کارشناسی ارشد مشاوره خانواده
« بازگشت به ریشه — تحلیل تکانهها با تابع معکوس»

مراجع: سارا، ۳۴ ساله، که اغلب پس از جر و بحث با همسرش، خریدهای آنلاین تکانشی انجام میدهد و بعد احساس گناه و سردرگمی میکند.
جلسه درمانی: معرفی استعاره و نقشه مسیر
درمانگر: «سارا، امروز میخواهم با یک تصویر ساده ریاضی نگاه کنیم به رفتارهای تکانشی تو. مثل یک تابع، ورودیها وارد سیستم ذهن میشوند، پردازش میشوند و خروجی ایجاد میکنند. ما قصد داریم مسیر خروجی را به عقب دنبال کنیم و علتهای عمیقتر را پیدا کنیم. این همان «عمل معکوس» است.»
درمانگر یک نمودار ساده میکشد:
ورودی (جر و بحث) ---> [جعبه سیاه پردازش ذهن] ---> خروجی (خرید تکانشی)
گام ۱: شناسایی خروجی و ورودی آشکار
خروجی نهایی: خرید آنلاین تکانشی
ورودی آشکار: جر و بحث با همسر
تابع اولیه:
Input (جر و بحث) → Processing → Output (خرید تکانشی)
درمانگر توضیح میدهد: «این مرحله، شناسایی ورودی و خروجی است؛ مثل دیدن مسیر نهایی قبل از این که وارد جزییات شویم.»
گام ۲: اجرای عمل معکوس – کشف هیجانها و افکار پنهان
درمانگر: «لحظهای قبل از این که دستت به خرید برود، در بدنت چه حسی داشتی و چه فکری گذشت؟»
سارا: «یک احساس خالی در سینه، و فکر “هیچکس مرا درک نمیکند”.»
تابع معکوس:
خرید → حس خالی + فکر "درک نشدن"
در این مرحله، خروجی به ورودیهای داخلی لحظهای مرتبط میشود.
گام ۳: گسترش زنجیره معکوس – بازگشت به ریشهها
درمانگر: «این حس آشناست؟ اولین خاطراتی که از آن داری چیست؟»
سارا: «در نوجوانی، وقتی مشکلی داشتم و به مادرم میگفتم، او وسط حرفم میرفت سراغ کارهایش. حس میکردم نامرئی هستم.»
تابع مرکب کنونی:
ورودی امروز (جر و بحث) → پردازش قدیمی (بیتوجهی = من نامرئی) → خروجی (خرید تکانشی)
این مرحله نشان میدهد که الگوهای کنونی، محصول یک سیستم پیچیده با ریشه در تجربههای گذشته هستند.
گام ۴: بازتعریف تابع – ساختن مسیرهای جدید
آگاهی از سیگنالها: سارا یاد میگیرد که حس خالی و فکر «درک نشدن» را به عنوان هشدار ببیند.
تغییر پردازش ذهنی: باور قدیمی «اختلاف نظر یعنی من نامرئیام» بازتعریف میشود: «اختلاف نظر طبیعی است و من میتوانم نیازم به درک شدن را به شکل دیگری بیان کنم.»
ایجاد خروجی جدید: وقتی سیگنال هشدار فعال شد، سارا مکث میکند و از خود میپرسد: «چه نیازی دارم؟ شاید نفس عمیق، نوشتن احساسات، یا گفتگوی آرامتر بعداً.»
تابع جدید:
جر و بحث → سیگنال هشدار → مکث و خودآگاهی → انتخاب پاسخ سازگارانه (مثلاً گفتگو یا نوشتن)
نتیجهگیری برای مراجع
تکانهها تصادفی نیستند؛ خروجی یک الگوی یادگرفتهشده هستند.
«عمل معکوس» فاصلهای بین محرک و واکنش ایجاد میکند و امکان انتخاب آگاهانه میدهد.
تغییر این الگوها زمان و تمرین میخواهد، اما هر قدمی که مسیر معکوس را دنبال میکنید، در حال بازنویسی «معادله روان» خود هستید.
لینک مقالهها: https://vrgl.ir/C447W
مطلبی دیگر از این انتشارات
نقاشی روی صندلی گهوارهای
مطلبی دیگر از این انتشارات
«امضایِ تابآوری: وقتی پیچخوردگیها مایهٔ شکوه میشوند»
مطلبی دیگر از این انتشارات
«سایهای که قلممو را میلرزاند.»