پایان شب سیه ، سپید است
این روز ها ....
همه چیز ترسناک شده ، غم زده .
انگار رو شهرمون خاک مرده پاچیدن .
همه جا سکوته .
جوب هامون خونی ، ( بقیه اش رو خودتون بنویسید تو کامنت ها )
یک چشمون خون هست اون یکی اشک
یکی از چشم هامون گاز اشک آور خورده اون یکی گلوله
خیابون ها رو خالی نکنید ، بذارید پیروز شیم
بذارید این بار تهران آزاد شه ، ایران آزاد شه
نترسید، نترسید ما همه باهم هستیم
نیومد اینجا انرژی بدم چون خودم حالم بد تر از همه تونه
تو این جنگ تنها چیزی که برامون مهم نبود حال خودمون بود و مهم ترینش حال بقیه.
درد داره ، وقتی می گید اعتراض مسالمت آمیز و بعد خودتون با باتوم و اسلحه ۱۰۰ نفره می ایستید جلومون .
آره درد و اشک داره پس گریه کن که روز آزادی بخندی .
ما مراقب هم هستیم ، و می خواهیم بود .
بچه ها بریم ، بریم به سوی امید.
ما به امید دل بستیم.
هر چی دلتون خواست تو کامنت ها بگید ، ما باید هم رو بشنویم 🕊🕊
مطلبی دیگر از این انتشارات
تغییر کاربری!
مطلبی دیگر از این انتشارات
معرفی کتاب✨️🪐☘️
مطلبی دیگر از این انتشارات
وقتی فئودور داستایوفسکی ، اینده را پیش بینی می کند ...