<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات دوستدار شما</title>
        <link>https://virgool.io/Lovingyou/feed</link>
        <description>هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 03:14:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/0v9t7rt18tcf/sjki7j.jpg</url>
            <title>دوستدار شما</title>
            <link>https://virgool.io/Lovingyou</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دلنوشته های تنهایی من</title>
                <link>https://virgool.io/Lovingyou/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D9%86-jhfimytsc8lq</link>
                <description>چقدر خسته ام خدایا نه اینکه کوه کنده باشم نه دل کندامخسته ام ،دیگر در من نفسی نماندهپای سفر ندارمدر من کسی مُردهبه خاک افتاده امناتوانمدادرسی نماندهکسی به فکرمان نیستشهرم در غبار گم شدهوجدان دود شده ، به هوا رفتهدر خیابان کودکی می گریستفریاد می کشیدبه گمانم کودکی اش به یغما رفته !کاش کسی از راه میرسید ،ندا میدادنگران نباش ،هنوز چراغ روشن استکورسویی از امید باقی مانده ……به یادگار بماند</description>
                <category>دوستدار شما</category>
                <author>Alireza Pilehforooshha</author>
                <pubDate>Thu, 05 Sep 2024 16:12:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه زود خاطرها مردند</title>
                <link>https://virgool.io/Lovingyou/%DA%86%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF-fkzvecepgh1l</link>
                <description>چه زود همه چیز خاطره شدچه زود خاطره ها مردنچه زود مرده ها فراموش شدنو چه زود برای فراموش شده هادلامون تنگ شدو چه زود دلای تنگمون سنگ شدنمی خوام خاطره باشمیه خاطره ی به یاد موندنیشاید اگه خاطره ی خوبینداشتیم حداقل بتونیمخاطره های قشنگی بسازیم</description>
                <category>دوستدار شما</category>
                <author>Alireza Pilehforooshha</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2024 04:14:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلتنگی خاطره ها</title>
                <link>https://virgool.io/Lovingyou/%D8%AF%D9%84%D8%AA%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7-dhrpcsxaelnw</link>
                <description>لحظه نبودن نيستن ها ،اگر منت مي نهي بر كلام من ،با حترام سلامت مي گويمو هزار گلپونه بوسه بهچشمانت هديه مي دهم.قابل ناز چشمانت را ندارد.ديرروز يادگاري هايت همدممن شدند و به حرفهاي نگفتهمن گوش دادند و نمی دانم چرا به تمام حرفهایم سکوت تو غلبه می کندو تو لام تا کام بی حرفی .و برايم دلسوزي كردند.البته به روش خودشان كه همانسكوت تكراري بود ويادآوري خاطرات با تو بودن.باز هم ستاره به ستاره جستجويت كردم.ولي نيافتمت.از كهكشان دلسپردگي منخسته شدي كه تاب ماندننياوردي و بي خبر رفتي ؟مهتاب كهكشان نيافتني من ،آنقدر بي تاب ديدنت شده امكه دلتنگي ام را به قاصدك سپردمو به هزار شعر و ترانه رقصانبه سوي تو فرستادم.روزها و شبها به دنبالت آمدندو تو را نديدند. قاصدك هم برنگشت.شايد او هم شيفته نگاه مهربانت شد. نگاه مهربانت شد.باشد،اشكالي ندارد. تو عزيزي ،اگه يه قاصدك هم از من قبول كني ،خودش دنيايي است.كاش ياسهايي كه برايت پرپر شدندو به سويت آمدند،دوست داشتنم را برايت آوازكنند.كاش باران بعد از ظهرهايت،تو را به ياد اشكهاي من بيندازد.هر پرنده سفر كرده اي از تومي خواند و هر غنچه اي كه مي شكفد،نام تو را بر زبان مي آورد.نيم نگاهي به روزهاي تنهايي ام كن ولحظه هاي زرد و بي صدايمرا تو آبي و ترانه باران كن.بگذار باز هم قاصدك ترانه هايمن در هواي دلتنگي تو پرواز كند.همين حوالي بي قراري هاباز هم گلهاي بي تابي شكفته.امشب ، شام غريبان عاشقانهمن و تو است. بهيادت مثل شمع مي سوزمو ذره ذره وجودم آب مي شود.تو هم به ياد بي تابي هايمشمعي روشن كن و بگذار مثل من بسوزد.مهرباني باران ،يادم كن در هر شبي كه بي ستاره شد.</description>
                <category>دوستدار شما</category>
                <author>Alireza Pilehforooshha</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2024 04:07:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهت نمیکنم</title>
                <link>https://virgool.io/Lovingyou/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%D8%AA-%D9%86%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%85-trwqldfupms4</link>
                <description>به یادگار بماندنمی نویسم...نمی نویسم دیگرچون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانیحرف نمی زنم...چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمینگاهت نمی کنم...چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینیصدایت نمی زنم...زیرا اشک های من برای تو بی فایده استفقط می خندم...چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام.</description>
                <category>دوستدار شما</category>
                <author>Alireza Pilehforooshha</author>
                <pubDate>Thu, 22 Aug 2024 20:20:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دست نوشته‌های تنهایی من</title>
                <link>https://virgool.io/Lovingyou/%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D9%86-mkrmfyevc55h</link>
                <description>دچقدر خوشحــ ــال بود شیطــ ــان وقتے سیبــ را چیدم ...گمان مے کرد فریب داده استــ مرانمے دانستــ تو پرسیده بودے :مرا بیشتر دوستــ دارے یا ماندن در بهشــ ــتــ را🌹🍁🌹🍁🥰🥰عشق را رنگ آبی زدمدوست داشتن را قرمزنامردی را سیاهدروغ را سفید !ولی نمی دانم چرا به تو که میرسم نمی دانم مهربانی چه رنگی است . . . ؟</description>
                <category>دوستدار شما</category>
                <author>Alireza Pilehforooshha</author>
                <pubDate>Thu, 22 Aug 2024 19:50:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلم خیلی گرفته</title>
                <link>https://virgool.io/Lovingyou/%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-xkag5j2pfk3s</link>
                <description>به یادگار بمانددلم سخت گرفتهیا من دلم را سخت گرفته امنمی دانم...فقط خوب می دانمحال دلم زیاد خوب نیست...کاش در اورژانس خدا میشدکمی بستریش کنمکنار پنجره فولاد امام رضا (ع)برای شفایشخدایا به خودت قسمطاقتم برای این امتحانسختت تمام شده ...کمکم کن....درمان خستگی روحم باشمگذار قلم صبوری را بر زمین بگذارم...یاریم کن ...سخت محتاجتم خدا</description>
                <category>دوستدار شما</category>
                <author>Alireza Pilehforooshha</author>
                <pubDate>Wed, 21 Aug 2024 17:21:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلنوشته های تنهایی من</title>
                <link>https://virgool.io/Lovingyou/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D9%86-mhmxu3g5ormk</link>
                <description>بماند به یادگاربار سختی ها را به تنهايیبه دوش کشيدنو رنج ها را در سکوتو انزوا ی محض گریستن....و چه تلخ است خندهآن زمان که می خندیتا گريه هايت را پنهان کنیو چه سخت استآرام و بی صدا در درونخود شکستنو چه عجيب است زندگی−همان کودکی که ما رابسان عروسکیبازيچه خود قرار داده وهر زمان به سویی می کشدو تو آن زمان کهرنج ديگران بر اندوهتمی افزايد اما هيچ کساز رنج تو آگاه نيست...،آن زمان که در اوج اندوهپناهی جز سایه گاهدیوار سرد و خاموش نمی يابیآن زمان که بار غصهبر شانه هايت سنگينی می کندو انتظار کمک هيچ گاهبه پايان نمی رسد،آن زمان که آرزوها را درگور سرد خاطرت دفن می کنیو بر چهره ات سيلی می زنیتا زير ضربه های غم،خم به ابرونياوری،آن زمان کهصدای گنگ و مبهم خندهدر گلويت می شکندوبر سربغض های کهنه اتهجوم می آورد امادستی نیست تا گره ازبغض هايت بگشايد،آن زمان که در کوچه پسکوچه های تاريک زندگی اتتک ستاره ایفا نوس راهت نيست،آن زمان که هيچ کس صدایفرياد های بی صدايت را نمی شنود،آن زمان که هيچ کستو را حس نمی کند وآن زمان که هم زبان توهمدل ديگری است....،تنهايی را با تمام وجودحس می کنی.....و چه غم انگيز استدلنوشته های تنهایی من.....</description>
                <category>دوستدار شما</category>
                <author>Alireza Pilehforooshha</author>
                <pubDate>Wed, 21 Aug 2024 17:16:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>