13 درس از سیزده سال جستجو و یادگیری - درس اول

خودت را از نعمت تغییر محروم نکن، هر چند سخت و عذاب آور باشد.

ما در فرهنگی زندگی می کنیم، که نداشتن نظر و عقیده، یک ننگ بزرگ به حساب می آید، درنتیجه ما اغلب "نظرات" خود را بر اساس برداشت های سطحی یا ایده های وام گرفته شده از دیگران شکل می دهیم، بدون آنکه وقت و فکرمان را که برای پرورش اعتقادی راستین ضرورت دارد، صرف کنیم. سپس ما در هر جمعی به دفاع از این عقاید عاریه ای می پردازیم و خودمان را جوری به این عقاید وابسته می کنیم، گویی که تکیه گاهی هستند برای واقعیت خودمان. گفتن جمله ی ساده ای مثل "نمی دانم"، برایمان عار محسوب می شود. اما فهمیدن، بی نهایت رضایت بخش تر از به حق بودن است؛ حتی اگر این به معنای تغییر ذهنیت خود در مورد یک موضوع ، یک ایدئولوژی یا مهمتر از همه خودت باشد.

یک. چقدر حاضری از عقاید سطحی که بر اساس یک سری شنیده ها و گفته های سطحی که در جامعه شکل دادی، دست بشوری و بیفتی دنبال اینکه خودت بری دنبالش، تعصباتت رو بذاری کنار، گوش کنی، یاد بگیری، فکر کنی و بفهمی؟ کار سختیه می دونم. مرد راه می خواد این کار. اما چقدر شیرینه وقتی که دست آوردت می شه "فهمیدن". نه اطاعت کردن. نه تبعیت کردن. نه تقلید کورکورانه.

دو. خصلت های بد خودت رو می شناسی؟ تا حالا سعی کردی درون خودت رو یه خونه تکونی بکنی؟ چند وقته ذهنت تو رکود غرق شده؟