاقد اعتبار نشان دهند.۴-تکرار (Ad nauseam): تکرار بی‌وقفهٔ یک حرف، مخصوصاً اگر یک شعار ساده  باشد، باعث می‌شود که کم‌کم به عنوان یک حقیقت بدیهی پذیرفته شود. این حربه  اگر همراه با کنترل و سانسور رسانه‌ها باشد، تأثیر بیشتری خواهد گذاشت.این روش نیز کاملا واضح است. آنقدر حرف‌هایشان را تکرار کرده‌اند که خودشان هم این حرف‌ها را باور کرده‌اند. واقعا گاهی که در صفحه ایران‌اینترنشنال گشت میزنم از اینهمه تکرار تعجب میکنم!۵-توسل به قدرتمندان (Appeal to authority): برای اثبات درستی یک سخن، به جای استدلال منطقی، به مرجعیت و اقتدار و محبوبیت گویندهٔ آن استناد می‌شود.علی کریمی و حمید فرخ‌نژاد که هیچ؛ از سیاستمداران جهان هم نقل قول میگذارند تا شاید به دلیل سرشناس بودن گوینده، شنونده به درستی سخن توجهی نکند:۶-توسل به ترس (Appeal to fear): القای ترس و نگرانی همگانی برای آن که مردم با حکومت  همراه شوند، همچون تأکید بر خشونت و وحشی‌گری دشمنان یا احتمال حملهٔ  قریب‌الوقوع آن‌ها.این توییت گویای این عبارته:۷-توسل به اکثریت (Bandwagon): القای این حس که اکثریت مردم پیرو این فرد یا  حزب هستند و پیروزی آن قطعی است تا افراد برای همرنگ جماعت شدن، یا برای  رسیدن به پیروزی حتمی، به پیروان آن فرد یا حزب بپیوندند.وقتی کسی ببینید که اکثریت فلان کار را میکنند و یا فلان تفکر را دارند، سعی میکند مثل آنها رفتار کند. القاء اکثریت بودن براندازها، یکی از معمول‌ترین القاءاتی هست که همواره در اخبارشون وجود دارد:استفاده از عبارت «جوانان محلات» باعث القاء اکثریت بودن میشود.۸-دروغ بزرگ (Big Lie): بیان دروغی چنان بزرگ که هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کند که کسی آن قدر بی شرم باشد که چنین گستاخانه حقیقت را تحریف کند، در نتیجه همگان آن دروغ را باور خواهند کرد.۹-سیاه و سفید نمایی (Black-and-white fallacy): جلوه دادن اوضاع به  گونه‌ای که افراد تنها دو گزینه در برابر خود ببینند: یا دوست کامل بودن یا  دشمن کامل بودن.دوقطبی‌سازی از حیله‌های دشمن است که میشود گفت مربوط به بند ۷ است. فردی که اعتراضاتی نسبت به نظام دارد ولی خواسته‌اش سقوط آن نیست، وقتی در معرض دوقطبی و سیاه و سفیدنمایی قرار میگیرد، به احتمال زیاد جبهه «بسیجی» یا «ارزشی» را انتخاب نمیکند و به سمت جبهه «برانداز» میرود.۱۰-حقیقت گزینشی (Selective truth): گفتن پیام تبلیغاتی در ضمن حقایق  گزینش شده، به شکلی که مخاطب متوجه نشود که مورد هجوم تبلیغاتی قرار  گرفته‌است.گاهی رسانه‌های معاند اخباری را منتشر میکنند که اتفاقا این اخبار را رسانه‌های انقلابی هم منتشر میکنند.به قول امام علی «ع»: اگر باطل با حق مخلوط نمی‌شد، بر طالبان حق پوشیده نمی‌ماند. و اگر حق از باطل جدا و خالص می‌گشت زبان دشمنان قطع می‌گردید. اما قسمتی از حق و قسمتی از باطل را می‌گیرند و به هم می‌آمیزند، آنجاست که شیطان بر دوستان خود چیره می‌گردد، و تنها آنان که مشمول لطف و رحمت پروردگارند نجات خواهند یافت. (خطبه ۵۰ نهج‌البلاغه)کار شیطان، ممزوج کردن حق و باطل است و با این کار تمییز این دو را سخت میکند.۱۱-شرطی‌سازی (Classical conditioning): اگر مخاطب نسبت به الف واکنش خاصی  داشته باشد (مثلاً از آن بیزار باشد، یا به آن علاقه‌مند باشد)، در چنین  صورتی اگر شرطی‌ساز همواره الف و ب را همراه هم به مخاطب عرضه کند، مخاطب  کم‌کم خصوصیت الف را به ب هم سرایت می‌دهد به‌طوری‌که حتی اگر الف نبود،  مخاطب همان واکنش را نسبت به ب نشان می‌دهد (از آن بیزار یا به آن  علاقه‌مند می‌گردد).دین؛ رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی، دین را نیز به سخره میگیرند و این هدف را دنبال میکنند که افرادی را که دیندارند ولی مخالف نظام، مخالف دین هم بکنند. کم ندیده‌ام افرادی را که از مخالفت با رهبر و نظام شروع کرده‌اند و حتی به بی‌نمازی رسیده‌اند. نمونه این قضیه را در «عمامه پرانی» دیدیم. علاوه بر این، پوشش مجریان این رسانه‌ها نیز چنین هدفی دارد.و در نهایت:يَا  أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ  فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا  فَعَلْتُمْ نَادِمِينَاى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد تحقيق كنيد،  مباد از روى نادانى به مردمى آسيب برسانيد، آنگاه از كارى كه كرده‌ايد  پشيمان شويد.حجرات:۶</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>رضا حسین‌زاده</author>
                <pubDate>Fri, 23 Dec 2022 19:50:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمهوری اسلامی ایران قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-qdhweeqsxawh</link>
                <description>لینک دسترسی به قسمت اول این یادداشت  https://vrgl.ir/V8oen... طیف دوم فکری مورد بحث، مذهبی ها هستند. سوال این طبقه ی فکری این است که چگونه جمهوری اسلامی با وجود این همه مشکلات در زمینه ی عدالت و اقتصاد و فرهنگ نام اسلامی را یدک می‌کشد؟ و اگر اسلامی نیست چرا باید موجودیتی داشته باشد؟ در جواب آیا شما بعنوان کسی که خواستار اسلام هستید، به اسلام، حمله می‌کنید؟ جمهوری اسلامی بعنوان یک نظام، اساس و قوانینی کلی و همچنین مسئولانی برای اجرای آن اصول دارد.حکومتی ضد اسلامی است و باید از بین برود که اساس و ریشه اش ضد الهی باشد.ریشه جمهوری اسلامی برخاسته از انقلاب اسلامی است. اگر واقعا خواهان اسلام هستیم، نباید این ریشه را بزنیم. چرا که این ریشه،اسلامی است.اما عقب ماندگی های زیادی در مقام اجرا در کشور می‌بینیم که ناشی از ضعف ها، ترک فعل ها یا عملکردهای ناصحیح مسئولان امر است که رهبری معظم و سایر مراجع معظم تقلید و تئوریسین های انقلابی نظام مانند علامه‌مصباح، به شدت منتقد این ضعف ها و مطالبه کننده ی حل این مشکلات و حرکتی سریعتر و کاملتر به سوی اسلام ناب محمدی(ص) هستند. اما قطعا فاصله ای تا آرمان‌ها وجود دارد و قطعا نیز باید این فاصله، رفع شود. پس به جای خراب کردن ریشه باید به فکر اصلاح این عملکردهاباشیم.و باید دلیل این مشکلات و راهکار حلشان را پیدا کنیم. عوامل کند کننده ی حرکت همیشه هستند و همیشه سعی می‌کنند هر حرکتی را مستهلک کنند.حرکات اجتماعی عوامل کاهش دهنده و حتی معکوس کننده ی حرکت دارند.انقلاب ها و هر حرکت اجتماعی ای آسیب هایی دارد که حرکت را کند یا حتی معکوس می‌کنند. وقتی رسول الله(ص) آن انقلاب عظیم دینی، فرهنگی، علمی، انسان ساز، اقتصادی و... را می کنند می‌بینیم که بعد از ۵٠ سال از عروج شان به ملکوت، ممالک اسلامی دچار چنان وضعی می‌شوند که امام حسین(ع) چاره ای جز فدا کردن خود، خانواده شان و اصحاب شان برای نجات جامعه ی اسلامی نمی‌بینند؟ این، یعنی برترین انقلاب تاریخ جهان،که یک معصوم رهبر آن بود،در زمانی نسبتا کوتاه با این همه فرسایش و حتی حرکت عکس مواجه می شود. قطعا انقلاب اسلامی نیز که اساسش، اساس صحیحی بوده و بر مبنای آن اصول صحیح و خواست مردم، نظام جمهوری اسلامی در ایران، تاسیس می شود نیز، مبرای از عوامل فرسایشی و حتی معکوس کننده نیست. چون آن تعالیم و آرمان‌ها باید به دست مسئولینی از خود ما و به انتخاب ما اتفاق بیافتند.نه مسئولانی از آسمان. اگر این نظام بر حق نبود با این همه مسئولین بعضا خائنی که امروزه نامشان مشخص است یا هنوز مشخص نیست و این همه هجمه ها و تلاش های کل جبهه ی کفر باید نابود می شد. اما نشد. چون خداوند نمی‌خواست. و نمی‌خواهد. اما این به این معنا نیست که ما مسئولیتی نداریم. یا اوضاع کنونی، اسلام صد در صدی است. بلکه یعنی ما باید یک به یک برخیزیم و در حد وسعت فکری، قدرتی و... خود یک قسمت از این مشکلات موجود را حل کنیم تا هر چه بیشتر به اسلام و تعالی برخواسته ی از آن برسیم. چرا؟ چون ما مسئولیم در برابر تنها نظام فعلی شیعه و بر مبنای مبانی اسلامی و شیعی بنیان نهاده شده، در برابر حکومتی که اساسش اسلام بوده و اینک به خاطر مسئولانی غلط، با مشکلات فراوانی روبه‌رو است.، حکومتی که فرسنگ ها ما را به بالای قله ی آرمان اسلامی نزدیک تر کرده، و ما را از دره ای که زمانی  افتخار خانواده های شهدا به این بود که فرزندشان اهل شراب و دختربازی نبوده، از زمانی که صف های شهوت رانی و حرام خواری توسط جوانان و مردان پر شدت بود و زنان کالای کاباره ها بود در زمانی که تمام جهان به سمت فسق و فجور رفت تا کافران عالَم، مطلق دین را نابود سازند،تلاش کردند که اصلا خدایی نباشد، اصلا صحبتی از اخلاقیات نباشد، اما این نظام در سطح جهانی جلوی ذبح دین و خدا را، به پای طمع کفار گرفت. صف های کاباره را مبدل به صف های علم و دانش و جهادی و راهیان نور و زیارت اهل بیت و نبرد با داعش و رژیم بعثِ متجاوز، کرد.زنان را از کالای جنسی مردان به اساتید دانشگاه و زنان قهرمان جهان و معلم و مهندس و دکتر و نویسنده و دانشمند و...مبدل ساخت. شرایط را به سمت تعلیم و تربیت اسلامی برد و برای این مساله تلاش کرد تا دانشگاه هایی برای تعلیمِ معلمانِ تربیت ساز، بسازد.همان که یادآور انقلاب عظیمِ الهیِ نبوی است که در جهانِ جاهلیت، بشر را به سوی الله برد، در زمانه ای که عمده بی سواد بودند سواد دار کرد، شراب خوار و زنا کار بودند، صالح کرد، بدبختی و فلاکت و ضعف ها و نزاع ها را مبدل به نور و خوشبختی و قوت ها و اتحاد نمود. آری این انقلاب نیز خلف صالحی برای آن انقلاب عظیم نبوی(ص)، بود. انقلاب، حرکتی به سوی اسلام بود که با شدت و حدت حرکت کرد و ضعف ها را قوت کرد. بی سوادی ها، بی اخلاقی ها، فقر ها و تبعیض ها را تا توانست حل کرد لیکن، این انقلاب برای ادامه ی حرکتش نیاز به همان رهروان دارد. نیاز به رهروانی با مبانی درست،با تقوا و عشق و علاقه ی به اسلام و اهل بیت (ع) و انقلاب دارد، نیاز به پیروی از سیره و سخن امامین انقلاب دارد. مشکلات ما در فقر و اقتصاد و تبعیض و فرهنگ و هر چیز ناشی از دور شدنمان از آن حرکت اصیل است. ناشی از دور شدنمان از به کار بستن توصیه های امامین انقلاب و مبانی و آرمان های انقلاب است. و من می دانم و دیده ام جهادگران جوانی را که از شوق و علاقه و ایمان، چگونه به مردم خدمت می کنند. ما نیاز به این بزرگواران داریم. ما در دانشگاه شهید رجایی وظیفه داریم قطار انقلاب را، که نااهلان داخلی و خارجی و دشمنان دین و خدا یا تنبلان و یا نادانان منحرف کرده اند،در مسیر صحیح اش قرار دهیم. و سرعتش را به بیش از هر زمان دیگر برسانیم. هر یک از ما نه تنها به عنوان جوانان مومن و دوست دار اسلام و کشور و افراد متخصص، بلکه به عنوان تربیت کنندگانِ جوانان آینده ی کشور، مسئولیم. مسئولیم که اولا خود در جای باکری ها و همت ها باشیم و همچنین مسئولیم که باکری ها و همت ها را تربیت کنیم. این انقلاب حق است. و راهی است برای زمینه سازی ظهور حضرت حجت(عج) که ظهورش، مژده دهنده که نه،بلکه تمام کننده ی ظلم و جور و مشکلات عالَم بشریت است. آری وظیفه، در صراط حق بودن و هدایت به صراط حق است. که خداوند فرموده است:«إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» کسی از بیرون به نجات ما نمی آید. اگر بیاید باید بدانیم که با خنجری پنهان به دست آمده که در فرصت مقتضی از پشت ما را بزند.خدا به داد ما نمی آید چرا که خدا سرنوشت قومی را عوض نمی کند تا خودشان دست به کار بشوند و زمانی به دادشان می رسد که «وَ الَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسِنينَ»جهاد در راه خدا کنند حرکت در راه الهی کنند آنگاه، است که راه الهی را، نصرت می کنیم و خدا ما را نصرت می دهد«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُركُم وَيُثَبِّت أَقدامَكُم»در مورد دستاورد های انقلاب و جمهوری اسلامی در مباحث فرهنگی، انسانی، اقتصادی، علمی، سیاسی و...  ان شاءالله در جلد بعدی این مجموعه یادداشت، صحبت می‌کنیم?این یادداشت در صد و بیست و ششمین جلد نشریه ی حیات دانشگاه شهید رجایی با نام ماجرای سه کلمه قسمت دوم  قرار گرفت.  </description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Dec 2022 01:06:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آزادی بیان در ۳ دقیقه</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-3-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-u5bggb4zhryn</link>
                <description>درود بر آریایی هایی که زبان پارسی رو اختراع کردن. یقینا انسان هایی ژرف اندیش و روشن ضمیر بوده اند. در زبان فارسی میگیم &quot;لطفا نظر خودتون رو بگید&quot; یا میگیم &quot;دیدگاه خود را بنویسید&quot;. تا بحال به دو کلمه &quot;نظر&quot; یا &quot;دیدگاه&quot; فکر کرده بودید؟ در این مطلب ۳ دقیقه ای میخوام درباره آزادی بیان صحبت کنم.آزادی بیان در ۳ دقیقه&quot;دیدگاه، نظر، نگرش، نگاه، نقطه نظر، بینش، منظور، رای و آرا&quot; همگی از مصدر دیدن نشات میگیرن. اما این چه مفهومی داره؟انگار که ایرانیان باستان به مساله &#x27;آزادی بیان&#x27; اینجوری فکر میکردن:درباره هر موضوعی، یک منظره وجود داره که یا در ساحت مادی جهان قرار داره و یا در ساحت معنایی اندیشه. اگه کسی موفق بشه به اون منظره نگاه کنه، همه چیز درباره اون موضوع براش قابل رویت هست. بنابراین وقتی عده ای بهت میگن دیدگاهت رو بیان کن یا نظرت رو بگو، مفهومش اینه که ما گمان می کنیم تو الآن داری اونجا رو می بینی (اعم از اینکه قدت بلند هست و یا اینکه از نردبانی مثل دانش بالا رفتی)، پس به ما بگو چی می بینی.  طبیعتا در این انتخاب کلمه (نظر، دیدگاه) یه مفهوم پنهان وجود داره و اون اینه که افراد مختلف، اگه نظراتشون متفاوت هست، فقط در این حده که زاویه دیدشون متفاوته یا سوی چشمشون کمتر و بیشتره، اما منظره یکسانه. شبیه به چند مجموعه متداخل یا مشترک یا متنافر.برای مثال تصور کنید یه &#x27;طبیعت حفاظت شده&#x27; پشت حصاری پنهان هست. عده ای از ما میتونن خودشون رو از حصار بالا بکشن و داخل رو ببینن. حالا اونها دارن چیزی رو که می بینن برای ما تعریف میکنن. تفاوت گفته هاشون در اینه که یکیشون چشمش سوی کمتری داره، یکیشون یه درخت تنومند جلوش هست و طبعا بخشی از منظره رو نمی بینه. یکیشون از زاویه متفاوتی داره نگاه می کنه و مثلا پشت یه چیزایی رو می بینه که بقیه از زاویه دیگه نمی تونن ببینن. و الی آخر.نکات تکمیل کنندهاگه نظرات گویندگان، به شدت با هم متفاوت هست، معنیش اینه که یه عده یا تمامشون دارن دروغکی درباره منظره صحبت میکنن. به عبارت دیگه اگه در جامعه ای گویندگانش انسان های سالم و با اخلاقی باشن، نظراتشون به شدت به هم نزدیک خواهد بود. و همدیگر رو به خوبی پوشش میده و تکمیل میکنه.تفاوت و تنافر آرا و اندیشه ها نشونه خوبی نیست. اگه چنین اتفاقی داره میفته باید براش فکری کرد.آزادی بیان در ۳ دقیقه۳.  آزادی بیان، اگه به اینجا برسه که تفاوت و تنافر آراء پیش بیاد، باید محدود بشه. چون معلومه که اون پشت، یعنی در نهاد گوینده ها، چیزی به نام &#x27;بی اخلاقی&#x27; شکل گرفته. دیگه از منظره صحبت نمی کنن بلکه دارن اهداف دیگه ای رو دنبال میکنن، لااقل بخشی از اونها.۴.  یه محک دیگه برای اینکه بدونیم الآن وقت &#x27; آزادی مطلق بیان&#x27; هست یا وقت اون رسیده که محدودش کنیم، اینه که نقطه نظر گویندگان با اندیشه پیامبران چقدر فاصله داره. اگه نزدیکه، یعنی آزادی بیان داره ما رو به مسیرهای خوشبخت تر شدن سیر میده و اگه دور شده، محدود کردن آزادی بیان لااقل تا زمانی که اهداف پنهان روشن بشه، ضروریه.۵.  اما چرا پیامبران، ملاک و محک باشن؟ صرفاً به این دو دلیل: اونها افرادی بودن که بیش از بقیه به راستگویی و خویشتنداری و زهد معروف بودن. انگیزه شون (طبق تایید مردمان اون زمانه)، صرفا منفعت همگانی بوده و نه منفعت شخصی. دلیل دوم اینکه در زمانه خودشون، یه پیش بینی کردن که درست بوده یا عملی ازشون سر زده که نشون دهنده حقیقت بزرگی بوده.</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>شهر توحید</author>
                <pubDate>Wed, 16 Nov 2022 11:13:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمهوری اسلامی ایران قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-j0a1b4lvti6b</link>
                <description>مردم از گذشته در هنگام تامین نیاز های خود، فهمیدند که باید در کنار یکدیگر زندگی کنند و اجتماعات و سرزمین ها را تشکیل دهند اما تعارض منافع و آزادی تکوینی افراد جامعه باعث می شد که لازم شود که قوانینی وضع شود تا در برابر آزادی مطلق افراد بایستد و آن قوانین نیازمند به نهاد های مسئول و اجرایی داشت که سبب شد حکومت ها و نظام های عالم از دیرباز تا کنون ودر اقصا نقاط عالم ایجاد گردند. کشور ما نیز از این مسئله مستثنی نیست.  نظام کشور ما،جمهوری اسلامی ایران است. این نظام، تشکیل یافته از سه کلمه است. چه بسا بتوان گفت که تک تک افراد جامعه ما، با یک، دو یا سه کلمه ی اسم این نظام موافق، و آن کلمه، آرمان و غایتش است.   اولین کلمه ، جمهوری است،  که طرفداران نظام ها و تفکرات لیبرالی، از این کلمه خوششان می آید و آن را مطالبه ی خود می دانند. و در همین چارچوب میتوان به مطالبه ی رفراندوم برای تعیین نظام حاکم بر کشور، نگریست.استدلال موافقان این مسئله، این است که از زمان رای دادن مردم به جمهوری اسلامی، ۴۴ سال گذشته است و ما امروز به عنوان جوانان و نسل جدید کشور حق انتخاب نظام کشور را داریم.در جواب این طیف میگویم که جمهوری اسلامی اولا خود را یک حکومت لیبرالی ندانسته است تا بخواهد به ارزش های مکتب لیبرالیسم پایبند باشد، دوما جمخوری اسلامی تنها نظامی در جهان است که خود را به رای مردم گذاشت و سپس با رای بالای ۹۸.۲ درصدی پیروز گشت.و نظام رسمی کشور شد. و قانون اساسی آن که توسط نمایندگانی از مردم برمبنای دین و تجارب کشور های دیگر نوشته شد،  دو بار در سال های ۱۳۵۸ با رای ۹۹.۵ درصد و سپس اصلاحیه ی آن در سال۱۳۶۸ برای بار دوم با رای ۹۷.۵۷ درصد آری گرفت. حال سوال من این است که آیا حکومت ها و نظام های ایده آل این طیف فکری با تفکرات لیبرالیستی و مخالف نظام فعلی ایران، آیا حکومت خود را به رای گذاشتند؟آیا این جماعت می دانند و به جوانانی که فریب استدلالات پوچ این طیف را خورده اند گفته اند که کشور های مدعی دموکراسی، چون آمریکا، فرانسه و... اصلا قانون اساسی شان متعلق به چند صد سال پیش است؟آیا بعد از گذشت صد ها سال از حکومتشان،  آن را به رفراندوم گذاشته اند؟ آیا اصلا میدانند کشوری مثل آمریکا، قانون اساسی اش را حتی یک بار هم در ۲۵٠ سال حکومت آن چه ابتدائا و چه در زمانی دیگر، به رای مردم نگذاشته است؟ آیا می دانند که در کشور انگلیس، پادشاه و ملکه یا درفرانسه، رییس جمهور می تواند مجلس، که نماد دموکراسی است، را منحل کند؟ یا رئیس جمهور آمریکا می تواند مجلس را تعطیل کند؟ همان طور که ملکه الیزابت انگلیس کمی قبل از مرگش چنین کرد.  آیا می دانند که پادشاه انگلیس، رئیس جمهور فرانسه و آمریکا حق وتوی(لغو) مصوبات پارلمان را دارند؟ حال آنکه بار ها شده است که نمایندگان مجلس و دولت ها، نظری بر خلاف خواست و توصیه های رهبری نظام داشتند و دست آخر نیز به همان نظر که خلاف نظر رهبری بود عمل کردند و بعد ها کشور نتیجه ی خسارت بارش را دید و همین امروز هم در حال تجربه ی آثار غلط این عملکرد ها در اقتصاد، فرهنگ و... هستیم. و حال طنز روزگار است که، این کشور های غربی، نماد لیبرالیسم و آزادی و جمهوریت هستند اما رهبری ایران توسط این طیف عاشق دموکراسی غربی، دیکتاتور خوانده می شود.آیا می دانند که طبق قانون فرانسه رییس جمهور این کشور مسئولیتی در قبال اقداماتش جز خیانت به کشور ندارد؟حال آنکه رهبری در ایران در قبال مسئولیت ها و وظایفش مسئول است. آیا می دانند پادشاه انگلیس موروثی انتخاب می شود حال آنکه رهبر در جمهوری اسلامی بر اساس صلاحیت های گفته شده در ذیل قانون مربوطه و همچنین با انتخاب نمایندگان مردم انتخاب می شود.   حال فرض کنیم که جمهوری اسلامی برود آیا رنگ آزادی خواهیم دید؟ جمهوری اسلامی برود چه  می آید؟ سلطنت طلبان و پهلوی ها و قاجاریان؟ سازمان منافقین؟کومله و دموکرات؟ جیش العدل؟ الاحوازیه؟ یا داعش؟ یا چطور است آمریکا و ناتو بیایند و آزادی و دموکراسی و صلح را برای ایران به ارمغان بیاورند؟ همان گونه که برای افغانستان، عراق، لیبی و...  به ارمغان آوردند! که با انواع کشتار ها و تجاوز ها و غارت ها از میزبان برای میزبانی تشکر کردند! آیا در چنین فضایی می توان آزاد بود؟یا باید مثل کشور های منطقه آواره یا کشته شویم؟ یا به سوگ عزیزانمان بنشینیم؟ مردم سوریه هم فکر می کردند بشار اسد برود تا آزاد شوند آنها هم فریب پروژه های کشته سازی و چهره ی ضد حقوق بشری ای که امریکایی ها از دولت سوریه ساختند، را خوردند و در نهایت زمانی متوجه شدند که آمریکا در سمت آزادی و موفقیت شان نیست که گلوی شان زیر چکمه های کثیف و خونریز داعش اسیر شد و زنان و دختران شان هم به اسارت و کنیزی این شیاطین در آمد. به همین علت بعد از نابودی خلافت داعش و زمانی که خانواده هایشان کاهش یافت و خانه هایشان ویران شد و خودشان آواره، با قاطعیت ۷۸ درصدی در انتخابات شرکت کردند و بشار اسد از این میزان ۹۵ درصد آرا را از آن خود کرد. حال اگر در چنین انتخاباتی بایدن یا مکرون انتخاب می شدند قطعا نشان از اوج دموکراسی و آزادی و خواست مردم بود اما چون نتیجه، خلاف خواست غرب بود، نتیجه به خلاف دموکراسی بودن متهم می شود. دموکراسی در یک کلام، یعنی مردم آن چیزی را بخواهند که غرب می خواهد و الا دیکتاتوری اتفاق افتاده است. پس باید صلح و دموکراسی را برای آن کشور به ارمغان آورد! (با تحریم اقتصادی، دارویی، جنگ نظامی و امنیتی و ترور دانشمندان موثر و...) یادداشت اخیر با ویرایش در نشریه ی دانشگاه شهید رجایی تهرانپایان قسمت اول این متن ادامه دارد...</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>محمد کاظمی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Nov 2022 23:40:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زن مورد احترام من!</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D8%B2%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%86-pgztizklzdrv</link>
                <description>ارزش اعتباری :ارزشی که بر اساس اکتساب ، انتصاب ، زیبایی ، ثروت ، و هر آنچه جز ذات هر چیز است باشد را اعتباری مینامند.ارزش ذاتی : ارزشی که هر انسان فارغ از اعتباریاتش داراست.ویژگی ارزشهای اعتباری همانطور که از اسمش پیداست این است که موقتی ، قابل انتقال ، و ناماندنی است.ارزشهای ذاتی ارزشهایی است که چون وابسته به ذات انسان است قابل نابودی یا نادیده شدن نیست.بنده برای همه دختران احترام قائلم فارغ از آنکه:نخبه باشدپزشک باشدزیبا باشدخوش سخن باشدتحصیل کرده باشدپدرش پولدار باشدثروتمند باشدنژادش سفید یا سیاه باشددختران سرزمینم همه ارزش یکسانی دارند ، چه آنکه در روستای خویش خروس خوان شیر بز میدوشد ، و چه آنکه در دانشگاه هاروارد مشغول تدریس و استادیست.یادم هست یکی از دوستان روانشناس (البته نه از روانشناسهای پلاستیکی!) جمله ای گفت که هفته ها ذهن مرا درگیر خود کرده بود و شاید بگویم هفته ای یکبار حداقل یادش می افتم یا شاید بهتر بگویم هرگاه دختری را ببینم یاد جمله عمیق او می افتم.گفت میخواهی یک موضوع دردناک را بدانی؟گفتم چی؟گفت شاید باورش برایت سخت باشد ولی در سال 2006 (آنموقع این را به من گفته بود) دختران زیادی هستند که ماه ها در خانه خود را حبس میکنند و از ترس زشت بودن پا به بیرون نمیگذارند.فکر نکنی دروغ میگویم این نتیجه عوض شدن نگاه به زنان بود ، نگاهی که از غرب برای ما آمد و آن این بود که ارزش زن در درجه اول به زیبایی اوست ، سالیانه این همه فستیوال دختران زیبا در جهان برگزار میشود و دخترانی به نمایش درمیایند که هیکلهای بی نقص(یا بی نقص شده ای) داشته باشند. و چقدر دخترانی که از بس مورد موج این تبلیغات هستند خود را چاق ، زشت ، خنگ ، و در یک کلام دوست نداشتنی میدانند.دخترانی که تبدیل به مردگانی شده اند که در خفا میگریند برای مقایسه شیطانی سردمداران رسانه ها ، وقتی همه توجه ها و رسانه ها در اختیار زیبا رویان و مانکنها است این دختران جز افسردگی چه بگیرند؟باور ندارید ؟بین کانال های تلویزیون میان شبکه های جهان بگردید و ببینید چه زنانی در حال حرف زدن هستند،البته رسانه ها حق دارند!مردم شرطی شده اند حرف خوشگلها را بیشتر باور میکنند.زشتها حرفهایشان هم ناشنیدنی است ، تازه اگر معلول باشد که دیگر هیچ...زمانی طولانی را در یک فروم معلولین که اتفاقا خیلی هم پر رونق بود سپری کردم ، اگر بگویم فقط دیگر تحمل شنیدن این همه آزارهای غیر معلولیتشان را نداشتم باور نمیکنید.یادم هست دختری که ام اس داشت و مشکلی (نمیتوانم بگویم) داشت که میگفت شش ماه پایم را از خانه بیرون نگذاشته ام و اینها فقط به خاطر توجه من و شما به دختران رسانه ای و رسانه پسند و نادیده گرفتن قشری خاموش که حتی خود را لایق اعتراض به همنوعان خویش نمیدانند.تا به حال به دختری متلک نگفتم و هیچوقت با دختری رابطه نداشتم فقط به خاطر یک چیز آنکه جواب وابستگی او را نمیتوانم بدهم...من به احساسات که ذات و درون هر دختری است احترام میگذارم که احساسات اگر درست باشد میشود عامل رقت قلب انسان که همانا همان انسان بودن انسان است و هدف دین.اینها شاید حتی به گوش نسل جدیدی ها نخورده باشد و اصلا جز مساوی شدن با مردان و &quot;مردگونه شدن&quot; چیزی در نظرشان نباشد.زن بودن یک نوع منحصر به فرد بوده و هست که سالهاست در پی از بین بردن اصل و ریشه خود افتاده، زنی که خودش را دوست ندارد ، نمیشناسد و خودش را زمانی ارزشمند میداند که بسان مردان باشد ، این یعنی اصلا نمیداند چیست ، کجاست و ارزشش چیست...آنچنان خود را نمیشناسد که هر وقت از حقش صحبت میکند فوری از حق مردان میگوید چون دقیقا از سال 1950 او را با خودش بیگانه کردند.البته شاید هیچوقت به این زودی ها دیگر زنان به سراغ خودشان نروند تا وقتی که تا ته این راه را نروند ، اینکه چه عایدشان بشود را شاید در حسرتها یک زن در مادر نشدن در 50سالگی و در وقتی که مادر شدن دیگر ممکن نیست بتوان دید. و این هم یکی از مبارزات بیهوده با خاصیت و جوهر زن بودن است.بنده زیاده گویی ندارم ، اما میبینم که جامعه دنیا بعنوان آزادی پکیجی را به زنان تحمیل کرد که آنها اصلا نفهمند چی هستند و نیازهایشان چیست...(این پست مخصوص زنان بود و به معنای اینکه اوضاع مردان خوب است نبود)</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>ارمیا</author>
                <pubDate>Wed, 28 Sep 2022 21:54:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سواد رسانه</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-kmsj45vkruj7</link>
                <description>یکی از نشانه های قدرت رسانه در این گفته رابرت مرداک هویدا است:رابرت مرداک صاحب امپراتوری رسانه ای که صد ها شبکه تلویزیونی و روزنامه و ... را در تصاحب خویش دارد می گوید: اگر من اعلام کنم که رئیس جمهور آمریکا مرد! برای رئیس جمهور خیلی زمان می برد تا ثابت کند که زنده است!در خصوص سطح سواد رسانه ای مان بهتر است در وهله اول از خود هفت سوال بپرسیم:1- آیا می دانیم، تفاوت یک اتفاق واقعی و یک اتفاق رسانه ای چیست؟2- آیا می توانیم توضیح دهیم که رسانه ها چگونه اطلاعات را به صورت محسوس دستکاری می کنند؟3- آیا مغالطات رایجی را که رسانه ها به کار می برند، می شناسیم؟4- آیا می توانیم قسمتی از یک داستان را که در روایات رسانه ای پنهان می شود را کشف کنیم؟5- آیا می توانیم توضیح دهیم که رسانه ها چگونه با تغییر زاویه دوربین، موسیقی ، نورپردازی و موسیقی، می توانند تصویر یک شخصیت یا اتفاق را دستکاری کرده و احساسات ما را از تنفر به عشق و یا برعکس تغییر دهند؟6- آیا می توانیم توضیح دهیم که چرا افراد از یک پیام رسانه ای برداشت های متفاوتی دارند؟7- آیا حقوق معنوی افراد یا سازمان هایی را که نوشته و یا محتوا ما معلق به آن هاست را رعایت می کنیم؟اگر جوابمان به بیشتر موارد بالا منفی است بهتر است، نسبت به سطح سواد رسانه ای مان شک کنیم و در این خصوص بیشتر مطالعه کرده و بیشتر یاد بگیریم.سواد رسانه ای به زبان ساده به شکل زیر است:توانایی دستیابی به اطلاعات از رسانه های مختلف؛درک و تحلیل منتقدانه اطلاعات از رسانه های مختلف؛و خلق پیام موثر برای ارسال در رسانه ها با هدف تاثیرگذاری بر مخاطبین.اصل کلیدی:برخلاف آن چه اغلب ما فکر تصور می کنیم، رسانه ها آیینه ای نیستند که دنیا را بازتاب دهند...رسانه ها اخبار را منتقل نمی کنند بلکه اخبار را شکل می دهند و می سازند، و با دستکاری اطلاعات فقط بخشی از آن را که در راستای اهداف موسین ان هاست را منتقل می کنند.چرایی این رویکرد رسانه ها بدین دلیل است که: رسانه ها به دنبال ارائه حقیقت به جوامع و ما نیستند، ان ها ابزار قدرت ها و به دنبال آن هستند! و ذاتا به قدرت گره خورده اند.به صورت خلاصه سواد رسانه ای: شناخت حقیقت از بین هزاران دروغ و  تحریف است...تجویز راهبردی(حال چه کنیم):همه نیازمند یادگیری سواد رسانه  و تقویت آن هستیم. جهت این امر به دو شاهراه نیازمندیم:1- طراحی رژیم مصرف رسانه ای؛یعنی مصرف متعادل و متضادی از خبرگزاری ها و رسانه های داشته باشیم و منابع مختلفی را در خصوص اخبار و پیام های رسانه ای را در نظر داشته باشیم. در غیر اینصورت توسط رسانه ها دچار خفگی می شویم. افراد با سواد رسانه های بالا یک رنگین کمان رسانه ای دارند!یعنی اگر خبرگزاری فارس رو می خونیم یک سری هم به یورونیوز یا نیویورک تایمز بزنیم، اگر شبکه ای مثل ایران اینترنشنال رو که سخنرانی رهبر منافقین رو به صورت مستقیم پخش می کنه رو نگاه میکنیم، پس بیاییم متضاد اون یعنی صدا و سیما رو هم نگاه کنیم و بالعکس!2- از گوش منفعل به ذهن منتقد؛اگر بدانیم و بپذیریم که تمامی رسانه ها ابزاری در دست قدرت ها برای تاثیرگذاری بر قشری از جامعه هستند، دیگر رفتارمان سمعا و طاعتا نبوده و به صورت منتقدانه به ان ها گوش کرده و اخبار را از فیلتر عقل و ذهنمان عبور می دهیم.جهت رسیدن به این نگاه منتقدانه به محض شنیدن این خبر از خود بپرسیم:1- چه کسی این پیام را خلق کرده و چرا این پیام ارسال شده است؟2- چه ارزش ها و دیدگاه هایی را در این پیام جاسازی کرده اند؟3- احتمالا چه بخش هایی از واقعیت حذف و چه بخش هایی از آن پررنگ و برجسته شده است؟شما می توانید فوق دکترا از دانشگاه هاروارد داشته باشید ولی سواد رسانه ای نداشته باشید!متن فوق از کتاب استراتژی های یک حرفه ای نوشته دکتر لشکربلوکی که توسط انتشارات پناه منتشر شده گرفته شده است...</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>سعید قمری</author>
                <pubDate>Wed, 28 Sep 2022 17:07:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحصیل حوزوی در قم یا مهندسی در بهترین دانشگاه‌های دنیا؟</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-ddky3bq2ljnr</link>
                <description>به نام خدادانشگاه تهران که بودم یه دوستی داشتم که رتبه هم  اتاقیش تو کنکور تک رقمی بود و برق دانشگاه شریف میخوند و باباش نماینده یه  جایی بود. برا فوق لیسانس رفت کانادا. بعد از مدتی به باباش گفت می خوام  ول کنم و برم قم درس حوزه بخونم؛ یا تو دانشگاههای خودمون مدیریت بخونم.باباش هرچند دکتر و نماینده است، ولی تو فضای غیرمتفکرانه جامعه ما زندگی  میکرد و بیش از سطح تفکر عوام، به چیزی نمی تونست توجه کنه؛ بنابراین این  کار پسرش رو خیلی احمقانه دونست و بهش گفت: تو معتبرترین دانشگاه دنیا داری  درس میخونی، اونم در باکلاس ترین رشته؛ دو روز دیگه که برگردی ایران میشی  استاد دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف، با کلی درآمد و عزت و  احترام؛ چرا همچین تصمیمی گرفتی؟ گفت: بابا یه روز که اینجا از تنهایی دلم  گرفته بود به فکر فرو رفتم و در احوال همکلاسی هام دقت کردم که ظاهرا جزء  نوابغ درجه یک دنیا بودن، دیدم همشون یا افغانی هستن یا ایرانی، بیا  پاکستانی و... و به طور کلی همشون مال این کشورای استعمار زده هستن. از  خودم پرسیدم مگه اینجا بهترین دانشگاه و این رشته، بهترین رشته نیست؟ پس  نابغه های انگلیسی و اسرائیلی و آمریکایی کجان؟ بالاخره همشون که خنگ  نیستان و اونام چارتا نابغه دارن. رفتم تحقیق کردم و فهمیدم چه کلاه گشادی سرم رفته، دیدم اونا نابغه هاشونو می فرستن تو رشته هایی که به شاهرگ حیاتی  بشریت مربوط می شن این کارو میکنن تا بتونن بشریت رو چپاول کنن.نابغه هاشونو می فرستن تورشته هایی که برای امورات سخت افزاری و نرم افزاری بشری،  مثل منابع انسانی، نفتی، کشاورزی، معادن، نوابغ، ادارات، شهرداری ها،  وزارت خونه ها، نظام آموزشی، نیروهای نظامی و انتظامی و...، حکم ویندوز رو  داره تا بتونن همه اینها رو به بهترین وجه با همدیگه هماهنگ کنن. نابغه های  اونا در رشته های علوم انسانی مثل فلسفه، حقوق، مدیریت، جامعه شناسی، یا  کشاورزی، اقتصاد و امثال اینا درس می خونن.اونجا بود که فهمیدم اونا  به من به چشم به کارگر فریب خورده نگاه میکنن، نه دانشمند فرهیخته. همون  طور که ما اگه لوله آب خونه مون بترکه، زنگ می زنیم لوله کش بیاد و طبق نظر  ما اتصالات لوله رو تعمیر کنه، اونا میخوان ماهواره و موشک پرتاب کنن، زنگ  میزنن کارگر از ایران با چند تا کشور عقب مونده بیاد و برای اونا و زیر نظر و تحت مدیریت اونا موشک هوا کنه. با این تفاوت  که این کارگر برخلاف لوله کش، باید حتما نابغه باشه و همون جور که ما نجار و  کارگر و بنا رو تحویل میگیریم و دمشو می بینیم تا کارمون رو درست و خوب  انجام بده، اونا هم کارگرای نابغه‌شون رو تحویل میگیرن تا کارشون پیش بره و  بتونن به هدف شون برسن فهمیدم که تو کشور اونا، ارزش واقعی رشته های  مهندسی و پزشکی، در حد بنا و معمار ساختمون و نجار، یا یه ذره بیشتره، ولی  تو کشورای استعمارزده ارزش علوم رو جابه جا کردن؛ رشته هایی که ارزششون  برابر ارزش انسانه و اصلا موضوعشون سعادت انسان و جامعه است، تو کشور ما  خوار و ذلیل شده، ولی رشته های مهندسی و تجربی به کاخ آرزوها تبدیل شده.  جالبه بدونین یهود تنها 4 درصد جمعیت آمریکا رو تشکیل میده، اما ۷۰ درصد  وکلا و حقوق دانان، ۹۹ درصد دکترها و ۷۷ درصد تجار این کشور، یهودی هستن؛  یعنی یک یهودی به دنبال کار غیرمدیریتی یا شغل صرفا درآمدزا نمیره، بلکه به  دنبال کاریه که بتونه در جهت غارت ملت ها از اون استفاده کنه. به عنوان  نمونه، تنها ۲ درصد یهودی های آمریکا، تکنیسین با مهندس هستن و تنها ۱ درصد  از اونا کشاورزی می کنند؛ این آمار رو با آمار وکلا حقوق دان ها و تجارشون  مقایسه کنین.(منبع آمار: کتاب‌ «آمریکا مستعمرۀ صهیونیسم)یه  زمانی یکی از رؤسای جمهور کشور در جمع دانشجویان ایرانی مقیم اروپا  سخنرانی کرد و اونجا با افتخار گفت: ما افتخار می کنیم که چهل درصد  دانشمندان ناسا و بزرگترین استادان دانشگاه اروپا، ایرانی هستند؛ ما افتخار  می کنیم معتبرترین پزشکان اروپا، متخصصان ایرانی‌اند و.... من تو دلم بهش  گفتم: استاد! تو فکر کردی اون شصت درصد که ایرانی نیستن، آمریکایی هستن؟!  اون شصت درصد هم مال چهارتا کشور بدبخت استعمارزده هستن که مسؤلین‌شون مثل  تو نفهمیدن چه کلاهی سرشون رفته؛ اون شصت درصد هم مال افغانستان و مالزی و  پاکستان و سوریه و عراق و چین و هند و البنان و ژاپن و... هستن. نابغه تراز  اول آمریکایی و انگلیسی و فرانسوی و اسرائیلی هرگز وقتش رو تو این رشته ها  تلف نمیکنه. سیستم مدیریتی‌شون به گونه ای طراحی شده که نابغه اونا به  رشته ای بره که شاهرگ حیات بشریته، به رشته ای بره که بتونه نابغه ما رو  مثل یه برده به کار بگیره.یه زمانی اروپا و آمریکا برای ساخته شدن  نیاز به برده هایی داشت که کارهای بدنی خیلی سخت رو انجام بدن. با کشتی  حمله کردن به آفریقا و کشتن و غارت کردن؛ زنها و مردهای سیاه پوست، از بچه  هفت هشت ساله، تا پیرمرد هفتاد ساله رو بار کشتی کردن و آوردن به اروپا و  آمریکا تا براشون بردگی کنن.امروز هم اروپا و آمریکا برای ساخته شدن  نیاز به برده داره، منتهی نه اون برده سیاه پوست دیروزی که کارهای بدنی  طاقت فرسا انجام می داد؛ برده امروزی باید نابغه باشه تا بتونه موشک و  ماهواره و رادار و تجهیزات پزشکی عجیب غریب بسازه، برده دیروز رو به زور با  کشتی بار میزدن و می بردن، اما برده امروز رو با برنامه ای به نام المپیاد  ریاضی و زیست و شیمی و نجوم شناسایی میکنن و می برن و جالبه که اونا نیستن  که این برده رو می برن؛ بلکه سیستم به گونه ای برا کشورهای استعمارزده  طراحی شده که این برده، به خاطر مونتاژی بودن صنعت کشورش، علمی که آموخته رو در کشور خودش کاملا به  درد نخور می بینه و خودش به التماس میفته که پذیرش بگیره برای اروپا و  آمریکا. دلمون خوشه که دانشگاه شریف ما یکی از بهترین دانشگاههای دنیاست؛  غافل از اینکه دانشگاه شریف ما شعبه ای از دانشگاههای آمریکاست که با هزینه  بیت المال مسلمین، نوابغ مملکت رو تربیت میکنیم برای خدمت به آمریکا. نود و  پنج درصد تاپ های دانشگاه شریف بعد از تمام شدن دوره لیسانس پذیرش میگیرن  برا اونور و میرن و دیگه هم برنمیگردن. اون پنج درصد هم که میمونن از دو  حال خارج نیست: یا خیلی بامبولن، یا خیلی مرد؛ خیلی مرده چون فهمید که: نسل  قبل از من خون داد تا این مملکت درست بشه و با عزت و اقتدار روی پای خودش  بایسته؛ ومن باید خون دل بخورم، ولی صبر و تلاش کنم تا این مملکت درست بشه.  بله اینجا زیرآبت رو میزنن، حق و حقوقت رو پایمال می کنن، پارتی بازی و  نامردی میکنن، ولی مرد باش و بمون و درست کن.عمده این بدبختیا مال  اینه که نوابغ ما شعور شبکه ای ندارن و  نمیفهمن توزمین کی دارن بازی  میکنن. از کلاس اول دبیرستان، دریه فضای کاملا رادیکال شده و متحجرانه، فقط  ریاضی و فیزیک خونده و هم و غمش فقط و فقط ترازش تو کنکورهای آزمایشی و  المپیاده؛ دوتا کتاب از علامه طهرانی و شهید مطهری نخونده که به ذره حساب  دستش بیاد؛ پنج دقیقه حاضر نیست وقت بگذارد برا نماز و بره پا منبر شیخه  بشینه ببینه اینا حرف حسابشون چیه؛ انگلیسیا یه ضرب المثل قشنگ دارن:  Halfknowledge is dangerous یعنی دانشمند و متخصص نصفه و نیمه خطرناکه و  بسا که باعث نابودی مملکت خودش بشه. بعضی از همین نابغه ها که استاد  دانشگاه شریف هم هستن، بسیار متحجرانه فقط و فقط هرچی BBC و فارسی ۱ به  خوردشون بده چشم بسته می پذیرن و هرگز حاضر نیستن به چیزی غیر از اون فکر  کنن تا ببینن درسته یا غلط؟ و متأسفانه هیچ گلی هم به سر مملکت نمیزنن و  فقط ادعا دارن؛ و بدون هیچ شک و تردیدی، هرچی هم که در مباحث هسته ای و  هوافضا و سلولهای بنیادین و دیگر علوم روز پیشرفت کردیم، کاراینا نبوده؛  کار چهارتا جوون متعهد بوده که باور داشتن برای خدمت به انقلاب و اسلام و  ملت های مظلوم دنیا، خدا کمک میکشه و میتونن با همه کارشکنی های داخل و  خارج موفق بشن، بارها و بارها خودم از این آدم ماهواره ای ها شنیدم که ما  حتی سوزن خیاطی هم نمی تونیم درست کنیم، جالبه که این جمله رو وقتی شنیدم  که ایران به تکنولوژی غنی سازی بیست درصد و پرتاب ماهواره و... رسیده بود و  توجریان جنگ سی وسه روزه، ارتش اسرائیل رو اون جور مفتضحانه شکست داده  بود.و دقیقا علت عقب موندگی ما در صنعت خودرو و برخی صنایع دیگه  وجود همین مدیران وادادة غربگرا (و به قول من نیمه متخصص های فاقد شعور  شبکه ای) است. به قول سردار حاجی زاده فرمانده هوافضای سپاه: اگر می خواهید  در صنعت خودرو هم مثل صنعت ماهواره و موشک پیشرفت کنید و در عرض ده سال از  کره جلو بزنید، باید حتما دوتا کار انجام بدید ایکی اینکه گذرنامه مدیران  صنعت خودرو رو از بیخ و بن باطل کنید که اصلا نتونن خارج برن؛ و دوم اینکه به جوونای خودمون اعتماد کنید.بی  خیال! خلاصه اینکه بعد ازاین ماجرا من هم تصمیم گرفتم از این استعداد و  هوش که امانت الهی است و مال خداست، در راهی که دوست داره استفاده کنیم، در  راه پیامبری؛ در راهی که باید زهر بخوری و بخندی، در راهی که آبرو و اعتبارت رو باید کف دست بگیری، در  راهی که غالبا پدر مادرا تو فامیل خجالت میکشن بکن بچه مون این کاره است،  در راهی که باید صورتتو با سیلی سرخ که داری و تهمت بخوری که دستت تو چاه نفت مملکته؛ در راهی که وقتی سوار خط  واحد می شی، بعض پیش میاد که جوونه از کنارت پا میشه تاکسی فکرنکنه با  تویه، در راهی که وقتی وارد مغازه میشی، دستت میندازن و مسخره‌ات میکنن، در  راهی که چهار گوشه قلبت به خاطر درک رنج مردم زمین درد میگیره ...؛ البته  در شاهراه زمین به آسمان، یعنی طلبگی.منبع: در جستجوی ثریا؛ عبدالرسول کشمیری</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>رضا حسین‌زاده</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jun 2022 20:02:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظم نوین جهانی ! (حکومت شیطان)</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D9%86%D8%B8%D9%85-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-kemiwordffxp</link>
                <description>«بسم الله الرحمن ارحیم»پروژه نظم نوین جهانی به عنوان یکی از پروژه های بنیادین آخرالزمانی شناخته میشود که طبق شواهد این پروژه در حال حاضر در دست اجراست درحالی که اغلب مردم جهان از آن بی اطلاع هستند ...!برای مقدمه از شما دعوت میکنم این کلیپ را به دقت تماشا کنید: https://www.namasha.com/v/3rU9UB1y این شخص که در فیلم می بینید یکی از خاخام های معروف «آمنون یتزحاق»  در اسرائیل است که  بیانیه مقدماتی تشکیل نظم نوین جهانی را در سال 2006 (سال شورع حکومت شیطان) در سازمان ملل قرائت میکند. باید به این موضوع توجه کرد که صهیونیست های اسرائیلی یکی از عوامل مهم اجرا کننده این تئوری در سطح دنیا هستند که هم اکنون در حال انجام مقدمات و مراحل تشکیل این حکومت جهانی بر پایه حاکمیت ابلیس (به صورت پنهانی) بر دنیا می باشند.برای توضیح این تئوری ابتدا گریزی کوتاه بر پیشینه ی این تفکر و اعتقاد که جهان باید تحت حاکمیت یک حکومت و زیر نظر یک موجود ماورائی به نام ابلیس(جن) دربیاید، میزنیم.کابالا:یکی از فرقه های عرفانی و افراطی یهودی است که از ابتدای شکل گیری بر افراط و تحریف در تعالیم یهود پرداخته و شالوده آن خلق آئین و تفکر  جدید با تفکرات انحرافی و اعتقاداتی بر پایه وحمیات است .در این نوع آئین از یهود دو درخت مقدس به عنوان پایه های مهم این جهان هستی شناخته می شوند:«درخت معرفت و حیات!» آن ها اعتقاد به خداوند کامل با قدرتی نامحدود ندارند از این رو در ماجرای هبوط انسان این گونه بیان میکنند که خداوند با ممنوع کردن درخت معرفت بر انسان در باغ عدن(بهشت) مانع از رسیدن انسان به علمی کامل شد و لوسیفر (ابلیس) با نشان دادن آن درخت به کمک انسان شتافت و همین امر باعث اخراج هم انسان هم ابلیس از بهشت شد! (که این تعاریف در اصول و مبانی دین کامل اسلام رد و طبق آیات صریح قرآن کریم،انحرافی بودن این تفکرات ثابت میشود.) وجهه ی کلی این تفکر در خوب جلوه دادن ابلیس یا شیطان در حالت کلی است . آن ها معتقدند لوسیفر یا ابلیس سعی در کمک کردن (و نه فریب ) انسان داشت . به هر حال در طول سالیان متمادی در تاریخ این تفکرات در عرصه تمدن های مختلف پرورش و به صورت پنهانی گسترش یافته است . در دوران معاصر و در طول چند ده قرن اخیر نیز این سبک تفکر در کشور های مختلف و در بین سیاستمداران ، دانشمندان و رهبران کشور های پیشرو (حتی ایران) به صورت چشمگیری رواج داشته است ، اما با این حال کمتر کسی از از این موضوع باخبر است.یکی از نماد های مهم کابالا نشان یا برج اُبلیسک میباشد که یکی نشانه های پرستش لوسیفر (شیطان) است. این نماد که از تمدن مصر باقی مانده است نشانگر ریشه عمیق تفکرات کابالا در دوره های مختلف تمدن های تاریخی استتقریبا این ماد در تمامی شهر های مهم جهان ساخته شده و نماینگر سلطه پیروان آن بر تمامی دنیا است.البته قبل از ورود به بحث اصلی باید این نکته را متذکر شویم که پیروان این دین دارای یک سیستم بسیار منظم و پیچیده که تشکیل شده از قدرتمند ترین و ثروتمند ترین خانواده های سلطنتی جهان و همچنین قدرتمند ترین اتاق فکر ها و ارتش های جهان است که در ادامه بیشتر با آن ها آشنا میشویم .باید اضافه کرد که یهودیان غیر کابالیسم (هرچند اندک) هم وجود دارند و از اعمال کابالا ها بیزار بوده ، با آن ها مخالفت میکنند و به صورت واقعی پیرو حضرت موسی و کتاب تورات هستند که حساب آن ها با کابالیست ها کاملا جداست. (اگرچه کابالا فقط مختص یهودیان نمی باشد )درخت حیات کابالا! در واقع این درخت نشانده مسیر تکامل یک انسان برای رسیدن به مقام خدایی است.اما نظم نوین جهانی چیست؟ (New World Order یا NWO)ابتدا توجهتان را به کلیپی کوتاه از مراحل این تئوری جلب میکنم:https://www.aparat.com/v/QJrNMپس از مقدمه به این موضوع میرسیم که یکی از بزرگ ترین و اساسی ترین  اعتقادات و اهداف پیروان این سیستم ایجاد یک حکومت جهانی واحد تحت عنوان نظم نوین جهانی در دنیا است که تمام مردم دنیا زیر یک حکومت و تحت فرمان یک نفر اداره شوند.در ادامه این بحث تصاویری از هرم قدرت این سیستم  که از اتاق فکر این تشکیلات خارج شده است توجهتان راجلب میکنم :https://www.aparat.com/v/Urh61برای آشنایی بیشتر با هرم قدرت به لینک مقابل مراجعه فرمایید:هرم فوق ترسیمی از سیستم نظام مند حکومت نوین جهانی مد نظر نهاد های پیدا و پنهان پیرو  سیستم مخوف کابالیسم است. این هرم به خوبی نشان میدهد که هر یک از نهاد ها ، افراد ، جوامع و اقشار مختلف جهان امروزی در چه طبقه با چه مسولیتی از این حکومت جدید قرار  میگیرند.نیرو های سایه و دستان پشت پرده در حال پیش بردن برنامه ای آرام و قدم به قدم برای تسلط کامل بر تمام بشریت و منابع سیاره هستند و اسم آن را «نظم نوین جهانی» گذاشته اند . پروسه تشکیل حکومت نوین در حالی رو به جلو و تکیمل شدن پیش میرود که تعداد محدودی از آن مطلع هستند و همه مشغول سرگرمی ها ، حواس پرتی ها ، کار ، پول و ... هستند و سیستم بدون آنکه مردم از این جریان بویی ببرند در حال پیشبرد برنامه های خود بوده و روز به روز از آزادی مردم کمتر و بر قدرت آن افزوده میشود.در راس هرم قدرت نام یک سازمان به نام «شورای 13 تاجدار » به چشم میخورد که گفته میشود شامل 13 خانواده و خاندان قدرتمند و ثروتمند جهان هستند و آن ها تمامی وقایع عظیم جهان را سازماندهی میکنند.نام برخی از این خاندان های پر قدرت براساس برخی شواهد  اسناد ، خانواده های روتشیلد(بایر، بوئر) ، بروس ، کِوندیش(کندی) ،دی مدیچی ، هانوفر ،هاپسبرگ ،کروپ ، پلانتاژنت ،راکفلر ،رومانوف ،سینکلیر(سینت کلیر) ، واربرگ(دل بانکو) ،ویندزور(ساکس، کوبرگ، گوته)البته  یک فرض هم وجود دارد که اعضای این شورای خاندان های سلطنتی کشور های قدرتمند مانند انگلستان ،اسپانیا ، و... باشند و این خانواده های نام برده شده تنها پوششی برای این افراد باشند و حقیقت چیزی فرا تر از آن چیزی است که ما میدانیم.روتشیلد ها با سرمایه 500تریلیون دلاری ثروتمند ترین و قدرتمند ترین خانواده قابل مشاهده جهان هستند . آن ها ابتدا صراف بوده اند و سپس بانکداری نوین را در قرن 17 م پایه گذاری کردند و از آن در تمام جنگ ها سرمایه گذاری کرده و در آمد زایی میکردند و هم اکنون صاحب تقریبا تمام بانک های مرکزی جهان به جز 6 کشور مانند ایران ، روسیه ،سوریه و...هستند .نماد خاندان روتشیلد یکی از خانواده های قدرتمند و ثروتمند یهود و عضو شوری 13 تاجدار(انجمن 13 تاجدار)مراکز اصلی (و فعلی) که در حال تلاش برای برقراری «نظم نوین جهانی» یا همان طرح بردگی نهایی بشر هستند :1. فدرال رزرو آمریکا (وظیفه ی مدیریت سرمایه بخش مالی ، مدیریت بانک خصوصی که مالک آن روثشیلدها (روتشیلد ها) هستند و بخشی از کشور آمریکا نیست)2. شهر واتیکان (وظیفه تعلیم و تربیت عوام مردم ، فریب و مسوم کردن اذهان ، استفاده ی از تکنیک های ایجاد وحشت برای سلطه پذیری مردم و... . واتیکان نیز بخشی از کشور ایتالیا نیست و مستقل است)3. واشنگتن دی سی (وظیفه تامین نیروی نظامی و عملیات ها ، برنامه ریزی اذهان در جهت تشکیل نظم نوین ، شستشوی ذهنی و اجرای طرح محدود سازی جمعیت جهان)4. شهر لندن («شهر لندن» با لندن تفاوت دارد و در واقع منطقه ای کوچک و مانند واتیکان، مستقل از خاک بریتانیا، در قلب لندن است و سرمایه گذاری و مدیریت دارایی را بر عهده دارد سیتی لندن توسط شرکت سیتی لندن اداره می‌شود که به نسبت دولت‌های محلی دارای قدرت بسیار زیاد و منحصر به فردی نظیر تشکیل پلیس مستقل است. رئیس شرکت، لرد شهردار سیتی لندن است)تمامِ موسسات بالا مستقل بوده و طبق قوانین خود عمل میکنند برای همین هیچ دادگاهی روی زمین هیچگاه نخواهد توانست آنها را محکوم کند.البته به جز موارد بالا سازمان های کذایی بسیار زیادی هم در دنیا  با نام سازمان های بین المللی و جهانی مانند سازمان ملل متحد ،یونسکو ،سازمان بهداشت جهانی و... که با توجه به مسئولیت هرکدام در  زمینه های خاص ، هرکدام مسئول مدیریت و کنترل منابع و اجرای سیاست های مربوط به حوزه کاری خود هستند.شباهت ساختمان اتحادیه اروپا به برج بابل که به اعتقاد کابالیست ها و یهودیون از آن به عنوان وسیله ای برای پایین کشیدن خدا از عرش استفاده شده است که توسط ساعقه از بین رفت!گروه های مخفی زیادی در جهان در حال انجام وظیفه به عنوان شاخه هایی از یک ابر شرکت هستند که توسط 13 خاندان سلطنتی در راس هرم کنترل میشود. یکی دیگر از ابزار هایی که برای کنترل و شست و شوی ذهن بشر استفاده میشود «سیستم آموزش وپرورش» نام دارد . مدارس دیگر آنچه بودند یا قرار بودند باشند نیستند. اکنون آن ها به کودکان می آموزند به دون آنکه فکر کنند حفظ کنند و اطاعت کنند ، بدون اینکه سوالی مطرح کنند.هرم قدرت فراماسونریدر عصر اینترنت ، سیستمِ سنتنی آموزش اکنون بسیار پرهزینه و منسوخ شده محسوب می شود ، چرا که با وجود اینترنت تقریبا در هرزمان و مکان میتوان به دریایی از اطلاعات دسترسی داشت و دیگر نیازی به اشغال ذهن و حافظه انسان ها نیست و نیروی ذهن آ نها میتواند صرف خلاقیت و ... شود.و حالا با این وجود این سوال در ذهن مخاطب ایجاد میشود که پس چرا ما هنوز در حال پرداخت این حجم زیاد از پول و سرمایه و زندگیِ خود برای تحصیل در این سیستم آموزش سنتی هستیم؟ چرا که کنترل گرهای اصلیِ جهان می خواهند فرزندانِ ما پیروی کردن و داخلِ جعبه فکر کردن را یاد بگیرند.سند 2030 یا سند جامع  آموزشی یونسکو سندی است که طبق آن همه مردم دنیا جدا از فرهنگ ها و زبان های متفاوت موظفند طبق سیاست های ابلاغی در این سند تربیت و آموزش کودکان خود را پیش ببرند . این سند مقدمه ای بر تشکیل یک نظام نوین واحد با تربیت کودکان در یک عقیده و تفکر  برای آینده جهان است .  از طرفِ دیگر همه ی ما انسان های عادی، بردگانِ پول هستیم و بدونِ پول تقریبا هیچ شانسی برای بقا نخواهیم داشت. در بهترین حالت، یک شغل نصیب ما خواهد شد که تقریبا تمام طولِ هفته ی ما را به خود اختصاص خواهد داد. کاری که اغلب در محیط های بسته، خسته کننده و افسرده کننده سپری میشود و در آن هیچ خلاقیت، سازندگی و یا هیجانی وجود ندارد.در اغلب موارد تنها انگیزه ای که برای سر کار رفتن وجود دارد حقوقِ ماهیانه است. که البته مهم نیست چقدر سخت کار کنیم، باز هم به نظر نمیرسد هیچگاه پولِ کافی داشته باشیم. کافیست به زندگی روزمره خود و اطرافیانتان دقت کنید که روزانه به چه اندازه از زمان خود را برای به دست آوردن پول صرف میکنیم ؟ این چرخه هیچ گاه پایان نخواهد پذیرفت و تا پایان عمر انسان ادامه خواهد داشت و از نسلی به نسل دیگر انتقال خواهد یافت .درج هرم و چشم جهان بین یکی دیگر از نماد های کابالیسم که نشانگر سلطه آن بر پول و سرملیه ی جهانی است.تا بحال برایتان این سوال پیش نیامده که چرا ابرشرکت هایی که سالیانه میلیارد ها دلار سود به جیب میزنند همیشه میلیون ها دلار پول به مدیران خود میدهند و کمترین حقوق ممکن را به کارمندها و کارگران دون پایه میدهند؟ این مسئله از عمد و با دقت خاصی طراحی شده، زیرا کسی که همیشه از نظر مالی روی لبه ی پرتگاه است، هیچگاه زمانی برای آموزشِ خود، زیر سوال بردن روتین زندگی خود، تامل و تعمق در خود و در نهایت بیداریِ معنوی نخواهد داشت.آنها انسان های واقعا آموزش دیده یا خودآموخته ای که قادرند منتقدانه فکر کنند یا اهداف معنوی دارند را نمیخواهند. این به عنوان یک اصل در دنیا امروز در حال اجراست بابت همین هم است که هیچ کس از اتفاقاتی که پشت پرده در حال انجام است خبر ندارد.این انسان ها برای تشکیلات آنان یک خطر محسوب میشوند. آنها فقط ربات های مطیعی میخواهند که هوششان تنها تا حدی باشد که بتوانند با ماشین آلات کار کنند و آنقدر کودن باشند که هیچگاه هیچ چیز را زیر سوال نبرند.از موضاعت پر اهمیت دیگه در طبقه سلطه بر دارایی های جهان در هرم قدرت بحث حذف پول های کاغذی و فلزی در دنیای جدید  است . با کمی توجه متوجه می شویم که از سال ها پیش روند حذف ارز های رایج در بین مردم و جایگزینی آن با کارت های اعتباری و هوشمند از طریق بانک ها آغاز شده و به جرئت میتوان گفت که امروزه غالبا در سراسر دنیا از آن ها استفاده می کنند .شاید این سوال پیش بیاید که دلیل حذف پول توسط سیستم چیست و چه نتایجی به همراه خواهد داشت ؟ در پاسخ باید بگوییم که دلیل این امر تشیکیل سیستم نظارتی بر داد ستد های مردم و در سطوح بالاتر نظارت بر تجارت کشور ها و در نتیجه کنترل آن ها از طریق نظارت بر اقتصاد هر ملت است .در دنیای امرو و با پیشرفت فناوری رمز ارز ها و پول های دیجیتالی کم کم جای پول ها کاغذی را میگیرند و به تدریج سلطه بر منابع و داد ستد های جهان به تحقق خاهد پیوست.تمام مشکلات بزرگ جهان ریشه در این «طاعونِ مالی» دارند. جنگ ها، منافع زیادی به همراه دارند ، مریضی ها درآمد زا هستند، غارتِ زمین سودده است، بردگی و بیگاری انسانها در شرایط غیر انسانی درآمد زاست. اغلب رهبران جهان توسط پول فاسد شده اند و هدف اصلی بشریت، که تجربه ی زندگی در صلح و هماهنگی با طبیعت و خود، و رشد معنوی و عشق بوده از او ربوده شده است.یکی دیگر از فایده های جنگ ها و بیماری ها کنترل جمعیت است . این روش ها علاوه بر سود های کلانی که از طریق فروش دارو و سلاح برای مردم و ملت های جهان میتوانند از این طریق جمعیت جهان را نیز کنترل کنند و از افزایش بی رویه آن جلو گیری کنند. درواقع بنا بر اعتقاد این افراد مردم وسیله ای برای رسیدن به ثروت هستند و جانشان هیچ اهمیتی ندارد .جنگ های جهانی همواره عامل از بین رفتن تعداد زیادی از انسان های کره خاکی بوده که با بررسی اسناد و مدارک به دست آمده از علت هاو عوامل شکل گیری این جنگ ها همواره دست های پشت پرده ای از سیستم پنهان که به دنبال نظم نوین جهانی بوده اند وجود داشته است.از دیرباز  طاعون ، وبا و... از جمله بیماری های واگیر داری بودند که همواره در طول تاریخ و در زمان های مختلف موجب مرگ هزاران نفر و گاه میلیون ها نفر از انسان ها بر روی زمین بودند . هم اکنون نیز بیماری نوظهوری با نام کووید 19 گریبان گیر بشر و عامل نابودی آن شده است و روز به روز انسان با سویه های جدیدی از آن مواجه میشود که احتمال میرود تا پایان اعلام رسمی نظم نوین جهانی این بیماری به همراهی خود با بشر ادامه دهد.&quot;واکسن&quot; برگی دیگر از مراحل نظم نوین جهانی :تئوری های مختفلی در مورد ویروس کرونا ، دلیل شیوع و زمان اتمام آن در سرتاسر جهان در حال مطرح شدن است و اندیشمندان مختلفی با عقاید و دیدگاه های مختلفی این موارد را به گونه ای توضیح و پیش بینی کرده اند.برای بیان علت شیوع این ویروس میتوان به وضوح بیان کرد که ویروس کرونا (کووید-19) یکی از راه های کاهش و کنترل جمعیت ، حذف نقدینگی ، از بین رفتن کشور های ضعیف و سلطه پذیر و قدرتمند تر شدن کشور های پیشرو و نیز افزایش ثروت هر چه بیشتر یهودیان و ابر کمپانی های آن ها و همچنین سرمایه داران طرفدار نظم نوین جهانی از طریق تولید لوازم بهداشتی ، واکسن و... بود که همه ی ما به نوعی شاهد آن بودیم.واکسن ، یکی از راه های پیشگیری و درمان بیماری های ویروسی به روش اختصاصی در بدن است که  از صده گذشته در سرتاسر جهان رایج شده است. البته واکسن همواره برای بشر مفید نبوده بلکه در تاریخ ما شاهد انواع سو استفاده های مختلف از واکسن به عنوان سلاح زیستی و... بوده و هستیم. از این رو تئوری های متفاوتی درباره واکسن کرونا و انواع مختلف آن که توسط برخی کشور ها ساخته شده است بیان میشود.طبق آمار کمپانی های محصولات بهداشتی و واکسن ها و نیز ابر کمپانی های یهودی مانند تسلا و .. در طی شیوع ویروس کرونا ثروت خود را تا چند برابر افزایش داده اند!واکسن کلید نجات بشر یا عامل کنترل انسان ها !یکی از تئوری هایی که اخیرا در سراسر دنیا سر و صدای زیادی به پا کرده است تئوری کاشت میکرو چیپ های کنترل ذهن به وسیله واکسن کرونا است. همانطور که در بالا بیان کردیم یکی از راه های پیشگری و درمان بیماری های ویروسی تزریق واکسن مخصوص آن ویروس است . اما از واکسن میتوان استفاده های ضد بشری نیز به عمل آورد. حال ببینیم میکروچیب به طور کلی چیست و چه کاربردی دارد؟ایمپلنت (کاشت) میکرو تراشه در انسان (به انگلیسی: (Microchip implant (human)) معمولاً یک دستگاه مدار مجتمع یا فرستنده RFID است که در شیشه سیلیکات قرار گرفته و در بدن انسان کاشته می‌شود. این نوع کاشت زیر پوستی معمولاً دارای یک شماره شناسه منحصر به فرد است که می‌تواند با اطلاعات موجود در یک پایگاه داده خارجی مانند شناسایی شخصی، اجرای قانون، سابقه پزشکی، داروها، آلرژی‌ها و اطلاعات تماس مرتبط باشد.میکرو چیپ کاربرد های متفاوتی دارند. در صده اخیر دانشمندان  بیشتر بر روی حیوانات مختف آزمایش کرده و میکروچیپ های متفاوتی در بدن آن ها کار گذاشته که بسته به نوع آن ها عملکرد متفوتی داشته اند. در انسان نیز در دهه های اخیر آزمایشات گوناگونی انجام شده و میکرو چیپ هایی مانند ایمپلنت‌های پیشگیری از بارداری ، به عنوان کارتهای بانکی ، سایر مصارف آرایشی یا پزشکی و... مورد استفاده قرار گرفته است.یکی از مواردی باعث ایجاد حساسیت جهانی در مورد میکروچیپ ها خصوصا میکروچیپ مغزی شد . آزمایشی بود که در اوایل بهار سال 2021 ، برو روی یک میمون انجام شد. استارتاپ Neuralink، میمونی به نام پیجر را نشان می داد که چیپ هایی در دو طرف مغز او کارگذاری شده و در حال انجام بازی Mind Pong بود.پ ن: برای تماشای فیلم به لینک مقابله مراچعه فرمایید: https://www.aparat.com/v/V5tozاما این میکرو چیپ چه خطری برای انسان دارد ؟با کمک این میکرو چیپ که طبق گفته ها برخی از احساست و رفتار های انسان نیز قابل کنترل خواهد بود میتوان اشخاص را از دور کنترل و تمامی بازخورد های آنان را تحت نظر گرفت و هر زمان موقعیت مکانی آن ها را شناسایی کرد و در صورت لزوم دستورات لازم را با استفاده از روش هایی به آن ها تحمیل کرد . این مسئله در یکی از سریال های پسا آخرالزمانی غربی نیز به تصویر کشیده شده بود (سریال صد نفر) که به وضوح استفاده از این نوع ریز تراشه هارا برای کنترل انسان ها به تصویر کشیده بود.سریال پسا آخرالزمانی &quot;صد نفر&quot;با توجه به موفق بودن این آزمایش و پاسخ مغز میمون به میکروچیپ کاشته شده در آینده نزدیک میتوان شاهد استفاده آن به صورت نانو چیپ در انسان باشیم. البته این را هم اضافه کنیم در مورد روش کاشت این ایمپلنت ها در مردم دنیا گمانه زنی های مختلفی وجود دارد . برخی بر این باورند که کابالیست ها می خواهند آن ها را به صورت پنهانی در دز های مختلف واکسن وارد بدن تمام مردم جهان بکنند که این امر در واکسن های ساخت غرب و کمپانی های یهودی بسیار محتمل می باشد. اما این فرضیه برای کسانی که از واکسن های تحت سلطه کابالیست ها مانند واکسن های ایرانی استفاده میکنند ، رد میشود. اما گروه دیگری  معتقدند که غرب و اتاق فکر های پنهان با کمک تبلیغات رسانه ای بسیار گسترده و نیز برخی عوامل دیگر مردم را متقاعد (مجبور) به تزریق این ایمپلنت ها خواهند کرد.(همان گونه که با استفاده از تبلیغات رسانه ای و ایجاد رعب و وحشت عمومی زدن واکسن ، ماسک ، داشتن گذرنامه سلامت و... را در تمام کشور های جهان اجباری کرده اند )با توجه به سری بودن و وجود فضای خفقان در بین کابالیست ها و اتاق های فکر آن ها متوجه میشویم که این موارد تنها بخشی از مراحل نظم نوین جهانی و توطئه هایی است که بنیاد های مخفی به دنبال اجرای آن ها میباشند و این امکان وجود دارد که نقشه های دیگری نیز در آینده یا حتی هم اکنون نیز پی ریزی شده و به اجرا دربیایند.مجریان نظم نوین جهانی موانعی برای اجرای این طرح در جهان بیان میکنند که برای از بین بردن این موانع ، طی چند دهه گذشته پرداخته اند. یکی از این موانع تشکیل جنبش های  نوظهور و اسلامی در قلب منطقه حساس جنوب غربی آسیا (خاورمیانه) که نوید دهنده ی ظهور منجی و تشکیل حکومتی بر علیه نظام برده داری نوین غرب بوده است. یکی از این جنبش ها انقلاب اسلامی 1978م ایران است.پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری مرجعیت شیعه در ایران مانع بزرگی بر سر راه کابالیست ها و صهیونیست ها ایجاد کرد و نقشه های آن ها را تا سال ها به تعویق انداخت. جمهوری اسلامی ایران دو خطر جدی برای طرفداران نظم نوین داشت :1- قرار گیری موقعیت حساس ایران در خاور میانه و دارا بودن بخش عظیمی از نفت و انرژی جهان که از دیر باز این منطقه هم از نظر موقعیت و مکان های استراتژیکی چون تنگه هرمز ،باب المندب ، کانال سوئز و... که محل اتصال غرب و شرق و مسیر های تجاری کشتی ها است و هم از بابت وجود ذخایر انرژی غنی مانند نفت و گاز از اهمیت فراوانی برای صاحبان قدرت دارد.2-تفکر آخرالزمانی و منجی گرایی انقلاب اسلامی و اعتقاد آن ها به ظهور منجی و تشکیل حکومت جهانی بر پایه یکتا پرستی و صلح و عدالت؛که این نوع تفکر به صورت کامل در مقابل تئوری نظم نوین جهانی قرار میگیرد ، همین امر موجب شده است که هجمه های عظیمی از سوی کنترل گر های دنیا خصوصا صهیونیست ها علیه ایران شکل بگیرد.اهمیت ایران به عنوان یکی از نفت خیز ترین کشور های جهان و دارای بیشترین ذخایر گاز طبیعی و نیز اهمیت ویژه آن در اتصال تجاری غرب و شرق امتیاز ویژه ای در دنیای امروز به آن بخشیده است.در باب اعتقاد به منجی در کشور های اسلامی که آن  را با نام مهدی میشناسند ؛ پیشگویی های متعددی هم در کتب یهود و هم سایر ادیان الهی  به میان آمده است. همین امر سبب شده است که وحشتی گریبان ایلومینات ها و شیطان پرست ها را بگیرد ، چرا که با تحقق آن تمامی حکومت ها و ستمگران دنیا از بین خواهند رفت و حکومتی عادلانه و صلح آمیز در سرتاسر دنیا تشکیل خواهد شد ، این وعده خداوند در کتاب خود است. تبلیغات رسانه ای گسترده علیه &quot;The twelfth Imam&quot; بیانگر ترس آن ها از به وقوع پیوستن این ظهور و به  خطر افتادن منافع و عدم اجرایی شدن تئوری آن ها است. تئوریسین های غربی با استفاده از کتاب ، ساخت برنامه های تلوزیونی ،فیلم های سینمایی آخرالزمانی ، مجلات و... سعی در تخریب چهره امام دوازده شیعیان و معرفی آن به عنوان دشمن بشریت و عامل قتل مردم جهان هستند: https://www.aparat.com/v/vmRciشاید اکنون به این سوال که چرا صاحبان قدرت با شیعه و تشکیل حکومت آن مشکل داشته و سعی در جلوگیری و نابودی آن دارندبتوانیم پاسخ دهیم؟ همه چیز در اعتقاد به منجی خلاصه می شود.همانطور گفتیم این تئوری طبق شواهد و اسناد یافته شده هم اکنون در حال انجام مراحل خود توسط دست های پنهان زیادی است. تشکیل این نظم نوین زمانی رخ خواهد داد که به گفته خاخام های صهیونیست ، مسجدالقصی در اورشلیم شهر مقدس یهودیان تخریب و به جای آن معبد سلیمان پرستشگاه ابتدایی یهودیان بنا شود و بزرگ یهودیان رسما آغاز نظم نوین جهانی تحت سلطه لوسیفر(ابلیس) را اعلام کند. تصویری از معبد سلیمان که یهودیان قصد دارن با تخریب بیت المقدس آن را دوباره باز سازی کنندتنها راه مقابله با این توطئه که از سوی ایلومینات ها بر علیه بشر و نسل انسان در دست اجراست قدرتمند شدن هر چه بیشتر و زمینه سازی ظهور و دعا برای تعجیل در فرج آن حضرت است ، چرا که فقط خداوند یکتا و ولیّ او بر روی زمین هستند که میتوانند نقشه های آن ها را خنثی و به کلی آن ها را از روی صفحه روزگار محو کنند.به امید فرج آقا صاحب الزمان(عج الله تعلی فرجه الشریف)   </description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>Mojahed</author>
                <pubDate>Thu, 10 Feb 2022 12:22:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاران حضرت ولی عصر(عج)</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1%D8%B9%D8%AC-igqj1zb3nl9o</link>
                <description>در باره تعداد یاران امام عصر(عج) روایات مختلفی نقل شده است. در برخی روایات تعداد یاران آن حضرت(عج) سیصد و سیزده نفر ذکر شده است.(بحارالأنوار، ج52، ص342) در برخی روایات ده هزار نفر بیان شده است.(الغیبة، ص307) در بعضی روایات بین دوازده تا پانزده هزار نفر می ­باشد.(الملاحم و الفتن، ص65)بنابر روایات موثق تعداد یاران خاص حضرت ولی عصر(عج) به تعداد یاران رسول اکرم(ص) در جنگ بدر، سیصد و سیزده نفر می ­باشد. آنها نخستین کسانی هستند که هنگام ظهور کنار امام(عج) خواهند بود. پس از علنی شدن قیام، حدود ده هزار نفر به ایشان می ­پیوندند. این هسته اولیه، تحت فرماندهی آن سیصد و سیزده نفر نفر در نهضت جهانی امام زمان(عج) شرکت خواهد نمود. امام جواد(ع) فرمودند: «زمانی که سیصد و سیزده نفر از یاران خاص امام قائم(عج) به خدمت آن بزرگوار رسیدند، حضرت دعوتش را به جهانیان آشکار می­ کند و وقتی این تعداد به ده هزار نفر رسید به اذن خداوند متعال، قیام مسلحانه می کند.»(بحارالانوار، ج 52، ص283) بعد از قیام، انبوه مردم به ستوه آمده از ظلم و ستم و منتظر منجی از سراسر جهان به ایشان می پیوندند.(منتخب الاثر، ص 597 ؛ الملاحم و الفتن، ص 65)اولین وظیفه این سیصد و سیزده نفر ، یاری حضرت حجت(عج) درشکل­ گیری انقلاب سپس بر عهده گرفتن فرماندهی سپاه و محافظت از وجود مبارک آن حضرت(عج) می ­باشد. پس از استقرار حکومت مهدوی(عج) حاکمان جهان از میان همین سیصد و سیزده نفر انتخاب خواهند شد. از امام صادق(ع) نقل است که فرمودند: «گویا قائم را بر فراز منبری در کوفه می ­بینم و پیرامون او یارانش قرار دارند که سیصد و سیزده نفر به تعداد اصحاب بدر می­ درخشند. آنان پرچمداران سپاه و حاکمان زمین از سوی خداوند در بین بندگان او هستند.»(کمال الدین، ج12، ص672)امام باقر(ع) در تفسیر آیه «وَ لإنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَ حَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ؛ و اگر عذاب را تا چندگاهى از آنان به تاخير افكنيم حتما خواهند گفت: چه چيز آن را باز مى دارد؟ آگاه باش روزى كه[عذاب] به آنان برسد از ايشان بازگشتنى نيست و آنچه را كه مسخره می ­کردند آنان را فرو خواهد گرفت.»(هود، آیه۸) فرمودند: «منظور یاران قائم هستند که سیصد و سیزده نفرند، به خدا سوگند منظور از امّت معدوده آنها هستند، به خدا سوگند در یک ساعت همه آنها جمع می­ شوند همچون پاره­ های ابر پاییزی که بر اثر باد جمع و متراکم می گردد.» (نور الثّقلین، ج 1، ص 139)</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>محمدرضا اسدی</author>
                <pubDate>Fri, 26 Nov 2021 19:26:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاندای کونگ‌فو‌کار؛ منجی جدید</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D9%86%DA%AF-%D9%81%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-o3dzhopz4n0r</link>
                <description>به نام خداقسمت اول: تایلانگ شیطان و پوی منجیدر نگاه های انجیلی، داستان شیطان به صورت زیر است:شیطان  موجودی است که خدا همه راز های عالم به جز یک راز را به او یاد داده است  ولی به دلیل اشتباهی که انجام داد، خدا او را در چاهی زندانی کرد و او را  با زنجیر بست. در آخرالزمان شیطان زنجیر را خواهد شکست و با منجی درگیر  خواهد شد و منجی او را شکست خواهد داد.خب الآن به قضیه تایلانگ در پاندای کونگ‌فو‌کار نگاهی بکنیم:تایلانگ  پلنگی است که شی‌فو همه راز های کونگفو را به او آموخته است به جز یک چیز  که آن چیز در لوحی در دهان اژدهایی در قصر یشم است. تایلانگ از راه راست  خارج میشود و در نتیجه شی‌فو او را در زندان شهر در قعر چاه زندانی کرده و  با زنجیر میبندد. سال ها میگذرد و تایلانگ با روشی زنجیر ها را شکسته و از  زندان فرار میکند. تنها کسی که توانست او را شکست دهد، پاندای کونگ‌فو‌کار  است.پاندا نماد چین است. پس از دوره منجیان غربی و بور، به سمت منجیان چینی حرکت میکنیم. مراقب رسانه باشید.قسمت دوم: قلعه یشم یا هیکل سلیمان؟قلعه یشم، قلعه ای است که  شی‌فو، پنج آتشین و پو در آن زندگی میکنند. در قسمت اول فهمیدیم که پو همان  منجی است. پس مجموعه یشم محل زندگی منجی است. محلی است که منجی از آنجا،  جهان را نجات میدهد. اگر به معماری این مجموعه نگاهی بکنیم، میبینیم حیاطی  دارد که مراسمات مهم در آنجا انجام میشوند؛ مراسماتی از جمله انتخاب جنگجوی  اژدها در قسمت اول انیمیشناگر به نظر شما شباهتی نیست، ادامه متن را بخوانیدزیر قصر یشم، چاهی به عنوان زندان وجود دارد که دیو های شیطانی را در آن  زندانی کرده اند. آیا این همان زندان سلیمان نیست؟ زندانی که سلیمان نبی  (ع) دیوی که انگشتر حضرت را دزدیده بود در آن زندانی کرد؟ درست است که این  زندان زیر مسجدالاقصی نیست ولی با توجه به ربط آنها و همچنین شواهد میتوان  زندان زیر قصر یشم را نماد زندان سلیمان در نظر گرفت.یکی از شباهت  های دیگر قصر یشم به هیکل سلیمان، محل آنهاست. هر دوی آنها در قله کوه  هستند. قصر یشم بر قله کوهی در دره صلح است و هیکل سلیمان که صهیونیست ها  قصد بنای آن در محل کنونی مسجدالاقصی را دارند در قله کوه موریا است.قسمت سوم: ظهور منجی در قصر یشمیهودیان و مسیحیان اعتقاد دارند  منجی همان مسیح (ع) است که به آسمان عروج کرده و قرار است از آسمان فرود  بیاید و وارد هیکل سلیمان شود. در قسمت اول این انیمیشن، پاندا از آسمان وارد حیاط قصر یشم شد.قسمت چهارم:  درخت هلودر انیمیشن پاندای کونگ فو کار درخت  مشهوری به نام «درخت هلو» وجود دارد. در تفکر کابالیسم (فرقه ای افراطی در  یهودیت) درخت مقدسی به نام «درخت زندگی» وجود دارد که حلقه اتصال عالم دنیا  با ملکوت است. جالب است که درخت هلوی انیمیشن، در بالای کوه بلندی قرار  دارد و شاید منظور این باشد که درخت زندگی در ملکوت و آسمان ها قرار دارد.  درخت هلو مرجع امید شی‌فو در زمان سختی ها است. حتی در زمانی که پاندا در  یک مبارزه در معرض مرگ بود، نهال این درخت او را به زندگی برگرداند.نکته  دیگری که درباب درخت هلو وجود دارد این است که این درخت - در این انیمیشن -  همواره شکوفه دارد و هنگامی که شکوفه ای نداشته باشد، از بین میرود و باعث  بدبختی میشود. خاخام لوریا - از پایه‌گذاران کابالیسم امروزی - به بهار  علاقه خاصی داشت زیرا در آن درختان دارای شکوفه میشوند؛ او در هنگام بهار،  پیش روی درختان عبادت میکرد.</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>رضا حسین‌زاده</author>
                <pubDate>Mon, 11 Oct 2021 23:16:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حجاز در هنگام ظهور</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1-fzbjhmn6wr4j</link>
                <description>اهمیت جایگاه حجاز در حوادث آخرالزمان و عصر ظهور، به دلیل اماکن مقدسی است که در این منطقه وجود دارد؛ ظهور از قلب جهان اسلام و از کنار کعبه آغاز می‌شود. با مرگ «عبدالله» آخرین پادشاه حجاز، اختلافات خانوادگی به درگیری‌های داخلی و جنگ قدرت تبدیل می‌گردد.(ر.ک: الغیبة، ص447)در اثر ضعف حاکمیت، گروه‌های ناصبی و دشمنان اهل بیت(ع) فعال شده و در مراسم حجّ به ویژه منا، درگیری ایجاد می  کنند در حدی که جمرة عقبه به خون آغشته می‌شود. این حوادث در بیست و پنجم ذی الحجه با قتل«نفس زکیّه» فرستاده امام(عج) در میان رکن و مقام پایان می‌یابد.(بحارالانوار، ج 52، ص157)در حالی که مردم حجاز منتظر ظهور امام عصر(عج) هستند؛ خبر می­ رسد که ایشان در مدینه منوّره سکونت دارند. در این مدت، امام به برقرار کردن ارتباط با یارانشان در مدینه منورّه و مکه مکرّمه مقدمات قیام را فراهم می­ کنند. پس از ندای آسمانی و خروج سفیانی، امام(عج) به صورت مستقیم با یارانشان در مناطق مختلف اسلامی ارتباط برقرار می‌کنند که با آن «غیبت کبری» پایان یافته و «ظهور اصغر» آغاز می ­شود.هنگام حرکت امام(عج) از مکه به طرف مدینه، سپاه امام(عج) از محل «خسف» می‌گذرند و آن حضرت(عج) محلّ خسف را به یاران خود نشان می‌دهند. رویداد «خسف» از جمله امور حتمی به شمار می‌آید. در این درگیری سپاه دشمن شکست می خورد و امام معجزه آسا نجات می­ یابند.(ر.ک: خصال صدوق، ج۱، ص۳۰۳؛ الغیبة، ص۲۵۷) مکه پس از این رویداد، منطقة امن می‌شود. امام(عج) با یارانشان، به ویژه گروه 313 نفری از مخلصان دیدار کرده و راه را برای ظهور و رویدادهای پس از آن هموار می‌سازند. ایشان پایان غیبت کبری و آغاز ظهور را اعلام می‌فرمایند...</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>محمدرضا اسدی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Oct 2021 07:29:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه روزانه رهبر انقلاب</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-knjftfud6fkp</link>
                <description>غلام شاه پسندی از محافظان رهبری درمورد برنامه روزانه آیت الله خامنه ای گفت:? ایشان حدود یک تا یک‌ونیم ساعت پیش از نماز صبح بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است. روزهایش هم با هم فرق می‌کند، شبیه به هم نیست‌. ایام هفته فرق می‌کند. یک روز آقا بیشتر نماز می‌خوانند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خوانند، یک روز بیشتر دعا می‌خوانند، یک روز بیشتر ذکر می‌گویند...? بعدش نماز صبح را می‌خوانند، ایشان نماز صبح را به‌ جماعت می‌خوانند و کمترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان است و بیشترین‌شان هم هر کسی که توی آن ساختمان است، می‌آید. ایشان توی دفتر کارشان نماز می‌خوانند و همه کسانی که صبح در محل کار هستند ـ اعم از پاسدارها و دفتری‌هایی که آنجا هستند ـ‌ نمازشان را با آقا می‌خوانند.? ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنندبعد از نماز صبح،‌ ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند و حداقل بین چهل‌وپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت می‌کنند. این مسیر را حدود نیم ساعت تا چهل‌وپنج دقیقه برمی‌گردند.بعضی از مواقع کوه‌هایی دورتر هستند و برای اینکه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را‌ می‌آیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان را انجام می‌دهند. پای کوه که می‌رسیم، نماز را آن‌جا می‌خوانیم. هنوز تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا می‌رویم، هنوز آفتاب نزده است.? آن سه روز کوهنوردی وقتی از کوه پائین می‌آیند، بعد وقت اداری کار ایشان است و آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش می‌کنند.پس از ورزششان از ساعت هفت، هفت‌ونیم، ایشان در محل کار حاضر می‌شوند. اگر ملاقات خاصی نداشته باشند می‌روند منزل و صبحانه را در منزل با خانواده می‌خورند و بعد از صبحانه می‌آیند دفتر، کارشان انجام می‌شود.? اگر ملاقات داشته باشند،‌ ملاقات با صبحانه شروع می‌شود. وقتی هفت صبح با آقا ملاقات هست،‌ صبحانه‌شان را هم با آقا می‌خورند.? بعد از خوردن صبحانه و کار اداری، تا نماز ظهر، آقا توی دفتر است. اذان که گفته بشود، هر کاری که وجود داشته باشد، وسط سخنرانی هم که باشد،‌ آقا قطع می‌کنند، می‌گویند نماز را بخوانیم بعد بیاییم؛ نماز اول وقت.? بعد از نماز، ادامه کار. اگر جلسات ادامه داشته باشد، نهار را آقا با آن افراد جلسه، توی دفتر میل می‌کنند. اگر توی دفتر، ملاقاتی نبود، بین ساعت نماز تا یکی دو ساعت بعد از نماز، چون فاصله بین منزل آقا و دفتر به اندازة ده‌، بیست قدم است، در منزل غذایشان را می‌خورند و استراحت‌شان را می‌کنند، مجدد اولین برنامه‌ای که دارند ساعت سه بعد از ظهر، چهار بعدازظهر است. ایشان می‌آیند در داخل دفتر هستند و مواقعی که بعدازظهر جلسه خاصی نباشد، ایشان توی کتابخانه شخصی‌شان به مطالعه می‌پردازند.? هر زمانی که شما ایشان را ببینید، یا ذکر می‌گوید یا قرآن می‌خواند. ایشان به ما توصیه می‌کردند و می‌گفتند: «بچه‌ها قرآن را زیاد بخوانید؛ قرآن نور است، قرآن را خیلی مطالعه کنید. من در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندم. یعنی روزی ده جزء. الآن دیگر اصلاً حوصله‌اش نیست، پیر شده‌ام، از نظر سن‌وسال، وضعیت، شغل، گرفتاری‌های کاری، این‌ همه مسائل واقعاً نمی‌توانم قرآن بخوانم. خیلی از قرآن دور شدم. نُه روز، ده روز طول می‌کشد من یک دور قرآن را بخوانم.»الآن که دور شده، روزی سه جزء قرآن می‌خوانند.? همه افراد خانواده آقا حافظ کل قرآن هستند. منزل حضرت آقا یک خانواده پرجمعیتی است، خودشان، خانمشان و شش تا فرزند با ایشان زندگی کرده‌اند که همه الآن ازدواج کرده‌اند و رفته‌اند؛ هر هشت نفر این خانواده حافظ کل قرآن هستند. مأنوس قرآن بودن یعنی این. کل افراد خانواده قاری و حافظ قرآن‌اند.? یک روز با رهبری،ماهنامه امتداد،شماره۶۴،ص۱۶</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>رضا حسین‌زاده</author>
                <pubDate>Thu, 30 Sep 2021 14:12:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فتنه دجال از نگاه اسلام</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%AC%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-ehzrpdgqlipb</link>
                <description>                                                            بسم الله الرحمن الرحیمامروز که پیش از پیش موضوعات آخر الزمانی در تمام دنیا مورد توجه خاص و عام قرار گرفته است به خصوص با توجه به تبلیغات رسانه ای از جمله فیلم ها و داستان ها و .... با این موضوع که اخیرا روز به روز بر تعداد آن ها افزوده میشود نوشتن این مقاله و آشنایی با برخی موضوعات در ارتباط با آخرالزمان است که به صورت تحریف شده از سوی غرب به آن میپردازند .موضوعی مربوط به فتنه  دجال یا ضد مسیح (به انگلیسی:Antichrist) می باشد که این روز ها بسیار به آن پرداخته میشود و زمزمه ظهور و وقوع آن به گوش میرسد .فتنه دجال یا ضدمسیح :ابتدا باید عارض باشیم که برای بررسی این موضوع باید بدانیم که فتنه چیست و چه معنایی دارد ؛ &quot;فتنه&quot; یک کلمه عربی است و به معنی آزمون و آزمایش بسیار بزرگ یا به اصطلاح آشوب و غوغای سخت است . اما اهمیت فتنه های دجال :دجال به عنوان سخت ترین و بزرگ ترین فتنه در طول تاریخ که از زمان حضرت آدم  تا به امروز هیچ فتنه ای به بزرگی این فتنه نبوده و نخواهد بود . چنان که در روایت نبوی  از پیامبر اکرم (ص) که میفرمایند :«هر کس خروج مهدی را منکر شود به آنچه بر محمّد نازل گشته، کافر شده است و هر کس نزول عیسی را منکر شود کافر شده و هر کس خروج دجّال را انکار کند، کافر شده است»این روایت ها و روایت های مشابه دیگر مانند روایت صحیحی از  پیامبر اکرم در کتاب صحیح «ترمذى» که فرمودند : «هر پیامبرى بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال بر حذر داشت، من نیز شما را بر حذر مى دارم!». نشان دهنده بزرگی و سختی این فتنه می باشد. حال بیایم این فتنه را بیشتر بررسی کنیم :کلمه &quot;دجال&quot; در عربی بر وزن فعال و یکی از صیغه های مبالغه است . خود کلمه دجال از کلمه های زیادی میتواند گرفته شده باشد که معانی مختلفی در زبان عربی دارند ولی معنی کلی و قابل درک و صحیح این لغت را میشود «دجّال به معنای بسیار دروغ‌گوست و دروغ او سحر، فریب، تهمت، حق‌پوشی و اظهار مطالبی است که در دل او وجود ندارد» بیان کرد .فتنه دجال در کل بر پایه دروغ و فریبکاری بنا شده است و به عبارت دیگر با استفاده از سحر و جادو که همه ی آن ها بر پایه فریبکاری است شروع به گمراه کردن مردم سراسر جهان میکند و با معرفی کردن خود ( یا یک دین جدید و غیر الهی ) به عنوان خدای جدید و قدرتمند مردم را به ظلالت می کشاند  . البته دجال ویژیگی های به اصطلاح خارق العاده ای هم دارد اما پایه این ویژگی ها بر پایه دروغ و فریبکاری است و هیچ کدام واقعیت ندارد . (برای استناد به این موضوع میتوان از داستان تقابل حضرت موسی (علیه السلام )  با جادو گران وساحران فرعون در قرآن که با فریب و حیله طناب های خود را به مار تبدیل کرده بودند و خداوند با استفاده از معجزه الهی حیله و مکر آن ها را برملا کرد، بیان کرد ) ویژگی های دجال یا ضد مسیح :پیش از بررسی ویژگی‌هایی که در روایات برای دجّال برشمرده شده، لازم است یادآور شویم که در منابع روایی شیعه برخلاف منابع اهل سنّت، کمتر به موضوع دجّال پرداخته شده است. افزون بر این، بیشتر روایت‌هایی که از طریق اهل سنّت درباره دجّال و ویژگی‌های او نقل شده گرفتار ضعف سند یا افسانه پردازی و بیان مطالب عجیب و غریب و دور از ذهن است.با توجّه به مطالب یاد شده، برخی از نویسندگان معاصر، در اصل وجود دجّال یا ویژگی‌های او تردید کرده و در نهایت معتقد به رمزی و کنایه‌ای بودن ویژگی‌های دجّال و انطباق نداشتن این ویژگی‌ها بر شخص یا موجود معین و مشخص شده‌اند.سید محمّد صدر، پس از آنکه دوازده ویژگی دجّال را با استفاده از روایات برمی‌شمارد، در بررسی این ویژگی‌ها می‌نویسد: «بی‌تردید در اینکه اگر از مفاهیم رمزی و کنایی این عبارات صرف نظر کنیم هیچ یک از آنها را نمی‌توانیم بپذیریم و نمی‌شود آنها را صحیح دانست؛ زیرا از نظر ضوابط سندی اکثر آنها اخبار واحدی می‌باشند که قابل اعتماد نیستند و اگر از ضوابط سندی نیز صرف نظر کنیم می‌بینم که در این روایات مطالبی اعجاز آمیز به دجال نسبت داده شده است. علاوه بر این علمای بزرگ شیعه دیگری نیز درباره شخص یا جریان بودن دجال مانند آیت الله مکارم شیرازی(مد) اینطور نوشته اند : باور عوامانه بر این است که دجال مدعی دروغین یک چشمی است که پیش از ظهور امام زمان(عج) می آید و با ایشان مبارزه می کند. در اناجیل و برخی از احادیث نیز به این معنا اشاره شده است، اما باید توجه داشت که دجال اسم شخص معینی نیست و صفت هر انسان حیله گری است که، می کوشد مردم را از پیوستن به نهضتهای اصلاح طلبانه باز دارد. انبیاء الهی نیز، پیروانشان را از فتنه چنین مدعیان دروغینی برحذر داشته اند.بخش 1 : برداشت شخص و فرد بودن دجالو باتوجه به این مطلب که دجال شخصی کافر و سرکش بوده و صدور اعجاز از کافر ناممکن است و با وجود این نقاط ضعف، امر از دو حال خارج نیست یا باید تمامی این اخبار را مردود بدانیم یا اینکه بر یک معنای رمزی و کنایی برخلاف معنای ظاهری حمل کنیم و روشن است که حمل بر معنای رمزی از کنار گذاشتن و مردود دانستن بهتر است»حال ویژگی ها بیان شده در روایات:براساس روایات، کافر بودن، ادّعای پروردگاری کردن، درنوردیدن سراسر جهان، عمر طولانی داشتن، یک چشم بودن و... از مهم‌ترین ویژگی‌های دجّال است.و در یکی دیگر از روایات نبوی دجال مردی کوتاه قد و با پاهایی فاصله دار و مویی پیچان است و یک چشم بیشتر ندارد و چشم دیگر آن به کلی محو شده است .و همچنین در روایت دیگر آمده است که بر پیشانی او نوشته شده است &quot;کافر&quot;. و نیز در روایت نبوی دیگر آمده است که :«ای مردم! خداوند پیامبری را به رسالت مبعوث نکرد جز آنکه قومش را از دجّال ترسانید و خدای تعالی آن را تا به امروز بر شما تأخیر انداخته است و اگر امر بر شما مشتبه شد بدانید که خداوند یک چشم نیست و دجّال بر حماری (الاغی) که فاصله بین دوگوشش یک میل است خروج می‌کند و بیشتر پیروان او یهود و زنان و اعراب هستند  و به همه کرانه‌های زمین جز مکّه و دو حومه آن و مدینه دو حومه آن درآید. اما در تکمیل روایات بالا میتوان به روایتی که علامه مجلسی از امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام) که در مورد میژگی های دجال میفرماید : 1ـ او یک چشم بیشتر ندارد که در میان پیشانى اش همچون ستاره صبح مى درخشد! امّا همین چشم خون آلود است، گویى با خون ترکیب شده!2ـ او الاغ (مرکب) سفید تندروى دارد که هر گام او یک میل است و بسرعت زمین را طى مى کند!3ـ او دعوى خدائى مى کند و هنگامى که دوستان خود را به گرد خویش مى خواند صداى او را تمام جهانیان مى شنوند!4ـ او در دریاها فرو مى رود و خورشید با او حرکت مى کند، در پیش روى او کوهى از دود و پشت سرش کوه سفیدى قرار دارد که مردم آن را موادّ غذایى مى بینند.5ـ به هنگام ظهور او مردم گرفتار قحطى و کمبود موادّ غذایى هستند... .جالب توجّه این که در پاره اى از احادیث آمده است که پیش از ظهور مهدى(علیه السلام) 30 دجال ظهور خواهد کرد! حتّى در اناجیل نیز اشاره به ظهور دجّال شده است. برای تحقیق و بررسی بیشتر این روایات به روایتی از پیغبر اسلام (صل الله علیه و آل وسلم) در این باره می پردازیم: «قال رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) لا تقوم السّاعة حتى یخرج نحو من ستّین کذّاباً کلّهم یقولون انا نبى»!؛ پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: رستاخیز بر پا نمى شود مگر آن که شصت نفر دروغ گو ظهور خواهند کرد که همه ادّعاى نبوّت مى کنند! گرچه در این روایت عنوان دجّال به میان نیامده، ولى اجمالاً از آن بر مى آید که مدّعیان دروغین و فریبکار در آخر زمان محدود به یک یا چند نفر نخواهد بود.  در مورد زمان ظهور دجال هم روایات متفاوتی وجود دراند برخی زمان وقوع آن را قبل از ظهور حضرت مهدی (عج) بیان میکنند و برخی دیگر ظهور و وقوع آن را بعد از ظهور و به تکامل رسیدن نعامت الهی در زمین بر می شمارند. اما به هر حال این ظهور در هر زمانی که باشد موجب گمراهی بسیاری خواهد شد .در موردسر انجام  دجال نیز روایات و احادیث متفاوتی وجود دارد اما در روایات سند داری که در این مورد آمده است با دو دسته از روایت رو به رو هستیم : در دسته‌ای از روایات تأکید شده است که دجّال به دست حضرت مهدی(ع) کشته می‌شود و در دسته‌ای دیگر از روایات از حضرت عیسی(ع) به عنوان کشنده دجّال یاد شده است.نماد های تک چشم که نماد دجال می باشد امروزه در فرقه های شیطان پرستی و حتی سایر سازمان های معتبر جهانی مورد استفاده قرار میگیرندبخش 2: برداشت رمزی و کنایی از دجّالقبل از بحث در این مورد باید اضافه کرد که  قیاس کردن های موجود در مطالب همگی از روی اسناد متعددی که در روایات مختلف که امکان خطا در آن ها است  می باشند  و ممکن است  نادرست باشند.  و موارد زیر فقط از روی شواهد عقلی و ممکنات نوشته شده است .گفتیم که برخی اهل تحقیق با توجّه به مشکلات موجود در روایات دجّال، این روایات را بر معنایی رمزی و کنایی حمل کرده و دجّال را سمبل پدیده‌ای دانسته‌اند که در آخرالزّمان ظهور می‌کند و موجب گمراهی گسترده مردم می‌شود. شک نیست که ما مجاز نیستیم به هر مفهومى از مفاهیم مذهبى که در قرآن یا منابع حدیث وارد شده شکل سمبولک بدهیم، چه اینکه این کار همان تفسیر به رأى است که در اسلام بشدّت ممنوع شده و عقل و منطق هم آن را مردود مى شمرد، ولى با این حال جمود بر مفهوم نخستین الفاظ در آنجا که قرائن عقلى یا نقلى در کار است آن هم صحیح نیست و موجب دور افتادن از مقصود و مفهوم اصلى سخن است.علاوه بر این علمای بزرگ شیعه دیگری نیز درباره شخص یا جریان بودن دجال مانند آیت الله مکارم شیرازی(مد) اینطور نوشته اند : باور عوامانه بر این است که دجال مدعی دروغین یک چشمی است که پیش از ظهور امام زمان(عج) می آید و با ایشان مبارزه می کند. در انجیل و برخی از احادیث نیز به این معنا اشاره شده است، اما باید توجه داشت که دجال اسم شخص معینی نیست و صفت هر انسان حیله گری است که، می کوشد مردم را از پیوستن به نهضتهای اصلاح طلبانه باز دارد. انبیاء الهی نیز، پیروانشان را از فتنه چنین مدعیان دروغینی برحذر داشته اند.با تمام این تعاریف با توجه به معنی کلمه دجال و همچنین تعاریف مختلفی که از ویژگی های او به میان آمده است ، میتوان دجال را به عنوان یک جریان فتنه انگیز معرفی کرد که منحصر به یک فرد نبوده و سعی در انحراف مردم با فریب ها و نیرنگ های بزرگ است ولی با این حال میتوان گفت که سر کرده این جریان فردی غیر عادی با ویژگی های غیر طبیعی است اما این ویژگی ها چیزی جز نیرنگ و حیله نخواهد بود چون این شخص در روایات کافر معرفی میشود به همین دلیل صدور معجزه و اعمال فرا انسانی از شخص کافر غیر ممکن خواهد بود . البته در نگاه جریانی به این فتنه شخص دجال که به عنوان رهبر این جریان در راس قرار گرفته و با کمک افراد زیر دست و مرکب خود به گمراه کردن افراد می پردازد . مقصود از این گمراه کردن را میتوان خارج کردن افراد از صراط راست و وادار کردن آن ها به پرستش و پیروی از شخص یا چیزی غیر از خدا است .اما با توجه به برخی از  ویژگی های دجال که صورت فرا انسانی دارد میتوان با معادل یابی این ویژگی ها با پدید های امروز بشری تا حدودی جریانی بودن این فتنه را تایید کرد .یکی از این موارد روایات مربوط به خر دجال یا مرکب دجال می باشد :در روایات گوناگون و فراوان البته اغلب روایت های اهل سنت در مورد خر دجال از صفاتی چون : 1-موجودی با یک چشم عمودی در وسط پیشانی 2- ظهور در زمان قحطی و خشکسالی 3- موجودی مرموز با جثه‌ای عظیم همچون کوه4- پاهای خاکستری رنگ که هر قدمش 12 میل ( 20 متر ) است. و پیمایش زمین در زمان اندک5- صورتی دراز و پرآبله 6- شنیده شدن صدای ساز از هر موی بدن و دمش7- ریختن نان از گوش هایش و ....اگر بخواهیم هر یک از این ویژگی ها را بررسی کنیم و آن ها را با پدیده های امروزی که در مقابل چشمانمان موجود هستند مقایسه کنیم باید بگوییم که این مرکب که باعث آسان شدن اعمال دجال و تسریع در گمراه کردن مردم است همان رسانه ی امروزی خودمان میباشد . به طور مثال به مقایسه این دو می پرپدازیم :در مورد ویژگی نخست که در بالا بیان کردیم شاید کمی عجیب و دور از ذهن باشه و حتی ممکن است این قیاس ما به طور کل نادرست و ناصحیح باشد اما همانطور که اشاره شد با استفاده از شواهد عقلی و بررسی و مقایسه میتوان گفت منظور از این ویژگی همان تلفن همراه های امروزی که به صورت عمودی ، کشیده و دارای یک چشم هستند باشد ( البته منظور اجمالی تمامی رسانه های و ابزار های رسانه ای مورد بحث است نه فقط منحصرا تلفن همراه یا شئ خاص )  . در مورد سایر ویژگی ها مانند داشتن قدم هایی به اندازه بیست متر میشود گفت که منظور همان امواج الکترومغناطیسی  است که توسط انواع رسانه ها صادر میشود و به سرعت در تمام نقاط زمین را می پیماید.  یا برای مثال از ویژگی های این موجود که داشتن دمی با موهای فراوان که با گرفتن هر یک از این موها نوعی صدا و ساز از آن منتشر می شود و موجب سحر شخص میشود ، می توان بیان کرد که مقصود کانال ها و شبکه های فراوان اجتماعی ، تلوزیونی و رسانه ای است که در واقع اشخاص با توجه کردن به هر کدام از این موارد به طریقی ذهنشان مورد سحر قرار میگیرد .  یا حتی در مورد آخرین ویژگی که بیان شد و با احتصاب به اینکه مقصود از ریختن نان در آمد و نانی که هر شخص برای گذران زندگی خود در بر مگیرد ، میتوان به این موضوع که امروزه خصوصا پس از این بیماری همه گیر درآمد و کسب نان بسیاری از انسان ها در گرو همین رسانه و به وسیله ابزار های رسانه ای مبدل شده اشاره کرد.شاید در ذهن خواننده این مطلب این سوال به وجود بیاید که این مسئله با وجود اینکه  این روایات هزار سال پیش گفته شده نمیتواند در مورد این قیاس صدق کند . اما باید گفت که در صورت قبول فتنه دجال به عنوان یک جریان منحرف کننده که ویژگی های خارق العاده آن ها همه فریب و نیرنگ هستند میتوان به این نتایج دست یافت که این جریان از این فناوری ها که امروزه بسیار پیشرفت و نفوذ در میان مردمان کل جهان دارد جهت اهداف خود استفاده کند.البته باید این را هم اضافه کرد که این مطلب تنها بخشی از شواهد بررسی دجال و فته آن به عنوان یک جریان منحرف کننده بسیار مخوف و همه گیر که هیچ شخصی در جهان از آن در امان نخواهد ماند می باشد و با توجه به اینکه بسایری از این شواهد ودیده ها امروزه به وقوع پیوشته یا در حال پیوشتن هستن آیا وقت آن نرسیده است که باور کنیم ظهور این فته و به دنبال آن ظهور اما عصر و قائم آل محمد (عج) نزدیک است؟آیا وقت آن نشده است که خود را برای آن روز بزرگ آماده کنیم ؟ https://www.aparat.com/v/uc6q7/ منابع: صحیح ترمذى، باب ما جاء فى الدّجال، ص 42.کتاب عصر ظهور نوشته علی کورانی  سنن ابى داوود.سایت دائره المعارف بزرگ اسلامی  بحارالانوار، ج 52، ص 209.اقتباس از حدیث صعصعة بن صوحان (بحار الانوار، ج 52، ص 192.) بحارالانوار، ج 52، ص 194.سایت دفتر آیت الله مکارم شیرازی</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>Mojahed</author>
                <pubDate>Mon, 09 Aug 2021 20:32:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غیوران ایران زمین بخوانند!</title>
                <link>https://virgool.io/KarrarGroup/%D8%BA%DB%8C%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-oj3gsqv9gk93</link>
                <description>از گذشته تا بحال، غیرت ایرانیان معروف بوده است. در این دل نوشته می خواهم در ابتدا سوالی از شما بپرسم؛ اگر کسی به شما کوچکترین اهمیتی ندهد و (با عرض معذرت) آدم محسوب نکند، چه می کنید؟لطفا بعد از پاسخ دادن به این سوال، ادامه متن را بخوانید.مایکروسافت و اپل!ربط این شرکت ها به این موضوع چیست؟ باید هم این سوال را بپرسید. ربطش اینجاست که مایکروسافت و اپل جزو شرکت هایی هستند که به ایرانیان کمترین ارزش را قائل نمی شوند؛ مثل اینکه ما وجود نداریم. آری؛ حرف من این است که چرا باید به این شرکت ها در این حد وابسته باشیم (؟) وقتی می توانیم بدون آنها زندگی کنیم؟ چرا باید کامپیوتر ما به ویندوز ختم شود؟ و یا چرا باید آرزوی ما آیفون ۱۲ باشد؟ قبول دارم که این محصولات، قابل توجه هستند ولی غیرت ایرانی ما چه؟ آیا ارزشش کمتر از این محصولات است؟قضاوت با شما...</description>
                <category>گروه کرار</category>
                <author>رضا حسین‌زاده</author>
                <pubDate>Thu, 22 Apr 2021 00:24:16 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>