روی شیشه ، ها شدم

من که جمع بودم چرا منها شدم،                                 شب بی منتها شدم،                                                        با وجود تن ها تنها شدم ،.                                       اقیانوس بی پهنا شدم،                                                شعر بی معنا شدم،                                                        در دل شب رها شدم ،                                                  روی شیشه ، ها شدم ،                                              سکوت واژه ها شدم ،                                                   جو بی هوا شدم ،                                                        گریه ی بی هوا شدم ،                                                    آدم بی حوا شدم ،                                                           از دوستان سوا شدم ،                                                     با غم هم نوا شدم ،                                                        بی باک بودم پروا شدم ،                                                برای اشک ماوا شدم ،                                                      در تنهایی آوا شدم ،                                                      گنگ چون معما شدم ،                                                من با خودم ما شدم ،                                                    بر بخت خویش هما شدم ،                                      جوان ولی پیر در سیما شدم ،                                  هوشیار در کما شدم ،                                                  قصه ای برای شما شدم .
من که جمع بودم چرا منها شدم، شب بی منتها شدم، با وجود تن ها تنها شدم ،. اقیانوس بی پهنا شدم، شعر بی معنا شدم، در دل شب رها شدم ، روی شیشه ، ها شدم ، سکوت واژه ها شدم ، جو بی هوا شدم ، گریه ی بی هوا شدم ، آدم بی حوا شدم ، از دوستان سوا شدم ، با غم هم نوا شدم ، بی باک بودم پروا شدم ، برای اشک ماوا شدم ، در تنهایی آوا شدم ، گنگ چون معما شدم ، من با خودم ما شدم ، بر بخت خویش هما شدم ، جوان ولی پیر در سیما شدم ، هوشیار در کما شدم ، قصه ای برای شما شدم .