کارشناسی ارشد مشاوره خانواده
«امضایِ تابآوری: وقتی پیچخوردگیها مایهٔ شکوه میشوند»

فرآیند تفرد نه در همسویی با الگوهای ازپیشتعیینشده، بلکه در توانایی روان برای تبدیل تضادها، زخمها و فشارهای محیطی به ساختاری منحصربهفرد و درعینحال یکپارچه تجلی مییابد. انسان، همانند درختی که مسیر رشدش را نه در شرایط ایدهآل بلکه در مواجهه با نیروهای بازدارنده یافته است، از دلِ همین ناهمواریها شکل میگیرد و هویت مییابد.
آنچه در نگاه نخست بهصورت نقص، انحراف یا پیچخوردگی در تنه زندگی تجربه میشود، اغلب امضای تابآوری روان است؛ نشانههایی زنده از این واقعیت که فرد، در برابر نیروهایی که میتوانستند او را بشکنند، بهجای تسلیم، راهی برای تغییر جهت، سازگاری خلاق و ادامه رشد یافته است. این پیچخوردگیها نه شکست مسیر، بلکه گواهیاند بر زیستنِ فعال در دل محدودیتها.
زیباییِ اصیل نه در کمال متقارن و رشد بیدردسر، بلکه در شهامتِ خود بودن پدیدار میشود؛ در پذیرش این حقیقت که مسیر سبز شدن هر روانی ممکن است از میان صخرهها و تندبادها بگذرد و شکلی متفاوت از دیگران به خود بگیرد. تفاوت، در این معنا، نه نشانهٔ کمبود، بلکه بیان یکتایی تجربهٔ زیسته است.
و شاید در سطحی عمیقتر، آنچه ما را از داوریهای جهان میرهاند، رهایی از الزام «کاربردی بودن» باشد؛ همانگونه که درختی که برای نجار بیفایده مینماید، امکان قرنها زیستن و به شکوه رسیدن مییابد. گاهی فاصله گرفتن از معیارهای سودمندی، موفقیت و مطلوبیتِ بیرونی، آغازی است برای اصالت هستی؛ جایی که روان اجازه مییابد نه برای مصرف جهان، بلکه برای تحقق خود رشد کند.
مطلبی دیگر از این انتشارات
«سایهای که قلممو را میلرزاند.»
مطلبی دیگر از این انتشارات
«هندسهی تنهایی، معماریِ پیوند»
مطلبی دیگر از این انتشارات
«دیالکتیک آشفتگی درونی و قضاوت قطبی»