سلام...
حافظه ِ تاریخی
حکیمی همانطور که با مریدانش زیر درختی لم داده بودند گفت ، ای فرزندان آیا ترس کشنده تر است ، یا چیزی که از آن میترسیم؟
مریدان که مثل همیشه فکشان افتاده بود ، هر کدام چیزی گفتند.
حکیم گفت بیایید امتحان کنیم.
یک مار و زنبود بیاورید ، حالا بیایید برویم پیش آن دوستتان که خواب است.
حکیم مار را بر پوست مرید گذاشت و وقتی از شدت گزش از خواب پرید و داد زد ، زنبور را به او نشان دادو گفت نترس فرزندم این زنبور بود که تورا گزیده و با گوجه ای نیشش آرام میشود.
چند ساعت بعد ، زنبور را بر دست مرید گذاشت و وقتی مرید با فریاد از خواب پرید ، مار را به او نشان داد و گفت ، فرزندم بدان که مار تو را گزیده است.مریدِ ناکام از ترس برخود لرزید سرش گیج رفت از دهانش کف آمد و جان بداد!
حکیم ، گفت خوب این پند چون خیلی آموزنده بود متاسفانه تلفات هم داشت...
تزریقِ ترسِ حمله ی امریکا و اسرائیل ، سالهای سال است که از شبکه های مختلفِ ماهواره ای تبلیغ میشود و مردمِ همه ی دنیا باید بپذیرند ، که امریکا یک سلطانِ شکست ناپذیر است و کسی یارای مبارزه با او را ندارد!
این ترس قطعا از خودِ جنگ با امریکا بسیار کشنده تر است.
در این روزهایِ خیلی سریع و پر خبری که گذشت ، علیرغمِ همه ی دروغهایی که سالهای سال بر علیه نیروهای نظامی گفته میشد ، این نیرو نشان داد که در این سالها دانش و علمی قوی و بروزی را در خود ایجاد کرده وگسترش داده است.و توانش حقیقتا بالاست و دروغهایی که موشک ها فتوشاپ مینامیدند خود ، فتوشاپ بودند.
امادقیقا در آستانه ی آن شعارهای طولانی برای از بین بردن ژاندارمِ بی رحم منطقه ، و وقتی دست ایران برتر بود ، ناگهان پشت پرده اتفاقاتی افتاد که حتی صدا و سیما هم نمیدانست چطور باید این تناقض را مدیریت کند.
تنبیهی که میتوانست با کنترلِ تنگه هرمز وراه ندادن کشورهای طرف تخاصمی چون امریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان همراه باشد ، و تلافی ای باشد بر همه ی سالهایی که ما بیخود و بیجهت تحریم شده بودیم.
بستنِ تنگه هرمز به دلیل آنکه کشتیهای تجاری حاوی نفت و فرآورده های نفتی و کالاها هستند کاری است که قطعا از عهده ایران برمی آید.و این فشار میتوانست ، برای همیشه درس عبرتی به همه ی تحریم کنندگان بدهد.دقیقا همان گونه که ترامپ در مقابل مشابه این عمل از طرف یمن کوتاه آمد و فهمید نمیتواند پس یمنی ها و نا امنیِ کشتی ها بربیاید.
کاری که قبلا هم ایران انجام داده بود و موفق شده بود که این کار را انجام بدهد.
ما مردم نمیدانیم چه شد ، که وقتی رهبرِ کشور گفتند نیروهای نظامی دست از سر اسرائیل برنمیدارند ، چطور آتش بس اتفاق افتاد.
آتش بسی که هیچ معنی ای ندارد ، و هیچتظمینی هم ندارد ، آن هم در حالی که هنوز نیروهای اسرائیلی در ایران شناخته نشده اند و گویی این آتش بس آن ها را هم نجات داد.
اگر ایران تا آخر همین هفته بستن تنگه هرمز و ادامه حملات را انجام میداد ، حالمان خیلی بهتر بود.
حال ما الان شبیه کسی است که زنبور ما را گزیده ولی مار نشانمان دادند...
این را بگویم که حافظه ی تاریخی امریکایی ها به دلیل پیروزیه راحتی که با سرخپوستانی داشتند بسیار موضعی قدرت مآبانه است.
امریکایی هایی که با باروت و تفنگ به مقابله با تیروکمان رفته بودند و بی پناهانِ سرخپوست را قتل عام کردند ، همانگونه که اسرائیل همین کار را با غزه و لبنان و با نابغه های جنگی و اتمی ایران و606 کشته ایرانی انجام داد.
اینها در حافظه شان برد باید همیشگی باشد و اینجاست که ترس ما بیشتر است.
جنگ بسیار ویرانگر است ، اما اگر توان داشته باشی و دشمن را نابود نکنی ، این نابودکننده تر است...
راستی یک شهید 35 ساله ِ هم محله ی ما داشت...روحش شاد....
نمیدانم
نمیدانم
نمیدانم...
مطلبی دیگر از این انتشارات
فلسطین یعنی...
مطلبی دیگر از این انتشارات
سالها بر آن عهد قدیمی منتظرم بود...
مطلبی دیگر از این انتشارات
چرا گاهی رنج کشیدن را انتخاب میکنیم؟