واقعه فخ

واقعه فخ یا نبرد فخ، یکی از تلخ‌ترین و خونین‌ترین رویارویی‌های خاندان علوی با خلافت عباسی است که در تاریخ اسلام به ثبت رسیده است. این واقعه در روز هشتم ذی‌الحجه سال ۱۶۹ هجری قمری (مصادف با ۱۱ ژوئن سال ۷۸۶ میلادی) در سرزمینی به نام «فخ» در حوالی مکه به وقوع پیوست و به دلیل ابعاد غم‌انگیز و تأیید صریح امام موسی کاظم (ع) از آن، جایگاه ویژه‌ای در میان وقایع مشابه دارد. برای درک عمیق این حادثه، باید به بررسی فضای سیاسی و اجتماعی آن دوره، شخصیت رهبر قیام، نحوه شکل‌گیری، نبرد، سرانجام شهدا و اسرا و در نهایت بازتاب آن در میان اهل بیت پرداخت. 

خلافت عباسی که خود بر پایه شعار “الرضا من آل محمد” (انتخاب فرد شایسته از خاندان پیامبر) قدرت را به دست گرفته بود، پس از تثبیت حکومت خود، مسیری جز زندان، شکنجه و شهادت علویان را در پیش نگرفت. این خفقان شدید در زمان هادی عباسی به اوج خود رسید. علویان به دلیل انتساب شان به پیامبر اسلام از یک سو و ادعای دیرینه بر خلافت به عنوان امامان معصوم از سوی دیگر، همواره هدف سرکوب‌های بی‌امان حاکمان عباسی بودند. مورخ مشهور، یعقوبی، علت قیام را اصرار حكومت عباسی بر دستگیری طالبیان می‌داند كه باعث شد آنان به سوی حسین بن علی (صاحب فخ) رفته و از او بخواهند تا قیام كند. حاکمان مدینه نیز به تبعیت از خلافت مرکزی، هر روز به بهانه‌ای شخصیت‌های بزرگ هاشمی را آزار می‌دادند. نقطه آغازین قیام در مدینه رقم خورد، جایی که والی مدینه، مردم و شخصیت‌های هاشمی را تحت فشار قرار می‌داد و حتی آن‌ها را ضامن حضور یکدیگر قرار می‌داد. ماجرا از آنجا شعله کشید که یک روز «حسین صاحب فخ» و «یحیی بن عبدالله» را به خاطر غیبت یکی از بزرگان بنی هاشم سخت مؤاخذه کرد و به عنوان گروگان بازداشت نمود و همین امر مثل جرقه‌ای بود که خشم و انزجار فرو خفته هاشمیان را شعله‌ور ساخت و آن‌ها را به قیام واداشت. 

«صاحب فخ» لقب حسین بن علی بن حسن بن حسن مجتبی (ع) است؛ مردی که نسبش به امام حسن مجتبی (ع) می‌رسید و از خانوادهای سرشار از مجاهدت و شهادت برخاسته بود. پدر، دایی، جد و عموی مادری و عده‌ای دیگر از خویشان و نزدیکان او پیش از این، در دوران خلافت منصور دوانیقی به قتل رسیده بودند. حسین صاحب فخ علاوه بر این‌که از تبار جهاد و شهادت بود، به دلیل ویژگی‌های اخلاقی برجسته‌اش در میان مردم شناخته می‌شد. او مردی شجاع، بافضیلت، عالیقدر، وارسته و بخشنده توصیف شده است که صفات عالی انسانی، چهره‌ای ممتاز از او ساخته بود. همین والایی مقام و اصالت خانوادگی، او را به گزینه‌ای طبیعی برای رهبری خشم انبوه علویان بدل کرده بود. پیش از وقوع قیام، حتی روایاتی از پیامبر اسلام (ص) درباره شهادت فردی از فرزندانش در این سرزمین و فضیلت همراهی با او وجود داشت که بر عظمت این واقعه می‌افزود. 

سرانجام در سیزدهم ذی‌قعده سال ۱۶۹ قمری، آتش شورش شعلهور شد. حسین بن علی همراه با جمعی از یارانش در مدینه قیام کرد و توانست این شهر مقدس را به مدت دوازده روز از سیطره کارگزاران عباسی خارج سازد. در این مدت، او به سامان‌دهی امور پرداخت و به اجرای عدالت در شهر همت گماشت. پس از این دوازده روز، حسین فخ فردی به نام “درباس خزاعی” را به عنوان جانشین خود در مدینه منصوب کرد و با نزدیک شدن موسم حج، به همراه دیگر علویان و هوادارانش عازم مکه معظمه شد. حرکت آنان به سوی مکه در حقیقت یک راهبرد سیاسی و تبلیغاتی هوشمندانه بود، چرا که تجمع عظیم حاجیان در مکه بهترین فرصت برای جلب حمایت عمومی و افشای ظلم عباسیان به شمار می‌رفت. با فرا رسیدن ایام حج و شنیدن خبر آزادسازی مدینه و حرکت علویان به سوی مکه، بسیاری از شیعیان و حتی بردگان مکه به دلیل رهایی از ظلم و جور عباسیان به استقبال وی شتافته و در زمره یارانش قرار گرفتند. 

خبر این قیام و فتح مدینه و حرکت علویان به سوی مکه، به سرعت به گوش هادی عباسی، خلیفه وقت، رسید. این خبر چنان او را شگفت‌زده و سراسیمه کرد که در اسرع وقت دستور تجهیز لشکری عظیم را صادر کرد. ترس اصلی هادی از پیوستن قریب به صدها هزار حاجی مکه به صفوف علویان بود که می‌توانست ضربه‌ای کاری بر پیکره خلافت وی وارد آورد. از این رو، هادی عباسی با عجله سپاهی را به فرماندهی محمد بن سلیمان عباسی به سوی مکه گسیل داشت. این لشکر عمدتاً از همراهان مسلح شاهزادگان عباسی تشکیل شده بود که در آن سال برای گذراندن مراسم حج به مکه آمده بودند. فرماندهی این سپاه را نیز دو تن از فرماندهان کارکشته عباسی به نام‌های موسی بن عیسی بن علی و محمد بن سلیمان بن منصور بر عهده داشتند. 

دو سپاه سرانجام در روز ترویه، یعنی هشتم ذی‌الحجه سال ۱۶۹ قمری، در یک فرسنگی مکه معظمه در سرزمینی به نام “فخ” در مقابل یکدیگر صف آرایی کردند. در ابتدا، طرفین به تبادل پیام‌های سیاسی و تبلیغاتی پرداختند و علویان بر حقانیت خود و غاصب بودن عباسیان تأکید میکردند، اما طبیعتاً درگیری نظامی اجتناب‌ناپذیر بود. نبردی سخت و طاقت‌فرسا میان آن دو درگرفت و با شدت تمام ادامه یافت. منابع تاریخی شمار یاران حسین بن علی را حدود سیصد تا هفتصد نفر ذکر کرده‌اند. در مقابل، لشکریان عباسی چندین برابر آنان بودند و از تجهیزات و امکانات بسیار بهتری برخوردار بودند. سپاه عباسی به آسانی شورش‌کنندگان را در هم کوبید و در دره فخ به پیروزی قاطعی دست یافت. در این نبرد نابرابر، حسین بن علی، قائد شجاع قیام، همراه با بیش از یکصد تن از یاران برجسته خود در راه آرمانشان به شهادت رسیدند و جمع زیادی نیز زخمی و اسیر شدند. حسین بن علی هنگامی به شهادت رسید که تنها چهل و پنج سال داشت. پس از پایان جنگ، عباسیان جسارتی ناجوانمردانه را که یادآور جنایت یزید بن معاویه در کربلا بود، تکرار کردند. سر شهدا را از تن جدا کرده و بر بالای نیزه‌ها زدند و با غرور تمام آن‌ها را در معرض تماشای حاجیان خانه خدا قرار دادند. در پیشاپیش این کاروان سرهای بریده، سر حسین بن علی رهبر قیام و سر سلیمان بن عبدالله بن حسن قرار داشت. سرها به همراه اسیران به نزد هادی در بغداد فرستاده شد و خلیفه عباسی دستور قتل عام تمام اسیران را صادر کرد. گروهی از بازماندگان نیز با پنهان کردن خود در میان جمعیت حجاج از چنگال مرگ گریختند که از جمله آن‌ها ادریس بن عبدالله بود که بعدها موفق به تأسیس دولت ادریسیان در مغرب (مراکش امروزی) شد. 

ویژگی ممتاز و مهم این قیام در مقایسه با دیگر شورش‌های علوی، حمایت و تأیید آشکار امام موسی کاظم (ع)، امام هفتم شیعیان بود. هنگامی که سرهای شهدای فخ، از جمله سر سردارشان حسین بن علی را به مدینه آوردند، امام کاظم (ع) پس از بیان کلمه استرجاع (إنا لله و إنا إلیه راجعون)، با صراحت تمام فرمود: «حسین درگذشت، ولی سوگند به خدا...» و لحن کلام ایشان حاکی از تأیید کامل قیام و تلخی از دست دادن این بازماندگان رسول خدا بود. این حمایت علنی از سوی امام معصوم، جایگاه قیام فخ را در میان شیعیان از یک حرکت سیاسی صرف به یک قیام مقدس ارتقا بخشید. برخی منابع تصریح کرده‌اند که این تنها قیامی است که مورد تأیید صریح امام موسی کاظم (ع) قرار گرفته است و این تأیید بدان معنا بود که ایشان در راه مبارزه با حکومت جور و احقاق حق خاندان رسالت، این اقدام را بر حق و عاقلانه تشخیص داده بودند. 

واقعه فخ از نظر وسعت و تباهی، دومین فاجعه بزرگ برای آل علی (ع) پس از واقعه عاشورا به شمار می‌رود. نقل است که امام جواد (ع) پس از این واقعه فرمودند: «برای اهل بیت بعد از کربلا، قتلگاهی بزرگتر و مصیبت‌بارتر از حادثه فخ نبوده است». با این حال، ظلم عباسیان نتوانست اراده آزادی‌خواهی این خاندان را در هم بشکند. به یُمن فرار و نجات افرادی چون ادریس، نهضت علوی در نقاط دوردست جهان اسلام تداوم یافت و ریشه حکومت‌های قدرتمند دیگری را بنا نهاد. سرزمین فخ نیز نام خود را از این واقعه خونین گرفته و برای همیشه در حافظه تاریخی مسلمانان به عنوان نماد مقاومت در برابر ستم و مظلومیت آل علی (ع) نقش بست.