«شکافِ آگاهانه: وقتی بن‌بست به امکان تبدیل می‌شود»

مریم، ۳۸ ساله، استاد دانشگاه، با این شکایت به درمان مراجعه کرد که «احساس می‌کنم به بن‌بست رسیده‌ام؛ هرچقدر هم تلاش می‌کنم، اتفاق تازه‌ای نمی‌افتد.»
او در کار حرفه‌ای موفق بود، اما در روابط عاطفی و تصمیم‌های شخصی همواره مردد می‌ماند. جمله‌ای که بارها تکرار می‌کرد این بود: «واقعیت همین است؛ شرایط اجازه نمی‌دهد.»

در جلسات اولیه، بیشتر درباره «شرایط بیرونی» صحبت می‌کرد: ساختار دانشگاه، انتظارات خانواده، محدودیت‌های اقتصادی. همه‌چیز منطقی به نظر می‌رسید. اما وقتی دقیق‌تر نگاه کردیم، الگوی دیگری آشکار شد: هر زمان فرصتی برای تغییر پیش می‌آمد، او پیشاپیش سناریوی شکست را فعال می‌کرد و عقب می‌نشست.

در یکی از جلسات، از او خواستم تجربه‌اش را این‌گونه توصیف کند:
«اگر این وضعیت یک اتاق بود، چه شکلی بود؟»

گفت: «اتاقی با دیوارهای ضخیم و بدون پنجره.»

پرسیدم: «مطمئنی دیوارها ضخیم‌اند؟ یا تا حالا فقط لمس‌شان نکرده‌ای؟»

سکوت کرد. بعد از چند لحظه گفت:
«شاید هیچ‌وقت امتحان نکرده‌ام که واقعاً ببینم چقدر مقاوم‌اند.»

در هفته‌های بعد، به جای تمرکز صرف بر تحلیل شرایط، بر «نقاط انتخاب» کار کردیم:

  • جاهایی که می‌توانست گفت‌وگویی را آغاز کند اما نمی‌کرد.

  • جاهایی که می‌توانست درخواست کمک کند اما خودبسندگی افراطی را ترجیح می‌داد.

  • جاهایی که ترس از قضاوت، تصمیم را متوقف می‌کرد.

کم‌کم متوجه شد که بن‌بست او فقط حاصل ساختار بیرونی نیست؛ بخشی از آن به الگوهای درونیِ تثبیت‌شده مربوط است.

در یکی از جلسات گفت:
«احساس می‌کنم دیوار هنوز هست، اما حالا می‌دانم جاهایی هست که می‌توانم در آن شکاف ایجاد کنم. لازم نیست همه‌چیز فرو بریزد؛ کافی است نور کمی وارد شود.»

این تغییر ناگهانی و قهرمانانه نبود.
او شهر را عوض نکرد.
شغلش را ترک نکرد.
اما یک مکالمه مهم را آغاز کرد.
یک درخواست قدیمی را مطرح کرد.
و برای اولین بار، تصمیمی گرفت که صرفاً مبتنی بر اجتناب از اضطراب نبود.

چند ماه بعد گفت:
«شرایط همان است، اما تجربه‌ام از آن عوض شده. دیگر فقط در اتاق نیستم؛ پنجره‌ای هست که خودم ایجاد کرده‌ام.»


پیام این وینیت

گاهی درمان درباره فرو ریختن دیوارها نیست؛
درباره کشف این است که برخی دیوارها آن‌قدرها هم صلب نیستند.
و اینکه آزادی همیشه به معنای خروج از جهان نیست، بلکه به معنای زیستن آگاهانه‌تر در دل همان جهان است.

جملات

جمله مفهومی

«آنچه ما واقعیت می‌نامیم، صرفاً مجموعه‌ای از داده‌های بیرونی نیست؛ بلکه در تعامل با شیوه ادراک و کنش ما شکل می‌گیرد. گاه آنچه به‌صورت بن‌بست تجربه می‌شود، با تغییر زاویه دید و نحوه مواجهه، به امکانی تازه برای معنا دادن بدل می‌شود.»

جمله درمانی

«درمان فرایندی است که در آن فرد به‌تدریج درمی‌یابد بسیاری از دیوارهای روانی، مطلق و تغییرناپذیر نیستند. با بازشناسی الگوهای تثبیت‌شده و تقویت حس انتخاب، می‌توان از دل تجربه‌های انسداد، چشم‌اندازی واقع‌بینانه و شخصی به سوی سلامت روان ساخت.»

جمله فلسفی

«انسان همواره در جهان افکنده است، اما در همان افکندگی نیز امکان بازتفسیر و گشودگی دارد. آزادی نه در گریز از محدودیت، بلکه در شیوه زیستنِ آگاهانه در دل آن و فراتر رفتن از عادت‌های نادیده‌گرفته‌شده رخ می‌دهد.»

جمله الهام‌بخش

«همیشه لازم نیست شرایط ایده‌آل فراهم شود تا افقی تازه دیده شود. گاهی کافی است مسئولیت سهم خود را در تغییر بپذیریم و با گامی سنجیده، شکافی هرچند کوچک در دیوارهای دیرینه ایجاد کنیم.»