من که جمع بودم چرا منها شدم، شب بی منتها شدم، با وجود تن ها تنها شدم ،. اقیانوس بی پهنا شدم، شعر بی معنا شدم، در دل شب رها شدم ، روی شیشه ، ها شدم ، سکوت واژه ها شدم ، جو بی هوا شدم ، گریه ی بی هوا شدم ، آدم بی حوا شدم ، از دوستان سوا شدم ، با غم هم نوا شدم ، بی باک بودم پروا شدم ، برای اشک ماوا شدم ، در تنهایی آوا شدم ، گنگ چون معما شدم ، من با خودم ما شدم ، بر بخت خویش هما شدم ، جوان ولی پیر در سیما شدم ، هوشیار در کما شدم ، قصه ای برای شما شدم .
مطلبی دیگر از این انتشارات
آنجا که رنج ما را با خود واقعی مان آشنا می کند
مطلبی دیگر از این انتشارات
روز تولدت
مطلبی دیگر از این انتشارات
دیوانگی