<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات وبلاگ مریم کشت پرور</title>
        <link>https://virgool.io/Keshtparvar/feed</link>
        <description>ارتباط گرفتن با آدم ها و شنیدن درمورد تجربه ی زیسته ی هر فردی برای من همیشه شبیه یک سفر است، سفری که هر لحظه من با من روایت کننده ای رو به رو می شود و بار دیگر خودش را روایت می کند، تصمیم گرفتم اینجا از هرآنچه تجربه کردم ، یاد گرفتم و شناختم بنویسم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 16:13:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/</url>
            <title>وبلاگ مریم کشت پرور</title>
            <link>https://virgool.io/Keshtparvar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دور کاری و ارتباطات تیمی</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%D8%AF%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C-zzt0iqvtxvuz</link>
                <description>با شیوع ویروس کرونا در کشور ما از یک سال گذشته تاکنون، کار تیمی  از راه دور بیش از هر زمان دیگری افزایش داشته است. عدم اطمینان و ناشناخته های مربوط به کرونا و مراقبت از سلامت افراد بسیاری از مدیران را به تصمیم گیری سریع برای کار از راه دور وا داشت، تصمیمی که بعد از گذشت یک سال در حال تبدیل شدن به یک سبک کاری است که برخی از شرکت ها آن را برای همیشه و مدت طولانی تری انتخاب کرده اند و برخی دیگر در مورد آن نظرات مختلفی مطرح کرده اند. هر چه  شرکت ها مدت زمان بیشتری را تصمیم بگیرند که از راه دور کار کنند، اهمیت فرهنگ سازی و ایجاد ارتباط در تیم هایشان بیشتر مطرح می شود. برای اینکه فعالیت های شرکت ، افراد و کاری که در کنار یکدیگر انجام می دهند به صورت یکپارچه و هماهنگ کار کنند، بهتر است استانداردهایی در مورد ارتباطات، اعتماد و فرهنگ تعریف شود و به آن توجه کنند. دور کاری  بخش های مختلف یک شرکت و جنبه های مهم مربوط به حوزه ی انسانی را تحت تاثیر قرار داده است. یکی از بخش های با اهمیتی که در کار تیمی یا گروهی در کار کردن از راه دور تحت تاثیر قرار گرفته است، ارتباطات می باشد. ارتباطاتی که می تواند منجر به افزایش همکاری بین اعضای تیم و به وجود آمدن فرصت های همدلی، همیاری در جهت حل مسائل تیمی باشد.ارتباط چیست و چه تعریفی دارد؟ارتباط از اصلی ترین نیازهای انسان است. به کمک آن  نیازهای فردی، اجتماعی و کاری ما مرتفع می شود. در واقع هفتاد و پنج درصد از وقت ما روزانه صرف ارتباطات می شود و اگر مدیر یا رهبر یک سازمان باشید این زمان برای شما ممکن است بیشتر و چیزی حدود هشتاد درصد باشد.اگر بخواهیم ارتباطات را تعریف کنیم ، باید بگوییم، ارتباط عبارت است از هر گونه تعاملی که می تواند شامل انتقال پیام به یک نفر یا بیش از یک نفر به صورت کلامی، غیر کلامی و به شکل نوشتاری یا بیان باشد که احساس و افکار آشکار و پنهان ما را در بر دارد. در کل ارتباط یعنی فرآیندی که از طریق آن ، افکار، عقاید، احساسات و هیجان های خود را ابراز کرده و افکار و احساسات دیگران را دریافت می کنیم .ارتباط، افزایش همکاری، همدلی و همیاری را در کار تیمی به همراه داردچرا ارتباطات از اهمیت بالایی در درون تیم برخوردار هستند؟ اهمیت ارتباطات به دلایل زیر برمی گردد:هماهنگی : رفتار هم تیمی ها را در جهت رسیدن به هدف مشترک جهت می دهد و هماهنگ می کند.یادگیری: بخش بسیاری از یادگیری تیمی از ارتباطات با یکدیگر بدست می آید و افراد از طریق ارتباطات با ایده ها، اطلاعات و دیدگاه های هم تیمی های خود با حوزه های مختلف تخصصی دست پیدا می کنند.گفتگو : از طریق ارتباط و صحبت با انتقال تفکر، احساس و هیجان خود و دیگری آشنا شده و اشتراک و تفاوت نظر یکدیگر را درک کرده.کار گروهی : با قبول مسئولیت و انجام وظایف در یک بافت بین فردی به اهداف مشترک می توان دست پیدا کرد.حمایت: ارائه پشتیبانی متقابل برای موقعیت های دشوار یا پر چالش.فرصت ها: گسترش روابط بین فردی  دست یابی به فرصت های جدید را امکان پذیر می سازد.خوشحالی و رضایت : ارتباط درون تیمی و بین تیمی و ابراز خود از طریق مهارت های ارتباطی خود ارزشمندی و در نتیجه احساس خوشحالی و رضایت را در کار افزایش می دهند.احترام: مهارت های ارتباطی در کار تیمی به افراد نشان می دهد که چگونه ارتباط برقرار کنند که احترام متقابل حفظ شود.همدلی: درک ،شناسایی و لمس احساس دیگری و به عبارتی از نگاه و احساس دیگری به موضوع نگریستن که در ارتباطات اگر فردی همدل باشد اعتماد و همراهی دیگری را دارد و احساس درک شدن و تعلق در تیم شکل می گیرد.حل تعارض: تفاوت های شخصیتی افراد و همچنین تفاوت دیدگاه ها، افکار، ارزش ها و عقاید شان می تواند ایجاد اختلاف نماید. اختلافاتی که افراد در هدف ها، خواسته ها، منافع و علایق شان دارند نیز می تواند تعارض در روابط بین فردی ایجاد کند. گاهی نیاز به احترام، امنیت و تعلق ها و وابستگی ها موجب این تعارض ها می شود. که یک ارتباط خوب و سالم در درون تیم می تواند به حل اختلافات و تعارض بین فردی کمک  کند.مهارت های ارتباطی در کار تیمی به افراد نشان می دهد که چگونه ارتباط برقرار کنند که احترام متقابل حفظ شودارتباطات در دورکاری چگونه است ؟باتوجه به اهمیتی که در مورد وجود ارتباطات گفتیم، توجه به آن در درون تیم و بین افراد شرکت مهم است. این روزها به دلیل دور کاری بسیاری از تیم‌ها که قبلا حضوری یکدیگر را می دیدند و در مورد موضوعات مختلف با یکدیگر صحبت می کردند یا در زمان استراحت و خوردن غذا با یکدیگر در تعامل بودند روابط شان به جلسات مجازی محدود شده است .بسیاری از این تجربیات را از دست داده اند یا شکل آن تغییر پیدا کرده است و چنین موضوعی ممکن است احساس انزوا، طرد شدن، دیده نشدن و مهم نبودن را در زمان دور کاری به جهت ضعیف شدن ارتباطات در آنها شکل دهد. بنابراین در این شرایط مدیران ارشد و منابع انسانی، بهتر است به فکر راهکارهایی در جهت حفظ ارتباط اعضای تیم با یکدیگر باشند و تعامل و ارتباط اعضای تیم با یکدیگر را چه به صورت درون تیمی و چه به صورت بین تیمی تسهیل کنند. بدون ارتباطات مداوم، افراد یک تیم از راه دور خیلی زود احساس هم تیمی بودن و تعلق داشتن به تیم و شرکت را از دست می دهند.همچنین برای حفظ و ایجاد یک فرهنگ قوی از راه دور، ارتباطات از اهمیت بسیاری برخوردار است.راهکارهای حفظ ارتباطات تیمی در دور کاری ؟برخی از راهکارهایی که می تواند به ارتباط در دوران دور کاری کمک کند، عبارت است از : خوب است که آئین نامه ای شفاف و مختصر در مورد ارتباط در دوران دور کاری  را ایجاد کنید، تا افراد از اهمیت ارتباطات و چگونگی برقراری ارتباط با یکدیگر در دوران دور کاری اطلاعاتی کسب کنند. تنظیم ساعات در دسترس بودن ، ساعت هایی که می توانند پیام های کاری ارسال کنند، گروه هایی که می توانند در آن در مورد موضوعات مختلف صحبت کنند تعریف &quot;پیام های فوری&quot; و پیام هایی که بلافاصله نیازی به پاسخ ندارند و چگونگی تنظیم جلسات کم فشار در طول روز و ...سعی کنید جلسات هفتگی ویدئویی را در ساعات کاری همه برنامه ریزی کنید برای رسیدن به بیشترین سطح عملکرد، هر یک از اعضای تیم باید اهداف تیم و همچنین اهداف فردی خود را درک کند. اهداف واضح و مشخص در حفظ تمرکز و تقویت روحیه مفید هستند و از طریق ارتباط در جلسات هفتگی می توان همه ی افراد را در جریان اهداف و استراتژی قرار داد.مدیران هر تیم با همه اعضای تیم ارتباط مستمر برقرار کنند و ارتباطات دوستانه، حمایتی و شناخت شرایط و نیازهای افراد در دوران دور کاری  ضروری است تا یک شبکه پشتیبانی جامع از همه ی افراد تیم شکل گیرد. آئین نامه ای شفاف و مختصر در مورد ارتباط در دوران دور کاری  را ایجاد کنید، برگزاری جلسات ویدئویی آنلاین یکی از بهترین روش‌های ارتباط چهره به چهره است. میتوانید متناسب با ابزار ارتباطی که انتخاب می کنید، اتاق های گفتگوی اختصاصی بسازید و در اونجا با اعضای تیم تماس‌های ویدئویی برقرار کنید. یک تیم دور کاری به یک برنامه برای انجام مکالمات هم نیاز دارد. برای جلسات، روزها و ساعت‌های خاصی را مشخص کنید و همچنین معلوم کنید که این ارتباط به وسیله چه ابزاری قرار است شکل گیرد.  همچنین به صورت ماهیانه یا سه ماهه جلسات پرسش و پاسخی همراه با تمامی افراد شرکت، موسسان یا مدیران ارشد شرکت ترتیب دهید تا افراد در مورد عملکرد شرکت و نکات کلیدی دیگری که برای آنها در دور کاری مطرح است را از مدیران بشنوند. این کار باعث تعامل و هماهنگی تیم می‌شود و همچنین یک حس همبستگی را در تیم ایجاد می کند.سرگرمی و ارتباطات هم برای تعامل و ارتباطات بیشتر افراد با هم و هم برای ایجاد انگیزه مهم است. سرگرمی و بازی تیمی نه تنها به خاطر شرکت بلکه برای کمک به سلامت روان افراد و مقابله با احساس انزوا در زمان های دور کاری مفید است.در محیط های باز و با رعایت پروتکل های بهداشتی ، هماهنگ کنید تا افراد تیم یا بیشتر اعضای شرکت، ماهانه ، سه ماهه یا سالانه به صورت حضوری یک دیگر را ببینند یا تیم سازی بپردازند یا پیاده روی با یکدیگر داشته باشند.هر ماه یک بار &quot;جلسه موفقیت مجازی&quot; داشته باشید که در آن همه یک داستان موفقیت خود در ماهی که گذشت را به اشتراک گذارند.یک گروه پیام فوری داخلی ایجاد کنید تا تیم بتواند به راحتی ارتباط برقرار کند و با پاسخ سریع دریافت کند.به عنوان یک مدیر باید هر چند وقت یک بار، یک تماس تصویری خصوصی با تک تک افراد تیم خود داشته باشید تا بازخوردی از وضعیت هر فرد در دوران دور کاری دریافت کنید. جلسات تیمی بهتر است در دو بخش به صورت فردی و گروهی برگزار شوند. جلسات گروهی نیز که با هدف برنامه ریزی و مسائل عمومی تر و با حضور همه اعضای تیم برگزار می شوند تا عملکرد کلی تیم مورد ارزیابی قرار گیرد.مدیران بهتر است ارتباط بین اعضای تیم‌ هایی که به صورت دور کاری فعالیت می‌ کنند را افزایش دهند تا از نارضایتی تیم های دور کار جلوگیری کنند. با پرسیدن سوالات زیر به طور مداوم ارتباط و مشارکت افراد تیم را ارزیابی کنید:آیا همه اعضای تیم در گفت ‌و گو ها و جلسات کلی شرکت حضور دارند؟آیا اعضای تیم در جلسات شرکت می‌ کنند و حضور فعالانه دارند و مشارکت می کنند؟آیا افراد برای شروع کار در هر فصل به اندازه کافی انگیزه دارند یا خیر؟آیا اعضای تیم به خوبی با یکدیگر همکاری می‌ کنند یا ناسازگاری ‌های تیمی بین آن‌ها وجود دارد؟ فعالیت سرگرم کننده‌ مشترک را بین افراد شرکت ایجاد کنید. برای مثال، به آن‌ها دسترسی دهید تا از برنامه‌های ورزشی آنلاین یا رژیم غذایی استفاده کنند.افراد تیم و مدیران در زمان دور کاری  یکدیگر را به صورت حضوری نمی بینند، پس طبیعتاً فرصت های کمتری برای قدردانی به وجود می‌آید. برای اینکه مکالمات برای قدردانی زیادتر شود، همه ی افراد باید هدفمند تر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و اطلاعات‌ خود را به اشتراک بگذارند. مدیران ارشد هم بهتر است در مورد موفقیت های اخیر افراد در هر تیم از آنها سوال کنند. در دور کاری بیشتر ارتباطات نوشتاری هستند و سوگیری‌ها و فرضیات بسیاری ایجاد می کنند که میتوانند سوءتفاهم ها و تعارض هایی را ایجاد کنند که به عملکرد تیم آسیب می زنند. برای اینکه اجازه ندهید این سوءتفاهم ها در تیم ‌تان مشکل ایجاد کنند، اطمینان حاصل کنید که منظور را کاملا شفاف نوشته اید.پیش از ارسال پیام‌های مهم، آن‌ها را بازبینی کنید تا مطمئن شوید که لحن مناسبی را به‌کار گرفته‌اید. از شکلک‌ها استفاده کنید تا احساسات را انتقال دهید. نهایت سعی تان را بکنید که بر اطلاعات مهم تاکید کنید، بخشهایی از پیام را برجسته کنید که به توجه نیاز دارند.</description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Mon, 19 Apr 2021 21:23:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهبری سازگار در محیط کار</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-h9mkla9e4m7s</link>
                <description>سازگاری به معنای توانمندی فرد یا گروهی از افراد برای هماهنگی با شرایط جدید و تغییرات نام دارد. به معنای دقیق تر سازگاری میزان انعطاف و ظرفیت هماهنگ شدن در برابر تغییر است. اشتباه نکنید، سازگاری به معنای سازش، پذیرش یا کنار آمدن با شرایط برای کاهش یا حل یک چالش نیست. سازگاری؛ مجموعه مهارت و عمل در جهت هماهنگ شدن با یک دگرگونی کامل یا تغییری به اندازه کافی برای یک موقعیت جدید است. یک سازمان همچون سایر موقعیت هایی که انسان با آن رو به رو می شود، با تغییرات و دگرگونی های مختلفی رو به رو است، برخی از این تغییرات ممکن است غیرقابل پیش بینی و برخی قابل پیش بینی باشد. معمولا هنگامی که صحبت از سازگاری در سازمان می شود، ما بیشتر از موقعیت ها و تغییراتی حرف میزنیم که ممکن است پیشامد آنها را پیش بینی نکرده باشیم یا ممکن است نسبت تغییراتی که با آنها مواجه می شویم آگاه باشیم و حتی توانایی زیادی برای تغییر داشته باشیم، ولی برای یک تغییر موفقیت آمیز ندانیم چگونه رفتار یا عمل بهتری در جهت هماهنگی با شرایط انجام دهیم. یا هر چند کارکنان سازمان در می یابند که تغییر ضروری است، ولی برداشتن گام های تغییر برای آنها با کمترین اطمینان و با اما و اگر همراه است. سازگاری میزان انعطاف و ظرفیت هماهنگ شدن در برابر تغییر است. به طور مثال و برای درک بیشتر و بهتر موضوع، میتوان به شرایط سازمان ها در یک سال گذشته نگاه کرد، با خبر و همه گیری ویروس کرونا، تمام کشورها و تمام سازمان ها در شرایط بحرانی تصمیم گیری و سازگار شدن با تغییرات غیرقابل پیش بینی ناشناخته قرار گرفتند، تصمیم گیری برای دور کاری و هماهنگ کردن افراد برای کار و در اختیار داشتن ابزار، میزان استرسی که همه ی افراد با هر جایگاهی تجربه می کردند و ظرفیت هماهنگ شدن با شدت تغییرات نامشخص از جمله موقعیت هایی بود که برای افراد و سازمان ها مدیریت بحران به مهارت های سازگاری و هرچه بیشتر انجام دادن شیوه ی رهبری سازگار نیازمند بود.چالش های سازگاری شامل چه موضوعاتی است؟ممکن است از سال گذشته تا به امروز، بیشتر بخش های  سازمان با مشکلات بی شماری روبرو شده باشد، که باید حل شوند. برخی از این چالش ها ممکن است در دسته ای باشد که با راه حل های سریع مانند: اجرای سیاست جدید یا تغییر ساختار یک تیم ، تغییراتی در محصول یا راهکارهای ابزاری و فنی حل شود، اما مهمترین و دشوارترین مشکلاتی که سازمان با آن روبرو است با راهکارهای دانشی و تخصصی قابل حل نیست، بلکه چالش های رهبری، انسانی یا به عبارت دیگر چالش های سازگار هستند، که نیاز به تغییر ارزش ها ، رفتارها ، باورها ، نقش ها ، روابط و رویکردهای کار دارند. چالش های تخصصی می تواند پیچیده باشد ، اما یک مشکل فنی یا تخصصی می تواند با دانش موجود و تخصص چند متخصص حل شود. از طرف دیگر ، برخی از چالش ها که از آنها به عنوان چالش های سازگاری نام می برند، مشکلی کاملاً مشخص ندارند و به راه حل هایی فراتر از تخصص و دانش فعلی سازمان نیاز دارند. برای مقابله با چالش های سازگار، نوع دیگری از رهبری لازم است. توانایی سازگاری با تغییر برای سازمان بسیار مهم است. نمونه های بی شماری از شرکت های موفق وجود دارد که به دلیل عدم توانایی در سازگاری با زمان تغییر ، قادر به حفظ تداوم فعالیت های خود نبودند. سازمان هایی که می خواهند از سرنوشت مشابهی جلوگیری کنند ، می توانند با استفاده از چارچوب رهبری سازگار از آن بهره مند شوند.مهمترین و دشوارترین مشکلاتی که سازمان با آن روبرو است با راهکارهای دانشی و تخصصی قابل حل نیستسوالاتی برای بررسی نیاز به رهبری سازگار در سازمان :  ممکن است بسیاری از رهبران سازمان چنین تصوری نداشته باشند و سازگاری را به تغییر در نوع رفتار و عملکرد خود نداند که در این صورت بهتر است چنین سوالاتی مطرح شود : اول ، آیا یک مشکل دقیق وجود دارد که باید برطرف شود یا یک فرصت دقیق که باید بررسی شود؟ اگر نه ، می توانیم همین جا متوقف شویم. اگر بله ، باید آن را بیشتر کشف و بررسی کنیم. با فرض اینکه مشکلی وجود دارد که باید برطرف شود ، آیا راه حل مشخصی وجود دارد یا کسی دقیقاً می داند راه حل چیست؟ و سرانجام ، آیا منابع ، مهارت ها ، روند، تخصص و دانش موجود برای اجرای کارآمد راه حل تصمیم گرفته شده وجود دارد؟اگر پاسخ این سوالات در دسترس رهبران سازمان است و یا به راحتی یافت می شود ، سازمان با &quot;چالش تخصصی&quot; روبرو است.تعریف چالش های تخصصی و سازگاری : چالش های تخصصی با شناخت مشکل و انتقال آن به مناسب ترین افراد متخصص کاهش یافته و حل می شود. این چالش ها به وضوح تعریف شده اند و رهبران دقیقاً می دانند مشکلات چیست. علاوه بر این ، آنها دقیقاً می دانند که برای یافتن راه حلی برای چالش و چگونگی اجرای آن چه باید بکنند. اما امروزه در موارد بیشتر ، مشکلات به وضوح  تعریف پذیر یا اندازه پذیر نیستند و اجرا یا به کارگیری راه حل های انتخابی مراحل ، رویه ها، شکل، منابع ،تخصص و مهارت مشخص و شفافی را دنبال نمی کند.این چالش ها پیچیده تر هستند. نظرات مبهم و مختلفی از چالش وجود دارد که باید برطرف شود ، اما دانش یا تخصصی مشخص برای حل آن وجود ندارد. با اینحال شناسایی و روشن شدن ماهیت و میزان دقیق چالش و انتخاب راه حل برای مدیریت موضوعات تا حل آن لازم است و هنگامی که بهترین راه حل تعیین شد. روش ها ، منابع و مهارت ها و افراد باید برای اجرای آن راه حل معرفی شوند. گروهی باید مشخص شوند که مجموعه ای از دانش ها، تجارب و مهارت ها را دارند، برطرف کنند. اما یک نفر باید پیشگام شود و روند اجرایی را تسهیل کند که آن را &quot;رهبر سازگار&quot; یا &quot;رهبری سازگار&quot; می نامند. رهبر سازگار فردی پویا است که قادر به سازگاری با یک محیط یا شرایط در حال تغییر است.تعریف و ویژگی رهبری سازگار :رهبر سازگار فردی پویا است که قادر به سازگاری با یک محیط یا شرایط در حال تغییر است. رهبر سازگار فردی پویا است که قادر به سازگاری با یک محیط یا شرایط در حال تغییر است. رهبران سازگار قادرند با چالش های جدید روبرو شوند ، یا آنها را جدی بگیرند یا به روش های جدید به آنها پاسخ دهند. آنها فقط واکنش پذیر نیستند ، بلکه افراد فعال هستند. علاوه بر این ، می دانند که چه موقع اختیارات خود را به دیگری واگذار کنند. آنها  از موقتی بودن مقداری از اختیارات خود نگران نیستند و این به تیم یا سازمان کمک می کند تا با یک وضعیت جدید رو به رو شود و با رهبری آن فرد چالش را حل کنند.یک فرد با به کارگیری رهبری سازگار قبل از هر اقدامی در مورد چالش، پاسخ این سوالات را بررسی می کند.چرا  باید سازگار شویم ؟چه چیزهایی را باید سازگار کنیم؟چگونه و تا چه اندازه باید در برابر این تغییر سازگار شویم؟  نقش هر فرد و ابزار، مهارت، دانش مورد نیاز برای رسیدن به میزان سازگاری مورد نظر چیست؟حتی می تواند نقش ها، شرایط و استراتژی موجود را بازنگری و به چالش بکشد و از دل مشکلات موجودی که شناسایی می کند، موارد قدیمی را پالایش یا تغییر دهد.اقدامات رهبری سازگار چیست؟ اقدام در جهت انجام رهبری سازگار، معمولاً شامل زیر سوال بردن فرض اساسی که سازمان در آن فعالیت می کند ، به چالش کشیدن وضعیت موجود و ایجاد تغییراتی است که ممکن است شدید به نظر برسد اما ضروری است. این کار نه تنها منجر به ایجاد ایده های خلاقانه تر می شود، بلکه درگیر شدن در روند تغییر باعث می شود افراد احساس ارزش کنند.راه حل های رهبری سازگار، معمولاً افراد را ملزم می کند که راه های آشنا را کنار بگذارند ، چیزهای جدیدی یاد بگیرند و با روش جدید کار سازگار شوند. یادگیری مهارت و موضوعات جدید در سطح سازمان و همچنین فردی از عناصر مهم رهبری سازگار است.راه حل های رهبری سازگار، معمولاً افراد را ملزم می کند که راه های آشنا را کنار بگذارند ، چیزهای جدیدی یاد بگیرند رهبری سازگار، به این معنی است که تیم ها و سازمان  باید به طور مداوم اقدامات خود را ارزیابی کنند و تشخیص  دهند که با کسب اطلاعات بیشتر در مورد نتایج و خروجی تصمیم گیری ،مداخلات و عملکرد خود را  مداوم بازنگری و سازگار کنند. جمع آوری ، تفسیر و اقدام بر اساس شواهد ، از جمله معیارهای تعیین موفقیت یا عدم موفقیت راهکارها است. سازگاری و رهبری سازگار در محیط کار، روی همرفته مفهوم  پیچیده و چند بعدی، محسوب می شود و طی سال های اخیر بیشتر مورد بررسی موشکافانه قرار گرفته است. ولی با اینحال در هر سازمانی گاهی بد نیست توانایی برگشت پذیری یا واپسگرایانه داشته باشیم، تا گاهی که اوضاع چندان بر وفق مراد مان نیست،  بتوانیم برخورد سازگارانه تری به مسائل و تغییرات داشته باشیم.</description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Tue, 13 Apr 2021 19:37:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشارکت کارمندان در انجام کارها</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-pjlcjcfsctq2</link>
                <description>مشارکت کارمندان برای سازمان ها از اهمیت بسیاری برخوردار است ، میزان مشارکت کارمندان و ارتباط شان با سازمان به یکی از دغدغه های منابع انسانی تبدیل شده است؛ دغدغه‌ای که نشان از میزان تعهد کارمندان و علاقه‌ ی آنها نسبت به ماندن در آن سازمان می باشد.طبق نظرسنجی گزارش شده از شرکت Cascade Corporation از 447 مدیر برای پیش بینی مشکلات یا دغدغه های منابع انسانی در سال های پیش رو حدود 47 درصد مدیران، بزرگ ترین دغدغه را مشارکت کارمندان در فعالیت های شرکت اعلام کردند و بعد از آن حفظ و نگهداشت کارمندان، جذب و استخدام ،برنامه ریزی برای جانشینی نیروها را بیشترین دغدغه در حوزه ی منابع انسانی اعلام کردند.مشارکت کارمندان در واقع ایجاد یک محیطی است که در آن افراد احساس می کنند که بر تصمیمات و اقداماتی که بر کار آنها تأثیر می گذارند، نقش دارند.47 درصد مدیران، بزرگ ترین دغدغه را مشارکت کارمندان در فعالیت های شرکت اعلام کردندمشارکت کارمندان چه تعریفی دارد؟ مشارکت به معنای درگیری ذهنی و عاطفی افراد در موقعیت شغلی یا تیمی است که افراد را در رسیدن به هدف تیمی و کمک به یکدیگر و شریک بودن در خروجی کار بر می انگیزد. به عبارت دیگر درگیر کردن ذهنی و عاطفی فرد با کار و تخصص خود است به صورتی که خود را مشتاق و متعهد به کار و محیط کاری خود احساس می کند و در این صورت  فرد مشتاقانه و خودمختار ، توانایی و استعداد خود را در مسیر رشد و توسعه ی سازمان به کار می گیرد.مشارکت راهکاری است که به کارمندان اجازه داده می شود به جای اینکه به صورت مستمر مدیریت شوند از توانایی های خود بهره گیرند، فکر کنند ،نوآوری داشته باشند و در تصمیم گیری مشارکت کنند. مشاركت کارمندان ، انواع روش ها و فعالیت هایی است که در زمینه ی ایجاد احساس تعلق، شریک و مسئول بودن افراد در نتیجه ی کار و فعال بودن آنها نسبت به ارزش ها و استراتژی سازمان به کار می رود. پايه و اساس این اندیشه بر این است كه کارمندان در فرایند تصمیماتی كه بر سرنوشت آنها اثر می گذارد، مشاركت کنند و در كار از آزادی عمل بیشتری برخوردار شوند و در نهایت باعث افزایش بازدهی و بهره وری در سازمان شوند.  مشارکت به معنای درگیری ذهنی و عاطفی افراد در موقعیت شغلی یا تیمی است برای اينكه مشاركت کارمندان در فعالیت های سازمان شکل بگیرد، باید به نظریات و تفکر افراد امکان بروز داده شود.چرا مشارکت کارمندان برای یک سازمان مهم است؟ مشارکت، مالکیت و تعهد کاری را در افراد افزایش می دهد، محیطی را ایجاد می کند که افراد تصمیم می گیرند انگیزه و مشارکت داشته باشند. بسیاری از سازمان ‌ها به دنبال بهبود مشارکت کارکنان‌ شان در فرآیندهای سازمان هستند؛ چراکه می دانند این مشارکت می تواند تاثیرات مثبتی در عملکرد، حفظ استعدادها و نوآوری داشته باشد. تقریبا از هر 10 کارمند، افزایش تعامل و مشارکت در کار را عاملی در جهت افزایش بهره وری خود در کار می داند.مشارکت باعث ایجاد انگیزه در میان کارمندان شده، باعث می شود کارها به صورت منظم، دقیق و مطلوب پیشرفت کند، مشارکت کارمندان به مدیران این امکان را می دهد که از توانمندی، خلاقیت و تجربه کاری افراد در جهت سرعت بخشیدن  تصمیم گیری ها، رسیدن به اهداف استفاده کنند. اگر افراد از اهداف و ماموریت تیم و سازمان  هرچه بیشتر آگاه شوند و مشارکت کنند، آنها دیگر فقط فرآیندهای کار را انجام نمی دهند، بلکه روش های بهتری برای رسیدن به نتایج به کار می گیرند و در انجام آن خودمختاری و رشد را احساس می کنند و در طی آن سازمان بهینه تر به اهداف خود دست می یابد.برای اينكه مشاركت کارمندان در فعالیت های سازمان شکل بگیرد، باید به نظریات و تفکر افراد امکان بروز داده شود.چطور مشارکت کارمندان را برای انجام کارها بیشتر کنیم؟ارتباطات، استراتژی سازگار، مدیران قدرتمند و مربی و احساس فرصت رشد در کار، ازجمله عوامل ایجاد کننده ی عملکرد مشتاقانه و مشارکت در کار می باشد. ارتباطات افراد شرکت با یکدیگر و ارتباط و همدلی مدیران در شنیدن نظرات افراد و ارائه ی بازخورد نظرات به افراد، عامل مهمی است برای اینکه کارمندان احساس ارزشمندی از درگیر شدن در فرایند کار را داشته باشند.ازجمله مهم ترین راه های ایجاد ارتباط موثر درون سازمانی، کاهش لایه ها و سلسله مراتب است. به صورتی که افراد حس عضویت و تعلق داشتن خود به محیط را به دور از جایگاه شغلی  احساس کنند.دادن فرصت بیشتر به کارمندان و فراهم کردن شرایطی که همه ی کارمندان به صورت شفاف به اطلاعات انجام کار، فرایند انجام و چگونگی انجام کار به همراه نیازها و انتظارات واضح دسترسی داشته باشند، اگر مدیری به اشتراک گذاری اطلاعات نپردازد، مشارکت از بین می رود.متداول ترین روش ایجاد و سنجش مشارکت در افراد، نظرسنجی و گزارش دهی از طریق خود کارمندان با برگزاری جلسات یک به یک و شنیدن نظریات و شناخت دیدگاه شخصی آنها است. چرا که مشارکت کارمندان یک موضوع پیچیده و چند جانبه است و دیگر در نظر گرفتن پاداش، مزایا و ... به تنهایی برای خوشحالی و مشارکت کارمندان کافی نیست و باید درک تاثیر کار بر روان فرد نیز درنظر گرفته شود. با اینحال انجام نظرسنجی‌ به شرکت‌ ها اجازه می‌ دهد تا نظر کارمندان را نسبت به عملکرد سازمان و اقداماتی که توسط مدیران انجام می ‌شود بدانند؛ مواردی که تاثیر مستقیم در مشارکت کارمندان دارد.جمع ‌آوری بازخورد کارمندان از طریق نظرسنجی کمک می کند که بخش‌ های مشکل‌ ساز شناسایی شوند. در این حالت پیش از آنکه مسائل مربوط به محل کار از کنترل خارج شود، می‌ توان مشکلات را با مشارکت خود افراد ، گفت و گو با مدیران حل کرد. همچنین، می ‌توان در ادامه تاثیرات حل مشکل را در انگیزه کارمندان و علاقه ‌شان برای ماندن در سازمان سنجید.جمع ‌آوری بازخورد کارمندان از طریق نظرسنجی کمک می کند که بخش‌ های مشکل‌ ساز شناسایی شوند.مشارکت کارمندان در دور کاری چگونه است؟همانطور که قبلا اشاره کردم، مشارکت یعنی ارتباط احساسی و درگیری فکری و عاطفی  کارمند نسبت به کار و سازمانی که در آن کار می‌ کند. انگیزه فرد و چیزی که باعث می‌ شود نسبت به سازمان احساس تعلق خاطر پیدا کند. بنابراین در دوران دور کاری نیز  با فراهم کردن موارد زیر می توان مشارکت افراد را در سطح مطلوبی حفظ کرد.ارتباط مداوم:عدم برقراری ارتباط مناسب می ‌تواند یکی از بزرگترین موانع مشارکت در دور کاری باشد. به روز رسانی های منظم:چرخش اطلاعات و آگاه کردن افراد نسبت به ارزش ها، اهداف، مسیر حرکت سازمان و تغییراتی که ایجاد شده است و پرسش نظر افراد، برگذاری جلسات گزارش عملکرد شرکت و در دسترس بودن به منابع و امکانات از دیگر عوامل مهم حفظ مشارکت است.پیگیری و توجه کردن به کار و افراد:منظم و کارامد نگه داشتن افراد تیم، بازخورد دادن و بازخورد گرفتن از آنها و توجه به وضعیت روانی و محیطی آنها در کارتوجه به ابزار و سیستم ، آموزش پلتفرم های مختلف در دور کاری به افراد و در نظر گرفتن این موضوع که افراد ابزار و فناوری مورد نیاز را برای انجام کار را با کم ترین چالش در اختیار دارند.</description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Tue, 06 Apr 2021 18:47:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>احتلام یا رویای خیس در دوران نوجوانی</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-jnk6pgwomn8j</link>
                <description>ما از زمان تولد، از نظرجسمی، ذهنی، عاطفی و جنسی مدام رشد و تکامل پیدا می کنیم. در هر مرحله از رشد تغییراتی می کنیم که مربوط به همان مرحله است و معمولا در همه ی افراد یکسان می باشد.هر کودک و نوجوانی با سرعت مخصوص خود رشد می کند. یعنی بعضی کودکان سرعت رشدی کندتر و بعضی تندتر دارند. سرعت رشد چندان مهم نیست، آنچه خیلی مهم است این است که کودک مراحل را به طور طبیعی و مرحله به مرحله طی کند.به طور مثال: ما در مراحلی از رشد یاد گرفتیم ابتدا سینه خیز، سپس چهار دست و پا و بعد بر روی دو پا حرکت کنیم، یا در نوزادی غان و غون می کردیم و در طی رشد یاد گرفتیم صحبت کنیم.با احساس گرسنگی یا تشنگی تمایل بدن به غذا و نوشیدنی را نشان دادیم. در هر مرحله از رشد، بدن متناسب با نیاز رشد تغییراتی را نشان داد و مهارتی را کسب کرد.رسیدن به مرحله‌ی بلوغ نیز برای همه ی نوجوانان با تغییراتی همراه است.تغییراتی که لازمه ی ورود به دوران بزرگ سالی است. با رسیدن به این مرحله بدن سالم ،با تغییرات عمیقی در سیستم زیستی رو به رو می شود و از نظر اندام های جنسی تغییر می کند.در پسران،تغییرات از سن 10 تا ۵/۱۳ سالگی شروع می شود.تغییراتی که با بزرگ شدن قابل توجه بيضه‌های آن‌ها مشخص می شود. بیضه‌ها قسمتی از دستگاه تناسلی در مردان هستند و وظیفه‌ی مهمی چون ساختن هورمون‌های مردانه مانند: تستوسترون و اسپرم (سلول‌های مولد مردانه) را به‌عهده دارند.احتلام یا رویای خیس چیست؟یک فرایند فیزیولوژیکی که نشانه ی سلامت و ورود به دنیای جدید رشد است.احتلام ( رویای خیس) می باشد.رسیدن به مرحله‌ی بلوغ نیز برای همه ی نوجوانان با تغییراتی همراه استاحتلام یا رویای خیس، تغییری است که غده ی هیپوفیز با ترشح هورمون‌های جنسی( تستوسترون) در بدن ایجاد می کند،تا پاسخی به نیاز و تغییر طبیعی بدن باشد. در سال‌های اوليه‌ی بلوغ، انزال معمولاً در خواب اتفاق می‌افتد. به همين جهت به انزال غيرارادی درنوجوانان &quot; احتلام شبانه &quot; یا &quot; رؤیای خیس &quot; گفته می‌شود، زیرا وقتی این رویا به وجود بیاید، این احتمال وجود دارد که نوجوان هنگام بیدار شدن از خواب لباس زیر یا رخت خواب خود را مرطوب یا خیس ببیند و این مسئله نشانه‌ای  از خارج شدن مایع حاوی اسپرم یا مایع منی از آلت او است.اولين انزال (احتلام) معمولاً حدود يك سال بعد از شروع رشد بيضه‌ها هنگام شب يا نزديک به صبح در خواب و به‌صورت غير ارادی اتفاق می‌افتد.احتلام واکنش طبیعی بدن برای تنظیم هورمون ها و نیازهای جنسی دوران نوجوانی است.هنگامی که احتلام اتفاق می‌افتد، مایع منی در حالی‌که فرد در خواب است از آلت تناسلی رها می‌شود و این اتفاق در اثر تحریک بدنی به علت رویای جنسی یا سایش آلت تناسلی با پتو، بالشت و.... رخ می‌دهد. در حین این عمل ممکن است فرد از خواب بیدار شده و یا همچنان در خواب بماند.احتلام واکنش طبیعی بدن برای تنظیم هورمون ها و نیازهای جنسی دوران نوجوانی است.آیا احتلام منحصر به جنسیت خاصی است؟احتلام امری طبيعی و يکی از مراحل رشد و سلامت می‌باشد و نبايد باعث نگرانی شود.احتلام تقریباً برای همه‌ی پسران و گاهی در دختران در برخی از اوقات در طول دوران بلوغ یا حتی بزرگسالی اتفاق می‌افتد.رویای خیس ممکن است برای دختران هم اتفاق بیفتد،اما معمولاً پسران بیشتر مستعد آن هستند، بدین جهت که آن‌ها به طور طبیعی در طول شب و در مراحل خواب نعوظ‌های متعددی را تجربه می‌کنند. پسران نوجوانی که تحت رؤیاهای خیس قرار می‌گیرند، احتمالاً  احساس خجالت،گناه و شرم را تجربه می‌کنند. آموزش و صحبت در مورد طبيعی بودن اين موضوع تاثير زيادي دركاهش نگرانی و اضطراب نوجوان دارد. شدت  شیوع احتلام به چه صورت است؟نوجوان را برای مواجهه با این شرایط آماده کنید. به آنها توضیح دهید که این عمل ممکن است در اوایل بلوغ بیشتر رخ دهد و احتمالاً کنترل کمی روی آن خواهد داشت، اما با افزایش سن بهتر خواهد شد. بیشترین میزان شیوع احتلام مربوط به دوران بلوغ است که علت آن تغییرات هورمونی در این دوره و پاسخ طبیعی بدن به رویای جنسی است. این اتفاق ممکن است در طول بزرگسالی نیز رخ دهد، اما به علت اینکه سطح هورمون‌ها در دوره‌ی بزرگسالی دارای پایداری بیشتری هستند، احتمال بروز رویای خیس در بزرگسالی کم‌تر می‌شود.با این‌حال شدت و تعداد دفعات بروز رویای خیس در افراد مختلف متفاوت است،برخی ممکن است فقط در دوران بلوغ چندبار یا به دفعات مکرر آن را تجربه کنند و در بزرگسالی دیگر برایشان تکرار نشود. برای برخی این اتفاق ممکن است به صورت متناوب تا بزرگسالی ادامه پیدا کند.احتلام تقریباً برای همه‌ی پسران و گاهی در دختران در برخی از اوقات در طول دوران بلوغ یا حتی بزرگسالی اتفاق می‌افتد.اضطراب و نگرانی نوجوانان از تغييرات بدنی امری طبيعی است . چنانچه والدين شرايطی را فراهم سازند كه نوجوان‌شان بتواند با آن‌ها در مورد این تغییرات صحبت كند و به گونه‌ای او را مطمئن سازند كه می‌تواند نسبت به بدن خود احساس راحتی كند، ديگر از اين تغييرات نمی‌ترسد و یا از اتفاق افتادن آن‌ها خجالت نمی‌کشد. چگونه با نوجوانمان صحبت کنیم؟برای صحبت با نوجوان، محیطی آرام و دوستانه را انتخاب کنید. بهتر است والد هم‌جنس درمورد تغییراتی که نوجوان در دوران بلوغ تجربه می‌کند با اوصحبت کند. صحبت را زمانی شروع کنید که نوجوان به مرحله‌ی بلوغ نزدیک شده است و تغییرات اولیه‌ی جسمانی را در او مشاهده می‌کنید. به هنگام توضیح دادن به نوجوان سعی کنید واقعیت‌ها را به‌صورت علمی به او توضیح دهید. مهم است که شما به هنگام صحبت خجالت نکشید و بدانید که در مورد موضوعاتی طبیعی صحبت می‌کنید که دیر یا زود برای او اتفاق می‌افتند و بخشی از مرحله‌ی رشد و نشانه‌ای از سلامت و بزرگ شدن او هستند. سعی کنید به او بگویید که این تغییرات به چه علت رخ می‌دهند و چگونه هستند و بهتر است که او چه کارهایی را انجام بدهد.به طور مثال بگویید &quot;در زمانی که احتلام را تجربه می‌کند، خجالت نکشد و یا فکر نکند که تجربه‌ای منحصر به فرد برای اوست. علت و چگونگی اتفاق افتادن احتلام را به او بگویید و توضیح دهید که بعد از احتلام لباس زیر خود را عوض کند و دوش بگیرد&quot;. در آخر از او بخواهید که در هر زمانی که در مورد تغییرات بلوغ نگرانی و یا سؤالی داشت آن را با شما مطرح کند. </description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Sun, 02 Aug 2020 19:35:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش پریود به نوجوان</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-u88oegg4elkm</link>
                <description>نوجوان در دوران بلوغ تغییرات زیادی خواهد کرد. یکی از مهمترین تغییرات در دوره ی بلوغ برای دختران پریود است. شروع پریود در یک دختر ممکن است بین سنین 8 تا 16 سالگی باشد.پریود یک روند طبیعی و نشانه ی سلامتی در دوران بلوغ دختران است.اگرچه میانگین سنی شروع پریود 12 سالگی است ، اما برخی از دختران ممکن است در 8 سالگی و برخی زودتر به بلوغ برسند. ما بهتر است به صورت کلی و تدریجی از حدود هشت سالگی با دختران در مورد پریود صحبت کنیم. اگر به تدریج در مورد پریود با فرزندمان صحبت کنیم، پریود لحظه ای ترسناک همراه با احساس ترس،اضطراب، شرم و خجالت به نظر نمی رسد.پریود یک روند طبیعی و نشانه ی سلامتی در دوران بلوغ دختران است.وقتی پریود در خانه یا خانواده مورد بحث قرار نگیرد، دوستان ممکن است اطلاعات نادرست ارائه دهند و تغییری کاملاً طبیعی می تواند منجر به استرس نوجوان شود. صحبت با نوجوان می تواند به از بین بردن ترس و اضطراب بی اساس و همچنین ایجاد تصویری مثبت به تغییرات بدن در بلوغ کمک کند.صحبت ما در مورد پریود می تواند زمینه ساز گفتگوهای آینده در مورد دوستیابی و رابطه جنسی در نوجوانان باشد.صحبت  باید صادقانه و متناسب با سن و درک آنها باشد.نوجوان باید حقایق مربوط به پریود و تمام تغییراتی که در دوران بلوغ برای او به وجود می آید را بداند. صحبت را با پرسیدن در مورد اینکه آنها از دوران بلوغ چه می داند شروع می کنیم تا ببینیم چه میزان اطلاعات دارند و هرگونه اطلاعات نادرست را توضیح می دهیم. مهم است که باورهای نادرست را که باعث می شود احساس کنند که پریود موضوعی شرم آور است را اصلاح کنیم.نوجوانان دختر می خواهند بدانند که در پریود چه اتفاقی خواهد افتاد، چه احساسی خواهند داشت و با فرا رسیدن آن چه کاری انجام دهند.شناخت آناتومی بدن یکی از موضوعاتی است که در آگاهی از پریود می تواند به نوجوان کمک کند.ما در صحبت خود با نوجوان می توانیم توضیح دهیم که &quot; رحم شکلی شبیه به گلابی و به اندازه ی یک مشت  است که بین مثانه و روده تحتانی قرار دارد.در نزدیکی رحم لوله های فالوپ قرار دارد که از هر طرف رحم امتداد یافته که در انتهای هر لوله ی فالوپ،تخمدان وجود دارد و در درون تخمدان ها تخمک های بسیاری قرار دارند.&quot; شناخت آناتومی بدن یکی از موضوعاتی است که در آگاهی از پریود می تواند به نوجوان کمک کند.پریود تحت تأثیر یک فرآیند هورمونی است. اولین پریود معمولاً حدود دو سال پس از شروع رشد سینه ها اتفاق می افتد.با افزایش سطح هورمون های زنانه (استروژن و پروژسترون)،دیواره ی رحم ضخیم می شود و یک تخمک از یکی از دو تخمدان از طریق یکی از لوله های فالوپ به سمت رحم حرکت می کند. در صورتی که تخمک توسط سلول اسپرم بارور شود به دیواره رحم متصل می شود درنتیجه بارداری اتفاق می افتد.وقتی دختر به سن بلوغ رسید و پریود شد، اگر از نظر جنسی فعال باشد ، می تواند باردار شود.اگر تخمک بارور نشود از هم می شکند، سطح هورمون کاهش می یابد ،دیواره ی ضخیم رحم فرو می ریزد و خون  از طریق واژن از بدن خارج می شود.در برخی از دختران خونریزی سه روز و در برخی هفت روز طول می کشد.این یک چرخه است که ماهیانه در دختران اتفاق می افتد. چرخه ها معمولاً بین 25 تا 35 روز است. طول مدت روزها و میزان خون یک دوره در دختران تحت تأثیر میزان هورمون هایی است که بدن آنها تولید می کند.از روز اول یک دوره ی پریود تا روز اول دوره دیگر &quot;چرخه&quot; خوانده می شود. ساده ترین روش برای فهمیدن چرخه و زمان شروع پریود، پیگیری آن در یک تقویم است. ساده ترین روش برای فهمیدن چرخه و زمان شروع پریود، پیگیری آن در یک تقویم است. اگر نوجوان یک چرخه نسبتاً منظم داشته باشند، یک تقویم می تواند به آنها کمک کند تا زمان پریود خود را بدانند. برای نوجوانی که در حال رشد است و میزان هورمون ها نوسان دارد، طبیعی است که دو سال اول طول دوره ها نامنظم شوند.بنابراین تا مشخص شدن زمان منظم شروع پریود، بهتر است به نوجوان خود توصیه کنیم که هم در خانه و هم در خارج از خانه با شروع پریود به نواربهداشتی نیاز دارد. به او پیشنهاد دهید که می تواند چند عدد نواربهداشتی در کیف خود نگه دارد و در صورت نیاز استفاده کند. قبل از شروع دوره پریود خوب است چگونگی استفاده از نواربهداشتی را توضیح دهید:&quot; ابتدا دستان خود را بشویید،سپس نوار کاغذی پشت نوار بهداشتی را بکنید و بعد آن را به لباس زیر بچسبان،برخی از نوارهای بهداشتی بالدار هستند که نوارکاغذی کناره های آن را جدا و به لباس زیر خود بچسبان که مانع از حرکت نوار بهداشتی می شود.بسته به مقدار خونریزی، هر سه یا چهار ساعت باید نوار بهداشتی ات را عوض کنی، حتی اگر خونریزی ات کم است بهتر از هر شش ساعت آن را عوض کنی. برخی از نواربهداشتی ها قدرت جذب بالایی دارند و می توانی شب تا صبح از آنها استفاده کنی و نگران نباشی.&quot; هنگام ورزش کردن هم می توانند از نوار بهداشتی استفاده کنند.به آنها توضیح دهید که نوار بهداشتی از طریق لباس قابل مشاهده نیستند.هنگام ورزش کردن هم می توانند از نوار بهداشتی استفاده کنند.نوار بهداشتی های جدید آن قدر نازک هستند که هنگام ورزش کردن وجود آنها فراموش می شود، اما در کل می تواند انواع نواربهداشتی ها را امتحان کند تا ببیند با کدام یک راحت تر است.به آنها بگویید که پریود از نشانه های سلامت و کارکرد مناسب اعضای بدن است و دلیلی ندارد وقتی پریود می شود فعالیت های روزمره زندگی اش را تغییر دهد.</description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jul 2020 17:55:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شماره ایی برای گزارش کودک آزاری</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-zgjfbljakjw5</link>
                <description>آگاهی از حفظ و مراقبت از سلامت روان کودک مهم ترین سرمایه‌ی زندگی کودک است که والدین بهتر است در توانمندسازی و مراقبت از روان کودک، دانش خود در مورد کودک آزاری را افزایش دهند. به گزارش سازمان بهداشت جهانی ، 90 درصد آزارهای جنسی کودکان توسط خانواده، دوستان و آشنایان کودک اتفاق می افتد. بنابراین اگر مجبور هستید کودک خود را برای مدتی تنها بگذارید یا از شخص دیگری بخواهید که مراقب کودکتان باشد ، باید بدانید که تنها آشنا بودن با کسی که از کودک شما مراقبت می کند کافی نیست تا کودک شما از خطر در امان باشد ، بلکه باید به کودکتان نیز آموزش دهید تا بتواند از خود مراقبت کند . اگر شما به کودک خود آموزش دهید که چگونه در برابر کودک آزار از خود مراقبت کند ، هیچ کودک آزاری ، نمی تواند به کودک شما آسیب بزند .ما باید به کودکمان یاد بدهیم که اگر مامان یا بابا نبودند و کسی از تو خواست که به اندام خصوصیش دست بزنی یا نگاه کنی یا اگر خواست به اندام خصوصی تو دست بزند یا نگاه کند و باعث شد که تو ناراحت بشی یا بترسی و به تو بگه به مامان یا بابا نگو و تو فکر کنی تا ما برسیم خونه دیر میشه یا اگر به ما بگی ما عصبانی می شیم ، بلافاصله به شماره ی 123 و 110 زنگ بزن و کمک بگیر.90 درصد آزارهای جنسی کودکان توسط خانواده، دوستان و آشنایان کودک اتفاق می افتد.به کودک یاد بدهیم که چطور از پلیس کمک بگیرد و نترسد ؛ کودک باید بداند اگر کسی او را آزار داد ، تقصیر کودک نیست و می تواند از پلیس کمک بگیرد . هرقدر آگاهی و اعتماد به نفس کودک بیشتر باشد و کودک بداند وقتی که احساس خطر کرد، چگونه و به کجا گزارش دهد، دست کودک آزار از کودک شما کوتاه می شود. اگر کودک از کودک آزاری با شما صحبت کرد یا اگر شاهد کودک آزاری در خانواده ، فامیل ، همسایه ، مدرسه یا خیابان بودید به 110 و 123 گزارش دهید . وقتی فردی از کودک آزاری باخبر باشد  و به پلیس گزارش ندهد به کودک آزار کمک می کند تا به کودکان بیشتری دست درازی کند . با حذف و دور کردن کودک آزار از کودکان ، دنیایی امن برای کودک خود و سایر کودکان فراهم کنید.ما به عنوان پدر و مادر وظیفه داریم به کودک مان آموزش دهیم که چه زمانی و چگونه با اورژانس اجتماعی تماس بگیرند و از آنها کمک بگیرند.اکثریت کودکان نمی دانند که اگر کسی از افراد خانوده ، فامیل ، آشنا یا غریبه او را اذیت کند ، او می تواند با 123 تماس بگیرد و از آنها کمک بخواهد .  بیشتر کودکان درباره‌ی آزار جنسی که تجربه کرده اند، هرگز صحبت نمی کنند.ما به عنوان پدر و مادر وظیفه داریم به کودک مان آموزش دهیمتعداد بسیار کمی از کودکان از آزار جنسی که دیده اند صحبت می کنند.طبق آمار از بین سه کودکی که با پدر و مادر خود از آزاری که دیده اند صحبت می کنند تنها یک کودک مورد حمایت قرار می گیرد ، یعنی در اکثر موارد پدر و مادر حرف کودک قربانی خود را  گوش نمی دهند و او را  باور نمی کنند. گاهی نیز کودک از ترس تهدید کودک آزار  با پدر و مادر خود صحبت نمی کند . بنابراین باید به کودک آموزش داده شود تا اگر احساس خطر کرد شماره 123 را بگیرد و از  اورژانس اجتماعی کمک بخواهد. به کودکان بگویید اگر مشکلی برایشان پیش آمد و آنها را ناراحت کرد حتما با مامان، بابا یا یک بزرگ تر صحبت کنند.به آنها بگویید: اگر یک موقعی که مامان یا بابا کنار تو  نبودند و یه اتفاقی برای تو افتاد که تو را ناراحت کرد، یا یک نفر تو را اذیت کرد و به تو گفت به کسی نگو  یا انقدر ترسیدی که نتونستی به ما بگی ، به شماره ی 123 زنگ بزن و بگو که چرا ناراحتی یا چه کسی تو رو ناراحت کرده ؛ حتما یک آدم خوب به کمکت میاد.معلمان و مربیانی که با کودکان در ارتباط اند باید به آنان آموزش دهند که چه زمانی و چگونه با 123 یا 110 تماس بگیرند . همانطور که به کودکان آموزش می دهیم که در هنگام حادثه یا آتش سوزی با آتش نشانی تماس بگیرند، باید به آنها یاد بدهیم که  اگر در خانواده ، پدر ، مادر ، برادر ، عمو ، دایی ، پدربزرگ یا هریک از اعضای خانواده آنها را اذیت کرد یا کاری کرد که آنها احساس کردند که نمی توانند درباره آن کار به کسی چیزی بگویند یا از آن کار خجالت کشیدند ، باید با 123 تماس بگیرند.معلمان و مربیانی که با کودکان در ارتباط اند باید به آنان آموزش دهند که چه زمانی و چگونه با 123 یا 110 تماس بگیرند .  مثلا : اکر کسی به اندام خصوصی آنها نگاه می کند یا دست می زند ، یا آنها را مجبور می کند به اندام خصوصی او نگاه کنند یا دست بزنند ، حتما با 123 تماس بگیرند. از آنجایی که بیشتر کودک آزاری ها در خانواده یا توسط افراد آشنا اتفاق می افتد ، بهتر است مربیان و معلمان کودک نیز با شناخت نشانه های کودک آزاری و مشاهده ی آن در کودک با 123 یا 110 تماس بگیرند و گزارش دهند.برخی از نشانه هایی که مربیان کودک باید به آن توجه کنند در زیر آمده است :زیاد ماندن  کودک در دستشویی نسبت به عادت قبلی کودک تغییر ناگهانی رفتار کودک ( ناسازگاری ، شرکت نکردن در فعالیت گروهی، شکایت بی مورد از سردرد و شکم درد )زیاد لباس پوشیدن عدم علاقه به خانه رفتن ، غیبت های طولانی مدت یا دیر آمدن و زود رفتن از مدرسهحساسیت به تماس فیزیکیبازی جنسی با اسباب بازی هاداشتن اطلاعات زیاد جنسی در نهایت هرکدام از ما در برابر گزارش دادن کودک آزاری مسئول هستیم و با گزارش دادن می توانیم کودک را از آسیب های جدی محافظت نماییم.</description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jul 2020 17:11:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه نگرانی خود از ابتلا شدن به بیماری های جنسی را مدیریت کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D9%84%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-rh8e2ze28cbh</link>
                <description>طبیعی است در زمان های مختلف زندگی نگرانی وجود داشته باشد،نگرانی احساس ناراحت کننده ای است که شما در مورد موضوعی مضطرب هستید. شما ممکن است در مورد بیماری های جنسی نگران باشید، که چگونه بر سلامت و رابطه شما در زندگی جنسی تاثیر می گذارد.سردرگمی و اضطراب از گرفتن بیماری جنسی در همه جای دنیا یکی از ترس های متداول میان افراد است.چه زمانی نگرانی ابتلا به بیماری های جنسی غیرطبیعی است؟نگرانی در مورد یک موضوعی اغلب نشانه ای است که شما از آنچه اتفاق افتاده ناراحت هستید و فرصتی برای فکر کردن در مورد آنچه شما را نگران کرده است فراهم می کند. مثال : ممکن است شما به لزوم استفاده از کاندوم در رابطه جنسی خود آگاه نبودید ،بعد از آگاهی در مورد چرایی استفاده از کاندوم نگرانی احساس می کنید که به شما فرصتی می دهد که در مورد استفاده آن در روابط بعدی خود فکر کنید که همیشه ازکاندوم (و سد دهانی برای رابطه جنسی دهانی) استفاده کنید.   زمانی که نگرانی بر مبنای منطق نیست و کنترل زندگی روزمره را سخت می کند، نگرانی از ابتلای بیماری جنسی غیرطبیعی است. اضطراب از ابتلا به بیماری می تواند آرامش را از فرد ، شریک جنسی او و روابط بین آنها بگیرد.سردرگمی و اضطراب از گرفتن بیماری جنسی در همه جای دنیا یکی از ترس های متداول میان افراد استنگرانی وسواسی از ابتلای به بیماری های جنسی چیست؟ نگرانی وسواسی نوعی اختلال اضطرابی است که شامل وسوسه های تکراری، ناخواسته و احساس اجبار به انجام فعالیتی است. وسوسه ها افکارهای تکراری هستند که موجب نگرانی شدید می شوند و ترس های بیشتری را که احتمال رخ دادن آن وجود ندارد نشان می دهد.درواقع نگرانی وسواسی مانند یک مارپیچ است که هرچه بیشتر در مورد نگرانی های خود فکر می کنیم ، بیشتر مضطرب می شویم.نگرانی، احساسی است که ذهن بیش از حد خطری را درک می کند و هیچ اطلاعاتی که اضطراب شما را کاهش دهد وجود ندارد. نگرانی بیش از اندازه از ابتلا به بیماری جنسی، گاه باعث می شود که از ترس تشخیص احتمالی به پزشک مراجعه نکنید یا آن را به تعویق بیاندازید. گاهی باعث می شود که وسواس گونه به علائم بدن فکر کنید و یک عفونت ادراری ساده را به یک عفونت حاد خطرناک ارتباط دهید.  به عنوان مثال: گاهی نتیجه ی آزمایش شما منفی است اما شما مدام به دنبال اطلاعات بیشتر و تکرار آزمایشات دوباره و دوباره خود را قراردهید.نگرانی، احساسی است که ذهن بیش از حد خطری را درک می کنداغلب اوقات نگرانی در مورد یک موضوع و یا یک نوع بیماری جنسی، باعث نگرانی در مورد موضوعات دیگر می شود.تنها 4 بیماری از میان بیماری های مقاربتی وجود دارد که درمان قطعی ندارند.مثل: تب خال تناسلی، زگیل تناسلی، ایدز و هپاتیت. همه انواع دیگر بیماری های جنسی هرچند پرسر و صدا یا آزاردهنده، درمان قطعی دارند و مراجعه به موقع به پزشک می تواند بیماری را کاملا برطرف کند.همچنین چهار بیماری دیگر نام برده شده که درمان قطعی ندارند اما  تحت نظر پزشک به خوبی کنترل می شوند. برای برطرف کردن این اضطراب چند پیشنهاد داریم.پیشنهاداتی برای کاهش نگرانی از ابتلا به بیماری های جنسی : درصورتی که احساس نگرانی زیادی را تجربه می کنید، چند سوال از خود بپرسید:آیا شما اطلاعات کافی و کامل در مورد بیماری دارید؟ (اطلاعات در مورد شانس گرفتن و یا انتقال بیماری) آیا می دانستید فرد مبتلا به HIV در صورت شروع زودهنگام و منظم درمان، میتواند تا 97% عمریک فرد سالم را داشته باشد؟آیا در قسمت های مختلف زندگی خود نگران هستید؟آیا این نگرانی شما مربوط به حال حاضر است یا از قبل چنین احساسی را داشته اید؟آیا وقت آن است که در مورد شدت نگرانی خود با یک مشاور صحبت کنید؟اگر دچار شکلی از این اضطراب هستید مهم است که منشاء آن را خوب بشناسید.اغلب اوقات نگرانی در مورد یک موضوع و یا یک نوع بیماری جنسی، باعث نگرانی در مورد موضوعات دیگر می شود.چه کارهایی برای کاهش نگرانی از ابتلا به بیماری های جنسی می توانیم انجام دهیم؟ ابتدا برای کاهش نگرانی خود ،بهتر است به اصل بهداشت رابطه جنسی پایبند باشید و همین مقداری از بار نگرانی را نسبت به شرایطی که بر حسب حدس و گمان پیش می رود کاهش می دهد.مطمئن باشید که اصول استفاده از کاندوم را می دانید و از آن به طور صحیح استفاده می کنید. (استفاده نادرست از کاندوم با استفاده نکردن از آن در کاهش انتقال بیماری ها فرقی ندارد.)الفبای سلامت جنسی را بدانید: اطلاعات درست و لازم را داشته باشید (اما نه بیش از آنچه به آن نیاز دارید).  اطلاعات کافی در مورد بیماری را از پزشک خود بگیرید : اغلب اوقات عدم آگاهی از بیماری منجر به تکرار آزمایش های غیر ضروری می شود.گوگل نکنید: اضطراب ناشی از بیماری با فراگیر شدن استفاده از گوگل و جست و جوی علائم در گوگل افزایش چشمگیری می یابد.   اگر هر علائمی دارید یا به سلامت خود شک دارید،گوگل بهترین راه نیست، چراکه شما را دربرابر حجم عظیمی از اطلاعات قرار میدهد که شاید هیچ کدام به مسئله شما ارتباط ندارد اما نگرانتان می کند و یا پر از اطلاعاتی باشد که قدیمی و نادرست است و یا به بیماری شما ارتباطی ندارد و تنها نگرانی شما را افزایش می دهد.با شریک جنسی خود گفت وگوی صادقانه داشته باشید: هرچند که گفت و گو با شریک خود درباره بیماری و بخصوص بیماری جنسی یا شرایط سلامت سخت باشد. نفس عمیق بکشید: تنفس از طریق بینی و دهان را به آرامی و در مواقعی که احساس نگرانی می کنید، انجام دهید.تمرکز بر تائیدیه ها: به حرف هایی که پزشکتان در مورد بیماری به شما گفته است تمرکز کنید.به طور مثال : من نگران هستم اما دکتر گفت علایم بیماری رو به بهبود است.از بررسی مداوم علایم جسمانی خود بپرهیزید ، گوش به زنگ بودن شما در برابر علایم بیماری نشان دهنده ی اضطرابی است که باید منشاء آن را پیدا کنید.درنهایت اگر فکر می کنید در کنترل این اضطراب یا وسواس فکری با دشواری بسیاری روبه رو هستید، شاید مسئله تنها به نگرانی از سلامت جنسی ختم نمی شود. در این صورت خوب است مراجعه به یک روانشناس را لحاظ کنید.</description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jul 2020 18:01:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش های دورکاری</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-hvtqje0b8whk</link>
                <description>بیماری همه گیر کرونا باعث ایجاد تغییرات بی سابقه ای در بسیاری از کسب و کارها شده است. تاکید بر فاصله گذاری فیزیکی و ممنوع بودن  اجتماعات با بیش از 10 نفر، منجر به انتخاب دورکاری بسیاری از کسب و کارها گردید. برای برخی از کارمندان، کار کردن از خانه به طور معمول در روند کاری آنها قرار داشت. اما برای اغلب کارمندان و کسب و کارها اولین باری است که آنها کار کردن از راه دور را تجربه می کنند.در مورد تاثیرات دورکاری بر عملکرد افراد، بهروه وری و انگیزه ی آنها نظرات مختلفی وجود دارد. برخی از کارمندان  دور کار تأیید می کنند که هنگام کار در خانه، کارآیی بیشتری دارند. حواس پرتی های معمول محیط کار مانند: صداهای پس زمینه، گپ زدن همکاران، قطع کار به جهت عوامل محیطی وجود ندارد. همچنین انجام برنامه های روزمره بدون نیاز به در نظر گرفتن رفت و آمد به محیط کار ( زمان، ترافیک ، هزینه ) آنها را خوشحال تر می کند.برخی از کارمندان  دور کار تأیید می کنند که هنگام کار در خانه، کارآیی بیشتری دارند. برخی دیگر معتقدند، دورکاری ممکن است در ابتدا جالب به نظر برسد، اما می تواند جذابیت خود را با گذشت زمان از دست بدهد و در نتیجه کارمندان با چالش های شخصی، ارتباطی و تیمی مواجه می شوند. آنها بر این باورند که نبود فضای اداری و امکانات کار، تمرکز را دشوار می کند، همچنین در دسترس نبودن همزمان افراد پاسخگویی کارهای روزمره را مختل می کند و یا به کندی پیش می برد.علاوه بر اینها همه ی افراد، شرایط یکسان ندارند و بسته به شرایط خانه یا محیطی که در آن کار می کنند، حواس پرتی های بیشتری را نسبت به محیط کاری تجربه می کنند.کارمندان از راه دور به خصوص در اوایل دورکاری  اغلب احساس بیکاری می کنند که ممکن است با واقعیت همخوان نباشد و باعث می شود آنها کمتر خوشحال باشند.از طرفی بسیاری از کسب و کارها برای دورکاری آماده نبودند، بنابراین بسیاری از برنامه های خود را به صورت آزمون و خطا پیش می برند و منجر به سردرگمی کارمندان خود می شوند و یا زمان های مشخص کاری کمرنگ تر شده است و آمیختگی کار با فعالیت های روزمره زندگی  افراد بیشتر شده است. به طور مثال: قرار دادن جلسات خارج از ساعت روتین کاری به عصر یا شب برای افراد مرز جدایی کار و رسیدن به فعالیت های شخصی را از بین برده است.  در بلند مدت آمیختگی برنامه های کاری و شخصی اثرات نارضایتی را در افراد افزایش می دهد و آنها خود را فقط به عنوان یک انجام دهنده ی کار احساس می کنند.در دور کاری آمیختگی کار با فعالیت های روزمره زندگی  افراد بیشتر شده استصرف نظر از نظرات مختلفی که در مورد اثرات دورکاری وجود دارد، کار از راه دور چالش های خاص خود را دارد. هنگامی که یک محیط کار به طرز ناگهانی تغییر می کند و تعاملات افراد در محیط کاری از بین می رود. مدیران یا رهبران کسب و کار اغلب احساس می کنند، ارتباط خود با تیم را از دست داده اند و یا از کیفیت فعالیت کارمندان بی خبر هستند.این احساسات بعضی اوقات باعث می شود که آنها به مدیریت ریز فعالیت های تیم خود بپردازند. این طرز فکر و رفتار ناشی از احساس عدم کنترل است و یا ممکن است مدیران با دورکاری وقت آزادتری را در اختیار داشته باشند و این موضوع ممکن است به مدیریت بیش از حد آنها بر روند کاری و فعالیت کارمندان منجر شود. این زمان بیشتر احتمالاً باعث می شود تا آنها بخواهند روی نتایج فعالیت ها، تصمیمات و ساختاری که قبلاً روی آن تمرکز نکرده اند یا نادیده گرفته اند، تمرکز کنند.  مدیریت ریز و تغییرات دقیق تر ارزیابی عملکرد، ممکن است فشار کار ناخواسته ای را به کارمندانی که از قبل به لطف کرونا فشار و نگرانی های کافی را تجربه کرده اند، وارد کند. استرس ناشی از آن می تواند باعث کند شدن بهره وری شود.اگر رهبران یا مدیران کسب و کار آمادگی لازم برای مدیریت تیم ها از راه دور را نداشته باشند، یا اگر تیم ها عادات ارتباطی و همکاری خوبی نداشته باشند ، اثرات دورکاری می تواند ارتباط تیم ، روحیه و مسئولیت پذیری تیم را به مرور زمان مختل کند.دورکاری باعث می شود تا مدیران بخواهند روی نتایجی که قبلا تمرکز نکرده اند یا نادیده گرفته اند، تمرکز کنند.ارتباطات یکی از بزرگترین چالش های تیم های از راه دور در نظر گرفته می شود. جای تعجبی نیست، زمانی که سوء تفاهم ها و خطاهای ارتباطی با ارتباط منظم و به صورت چهره به چهره رخ می دهد، اکنون شدت آن بیشتر نشود. ارتباط و مشارکت افراد بخش مهمی از فرهنگ کسب و کار است و مزایای بلند مدت را برای کسانی که انتخاب کرده اند در محیط کسب و کاری کار کنند ، فراهم می کند. از همه مهمتر ،تعامل مبنای اولیه ساخت اعتماد بین کارمندان و کسب و کار است، جایی که افراد وعده ها و تعهدات طرفین به یکدیگر را مشاهده می کنند و در مورد آن صحبت می کنند تا روند تحقق را  درک و تسهیل بخشند. افراد در ارتباطات است که بودن و احساس اینکه جزئی از تیمی با اهداف مشخص، ارزش های قوی و معتبر هستند را درک می کنند.و متوجه می شوند در یک محیط حمایتی کار می کنند و احساس ارزشمند بودن و تاثیر مثبت در کسب و کار را دریافت می کنند. کارمندان در دورکاری، اغلب به دلیل قرار گرفتن در خارج از دفتر فیزیکی شرکت، با گذشت زمان احساس محرومیت و انزوا می کنند و درک همسویی با فرهنگ شرکت برای آنها دشوار است. از طرفی افزایش بهره وری با تعامل کارمندان ارتباط تنگاتنگی دارد. یک کارمند از راه دور وقتی احساس نکند، جزئی از شرکت است، احساس عضویت در یک گروه ، تیم و کسب و کار را از دست می دهد. جای تعجب هم ندارد افراد به صورت دورکاری از معاشرت روزانه محروم هستند و همین امر باعث می شود کارمندان از راه دور احساس کنند که چیزی جز نیروی کار نیستند.افراد به صورت دورکاری از معاشرت روزانه محروم هستند  کسب و کارها در دورکاری بهتر است در مورد حفظ ارتباط و تعامل با اعضای تیم تلاش کنند و به افراد یادآور شوند، بودنشان در کنار کسب و کار چه ارزش هایی برای تیم و کسب و کار داشته است. اکثر افراد با شرایط بحران کرونا و تغییرات ناگهانی در روند کار نگرانی و اضطراب های مختلفی را تجربه می کنند. اکنون زمان همدلی و کنار هم بودن مدیران، رهبران و اعضای تیم کنار یکدیگر است. هر کسب و کاری برای نگهداشت افراد خود نیاز دارد سلامت روان کارمندان را جویا شود، همانطور که انتخاب دورکاری برای حفظ سلامت جسمانی افراد انتخاب شده است. به افراد کسب و کار خود بگویید که نگران دغدغه های آنها هستید ، همانطور که آنها دلتنگ محیط کار یا گپ و گفت همکاران خود هستند، مدیران و تصمیم گیران اصلی کسب و کار هم دلتنگ حضور و تعامل با آنها هستند. شاید دور کاری فرصتی باشد برای عملی کردن آنچه به عنوان ارزش و فرهنگ سازمان تعریف می شود و نشان دادن اهمیت افراد به عنوان سرمایه های اصلی یک کسب و کار.دور کاری اغلب با خود سازماندهی و استقلال افراد در وظایف شغلی روزانه همراه است که ممکن است برای برخی از کارمندان برنامه ریزی و مدیریت کارها و زمان به صورت فردی با چالش همراه باشد. بنابراین مهم است کارمندان را به هدف شرکت وصل کنید و آنچه از آنها انتظار دارید به روشنی بیان کنید. وقتی همه در رسیدن به هدف یکسان قرار گیرند و نقش خود را در رسیدن به هدف بدانند، احساس وحدت بیشتری می کنند.درگیر روند می شوند و خود را در انجام منظم وظایف شغلی روزانه موظف می کنند. در هر جلسه ی تیمی آنلاین با در نظر گرفتن رهبری چرخشی در جلسه تیم و مشارکت افراد در فعالیت هایی که خارج از مسئولیت آنها می باشد، به افراد یادآوری کنید که همه ی افراد یک تیم در خروجی و روند کار با هم سهیم اند.کارمندان را به هدف شرکت وصل کنید و آنچه از آنها انتظار دارید به روشنی بیان کنیدبازخورد دادن به افراد در شرایط دورکاری و یادآوری اینکه کار آنها چه ارزشی به تیم و کل شرکت می دهد می تواند احساس ارزشمندی و مفید بودن را ایجاد کند. به آنها خاطرنشان کنید که کارشان برای کسب و کار معنا و ارزش بیشتری از انجام یک مسئولیت کاری روزانه است.  قدردانی یکی از ساده ترین و مؤثرترین راه ها برای ایجاد انگیزه برای کارمندان در دورکاری است. قدردانی را با شناخت کارمندان، علایق و آنچه به آنها انگیزه می دهد انجام دهید. هرچه در قدردانی افراد تیم شخصی سازی را رعایت کنیم ، افراد از همکاری و انتخاب محیط کاری خود، احساس بهتری خواهند داشت. برای افرادی که انگیزه ی آنها درونی است، آنچه به آنها انگیزه می دهد را بیابید و گفتمان مشترک خود با آنها را حفظ کنید.از چالش های مهم دورکاری که گاهی امکان دارد منجر به تعارضات بین فردی افراد باشد، روشن نبودن دستورالعمل کاری و ارتباط های کتبی بیشتر است که منجر به سوء تفاهم می شود، بنابراین سعی کنید، دستورالعمل های کاری را با جزئیات بیشتری تنظیم کنید و به افراد ارائه دهید. به طور مثال: درباره نحوه رفتار افراد در دورکاری شفاف باشید، از نحوه حضور در جلسات مجازی گرفته تا زمانی که باید در ساعات کاری آنلاین باشند یا با چه کسانی در ارتباط باشند. از تماس های ویدیویی و مشاهده افراد برای موضوعات مهم بیش از پیام های کتبی و ایمیل استفاده کنید و انجام این کار در تقویت ارتباط افراد تیم، همدلی و تفاهم بیشتر نیز کمک کننده خواهد بود. قدردانی یکی از ساده ترین و مؤثرترین راه ها برای ایجاد انگیزه برای کارمندان در دورکاری است.اطمینان پیدا کنید که یک کارمند از راه دور در مورد نکات، ابزارها و فرایندهایی که به آنها در موفقیت کمک خواهد کرد، آگاهی دارد. به طور مثال : راه های ارتباطی: بهترین راه برای تماس با مدیران کدام است؟ ایمیل ، متن یا ابزار دیگری؟شرایط اضطراری: اگر آنها بیمار شدند یا باید مرخصی بگیرند، به چه کسانی باید خبر دهند؟برنامه و ساعات کار: چه موقع باید برای کار آماده شوند؟ چند ساعت در هفته یا روز آنها در دسترس باشند؟اهداف: چه نوع خروجی از آنها انتظار دارید؟ چگونه در مورد روند کار خود گزارش بنویسند و ... در نهایت این نکته اهمیت دارد که شما از کارمندان خود در مورد شرایط دورکاری، مشکلات، انتظارات و راه حل های آنها بازخورد دریافت کنید. این یک روش ارزشمند برای ایجاد یک گفتمان دو طرفه در کسب و کار است. جمع آوری بازخورد و گوش دادن به کارمندان خود برای تقویت انگیزه آنها و ایجاد روابط بر محور اعتماد و توانمندسازی بسیار اهمیت دارد. </description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jun 2020 20:59:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کودک آزاری آنلاین</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-jmhnceohkcm5</link>
                <description>همه ما می دانیم اینترنت دارای امکانات شگفت انگیز و کاربردی برای ما است.نیاز و وابستگی ما به اینترنت روز به روز بیشتر می شود.اما با وجود امکاناتی که برای ما بزرگسالان فراهم می کند،ممکن است خطراتی برای کودکان ما ایجاد کند و آنها را همچون فضای واقعی در معرض آزار قرار دهد. به گزارش Guard Child، هفتاد و هفت درصد قربانیان آزار آنلاین کودکان زیر سن 14 سال می باشند.هرگونه تلاش برای تعریف کودک آزاری آنلاین،دربرگیرنده ی بسیاری از مشکلات روش شناختی است. اول از همه، اصطلاح فضای مجازی به تعداد بیشماری از شبکه های مجازی اشاره دارد که دائماً درحال تغییرند و ویژگی های خاص خود را دارند ( برخی از آنها عمومی، برخی دیگر خصوصی هستند).دوم اینکه کودک آزاری آنلاین، شامل انواع مختلفی از رفتار است:افرادی که پورنوگرافی کودک را مشاهده ،دانلود و تولید چنین محتوایی را حمایت می کنند.افرادی که پورنوگرافی کودکان را تهیه و توزیع می کنند.افرادی که برای رسیدن به اهداف جنسی خود با تمرکز بر کودکان از اینترنت استفاده می کنند .کودک آزاری آنلاین به هر گونه آزاری گفته می شود که در فضای مجازی از طریق شبکه های اجتماعی،بازی های آنلاین یا با استفاده از اینترنت رخ بدهد وکودکان یا نوجوانان را در معرض زورگویی های اینترنتی، اغفال جنسی، آزار جنسی یا احساسی قرار دهد.کودک آزاری آنلاین، مشابه آزارهایی است که امکان دارد در دنیای واقعی هم اتفاق افتد. کودک آزار ممکن است، کودک را به تدریج از طریق محبت، تهدید، اغفال، زورگویی یا اخاذی فریب دهد تا آنچه را می خواهد به دست آورد. مانند: متقاعد کردن کودکان برای شرکت در فعالیت جنسی آنلاین.کودک آزاری آنلاین، مشابه آزارهایی است که امکان دارد در دنیای واقعی هم اتفاق افتدچگونه  کودک آزار آنلاین به کودک نزدیک می شود؟از آنجا که یک پدوفیل کودکان را هدف قرار می دهد، او تلاش می کند از علایق، فیلم ها، قهرمانان، بازی، موسیقی، داستان و سرگرمی های کودکان در گروه سنی مختلف آگاه شود.کودک آزار،تلاش می کند در تمام ساعات روز یا شب با کودکان یا نوجوانان تماس برقرار کند به خصوص زمان هایی که والدین سرکار هستند تا موضوع مشترکی برای صحبت با آنها پیدا کند.کودک آزار این کار را از طریق صحبت کردن با کودک یا نوجوان در شبکه های مجازی مختلفی که عضو هستند انجام می دهد یا در زیر پست های کودک یا نوجوان پیام ها یا اظهار نظر خود را می گذارد تا کودک را بشناسد و به او نزدیک شود. ممکن است هدایا، بسته ها یا نامه هایی برای کودک ارسال کند. فرد آزارگر سعی می کند با صرف وقت و محبت به کودک اعتماد او را به دست آورد و بازدارندگی های کمتری را در رفتار کودک نسبت به خواسته های خود ایجاد کند. از آنجا که ممکن است کودک یا نوجوان نسبت به رابطه جنسی کنجکاو باشد، کودک آزار ممکن است در مکالمه ی خود با کودک از محتواهای جنسی صحبت کند یا برای او پورنوگرافی کودک را به اشتراک بگذارد. گاهی ازطریق وب یک درخواست جنسی ناخواسته برای آنها ارسال کند.ممکن است تصاویری از خود به صورت برهنه یا نیمه برهنه بفرستد تا چنین رفتارهایی را برای کودک یا نوجوان عادی جلوه دهد.سپس او ممکن است از کودک یا نوجوان بخواهد که تصویری مشابه از خود بگذارد، در گفتگوی ویدیویی شرکت کند، یا شخصاً به صورت پنهانی او را ملاقات کند.کودک آزار ممکن است در مکالمه ی خود با کودک برای او پورنوگرافی کودک را به اشتراک بگذاردکودکان در معرض خطر آزار آنلاین از طرف افراد آشنا و غریبه قرار دارند. با اینحال شخص آزارگر اکثریت قریب به اتفاق توسط اعضای خانواده و افراد دیگری که قربانی آنها را می شناسد، می باشد و تعداد کمتری از آزارگران کاربران ناشناس اینترنت می باشند. بدین جهت کودک یا نوجوان ممکن است فکر کنندکه هیچ راهی برای فرار از آزار وجود ندارد و به والدین خود گزارشی نمی دهند.چه کودکانی در معرض کودک آزاری آنلاین قرار دارند؟همه ی کودکان یا نوجوانان در معرض آزارهای آنلاین قرار دارند. اما کودک یا نوجوان با خواهر یا برادر بیمار، کودک یا نوجوان با خانواده های دچار بحران ،خانواده های تک سرپرست یا کودکان و نوجوانانی بااعتماد به نفس پایین و کسانی که مورد توجه والدین نیستند و مورد غفلت قرار می گیرند بیشتر در معرض خطر هستند.انواع آزار آنلاین چیست ؟زورگویی آنلاین یا اینترنتی :نوع رایجی از آزارهای آنلاین رفتارهای زورگویانه است که در شبکه های اجتماعی، بازی ها و گوشی های موبایل اتفاق می افتد.زورگویی مجازی می تواند شامل مواردی چون :شایعه پراکنی درباره کسی، یا ارسال پیام ها، تصاویر و ویدئوهای جنسی باشد.ممکن است کودکان بدانند چه کسی آنها را در فضای مجازی تهدید می کند. مثلا ادامه زورگویی های یکی از همسالان در دنیای واقعی باشد و یا ممکن است توسط کسی هدف این کار قرار گرفته باشند که از اکانت ناشناس یا جعلی استفاده می کند.در فضای آنلاین ناشناس بودن بسیار ساده است و همین موضوع احتمال رفتارهای زورگویانه را افزایش می دهد.زورگویی آنلاین شامل موارد زیر می شود:ارسال پیام های تهدید آمیز یا توهین آمیزتهیه و پخش تصاویر یا ویدئوهای جنسی ارسال پیام های تهدید آمیز یا ناراحت کننده در شبکه های اجتماعی، چت روم ها یا بازی های آنلاینحذف کودکان از بازی ها و فعالیت های آنلاین یا گروه های دوستیایجاد وب سایت یا گروه هایی برای ابراز تنفر از یک کودک خاصتشویق نوجوانان به آسیب زدن به خودرای دادن به نفع یا بر علیه شخصی در نظر سنجی تهدید آمیزایجاد اکانت های جعلی یا هک کردن و دزدیدن هویت آنلاین برای تحقیر نوجوانان یا با نام او    تحت فشار گذاشتن کودکان برای ارسال تصاویر جنسی یا وارد گفتگوی جنسی شدندر فضای آنلاین ناشناس بودن بسیار ساده است و همین موضوع احتمال رفتارهای زورگویانه را افزایش می دهد.اغفال آنلاین :اغفال زمانی اتفاق می افتد که شخصی با کودک، برای جلب اعتماد او و با هدف آزار جنسی یا قاچاق کودک ، رابطه عاطفی برقرار می کند. اغفال کودکان ممکن است از طریق آنلاین یا رو در رو توسط غریبه یا آشناها مانند: اعضای خانواده،دوستان یا اطرافیان صورت بگیرد.اغفال کنندگان ممکن است زن یا مرد و در هر سنی باشند.بسیاری از کودکان یا نوجوانان متوجه نمی شوند که اغفال شده اند یا حرکتی که انجام شده آزار است.اغفال کنندگان می توانند از سایت های اجتماعی، برنامه های چت برای آشنایی نوجوانان با هم،یا سیستم بازی های آنلاین برای ارتباط با کودک یا نوجوان استفاده کنند.آنها می توانند از طریق پروفایل آنلاین نوجوانان از علایق او خبردار شده و سپس همین اطلاعات را برای برقراری ارتباط با آنها به کار ببرند.آنها می توانند به سادگی هویت آنلاین خود را پنهان کنند و وانمود کنند که کودک هستند و سپس با چت کردن با کودکانی که در نظر دارند،دوست شوند.آنها همیشه به دنبال یک کودک خاص نیستند بلکه گاهی برای صدها نوجوان پیام فرستاده و منتظر می مانند تا ببینند چه کسی پاسخ می دهد.سیاری از کودکان یا نوجوانان متوجه نمی شوند که اغفال شده اند یا حرکتی که انجام شده آزار استآزارهای جنسی آنلاین :در زمان وقوع آزار جنسی آنلاین، نوجوانان متقاعد یا وادار به انجام اعمال زیر می شوند:ارسال عکس های جنسی آشکار از خود و به اشتراک گذاشتن تصاویر یا ویدئو های جنسی، برهنه یا نیمه برهنه از خود و دیگران.مشارکت در اعمال جنسی از طریق وب کم یا گوشی های هوشمند.گفتگوی جنسی از طریق ارسال پیام یا آنلاین.آزارگران ممکن است نوجوانان را تهدید به ارسال تصاویر، ویدئوها یا کپی مکالمات آنها به افراد خانواده و دوستان کنند مگر اینکه آنها در فعالیت جنسی مشارکت داشته باشند. دلایل بسیاری برای این موضوع وجود دارند که نوجوان تمایل به ارسال پیام، عکس یا ویدئوی برهنه یا نیمه برهنه به فرد دیگری دارد، برخی از این دلایل عبارت است از:شبیه به دیگران رفتار کردن ؛ زیرا تصور می کنند این کاری است که همه انجام می دهند.کنجکاوی های دوران نوجوانی و تصور اینکه خطری آنها را تهدید نمی کند.بالابردن عزت نفس خود . آزمودن هویت جنسی خود.کشف احساسات جنسی خود.جلب توجه و ارتباط گرفتن با افراد جدید در شبکه های اجتماعی و رفع تنهایی خود. نه گفتن برای آنها سخت است ؛ وقتی کسی درخواست عکس می کند، به ویژه اگر این فرد آشنا یا بسیار مصر باشد، نمی تواند در برابر نه گفتن خود پافشاری کند.انجام دادن رفتاری صرفا به جهت هیجانی که تجربه می کنند و بدون در نظر گرفتن تبعات آن.ممکن است نوجوانان انجام چنین رفتاری را بی خطر بدانند اما این کار آنها را در برابر موارد زیر آسیب پذیر می کند:باج خواهی : فرد آزارگر ممکن است کودک یا نوجوان را تهدید به اشتراک تصاویر او با دوستان و خانواده کند مگر اینکه کودک برای او پول یا عکس های بیشتری بفرستد.زورگویی: اگر عکس ها بین همسالان نوجوان در مدرسه پخش شود، کودک ممکن است مورد آزار و اذیت قرار بگیرد.فشار هیجانی: نوجوان ممکن است احساس تحقیر یا گناه کنند و اگر خیلی تحت فشار باشند ممکن است اقدام به خودکشی یا آسیب زدن به خود کنند.آزارگران ممکن است نوجوانان را تهدید به ارسال مکالمات آنها کنند مگر اینکه آنها در فعالیت جنسی مشارکت داشته باشند. اگر کودک یا نوجوان در معرض کودک آزاری آنلاین بود،چه باید کرد؟پیش از هر اقدامی بهتر است به نوجوان خود،آموزش دهیم و بگوییم که میدانیم اینترنت جای بسیار خوبی است و ما می خواهیم به آنها اصولی را بگوییم که از خود مراقبت کنند. بگوییم که می توانند درباره آنچه می خواهند صحبت کنند و اگر چیزی آنها را نگران می کند آن را پنهان نکنند.به آنها اطمینان بدهیم که ما به تمامی جنبه های زندگی آنها علاقه مند هستیم. بگوییم که مایلیم در باره آنچه آنلاین دیده اند، سایت ها و اپلیکیشن هایی که استفاده کرده اند صحبت کنیم و ما هم درباره آنچه می شناسیم به آنها خواهیم گفت.  درباره آنچه که به اشتراک گذاشتن آن به صورت آنلاین مناسب و یا نامناسب است صحبت کنیم.با کودک خود درباره آنچه &quot;اطلاعات شخصی&quot; تلقی می شود مانند آدرس ایمیل، نام کامل، شماره تلفن، آدرس و نام مدرسه صحبت کنیم و دلیل اهمیت آن را نیز بیان کنید.راه های ساده ای را برای حفاظت از حریم شخصی مشخص کنیم. برای مثال از نام کاربری مشابه با تاریخ تولد یا مکان ها اجتناب کنید که اطلاعات بیش از حد را نشان می دهد.به آنها توضیح دهیم که تشخیص هویت افراد به صورت آنلاین کار ساده ای نیست. افراد همیشه آنچه می گویند نیستند و بنابراین نباید اطلاعات شخصی را به اشتراک گذاشت. اگر شخصی کودک شما را واقعا بشناسد، نباید آنلاین درخواست اطلاعات شخصی کند.به کودک خود بگوییم که هر تردیدی دارند ابتدا باید با ما صحبت کنند.  درباره آنچه که به اشتراک گذاشتن آن به صورت آنلاین مناسب و یا نامناسب است صحبت کنیم.درباره اینکه برای کودکان در سنین متفاوت چه چیزی مناسب است گفتگو کنیم. از کودک خود سوال کنیم به چه سایت یا اپلیکیشنی علاقه دارد. از آنها لیست تهیه کرده و با هم آنها را مرور کنیم.درباره آنچه می بینیم نگاهی مثبت داشته باشیم ولی نگرانی هایمان را هم آزادانه بیان کنیم &quot;فکر میکنم این سایت بسیار خوب است&quot; یا &quot;کمی نگران چیزهایی که در این سایت دیده ام هستم&quot;.با کودک خود درباره آنچه ما مناسب می دانیم صحبت کنیم ولی او را هم در گفتگو وارد کنیم. از او سوال کنیم که به نظر او چه چیزی برای کودکان در سنین مختلف مناسب است و به این شکل آنها احساس می کنند که در تصمیم گیری نقش دارند.ممکن است کودک ما درباره دوستانش صحبت کند که از سایت ها یا اپلیکیشن هایی استفاده می کنند که ما مناسب تشخیص نداده ایم. برای صحبت درباره دلایل خود آماده باشیم اما بدانیم که ممکن است کودکمان با ما موافق نباشد. به دلایل آنها با دقت گوش دهید.لیست سایت هایی که هر دوی با مناسب بودن آنها موافق هستیم، را بررسی کنیم و در مورد زمان بررسی مجدد آنها به توافق برسیم.از آنها سوال کنیم چه چیزهایی آنلاین می بینند که آنها را ناراحت می کند. درباره آنچه آنها یا دوستان شان انلاین دیده و آنها را ناراحت می کند با آنها گفتگو کنیم.مشخص صحبت کنیم: دقیق چه چیزی و چرا باعث ناراحتی انها شده است؟ آیا آزار دادن حیوانات یا انسان ها بوده است؟ یا نظرات زشت و زننده در مورد دیگران؟ این مسایل را به دنیای واقعی تعمیم دهیم و بگوییم که ما همیشه برای حفاظت از آنها چه آنلاین و چه غیرآنلاین حضور داریم.به کودک خود اطمینان دهیم که آنها همیشه می توانند با شما درباره هرچیزی که آنها را ناراحت می کند صحبت کنند.به آنها نشان دهیم که چگونه می توانند در سایت یا اپلیکیشنی که استفاده می کنند، چیزی را بلاک کرده یا ریپورت کنند.در برابر استفاده از اینترنت کودکان کوچک تر ما می توانیم از نرم افزارهایی استفاده کنیم که کنترل والدین نام دارند، می توانیم روی تلفن یا تبلت، کنسول بازی یا لپ تاپ و یا حتی روی پهنای باند منزل خود نصب کنیم.همچنین می توانیم از آنها برای بلاک کردن یا فیلتر کردن محتوایی که کودکمان زمان جستجوی آنلاین می بیند استفاده کنیم.   این کنترل ها همچنین در موارد زیر به ما کمک میکنند:برای ساعت و مدت زمانی که کودک می تواند آنلاین باشد برنامه ریزی کنیم.مانع از دانلود اپلیکیشن هایی شویم که برای سن آنها مناسب نیستند. محتوایی که اعضای مختلف خانواده می توانند ببینند را مدیریت کنیم.گفتگوی بی پرده و متناوب بهترین راه برای حفظ امنیت آنها در فضای آنلاین است. ما می توانیم با گفتگویی خانوادگی مرز گذاری کنیم و در مورد آنچه مناسب است به توافق برسیم. یا ممکن است نیاز باشد گفتگوی مشخصی درباره یک اپلیکیشن یا وب سایتی که کودک ما میخواهد استفاده کند یا درباره آنچه ما را نگران می کند داشته باشیم.درباره اینکه برای کودکان در سنین متفاوت چه چیزی مناسب است گفتگو کنیماگر متوجه شدیم کودک ما از قوانینی که تفاهم کرده بودیم ، گذر کرده است یا در معرض آزار قرار دارد ،تاجایی که امکان دارد به خود زمان بدهیم تا اطلاعات را بررسی کنیم و به یاد داشته باشید که کودک یا نوجوان ما واکنش های ما را می بینند.اگر کودک یا نوجوان تصاویر یا ویدئوهایی از خودش را منتشر کرده باشد، ممکن است ما با دانستن این موضوع شوکه، ناراحت، عصبانی، گیج یا ناامید شویم اما آنچه کمک کننده خواهد بود مدیریت احساسات خود و صحبت با آنها در مورد این موضوع و کمک هایی است که می توانیم انجام دهیم.به کودک یا نوجوان خود اطمینان دهیم که واکنش بیش از حد در برابر گزارش های او از آزار نشان نخواهیم داد و تنها مراقب آنها خواهیم بود تا اطمینان حاصل کند و در مورد آنچه اتفاق افتاده است صحبت کند.بهتر است در نظر بگیریم که کودک یا نوجوان نیز احتمالا از صحبت با ما در این رابطه اضطراب دارند.بنابراین صحبت را زمانی انجام دهیم که همگی ما آماده ایم در مورد آن صحبت کنیم.به آنها اطمینان بدهید که تنها نیستند و این خیلی خوب است که صحبت کردند و به شما آزار را گزارش دادند.به آنها گوش دهید و از آنها حمایت کنید، آنها احتمالا ناراحت بوده و به کمک و مشورت شما نیاز دارند نه انتقاد.سعی کنید داد نزنید تا احساس نکنند این خطای آنها بوده است ، داد زدن شما تنها احساس مقصر بودن در آنها ایجاد می کند و می ترسند که بگویند چه اتفاقی افتاده است.سوالاتی چون &quot;چرا این کار را انجام دادی&quot; نپرسید زیرا ممکن است مانع صحبت کردن آنها با شما شود.در مورد مشکل و فشارهایی که ممکن است به آنها وارد شود با انها صحبت کنید تا بتوانند درک کنند چه اتفاقی افتاده است.به آنها اطمینان دهید که شما می توانید و به آنها کمک خواهید کرد، با آنها در مورد کمک هایی که می خواهید بکنید صحبت کنید.به آنها یادآوری کنید که اگر برای گفتگوی مستقیم با شما راحت نیستند، می توانند با افراد بزرگسال مورد اعتماد دیگر هم صحبت کنند.</description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Mon, 27 Apr 2020 03:46:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آگاهی جوانان و پیش گیری از ایدز</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%B2-g0fjwevhquaa</link>
                <description>در سراسر جهان، جوانان و نوجوانان، به دلیل نوع رفتارهای خود یکی از آسیب پذیرترین گروه ها در مقابل همه گیری بیماری ایدز هستند.آمارهای جهانی حاکی از آن است که بیش از نیمی از موارد ابتلا به ویروس ایدز در جوانان کمتر از 25 سال است. به گزارش مرکز پیش گیری و کنترل بیماری(CDC) از هر 5 تشخیص HIV جدید،یک مورد در بین جوانان 13 تا 24 سال است. با وجود اینکه تقریبا بیش از سه دهه از شیوع این بیماری می گذرد، همچنان بسیاری از جوانان، در مورد چگونگی شیوع این بیماری اطلاع دقیقی ندارند و هرگز باور ندارند که خودشان هم در معرض خطر هستند.آن عده از جوانان نیز که درباره ی HIV اطلاعاتی دارند، به دلیل عدم مهارت، نبود حمایت و فقدان امکانات لازم برای انجام رفتارهای صحیح اکثرا در مقابل ویروس ایدز از خود مراقبت نمی کنند.بدین جهت دهم آوریل هرسال،روز آگاهی دادن به جوانان درباره HIV/AIDS است. ایدز نوعی بیماری مزمن است که براثر ویروس HIV معروف به «ویروس نقص ایمنی اکتسابی» به‌وجود می‌آید. صرف نظر از سن ابتلا، بعد از این که ویروس وارد بدن شد مسیر تقریباً مشخصی را طی می کند.ویروس وارد بدن می شود، تكثیر شده و به طور تدریجی سیستم ایمنی را تا جایی ضعیف می کند که ، توانایی فرد مبتلا در مقابله با ارگانیسم‌های عامل بیماری دچار اختلال می شود.مراحل مختلفي از زمان ورود ویروس و ایجاد مرحله پیشرفته ی بیماری که به آن ایدز مي گوییم وجود دارد که به طور متوسط 5 تا 10سال طول مي کشد. از فاصله زمانی بین ورود ویروس به بدن تا مثبت شدن تست آزمایشگاهی حدود 1 تا 3 ماه و گاهی تا 16 ماه (که به آن دوران پنجره گویند) و از فاصله بین آلودگی به ویروس تا مرحله ایدز بین 3 ماه تا 10 سال متغیر است. بنابراین فرد آلوده به ویروس در مراحل اولیه، ممکن است مدت ها سالم بوده و سال ها وارد مرحله بیماری ایدز نشود.اما وقتی HIV، سیستم ایمنی بدن را به حدی ضعیف کند که دیگر فرد نتواند در مقابل بیماری هایی که به طور عادی آنها را مهار کرده، محافظت نماید، فرد به مرحله ای از بیماری می رسد که به آن، ایدز می گویند.دهم آوریل هرسال،روز آگاهی دادن به جوانان درباره HIV/AIDS است. ویروس HIV از طرق زیر منتقل نمی شود:انتقال HIVشبیه به انتقال سایر عوامل بیماری زای مسری نیست، بدین معنا که از راه تعاملات ارتباطی یا از راه هوا منتقل نمی شود. هیچکس از طریق معاشرت اجتماعی در خطر انتقال HIV نیست.  اچ آی وی ،ویروسی نیست که به راحتی از فردی به فرد دیگر منتقل شود و یا بیرون از بدن به مدت زیادی زنده بماند. بنابراین نمی تواند از راه ارتباط عادی روزانه ی افراد حتی با فرد بیمار در منزل، محل کار و در اجتماع انتقال یابد.آنچه که مسلم است این است که HIV از هیچکدام از این راه ها منتقل نمی شود:از راه دست دادن، بغل کردن و در آغوش گرفتن، روبوسي (و نه حتی بوسه عمیق)، عطسه و سرفه، استفاده از توالت و حمام مشترك، استفاده از ظروف غذاخوری مشترک، استفاده از استخر عمومی، نیش حشرات. ویروس HIV عملا ویروس ضعیفی است که نمی تواند به مدت زیادی در خارج از بدن زنده بماند. به همین سبب بسیار بعید است که از راه یک سوزن یا سرنگ دور انداخته شده در یک محل عمومی منتقل شود .اچ آی وی نمی تواند از راه ارتباط عادی روزانه ی افراد حتی با فرد بیمار در منزل، محل کار و در اجتماع انتقال یابد.چگونگی انتقال HIV :برای مبتلاشدن به HIV باید خون، منی یا مایع واژن آلوده به ویروس وارد بدن شود.راه‌های انتقال این بیماری بدین شرح است:رابطه‌ی جنسی پرخطر یا محافظت نشده. هر نوع رابطه‌ی جنسی (واژنی، دهانی، مقعدی) بدون استفاده از کاندوم با فرد مبتلا چنان‌ که خون، منی یا مایع واژن فرد مبتلا وارد بدن دیگری شود بیماری را انتقال می‌دهد. ویروس از طریق زخم‌های دهانی، بریدگی‌های واژنی یا مقعدی در طول رابطه‌ی جنسی وارد بدن می‌شود.تزریق خون. در برخی از موارد ویروس از طریق تزریق‌های خونی انتقال می‌یابد. هم‌اکنون بیمارستان‌ها و بانک‌های خونی منابع خونی را ازلحاظ عدم وجود ویروس HIV بررسی می‌کنند در نتیجه خطر ابتلا از این طریق بسیار کاهش یافته است.سرنگ مشترک.ویروس HIV  ممکن است از طریق سرنگ آلوده به خون انتقال یابد. لوازم تزریق مواد مخدر مشترک فرد را در معرض خطر شدید مبتلاشدن به HIV و سایر بیماری‌ها از جمله هپاتیت قرار می‌دهد.انتقال از مادر به کودک. مادر مبتلا می‌تواند در دوران بارداری، زایمان یا شیردهی کودک خود را نیز مبتلا کند. اما اگر در طول دوران بارداری معالجات لازم را انجام دهد، خطر ابتلای کودک خود را تا حدچشم‌گیری کاهش می‌دهد.عوامل خطرآفرین :نخستین بار که ایدز HIV / AIDS در کشور امریکا شناخته شد، آشکارا علائم آن در مردان هم‌جنس‌گرا نمایان شد.با وجود این، اکنون این بیماری به‌وضوح بین افراد غیرهم‌جنس‌گرا نیز شایع شده است و صرف‌نظر از نژاد، جنس، سن و تمایلات جنسی افراد می‌تواند منتقل شود. عوامل مهمی که فرد را در معرض خطر جدی ابتلا به این بیماری قرار می‌دهد بدین شرح است: روابط جنسی محافظت‌نشده یا رابطه ی جنسی بدون استفاده از کاندوم.خطر ابتلا به این بیماری در رابطه‌ی جنسی مقعدی بیش‌تر از رابطه‌ی واژنی است. هم‌چنین شرکای جنسی متعدد بالطبع فرد را در معرض خطر بیش‌تری قرار می‌دهد. ابتلا به بیماری‌های جنسی دیگر. بسیاری از بیماری هایی که از طریق رابطه ی جنسی منتقل می‌شوند سبب بروز زخم‌هایی در ناحیه‌ی تناسلی می‌شوند که در واقع این زخم‌ها دروازه‌ی ورود HIV به بدن‌ اند.استفاده از مواد مخدر تزریقی. افرادی که داروهای مخدر تزریقی مصرف می‌کنند غالباً از سوزن مشترک استفاده می‌کنند که این امر آن‌ها را در تماس با خون سایر افراد قرار می‌دهد.  رابطه ی جنسی بدون استفاده از کاندوم،خطر ابتلا به بیماری HIV را افزایش می دهد. پیشگیری :اگرچه تاکنون درمانی برای ایدز کشف نشده است و هم‌چنین واکسنی نیز برای پیشگیری از ابتلا به آن وجود ندارد. ولی امکان پیشگیری از ابتلا به این بیماری وجود دارد. به این منظور افراد باید اطلاعات شخصی‌شان را در مورد این بیماری بالا ببرند.بیماری ایدز قابل پیشگیری است و معمولاً از طریق آزمایش خون یا بزاق دهان و آزمون حضور پادتن ضد ویروس ایدز تشخیص داده می‌شود.  تشخیص زودهنگام باعث می‌شود برای جلوگیری از سرایت این ویروس به سایر افراد، هرچه سریع‌تر اقدامات احتیاطی انجام ‌شود. هم‌چنین شواهد بسیاری نشان می‌دهد که درمان‌های به‌موقع مزیت‌های فراوانی برای بیمار دارد:درصورت تشخیص بهنگام، روند بیماری با دارو قابل کنترل است، زندگی و طول عمر نسبتا طبیعی برای فرد مبتلا با تشخیص بهنگام و مصرف دارو ایجاد می شود.بنابراین صحبت کردن والدین، معلمان، پزشکان و سایر بزرگسالان در مورد HIV و سلامت جنسی با جوانان مهم ترین اقدام در پیشگیری از این بیماری است.بیماری ایدز قابل پیشگیری است و معمولاً از طریق آزمایش خون تشخیص داده می‌شود. با نوجوان خود در موردHIV صحبت کنید :نوجوانان در مدرسه از دوستان ،از تلویزیون، اینترنت در مورد HIV مطلع می شوند. آن ها معمولاً  اطلاعات ابتدایی و کلی دارند با این وجود ممکن است آنچه که می دانند ناصحیح باشد و همچنین بسیاری از نوجوانان علاقه مندند تا بیشتر بدانند.نوجوانان نیاز به اطلاعات صحیح و متناسب با سنشان دارند. شامل: بیماری HIV چیست و چگونه انتقال می یابد.چگونه می توان از خود در برابر آن محافظت کرد.کجا می توان آزمایش ایدز انجام دادتفاوتHIV و ایدز چیست.چگونه باید با والدین و شرکای جنسیشان درباره HIV صحبت کنند.طریقه استفاده صحیح از کاندوم چیست.تصمیم گیری صحیح در مورد فعالیت جنسی به چه صورت است.با توجه به آنچه گفته شد،والدین  نقش مهمی در آگاهی بخشی به نوجوان دارند. تحقیقات مرکز کنترل و پیش گیری بیماری(CDC) نشان داده که صحبت کردن به موقع و واضح درمورد سلامت و روابط جنسی، با فرزندان بسیار مهم است.صحبت کردن مداوم در مورد رابطه جنسی، بیماری های جنسی و جلوگیری از بارداری می تواند به نوجوانان کمک کند که برای داشتن روابط جنسی تصمیمات مسئولانه تری بگیرند.به‌منظور پیشگیری از گسترش این بیماری باید به نکات زیر توجه کرد:استفاده از کاندوم در هر بار رابطه‌ی جنسی : اگر نمی‌دانید شریک جنسی‌تان مبتلا به ایدز است یا نه در هر بار رابطه ی جنسی( دهانی، مقعدی و واژنی) از کاندوم استفاده کنید.مطلع‌کردن شریک جنسی از ابتلا به این بیماری : برای هر شخص این مسئله‌ای بسیار مهم است که بداند شریک جنسی‌اش مبتلا به ایدز است یا نه. شریک شما اگر به این ویروس مبتلا شده باشد، به آزمایش و معالجه نیاز دارد. هم‌چنین باید از وضعیت HIV خود مطلع باشد تا ناقل آن به دیگری نباشد.استفاده از سرنگ غیرآلوده : اگر از سرنگ برای تزریق مواد مخدر و یا دارو استفاده می‌کنید، از استرلیزه‌بودن آن اطمینان حاصل کنید و نیز آن را با دیگری به اشتراک نگذارید.از برنامه‌های تعویض سرنگ بهره ببرید و برای استفاده‌ی دارویی خود از آن‌ها کمک بگیرید.مراقبت‌های پزشکی ویژه و سریع در صورت حامله‌بودن: اگر HIV مثبت دارید، امکان دارد این ویروس را به کودک خود منتقل کنید. اما اگر درمان‌های دوره‌ی بارداری را به‌خوبی انجام دهید، به احتمال دوسوم خطر ابتلای کودک خود را کاهش داده‌اید.ختنه‌کردن مردان: بنابر شواهدی ختنه‌کردن خطر ابتلا به HIV را کاهش می‌دهد.در نتیجه مهم ترین اقدام در پیش گیری از بیماری HIV ،آگاهی، آموزش در ارتباطات اجتماعی، تشویق به انجام آزمایش، پرهیز از قضاوت است که می تواند خطر ابتلا به HIV را در میان جوانان و نوجوانان کاهش دهد.  </description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Sat, 11 Apr 2020 03:46:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی خشونت خانگی در دوران قرنطینه</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B1%D9%86%D8%B7%DB%8C%D9%86%D9%87-uplhepkxz8ja</link>
                <description>خشونت خانگی پدیده جدیدی نیست که به تازگی در دوران مدرن به وجود آمده باشد بلکه از همان زمان تشکیل خانواده در جوامع سنتی به نحو بارزی وجود داشته است و همواره یکی از آسیب هاي خانواده از گذشته تاکنون بوده است.به گزارش سازمان بهداشت جهانی (WHO)، از هر سه زن یک زن و از هر هفت مرد یک مرد در جهان در طول زندگی خود خشونت خانگی را تجربه می كنند.تغییر و تحولات سلامت،اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی و بحران ها بر شدت خشونت های خانگی می افزاید. خشونت خانگی به معنی رفتار خشونت آمیز و سلطه گرانه یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای دیگر همان خانواده است. انجمن روان شناسی آمريکا، خشونت خانگی را زنجیره ای از آزارها می داند که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.کودکانی که شاهد خشونت والدین بوده اند یا خود در کودکی در معرض خشونت قرار داشتند در آینده با احتمال بیشتری به دیگران و اعضای خانواده ی خود اعمال خشونت می کنند و رفتار آنها تکرار الگویی است که در کودکی یاد گرفته اند. در نتیجه کودکانی که متعلق به خانواده هایی هستند که در آنها خشونت یک وسیله پذیرفته شده برای حل مشکلات است؛ احتمال بیشتری دارد که در بزرگ سالی در حل مسائل و بحران ها از خشونت استفاده کنند.با اینحال دلایل خشونت خانوادگی را نمی توان تنها به صورت پدیده ای تک بعدی در نظر گرفت، بلکه دلایل آن چندبعدی است و دامنه ی آن تا ساختار توزیع رابطه ی قدرت بین زن و مرد، تفاوت های اجتماعی و فرهنگی بین زنان ومردان درجامعه امتداد می یابد.شیوع کرونا و قرنطینه ی خانگی پیامدهایی از جمله افزایش خشونت های خانگی به همراه داشته است.افزایش خشونت خانگی و آزارها علیه زنان و کودکان ازجمله پیامدهای قرنطینه ی خانگی با شیوع کرونا است. طبق گزارش سازمان بهزیستی اختلافات خانوادگی در دوران کرونا رو به افزایش است و حدود سه برابر بیش تر از گزارش های خشونت پیش از کرونا است.بیکاری و مشکلات اقتصادی ناشی از بحران کرونا می تواند بر افزایش خشونت اثر مستقیم داشته باشد.خشونت در میان همه ی خانواده ها و سطوح اقتصادی و اجتماعی جامعه وجود دارد.اعمال خشونت و آزار به زنان لزوماً حمله فیزیکی یا تهدید نیست. بلکه مجموعه اي از رفتارها است كه فرد آزارگر برای كنترل رفتارها،احساسات و اعمال قدرت به کار می گیرد.در واقع خشونت خانگی می تواند:جسمانی،روانی یاکلامی، جنسی، مالی و محرومیت از نیازهای سلامت باشد.انواع آزار تجربه شده در کرونا توسط شخص قربانی عبارت است از :با شیوع کرونا فرد آزارگر ممکن است با دادن اطلاعات اشتباه به فرد قربانی،سعی در کنترل و ترساندن او داشته باشد.ممکن است صابون یا مواد ضدعفونی کننده را در اختیار او قرار ندهد. ارتباط او را با سایر دوستان و نزدیکان قطع کند و در صورت نیاز به خدمات پزشکی، فرد قربانی را از این خدمات محروم کند تا بتواند به خواسته ی خود برسد.اعمال خشونت  به زنان لزوماً حمله فیزیکی یا تهدید نیست. چرا برای فرد قربانی آزار، پذیرش اینکه خشونت خانگی را تجربه می کند سخت است؟افـرادی کـه مـورد خشـونت قـرار مـی گیرنـد،ممکن است به دلایل مختلفی در برابر آزار سکوت کنند یا تقاضای کمک را رد کنند، از جمله: پیش خود فکر می کنند که کسی حرف آنها را باور نمی کندممکن است احساس کنند که هیچ چیز برای کمک به آنها وجود ندارد آنها ممکن است فکر کنند به زودی این مسئله خاتمه می یابد  قادر به ترک کردن شرایط نیستند و یا نمی توانند از پس خودم برآینداز کمک و حمایت گرفتن بترسند ممکن است به بهبود رابطه امید داشته باشند   رفتارهای فرد آزارگر را خشونت به حساب نمی آورند آنها فکر می کنند خودشان مقصر هستند ممکن است انکار کنند که این اتفاق برای آنها روی داده استگاهی ممکن است رابطه برای مدتی خوب شده باشد و با دلایل آزارگر برای اعمال خشونت قانع شده باشند فردی که او را مورد آزار قرار داده است به شدت دوست دارند  ممکن است برای حفظ سرپناه برای کودکان خود و ترس از دست دادن آنها سکوت کنند علاوه برافزایش خشونت علیه زنان، قرنطینه، برخی از کودکان را مستقیم در معرض فرد آزارگر قرارداده است.در برخی از خانواده ها کودکان ممکن است مجبور شوند با بستگان یا اعضای نزدیک فامیل زندگی کنند که ممکن است آزارگران احتمالی کودک باشند.برای چنین کودکانی مدرسه و ساعت خارج از خانه ،دوری از فرد آزارگر بود.این کودکان جایی برای فرار ندارند و آزارهای آنها به جهت سکوت و نزدیک بودن نسبت آزارگر به کودک فوراً مشخص نمی شود.با افزایش بیکاری،استرس و نگرانی های والدین، احتمال افزایش سطح خشونت خانگی علیه کودکان نیز وجود دارد.والدین با نگرانی های بسیار در بحران ممکن است با شدت بیشتری نسبت به وضعیت عادی کودک را کتک بزنند و یا از او غافل شوند.غفلت از کودک به همراه تهدید به تنبیه یا تحقیر،توهین ،سرزنش و کتک زدن زمینه ای برای نزدیک شدن آزارگر به کودک فراهم می کند.قرنطینه، برخی از کودکان را مستقیم در معرض فرد آزارگر قرارداده است.از طرفی با وجودکرونا،افراد ممکن است فکر کنند که صحبت و گزارش در مورد خشونت خانگی موضوع مهمی نیست و کسی رسیدگی نمی کند یا خشونت بعد از مدتی پایان می یابد. این درحالی است که چرخه ی خشونت ادامه خواهد داشت و گزارش ندادن به شدت بر وضعیت قربانیان تأثیرمی گذارد. برای قربانیان مرد نیز نگرانی از قضاوت دیگران و دریافت برچسب ترسو و سایر استیگماهای اجتماعی که در برابر آزار مردان وجود دارد،مانع از گزارش می شود.اگر اقدام و گزارشی صورت نگیرد،خشونت بدتر خواهد شد و کودکان نیـز در خشـونت خانگـی آسـیب مـی بیننـد.بـه هیچ وجه کسـی سـزاوار مورد خشـونت قرار گرفتـن در هیچ رابطه ای و تحت هیچ شرایطی نمی باشـد. آسیب های روانشناختی خشونت بر افراد قربانی :قـرار گرفتـن طولانـی مـدت در فضایـی کـه خشـونت در آن صـورت مـی پذیـرد، مـی توانـد باعـث ایجـاد علائـم زیـر شـود:&quot; اضطراب ، ناراحتی،ترس، تمرکز ضعیف، اختلالات خواب، کم یا زیاد شدن اشتها، افسردگی، احساس ناامیدی تمایل به خشونت داشتن یا  افکاری از قبیل آسیب رساندن به خود یا خودکشی.&quot; خشـونت باید متوقـف و درمـان شـود. افراد قربانی باید بدانند، همـواره در پنـاه حمایـت قانـون قـرار دارند. بـه جـای هـر کار دیگـری بهتـر اسـت بـه متخصصـان مراجعـه کننـد.چرخه ی خشونت ادامه خواهد داشت و گزارش ندادن به شدت بر وضعیت قربانیان تأثیرمی گذارد. راهکارهای مقابله با خشونت:اولین هدف در ارتباط بودن با یک مشاور یا متخصص برای راهنمایی است ( خط تلفن 1480 بهزیستی با عنوان صدای مشاور به مشاوره و راهنمایی می پردازد). با امن کردن بخشی از خانه،به طوری که هیچ ابزاری که بتواند به عنوان سلاح استفاده شود در آن نباشد،می توانند وقتی بحث شروع شد به آن مکان بروند. ارتباط خود را با افراد نزدیک امن از طریق چت،تلفن و ... حفظ کنند. همچنین صحبت کردن با شخصی مورد اعتماد معمــولا بــه راه حل هــای بهتــری منجــر می شــود و فرد می تواند از او کمک بگیرد.در مقابل خشونت سکوت نکنید، اگر در همسایگی افرادی زندگی می کنند، از آنها بخواهید با شنیدن صدای دعوا و خشونت با زنگ زدن در یا تماس تلفنی در خشونت وقفه ایجاد کنند و یا با پلیس تماس بگیرند.با توقف کتک زدن کودک،مدیریت احساسات ناخوشایند خود،آموزش توانمند شدن کودک در برابر آزار را شروع کنید.بخشی از این آموزش شامل موارد زیر است :قوانین اندام خصوصیلمس خوب و بدرازخوب و بدنه گفتنکودک را تشویق کنید در مورد آزارها با بزرگ تر مورد اعتماد خود صحبت کند110 و 123 دو شماره ای است که باید به کودک آموزش بدهیم تا آزار را گزارش دهدهمچنین اگر ما آزارگری را در نزدیکی و همسایگی خود می شناسیم باید اطلاع دهیم. اگر معلم یا مربی کودک هستیم و در روزهای قرنطینه با کودک در ارتباط هستیم، می توانیم در کنار آموزش مفاهیم درسی، در مورد مراقبت خود در برابر آزارها با کودک گفت و گو کنیم تا دور از هم ، از هم مراقبت کنیم.در نهایت در برابر خشونت ها بی تفاوت نباشیم، اگر در همسایگی خود خشونتی را مشاهده می کنیم با 110 یا 123 تماس بگیریم و یا تلاش کنیم در اعمال خشونت وقفه ایجاد کنیم.  </description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Tue, 07 Apr 2020 23:36:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنهایی، بخشی از تجربه ی انسان بودن</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-odybl0esgfe3</link>
                <description>از خود به کجا شوی تو پنهاناز خود به کجا شوی گریزان« مسعود فرد منش »انسان در تمام تاریخ در حال دست و پنجه نرم کردن با مسایل و نیازهای خود بوده است و در هر دوره‌ای جواب متفاوتی به دغدغه های خود داده است. از ابتدای تولد تا لحظات پایانی زندگی، تنهایی همیشه دغدغه ای  همراه با انسان است.تقریباً همه ی انسان ها در برخی از زمان های زندگی خود احساس تنهایی می کنند. تنهایی جنبه ای به ظاهر اجتناب ناپذیر از تجربه انسان بودن است.تجربه ای که صرفاً به واسطه‌ی وجود داشتن و زنده بودن تجربه می‌شود.تنهایی بخشی از ما است که در کنار ما و همگام با ما در تمام دوره های زندگی همراهمان می آید.ما با تنهایی دنیا آمده ایم و به تنهایی از دنیا خواهیم رفت. بنابراین تنهایی، بخشی از ما است که همیشه هست اما ترجیح می دهیم که فکر کنیم نیست و از آن فرار می کنیم.این در حالی است که : فرار ما از تنهایی ، فرار از خودمان است.تنهایی بخشی از ما است که در کنار ما و همگام با ما در تمام دوره های زندگی همراهمان می آید انسان و تجربه ی تنهایی :تجربه احساس تنهایی در هر فردی متفاوت خواهد بود.تنهایی گاهی یک تجربه ی کاملاً ذهنی است که به تنها بودن ما بستگی ندارد. برخی از افراد تجربه های عمیق و مداومی از  تنهایی را تجربه می کنند که در درون آنها وجود دارد. تجربه ی تنهایی صرف نظر از وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ، دارا بودن مهارت های اجتماعی و تعداد دوستان،بر هر کسی تأثیر می گذارد.یکی از توصیف های رایج از تنهایی، احساسی است که وقتی انتظار ما از روابط راضی کننده نیست و نیاز ما برآورده نمی شود، آن را احساس می کنیم.در حالی که ممکن است برخی از افراد بدون ارتباط های بسیار با افراد دیگر، تنهایی را تجربه کنند یا برخی دیگر ممکن است ارتباطات اجتماعی زیادی داشته باشند، یا در یک رابطه یا بخشی از یک خانواده باشند و همچنان احساس تنهایی کنند. به ویژه اگر احساس کنند که اطرافیان آنها را درک نکرده یا از آنها مراقبت نمی کنند.  ممکن است برخی احساس کنند که دوست داشتنی نیستند یا دیگران آنها را دوست ندارند، تجربه تنهایی ممکن است بر اثر از دست دادن یک رابطه باشد ، بازنشستگی و از دست دادن ارتباطات اجتماعی در محل کار یا تغییر شغل و احساس جداشدن از همکاران باشد.افراد دیگری متوجه می شوند که در بعضی از مواقع از سال، مانند : نزدیک شدن به تعطیلات نوروز یا تولد تنهایی را  احساس می کنند. به هرحال :دلایل تنهایی در افراد مختلف بر اساس تجربه زیسته و سطح نیازهای برآورده شده و نشده ی آنها متفاوت است.افراد اگر احساس کنند که اطرافیان آنها را درک نکرده یا از آنها مراقبت نمی کنند ، تنهایی را بیشتر احساس می کنند.تنهایی و نیازهای اجتماعی :تنهایی یادآور گرایش ما به نیازهای اجتماعی است. در گذشته بقای ما به میزان ارتباط ما با دیگران بستگی داشت. ما شروع به توسعه مهارت هایی کردیم که به ما کمک کند تا درک کنیم افراد دیگر چه احساساتی دارند ، عملکردهای خود را بهبود بخشیدیم و گاه تغییر دادیم تا فرد یا افراد دیگری را راضی نگه داریم. رفتار ما به گونه ای تغییر کرد تا در یک گروه اجتماعی مورد پذیرش قرار گیریم، زیرا گروه ها به معنای تضمین بقای ما بودند. اما در قرن های بعد ، جهان تغییر کرد و افراد برای بقاء کمتر وابسته به یکدیگر شدند.افراد شروع به حرکت به جاهای دیگر کردند که شرایط بهتری برای بقاء داشتند. این امر منجر به تغییر وابستگی افراد از یکدیگر شد. ما شروع کردیم به جدا شدن از خود،احساساتمان و روابطمان. بیشتر اوقات، تنهایی به وضعیتی که باعث می شود تا ما از دیگران فاصله بگیریم و خود را از نظر عاطفی از آنها جدا سازیم تبدیل شد. این در حالی است که ما همچنان با گذشت زمان از نظر عاطفی با دیگران در ارتباط هستیم.ما نه تنها از دیگران بلکه از احساسات خود نیز فاصله گرفتیم در حالی که :فاصله گرفتن از احساسات و حتی بخش هایی از خودمان نیز در ما احساس انزوا ایجاد کرد.فاصله گرفتن از احساسات و حتی بخش هایی از خودمان نیز در ما احساس انزوا ایجاد کرد.تجربه ی تنهایی یا فرار از واقعیت :ظرفیت ما در مواجهه با واقعیت های زندگی محدود است؛ ما مدام با حقایقی روبه رو می شویم که فراتر از ظرفیت ما است و گاهی توان تحمل دیدن احساساتی که از واقعیت ها ی زندگی و روابط ما برخواسته می شود را نداریم .اینجاست که ذهن ما تلاش هایی برای گریز از مواجهه با واقعیت ها و تجربه احساساتی که دردناک است و بیدار شده انجام می دهد تا حقیقت درون و بیرون را تحریف کند. بنابراین تنهایی، به طور کلی یک احساس نیست؛ نتیجه ی تلاش و واکنش های ذهنی و رفتاری ما در گریز از احساسات، افکار و حقایق زندگی مان در برابر نزدیکی عاطفی است و ما نمی خواهیم آن را بررسی کنیم. وقتی ما تنهایی را کاوش می کنیم؛ آن روز ،روز غمگینی خواهد بود. زندگی گاهی ما را درتجربه هایی قرار می دهد که مجبور شویم با اتفاق هایی برخورد کنیم که مدام می خواهیم انکارش کنیم.گاهی افرادی تنهایی را در ما ایجاد می کنند که هیچ گاه فکر نمی کردیم بتوانند چنین کاری بکنند.همین که بدون دلیل محو شوند، خبر نگیرند و احساس خاص بودن را از ما بگیرند، آنها ما را در رابطه مان تنها کرده اند و درد شروع می شود. روزی که مجبور شویم با آن بخش دردآور توجه کنیم ؛ روزی غمگین خواهد بود. زندگی ما را چه آماده باشیم چه نباشیم در معرض تجربه ها قرار می دهد.تجربه هایی مملو از رو به رو شدن با تنهایی و ما راه دیگری برای رو به رو شدن نداریم. زندگی ما را چه آماده باشیم چه نباشیم در معرض تجربه ها قرار می دهد.پذیرش تنهایی :اجبارها و اتفاق ها ما را با تنهایی رو در رو می کند و فقط کافی است با تنهایی ارتباط برقرار کنیم. زمانی که تنهایی را بپذیریم و از تنهایی فرار نکنیم و زمانی که درد را بپذیریم ، پذیرش تنهایی شروع می شود.پذیرش درد در ما تغییر را ایجاد خواهد کرد. رابطه ی ما تغییر می کند و دیگر نیاز نداریم به آدم های متفاوت پناه ببریم. ما برای کم کردن تنهایی درونی خود به صمیمیت های عمیق دیگری احتیاج داریم، صمیمیت هایی که قرار نیست افراد شبیه توقع ها و آرزوهای ما شوند. رابطه هایی که به دور از نیاز و خواهش و ترس از دست دادن است.رابطه هایی عمیق، رابطه ای به دور از نیاز و خواهش و ترس از دست دادن است.ما با تنهایی خود چه می کنیم؟ چگونه می توانیم این موضوع را بپذیریم؟ بهترین راه این است که در رابطه های کنونی خود متمرکز شویم.اگر در رابطه ای به هر دلیلی راضی نیستیم، به جای به وجود آوردن احساس تنهایی از احساساتمان صحبت کنیم و توضیح دهیم نظرمان در مورد رابطه چیست. همین که توضیح ندهیم و برویم یعنی ایجاد تنهایی در افراد. ما در مقابل رابطه مان و احساسات افراد مسئول هستیم و حق نداریم آدم ها را بیشتر از آنچه تنها هستند ، تنهاتر کنیم. اگر بدانیم : همه ی ما باوجود تمام تفاوت ها ، دردهای مشترک داریم و شبیه به یکدیگر درد می کشیم ، درد تنهایی را برای یکدیگر اضافه نخواهیم کرد.</description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Tue, 25 Feb 2020 15:04:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا و تاثیرات روانشناختی بیماری</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-brylg21fzrw1</link>
                <description>هیچ کشور و شهری در جهان تا بدین لحظه گزارش نداده است که در برابر بیماری کرونا مقاوم است اما به حتم مدیریت در پیشگیری و کاهش این بیماری در تمام کشورهای جهان از اهمیت بسیاری برخوردار است. صحبت از بیماری کرونا ، روش های پیشگیری از ابتلا به بیماری، آمار مبتلایان و کشته شده گان و گوش به زنگی ما در برابر خبرهای مرتبط با ویروس کرونا نشان از این موضوع دارد که هر موقعیت یا موضوعی،تصادفی و غیرقابل کنترل مثل: بیماری ناشناخته، یک حالت ترس را در بدن ما ایجاد می‌کند. ناشناخته بودن ویروس کرونا حس عدم اطمینان و بلاتکلیفی ما را افزایش می دهد. گویی همه چیز در خارج از کنترل ما وجود دارد و به مراتب ترس و اضطراب ما بیشتر می شود. ازطرفی مغز تمایل دارد برموضوعات منفی، حوادثی که بقای ما را تهدید می کنند تمرکز یابد و به عبارتی مغز ما برای کشف خطر و رفع تهدیدات، سیم کشی شده است. با دریافت نشانه های خطر،ترس برای محافظت ما در برابر خطر فعال می شود.ناشناخته بودن ویروس کرونا حس عدم اطمینان ما و بلاتکلیفی را افزایش می دهد. واکنش های عاطفی ما در برابر ویروس کرونا :بااینحال واکنش های عاطفی  خواه ( اضطراب ، ترس از انتقال ، عصبانیت ، غم یا سرخوردگی) در موارد بحران کاملاً طبیعی است و نشانه ی آن است که مکانیسم های محافظ طبیعی بدن ما برای محافظت برانگیخته شده است.بدین جهت اضطراب در حد متوسط منجر می شود ما اقدامات احتیاطی مانند : انجام رفتارهای جستجوی سلامتی (شستن دست ها، پرهیز از دیدارهای غیر ضروری و... ) را انجام دهیم.از طرفی در مواقع بحران، سطح احساسات منفی افزایش پیدا می‌کند و این هیجانات، توانایی شناختی و عقلانی را تحت تاثیر قرار می دهد؛ هرچه موضوع ناشناخته تر و غیرقابل کنترل تر باشد، توجه به موضوعات و خبرهای منفی بیشتر جلب شده و به سختی می توانیم خبر واقعی را از خبر غیر واقعی تشخیص دهیم و نادیده گرفتن جنبه های مثبت خبر می تواند باعث تسریع و شدت ترس از حالت طبیعی شود.در این صورت اضطراب و ترس در ذهن ما بسیار بیشتر از واقعیت است که منجربه تجسم تمام راه هایی می شود که  ویروس کرونا می تواند منجر به مرگ ما شود. تاکنون بر اساس آخرین آمار جهانی گزارش شده موارد مبتلا به ویروس کرونا : 78،966 نفر، مرگ در اثر ابتلا به کرونا : 2،469 و موارد بهبود یافته : 23،418 نفر است .این درحالی است که مرگ ناشی از مشکلات تنفسی بر اثر بیماری آنفولانزا سالیانه 650000 است. ما آنفولانزا را خوب می شناسیم ، بنابراین ابتلا به آن ما را به وحشت نمی اندازد. ما اغلب نسبت به تهدیدهای آشنا واکنش نشان نمی دهیم.  درحالی كه ما از ویروس کرونا اطمینان و شناختی نداریم ؛&quot; اینکه تا چه اندازه گسترش می یابد یا چه زمانی واكسن یا درمان موثری برای آن پیدا می کنند &quot;به این خاطر ترس ما از ناشناخته بودن این ویروس بیشتر است و  قابل درک است که ما نگران هستیم و احساس قدرت نمی کنیم و این احساس ناتوانی است که باعث ترس می شود. اما وحشت کردن راهی مفید برای مقابله  نیست.ترس ما از ناشناخته بودن بیماری کرونا بیشتر است و  قابل درک است که ما نگران هستیم و احساس قدرت نمی کنیم .درهر صورت ویروس کرونا مانند تمام بیماری های ویروسی دیگر قابل پیشگیری و کنترل است. می توان پادزهر ترس و عدم اطمینان را شفافیت و اطلاع رسانی دقیق از منابع معتبر نام برد اما مشکل این استراتژی این است که ما در دوره ای از بی اعتمادی دولت و رسانه ها زندگی می کنیم و نتیجه ی آن ایجاد وحشت در رفتار گروهی است.جامعه، به نوبه خود می تواند منجر به حالت مبارزه برای بقاء در افراد شود.چنین غریزه های ابتدایی به زمان هایی برمی گردد که برای زنده ماندن ما باید در جستجوی مداوم خطر می بودیم. همان غرایز اولیه در بحران های امروزی ما فعال می شوند. ما بر روی ویروس بیش از حد تمرکز می کنیم و ترس از حالت طبیعی خود خارج می شود و به وحشتی غیرقابل کنترل تبدیل می شود. ما مدام علایم و نشانه ها را درون خود بررسی می کنیم و با کوچک ترین نشانه ای ترس ما را دربر می گیرد .ما به قدری ترسیده ایم که گاه به تلقین نشانه های بیماری می پردازیم.در حالی که هدف از ترس حفظ ما از خطر و در امان بودن  است ، اما تاثیرات منفی در جامعه و عدم اطمینان به خبرها و خدمات جامعه استرس را زیاد و ما را وارد یک مارپیچ نزولی و وحشت بر سر حفظ بقاء می کند.درهر صورت ویروس کرونا مانند تمام بیماری های ویروسی دیگر قابل پیشگیری و کنترل است. توصیه هایی برای مراقبت از خود در برابر اخبار ویروس کرونا : قرار گرفتن در معرض جریان مداوم از اطلاعات منفی، تلفات روانی زیادی را به همراه دارد. ما در زندگی پر از فناوری با اطلاعات بیشتر بمباران می شویم و دور شدن از آن دشوار است. بسیاری از گزارشات در مورد ویروس کرونا بی کیفیت و در واقع نادرست است که تفکر غیر منطقی را در ما افزایش می دهد.بنابراین در مورد نحوه دریافت اطلاعات خود در مورد ویروس کرونا (از رسانه ها و دوستان و خانواده) تأمل کنید. منبع چقدر معتبر است؟ آیا اطلاعات منطقی است؟ آیا واقعاً دقیق است؟ آیا می تواند در حال حاضر احساس نگرانی شما را بیشتر یا کمتر کند؟ اطلاعاتی را که می گیرید با طرح این سوال که چقدر منطقی و عاری از تعصب است ، سعی کنید به چالش بکشید. ممکن است محدود کردن ورودی خود به منابع اطلاعات مفید باشد یا آگاهانه فقط از رسانه ها و مراکز قابل اعتماد جستجو کنید. توجه به حقایق و تکیه بر منابع علمی اطلاعات بهترین راه برای حفظ و مدیریت احساسات است. بعد از اینکه تعریف درستی از بیماری کرونا و چگونگی ابتلا شدن به دست آوردیم بهتر است در خانواده به جای توجه بیشتر به آمار بیماران و فوت‌شده‌ها، به موارد بهداشتی توجه کنیم. و در مورد تمام کارهایی که می توانیم انجام دهیم تا سالم بمانیم گفت و گو کنیم. اگر نگرانی ما بیش از اندازه است؛ لیستی از دو ستون درست کنیم. در ستون اول ، مواردی را که می توانیم در مورد ویروس کرونا انجام دهیم و کنترل کنیم ، بنویسیم : همانطور که به ما گفته می شود اصلی ترین راه انتقال ویروس ها به شخص از طریق مایعات بدن مانند بزاق و مخاط است. در نتیجه پاسخ ها ساده است: این شامل استفاده از رفتارهای پیشگیرانه &quot;مانند :شستن دستان ، پوشاندن دهان در هنگام عطسه یا سرفه و به هنگام غذا خوردن است، از تماس نزدیک با افرادی که علایم سرماخوردگی دارند جلوگیری کنیم و اگر خودمان احساس کسالت و سرماخوردگی داشتیم در خانه بمانیم و حواسمان به خواب مناسب که بر سیستم ایمنی ما تاثیر می گذارد؛ باشد.&quot;در ستون دوم ، مواردی را یادداشت کنیم که نمی توانیم در مورد ویروس کرونا کنترل کنیم.بانوشتن و جدا کردن این موارد ممکن است ببینیم که ما وقت و انرژی زیادی را در مورد چیزهایی که نمی توانیم کنترل کنیم صرف می کنیم و همین می تواند در نگرانی بیش از حد ما نقش داشته باشد. از طرفی موارد لیست را به خود یادآوری کنیم تا تلاش ها و افکار خود را بر روی آنچه می توانیم برای کنترل تهدید و محافظت از خود انجام دهیم متمرکز کنیم.توجه به حقایق و تکیه بر منابع علمی اطلاعات بهترین راه برای حفظ و مدیریت احساسات است. در مورد ضدعفونی خانه هم نیازی نیست کل خانه را هرروز و بیش از حد ضدعفونی کنیم،حواسمان به افکار و رفتارهای وسواسی که ناشی از اضطرابمان است باشد.تنها اگر عضوی از خانواده بیمار شد، کافی است فضاهایی در خانه که فرد بیمار بیشتر در تماس است مثل : دست شویی ، دستگیره های در و شیرهای آب را ضدعفونی کنیم.توصیه هایی به والدین : والدین و مراقبان باید آگاه باشند که این وضعیت و نگرانی ، اضطراب و ترس آنها ممکن است بر کودکان تأثیر بگذارد. ما می دانیم که کودکان اطلاعات را از اخبار، رسانه های اجتماعی و مباحثی که بزرگسالان در اطرافشان دارند جذب می کنند. والدین و مراقبان ممکن است نیاز باشد که به فرزندان خود با دقت توضیح دهند که چرا نمی توانند به مدرسه بروند. صداقت با کودکان و صحبت در مورد بیماری و روش های پیشگیری متناسب با درک و سن کودک می تواند بهترین راه برای کمک به آنها در برخورد با شرایط بحرانی باشد.صحبت با کودکان، به آنها کمک می کند تا تصورنکنند که اوضاع بد، ترسناک و کشنده است یا حتی خود را از مبتلا شدن به سرماخوردگی سرزنش کنند. اشتراک اطلاعات نشان می دهد که ما به آنها اعتماد داریم و برای ما مهم هستند و برای آنها ارزش قائل هستیم ،که می تواند رعایت اصول پیشگیری را در آنها را تقویت کند.سعی کنید کودکان را با جزئیات بیش از حد زیاد بمباران نکنید. مقدار کمی از اطلاعات را ارائه دهید ، صبر کنید و سپس اگر مجدد در مورد بیماری سوال داشتند پاسخ دهید.صحبت باکودکان می تواند رعایت اصول پیشگیری را در آنها را تقویت کند.بحران و نگرانی از آینده :در شرایط بحرانی، ما خودمان را نگران آینده و شرایطی که هیچ کنترلی بر آن نداریم تصور می کنیم و اضطرابمان بیشتر می شود.&quot; اگر خانواده مان یا دوستانمان مریض شوند چه اتفاقی می افتد ؟ اگرخدمات بیمارستانی برای  بیماران مبتلا کافی نباشد چه ؟ &quot; و هزاران اگرهای دیگر که می تواند در ما غم، ترس، خشم را ایجاد کند. بنابراین مهم است که سعی کنیم تا بر روی آنچه که در اینجا و همین حالا اتفاق می افتد تمرکز کنیم. بهتر است که  با تقسیم روز خود به کارهای کوچک تر این کار را عملی کنیم و یا یک یا دو فعالیت را انتخاب کنیم و تمرکز خود را از اخبار بیماری برای ساعاتی دور نگه داریم.انجام  فعالیت بدنی و ورزشی در کاهش نگرانی ما کمک کننده خواهد بود ، در کنار حرکات کششی می توانیم تمرین تنفس و آرمیدگی را با شدت یافتن استرسمان انجام دهیم.ما بیش از هر زمان دیگری برای مدیریت خود و شرایط پیش آمده به آرامش نیاز داریم.احساساتی که در شما در حال تجربه شدن است را ببینید و پیام احساسات را بشنوید&quot; چه چیزی در شما این احساس را بیدار کرده است؟ به چه چیزی فکر می کنید ؟ تمایل رفتاری شما چیست ؟ چه کاری در کنترل شما است و می توانید انجام دهید ؟&quot; با بررسی این موارد بدون انکار و سرکوب احساس با پذیرش آنچه در درون شما تجربه می شود.کمک کننده خواهد بود تا در عوض انکار و تجربه ی اضطراب آرامشی بیشتر داشته باشید.افراد دارای استرس مداوم بیشتر مستعد ابتلا به برخی بیماری های عفونی و ویروسی هستند. نقش استرس در ابتلا به بیماری :آرامش خود را حفظ کنیم،حفظ آرامش به انجام تمرین های تنفسی در رو به رو شدن با استرس کمک کننده خواهد بود.برخی از افراد ممکن است برای مهار استرس به انکار اهمیت و توجه به اقدامات پیشگیرانه بپردازند و موارد بهداشتی را رعایت نکنند. این شیوه مناسبی برای مقابله با ویروس کرونا نیست و با بی توجهی و عدم رعایت بهداشت می‌توانیم به خود و دیگران لطمه بزنیم.برخی دیگر نیز ممکن است زندگی خود را تعطیل کنند و با دوری گزیدن از اجتماع با این بیماری به مقابله بپردازند، در حالی که این روش کارآمدی نیست، ما باید نسبت به این ویروس و روش انتقال آن آشنا شویم و راه های پیشگیری را انجام دهیم تا بتوانیم استرس و نگرانی خود را کنترل کنیم.استرس فراتر از حالت طبیعی احتمال ابتلا به بیماری را افزایش می دهد. افراد دارای استرس مداوم بیشتر مستعد ابتلا به برخی بیماری های عفونی و ویروسی هستند. توجه به این نکته حائز اهمیت است كه میزان استرس با توجه به تفاوت های فردی متفاوت است بنابراین ، وضعیتی که باعث ایجاد استرس قابل توجه ای برای یک شخص می شود ممکن است تأثیر یکسانی برای شخص دیگری نداشته باشد.بدن به هنگام تجربه ی استرس مواد شیمیایی به نام &quot;هورمون های استرس&quot; را ترشح می کند. افزایش مداوم هورمون های استرس می تواند منجر به سرکوب گلبول های سفید سیستم ایمنی بدن شود و منجر به افزایش خطر ابتلا به بیماری گردد. سیستم ایمنی سازگار به دلیل ادامه سطح بالای هورمون های استرس سرکوب می شود.در نتیجه، بدن در بهبود زخم ها کندتر عمل می کند و قادر به تولید آنتی بادی نیست و مستعد ابتلا به عفونت های ویروسی است. این تأثیرات در افراد مسن که سیستم ایمنی بدن آنها ضعیف تر است،حتی بیشتر مشهود است. یکی دیگر از پیامدهای استرس مزمن فعال سازی ویروس های نهفته است. با افزایش سن، سیستم ایمنی در حال ضعیف شدن است. در نتیجه، افراد مسن کم تر قادر به مقابله با ویروس ها هستند. راهی که بدن  برای مبارزه با کرونا به کار می گیرد،باعث می شود پروتئین هایی به نام آنتی بادی ساخته شود که سلول های غیر طبیعی یا خارجی را از بین می برد. آنها به رفع بیماری های شایع مانند آنفولانزا یا سرماخوردگی کمک می کنند و از ما در برابر بیماری های عمده مانند ویروس کرونا، سرطان یا بیماری های قلبی محافظت می کنند.بنابراین مدیریت روزانه استرس عاقلانه است و نکته اصلی سلامتی سیستم ایمنی قوی است. اگر سیستم ایمنی ضعیفی داشته باشیم مستعد ابتلا به سرماخوردگی ، آنفولانزا و سایر مشکلات هستیم.با توجه به آنچه گفته شد :ما همگی می توانیم نه تنها از سلامت جسمی و روانی خود بلکه از سلامت روانی و جسمی جامعه ای که در آن زندگی می کنیم با آگاهی و پیشگیری محافظت کنیم.ابتلای ما به بیماری کرونا به معنای پایان زندگی ما نخواهد بود ، با مراقب از یکدیگر و با حفظ اصول بهداشتی می توانیم بحران کرونا را پشت سر بگذرانیم.</description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Mon, 24 Feb 2020 00:13:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودکشی یا انسان رو در رو با خود</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF-qiowuogzypjw</link>
                <description>اغلب تصور اینکه چه چیزی باعث شده است که یک دوست ، عضوی از خانواده یا افراد مشهور اقدام به خودکشی کنند، دشوار است. ممکن است دلایل و نشانه های واضحی وجود نداشته باشد و تعجب کنیم که چه سرنخ هایی را از دست داده ایم. رفتارهای خودکشی پیچیده است، معمولا توضیح مشخصی در این مورد که چه عواملی باعث خودکشی می شود؟ چرا بسیاری از مردم به زندگی خود پایان می دهند ؟ آیا این به دلیل فقر؟ بیکاری؟ از دست دادن روابط؟ یا به دلیل افسردگی است یا سایر اختلالات روانی جدی؟ آیا خودکشی نتیجه ی عمل تکانشی یا ناشی از اثرات الکل یا مواد مخدر است؟ وجود ندارد.سؤالات بسیاری وجود دارد، اما پاسخ به آنها ساده نیست و هیچ عامل واحدی برای توضیح به این سوال &quot; چرا افراد خودکشی می کنند؟ &quot; وجود ندارد. هیچ کس واقعاً نمی داند. کارشناسان هرگز با افرادی که خودکشی کرده اند، صحبت نکرده اند. آنها فقط با کسانی که قصد خودکشی دارند یا از آن جان سالم به در می برند، صحبت می کنند.هیچ عامل واحدی برای توضیح به این سوال &quot; چرا افراد خودکشی می کنند؟ &quot; وجود ندارد.اما اغلب، بسیاری از عوامل ترکیب می شوند تا منجر به تصمیم به خودکشی شوند. رفتار خودکشی یک پدیده پیچیده است و تحت تأثیر چندین عامل شخصی ، اجتماعی ، روانشناختی ، فرهنگی ، بیولوژیکی و زیست محیطی قرار دارد. معمولاً ، چندین عامل خطر به صورت تجمعی عمل می کنند و آسیب پذیری فرد را نسبت به رفتار خودکشی افزایش می دهد.هیچ عامل واحدی برای توضیح به این سوال &quot; چرا افراد خودکشی می کنند؟ &quot; وجود ندارد.به گزارش سازمان بهداشت جهانی هر سال ، در حدود  800000  نفر یعنی هر ۴۰ ثانیه یک نفر به علت خودکشی در سطح جهان جان خود را از دست می دهند. رفتار خودکشی به طیف وسیعی از رفتارها اشاره دارد که شامل فکر کردن در مورد خودکشی، برنامه ریزی برای خودکشی، اقدام به خودکشی و خودکشی است. رایج ترین روش خودکشی در یک جامعه توسط افراد آن جامعه مشخص شود و از یک جامعه ای به جامعه ی دیگر متفاوت است و با گذشت زمان می تواند به سرعت تغییر کند. برخی از افراد روزها ، هفته ها یا سال ها پیش از اقدام به خودکشی در مورد آن برنامه ریزی می کنند و برخی دیگر بر اساس عمل تکانشی و بدون قصد قبلی به زندگی خود خاتمه می دهند. خودکشی،مرگ توسط خود فرد همراه با شواهد آشکار یا پنهان مبنی بر قصد فرد برای مردن است.افراد در همه جنس ها، سنین، قومیت ها، فرهنگ ها و سطوح اقتصادی و اجتماعی مختلف می توانند در معرض خطر خودکشی باشند اما برخی از گروه ها در معرض خطر بیشتری نسبت به سایرین قرار دارند. مردان تقریباً چهار برابر بیشتر از زنان خودکشی می کنند. با این حال ، زنان بیشتر از مردان ابراز افکار خودکشی و اقدام به خودکشی غیر مرگبار می کنند. خودکشی دومین علت مرگ در گروه سنی 2۹-15 ساله، پس از حوادث جاده ای است. اکثر خودکشی ها بین سنین 35 تا 64 سال روی می دهد. میزان خودکشی در بین مهاجرین و پناهندگان بالاتر است و .... با این حال هرکسی می تواند در معرض اقدام به خودکشی قرار گیرد.خودکشی دومین علت مرگ در گروه سنی 2۹-15 ساله، پس از حوادث جاده ای است.هر مرگ ناشی از خودکشی یک فاجعه شخصی است که زندگی یک فرد را می گیرد و دارای یک اثر موج دار و مصیبتی است که تأثیر چشمگیری بر زندگی خانواده ها ، دوستان و همکاران می گذارد. خودکشی تقریباً همیشه سوالات اضطرابی را در بین اعضای خانواده و دوستان باقی می گذارد. &quot; چه چیزی باعث شد من او را از دست بدهم ؟ چه کاری می توانستم انجام دهم؟ &quot; و  پاسخ ها هیچ موضوع مشخصی را روشن نمی کند. موضوعاتی که منجر به خودکشی هر فرد می شود متفاوت است. مانند اکثر رفتارهای انسانی ، خودکشی یک عمل چند وجهی است. افراد، اغلب امیدوارند که پاسخی در مورد چرایی خودکشی بدست آورند. این در حالی است که خودکشی ، شامل زنجیره ای از وقایع است که یک متخصص آن را &quot;سرگیجه در تنوع دلایل&quot; می نامد. به همراه تنوع سنین، حرفه ها، شخصیت و جنسیت است.معمولا اثری از افسردگی در بسیاری از موارد خودکشی به چشم می خورد. اما همه قربانیان خودکشی افسرده نبودند و همه ی افراد مبتلا به افسردگی خود را نمی کشند. بنابراین افسردگی را نمی توان به سادگی به عنوان  عامل اصلی و کافی اقدام به خودکشی در نظر گرفت بلکه انتظار می رود که ناامیدی به عنوان شاخص قابل توجهی بهتر از افسردگی در شدت ایده خودکشی و میزان بیزاری بیمار از زندگی مورد توجه قرار گیرد.همه قربانیان خودکشی افسرده نبودند و همه ی افراد مبتلا به افسردگی خود را نمی کشندبرینگ گزارش می دهد: &quot;حدود 43 درصد از رفتارهای خودکشی در بین جمعیت عمومی را می توان با ژنتیک توضیح داد ، در حالی که 57 درصد باقی مانده مربوط به عوامل محیطی است. &quot;داشتن یک پیش بینی ژنتیکی برای خودکشی ، همراه با توالی خاصی از عوامل محیطی زندگی فرد ، باعث می شود كه برخی از افراد سعی كنند درد زندگی را با خودکشی متوقف کنند. بعضی اوقات افراد اقدام به خودکشی نمی کنند تا بمیرند ، بلکه به این دلیل که آنها نمی دانند چگونه می توانند کمک بگیرند. اقدام به خودکشی می کنند و این اقدام فریادی برای توجه نیست بلکه فریادی برای کمک است. اگرچه خودکشی غالباً غیرقابل پیش بینی به نظر می رسد ، اما می توان آن را متوقف کرد و قابل پیش گیری است.چگونه می توانیم بفهمیم چه کسی به خودکشی فکر می کند؟اساس هرگونه واکنش مؤثر در پیشگیری از خودکشی، شناسایی عوامل خطر خودکشی و مداخلات مؤثر ضروری است زیرا می توانند عوامل خطر را کاهش دهند.همیشه نمی توان به طور قطعی گفت که آیا کسی اقدام به خودکشی می کند یا نه. اما تعدادی از علائم هشدار دهنده می توانند نشان دهند که فرد ممکن است به خودکشی فکر کند یا نه.اما همه این علائم را نشان نمی دهند.همچنین باید به خاطر داشته باشید که صرف فکر کردن در مورد خودکشی به طور خودکار منجر به تلاش و اقدام به خودکشی نمی شود. علاوه بر این ، این &quot;علائم هشدار دهنده&quot; همیشه به معنای این نیست که کسی قصد خودکشی دارد اما بهتر است این علائم را جدی بگیرید. صحبت صریح درمورد افکار خودکشی و دور نگه داشتن افراد از ابزارهای کشنده می تواند جان افراد را نجات دهد. به این ترتیب ، اگر کسی را می شناسیم که هر یک از علائم زیر را نشان می دهد ، بهتر است آنها را ترغیب کنیم تا در اسرع وقت با یک متخصص درمانگر صحبت کنند.صحبت صریح درمورد افکار خودکشی و دور نگه داشتن افراد از ابزارهای کشنده می تواند جان افراد را نجات دهد. ترکیبی از عوامل فردی ،زیستی، ارتباطی، اجتماعی، روانشناختی و اقتصادی در خطر خودکشی نقش دارد. عوامل خطر آن خصوصیات مرتبط با خودکشی هستند که ممکن است علت مستقیمی نباشند. همه ی این عوامل می توانند در تعامل باشند تا فرد به سمت افکار یا رفتارهای خودکشی سوق یابد.چندین عامل خطر معمولاً با هم عمل می کنند تا آسیب پذیری در برابر رفتار خودکشی را افزایش دهند. سازمان بهداشت جهانی این موارد را در گروه های مختلف زیر طبقه بندی کرده است:عوامل خطر اقدام به خودکشی :بیماری های روانی :در حالی که عوامل بسیاری وجود دارد که می تواند در تصمیم گیری فرد برای خودکشی تأثیر بگذارد ، اما شایع ترین بیماری روانی که می توان نام برد ، افسردگی شدید است.افسردگی باعث می شود افراد احساس درد عاطفی بزرگ و از بین رفتن امید داشته باشند.سایر بیماری های روانی علاوه بر افسردگی نیز می توانند در خودکشی نقش داشته باشند. به عنوان مثال ، فرد مبتلا به اسکیزوفرنی یا بیماری های دیگری که روان پریشی ایجاد می کنند ممکن است در حال شنیدن صداهایی باشد که به آنها دستور می دهد خود را بکشند. اختلال دوقطبی، بیماری که در آن فرد دوره های متفاوتی از خلق و خوی بالا و پایین را تجربه می کند ، همچنین می تواند خطر فرد را برای خودکشی افزایش دهد.اختلال شخصیت مرزی یکی دیگر از شرایطی است که میزان خودکشی بالایی دارد. اختلالات خوردن، از جمله بی اشتهایی و بولیمی، نیز با خودکشی میزان مرگ و میر بالایی دارند.همچنین  هر کسی که مشکلات روان را تجربه نمی کند ، امکان دارد اقدام به خودکشی کند در نتیجه درد عمیق عاطفی غالباً نقش مهمی در رفتار خودکشی و خطر خودکشی دارد.استرس آسیب زا :فردی که یک تجربه آسیب زای از جمله آزار جنسی در دوران کودکی، تجاوز جنسی، آزار جسمی یا آسیب های زندگی در شرایط جنگی را داشته است، حتی در سال های زیادی پس از این ضربه، در معرض خطر خودکشی قرار دارد.تشخیص اختلال استرس پس از سانحه(PTSD) یا چندین مورد تروما، خطر را بیشتر می کند. این امر تا حدی به این دلیل است که افسردگی پس از تروما در بین مبتلایان به PTSD رایج است و باعث احساس ناتوانی و ناامیدی می شود و می تواند منجر به خودکشی شود.افسردگی پس از تروما باعث احساس ناتوانی و ناامیدی می شود و می تواند منجر به خودکشی شود.استفاده از مواد و الکل :مواد مخدر و الكل همچنین می توانند در كسی كه افکار خودكشی دارد، تأثیر بگذارد و باعث می شود آنها احساس تحریک کنندگی بیشتری به اقدام داشته باشند در مقایسه با حالت هوشیاری و به آن عمل كنند. میزان مصرف مواد و مصرف الکل در بین مبتلایان به افسردگی و سایر اختلالات روانی نیز بیشتر است. کنار هم قرار گرفتن این عوامل  خطرات اقدام به خودکشی را افزایش می دهد.از دست دادن یا ترس از دست دادن :ممکن است فرد هنگام مواجهه با ضرر یا ترس از دست دادن تصمیم به خودکشی بگیرد. این شرایط می تواند شامل موارد زیر باشد:پایان دادن به یک رابطه عاشقانه یا دوستی نزدیکاز دست دادن شغل یا بیکار بودن و ناتوانی در یافتن منبع کافی برای درآمد ثابتمشکلات مالیاز دست دادن موقعیت اجتماعیاز دست دادن وضعیت زندگی خود به دلایل مالی یا پایان دادن به یک رابطهعدم موفقیت دانشگاهیتبعیض ، نژادپرستی یا سایر چالش های مربوط به مهاجر بودن یا اقلیت بودنداشتن یک هویت جنسی یا گرایش جنسی که توسط خانواده یا دوستان پشتیبانی نمی شوداحتمال دستگیر یا زندانی شدنناامیدی :ناامیدی، چه در کوتاه مدت و چه به عنوان یک صفت پایدار ، در بسیاری از مطالعات برای کمک به تصمیم خودکشی یافت شده است. ممکن است فرد با یک چالش اجتماعی یا جسمی روبرو باشد و ممکن است به هیچ وجه نتواند وضعیت را بهبود بخشد.هنگامی که مردم احساس می کنند تمام امید خود را از دست داده اند و احساس تغییر نکرده اند، می توانند همه چیزهای خوب زندگی خود را تحت الشعاع خود قرار دهند، و خودکشی به نظر می رسد یک گزینه مناسب است.در حالی که ممکن است برای یک ناظر بیرونی بدیهی به نظر برسد که اوضاع بهتر خواهد شد، افراد مبتلا به افسردگی به دلیل بدبینی و ناامیدی که در کنار این بیماری است، ممکن است نتوانند این موضوع را ببینند.ناامیدی، عاملی برای کمک به تصمیم خودکشی یافت شده است.درد مزمن و بیماری ها :اگر شخصی دچار درد مزمن یا بیماری باشد و هیچ امیدی به درمان نداشته باشد و یا از درد و رنج خودداری می کند ، ممکن است خودکشی را به عنوان راهی برای به دست آوردن عزت و کنترل زندگی خود در نظر بگیرد.&quot; آسم ، کمردرد ، آسیب مغزی ،سرطان ،نارسایی قلب ،دیابت ،صرع، HIV / AIDS ، فشار خون بالا ،میگرن ، بیماری پارکینسون و ... &quot;درد مزمن می تواند اضطراب و افسردگی را به همراه داشته باشد، که همچنین می تواند خطر خودکشی را افزایش دهد. افراد مبتلا به درد مزمن چهار برابر بیشتر از افرادی که عاری از درد هستند افسردگی یا اضطراب دارند.غالباً اظهار می کنند که عزیزانشان یا به طور کلی جهان، بهتر از آنها هستند و خود را به عنوان بار دیگری برای دیگران می دانند یا به دلیل فشار عاطفی بیش از حد که در خود دارند، احساس بی ارزشی می کنند.انزوای اجتماعی :فرد می تواند به دلایل زیادی از جمله از دست دادن دوستان یا همسر، در گذراندن جدایی یا طلاق ، بیماری جسمی یا روانی ، اضطراب اجتماعی ، بازنشستگی یا به دلیل انتقال به مکان جدید، به صورت اجتماعی منزوی شود. انزوای اجتماعی همچنین می تواند در اثر عوامل درونی مانند عزت نفس پایین ایجاد شود. این می تواند به تنهایی و سایر عوامل خطر خودکشی مانند افسردگی و سوء مصرف الکل یا مواد مخدر منجر شود.صحبت از مرگ یا خشونتصحبت کردن در مورد مردن و تمایل به مرگدسترسی به اسلحه یا چیزهایی که می توانند برای خودکشی استفاده شوند، مانند مقادیر زیادی از داروهای بدون نسخهافراد با سابقه خانوادگی خودکشی افراد با اقدام قبلی  به خودکشیتغییرات سریع در خلق و خویرفتارهای تکانشی یا پرخطر، از جمله سوء مصرف مواد ، رانندگی بی پروا و انصراف از دوستان ، خانواده یا فعالیت های اجتماعیکم و بیش از حد معمول خوابیدنقرار گرفتن در معرض رفتارهای خودکشی دیگران مانند دوستان ، همسالان یا افراد مشهورخداحافظی، دیدارها یا تماس های غیرمعمول یا غیر منتظره با خانواده و دوستان؛ خداحافظی با مردم مثل اینکه دوباره آنها را نخواهد دید و بخشیدن وسایل با ارزش خود به دیگران.مواجهه با بیش از یک نوع از عوامل خطر، می تواند خطر خودکشی را افزایش دهد. به عنوان مثال ، کسی که با افسردگی ، مشکلات مالی ناشی از از دست دادن شغل و مشکلات قانونی مواجه است، می تواند خطر خودکشی بالاتری را نسبت به شخصی داشته باشد که فقط با یکی از این نگرانی ها رو به رو است.مواجهه با بیش از یک نوع از عوامل خطر، می تواند خطر خودکشی را افزایش دهد. هر سال، روز جهانی پیشگیری از خودکشی 10 سپتامبر است.اگرچه این روز برای آگاهی بخشی مهم است اما هر روز یک روز خوب برای کمک به دیگران است که ممکن است با افکار ناامید کننده یا افسردگی دست و پنجه نرم کنند.صحبت در مورد خودکشی می تواند به کاهش افکار خودکشی کمک کند و ممکن است در کل بر سلامت روان تأثیر مثبت داشته باشد. از آنجا که افرادی که خودکشی می کنند اغلب احساس تنهایی می کنند، پرسیدن در مورد خودکشی می تواند به ما اطلاعات دهد تا از آنها مراقبت کنیم یا به آنها در دسترسی به مراقبت های حرفه ای کمک کنیم.برخی ممکن است احساس کنند که خودکشی یک عمل خودخواهانه است. درک این احساس قابل درک است ، به ویژه اگر عزیزی خودکشی کرده باشد. اما چگونه آنها می توانند این کار را انجام دهند ، با دانستن دردی که برای شما ایجاد می کند؟افرادی که به گزینه خودکشی می رسند ممکن است احساس کنند که بار سنگینی برای عزیزانشان شده اند. از نظر آنها، خودکشی ممکن است مانند یک عمل غیر خودخواهانه باشد که عزیزانشان را از برخورد با آنها نجات دهد.عوامل محافظتی افراد را از افکار و رفتارهای خودکشی بازمی دارد. عوامل محافظتی مواردی هستند که می توانند به کاهش آسیب پذیری در برابر رفتار خودکشی کمک کنند. توجه به چگونگی حمایت و تقویت دسترسی مردم به عوامل محافظتی ، بخش مهمی از جلوگیری از خودکشی است. عوامل محافظتی در مقابله با اقدام به خودکشی :برخی از نمونه های عوامل محافظ عبارتند از:هر یک از ما می توانیم به بهزیستی افراد جامعه خود مانند: خانواده، دوستان، همکاران و در واقع هر کسی که ممکن است نگران آن باشیم کمک کنیم. یک &quot;چگونه شما...&quot; ساده می تواند مکالمه را باز کند. گوش دادن و فهمیدن می تواند به افراد در معرض خطر کمک کند .هر یک از ما می توانیم به بهزیستی افراد جامعه خود کمک کنیم.نشان دادن مراقبت و احترام به افراد در رفتار ، به افراد کمک می کند تا احساسات خود را به اشتراک بگذارند و به پشتیبانی مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند.توانایی دسترسی آسان به پشتیبانی و روان درمانی مؤثر در صورت لزومداشتن روابط اجتماعی قوی و حمایتی (مانند روابط مثبت با خانواده ، دوستان ، شرکا و غیره)مهارت های حل مسئله و مهارت های مقابله ای که به افراد کمک می کند شرایط سخت را مدیریت کنندمحدود کردن دسترسی به وسایل خودکشی یک عنصر اساسی در اقدامات پیشگیری از خودکشی است مانند : (محدود کردن دسترسی به سموم دفع آفات و سلاح گرم و قرص بدون نسخه و ...)یا (قرار دادن موانع بر روی پل ها) که البته هر یک از این خط مشی ها به درک و اقدامی درست نیاز دارد.مبارزه با ننگ و پشتیبانی از افراد آسیب پذیر. انزوائی که غالباً افرادی که دارای افکار خودکشی هستند یا به خودکشی اقدام کرده اند و بهبود یافته اند؛ احساس می کنند .می تواند با قضاوتی که رفتار آنها را به عنوان یک عمل خودخواهانه در نظر می گیرد، تقویت کند.انتخاب سبک زندگی سالم که باعث تقویت روحی و جسمی می شود؛ شامل ورزش منظم ،خواب و رژیم غذایی مناسب و توجه به سلامتی است.در نهایت همیشه به تنهایی نمی توانیم این کار سخت را انجام دهیم و فردی را از تصمیمی که گرفته است، منصرف کنیم. اگر احساس کردیم چنین فردی با افکار و تصمیم به خودکشی در نزدیکی ما وجود دارد، حتما از یک روان پزشک و روانشناس کمک بگیریم و همراه با او به مطب یک متخصص برویم.</description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Tue, 18 Feb 2020 18:11:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غم،در نهانخانه ی دل نشيند</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%D8%BA%D9%85%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%D9%84-%D9%86%D8%B4%D9%8A%D9%86%D8%AF-u8gfr4cvxfof</link>
                <description> غم ، عاقبت سر می آید و می دانیم.اما وقتی اندوهگین هستیم به نظر می رسد این غم همیشگی است ،کسی به اندازه ی ما غمگین  نخواهد بود ، غم ما پایانی ندارد و گویی این شب هرگز صبح نخواهد شد. هرچیزی می تواند ما را غمگین کند، در بیشتر اوقات این فقدان است که موجب غم ما می شود. فقدان در معنای لغوی خود به صورت &quot; از دست دادن هر چیزی در زندگی تعریف می شود ، که می تواند اشکال مختلفی به صورت از دست دادن ناشی از مرگ یا طرد یک عزیز ، از دست دادن یک رابطه ، فرصت یا پاداش ، بی توجهی فردی دیگر به ما و یا فقدان سلامتی و از دست دادن قسمتی از بدن بر اثر بیماری و تصادف باشد.&quot;  فقدان های مختلف ما را غمگین می کنند و غم احساسی است که دست کم برای دقایقی و یا ساعت ها و روزها در ما باقی می ماند. غم احساسی است که دست کم برای دقایقی و یا ساعت ها و روزها در ما باقی می ماند.ما در غم تمایلی به فعالیت نداریم ، بی حرکت و منفعل باقی می مانیم ، با صدای بلند گریه نمی کنیم و آهسته این درد را تحمل می کنیم و یا گاهی ممکن است خودمان را به این طرف و آن طرف حرکت دهیم. حرکتمان بی رمق ، چهره مان رنگ پریده ، عضلاتمان شل و آویخته ، پلک ها پایین افتاده ، لب ها ، گونه ها و فک پایین چهره مان به صورت خمیده است.غم یکی از انواع آشفتگی است که عمومی ترین هیجان منفی به شمار می رود و از دست دادن یا فقدان نیز می تواند موجب بروز آشفتگی شود. به هنگام آشفتگی نیز رنج می کشیم اما این رنج بر خلاف غم با صدای بلند رخ می دهد و گریه هایمان قابل شنیدن است . برخلاف غم فعالیت وجود دارد و به هنگام آشفتگی می کوشیم تا با آنچه ما را آشفته کرده است مقابله کنیم. به طور مثال :&quot; اگر یکی از نزدیکان ما به تازگی بر اثر حادثه ای کشته شده باشد ؛ واکنش بلافاصله ی ما غم نخواهد بود. بلکه آشفتگی و یا احتمالا شوک و یا خشم همراه با آشفتگی خواهد بود.&quot;به هنگام آشفتگی ، بیشتر به دنبال انکار و اعتراض در مقابل فقدان هستیم و غم پس از آن می آید ، ساعت ها و یا حتی شاید روزها بعد و هنگامی که ما هنوز از این فقدان رنج می بریم. اما دیگر گریه با صدای بلند را ، دست کم برای مدتی متوقف کرده ایم و از دست دادن را پذیرفته ایم.ما در غم با صدای بلند گریه نمی کنیم و آهسته این درد را تحمل می کنیم در ابتدای تجربه ی غم آشفته ایم چرا که  رابطه ی فیزیکی ما با عزیز از دست رفته مان پایان یافته و همین باعث می شود تا ما احساس گسستگی و تنهایی داشته باشیم و با این واقعیت که هیچ کاری برای کسی که از دست داده ایم نمی توانیم انجام دهیم بیش از پیش رو به رو شویم و اضطراب از تحمل ما خارج شود. هرچند غم و اندوه ناشی از از دست دادن ها گریز ناپذیر است ، ذهن ما دوست دارد راهی برای فرار از این درد پیدا کند ؛ حواس خود را پرت می کنیم ، از هرچه که ما را به یاد آن شخصی که از دست داده ایم ( چه با مرگ و چه پایان رابطه و ... ) پرهیز می کنیم. ما خودمان را به طور ناگهانی از گریه متوقف می کنیم و خیلی سریع اشک هایمان را پاک می کنیم و می گوییم چیزی نیست.مهم نیست که چقدر ممکن است سعی کنیم خودمان را در برابر آنچه از دست داده ایم قوی نشان دهیم ، غم و آشفتگی وجود دارد. ما ناراحت هستیم زیرا خواست ما این بود که چیزهای دیگری اتفاق می افتاد.  به هنگام غم امکان ناراحتی وجود دارد اما اگر نخواهیم با واقعیتی که ما را غمگین کرده است رو به رو شویم تبدیل می شود به دروغ هایی که به خود می گوییم : در واقع تبدیل  &quot;من این احساس را دوست ندارم&quot; به  &quot;من این احساس را نمی خواهم&quot;  و بعد  &quot;من نباید این احساس را داشته باشم&quot; تا  &quot;مشکلی در من وجود دارد زیرا من احساسی را دارم که برایم آشنا نیست&quot;.هر چقدر سعی کنیم خودمان را در برابر آنچه از دست داده ایم قوی نشان دهیم ، غم و آشفتگی وجود دارد.از آنجا که رو در رو شدن با آنچه واقعیت دارد بسیار ناراحت کننده است ، ما بلافاصله می خواهیم غم و اندوه را به آنچه تصور می کنیم تبدیل کنیم تا کمتر آسیب ببنیم و در این شرایط، شوکه شدن و انکار، پس از  از دست دادن ، واکنشی معمول ارزیابی می شود. در حقیقت ما در ابتدا نوعی از بهت زدگی را تجربه می کنیم. پس از گذشت چند روز یا هم زمان، ما به عنوان بازمانده از فقدان نسبت به تمام عوامل دخیل احساس خشم می کنیم. غم می تواند با هر هیجانی ترکیب شود ، اما اغلب با خشم و ترس همراه است . خشمگین هستیم چرا که ارزشمند ترین داشته هایمان را از دست داده ایم. خشم نسبت به عواملی که مسئول این فقدان بوده اند و نسبت به خود برای اینکه تا این حد آسیب پذیر هستیم. غم می تواند با تنفری نا امیدانه یا تحقیر و انزجار همراه شود و گاهی همراه با احساس گناه ، این احساس گناه ناشی از خطای جدی نیست و بیشتر ناشی از مسئولیت پذیری بیش از حد ما به عنوان بازمانده فقدان است که چرا به همه چیز توجه نکردم؟  چرا بهتر از خانواده ام مراقبت نکردم؟ و ...هنگامی که ما در دنیای تحریف شده زندگی می کنیم ، تعریفی که از خود خواهیم داشت &quot;من بد و در نتیجه غیرقابل تحمل&quot; است که می تواند ما را به سمت انزوا و افسردگی سوق دهد و گفتگوهای سرزنشگر درونی با خودمان ما در غم و اندوه بیشتر غرق می کند .هر روز سعی می کنیم بر سر این ماجرا با زندگی چانه بزنیم و سرانجام پی به بیهوده بودن چانه زنی خود می بریم و نا امید می شویم ؛ نا امیدی ازچانه زنی و پناه به افسردگی یا نا امیدی از جنگیدن و بازگشت به زندگی.به خودمان اجازه دهیم گاهی در برابر آنچه ما را غمگین می کند و از دست داده ایم ؛ غمگین باشیم.یکی از واقعیت های زندگی این است که هیچ چیز باقی نمی ماند و هیچ چیز ابدی نیست نه لبخندهای ما و نه غم های نفس گیرمان ، همه ی آنها تمام می شود و هر احساسی پایانی دارد. اگر در غم هستید ، تمام می شود. سخت است اما تمام می شود . همیشه همین بوده است و همین گونه هم خواهد بود. زندگی بی تفاوت به حال ما و موقعیت ما پیش می رود و زندگی ، تمام آن چیزی است که نمرده است و جریان دارد.این به معنای فراموشی غم و آنچه از دست داده ایم نیست با گذر زمان ما با رسیدن به سالگرد حادثه و یا یادآوری خاطراتش گاهی غمگین می شویم و اشک می ریزیم . دل تنگ آنچه از دست رفته می شویم.بهتر است بدانیم ، آنچه در برابر آن مقاومت می کنیم ، فراموش نمی شود و از بین نمی رود بلکه به شکلی دیگر ادامه می یابد. می توان احساسات دردناک را دور زد ، اما آن تنها باعث ایجاد یک آرامش سطحی می شود و زخم های عمیق تر روزی به شکل دیگر خود را نشان خواهد داد.به خودمان اجازه دهیم گاهی در برابر آنچه ما را غمگین می کند و از دست داده ایم ؛ غمگین باشیم. غم و اندوه لزوماً چیزی نیست که باید از آن دوری کرد. ما در مراقبت از دیگران معمولا بهتر عمل می کنیم ، اما وقتی نوبت به خودمان می رسد ، خودمان را از همان همراهی که به دیگران داریم محروم می کنیم. چه می شو د اگر ما بتوانیم خودمان را به همان روشی آرام کنیم که برای یک دوست انجام می دهیم؟ ما به آنها چه می گوییم ؟  &quot;چه کاری می توانم انجام دهم&quot; ، از چه لحن صدایی استفاده خواهیم کرد؟ ما معمولا به دیگران می گوییم &quot;این غم خیلی سخت است و می دانم که دردناک است. آیا من می توانم به شما کمکی کنم ؟&quot;آیا می توانیم به خودمان هم اجازه دهیم با غم و اندوهی که وجود دارد درست مثل یک دوست ، مهربانی کنیم ؟ غم وجود دارد ؛ هرچه انکار کنیم و فریاد بزنیم غم از بین نمی رود و قوی تر ادامه می یابد.اما ما می توانیم با شفقت و مهربان بودن با خود در شرایط غمگین ، روابط خود را با رنج ناشی از اجتناب و مقاومت ، به پذیرش و مهربانی تغییر می دهیم .کنار آمدن با بحران نیازمند گذر زمان است پس برای بهتر شدن عجله نکنیم. آنچه در این میان اهمیت دارد آن است که هیچ واقعیتی آشکارتر از چیزهایی که  از دست داده ایم نیست و حق داریم غم را تجربه کنیم ، اجازه دهید غم درون ما ، ما را به سازگاری مجدد با زندگی برگرداند. </description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2020 12:27:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کودک آزار جنسی را بشناسیم</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85-hj2hdqffemt2</link>
                <description>اکثر والدین یا کسانی که کودکی در اطراف خود دارند یا می شناسند می خواهند کودکان خود را از کودک آزار جنسی محافظت کنند ، اما وقتی نمی دانیم کودک آزار جنسی کیست ، چگونه می توانیم فرزندانمان را ایمن نگه داریم؟بهتر است در ابتدا یک موضوع را بدانیم  : کودک آزار جنسی ، شاخ و دم ندارد. آن ها مثل من و شما به نظر می رسند و رفتار می کنند. به جز یک تفاوت اساسی که آن ها از نظر جنسی جذب کودکان می شوند.هر کسی ( مرد ـ زن ، پیرـ جوان ،متأهل ـ مجرد ، فقیر ـ پولدار ، بی سواد ـ تحصیل کرده ، هم جنسگرا و غیر همجنسگرا ) می تواند کودک آزار جنسی باشد.کودک آزاری جنسی در همه جا ، در سراسر جهان و در همه ی محیط ها بدون در نظر گرفتن ثروت ، تحصیلات یا دین وجود دارد و به این دلیل که کسی در مورد آن صحبت نمی کند یا کم صحبت می کند به معنای این نیست که وجود ندارد و یا این موضوع از ما دور است.وقتی نمی دانیم کودک آزار جنسی کیست ، چگونه می توانیم فرزندانمان را ایمن نگه داریم؟ما فکر می ­کنیم کودک ­آزاران جنسی مثل گرگ­ هایی در کمین کودک می­ مانند و منتظر حمله هستند، در حالی که در واقعیت ، بیشتر اوقات چوپان­ هایی نجیبند که ما باید بیشتر حواسمان به آن­ ها باشد. به گزارش سازمان بهداشت جهانی ۹۰ درصد آزارگران جنسی افرادی هستند که کودک آن ها را می شناسد و جزو فامیل و آشنای کودک قرار دارند و تنها ۱۰ درصد کودک آزاران جنسی غریبه هستند. چرا این طور است؟ چرا کسانی که آدم های مورد اعتماد به نظر می­رسند کودکان را مورد آزارجنسی قرار می دهند؟ تحقیقات نشان می­ دهد که این موضوع بیش از آن­که به جاذبه ی جنسی مربوط باشد به مشکلات روانی افراد کودک آزار بر می گردد.کودک آزار جنسی ، معمولا از کمبود اعتماد به نفس رنج می برند ، در تلاش برای سلطه جویی و جبران احساس حقارت خود هستند ، تحت تاثیر الکل و مواد مخدر قرار می گیرند و خود آنها نیز در کودکی در معرض انواع آزار قرار گرفته اند.با این وجودپدوفیل دقیقا چه کسی است؟پدوفیل؛ یک فرد بزرگسال است که معمولا به کودکان کمتر از ۱۳ سال تمایل جنسی دارد. برای اینکه فرد رسماً مبتلا به اختلال پدوفیلیک اعلام شود ، حداقل باید ۱۶ سال داشته باشد و ۵ سال بزرگ تر از قربانی باشد. خصوصیت اصلی این اختلال جذب شدن به سوی کودکان است .کسانی که اختلال پدوفیلیک دارند معمولاً از دختران و پسران یکی را به دیگری ترجیح می دهند و گاهی نیز به هردو علاقه دارند.پیدوفیل؛ یک فرد بزرگسال است که معمولا به کودکان کمتر از 13 سال تمایل جنسی داردبااینحال بهتر است بدانیم : یک پدوفیل تا زمانی که تمایلات و احساسات جنسی­ اش را به عمل یا رفتار تبدیل نکرده باشد، مجرم یا متجاوز جنسی محسوب نمی­ شود.کودک آزاران جنسی چگونه به کودک ،آزار جنسی می رسانند ؟آنها معمولا به ۳ شیوه ی آزار لمسی ، غیر لمسی و دخول که در زیر شرح داده شده است به کودک آزار می رسانند:آلت نماییخودارضایی در مقابل کودکنمایش پورنوگرافیکرابطه ی جنسی در مقابل کودکاجبار کودک به خودارضائیبرهنه کردن کودکلمس و نوازش اندام خصوصی و بدن کودکمجبور کردن کودک به لمس و نوازش اندام خصوصی کودک آزارتماس دهانی و بوسیدن اندام تناسلی کودکدخول دهانی ، مقعدی و تناسلی کودک آزار جنسی برای انجام دادن فعالیت های جنسی خود به جلب اعتماد کودکان نیاز دارد.به منظور دسترسی داشتن به کودکان نقشه های مفصل و دقیقی طراحی می کند .برخلاف تصور عامه ، کودک آزار جنسی با زور ، اجبار و پرخاشگری به کودک نزدیک نمی شود بلکه روش هایی را انتخاب می کند تا از ترس کودک در مورد رفتارهای جنسی بکاهد.بسیاری از پدوفیل ها تا زمانی که اعتماد کودک را به دست نیاورند ، آزار جنسی کودک را آغاز نخواهند کرد.آن ها در محیط هایی مشغول به کار می شوند که تعداد کودکان زیاد است. اعتماد والدین یا خانواده ی کودک را به دست می آورند.با صرف وقت زیاد ، بازی با کودکان ، کودکان را به طرف خود جلب می کنند.کودک آزار جنسی ، در محیط هایی مشغول به کار می شود که تعداد کودکان زیاد استدرافراد فامیل و آشنا ، فرد کودک آزار معمولاً با از بین بردن حریم ها و عادی سازی برای کودک به لمس تصادفی ، نمایش محتوای پورنوگرافیک ، استفاده از مشوق های غیر جنسی مثل : خریدن اسباب بازی یا خوراکی ، گفتگوهای تدریجی درباره ی موضوعات جنسی ، پیشرفت از نوازش های غیر جنسی به نوازش ها و لمس کردن های جنسی ، آلت نمایی و دکتر بازی برای حساسیت زدایی و عادت دادن کودک به چنین رفتارهایی به کودک نزدیک می شود.افراد غریبه با درنظر گرفتن محیط هایی که کودک تنها است و زیرنظر گرفتن کودک در پارک ، مسیر خانه و مدرسه خود را به کودک نزدیک می کنند.باتوجه به آنچه گفته شد می توانیم بگوییم که :  همه ی کودکان ما در معرض خطر آزار جنسی قرار دارند اما برخی از کودکان بیشتر در معرض آزار جنسی هستند :کودکان با والدین تک سرپرستکودکان با خانواده های آشفته و دچار بحران و در معرض طلاقکودکان با ناتوانی جسمی و ذهنیکودکان با خواهر و برادر بیمارکودکان آموزش ندیدهکودک آزار جنسی ، به دنبال کودکانی است که در برابر روش های او آسیب پذیر هستند ، زیرا چنین کودکانی فاقد پشتوانه عاطفی هستند یا در خانه به اندازه کافی توجه دریافت نمی کنند و یا سعی می کنند والدین را متقاعد کنند که فرزندانشان با آنها در امان است .کودک آزار جنسی بعد از آزار از کودکان می خواهد که آزار را از والدین خود مخفی نگه دارند.کودک آزار ، کودک را می ترساند و طوری صحبت می کند که انگار کودک با رضایت خودش در این کار شریک شده است و اگر بگوید کسی حرف او را باور نمی کند و همه فکر می کنند کودک مقصر است و کودک را تنبیه می کنند.اگر کودک توجه زیادی از جانب والدین خود دریافت نکند و مدام مورد تنبیه قرار گرفته باشد ، حرف پدوفیل را باور می کند و سکوت می کند.کودک آزار جنسی بعد از آزار از کودکان می خواهد که آزار را از والدین خود مخفی نگه دارند.بسیاری از آزارگران جنسی دارای خطاهای فکری می باشند تا اثر آزار خود را توجیه کرده و به حداقل برسانند.     به عنوان مثال: ممکن است آن ­ها خودشان را این طور قانع کنند که کودک آن­قدر کم سن هست که چیزی نخواهد فهمید یا به یاد نخواهد آورد و یا در آینده فراموش می کند.کودکان درکی ندارند و حقوقی همانند بزرگسالان ندارند.کودک ­آزاری جنسی نسبت به کودکانی که متعلق به آن­ ها نیستند (کودک آن ها و یا آشنایان نیست )کمتر بد است.این رابطه عشق و محبت است و آن ­ها می­ خواهند نیاز عاطفی کودکان را برطرف کنند. کودک می­ خواهد و یا به دنبال رابطه ی جنسی می­ گشته و آمادگی رشدی برای ورود به چنین رابطه ­ای را داشته است. آن­ ها دارند به کودک رابطه ی جنسی را آموزش می ­دهند. اگر کودک رضایت داشته باشد که مورد آزارجنسی قرار بگیرد دیگر تجاوز محسوب نمی ­شود.آن­ ها به طور فیزیکی به کودکان آسیب نمی­ رسانند بنابراین رفتار آن­ ها به کودک ضرری نمی ­زند.کودک سزاوار مجازات است ، همانطور که آن ها در کودکی درد کشیده اند و کسی به آن ها توجه نکرده است.علل اساسی اختلال پدوفیل چیست ؟تاکنون و تا این لحظه گزارشی و مقاله ی علمی چاپ نشده است که از ژن پدوفیل خبر دهد. بنابراین بیماری پدوفیل ریشه در اختلالات روانی فرد مبتلا دارد و می تواند ادامه زنجیره ی آزاری باشد که فرد پدوفیل در کودکی تجربه کرده است . به احتمال زیاد تمام کودک آزاران جنسی در کودکی در معرض انواعی از آزارها قرار داشته اند و رفتارهای آن ها تکرار الگوهای یادگرفته شده ای است که با آن ها در کودکی انجام شده است.با این وجود ،از بیمارانی که به این اختلال مبتلا شده اند انتظار می رود در برنامه های درمانی شرکت کنند.وجود تمایلات و احساسات جنسی نسبت به کودک جرم نیست ، بلکه عمل کردن بر اساس این تمایلات جرم استبا شرکت در برنامه های درمانی روانپزشکی و روانشناسی توانایی خود را  در کنترل خواسته های پدوفیلیک و عمل نکردن بر اساس آن تقویت بخشند.وجود تمایلات و احساسات جنسی نسبت به کودک جرم نیست ، بلکه عمل کردن بر اساس این تمایلات جرم استما چطور می­ توانیم کودک آزاری جنسی را متوقف کنیم؟بالا بردن آگاهی در مورد کودک آزاری جنسی ، بخشی از راه حل است.  وقتی که مردم آموزش دیده باشند و در مورد پیش گیری از کودک آزاری جنسی  از کودکان صحبت کنند، کودک آزاری قابل بازدارندگی می شود. سکوت، کودک آزاری جنسی را تقویت می­ کند و به کودک آزاری که دارای خطاهای فکری است ؛ فضای رشد و عمل بر اساس تمایلاتش را می دهد.آموزش به کودکان ، راه حل دیگری است که در توقف کودک آزاری جنسی کمک کننده است. کودکان حق دارند که حقوق خود را بدانند و از حقوقشان توسط آدم ­هایی که توان انجام آن کار را دارند(بزرگسالان) حمایت بشود. کودکان نیاز دارند بدانند که هیچ­کس؛ نه والدین، نه پرستاران، یا حتی پزشکان نباید قسمت­ های خصوصی­شان را طوری لمس کند که آن ­ها احساس راحتی نداشته باشند. کودکان احتیاج دارند بدانند که هیچ ­وقت تقصیر آن­ ها نیست و هیچ ­وقت برای صحبت دراین باره دیر نیست. هیچ وقت نباید این مسئولیت بر عهده ی کودک باشد تا از آزار جنسی قرار گرفتن جلوگیری کند، بلکه باید روی این مسئله تمرکز کرد که وقتی مشکلی برای کودک پیش می­ آید باید در مورد آن با والدین یا یک بزرگ تر مورد اعتماد خود حرف بزند.یک کودک آموزش دیده؛ می ­داند وقتی که کسی (بیشتر مواقع کسی که او را می­ شناسند) قوانین ایمنی بدن را نقص کرد ( اندام خصوصی کودک را لمس کرد و یا کودک را بدون اجازه بوسید و بغل کرد )؛ می­ تواند کمک بخواهد. آموزش کودکان بدون توجه به آگاهی و آموزش بزرگسالانی که اطراف کودکانمان هستند، به نوعی مثل باز گذاشتن کامل در و تنها گذاشتن کودکانمان برای دفاع از خودشان است.بنابراین همه ی ما در برابر آگاهی در مورد پیش گیری از کودک آزاری جنسی مسئول هستیم . یادمان باشد ما باید در مورد پیش گیری از کودک آزاری جنسی آگاه شویم  و کودکانمان را در مراقبت از خود توانمند سازیم .ما نمی توانیم همیشه و هر لحظه کنار کودکانمان باشیم اما می توانیم به آن ها آموزش دهیم ، قبل از اینکه دیر شود و کودک آزار جنسی به آن ها نزدیک شود.</description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jan 2020 00:32:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با بیماری HPV</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%88-%DB%8C%D8%A7-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-n9yzffymiqyl</link>
                <description>به گزارش سازمان بهداشت جهانی ، روزانه حدود ۱ میلیون نفر به یکی از بیماری های آمیزشی مبتلا می‌شوند.بیماری های آمیزشی ، به مجموعه‌ای از بیماری‌ها گفته می‌شود که از طریق یکی از انواع رابطه جنسی میان افراد منتقل می‌شود. (از طریق رابطه جنسی واژنی، دهانی یا مقعدی). حدود ۳۰ نوع بیماری آمیزشی شناخته شده داریم که تعدادی از آنها از سایرین شایع تر هستند. بعضی از این بیماری‌ها درمان قطعی دارند و برخی ویروسی هستند و درمان قطعی ندارند.اغلب افراد مبتلا به یکی از انواع بیماری های آمیزشی ، علایمی از خود بروز نمی دهند یا علایم بسیار خفیفی از خود نشان می دهند. درنتیجه از بیماری خود اطلاعی ندارند و ناقلان احتمالی بیماری هستند.در هر زمان، بیش از ۲۹۰ میلیون زن در دنیا به ویروس HPV مبتلا می شوند. ۳ نفر از هر ۴ نفر بعد از ارتباط با فرد مبتلا ، به ویروس HPV مبتلا خواهند شد. بیش از صدها نوع ویروس HPVوجود دارد که موجب پدید آمدن زگیل در قسمت‌های مختلف بدن، می‌شود. بیش از چهل گونه از انواع ویروس HPV، به‌طور خاص، اندام تناسلی را هدف قرار می‌دهد. در بیشتر موارد ، HPV  به تنهایی از بین می رود و هیچ مشکلی در سلامتی ایجاد نمی کند. اما وقتی HPV از بین نرود ، می تواند باعث ایجاد مشکلات سلامتی مانند زگیل تناسلی و سرطان شود.بیش از چهل گونه از انواع ویروس HPV، به‌طور خاص، اندام تناسلی را هدف قرار می‌دهدزگیل تناسلی نوعی بیماری آمیزشی است که ناشی از ویروس( HPV (human papillomavirus است.درمان قطعی برای از بین بردن ویروس در بدن فرد مبتلا به این ویروس وجود ندارد اما زگیل تناسلی می تواند درمان شود. زگیل تناسلی به صورت برجستگی کوچک یا دسته ای از برجستگی های کوچک در ناحیه تناسلی بروز می یابد. بعضی زگیل های تناسلی آنقدر کوچک هستند که ممکن است دیده نشوند.زگیل تناسلی در اکثر موراد از طریق تماس مستقیم پوست با پوست هنگام رابطه جنسی واژینال یا مقعدی منتقل می شود. ویروس عامل زگیل تناسلی، می تواند حتی هنگامی که زگیل ها آنقدر ریزند که دیده نمی شوند، بین افراد منتقل شود. میانگین فاصله زمانی مواجهه با ویروس تا بروز زگیل ها در مردان 11 تا 12 ماه و در زنان 5 تا 6 ماه گزارش شده است.به طور نادر زگیل تناسلی میتواند از راه های دیگر هم منتقل شود: برقرای رابطه جنسی دهانی با فرد مبتلا به HPV یا زگیل تناسلی. از طریق دریافت رابطه جنسی دهانی از کسی که مبتلا به HPV است یا دارای زگیل تناسلی روی دهان، لب ها یا زبان است.انتقال از مادر به فرزند هنگام زایمان.زگیل تناسلی در اکثر موراد از طریق تماس مستقیم پوست با پوست هنگام رابطه جنسی واژینال یا مقعدی منتقل می شود. ویروس HPVشایع‌ترین عفونت درگیر کننده اندام تناسلی در زنان و مردان است .و طیفی از تظاهرات از بی علامت تا شایعات پیش سرطلانی و سرطانی را ایجاد می‌کند. شدت سرایت این ویروس بالا است و به راحتی حتی از تماس پوست با پوست ( در ناحیه ی تناسلی ) میان افراد منتقل می شود ویروس HPV می تواند سال ها در بدن فرد مبتلا به صورت نهفته و بدون علامت باقی بماند و در این مدت فرد می تواند ویروس را به سایر افراد منتقل کند.با وجود اینکه بیشتر موارد ابتلا ۷۰تا ۹۰ درصد بدون بروز هیچ علایمی طی یک تا دو سال خود به خود توسط سیستم ایمنی از بدن حذف می شوند، اما عفونت پایدار می تواند منجر به علایم و بیماری شود. در 5 تا 10 درصد موارد عفونت HPV در زنان مبتلا پایدار می ماند وطی چند ماه تا چند سال ممکن است ضایعات پیش سرطانی را ایجاد کند. غالباً عفونت‌های ناشی از HPV به سرطان منجر نمی‌شود، اما ممکن است برخی از انواع آن در اندام تناسلی به بروز سرطان دهانه‌ی رحم بینجامد. اگر سیستم ایمنی بدن فرد نتواند ویروس را بعد از ابتلا از بدن پاک کند، ویروس باعث بروز و تکثیر سلول های غیرعادی و سرطانی در بدن می شود. ۷ نوع ویروس HPV وجود دارد که اتفاقا علایم پوستی نشان نمی دهد اما می تواند منجر به سرطان رحم، واژن و مقعد شود.  بروز این سرطان ممکن است با هیچ علایم یا نشانه ای همراه نباشد. علایم سرطان پیشرفته دهانه رحم می تواند خون ریزی با ترشحات نامعمول از واژن باشد اما تنها راه اطمینان مراجعه به پزشک ، انجام غربالگری ها و پاپ اسمیر بر اساس تصمیم پزشک (براساس سن و شرایط و سبک زندگی) است. ۷ نوع ویروس HPV وجود دارد که اتفاقا علایم پوستی نشان نمی دهد اما می تواند منجر به سرطان رحم، واژن و مقعد شودفاصله عفونت اولیه تا پیشرفت آن به سمت سرطان اغلب 20 سال یا بیشتر طول می کشد و  مشخص نیست که در چه افرادی پیشرفت این عفونت بیشتر روی می دهد اما احتمال دارد که افراد با ضعف ایمنی، مصرف کننده داروهای سرکوب کننده ایمنی و مبتلایان به HIV( ایدز) مستعد تر باشند. نکته مهم دیگر این است که پایدار ماندن عفونت HPV در زنان با زمینه مصرف تنباکو، مبتلا به سایر بیماری های آمیزشی یا سن پایین اولین حاملگی محتمل تر است.این باور نادرستی است که  تنها زنان درگیر سرطان های ناشی از HPV می‌شوند ، بهتر است بدانید :حدود ۹۰ درصد سرطان های مقعد ناشی از ویروس HPV  است که مردان و زنان را به یک اندازه درگیر می‌کند.( عفونت HPV، با سرطان های دهان و حلق (13 60% ) ، مقعد (88%) ، واژن در زنان ( 78%) و آلت تناسلی مردان (51%) مرتبط است).شیوع HPV چگونه است؟با داشتن رابطه جنسی واژینال ، مقعد یا دهانی با شخصی که ویروس دارد ، می توانید HPV دریافت کنید. شایع ترین ابتلایی به آن رابطه جنسی واژن یا مقعد است. حتی اگر فرد مبتلا به ویروس علامت و علائمی نداشته باشد ، قابل انتقال است.هرکسی که از نظر جنسی فعال باشد می تواند HPV را دریافت کند ، حتی اگر تنها با یک نفر رابطه جنسی داشته باشد. همچنین بروز علایم می تواند سال ها پس از برقراری رابطه جنسی با شخصی که به آن مبتلا بوده است ، باشد. بنابراین به طور دقیق نمی توان مشخص کرد از چه کسی و چه زمانی  این ویروس به فرد منتقل شده است.هر بار که رابطه جنسی دارید از همان ابتدا از کاندوم استفاده کنید. این می تواند شانس ابتلا به HPV را کاهش دهدچگونه می توان از HPV و مشکلات سلامتی ناشی از آن جلوگیری کرد؟برای کاهش احتمال ابتلا به HPV می توانید چندین کار را انجام دهید :هر بار که رابطه جنسی دارید از همان ابتدا از کاندوم استفاده کنید. این می تواند شانس ابتلا به HPV را کاهش دهد. اما HPV می تواند مناطقی را که تحت پوشش کاندوم قرار ندارند آلوده کند ، بنابراین ممکن است کاندوم کاملاً از ابتلا به HPV محافظت نکند. از نظر سرطان دهانه رحم غربالگری کنید و آزمایش پاپ اسمیر را انجام دهید،  غربالگری روتین برای زنان در سنین 21 تا 65 سال می تواند از بروز سرطان دهانه رحم جلوگیری کند. واکسینه شوید ، واکسن HPV بی خطر و مؤثر است. این واکسن می تواند در برابر بیماری ها (از جمله سرطان ها) ناشی از HPV  محافظت کند.صحبت با شریک جنسی خود :بهترین زمان برای صحبت در مورد انجام آزمایش، قبل از شروع رابطه ی جنسی است. به خصوص اگر رابطه ی شما یا شریک جنسی شما جدید باشد. شروع صحبت ممکن است برایتان سخت باشد و این امری طبیعی است ، اما بعد از صحبت و در پایان گفتگوی خود احساس بهتری خواهید داشت ، به شرطی که بدانید که انجام آزمایش بیماری های آمیزشی به معنای عدم اعتماد به شریک جنسی یا زندگی نیست.شروع صحبت و توضیحی که به شریک خود می دهید برای درخواست انجام آزمایش مهم است . صحبت خود را با گفت و گوی زیر شروع کنید :&quot;می خواهم در مورد موضوع مهمی صحبت کنم ، صحبت کردن در مورد این موضوع برای من کمی نگران کننده است ، چون نمی دانم از صحبت من چه برداشتی داشته باشی ، اما من به تو ، خودم و رابطه ای که داریم اهمیت می دهم و فکر می کنم این موضوع مهمی است. بسیاری از بیماری های آمیزشی وجود دارد  که افراد ممکن است سال ها به آن بیماری مبتلا باشند و ندانند ، بیشتر افراد ممکن است هیچ نشانه ای نداشته باشند. بنابراین مهم ترین موضوع برای مراقبت از سلامتی رابطه ای که داریم این است که هر دو نفر ما آزمایش دهیم .آزمایش دادن به معنای عدم اعتماد ما به یکدیگر نیست ، بلکه به معنای مراقبت ما از یکدیگر و اهمیتی است که به رابطه ای که با یکدیگر داریم می دهیم. من می خواهم ما اطمینان حاصل کنیم که از یکدیگر مراقبت می کنیم و آزمایش را می دهیم.&quot;هرچه زودتر و کامل تر در مورد بیماری های آمیزشی  بدانید بهتر است ، بسیاری از بیماری های مزمن آمیزشی  به راحتی با دارو قابل درمان هستند .اگر شریک جنسی شما حاضر به انجام آزمایش نیست ، بهتر است با او مجدد صحبت کنید و در مورد نگرانی که از انجام آزمایش دارد صحبت کنید و او را تشویق کنید با یک پزشک در مورد سوالات خود صحبت کند .  نگرانی های افراد و اجتناب آنها  از انجام آزمایش معمولا به جهت : ترس از مثبت بودن آزمایش ، تغییر زندگی ، قضاوت اطرافیان و یا باور نادرست در مورد این موضوع است که مبتلا شدن به معنای پایان زندگی و رابطه ی جنسی است .این در حالی است که کسی به عمد نمی خواهد به دیگری آسیبی وارد کند و هرچه زودتر در سلامت خود باخبر شوید می توانید در پیش گیری از بیماری و حفظ سلامت جنسی در رابطه ی خود اقدامات محافظت کننده انجام دهید. مهم ترین موضوع برای مراقبت از سلامتی رابطه ای که داریم این است که هر دو نفر ما آزمایش دهیم بعد از مثبت بودن جواب آزمایش ممکن است برای شما ضربه احساسی و روانی به همراه داشته باشد ممکن است شما به فعالیت هایی که قبلاً از آنها لذت می بردید علاقه ای نداشته باشید.  فعال نگه داشتن خود یکی از بهترین راه ها برای شکستن چرخه است ، زندگی شما ادامه دارد و شما تنها کسی نیستید که مبتلا شده اید.  بیماری شما نشانه ای از عذاب ، تنبیه یا مجرم بودن شما نیست ، همه ی افراد فعال جنسی در معرض خطر هستند. بیماری بخشی از شما است نه همه ی شخصیت و زندگی شما  ،این ایده خوبی است که در مورد آنچه می خواهید از زندگی بیاندیشید ، فکر کنید. اهداف شما چه هستند؟ چه چیزی برای شما مهم است؟ شاید شما بخواهید تحصیل کنید ، مسافرت کنید ، خانواده داشته باشید یا شغل خود را تغییر دهید.اجازه ندهید HPV شما را متوقف کند ، هیچ دلیلی برای این امر وجود ندارد ، برای خود شبکه ی حمایتی از دوستان ، پزشک ، روانشناس فراهم کنید و اطلاعات خود و اطرافیان را در مورد بیماری بالا ببرید و افسانه هایی که در مورد بیماری های آمیزشی وجود دارد را پاک کنید.وحشت نکنید، شما تنها نیستید. هم اکنون 80 میلیون نفر در ایالات متحده HPV دارند( در ایران آمار دقیقی در دسترس نیست ). آنچه باید بدانید این است که در بیشتر موارد ، سیستم ایمنی بدن قبل از بروز هرگونه مشکل سلامتی ، ویروس را پاک می کند. با این وجود ، واکنش طبیعی این است که بپرسیم ، چگونه این اتفاق افتاده است ؟ تشخیص زمانی که به HPV  مبتلا شدید بسیار دشوار است ، زیرا این امکان وجود دارد که ویروس برای مدت طولانی قبل از شناسایی در بدن شما باشد. اغلب افراد هرگز نمی دانند که چطور به آن مبتلا شده اند و یا آن را منتقل کرده اند.بنابراین یکی از اولین اقداماتی که بعد از مثبت بودن جواب آزمایش باید انجام دهید ، گفتن به شریک یا شرکای جنسی درحال حاضر ، گذشته و آینده است . هرکسی که با شما رابطه ی جنسی( دهانی ، مقعدی و واژنی ) داشته است یا دارد باید مطلع گردد.چرا ؟سلامتی آنها در معرض خطر است ، بنابراین آنها باید بدانند که چه اتفاقی افتاده است ، آنها نیز باید آزمایش شوند و از سلامتی خود مراقبت کنند.طبیعی است از گفتن این خبر به شریک جنسی خود احساس نگرانی کنید و یا حتی ترسیده باشید. ممکن است نگران شایعاتی باشید که در مورد بیماری وجود دارد و یا نگران واکنش و رفتار آنها با خودتان باشید.قبل از اینکه به دیگران اطلاع دهید ، بهتر است از نظر احساسی صبور باشید ، اطلاعات خود را در مورد بیماری تکمیل کنید . شما هرگز با اطمینان نمی دانید که شخص دیگر چگونه واکنش نشان خواهد داد .اما برای محافظت از شریک زندگی یا جنسی خود ( درحال حاضر ، گذشته و آینده) این کاری است که باید انجام دهید :اگر فردی به بیماری  مبتلا باشد ، در صورت عدم درمان می تواند دچار مشکلات جدی در سلامت شود.در صورت عدم تشخیص و درمان می تواند منجر به شیوع و انتقال آن به دیگران شود.برخی از افراد مبتلا به بیماری آمیزشی در صورت عدم تشخیص و درمان ، ممکن است اقدام به باروری کنند.مهم است که شما در اسرع وقت درمان را شروع کنید و با حفظ پروسه های درمان و حمایتی به عنوان بخشی از کارهای روزمره خود سیستم ایمنی بدن خود را ایمن نگه دارید.یادتان باشد شما با انجام آزمایش و به کار بردن روش های محافظت کننده در رابطه ی خود ، از زندگی خود و دیگران مراقبت کرده اید.</description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Tue, 31 Dec 2019 17:19:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرایی و چگونگی انتخاب یک روانشناس</title>
                <link>https://virgool.io/Keshtparvar/%DA%86%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-h7nkxcscmlhb</link>
                <description>در برخی از زمان های زندگی ، هر یک از ما ممکن است برای رفع مشکلاتمان و یا  رو به رو شدن با احساساتی که فراتر از کنترل ما به نظر می رسد به کمک نیاز داشته باشیم. همه ما در معرض مبتلا شدن به بیماری روانی قرار داریم .براساس اعلام انستیتوی ملی بهداشت روانی، از هر چهار نفر یک نفر به طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر بیماری روانی قرار دارند .از هر چهار نفر یک نفر به طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر بیماری روانی قرار دارند .  این در حالی است که بسیاری از مردم احساس می کنند بیماری روانی نادر است و اتفاقی است که برای افرادی با موقعیت های زندگی بسیار متفاوت از خودشان روی می دهد و هرگز برای آنها اتفاق نمی افتد . اما آیا واقعاً مشکلات روانی را درک می کنیم یا می دانیم که چیست؟ بسیاری از تصورات ما نادرست است . یک مشکل روانشناختی را می توان ، به عنوان یک وضعیتی تعریف کرد که :باعث تغییر تفکر ، احساسات یا رفتار فرد (یا هر سه) می شود و باعث پریشانی و مشکل در عملکرد فرد است.مانند بسیاری از بیماری ها ، بیماری روانی در بعضی موارد شدید و در برخی دیگر خفیف است. افرادی که بیماری روانی یا مشکلات روانی دارند لزوماً در ظاهر بیمار به نظر نمی رسند و مشخص نیست ؛ به ویژه اگر مشکلات آنها خفیف باشد. بعضی اوقات ما برای درک این مشکلات نیاز به کمک یک متخصص آموزش دیده داریم و دیگر خودمان به تنهایی نمی توانیم در مورد مشکلاتمان به بینش برسیم.از طریق درمان ، روانشناسان به ما کمک می کنند تا در هر سنی زندگی سالم تر و پرمحتوا داشته باشیم.بنابر آنچه گفته شد ، سوالی که مطرح می شود این است که :  &quot; چگونه یک روانشناس را انتخاب کنیم؟&quot;مطمئنا ، برای بسیاری از ما مراجعه به یک کلینیک روان یا درمانگر برای اولین بار کمی اضطراب آور است و ممکن است بخواهیم ابتدا بررسی کنیم که آیا  مشاور مناسبی انتخاب کرده ایم؟ ، آیا با او می توانیم ارتباط بگیریم ؟ یا نیاز داریم مشاور را تغییر دهیم .  هیچ قرارداد قانونی وجود ندارد که ما را مجبور به ادامه کار با هر مشاور و درمانگری بر خلاف انتخاب ما بکند.  مهم است روانشناسی را انتخاب کنیم که با او و رویکردی که در درمان به کار می گیرد، احساس راحتی کنیم ، برای این کار می توانیم قبل از رفتن حضوری پیش روانشناس در مورد کلینیک ، فعالیت های کلینیک ، روانشناسانی که در آن مجموعه فعالیت می کنند و یا از منشی کلینیک ، خانواده ، دوستان و دیگرانی که ما را به این مرکز یا روانشناس معرفی کردند سوال بپرسیم و جست و جو کنیم .زمانی که می خواهیم یک جراحی جسمی ( جراحی قلب ، چشم ) را انجام دهیم تصور کنید ، چقدر برایمان مهم است که جراح چه کسی است ، چه تجربیات و تخصصی دارد و چه میزان در کار خود باسواد است درست به همان اندازه، باید در انتخاب روانشناس نیز حساس باشیم.  درمان فرآیند آسانی نیست و درمانگر دوست ما نیست. با این حال ، با جستجو و بررسی رزومه ی روانشناس و مجموعه ای که همکاری می کند مطمئناً می توانیم روانشناس و درمانی را انتخاب کنیم که احساس می کنیم برای ما و نوع مشکلی که داریم مناسب است .مهم است روانشناسی را انتخاب کنیم که با او و رویکردی که در درمان به کار می گیرد، احساس راحتی کنیم . افراد زیادی وجود دارند که خود را &quot;مشاور&quot; یا &quot;درمانگر&quot; می نامند زیرا آنها یک سمینار را گذرانده اند یا یک روش درمانی خاص را یاد گرفته اند. اما بدون داشتن مدرک تحصیلات تکمیلی در مشاوره ، روانشناسی و خانواده درمانی یا زمینه تحصیلی مرتبط دیگر ، چنین اشخاصی فاقد آموزش و مهارت لازم برای ارائه روان درمانی و مشاوره ایمن می باشند و خطر بزرگی برای ایجاد آسیب وجود دارد.هیچ اشکالی ندارد در اولین جلسه خود با روانشناس ، از او بخواهیم خود و تجربیاتش را برای ما معرفی کند و از هر موضوعی که احساس ناامنی می کنیم ، بپرسیم. تمام این کارها قرار است در مورد ما و حفظ اطلاعات ما انجام گیرد، بنابراین مهم است که به جواب ها گوش فرا دهیم و تصمیم خود را در مورد اینکه آیا این درمانگر به ما کمک خواهد کرد و با او ادامه می دهیم یا خیر مشخص کنیم.مشاوران باتجربه توضیح می دهند که چگونه می توانند به ما کمک کنند ، می توانند یک نقشه راه اصلی را برای رویکرد خود ارائه دهند ، بگویند به طور کلی روند درمان به چه صورت خواهد بود  و حتی می توانند نشانه ای از نحوه اطلاع ما از زمان پایان درمان را نشان دهند.درمان و درمانگر خوب مشکلات ما را حل نمی کند ، به جای ما تصمیم نمی گیرد ، بلکه به ما کمک می کند تا خودمان  مشکلات را حل کنیم. به همین ترتیب ، درمان خوب باعث تسکین احساسات نمی شود. بلکه کمک می کند یاد بگیریم که احساسات خود را تسکین دهیم. مانند ضرب المثل&quot; بهترین روش هنگامی قدرتمند است كه به افراد كمك كند تا به جای اینكه برای تغذیه به دیگری اعتماد كنند ، یاد بگیرند كه برای خود ماهی بگیرند.&quot;هنگامی که یک درمانگر با ما ارتباط درمانی برقرار می کند ، دیگر نباید رابطه دیگری مانند دوست ، کارفرما یا عضو خانواده داشته باشد، هنگامی که یک مشاور نیازهای خود (عاطفی یا ...)  را توسط ما برآورده می کند ، از یک مرز عبور کرده و روند درمانی می تواند آسیب ببیند یا خراب شود.  درمانگر خوب به ما کمک می کند تا خودمان  مشکلات را حل کنیم. درمانگر حرفه ای ،هرگاه لازم بداند برای درمان بهتر و بخش هایی که تخصص ندارد ما را به افراد مربوط به همان تخصص ارجاع می‌دهد .برای دیدن اینکه آیا یک درمانگر سابقه ی شکایت دارد یا در حال بررسی است ، می توانیم در سازمان نظام روانشناسی و یا وزارت بهداشت برسی کنیم.مشاور و روانشناس هرگز حق تجویز دارو و یا قطع دارو را ندارد و صحبت در مورد دارو و نحوه ی مصرف دارو توسط روانپزشک صورت می گیرد.در نهایت آنچه گفته شد ، نکات قابل توجه در انتخاب درمانگر است و بی شک نکات بی شمار دیگری نیز وجود دارد ، از سوی دیگر  اگرچه اکثر افراد با انتخاب روانشناس مناسب  قادر به بهبودی هستند ، اما ممکن است ایجاد تغییرات زمان بر باشد و ماه ها یا سال ها طول بکشد . به طور کلی ، عوامل متعددی در روند درمانی وجود دارد که ممکن است در بهبودی  و مداخله اثرگذار باشند. ما از برخی از این عوامل آگاه هستیم و از برخی غافل هستیم. بنابراین هیچ تضمینی صد درصدی در درمان وجود ندارد و گاهی شنیدن &quot;بعضی اوقات ما نمی توانیم کمک کنیم&quot; از نشانه های انتخاب خوب روانشناس  است.</description>
                <category>وبلاگ مریم کشت پرور</category>
                <author>مریم کشت پرور</author>
                <pubDate>Tue, 24 Dec 2019 23:43:05 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>