همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی ، که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
دیگر نمی بخشم
رفیقم زنگ زده و می گوید ؛ حتی دیگر صدایت هم عوض شده
ده دقیقه از آن خانهء لعنتی بیا بیرون ببینم ات
به گمانم حداقل ده سال زمان لازم است تا دوباره همان آدم سابق شوی ،
ده سال ..
فکر نکنم
خیلی بیشتر لازم است
البته دیگر نمی خواهم به گذشته برگردم
نمی خواهم همان آدم سابق شوم
درون من شکسته و تکه تکه شده
زخمِ خودی
زخمِ دشمن ..
قلبم شرحه شرحه شده
هرکسی ک شهید شد من هم با او مُردم
بدنم پر از ترکش است
ترکش هایی ک به من اصابت نکرده اند
ولی کاش می کردند ..
ولی من عاشق این زخم ها شده ام
میخواهم تا آخر عمر حفظ شان کنم
شماره خیلی ها را از گوشی پاک کرده ام
دیگر نمی خواهم صدایشان را بشنوم
خودم هم باور نمی کنم که چطور این کار را کرده ام
منی که همیشه مراعات شان کرده و همه حرف هایشان را تحمل کرده بودم ،
ولی دیگر نه ..
قلبم به زمان زیادی نیاز دارد تا خودش را ترمیم کند
هرچند که گمان میکنم هیچ وقت ترمیم نخواهد شد
زخم ها هیچ وقت از بین نمی روند
خاطره و رد آنها همیشه باقی می ماند ..
شنیدن صدای آنها و دیدن شان مثل چاقویی است ک در قلبِ پاره پاره ام فرو می رود
من همان سه ماه پیش با همه آن تهمت ها و دروغ ها و جاده صاف کنی ها برای جلاد جان داده بودم
و حالا خاطرات سه ماه پیش با تصویر بهترین انسان هایی ک در جنگ از بین رفتند مقابل چشمانم رژه می روند ..
آن یکی رفیقم میگفت ؛ من با دیدن و شنیدن خبر شهادت ها آنقدر زجر نکشیدم ک آن شب کذایی میان آن جماعتِ مسخ شده تمام فحاشی ها را نسبت ب همین شهدای پاک تحمل کردم
راست می گوید ، راست می گوید ..
من سعی کرده ام از کسی متنفر نشوم
ولی با نهایت احترام ؛ تا مدت زیادی ریختِ جذاب خیلی ها را نخواهم دید :)
بعضی وقت ها با خودم می گویم؛ کاش ضربه ای به مغزم بخورد و حافظه ام بپرد
ولی بعد می گویم ؛ نه نه ! تک تک شان را نباید فراموش کنی ..
سعی میکنم شرایط را عادی جلوه دهم
حالم خوب است و همه چیز عالی پیش می رود
ولی هربار
با بهانه یا بی بهانه
درد ها به سمتم هجوم می آورند
قلبم درد می گیرد و دوباره همه چیز مرور می شود
زخمِ خودی از زخمِ دشمن بدتر است
بخصوص اگر آن خودی به دست دشمن مسخ شده باشد ..
نمی خواهم چیزی را فراموش کنم
حتی اگر زجر بکشم
این زخم ها را به همه نشان خواهم داد
با تک تک شهدا نسوخته ام که فراموش کنم
خون هیچ وقت فراموش نخواهد
و بالاتر از آن وقاحت و تهمت و خیانت و رذالت
نه می بخشم و نه فراموش میکنم
همان یک بار که تیرماه پارسال بعد جنگ ۱۲ روزه بخشیدم و فراموش کردم کافیست
ذات خیلی ها عیان شده ..
أنا بخير
ولكن إذا فكرت في ذلك، سوف أبكي ؛
من خوبم
اما اگر فکر کنم، گریهام خواهد گرفت ..

مطلبی دیگر از این انتشارات
بدون اِدیت، بدون روتوش
مطلبی دیگر از این انتشارات
نظر تو چیه؟(۲)
مطلبی دیگر از این انتشارات
❤🔥❤