<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات موفقیت !</title>
        <link>https://virgool.io/Know-everything/feed</link>
        <description>با همـ
میتونیم !</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 23:02:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/umvb1qlgssi1/xfskgh.png</url>
            <title>موفقیت !</title>
            <link>https://virgool.io/Know-everything</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه مهربان باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Know-everything/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-i0jj3pbmngiw</link>
                <description>مهربان بودن شیوه‌ای حیاتی برای معنا بخشیدن به زندگی خود ما و البته زندگی دیگران است. مهربان بودن به برقراری ارتباطِ بهتر و داشتن شفقت بیشتر کمک می‌کند و به ما امکان می‌دهد به عنوان نیرویی مثبت در زندگی دیگران اثر بگذاریم. مهربانی ریشه‌های عمیقی درون انسان دارد و در حالی که برخی ذاتا مهربانند، انتخاب همیشه با ماست که هر وقت بخواهیم مهربانی را در وجودمان پرورش دهیم. برای اینکه بدانیم چگونه مهربان باشیم در این مقاله، تحت سه عنوان کلی مطالبی را با هم مرور می‌کنیم. بخش اول به پرورش دیدگاه مهربانانه‌، بخش دوم به پرورش صفات مهربانانه و نهایتا بخش سوم به تمرین‌های عملی پرورش مهربانی اختصاص دارد.پرورش دیدگاهی مهربانانه‌ترخالصانه به دیگران توجه کنیددر پایه‌ای‌ترین تعریف از مهربانی می‌توان آن را اهمیتی خالصانه دانست که نسبت به دیگران قائل هستیم. اینکه بهترین‌ها را برای دیگران بخواهیم، و بدانیم آنها همان خواسته‌ها، نیازها، انگیزه‌ها و حتی همان ترس‌هایی را دارند که خودمان داریم. مهربانی به معنای خونگرمی، پاسخ‌گو بودن، صبوری، اعتماد، وفاداری و حق‌شناسی است. پیرو فروچی (Piero Ferrucci)، روان‌درمانگر و فیلسوف، مهربانی را به عنوان راهی برای «زندگی آسان‌تر» معرفی می‌کند، زیرا مهربانی انسان را از اسارت نگرش‌های منفی و احساساتی چون تنفر، حسادت، بدگمانی و بازی دادن دیگران آزاد می‌کند. نهایتا مهربانی به معنای اهمیتِ واقعی دادن به «تمام موجودات» است.مهربانی و بخشندگی در قبال دیگران را تمرین کنید. نداشتن مهارت مهربانی، خجالتی بودن و ندانستن اینکه چطور باید به دیگران نزدیک شد تنها زمانی رفع می‌شود که دست به عمل بزنید و مسیر را آنقدر ادامه دهید که مهربانی به صفتی ناخودآگاه در شما تبدیل شود.در برابر مهربانی‌تان چیزی مطالبه نکنید. بزرگ‌ترین مهربانی‌ها همان‌هایی هستند که با خود الزامی به همراه نمی‌آورند؛ مهربانی‌هایی که غیرشرطی و بدون توقع هستند.برای کسب منفعت مهربانی نکنیداز مهربانیِ آلوده به فریب دوری کنید. مهربانی به معنای مؤدب بودنِ سودجویانه، بخشندگی حساب‌وکتاب‌شده و ادب و نزاکتِ تصنعی نیست. اگر کسی از مهربانی به عنوان روشی برای بازی دادن دیگران استفاده کند تا خواسته‌هایش را تأمین کنند یا آنها را تحت کنترل بگیرد، دیگر نمی‌توان اسم آن رفتار را مهربانی گذاشت. تظاهر به اینکه فردی برای‌تان مهم است در حالی که تمام مدت احساس خشم یا تحقیر نسبت به او را درون‌تان سرکوب می‌کنید و با گپ‌وگفت‌های از سر باز کنِ رایج بر غضب و ناکامی‌تان از آنها سرپوش می‌گذارید هم مهربانی به شمار نمی‌رود.در نهایت اینکه، مهرطلبی را نباید با مهربانی اشتباه گرفت. مهرطلبی آن دسته از رفتارهایی هستند که برای تسلیم شدن و آب از آب تکان نخوردن طراحی شده‌اند. افراد مهرطلب از هر اقدام رو به جلویی در رابطه دوری می‌کنند زیرا وحشت دارند که مبادا آن رفتار رابطه را نابود کند، در عوض خشم، قهر و کینه‌ی خود را درون‌شان نگه می‌دارند و احساس می‌کنند قربانی شده‌اند.با خودتان مهربان باشیداشتباه برخی از آدم‌ها این است که وقتی دارند به دیگران مهربانی می‌کنند با خودشان رفتار مهربانانه ندارند. ممکن است بخشی از این حالت به دوست نداشتن جنبه‌هایی از وجودمان بازگردد، اما گاهی ریشه‌اش در عدم شناخت از خودمان است. متأسفانه زمانی که از درون محکم نباشید این خطر وجود دارد که مهربانی‌هایتان خالصانه نباشد که بالاتر درباره‌ی اقسام آن حرف زدیم. یا ممکن است دچار فرسودگی و سرخوردگی شوید که چرا دیگران را در اولویت قرار داده‌اید.خودآگاهی به شما کمک می‌کند تا بفهمید منشأ رنج و تعارض‌هایتان چیست. خودآگاهی همچنین توان روبه‌رو‌ شدن با تناقض‌ها و ناهماهنگی‌های درون‌تان را برای‌ شما فراهم می‌کند. به شما فرصت می‌دهد روی جنبه‌های نامطلوب شخصیت‌تان کار کنید. خودآگاهی به همین منوال کمک می‌کند فرد از نسبت دادن جنبه‌های منفی خود (طی مکانیسم فرافکنی) به دیگران دور بماند و بنابراین فرد قدرت لازم را برای داشتن رفتاری مهربانانه با دیگران، درون خود پیدا می‌کند.زمان بیشتری صرف کسب خودآگاهی کنید و از این دانش برای مهربان‌تر بودن با خودتان (با یادآوری اینکه ما همه ضعف‌هایی داریم) و دیگران استفاده کنید. به این طریق به جای اینکه اجازه بدهید ترس‌های درونی‌تان نیاز به فرافکنی درد و رنج را در شما تحریک کند به آنها رسیدگی می‌کنید.به زمانی که برای شناختن خودتان، نیازها و محدودیت‌هایتان صرف می‌کنید به چشم خودخواهی نگاه نکنید. هرچه باشد این پیش‌زمینه‌ی مهمی است که شما را قادر می‌سازد با آگاهی و قدرتی شگرف برای مهربانی به سوی مردم بروید.از خودتان بپرسید که مهربانی با خود چه معنایی دارد. برای بسیاری از افراد مهربان‌تر بودن با خودشان به معنی مشاهده‌ و مراقبه‌ی گفت‌وگوهای درونی و جلوگیری از افکار منفی‌ است.مهربانی را از مهربانان الگو بگیریدبه آدم‌های واقعا مهربان زندگی‌تان فکر کنید و اینکه چه احساسی به شما می‌دهند. آیا حتی فکر کردن به آن‌ها مایه‌ی دلگرمی‌تان نیست؟ شاید به این دلیل باشد که اثر مهربانی باقی می‌ماند و در مواقع رو‌به‌رو شدن با سختی‌ها به افراد دل‌گرمی می‌بخشد. وقتی فردی راهی پیدا می‌کند که به شما به خاطر آنچه که هستید ابراز محبت کند، غیر ممکن است چنین اعتبار و تائید ارزشمندی که نصیب‌تان شده است را فراموش کنید. محبت این افراد تا ابد در وجود شما به حیاتش ادامه می‌دهد.مواقعی را به یاد بیاورید که مهربانی دیگران روز شما را ساخته است. مهربانی آنها چه خصوصیتی داشته که توانسته حس خاص و مهم بودن به شما بدهد؟ آیا آنها کارهایی کرده‌اند که شما هم بتوانید آن‌کارها را از صمیم قلب انجام بدهید؟مهربانی برای سلامتی مفید است ! پس مهربان باشیدبا در پیش گرفتن نگرش مثبت که مهربانی مثالی از آن است، سلامت روانی و شادمانی در فرد افزایش پیدا می‌کند. مهربانی درباره‌ی بخشیدن به دیگران و پذیرا بودن است، مهربانی کردن احساس بهزیستی و ارتباطی را به ما برمی‌گرداند که سلامت روان و وضعیت روحی‌مان را بهبود می‌بخشد.همین که مهربانی، عزت‌ نفس ما را بالا می‌برد، در عین سادگی، به خودی خود پاداشی دائمی و قدرتمند است.تمرکز بر مهربانی را به عادت تبدیل کنیدلئو باباتا (Leo Babauta) می‌گوید مهربانی یک عادت است. عادتی که هرکس می‌تواند در خود پرورش دهد. پیشنهاد او این است که به مدت یک ماه بر مهربانی تمرکز کنید. بعد از تمرین تمرکز هدایت شده، متوجه تغییرات ژرف در زندگی‌تان خواهید شد. نسبت به خودتان احساس بهتری پیدا می‌کنید، و متوجه می‌شوید مردم به شما واکنش متفاوتی دارند، از جمله اینکه با شما رفتار بهتری خواهند داشت. زیرا همان‌طور که او می‌گوید مهربان بودن در طولانی‌مدت با دیگران، تابع قانونِ کارماست (یعنی مردم پاسخ مهربانی شما را نهایتا با مهربانی خواهند داد.)پیشنهادات عملی برای تمرکز بر مهربانی:هر روز برای یک نفر کاری از سر مهربانی انجام دهید. در آغاز روز تصمیمی آگاهانه بگیرید که آن عمل مهربانانه چه خواهد بود. سپس برای انجام دادنش زمان بگذارید.در مراودات خود با دیگران به خصوص با افرادی که معمولا شما را عصبانی، پریشان یا آزرده می‌کنند، مهربان و مشفق باشید و دوستانه رفتار کنید. مهربانی را به عنوان قدرت‌تان به کار ببرید.مهربانی‌های کوچک‌تان را به رفتارهای بزرگ‌تری از شفقت گسترش دهید. انجام کارهای داوطلبانه برای افراد نیازمند و ابتکارعمل به دست گرفتن برای کاهش رنج دیگران نمونه‌هایی از این رفتارهای مشفقانه هستند.برای گسترش مهربانی دعا بخوانید یا مدیتیشن کنید.با همه مهربان باشید نه فقط با آنها که «نیازمند»انددایره‌ی مهربانی خود را گسترش دهید. مهربانی در برخی شرایط کار راحت‌تری برای ماست. مثلا مهربان بودن وقتی به طور ناخودآگاه دچار «مهربانی ترحم‌آمیز» شویم کار آسانی است. مهربانی ترحم‌آمیز که استفانی دوریک (Stephanie Dowrick) آن را بیان کرده به زبان ساده به مهربانی‌ای گفته می‌شود که به مردم شدیدا نیازمند مانند بیماران، فقرا، اقشار آسیب‌پذیر، و آنها که با ایده‌آل‌های ما برای محبت کردن جور هستند ابراز می‌کنیم. مهربانی با آنها که به ما نزدیکند، چه به لحاظ عاطفی مانند (اعضای خانواده یا دوستان) یا به دلایل دیگر مانند (وطن، جنس، نژاد یکسان) هم کار راحت‌تری است تا آنها که هگل فیلسوف معروف از آنها با عنوان «دیگران» یاد می‌کند. ممکن است مهربانی با کسانی که آنها را هم‌پایه‌ی خود یا به عنوان «دیگری» در نظر می‌گیریم دشوارتر باشد اما این کار ارزشش را دارد.در محدود کردن مهربانی به موارد «راحت» اشکالی وجود دارد. در چنین حالتی متوجه نمی‌شویم که لازم است با همه (فارغ از سطح دارایی‌، ارزش‌ها و اعتقادات‌، رفتار و نگرش‌، قومیت و نژاد و شباهتی که به ما دارند) با مهربانی رفتار کنیم.اگر گزینه‌ی مهربانی را تنها برای کسانی انتخاب کنیم که از نظر ما استحقاق آن را دارند بند از سوگیری‌‌ و قضاوت‌ها‌ی‌مان باز کرده‌ایم و صرفا مهربانی مشروط را تمرین می‌کنیم. در حالی که مهربانی اصیل شامل حال تمام موجودات است. گرچه چالشِ عملی کردنِ چنین ایده‌ای درباره‌ی مرزهای مهربانی ممکن است گاهی نیازمند تلاش باشد، هیچ‌گاه ژرفای قدرتی که برای مهربانی اصیل در خود خواهید یافت به پایان نمی‌رسد.اگر مهربان بودن با فردی را تنها به این دلیل به تأخیر انداخته‌اید که او بدون حمایت یا درک‌ شدن از جانب شما می‌تواند به زندگی خود ادامه دهد، مهربانی گزینشی را انتخاب کرده‌اید. مهربانی اما شامل حال همه می‌شود.قضاوت کردن را به حداقل برسانیداگر واقعا دل‌تان می‌خواهد مهربان باشید لازم است قضاوت‌تان را کنترل کنید. به جای صرف وقت برای انتقاد، برای مثبت بودن و شفقت زمان بگذارید. اگر معمولا دیگران را مملو از اشکال می‌بینید، آرزو می‌کنید که کاش می‌توانستند آدم‌های بهتری باشند، یا احساس می‌کنید اطرافیان‌تان مردمی نیازمند و گیج هستند با چنین نگاهی مهربانی حقیقی را یاد نخواهید گرفت. از قضاوت کردن دست بردارید و در نظر داشته باشید که شما هیچ‌گاه کاملا دیگران را درک نمی‌کنید مگر اینکه یک روز جای آنها زندگی کنید. به جای قضاوت آدم‌ها که چرا بهتر از آنی نیستند که اکنون می‌بینید روی مهربان بودن با آنها تمرکز کنید.اگر آدم قضاوتگری باشید که به غیبت کردن علاقه دارد یا صرفا درباره‌ی آدم‌های دوروبرتان بدگویی کنید، هیچ‌گاه نمی‌توانید قید و شرط‌ها را کنار بگذارید و به دیگران مهر بورزید.مهربان بودن یعنی به جای اینکه از دیگران انتظار داشته باشیم کامل و بی‌نقص باشند به آنها با دید مثبت نگاه کنیم.پرورش صفات مهربانانهبا دیگران رفتاری مشفقانه داشته باشید«مهربان باش، چرا که در زندگی هر انسانی که ملاقات می‌کنی نبرد سختی در جریان است.» مهم است که این جمله را باور کنید. این جمله‌ی منسوب به افلاطون تصدیق می‌کند هر کس در زندگی خود با چالش‌ها و مشکلاتی مواجه است. گاهی وقتی درگیر مشکلات خودمانیم یا از دیگران عصبانی شده‌ایم خیلی راحت این موضوع را فراموش می‌کنیم. پیش از اینکه رفتاری بکنید که دیگری را به نحو منفی تحت تأثیر قرار بدهد یک سؤال ساده از خودتان بپرسید: «آیا این رفتار از سر مهربانی است؟» اگر پاسخ‌تان مثبت نیست یعنی دارد به شما یادآوری می‌کند که رفتار و رویکردتان را بلافاصله تغییر دهید.حتی زمانی که بدترین روز‌های خودتان را سپری می‌کنید به یاد بیاورید که دیگران نیز بلاتکلیفی، رنج، سختی، ناراحتی، ناامیدی و فقدان را تجربه می‌کنند. چنین کاری به هیچ عنوان احساسات شما را کم‌اهمیت جلوه نمی‌دهد. بلکه موجب می‌شود بفهمید رفتار مردم اغلب از سر آسیب و درد‌ی است که متحمل شده‌اند و نه نشئت گرفته از تمامیت وجودی‌شان. و این مهربانی است که کلید گذر از عواطف منفی و برقراری ارتباط با حقیقتِ درونی آدم‌هاست.انتظار کمال نداشته باشیداگر آدم کمال‌گرا و رقابت‌طلبی باشید یا با احساس اضطرار زندگی کنید اغلب این مهربانی با خودتان است که قربانی بلندپروازی‌ها و سرعت بالا ‌می‌شود و البته قربانی ترس شما از اینکه تنبل یا خودخواه به نظر برسید. به یاد داشته باشید وقتی کارها آن‌طور که می‌خواهید پیش نمی‌رود کمی آرام‌تر حرکت کنید و خودتان را ببخشید.از اشتباهات‌تان درس بگیرید نه اینکه دائما خودتان را سرزنش و با دیگران مقایسه کنید. از مسیر شفقت نسبت به خود می‌توانید با نوری که شفقت در دل‌تان روشن می‌کند به مرور نیاز‌های مردم را هم تشخیص دهید.حضور داشته باشیدبزرگ‌ترین محبت برای دیگران این است که وقتی با آنهاییم در لحظه حضور داشته باشیم. یعنی بادقت به حرف‌هایشان گوش بدهیم و توجه خالصانه‌ای به آنها داشته باشیم. در برنامه‌ریزی‌های روزانه‌تان تجدید نظر کنید و از اینکه آدمی به نظر برسید که همیشه در حال دویدن است دست بردارید. حضور داشتن به معنای در دسترس بودن است و این تنها زمانی امکان دارد که در حال عجله و انجام فشرده‌ی کارها نباشید.کمتر از روش‌های ماشینی و مجازیِ ارتباط با دیگران استفاده کنیدارتباطات ماشینیِ سریع و غیرشخصی مانند پیام‌های تلگرام و ایمیل جای خود را در زندگی دارند، اما تنها راه برقراری ارتباط نیستند. برای ملاقات رو‌‌دررو با افراد یا یک تماس تلفنی زمان بگذارید. به جای ایمیل نامه بفرستید و عزیزی را با زمانی که از سر مهربانی برایش اختصاص داده‌اید تا قلم به دست بگیرید و بنویسید، ‌غافلگیر کنید.شنونده‌ی ماهری باشیددر زمانه‌ی پرسرعت ما، که عجله و مشغولیت داشتن ارزش شناخته می‌شود، و قطع کردن صحبت دیگران چون خیلی سرتان شلوغ است یا باید خیلی سریع جایی باشید کاری معمول است، گوش دادن سخت‌تر از چیزی است که به نظر می‌آید. با این حال تکرار عبارت «سرم شلوغ است.» بهانه‌ی خوبی برای ترک مهربانی نیست. وقتی با کسی حرف می‌زنید، تمرین کنید که با همه‌ی وجودتان به او گوش بسپارید و تا زمانی که بیان تفکرات و داستانش به اتمام برسد واقعا به او توجه کنید.گوش دادن بادقت، برقراری تماس چشمی، اجتناب از هرچه ممکن است در این میانه حواس‌تان را پرت کند و اختصاص زمانی از روزتان به یک نفر، بزرگ‌ترین مهربانی‌ای است که می‌توانید انجام دهید. پیش از اینکه با جواب‌های از قبل آماده حرفی بزنید یا صحبت کسی را قطع کنید برای دریافت کامل آنچه گفته‌اند زمان صرف کنید. به دیگری نشان دهید که شرایط منحصربه‌فردی را که در آن قرار دارد درک می‌کنید و آنجا هستید که حرف‌هایش را بشنوید.شنونده‌ی ماهر بودن به معنای این نیست که باید در حل مشکل هم عالی باشید. گاهی بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید فقط داشتن گوشی برای شنیدن است با علم به اینکه نمی‌دانید او باید چه کاری انجام دهد.خوشبین باشیدشادمانی، لذت و قدرشناسی‌ای که در ذات مهربانی وجود دارد به شما امکان می‌دهد خوبی‌های دیگران و دنیا را ببینید. شما را قادر می‌سازد از میان چالش‌ها، ناامیدی‌ها و بی‌رحمی‌هایی که می‌بینید یا تجربه می‌کنید بگذرید و به طور مداوم باورتان را به انسانیت بازسازی کنید. حفظ نگرش مثبت باعث می‌شود کارهای مهربانانه با لذت و شعف حقیقی انجام شوند تا اینکه صرفا کاری از سر انجام وظیفه باشند. همچنین شوخ‌طبعی موجب می‌شود خودتان را بیش از حد جدی نگیرید و با لحظات متضاد و متناقض زندگی با ایمانی مثبت رو‌به‌رو شوید.نگرش مثبت داشتن همیشه کار راحتی نیست به خصوص اگر روز نکبت‌باری را از سر گذرانده باشید. اما هر فرد با تمرین کافی، تمرکز بر نکات مثبت به جای نکات منفی، فکر کردن به اتفاقات مثبت آینده و زندگی‌ای که شادی آن افزون‌تر از غم‌هایش باشد، می‌تواند مثبت‌اندیشی خود را تقویت کند. جالب اینکه دیدن وجهِ روشن زندگی حتی یک ریال هم خرج ندارد.خوشبین بودن و حفظ مثبت‌اندیشی نه تنها ذهنیت شما را برای مهربانی آماده‌تر می‌کند بلکه برای اطرافیان شما نیز لذت‌بخش است. اگر بیشتر زمان‌تان را به شکایت کردن بگذرانید آوردن شادمانی به جمع اطرافیان‌تان کار سخت‌تری می‌شود.مؤدبانه رفتار کنیدگرچه مؤدب بودن به خودی خود نشانه‌ای از مهربان بودن نیست، ادب خالصانه احترام شما را نسبت به دیگران نشان می‌دهد. ادب راهی مهربانانه برای جلب کردن توجه سایرین و رساندن پیام‌ است. راه‌های ساده برای مؤدبانه رفتار کردن عبارت است از:خواسته‌ها و پاسخ‌هایتان را دوباره جمله‌بندی کنید. برای مثال به جای: «می‌تونم این کار رو بکنم؟» بگویید: «امکانش هست که این کار رو انجام بدم؟» یا به جای: «این درست نیست.» بگویید: «تعجب کردم.» و به جای: «منظوم این نبود.» بگویید: «بذار یه جور دیگه برات توضیح بدم.»رفتاری بسیار مؤدبانه از خود نشان دهید. در را برای مردم باز نگه دارید.رفتارهای خیلی عوامانه از خود نشان ندهید، و با غریبه‌ها خیلی صمیمی نشوید.از دیگران صادقانه تعریف کنید.مقاله‌ی ما را درباره‌ی اینکه چطور آدم باملاحظه‌ای باشید بخوانید.شکرگزار باشیدبرای آدم‌های واقعا مهربان تشکر کردن کار ساده‌ای است. آنها هیچ کاری را وظیفه‌ی دیگران نمی‌دانند و همیشه از آنها تشکر می‌کنند. آنها می‌دانند که چطور باید بگویند «متشکرم» و واقعا این منظور را دارند. آنها از نوشتن و تلفن برای رساندن پیام تشکرشان استفاده می‌کنند. آدم‌های قدردان علاوه بر این وقتی کسی روزشان را می‌سازد از او تشکر می‌کنند به جای اینکه تنها وقتی لب به تشکر باز کنند که کار به خصوصی برای‌شان انجام شده باشد. اگر عادت تشکر کردن از اطرافیان را در خود پرورش دهیم می‌بینیم که مهربان‌تر شده‌ایم.اگر به همه‌ی چیزهای خوبی که دیگران برای‌تان انجام می‌دهند توجه کنید آن وقت برای انجام کارهای خوب برای آنها آماده‌تر می‌شوید. با آگاه شدن از اینکه چطور مهربانی دیگران احساسات شما را تحت تأثیر قرار داده بیشتر برای گسترش عشق در دنیا تمایل پیدا می‌کنید.تمرین‌های عملی مهربانیحیوانات و موجودات زنده را دوست بداریددوست داشتن حیوانات و مراقبت از آنها یک تمرین عملی برای مهربانی است. هیچ چیز شما را برای مراقبت کردن از جانوران گونه‌های دیگر مجبور نمی‌کند به خصوص در دوره‌ای که ابزارهای سلطه‌ی انسان بر جانوران این چنین قدرتمندند. اما هنوز توجه و احترام به یک جاندار به خاطر ارزش وجودی‌ای که دارد نشانه‌ای از مهربانیِ عمیق است. همچنین احترام به طبیعتی که از بقای ما حمایت کرده و ما را پرورش می‌دهد علاوه بر این که عملی از سر مهربانی است توجیه‌پذیر نیز هست. با این نگرش به طبیعت اطمینان پیدا می‌کنیم مؤلفه‌هایی که برای تأمین زندگی سالم به آنها نیاز داریم را نابود نمی‌کنیم.از حیوانات نگهداری کنید. چه پذیرفتن حیوان خانگی چه مراقبت از دیگر حیوانات در طبیعت مهربانی‌ای است که با ورود موجودی دیگر به زندگی‌تان برای شما شادمانی به ارمغان می‌آورد.مسئول نگهداری حیواناتی باشید که به سرپناه موقت احتیاج دارند. به دوستان‌تان اطمینان بدهید زمانی که حضور ندارند فردی مهربان و مراقبی خوب برای نگهداری حیوان خانگی آنها هستید.به حیواناتی که نگهداری می‌کنید احترام بگذارید. انسان «مالک» حیوانات نیست، بلکه ما در جایگاهی هستیم که مسئول بهزیستی و مراقبت از آنهاییم.برای بهسازی بخش‌هایی از محل زندگی‌تان با هم‌محلی‌ها همراه شوید. با خانواده، دوستان یا به تنهایی به دل طبیعت بروید و با دنیایی که بخشی از آن هستید ارتباط صمیمانه برقرار کنید. عشق‌تان به طبیعت را با دیگران شریک شوید تا حس مرتبط بودن با طبیعت را در آنها بیدار کنید.با دیگران شریک شویدآدم‌های مهربان از شریک شدن با بقیه‌ی آدم‌ها لذت می‌برند. می‌توانید ژاکت محبوب‌تان، نیمی از خوراک خوشمزه‌ای که دارید یا حتی توصیه‌ای شغلی به فردی جوان‌تر را با مردم شریک شوید. نکته‌ی مهم این است که چیزی را به اشتراک می‌گذارید که واقعا برای‌تان مهم است نه صرفا چیزی که واقعا به آن احتیاجی نداشته‌اید. قرض دادن ژاکت مورد علاقه‌تان به یک دوست معنای بیشتری دارد تا یک لباس کهنه‌ی ردکردنی که هیچ‌گاه قصد پوشیدنش را نداشته‌اید. شریک شدن با دیگران از شما آدمی بخشنده‌تر و درنتیجه مهربان‌تر می‌سازد.به دنبال آدم‌هایی که از آنچه شما دارید نفع می‌برند بگردید. ممکن است این آدم‌ها چیزی از شما طلب نکنند اما شما می‌توانید پیش از اینکه خواسته‌شان را به زبان بیاورند نیازشان را برآورده کنید.بیشتر لبخند بزنیدلبخند زدن یک عمل مهربانانه‌ی ساده است. عادت لبخند زدن به غریبه‌ها یا دوستان وآشنایان را تمرین کنید. گرچه نیازی نیست با لبخند دائمی و تصنعی روی صورت این طرف و آن طرف بروید، وقتی به دیگران لبخند بزنید آنها در جواب به شما لبخند خواهند زد و حتی شده کمی لذت به زندگی‌شان می‌آورد. فایده‌ی دیگر این است که لبخند می‌تواند با فریب مغز باعث شود احساس شادی بیشتری از قبل پیدا کنید. با لبخند شما همه سود می‌برند. و در این فرایند ظرفیت مهرورزی شما رشد می‌کند.لبخند زدن باعث می‌شود دیگران در حضورتان احساس راحتی کنند. همچنین شما را شخصیتی نشان می‌دهد که می‌شود به او نزدیک شد و این خود راه دیگری برای مهربان بودن است. داشتن برخوردی خوشایند با دیگران و حتی امتحان لبخند زدن به آدم‌هایی که نمی‌شناسید راه دیگری برای مهربان بودن است.علاقه به دیگران را در خود رشد دهیدآدم‌های واقعا مهربان خالصانه به دیگران علاقه دارند. مهربانی این آدم‌ها برای به دست آوردن چیزی یا فراهم کردن موقعیت برای خودشان نیست. مهربانی آنها به دلیل اهمیت واقعی‌ای است که برای دیگران، شادی و سلامت آنها قائلند. برای مهربان‌تر بودن سعی کنید به دیگران بیشتر اهمیت بدهید و با مواظبت کردن، سؤال پرسیدن و توجه کردن به آنها این اهمیت دادن را در عمل نشان‌شان دهید. می‌توانید از این راهکارها برای علاقه‌مند شدن به دیگران استفاده کنید:حال‌شان را بپرسید و اینکه واقعا چه حالی دارند برای‌تان مهم باشد.از آنها درباره‌ی علائق، سرگرمی‌ها و خانواده‌شان سؤال کنید.اگر اتفاق مهمی در زندگی کسی که برایش اهمیت قائلید رخ داده از او بپرسید کارها چطور پیش رفته است.اگر مصاحبه یا امتحانی دارد برایش آرزو موفقیت و دعای خیر کنید.وقتی با مردم حرف می‌زنید، بگذارید حداقل نیمی از زمان را آنها حرف بزنند. در مکالمه بیشتر روی دیگری تمرکز کنید تا خودتان و حاکم مکالمه نباشید.وقتی با دیگران صحبت می‌کنید حفظ تماس چشمی را فراموش نکنید و گوشی همراه‌تان را کنار بگذارید. نشان دهید که اولویتِ اولِ شما هستند.بی‌دلیل به یک دوست زنگ بزنیدبرای زنگ زدن به یک دوستِ خوب همیشه به دلیل نیاز ندارید. هدف‌گذاری کنید که هر هفته تنها برای احوال‌پرسی و خبر گرفتن به یک دوست یا حتی دوستان بیشتری زنگ بزنید. برای برنامه‌ی مشترک ریختن یا پرسیدن چیزی خاص تماس نگیرید. تنها به این دلیل که دل‌تان برایش تنگ شده یا به یادش افتاده‌اید این کار را بکنید. برقراری تماس با دوستان‌تان بدون اینکه کار خاصی با آنها داشته باشید به آنها احساس مهم بودن و به شما احساس خوب می‌دهد. این کار مهربانی و باملاحظه بودن شما را می‌رساند.اگر سرتان شلوغ است می‌توانید با تبریک تولد به آنها آغاز کنید. تنبلی نکنید و پیامی نوشتاری یا حتی یک پست در فیس‌بوک‌شان بگذارید، اما اگر می‌خواهید به او زنگ بزنید این کار را از صمیم قلب‌تان انجام دهید.دارایی‌های‌تان را به دیگران هدیه دهیدراه دیگر مهربان بودن اهدای برخی از دارایی‌هایتان به خیریه‌هاست. به جای دور انداختن وسایل قدیمی یا فروش آنها به قیمت پایین، وسایلی که احتیاج ندارید را با یک نیت خوب اهدا کنید. اگر لباس، کتاب یا وسایل دیگری در خانه دارید که وضعیت خوبی دارند، عادت اهدای آنها به خیریه به جای انباشتن یا دورانداختن راهی عالی برای انتشار مهربانی به دیگران است.اگر لباس یا کتابی دارید و فردی که می‌شناسید به آنها احتیاج دارد برای بخشیدن آنها به او خجالت نکشید. این هم راهی برای مهربانی است.با مهربانی کردن، زندگی‌تان را متحول کنیدتغییر نحوه‌ی زندگی و نوع نگاه به زندگی ممکن است شما را بترساند. اما به یاد بسپارید نویسنده‌ی انگلیسی آلدس هاکسلی (Aldous Huxley) برای متحول کردن زندگی گفته است: «مردم اغلب از من می‌پرسد مؤثرترین تکنیک برای متحول کردن زندگی‌شان چیست. کمی خجالت می‌کشم که بعد از سال‌های سال تحقیق و آزمایش بگویم بهترین جواب این است که کمی مهربان‌تر باشید.» نتیجه‌ی تحقیقات طولانی‌مدت هاکسلی را جدی بگیرید و اجازه دهید مهربانی زندگی شما را متحول کند. بگذارید مهربانی بر همه‌ی احساسات و اعمالِ از سر خشونت، نفرت، تحقیر، عصبانیت، ترس و حقیرانگاشتنِ خود پیروز شود و نیرویی را که به واسطه‌ی ناامیدی از بین رفته بود را دوباره زنده کند.از طریق مهربانی با تصدیق این موضوع که توجه و مراقبت از دیگران، محیط‌ زیست و خودتان روش صحیح زندگی کردن است موضع‌ خود را نشان می‌دهید. مهربانی درباره‌ی تأثیر آنی نیست بلکه انتخابی از سبک زندگی است، آهنگی موزون و زمزمه‌ای است که با تک تک آنچه می‌گویید و انجام می‌دهید در هم آمیخته است.از گذر مهربانی است که نگرانی درباره‌ی دارایی بیشتر دیگران، لیاقت بیشتر یا کمتر یا برتری و کهتری آنها به نسبت شما رنگ می‌بازد. در عوض مهربانی برای هر کس، از جمله خود شما، ارزش قائل است.بزرگ‌ترین م برای دیگران این است که وقتی با آنهاییم در لحظه حضور داشته باشیم. یعنی بادقت به حرف‌هایشان گوش بدهیم و توجه خالصانه‌ای به آنها داشته باشیم. در برنامه‌ریزی‌های روزانه‌تان تجدید نظر کنید و از اینکه آدمی به نظر برسید که همیشه در حال دویدن است دست بردارید. حضور داشتن به معنای در دسترس بودن است و این تنها زمانی امکان دارد که در حال عجله و انجام فشرده‌ی کارها نباشید.</description>
                <category>موفقیت !</category>
                <author>imandeveloperweb</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jul 2020 01:09:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودآگاهی چیست و چگونه می‌توانیم به آن برسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Know-everything/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%85-elphgsd3pwbq</link>
                <description> فکر می‌کنید چقدر خودتان را می‌شناسید؟ حتما می‌گویید خیلی زیاد، اما منصفانه‌تر که فکر کنید خواهید دید واقعیت چیز دیگری است. بسیاری از ما با این توهم زندگی می‌کنیم که خودمان را خوب می‌شناسیم و از دانستن درباره‌ی خودآگاهی و سایر موضوعاتی که به شناخت خود کمک می‌کنند، بی‌نیاز هستیم. حال آنکه اغلب ما درک واضحی از خودمان و اهداف‌مان نداریم و دقیقا به همین دلیل در تصمیم‌گیری‌ها دچار اشتباه می‌شویم. در ادامه با ما همراه باشید تا با مفهوم و اهمیت خودآگاهی آشنا شوید و چند تمرین ساده و مؤثر در بهبود خودآگاهی را یاد بگیرید.خودآگاهی چیست و چه اهمیتی دارد؟خودآگاهی عبارت است از توانایی شناخت و درک نیازها، امیال، نقاط ضعف، عادات و هر جنبه‌ی دیگری که به‌ طرز رفتار یک فرد شکل می‌دهند. این توانایی در برخی منابع با عنوان خودشناسی و خودکاوی نیز معرفی شده است.خودآگاهی بخش اعظمی از مباحث درمانی و نیز فلسفی را به خود اختصاص می‌دهد. خودآگاهی همچنین مبنای جنبشِ خودسنجی (quantified-self movement) است. به اعتقاد پیروان این جنبش، افراد می‌توانند با بهره‌گیری از فناوری به جمع‌آوری اطلاعات پیرامون متغیرهای مختلفِ زندگی روزمره‌ بپردازند و کیفیت زندگی خود را از طریق ارزیابی اطلاعات جمع‌آوری‌شده بهبود ببخشند.گوردون مارینو (Gordon Marino)، استاد فلسفه‌ی کالج سِنت اولاف، در مقاله‌ای در نیویورک تایمز می‌نویسد:شعار سقراط این بود که «خودت را بشناس». بر خلاف تصور بسیاری از فلاسفه، خودشناسی فقط به خودآزمایی عقلانی محدود نمی‌شود، بلکه مستلزم شناخت احساسات خویشتن است. به تجربه دریافتم فلاسفه به‌طور کلی از لحاظ احساسی افراد سازش‌پذیری نیستند. بسیاری از این افراد با فراز و نشیب‌های احساسی به‌گونه‌ای مواجه می‌شوند که گویی این هیجانات چیزی جز موانع عقلانیت نیستند، در حالی که فروید بیش از حکیمان آتن به اهمیت اخلاقی خود پیدایی احساسی توجه دارد. فروید با زبانی که به تراژدی‌نویسان یونانی می‌ماند، اما شعرگونه نیست، یادآور می‌شود همبستگی با طیف وسیع احساسات امری بس دشوار است.اساسا هر چه بیشتر به احساسات و اعمال‌تان دقت کنید، بهتر می‌توانید علت اعمال خود را درک کنید. هر چه بیشتر درباره‌ی عادات‌تان بدانید، راحت‌تر می‌توانید خودتان را اصلاح کنید. در بسیاری موارد، این شناخت به کندوکاو چندان پیچیده‌ای نیاز ندارد. «یادگیری دوحلقه‌ای» (double-loop learning) از جمله روش‌های خودآگاهی است که در مقاله‌ای در نیویورک تایمز منتشر شده است:یادگیری دوحلقه‌ای یک رویکرد شناختیِ نه چندان رایج، اما بسیار تأثیرگذار است که کریس آرگیریس (Chris Argyris)، نظریه‌پرداز کسب‌و‌کار، مطرح کرد. در این روش باید رویکرد خود را از تمامی جهات شامل روش‌‌ها، تعصبات و نیز پنداشت‌هایی که عمیقا باورشان داریم، مورد پرسش قرار دهیم. این روش خودآزمایی که به لحاظ روانشناسی جزئی‌نگرانه‌تر شناخته می‌شود، مستلزم آن است که باورهای‌ خود را به چالش بکشیم و جرأت پیدا کنیم بر اساس اطلاعات حاصل از این خودآزمایی، حرکتی از خودمان نشان دهیم تا شاید بتوانیم درباره‌ی زندگی و اهداف‌مان به طرز متفاوت‌تری بیندیشیم.امروزه به مدد گسترش اینترنت، مردم به آسانی به حجم انبوهی از اطلاعات دسترسی دارند و می‌توانند بسیاری مطالب رایگان را با موضوع رشد و توسعه‌ی فردی، مثلا راهکارهای افزایش بهره‌وری یا عادات افراد موفق در وب‌سایت‌های مختلف مطالعه کنند، اما برای اینکه بتوانید نکات آموزنده‌ی این قبیل مطالب را در زندگی واقعی به کار ببندید، قبل از هر چیزی باید خودتان را خوب بشناسید.تورین کلوسوسکی (Thorin Klosowski)، نویسنده‌ی اصلی مطلبی که اکنون در حال خواندنش هستید، به خاطره‌ی جالبی اشاره می‌کند که تعریفش خالی از لطف نیست:وقتی به کالج می‌رفتم، عادت داشتم شب‌ها تا دیروقت بیدار بمانم و روی مقالاتم کار کنم. آن روزها اتاقم همیشه ریخت‌و‌پاش بود و میز تحریرم هرگز سروسامان نداشت. چه شب‌های زیادی که بی‌خوابی کشیدم! هر روز احساس بدی داشتم و مقالاتی هم که می‌نوشتم، افتضاح بودند. فکر می‌کردم آدمِ شب هستم، چون شب‌زنده‌داری به نظرم خیلی خلاقانه می‌آمد، اما در مورد من نتیجه‌بخش نبود.هنوز هم می‌توانم تا نیمه‌های شب پشت یک میز نامرتب بنشینم و بنویسم، ولی حالا خوب می‌دانم که با این رویه هیچ پیشرفتی نخواهم کرد. بالاخره فهمیدم اگر میز تحریرم مرتب باشد و صبح اولِ وقت کار کنم، نتیجه‌ی قابل قبول‌تری می‌گیرم، اما سال‌ها طول کشید تا به این باور برسم. همیشه فکر می‌کردم شب‌کاری برایم مناسب‌تر است، چرا که هرگز به خودم فرصت فکر کردن درباره‌ی شخصیتم را نداده بودم و نمی‌خواستم روشم را عوض کنم، اما یک‌بار که این کار را کردم و دیگر حاضر نیستم به رویه‌ی قبلی برگردم.خودآگاهی معجزه نمی‌کندشاید فکر کنید همین که خودتان را خوب بشناسید، کافی است تا همه‌ی مشکلات‌تان حل شوند، اما این‌طور نیست، چراکه خودآگاهی فقط قدم اول است. ذهن ما انسان‌ها به قدری انباشته از تعصبات است که در برابرشان ناتوان هستیم و این تعصبات، تصمیمات‌مان را تحت تأثیر قرار می‌دهند.دنیل کانمن (Daniel Kahneman) در کتاب تفکر، سریع و کُند به این نکته اشاره می‌کند که حتی پس از سال‌ها مطالعه‌ی تعصبات و مبانی تصمیم‌گیری‌ هنوز هم تمامی خطاهای گذشته‌ را تکرار می‌کند:به جز برخی نتایجی که فکر می‌کنم بیشتر حاصل افزایش سن هستند، تفکر شهودی من هنوز هم مانند دورانی است که مطالعه‌ی این موضوع را شروع نکرده بودم؛ مستعد اعتماد به نفس کاذب، پیش‌بینی‌های افراطی و دُژانگاری برنامه‌ریزی. فقط در توانایی شناسایی موقعیت‌هایی که احتمال بروز خطا دارند، بهبود یافته‌ام…، اما در شناسایی خطاهای دیگران خیلی بیشتر از شناسایی خطاهای خودم پیشرفت کرده‌ام.کانمن در یکی از سخنرانی‌های تِد اضافه می‌کند، یادآوری وقایع گذشته همیشه به‌صورت کاملا دقیق امکان‌پذیر نیست، پس حتی اگر زمان بسیار زیادی را صرف ارزیابی گذشته‌ی خود کنیم، باز هم تصویر مخدوشی از وقایع را تجسم خواهیم کرد.در همین راستا، عده‌ای از پژوهشگران حوزه‌ی روانشناسی معتقدند ما انسان‌ها به قدری نقطه‌ی کور داریم که رسیدن به خودآگاهی اغلب امکان‌پذیر نیست. به‌طورکلی عادت کرده‌ایم بر یک خودانگاره‌ی خاص تا جایی مداومت کنیم که دیگر متوجه خطاهای‌مان نشویم.کلوسوسکی در ادامه‌ی خاطره‌ای که خواندید، دقیقا به همین مشکل اشاره می‌کند:من خودم را آدمِ شب می‌دانستم و هرگز به کار کردن در صبح فکر هم نکرده بودم. سال‌هاست که از این دست مکاشفات، زیاد داشته‌ام. وقتی طلاق گرفتم، تازه فهمیدم آن‌قدرها هم که خودم فکر می‌کردم در برقراری ارتباط با دیگران توانا نیستم. چقدر دست به آزمون‌ و خطا زدم تا بفهمم چه جور آدمی هستم! هنوز هم اشتباهات زیادی مرتکب می‌شوم و اغلب اوقات اصلا متوجه اعمالم نیستم، اما حداقل یک چیز را خوب می‌دانم و آن اینکه چه زمانی از روز برای کار کردنم مناسب‌تر است.تمرینات خودآگاهیقضاوت بی‌طرفانهاینکه خودتان را بی‌طرفانه بنگرید کار ساده‌ای نیست، اما ارزش امتحان کردن دارد. هدف این تمرین، نقد و بررسی تصمیمات‌تان است. حتی می‌توانید با دوستان مورد اعتمادتان صحبت کنید و انتقادات‌شان را بشنوید.نوشتن بیانیهخودبهبودی مهم‌ترین هدف خودآگاهی است. برای اینکه به خودبهبودی برسید، باید هدف داشته باشید. اگر در پیدا کردن اهداف‌تان مشکل دارید، از جمله راهکارهای پیشنهادی این است که برای خودتان یک بیانیه یا مانیفست بنویسید تا راحت‌تر بتوانید اهداف‌تان را تشخیص دهید.ثبت وقایع روزانهبرای اینکه خودتان را دقیق‌تر مورد ارزیابی قرار دهید، توصیه می‌شود وقایع روزمره خود را یادداشت کنید، به این ترتیب راحت‌تر می‌توانید اعمال‌تان را بررسی کنید و خطاهای‌ خود را بشناسید. اگر وقت بگذارید و اموری از قبیل غذا خوردن یا مثلا خوابیدن را هم یادداشت کنید، به جزئیات بیشتری برای انجام اصلاحات دسترسی خواهید داشت. همچنین اگر به دنبال درک عمیق‌تری از مهارت‌های تصمیم‌گیری خود هستید، توصیه می‌شود پیامدهای تصمیمات‌ خود را هم در دفترچه‌ای بنویسید و سپس این نوشته‌ها را بعد از ۹ یا ۱۰ ماه مرور کنید تا ببینید چقدر از پیش‌بینی‌هایتان درست از آب درآمده‌اند.خودبازنگریدر تمرین خودبازنگری می‌توانید به جای فکر کردن به اینکه چطور خودتان را پرورش دهید، به این فکر کنید که مثلا مافوق‌تان چه انتظاراتی از عملکرد شغلی شما دارد یا همکاران‌تان چه چیزهایی در موردتان می‌گویند. به این ترتیب یاد می‌گیرید خودتان را از زاویه‌ی دید اشخاص دیگر ببینید و درک بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید.رسیدن به خودآگاهیِ کامل و اصلاح تمامی تعصبات شناختی بی‌نهایت دشوار است، اما این دشواری نباید باعث دست کشیدن از تلاش شود. درست است که نمی‌شود تک‌تک مشکلات زندگی‌تان را حل کنید، اما با انجام همین تمرینات ساده و ایجاد تغییرات جزئی نیز می‌توانید کیفیت زندگی خود را تا حدی بهبود ببخشید.منبع : lifehacker.com</description>
                <category>موفقیت !</category>
                <author>imandeveloperweb</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jul 2020 00:17:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آزادی در اسارت</title>
                <link>https://virgool.io/Know-everything/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA-kdjjdreilmff</link>
                <description>در اتاق نشسته و فارغ از دنیای واقعی، غرق در رویا مشغول نوشتن بودم که ناگهان صدایی رشته افکارم را پاره کرد. خدای من این دیگر چه صدایی است! وحشت تمام وجودم را گرفته بود، به نظر می‌رسید کسی وارد خانه شده است. خشکم زده بود و نمی‌دانستم چه کاری باید انجام دهم. صدا دوباره تکرار شد، به خودم آمدم و با ترس و وحشت از جا بلند شدم. عرق سردی بر پیشانیم نشسته و پاهایم می‌لرزید، قلبم در دهانم می‌تپید. با هزار زحمت و تکه دادن به نردها طول راه‌رو را طی کردم، روی پا نشسته و از بالا به پایین نگاه کردم، کسی را ندیدم. با پاهای لرزان خود را به پایین پله‌ها رساندم. او را دیدم، همان که ترس و وحشت بسیار به جانم انداخته بود، او خود بیشتر از من ترسیده بود و مدام به شیشه می‌خورد! یاکریم بیچاره که به اشتباه وارد خانه شده بود حال نمی‌توانست از پنجره خارج شود. دوستش نیز از بیرون، لب پنجره نشسته و شاهد تلاش‌های او بود! یا شاید به او انگیزه مقاومت و سعی دوباره می‌داد. نمی‌دانستم خوشحال باشم یا عصبانی، خوشحال از اینکه فرد مهاجم یک پرنده بود و عصبانی از ترس و وحشتی که به جانم انداخته بود! هر دو ترسیده بودیم، من از ورود بدون اجازه او به منزلم و او از وارد شدن اشتباهی به حریم زندگی آدمیزاد! هر دو در تلاش بودیم، او برای رهایی از چنگال انسان و من برای بیرون کردن او از منزل؛ کدام یک انگیزه بیشتری برای مبارزه داشت!؟ برد با چه کسی بود؟! با او که برای آزادی‌اش می‌جنگید و یا من که برای حفظ حریمم از تهاجم پرنده مهاجم، مبارزه می‌کردم!همین چند وقت پیش بود که با پرنده دیگری روبه‌رو شدم. از دیدن او هم ترسیدم! نه اینکه من آدم ترسویی باشم یا فوبیای پرنده داشته باشم، نه! ترسیدم چون او در وضعیت نامناسبی قرار داشت. زیر آلاچیق او را دیدم، مثل موش آب کشیده بر خود می‌لرزید و توان ایستادن نداشت، پرنده بیچاره درون استخر در حال غرق شدن بود که پدر او را نجات داد. او را درون حوله پیچیدیم اما فایده‌ای نداشت. معلوم نبود چه مدت در آب بوده، رمقی برای او باقی نمانده بود. چیزی بر روی بالش توجه‌ام را به خود جلب کرد، یک سنجاق بزرگ بر روی بالش زده شده بود! نمیدانم علت این کار چه بود، شاید آن سنجاق باعث شده کبوتر نتواند به خوبی پرواز کند و به درون استخر سقوط نماید. از دیدن آن سنجاق بسیار ناراحت شدم، چطور انسانی به خود اجازه می‌دهد اینگونه دیگر حیوانات را آزار دهد. چرا آدمیزاد اینقدر خود‌‌خواه است و می‌خواهد تمام موجودات را به تسخیر خود درآورد. پر پرواز پرندگان را می‌چیند و در قفس می‌کند، با به بند کشیدن حیوانات آزادی آنان را سلب می‌کند. آن وقت خود شعار آزادی سر می‌دهد.  انسان حتی به خود نیز رحم نمی‌کند و با حصاری که با افکارش به دور خود می‌کشد، خود را زندانی باورها و عقایدش می‌نماید. با خشک شدن بال‌های کبوتر به وسیله باد گرم سشوار، قدرت به پرنده بینوا باز می‌گشت. بیشتر از قدرت جسمانی، قدرت زیبایی‌اش نمایان می‌شد. شاید این همان دلیلی بود که موجب به اسارت درآمدنش می‌شد. انسان مغرور دوست دارد تمام زیبایی‌ها را دور خود جمع کند و به تملک خود درآورد.مانند ماهی‌های کوچک قرمز که هر سال بر سر سفره‌های هفت سین مهمان چند روزه‌ انسان‌اند و متاسفانه عمر زیادی ندارند. اما در اینجا ماهی‌های قرمز دیگر کوچک نیستند و عمر چند ساله دارند. دلیلش می‌تواند این باشد که آنها شاید در حوض کوچکی اسیر باشند اما انعکاس آسمان بیکران را در حوض کوچک خود دارند، آسمان آبی با تکه های ابرهای سفید بر روی آب؛ که برای آنان تداعی کننده دریاست. ماهی‌های قرمز گرفتار در حوض کوچک &quot;مروارید گاردن&quot; ، اگر نمی‌توانند در آب‌های آزاد باشند، در عوض در آبی بیکران آسمان شنا می‌کنند. چند سالی هست که این ماهی‌های زیبا مهمان این باغ شده‌اند. بیشترشان نیز در همینجا متولد شده‌اند و به زندگی در این حوض خو گرفته‌اند، یا شاید حافظه فراموش کارشان به آنها کمک کرده تا بتوانند خود را با شرایط جدید سازگار نمایند . چه کسی فکر می‌کرد ماهی‌‌های کوچک قرمزی که برای سفره‌های هفت سین خریداری می‌شوند و عمرشان حتی به سیزده بدر هم نمی‌رسد، حالا در این حوض زاد و ولد کنند و به زندگی ادامه دهند. گاهی زندانبان چنان مهربان است که زندانی نه تنها احساس اسارت نمی‌کند، حتی قفس خود را خانه خود می‌داند و به زندگی ادامه می‌دهد. درست است اسارت، اسارت است و فرقی نمی کند اما پذیرش و قبول آنچه که قابل تغییر نیست، انعطاف پذیری و تغییر زاویه دید، موقعیت بهتری را برای او رقم می‌زند. از داشته‌های خود لذت می‌برد و آنها را قربانی نداشته‌هایش نمی‌کند.  </description>
                <category>موفقیت !</category>
                <author>معصومه دشت گرد</author>
                <pubDate>Wed, 15 Jul 2020 23:38:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خدایی که حواسش به تو هست</title>
                <link>https://virgool.io/Know-everything/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D9%87%D8%B3%D8%AA-dnvd734i9skz</link>
                <description>امروز,یه روز گرم تابستونی دلم خواست بنویسم از...همیشه دلم میخواست و میخواد دنیا رو با عینک بزرگتری ببینم. .وقتی توی خیابون راه میرم یا دارم  توی پارک پیاده روی میکنم به حالت  و چرخش افتادن برگها از روی درختها دقت میکنم. به گربه های بازیگوشی که دنبالت را میافتن یا به صدای اون پرنده ها و حتی کلاغ هایی که از این شاخه به اون شاخه میپرن. صدای وزش باد و تکون لباسم ,موهام که روی صورتم جابجا میشه,حالی که عوض میشه,نگاهی که آدما رو فقط آدم میبینه .فارغ از جنسیت و رنگ پوستو و مذهب.نگاهی که قضاوت گر نیست.به وجود آدمها به عنوان یه حاله ی آگاهی نگاه میکنه.گوشی که صدای تنفس رو میشنوه و قلبی که ضربان شدیدتو کنترل میکنه و تویی که حواست به همه اینا هست و حواسم به چیزایی باشه که دیگران نمیبینن و حس نمیکنن.و وجود آگاه رو بپذیرم که هست خدایی که حواسش به تو و میگم خدایا هوامو داشته باش.</description>
                <category>موفقیت !</category>
                <author>faezehhastam</author>
                <pubDate>Wed, 15 Jul 2020 23:25:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بدون سر</title>
                <link>https://virgool.io/Know-everything/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%B1-siysb760hrfg</link>
                <description>خسته اماز وقتی که رفتی سر در گمم. برگرد بیا من همین جا منتظرتم در خانه مان. اگر آمدی شاید خواب باشم،  منو از خواب بیدار نکن زنگ طبقه بالا رو بزن.  خیلی وقته که راحت نخوابیدم. همش کابوس می بینم ولی اينبار خواب خوش تو رو می بینم.  کنار ساحل نشستیم و به غروب خورشید نگاه می کنیم تو سرت رو روی شونه من گذاشتی و من از آینده برات می گم... صدای زنگ در مياد.مگه نگفتم زنگ در طبقه بالا رو بزن. گوشی آيفون رو بر می دارم و می گم بله و تو چیزی نمی گی چون که اصلا تو نیستی. پیک برام پیتزا آورده. </description>
                <category>موفقیت !</category>
                <author>Pejman Sinaei</author>
                <pubDate>Wed, 15 Jul 2020 23:23:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقشه راه فرانت اند کار شدن</title>
                <link>https://virgool.io/Know-everything/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-jxchyabaewld</link>
                <description> نقشه راه فرانت اند کار شدنتو این پست مسیر فرانت اند کار شدن رو به دوستان عزیز میگم !! اگر دقیقا طبق حرفام پیش برید امکان موفق شدنتون زیاده !! خب دوستان اولین کاری که باید بکنید اینه که برید توی اینترنت سرچ کنید html چیست به همین سادگی ! بعد که مطالبی رو در موردش فهمیدید و تونستید html رو درک کنید سرچ کنید اموزش html چند لینک خوب براتون میزارم برید به صورت رایگان !! حالشو ببرید     سبزلرن رو من بهتون پیشنهاد میکنم مدرسین به صورت مختصر و عالی درس دادند ولی بعضی از نکات رو نگفتند چون میخواهند اون هارو توی دوره ی پیشرفته ی html بگن که دوره ی پولی هست !! https://sabzlearn.ir/product/html-basic-free/ سوالاتمونو از کی بپرسیم؟           خب وقتی در حال یادگیری هستید صد در صد به صوالاتی برخورد میکنید که جوابشون رو نمیدونید !!3 روش داره 1- یا میتونید با استفاده از این ایمیل به من ایمیل بزنید تا من جوابتونو بدم imandeveloperweb@gmail.com2- میتونید برید به سایت راکت که این سایت هم سایت خیلی خوبی هست . راکت یک بخش داره مخصوص مشکلات و بحث ها !! میتونید از اون بخش به صورت رایگان مشورت بگیرید و سوالاتتونو اونجا مطرح کنید تا افراد دیگه هم به شما کمک کنند!! اما سایت راکت یک بخش هم برای اموزش html داره که پیشنهاد میکنم یک سری به این اموزشش بزنید !! https://roocket.ir/series/learn-html3- میتونیید از اشنایان هودتون یا فامیل هاتون هم کمک بگبیرید !!خب و بعد از اینکه html رو یاد گرفتید باید چند تا پروژه ساده بنویسید تا وقتی که احساس کنید توی html تقریبا حرفه ای شدید هیچ وقت عجول نباشید این نکته خیلی مهمه و خیلی روی نهوه ی یادگیری شما تاثیر داره پس سعی نکنید که زود یاد بگیرید حداقل میتوانید توی یک تا دو هفته اگر روزانه چند ساعت وقت بگزارید یاد بگیرید !!      خب حالا که فکر میکنید توی html تقریبا حرفه ای شدید وقتشه که سری به css بزنید  کافیه سرچ کنید css چیست ! وقتی که css رو درک کردید وقتشه که css رو یاد بگیرید که من هم چند سایت رو بهتون معرفی میکنمتاپ لرن          اولین و بهترین سایت که من خودم به شخصا بهتون پیشنهاد میکنم سایت تاپ لرن هست که استاد های باتجربه ای در این سایت درس میدهند خوبی این سایت این است که بیشتره دوره های اموزشی این سایت رایگان تدریس شند !!! خب پس حتما یکسری به این سایت بزنید خب برای html css پکیج اموزشی ای که دارند به سه دوره تقسیم میشه دوره ی html css مقدماتی  ، دوره ی html css جامع و دورهه ی html css پیشرفته که دوره ی اول و دوم رایگان هستند و پیشنهاد میکنم از دوره ی html css مقدماتی شروع کنید چون هم برایتان مروری خواهد شد و هم مطالبی میگن که توی سایت هایی که برای html معرفی کرده ام نگفته اند پس نگید من که مقدماتی رو بلدم چون هم مطالب جدیدی در این دوره یاد میگیرید هم این دوره طلفیقی از html  و css است !!!  بعد از این که دوره ی html css مقدماتی رو یاد گرفتید میتونیید سری به دوره ی html css جامع بزنید که واقعا جامع هست و از سیر تا پیاز هر تگ رو براتون میگه  در حال حاظر انقدر این دوره جامع هست که هنوز درحال برگزاری هست !! دوره مقدماتی html css  تاپ لرن دوره جامع html css تاپ لرن  دوره پیشرفته html css تاپ لرن  حتما پیشنهاد میکم یک سری به این سایت بزنید و اما اگر نتونستید دوره ی html css  پیشرفته ی تاپ لرن رو تهیه کنید اشکالی نداره چون توی دو دوره ی قبل کل مباحث رو ذکر کردن و در دوره ی html css  پیشرفته بیشتر پروژه مینویسند و اگر هم تهیه کردید چه بهتر !!!   سبز لرن   سایت بعدی سبز لرن هست  که این سایت هم بهتون پیشنهاد میکنم   دوره مقدماتی css سبز لرن                و سایت اخری که میخواهم معرفی کنم برای css دوره ی css راکت هست که در رابطه با راکت با هم صحبت کردیم !راکت   دوره جامع css راکت       خب حالا وقت این رسیده که چند تا پروژه ی ناب برای خودتون بسازید تا اینجای کار میتوان گفت شما 40 درصد راه فرانت اند رو پیش رفتید        بعد از این که روی html css درک بالایی داشتید و تونستید چند پروژه ی دل پزیر رو برای خودتون بسازید وقت فریم ورک های css میرسه میتونید توی سرچ کنید فریمورک زبان برنامه نویسی چیست ؟ و مطالبی رو بدست بیارید دوستان فریم ورک خیلی مهمه چون میتونه کار شما رو چند برابر اسان تر بکنه !! خب ، حالا میتونید به سراغ یادگیری فریم ورک ها برید که من به این ترتیب به شما پیشنهاد میکنم که پیش برید  فریمورک flexbox  این فریم ورک نقش بسیار بالای در نهوه ی چینش باکس های شما یا اندازه ی سایت های شما دارد اگر html  و css کار کرده اید حتما متوجه شده اید که وقتی میخواهیم به یک  ایتم float بدهیم به باگ هایی میرسیم که واقعا شمارو از این کار ناامید میکند اما flexbox همه ی این کار هارو راحت کرده و یک فرانت اند کار باید به شخصه این فریم ورک رو بلد باشه اگر در سایت های ذکر شده یعنی تاپ لرن و راکت جستجویی کنید و به عنوان مثال flexbox رو سرچ کنید مدرسین با تجربه به صورت رایگان برای شما عزیزان دوره هایی تهیه کرده اند.فریمورک css gridمیتوان گفت css grid نثل پیشرفته تر flexbox است !اما شما اگر flexbox هم یاد بگیرید کافیه و نیازی به css grid نیست ولی اگر میخواهید در فرانت اند پیشرفته تر کد بنویسید و سرعت کار برای شما مهم است پیشنهاد میکنم css grid را هم یاد  بگیرید !فریمورک bootstrapبه جرعت می توان گفت هر کسی که این فریمورک را بلد نباشد نمیتواند خود را یک web developer بداند !!!این فریمورک انقدر مهم است که به یک نیاز اصلی web developer تبدیل شده است اگر ریسپانسیو سایت برای شما اهمیت دارد بدون شک انتخاب من bootstrap است !منبع اموزشی فریمورک ها سایت تاپ لرن تمام این فریمورک ها را به صورت رایگان در اختیار شما کاربران عزیز قرار داده است!!!پس حتما یک سری به سایت تاپ لرن بزنید !!پیش بردازنده های cssمیتوانید این موضوع را سرچ کنید و اطلاعاتی در مورد این موضوع به دست اورید .در اصل میتوان گفت پیشبردازنده های css برای تمیز تر کردن و سریع تر  نوشتن کد ها به کار میروندمثلا وقتی یک تگ div ساخته ایم که درون ان 100 خط کد css وجود دارد و شاید بسیار بسیار بیشتر !!خب وقتی که ما بخواهیم یک تگ div دیگر بسازیم و همین کد هارا درون ان بریزیم میتوان با کپی پیست کردن ان کد ها این کار را انجام دهیم ولی حال فرض کنید 500 خط کد را نوشته اید ایا میخواهید این خط کد هارا کپی پیست کنید ؟ این کار هم کد های شما را نامرطب میکند و هم حجم پروژه ی شما را بالا میبرد و اگر دنبال یک خط کد در 500 خط کد بگردید واقعا کار عقلانی ای نیست و وقت شمارا میگیرد اما پیش بردازنده ها کار مارا بسیار اسان کرده اند طوری که با یک خط کد ان 500 خط کد را وارد تگ دیگرمان میکنیم و بسیار امکانات بیشتر !!!پیش پردازنده sassیکی از بهترین پیش پردازنده ها و قدرتمند ترین انها sass است که بسیار ساده است ان را میتوان در یک یا دو روز یاد گرفت !!!و باز هم سایت تاپ لرن و راکت این دوره ها را هم به صورت رایگان در اختیار شما گزاشتند !!!پیش پردازنده lessو اما less ،، میتوان گفت رقابت اصلی این پیش بردازنده ها بین sass و less هستند !!افرادی sass را بهتر میدانند و افرادی دیگر less !! من به شخصه از sass استفاده میکنم چون ساده تره و سرعت کار رو هم بالا میبره اما شما هرکدام را که خواستید میتوانید انتخاب و در سایت های ذکر شده یاد بگیرید !!متفرقه ی cssولی css به این امکانات محدود نمیباشد و کارهای دیگیری از جمله انیمیشن سازی هم میتوان با css انجام داد !!یادگیری JavaScriptخب دوستان وقتی همه ی این کار ها رو انجام دادید سر انجام به جاوا اسکریپت میرسید که میتوانیید سرچ کنیید جاوا اسکریپت چیست و از زبان قدرتمند اطلاعاتی کسب کنیدجاوا اسکریپت زبانی بسیار قدرتمند است که امروزه همه ی developerweb ها باید بلد باشند یعنی اگر شما یک full stack هم باشید و JS را بلد نباشید به هیچ عنوان اسم خود را web developer نگزارید چرا که با جاوا اسکریپت هرکاری میتوان کرد شما وقتی جاوا اسکریپت بلد باشید میتوانیید با nodJS سمت سرور را انجام دهید و با فریمورک های بسیار قدرتمند JS میتوانیید هرکاری که بخواهید را انجام دهید .هرچه در مورد حاوا اسکریپت بگم کم گفتم چون واقعا عالی و قدرتمنده شما میتوانیید در سایت سبز لرن و تاپ لرن و راکت و منبع هایی که خودتان سراغ دارید به راحتی JS را یاد بگیرید !!دوستان خود جاوا اسکریپت حداقل 3 ماه طول میکشه که شما کامل یادش بگیرید پس عجله نکنید و با تمرکز و اراده پا به دنیای جاوا اسکریپت بگزارید !!امیدوارم خوشتون اومده باشه سوالی داشتید درخدمتم :))imandeveloperweb@gmail.com</description>
                <category>موفقیت !</category>
                <author>imandeveloperweb</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jun 2020 02:36:25 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>