عنوان: نقد بازنمایی نوستالژیک سلطنت پهلوی در ایران معاصر با تأکید بر اندیشههای رهبر انقلاب اسلامی

عنوان: نقد بازنمایی نوستالژیک سلطنت پهلوی در ایران معاصر با تأکید بر اندیشههای رهبر انقلاب اسلامی
نویسنده: مجتبی غضنفری
چکیده: در سالهای اخیر، بازنمایی نوستالژیک از سلطنت پهلوی در فضای مجازی و رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، به ابزاری برای مهندسی افکار عمومی بدل شده است. این مقاله با بهرهگیری از چارچوب نظری سیاست حافظه و تحلیل گفتمان انتقادی، تلاش دارد تا ضمن واکاوی ریشههای این نوستالژی، به نقد بنیادین آن بر اساس تجربهی تاریخی و اندیشههای رهبر انقلاب اسلامی بپردازد. مقاله با تأکید بر خیانتهای تاریخی خاندان پهلوی، ناکارآمدی ساختار سلطنت و وابستگی آن به بیگانگان، نشان میدهد که بازگشت به سلطنت—even if adorned with a democratic façade—نهتنها راهحل نیست، بلکه بازتولید بحرانهای پیشین است.
کلیدواژهها: سلطنت پهلوی، نوستالژی سیاسی، سیاست حافظه، گفتمان انقلاب اسلامی، رهبر انقلاب، بازنمایی رسانهای
مقدمه: در فضای سیاستزده و بحرانزدهی ایران معاصر، خاطرهسازی از گذشته به یکی از ابزارهای مهم کنش سیاسی بدل شده است. یکی از برجستهترین نمونهها، بازنمایی نوستالژیک سلطنت پهلوی در رسانههای اجتماعی و شبکههای فارسیزبان وابسته به قدرتهای خارجی است. این بازنمایی، با بهرهگیری از الگوهای احساسی، تصویری آرمانی از دورهی پهلوی ارائه میدهد که نهتنها با واقعیت تاریخی آن دوره تطابق ندارد، بلکه تلاشی است آگاهانه برای مشروعیتزدایی از نظام جمهوری اسلامی. از این منظر، تحلیل این پدیده در پرتو اندیشههای رهبر انقلاب اسلامی که همواره بر استقلال، مردمسالاری دینی، و طرد سلطهی بیگانه تأکید داشتهاند، ضرورتی پژوهشی دارد.
بدنه:
۱. چارچوب نظری: سیاست حافظه و نوستالژی سیاسی نوستالژی، بهعنوان شکلی از بازگشت ذهنی به گذشته، در سیاست معاصر ابزاری برای بسیج نیروها و خلق معناست. طبق دیدگاه تاجیک (۱۴۰۱)، نوستالژی زمانی به امر سیاسی بدل میشود که حافظهی تاریخی، به شکلی گزینشی و هدفمند بازتولید شود. سلطنتطلبان تلاش میکنند با گزینش روایتهای خاص، دورهی پهلوی را عصری از ثبات، توسعه و رفاه معرفی کنند، در حالیکه شواهد تاریخی حاکی از سرکوب، وابستگی و تحقیر ملت ایران است (Abrahamian, 2008; Katouzian, 2000).
۲. خیانتهای تاریخی خاندان پهلوی بررسی تاریخی عملکرد رضاشاه و محمدرضا پهلوی، نهتنها ناکارآمدی آنان در عرصهی داخلی، بلکه وابستگی مطلق به قدرتهای خارجی را نشان میدهد. از قرارداد ۱۹۰۷ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، از سرکوب قیام گوهرشاد تا تبعید علما، از واگذاری منابع ملی به غرب تا گسترش سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک)، پهلوی نه نماد پیشرفت، بلکه نماد وابستگی، خشونت و سرکوب است. رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند که سلطنت پهلوی، «نوکر آمریکا و نوکر انگلیس» بود و مردم ایران با انقلاب، به این دورهی تحقیر پایان دادند.
۳. گفتمان انقلاب اسلامی در برابر نوستالژی سلطنت گفتمان انقلاب اسلامی، مبتنی بر سه رکن استقلال، آزادی، و جمهوری اسلامی است. این گفتمان، برخلاف سلطنت که بر طرد مردم از عرصهی سیاست استوار بود، مردم را صاحبان اصلی قدرت میداند. رهبری انقلاب اسلامی همواره بر مشارکت مردم در سرنوشت خود، عدالت اجتماعی، مقابله با استکبار و حفظ هویت فرهنگی تأکید داشتهاند. نوستالژی سلطنت، در حقیقت، نفی این گفتمان و تلاشی برای احیای یک نظام غیرپاسخگو و استبدادی است.
نتیجهگیری: در جهانی که حاکمیت مردمی، پاسخگویی، عدالت اجتماعی و مشارکت آگاهانهی مردم، به ارکان اصلی مشروعیت سیاسی بدل شدهاند، بازگشت به سلطنت—even if adorned with a democratic façade—نهتنها راهحل نیست بلکه بازتولید یک بحران تاریخی است. تجربهی پهلوی، تجربهی وابستگی، سرکوب، تحقیر ملت و تحمیل یک الگوی غربگرایانهی استبدادی بر ایران بود؛ الگویی که نهتنها استقلال کشور را خدشهدار کرد، بلکه فرهنگ، دین و هویت ملی را به حاشیه راند. ایران امروز، بیش از هر زمان، به بازاندیشی در ساختارهای مردمپایه، تقویت مشارکت عمومی، شفافیت در ادارهی امور، و گفتمانسازی حول ارزشهای بومی و دینی نیاز دارد؛ نه به احیای یک نظام منسوخ و تجربهشده.
فهرست منابع فارسی:
۱. کاتوزیان، محمدعلی. (۱۳۹۵). دولت و جامعه در ایران: پیدایش سلطنت مطلقه و ریشههای استبداد. تهران: نشر مرکز.
۲. میرفطروس، علی. (۱۳۹۳). نگاهی به کارنامهی رضا شاه. تهران: مهری.
۳. یروانی، فاطمه. (۱۳۹۸). «نقد بازنماییهای نوستالژیک از سلطنت در شبکههای اجتماعی»، فصلنامهی علوم اجتماعی ایران.
۴. موحدیان، حسین. (۱۴۰۰). «پوپولیسم در ایران معاصر: تحلیل گفتمانی»، مجلهی جامعهشناسی ایران.
۵. تاجیک، محمدرضا. (۱۴۰۱). قدرت، حافظه، هویت: تأملی در سیاست حافظه در ایران. تهران: نشر نی.
فهرست منابع انگلیسی:
1. Abrahamian, E. (2008). A History of Modern Iran. Cambridge University Press.
2. Beeman, W. O. (2005). The Great Satan vs. the Mad Mullahs: How the United States and Iran Demonize Each Other. Praeger.
3. Gasiorowski, M. (1997). The CIA and the Origins of the 1953 Coup in Iran. In: International Journal of Middle East Studies.
4. Katouzian, H. (2000). State and Society in Iran: The Eclipse of the Qajars and the Emergence of the Pahlavis. I.B. Tauris.
5. Smith, A. D. (2012). Nationalism: Theory, Ideology, History. Polity Press.
6. Taggart, P. (2000). Populism. Open University Press.
مطلبی دیگر از این انتشارات
شاه در آینه تاریخ ؛ پایان یک رویا
مطلبی دیگر از این انتشارات
تحلیل ساختاری و ایدئولوژیک رژیم صهیونیستی: از صهیونیسم سیاسی تا زوال تمدنی
مطلبی دیگر از این انتشارات
«صهیونیسم سیاسی و خشونت ساختاری؛ تحلیلی بر جنایات، ترور و مهندسی استعماری اسرائیل»