و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله . . ..
طبیبان مهاجر

چون مردگان بودیم و آن شب جان گرفتیم / چون کیمیای روح از جانان گرفتیم
بودیم ما افسرده و بدحال و ناخوش / خوش حالی از حال خوش یاران گرفتیم
رفتیم تا پیش طبیبان مهاجر / بر درد بی درمان خود، درمان گرفتیم
این ابیات مربوط به ماه مبارک رمضان و شب قدری است که میهمان دانشجویان عزیز پزشکی در خوابگاه بودم و حال خوش و ساعاتی نغز را در کنار هم و سفری از عالم جسم به جان را تجربه کردیم.
مطلبی دیگر از این انتشارات
بیشترین حسرت بر بزرگترین خسارت
مطلبی دیگر از این انتشارات
فهرست نامه پدر به فرزند
مطلبی دیگر از این انتشارات
عقل و هَوَس