کارشناسی ارشد مشاوره خانواده و علاقمند به مباحث بینرشتهای
«وقتی مسئله، حذف علائم نیست؛ شناسایی پارامترهای سیستم است»

مراجع: دکتر سهرابی، ۴۵ ساله، استاد آمار زیستی و پژوهشگر اپیدمیولوژی، با شکایت از اضطراب مزمن، نشخوار فکری و احساس از دست دادن کنترل مراجعه کرده است. او پیش از ورود به اتاق درمان میگوید:
«من با عدم قطعیت علمی مشکلی ندارم؛ هر روز با احتمال و ریسک سروکار دارم. اما وقتی نوبت به ذهن خودم میرسد، انتظار دارم کاملاً قابل پیشبینی باشد. اگر یک روز بدون اضطراب باشم و فردا دوباره اضطراب برگردد، احساس میکنم تمام درمان بیفایده بوده است.»
درمانگر روی تخته سفید سه محور رسم میکند و میگوید:
«امروز قصد ندارم درباره اضطراب صحبت کنم؛ میخواهم درباره مدلسازی سیستم صحبت کنیم.»
دکتر سهرابی لبخند میزند.
«بالاخره یک زبان مشترک پیدا کردیم.»
درمانگر ادامه میدهد:
«فرض کنیم ذهن شما یک سیستم پویاست. اولین اشتباه این است که هر حمله اضطراب را یک شکست درمان بدانیم. سؤال علمیتر این است: آیا پارامترهای سیستم در حال تغییرند؟»
سپس دو ستون روی تخته مینویسد.
λ علائم (Symptoms Rate)
حملات اضطراب
نشخوار فکری
اجتناب
λ رفتارهای ارزشمحور (Adaptive Action Rate)
گفتوگوی صادقانه با همسر
ورزش
ذهنآگاهی
ادامه فعالیت پژوهشی باوجود اضطراب
دکتر سهرابی میگوید:
«یعنی ممکن است ستون اول هنوز صفر نشده باشد، اما ستون دوم بهبود پیدا کرده باشد؟»
درمانگر پاسخ میدهد:
«دقیقاً. بسیاری از بیماران فقط ستون اول را اندازه میگیرند؛ در حالی که درمان، هر دو ستون را دنبال میکند.»
سپس درمانگر معادلهای ساده روی تخته مینویسد:
λ(t) = f(خواب، استرس، کیفیت روابط، تنظیم هیجان، فعال شدن طرحوارهها)
و ادامه میدهد:
«این λ یک عدد ثابت نیست؛ یک تابع پویاست. هر شب کمخوابی، هر تعارض حلنشده یا هر فعال شدن طرحواره کمالگرایی، میتواند آن را تغییر دهد.»
دکتر سهرابی کمی فکر میکند و میگوید:
«پس درمان، کاهش مستقیم λ نیست؛ بلکه تغییر متغیرهایی است که λ را تولید میکنند.»
درمانگر لبخند میزند.
«دقیقاً. ما λ را درمان نمیکنیم؛ پارامترهای مولد λ را درمان میکنیم.»
سپس درمانگر سؤال دیگری میپرسد:
«اگر این هفته، با وجود اضطراب، سه بار برای دویدن بروید، دو بار با همسرتان بدون اجتناب گفتوگو کنید و هر روز ده دقیقه ذهنآگاهی انجام دهید، چه اتفاقی افتاده است؟»
دکتر سهرابی پاسخ میدهد:
«λ رفتارهای سازگار افزایش پیدا کرده است.»
«و اگر هنوز دو حمله اضطراب داشته باشید، آیا درمان شکست خورده است؟»
چند ثانیه سکوت برقرار میشود.
«نه... فقط یکی از خروجیهای سیستم هنوز کاملاً تغییر نکرده است.»
درمانگر نمودار دیگری رسم میکند.
«حالا یک سؤال مهمتر. آیا هر حمله اضطراب مستقل از قبلی است؟»
دکتر سهرابی فوراً پاسخ میدهد:
«نه. اگر دیشب نخوابیده باشم و امروز هم جلسه پرتنشی داشته باشم، احتمال حمله بعدی بیشتر است.»
درمانگر میگوید:
«پس ذهن شما بیشتر شبیه یک سیستم دارای حافظه است تا یک فرایند کاملاً تصادفی. هر رویداد، وضعیت سیستم را برای رویداد بعدی تغییر میدهد.»
دکتر سهرابی سر تکان میدهد.
«یعنی من تمام این مدت اشتباه میکردم؛ دنبال حذف رویدادها بودم، نه تغییر دینامیک سیستم.»
در پایان جلسه، درمانگر دفترچهای به او میدهد.
اما این بار، دفترچه فقط برای ثبت تعداد حملات اضطراب نیست.
چهار ستون دارد:
تعداد علائم
تعداد رفتارهای ارزشمحور
کیفیت خواب
رویدادهای بینفردی مهم
درمانگر میگوید:
«شش جلسه اول، درمان نبود؛ مرحله شناسایی سیستم (System Identification) بود. ما در حال برآورد پارامترهای سیستم شما بودیم. از اینجا به بعد، مداخلات را بر اساس دادههای واقعی تنظیم میکنیم، نه بر اساس حدس یا احساس.»
دو ماه بعد، دکتر سهرابی وارد جلسه میشود و میگوید:
«جالب است؛ تعداد حملات اضطراب هنوز گاهی بالا میرود، اما دیگر آنها را نشانه شکست نمیدانم. اکنون مثل یک پژوهشگر به دادهها نگاه میکنم. وقتی خوابم کم میشود یا تعارضها حلنشده میمانند، انتظار دارم سیستم نوسان کند. تفاوت این است که اکنون میدانم کدام پارامترها را باید تنظیم کنم و مهمتر از آن، حتی در روزهای سخت نیز نرخ رفتارهای ارزشمحورم تقریباً دو برابر شده است. شاید درمان، حذف نوسانها نباشد؛ بلکه افزایش ظرفیت سیستم برای بازگشت به تعادل باشد.»
درمانگر دفترچه را میبندد و میگوید:
«این همان تفاوت میان کنترل کردن رویدادها و فهمیدن معماری سیستم است. سلامت روان، بیش از آنکه به معنای زندگی بدون نوسان باشد، به معنای شناخت و تنظیم هوشمندانه پارامترهایی است که این نوسانها را شکل میدهند.»
مطلبی دیگر از این انتشارات
«وقتی معنا زخم میزند: رنج ناشی از بدفهمی معنویت شخصی: رویکردی بینرشتهای»
مطلبی دیگر از این انتشارات
جملات کوتاه
مطلبی دیگر از این انتشارات
آن سوی دیوارِ گسسته