نویسنده و برنامه نویس
من بر علیه من - نامه ی اول

من بر علیه من، مجموعه ای از نامه هاست. نامه هایی که برای دوستانم می نویسم. دوستانی که نامشان هیچ وقت فاش نمی شود، چه واقعی باشند، چه خیالی.
نامه شماره 1 به دوست شماره 73
سلام. امیدوارم حالت خوب باشد. می دانم که خوب است، منتهی از آنجایی که هیچوقت بخیل نبودم، یک بار دیگر خوب بودنت را آرزو می کنم. شاید بعد ها که این نامه را بخوانی، از خودت بپرسی از کجا این همه اطمینان داشت که حالم خوب است؟ یا من را شماتت کنی که چرا حال بدی هایت را درک نمی کردم.
تنها باید بگویم، اکنون و در این لحظه که این نامه را می نویسم، ایمان لازم و کافی را دارم تا با یقین بگویم حال تو خوب است. هر چه حال تو بهتر می شود، کمتر به یاد من می افتی.
حتی وقتی هزار بار زمزمه می کنم: "چقدر باید اندوه داشت" اهمیتی نمی دهی که یک نفر دارد زیر فشاری که نمی داند از کجاست و برای چه، له می شود و جان می سپارد. درست مانند حالا. حالا که باید باشی و نیستی. حالا که نیاز به بودنت به شدت حس می شود و نیستی.
مگر همین تو نبودی که روزی به دوستی مان افتخار می کردی. قسم می خوردی و آیه می آوردی که پیش این و آن فیس می دهی که دوستی دارم فلان و بهمان؟
خب، پس، اگر می شود دقیق بگو، حالا کجایی؟
بگذار خودم بگویم. از دو حالت خارج نیست.
حالت اول اینکه اوضاع دنیای پیرامون تو آنقدر دشوار و ناگوار شده است که فاصله ای بین دوستی مان ایجاد کرده. در این صورت وای به حالت ( به دلایلی که خودت بهتر می دانی )
و حالت دوم... وای از حالت دوم...
اصلاً نمی خواهم به حالت دوم فکر کنم. حالا که کار به اینجا رسید، به هیچ وجه دلم نمی خواهد نامه را ادامه دهم. نه زیبنده ی توست و نه شایسته ی من.
یک چیز دیگر بگویم و ختم کلام.
تو شایسته این بودی که شماره 1 باشی. منظورم دوست شماره 1 است. به جای آن ترجیح می دهم که جای تو کمی خاص تر باشد. مثلاً عددی که به ذهن کسی نرسد، یا شاید هم دست کسی به آن. عددی خاص مانند عدد 73. به تلافی این عدد، اولین نامه را به تو اختصاص دادم. ( دلایلش به خودم مربوط است با این حال خودت بهتر می دانی)
تا بیش از این، نوشته به بیراهه نرفته بگویمت که تمنا می کنم مانند آنچه سابقاً بودی، بشوی، تا نکته های همین نامه ی به اصطلاح مختصر را متوجه شوی.
از ما که خدا نگهدار...
آبان 1404
مطلبی دیگر از این انتشارات
شاید ...
مطلبی دیگر از این انتشارات
گاهی دلم بهانه ی تو را میگیرد
مطلبی دیگر از این انتشارات
حوصله ندارم عنوان خوب پیدا کنم