محمدم، یه سیزدهبهدریِ دهه شصتیِ هفت ماهه، که همه میدونن عاشق چهارتا چیزم، کتاب خوب، فیلم خوب، موسیقی خوب و خوردنی خوب. که هندونه جزو اولینهاشه.
از مشاور استراتژیک تا مباشر استراتژیک

در دنیای پرچالش و پر از تغییر و تحول کسبوکارهای امروزی، مشاوره مدیریت نقشی حیاتی در راهبری و تصمیمگیریهای استراتژیک سازمانها و در تعیین مسیر و دستیابی به اهداف آن ایفا میکند.
مشاوران مدیریت، با دانش و تجربهی خود، میتوانند به مدیران کمک کنند تا در مسیر صحیح حرکت کرده و به اهداف بلندمدت خودشان دست یابند.
موضوع نگران کننده اما این است که برخی از مشاوران، به جای ارائهی مشاورههای مستقل و سازنده، تنها به عنوان مباشرانی برای تحقق خواستههای مدیران عمل میکنند یا در نهیات به آن تبدیل می شوند.
یک مشاور سازمانی قرار نیست در وضعیت موجود سازمان حل شده یا تبدیل به وکیل مدافع شرکت گردد. او باید همانند یک پزشک متخصص آنکولوژی بدون هیچ اغماض و تعارفی، بدنه سازمان را مشاهدهِ آنالیز، آسیب شناسی و درمان کند. شاید بزرگترین غده سرطانی این سازمان در مغز راهبری آن در قلب مدیریتی یا حتی در دستان اجرایی آن یعنی مدیران میانی و پرسنل باشد.
رسیدن به این وضعیت در سازمان، میتواند منجر به تصمیمگیریهای ناکارآمد و غیر اثربخش و در نهایت استحاله آن شود.
در دنیای پیچیده کسبوکار امروز، مشاوره مدیریت نقش کلیدی در سازمانها دارد. این نوع مشاوره به مدیران کمک میکند تا با استفاده از تخصص و دانش تخصصی، بهترین تصمیمات را اتخاذ کنند. با این حال،. این امر میتواند به کاهش کیفیت تصمیمگیریها و به خطر افتادن اهداف استراتژیک منجر شود.
قدرت رهبری برای یک مشاور استراتژیک: نیاز حیاتی، مهارت ضروری

شاید بتوان گفت که اولین نیاز یک مشاور استراتژیک برای اینکه در دام اتفاقات بالا نیافتد، وجود قدرت رهبری و هدایت صحیح در خود مشاور باشد.
یک مشاور مدیریت باید بتواند نه تنها دادهها و اطلاعات را تحلیل کند، بلکه باید در توانایی خود برای هدایت و رهبری مدیران نیز مهارت داشته باشد.
قدرت رهبری در یک مشاور به معنای توانایی تأثیرگذاری بر تصمیمات استراتژیک و هدایت سازمانها به سمت فرصتهای بزرگتر و بهتر است.
مثال بارز این مهارت را میتوان در عملکرد جک ولش، مشاور سابق و سپس مدیرعامل جنرال الکتریک، دید که چگونه با استراتژیهای نوآورانه و رهبری قوی، تحولات عظیمی در سازمان ایجاد کرد.
رهبری مؤثر در مشاوره بیش از هر چیز نیازمند درک عمیق از مسائل کسبوکار و توانایی هدایت تصمیمگیریها است.
مشاوران باید قادر باشند مدیران را در شناسایی فرصتها و تهدیدات کلیدی و در نهایت در دستیابی به موفقیتهای بزرگتر راهنمایی کنند. آنها باید به طور فعال در توسعه استراتژیها مشارکت کنند و مدیران را از تصمیمگیریهای مبتنی بر عادت یا احساسات زودگذر دور نگه دارند.
یکی دیگر از نمونههای برجسته این مهارت را میتوان در عملکرد شرل سندبرگ، مشاور سابق و مدیر ارشد اجرایی فیسبوک، مشاهده کرد. وی با استفاده از تخصص خود در استراتژیهای تجاری و مدیریتی، توانست تحولات قابل توجهی را در این شرکت به وجود آورد.
این افراد مشاوران قدرتمندی بودند که در نهایت تبدیل به رهبران خود سازمان شدند. اما آیا آنها در زمان مشاوره تبدیل به همان مباشران شدند؟ یا با حفظ استقلال و قدرت رهبری توانستند خودشان را اثبات و سازمان را به سمت توسعه سوق دهند؟
اهمیت استقلال فکری مشاوران استراتژیک

استقلال فکری در یک مشاور دومین عنصر مهم برای تبدیل نشدن به یک مباشر مدیر است.
این استقلال فکری به معنای توانایی ارزیابی و تجزیه و تحلیل شرایط بدون پیشداوری یا تحت تاثیر قرار گرفتن از نظرات دیگران بهویژه مدیر بالا دستی سازمان و سرمایهگذارانی است که به نوعیپ تامین کننده هزینه مشاورههای او هستند.
برای مشاوران استراتژیک، داشتن استقلال به آنها امکان میدهد تا پیشنهادات و راهحلهایی که در نهایت به نفع سازمان است را ارائه دهند. این خصوصیت نه تنها به حفظ اخلاق حرفهای کمک میکند بلکه بر تأثیرگذاری مثبت و پایدار مشاور بر سازمان نیز افزوده میشود.
استقلال فکری مشاوران نه تنها برای حفظ و افزایش اعتبار آنها بلکه برای اثربخشی تصمیمگیریها در سازمان نیز ضروری است. مشاوران باید توانایی تحلیل و ارزیابی شرایط را داشته باشند بدون اینکه تحت تأثیر نفوذ یا فشارهای مدیریتی قرار گیرند.
این نوع استقلال به آنها امکان میدهد تا راهحلهای نوآورانه و خلاقانهای را پیشنهاد دهند که میتواند سازمانها را از چالشهای بزرگ عبور دهد. مثالی از این استقلال فکری را میتوان در عملکرد پیتر دراکر، پدر مدیریت مدرن دید؛ که چگونه با نگاهی بیطرفانه و عمیق به مسائل مدیریتی، توانست مبانی جدیدی در فهم و اجرای مدیریت در جایگاه مشاوره برای بزرگترین سازمانها و کمپانیها ارائه دهد.
مشاور استراتژیک یا مباشر استراتژیک

اما میرسیم به اصل مطلب، یعنی نقطهای که از ابتدا به آن اشاره کردیم. تفاوت کلیدی بین یک مشاور ( کسی که با استقلال فکری و قدرت رهبری به هدایت مشاورانه مدیران می پردازد) و یک مباشر ( کسی که در سازمان حل شده و تبدیل به توجیه کننده تصمیمگیری مدیران و سازمان میشود) در این است که مشاور باید قادر به ارائه راهنماییهای بیطرفانه و بر اساس دادههای حقیقی از دل سازمان، از درون پایینترین سطوح و درونیترین اتفاقات جاری سازمان باشد، در حالی که مباشر همانطور که از قدیم بودهاند، تنها خواستهها و دستورات مدیر را اجرا میکند.
حفظ این تمایز نه تنها به سلامت و کارآمدی فرآیندهای تصمیمگیری کمک میکند، بلکه بر اعتماد و احترام متقابل بین مدیران و مشاوران نیز تاثیر میگذارد.
وجود مشاوران مستقل و قابل اعتماد، که میتوانند نظرات و راهحلهای خود را بدون فشارهای خارجی ارائه دهند، برای رشد مستمر یک مجموعه، یک سازمان و یک تیم ضروری است.
استقلال مشاوران نه تنها به بهبود تصمیمگیریها کمک میکند، بلکه اعتماد و احترام متقابل بین مدیران و مشاوران را نیز تقویت میکند.
اما یکی از راهکارهای اساسی و مهم برای جلوگیری از شروع روند تبدیل مشاور به مباشر، که مشاوران استراتژیک موفق در سطح بینالمللی همه به آن پایبند بودهاند؛ بدون شک عدم حل شدن در سازمان تحت مشاوره، عدم ورود به چارت سازمانی و تبدیل شدن به کارمند حقوق بگیر مدیران است.
این اقدام در حفظ استقلال، عدم وابستگی و تثبیت غلبه دانش بر مصلحت به مشاوران کمک زیادی خواهد کرد.
حرف و سخن آخر
تمام آنچه از ابتدا تا بدینجا گفتیم برای حفظ جایگاه مشاوران استراتژیک به عنوان رهبران آکادمیک و معماران پنهان موفقیت سازمانها است.
مشاوران مدیریتی که از استقلال فکری برخوردار هستند و در کنارش تواناییهای رهبری دارند، میتوانند نقش بسزایی در پیشبرد اهداف استراتژیک سازمانها ایفا کنند.
برای مشاوران موفق و هوشمند، حفظ استقلال فکری و پایبندی به اخلاق حرفهای از اهمیت ویژهای برخوردار است.
برای همین توصیه میشود که مدیران نیز در راستای همین مساله به دنبال مشاورانی باشند که توانایی نظر دادن به صورت مستقل را دارند و مشاوران نیز باید همواره به دنبال تقویت مهارتهای خود در زمینه تحلیل و رهبری باشند تا بتوانند نقشهای مؤثرتری را در سازمانها ایفا کنند.
مشاوران مدیریتی نیز که برخوردار از استقلال فکری هستند و تواناییهای رهبری قوی دارند، با حفظ جایگاه مشاور و نرفتن در پوزیشن مباشر، میتوانند تأثیر بزرگی بر پیشبرد اهداف استراتژیک سازمانها داشته باشند.
مطلبی دیگر از این انتشارات
در خدمت و خیانت هوش مصنوعی برای مارکتینگ و محتوا
مطلبی دیگر در همین موضوع
چطور استخدام شویم؟
بر اساس علایق شما
یاسها