جنگ

میخواد جنگ شروع شه ، شهر سیاه پوشه ، هر کی غمی رو دوشه ، چشمها از اشک میجوشه ،  مادر نگران جگر گوشه  ، غمین نشسته یه گوشه ، لب ها جام زهر می نوشه ، مصیبت توی توشه  ، عطر گل رفته ، باروت بوشه ، پیرمردی رفته از هوشه ،   مرگ گویی سروشه ،   آزادی به مرگ فروشه، زن و مرد در خروشه ، شادی  یه طفل بازیگوشه ، از یادها فراموشه  ، زانوها از غم در آغوشه ،‌ چراغ ها هم خاموشه ،   سکوت سرپوشه ، درد داروشه ، چرا اندوه سخت کوشه ،   برای خنده هووشه ، کاش زمین پیرهن صلح بپوشه